نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 25 مرداد 1397 - Thu, 16 Aug 2018

جلسه یازدهم / مرجحات تزاحم

متن زیر تقریر و خلاصه ای از جلسه یازدهم درس خارج اصول مبحث تعادل و تراجیح؛ جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در تاریخ دوشنبه 18 فروردین سال 93 برگزار شده است. در این جلسه به بحث پیرامون مرجحاتی که مرحوم نایینی برای موارد تزاحم الادلة ذکر کرده اند پرداخته شده است. قابل ذکر است که متن برداشت شاگردان ایشان از مباحث است.

مرحوم نایینی برای باب تزاحم 4 مرجح ذکر میکنند. ابتدائا فهرست وار به این 4 مرجح اشاره و سپس به تفصیل هر کدام را بررسی میکنیم. در صورت وجدان هر یک از این مرجحات در احد الدلیلین نوبت به مرجح بعدی نمیرسد:

مرجح اول: نداشتن بدل اعم از بدل طولی یا عرضی

بدل طولی: بدلی است که در فرض عجز از مبدل منه، جعل شده است. مرحوم نایینی، غیر از بدل عرضی، داشتن بدل این چنینی را هم سبب ترجیح دلیل آخر دانسته اند. مثل جایی که آب موجود یا کفایت طهارت خبثیه میکند یا طهارت حدثیه. صرف آب در طهارت خبثیه ترجیح دارد بدلیل اینکه طهارت حدثیه بدیل طولی دارد.

بدل عرضی: بدلی است که حتی در فرض قدرت داشتن بر مبدل منه، فرد میتواند بدلش را اختیار کند. چنین بدلیتی در سه مورد متصور است. بدلیت افراد در واجب تخییری (بخلاف واجب تعیینی که بدل ندارد) و بدلیت افراد واجب در واجب موسع (بخلاف واجب مضیق) و بدلیت افراد واجب غیر فوری.

مرجح دوم
اگر متزاحمین هر دو بدل داشتند یا هر دو بدل نداشتند، مرجح دوم: مشروط نبودن به قدرت شرعی است. لذا دلیلی که فقط به قدرت عقلی (که در همه تکالیف شرط است) مشروط است مقدم میشود.

قدرتی که شارع برای یک تکلیف شرط و اخذ میکند قید در ملاک است. مثل وضو که مشروط به قدرت شرعی است بخلاف تیمم. با این حساب، هنگام عجز به قدرت شرعی، ملاک تکلیفی که به آن مشروط است مفقود میشود لذا تکلیف دیگر مرجح پیدا میکند. بخاطر بقاء ملاکش و عدم بقاء ملاک تکلیف دیگر.

مرجح سوم
مرحوم نایینی فرموده اند که اگر هر دو تکلیف مشروط به قدرت شرعی بودند، نوبت به مرجح سوم میرسد. البته در این تقیید مرحوم نایینی مناقشه شده است به اینکه اگر هیچکدام مشروط به قدرت شرعی نبودند (و فقط مشروط به قدرت عقلی بودند) هم نوبت به مرجح سوم میرسد. لذا باید تفصیلا به آن مناقشه هم بپردازیم.
به هر حال مرجح سوم عبارت است از: متقدم بودن زمان واجب. مثل اینکه کسی فقط توان بر 10 روز صوم شهر رمضان را دارد. برای این مکلف صوم 10 روز اول ماه مرجح دارد بر دهه های دیگری از ماه. یا کسی که فقط توان بر یک نماز ایستاده خواندن دارد. ایستاده خواندن نماز ظهر برای او ترجیح دارد بر ایستاده خواندن در نماز عصر.

علت این ترجیح را اینگونه بیان کرده اند که در واجب دوم قدرت منتفی میشود ولی در زمان واجب اول دلیلی بر ترک واجب یا شرط نداریم

مرجح چهارم
مرجح آخر: الاهمیة فی الملاک. حال چه یکی اهم باشد و یا یکی محتمل الاهمیة باشد دون الآخر و یا هر دو محتمل الاهمیتند اما در یکی احتمال بالاتر است (بدلیل جمع شدن بیشتر اسباب اهمیت در آن).


بررسی تفصیلی مرجحات مرحوم نایینی:

مرجح اول: تقدیم ما لا بدل له

الف) تقدیم ما لا بدل له عرضا (بدلی که حتی در فرض قدرت داشتن بر مبدل منه، فرد میتواند بدلش را اختیار کند):

در این موارد که شامل تقدیم تعیینی بر تخییری و تقدیم مضیق بر موسع و تقدیم واجب فوری است، اصل مقدم بودن صحیح است اما نکته ای که مطرح است این است که این تقدیم از باب تزاحم نیست چون در این موارد اصلا تزاحم شکل نمیگیرد. چون در تکلیف به واجب تخییری یا موسع یا غیرفوری، ما متعینا مکلف به فرد مزاحم این واجب با واجب تعیینی یا مضیق یا فوری مزاحم نیستیم. به عنوان مثال، در تزاحم بین نماز و تطهیر مسجد، ما مکلف به فرد مزاحم صلاة نیستیم، بلکه تکلیف به جامع و احد الاطراف طولی تعلق گرفته است و بین جامع و تطهیر مسجد تزاحمی نیست. در واقع در این موارد دو تکلیف بر مکلف واجب شده است که به هر دو قدرت دارد منتهی به شرطی که تعیینی یا فوری یا مضیق را مقدم کند. تزاحم فقط وقتی معنی دارد که خود فرد مزاحم از واجب تخییری یا موسع یا غیر فوری متعینا مورد وجوب باشد. زیرا تزاحم باید بین وجوبین باشد نه فردین از وجوبین. تزاحم قید فعل وجوبین است نه فردین من وجوبین.