نسخه آزمایشی
شنبه, 02 تیر 1397 - Sat, 23 Jun 2018

جلسه 232 / غیبت (17)

متن زیر تقریر و خلاصه ای از جلسه 232 درس خارج فقه مبحث مکاسب محرمه؛ جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در تاریخ چهارشنبه 14 بهمن 94 برگزار شده است. قابل ذکر است که متن برداشت شاگردان ایشان از مباحث است.

مرحوم شیخ در ادامه بحث غیبت، از دواعی غیبت سخن گفته اند که بیشتر ورود به بحث موعظه است و عباراتی که در این قسمت مطرح کرده اند همان عبارت مصباح الشریعة است.

همانطور که مرحوم شیخ نقل کرده اند برای غیبت دواعی ده گانه ای در کلام امام صادق علیه السلام ذکر شده است: «... وَ أَصْلُ الْغِيبَةِ مُتَنَوِّعٌ بِعَشَرَةِ أَنْوَاعٍ شِفَاءِ غَيْظٍ وَ مُسَاعَدَةِ قَوْمٍ وَ تُهَمَةٍ وَ تَصْدِيقِ خَبَرٍ بِلَا كَشْفِهِ وَ سُوءِ ظَنٍّ وَ حَسَدٍ وَ سُخْرِيَّةٍ وَ تَعَجُّبٍ وَ تَبَرُّمٍ وَ تَزَيُّنٍ فَإِنْ أَرَدْتَ الْسْلَامَةَ فَاذْكُرِ الْخَالِقَ لَا الْمَخْلُوقَ فَيُصَيِّرُ لَكَ مَكَانَ الْغِيبَةِ عِبْرَةً وَ مَكَانَ الْإِثْمِ ثَوَاباً.»

کفاره غیبت

در روایات دو کفاره برای غیبت ذکر  شده است که نشان میدهد برای محو آثار غیبت توبه کفایت نمیکند و باید این امور نیز انجام گیرد.

یکی طلب حلالیت و دیگری استغفار برای مغتاب

اما روایات دال بر لزوم طلب حلالیت روایت ابو ذر (الرَّجُلَ يَزْنِي فَيَتُوبُ إِلَى اللَّهِ فَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الْغِيبَةُ لَا تُغْفَرُ حَتَّى يَغْفِرَهَا صَاحِبُهَا) است و روایت 18 باب 152:

16317- 18- وَ فِي الْعِلَلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الرَّازِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ مُحَمَّدٍ يَرْفَعُهُ إِلَى النَّبِيِّ ص قَالَ: الْغِيبَةُ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ لِمَ ذَلِكَ قَالَ أَمَّا صَاحِبُ الزِّنَا فَيَتُوبُ فَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَمَّا صَاحِبُ الْغِيبَةِ فَيَتُوبُ فَلَا يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَكُونَ صَاحِبُهُ الَّذِي يُحِلُّهُ.

روایات دال بر وجوب استغفار برای مغتاب هم این روایاتند:

155 بَابُ وُجُوبِ تَكْفِيرِ الِاغْتِيَابِ بِاسْتِحْلَالِ صَاحِبِهِ أَوِ الِاسْتِغْفَارِ لَهُ‏

که نشان میدهد که مرحوم صاحب وسائل استفاده تخییر بین این دو کفار کرده اند:

16331- 1- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ النَّبِيُّ ص مَا كَفَّارَةُ الِاغْتِيَابِ قَالَ تَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِمَنِ اغْتَبْتَهُ كُلَّمَا ذَكَرْتَهُ.

أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا يَدُلُّ عَلَى حُكْمِ الِاسْتِحْلَالِ وَ يَأْتِي مَا يَدُلُّ عَلَى‏ الِاسْتِغْفَارِ مِنَ الظُّلْمِ فِي جِهَادِ النَّفْسِ

 

لذا همانطور که مرحوم خویی فرموده اند برای کفاره غیبت 7 قول قابل تصور است:

1. مطلقا کفاره نداشته باشد و با استغفار بخشیده شود

2. کفاره اش استحلال است

3. کفاره اش استغفار برای مغتاب است

4. تخییر بین این دو کفاره

5. هر دوی این کفارات با هم

6. تفصیل شهید ثانی رحمه الله: اگر خبر غیبت به مغتاب رسیده استحلال لازم است و الا استغفار کافی است

7. اگر استحلال ممکن است باید حلالیت بطلبد و اگر ممکن نیست برای مغتاب استغفار کند.

اما قول 6 و 7 روشن است که جمعی است تبرعی و وجهی ندارد و صرف نتوانستن نمیتواند دلیل تقیید لزوم استحلال شود هکذا واصل نشدن خبر غیبت به مغتاب. دلیلی هم برای تقیید روایاتی که مطلقا استغفار برای مغتاب را کافی میداند نیز نداریم. لذا اگر استحلال مقدور نباشد دلیلی بر برداشته شدن این کفاره نداریم. البته غیبت کننده در این صورت باید دعا کند تا خدای متعال او را راضی کند (چنانچه این مطلب در دعای روز دوشنبه از ادعیه ایام هفته از خدای متعال خواسته میشود). اما با اینکه امر به چنین دعایی وارد نشده است میتوان حکم کرد که در موارد عدم قدرت بر استحلال فرد میتواند و یا باید حلیت مغتاب را از خدای متعال بخواهد. زیرا روایات دسته اول (لزوم طلب حلالیت) حکم تکلیفی برای غیبت کننده اثبات نمیکند که تکلیفا بر او باشد که استحلال کند و اگر نکرد گناهی علیحده غیر از غیبت بر او بنویسند. بلکه این روایات ارشاد است به ضرورت استحلال برای رفع آثار غیبت. لذا میتوان گفت که در موارد غیر مقدور بودن استحلال شخص باید راهی دیگر را جایگزین آن کند مانند دعاء، گرچه در روایات امر به چنین دعایی نشده است.

انشاء الله بررسی سایراقوال در جلسات بعد خواهد آمد