نسخه آزمایشی
یکشنبه, 30 خرداد 1400 - Sun, 20 Jun 2021
در بین این سه قول بعضی در دفاع از مرحوم سید استدلال و بیانی اقامه کرده اند و میفرمایند ادله خمس از ربح غیر متزلزل منصرف است زیرا اگر خمس از وی اخذ شود و بیع فسخ شود ضرر و خسارت متوجه مکلف خواهد شد و مالیات و ضرائب شرعیه نباید موجب ضرر و خسارت به شخص شود. فلذا خمس بعد از استقرار ملک و عدم امکان خیار ...
مرحوم حکیم هم فرموده اند باید تا پایان زمان خیار منتظر بماند و در آن زمان اگر بایع فسخ نکرده باشد جزء ارباح سال گذشته خواهد بود و باید خمس آن را بپردازد یعنی سود حین البیع است اما به نحو شرط متاخر مشروط به این است که فسخ نشود لذا اگر فسخ نشد کشف میشود که از همان ابتدا سود برده است اما اگر فسخ شود ه ...
این مسئله در کلمات قدما هم وجود دارد و اتفاقی هم در بین ایشان نیست بلکه بعضی همانند شهید ثانی میفرمایند میتوان برای هر درآمدی سال مستقلی قرار داد و بعضی هم فرموده اند برای همه درآمد باید یک سال خمسی قرار داد.
در این قسم که ازدیاد قیمت تا سر سال باقی بوده است دیگر تفاوتی نیست که نگه داری مال به غرض عقلائی بوده یا خیر زیرا مقداری که متعلق خمس است ملک دیگری است که در دست مکلف بوده فلذا دیگر تفاوتی ندارد که به چه غرضی نگه داری کرده است لذا کلام مرحوم حکیم ناتمام است.
در واقع طبق کلام مرحوم خویی ازدیاد قیمت سوقیه حیثیت تعلیلیه است برای اینکه عین به ملک صاحبان خمس دربیاید نه اینکه خمس مالیت مال به ملک صاحبان خمس دربیاید و دلیل ایشان هم این است که همانطور که مرحوم سید هم قبول دارند، خمس به عین تعلق گرفته است نه مالیت.
باید توجه داشت که همه این مطالب در صورتی است که ازدیاد قیمت در کالای خاصی اتفاق افتاده باشد اما ازدیاد قیمتی که با تورم واقع شده باشد موجب تعلق خمس و صدق فایده نیست و در واقع ازدیاد قیمت واقع نشده بلکه ارزش پول کم شده است لذا اگر این کالا را با کالای دیگر بسنجیم تقریبا همان ارزش را دارد که قبل از ت ...
بله ممکن است گفته شود اداء این خمس متوقف بر فروش آن است ولی اینکه اصلا تا وقتی بیع نکرده است خمس به آن تعلق نگیرد و فایده بر آن صادق نباشد صحیح نیست بلکه فایده بر آن صادق است و خمس به آن تعلق گرفته است.
اگر کسی موضوع خمس را درآمد ناشی از اکتسابات بداند، در اضافات عینی هم در صورتی متعلق خمس خواهد بود که قصد وی اتجار باشد چه رسد به اضافات سوقیه، ولی اگر کسی موضوع خمس را مطلق الفوائد بداند که اقوی همین است باید بررسی شود صدق عنوان فایده به چه صورتی است.
تفاوت کلام مرحوم خویی و مرحوم حکیم در این است که مرحوم خویی هم جنس بودن ثمن را لازم نمیدانند و فقط میفرمایند باید کالایی که ازدیاد قیمت پیدا کرده بالمعاوضه به وی رسیده باشد اما مرحوم حکیم علاوه بر اینکه میفرمایند باید بالمعاوضه به وی رسیده باشد میفرمایند باید جنس ثمنی که خریداری میکند با جنس ثمنی ک ...
سوم اینکه عنوان «صاحب الخمس» در شخص امام علیه السلام هست ولی در مالی که هدیه شده است موضوعیتی ندارد لذا صله ای که امام علیه السلام بدهند خمس ندارد خواه حضرت از خمس پرداخت کرده باشند یا از خمس نباشد که در این صورت شامل خمس هم میشود ولی اعم از آن است.