نسخه آزمایشی
دوشنبه, 02 مهر 1397 - Mon, 24 Sep 2018

جلسه 228 / غیبت (13)

متن زیر تقریر و خلاصه ای از جلسه 228 درس خارج فقه مبحث مکاسب محرمه؛ جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در تاریخ سه شنبه 6 بهمن 94 برگزار شده است. قابل ذکر است که متن برداشت شاگردان ایشان از مباحث است.

مفهوم غیبت

اجتماع قیود پنجگانه زیر قطعا موجب صدق غیبت میشود ولی در موارد فقدان هر یک از این 5 امر صدق غیبت محل نزاع است. این امور عبارتند از: عیب بودن کلام، مستور بودن عیب، موجود بودن عیب، حاضر نبودن صاحب عیب و قصد انتقاص داشتن.

لغویین در بحث غیبت اینگونه گفته اند:

فى الصحاح اغتابه اغتيابا إذا وقع فيه ، و الاسم : الغيبة ، و هو ان يتكلم خلف إنسان مستور بما يغمه لو سمعه ، فان كان صدقا سمى غيبة ، و ان كان كذبا سمى بهتانا ، و نحوه في مجمع البحرين

انسان مستور در این تعریف یعنی کسی که تجاهر به عیب ندارد. در این تعریف غیاب و محزون شدن غیبت شونده اخذ شده است. ولی عیب بودن آن صفت اخذ نشده است مگر اینکه «اذا وقع فیه» را دال بر آن بدانیم. همچنین مستور بودن عیب نیز در این تعریف اخذ نشده است. موجود بودن عیب هم  ابتدائا اخذ شده است زیرا اطلاق صدر تعریف هر کلامی که موجب ناراحت شدن شخص شود را شامل میشود ولی در ادامه عیوب غیر موجود را خارج کرده است.

ظاهر این تعریف اختصاص غیبت به کلام است و تنبیهات و اشارات را شامل نمیشود.

و فى القاموس و غابه : عابه ، و ذكر بما فيه من السوء كاغتابه ، و الغيبة فعلة منه تكون حسنة أو قبيحة

ظاهرا مراد از عابه این است که قصد انتقاص داشته باشد. از قید السوء معلوم میشود که باید عیب باشد. از بما فیه معلوم است که باید موجود باشد. اما ناراحت شدن شخص و عدم حضور او در این تعریف نیامده است.

و عن المصباح اعتابه : إذا ذكره بما يكرهه من العيوب و هو حق و الاسم : الغيبة ، فان كان باطلا فهو الغيبة في بهت .

و عن النهاية هو ان يذكر الانسان في غيبته بسوء مما يكون فيه ،
و فى مجمع البيان الغيبة : ذكر العيب بظهر الغيب على وجه تمنع الحكمة

 

کلمات فقهاء در تعریف غیبت

و قال الشهيد الثاني في رسالته: و اما بحسب الاصطلاح فلها تعريفان : أحدهما المشهور ، و هو ذكر الانسان حال غيبته بما يكره نسبته اليه مما يعد نقصانا في العرف بقصد الانتقاص و الذم ، و الثاني التنبيه على ما يكره نسبته اليه الخ

که مستور بودن عیب و موجود بودن آن در این تعریف نیامده است. البته اگر قید «بما یکره ...» را دال به قصد انتقاص بگیریم میتوان قید بقصد الانتقاص و الذم را از این تعریف حذف کنیم

و عن جامع المقاصد: ان حد الغيبة على ما في الاخبار ان يقول في اخيه : ما يكرهه لو سمعه مما فيه ،

موجود بودن عیب و اکراه در این تعریف اخذ شده و ظاهرا اعم است از عیب و حسن شخص. اما بعید نیست که مراد از ما یکرهه عیوب شخص باشد. اما مستوریت عیب و قصد انتقاص در تعریف نیامده است.

و عن النراقي الاول في جامع السعادات الغيبة و هي ان يذكر الغير بما يكرهه لو بلغه.

پشت سر بودن و اکراه در این تعریف اخذ شده است بخلاف موجودیت و مستور بودن

، و عن أربعين البهائي قد عرفت الغيبة بانها التنبيه حال غيبة الانسان المعين أو بحكمه على ما يكره نسبته اليه مما هو حاصل فيه و يعد نقصانا بحسب العرف قولا ، أو اشارة أو كناية تعريضا أو تصريحا ( انتهى )

و فى المستند هى ان يذكر الانسان من خلفه بما فيه من السوء فلو لم يكن من خلفه لم يكن غيبة ،

و حكى الشيخ عن بعض من قارب عصره و هو النراقي الاول ظاهرا ان الاجماع و الاخبار متطابقان على ان حقيقة الغيبة ان يذكر الغير بما يكرهه لو سمعه

معلوم است که با این تعاریف لغوی و فقهی مسئله ای حل نمیشود و باید به روایات رجوع کرد.

حضرت امام رحمه الله هم در پایان بررسی کلمات فقهاء و لغویین میفرمایند: و أنت خبير بان تلك التعاريف ايضا مختلفة لا ترجع إلى امر واحد .