نسخه آزمایشی
یکشنبه, 10 فروردين 1399 - Sun, 29 Mar 2020
اگر روح یک تمدن، پرستش خداي متعال نباشد و آن تمدن بر محور ولايت حق شكل نگرفته باشد، نمي توان آن را اصلاح کرد؛ اين تمدن را بايد در مسير تكامل بشر، درون يك تمدن ديني و معنوي منحل كرد؛ اين نگاه ما به غرب است. اين جريان تمدني به صراحت و بی مهابا مدعيِ عرفي سازي زندگي بشر و قطع رابطه حيات اجتماعي بشر ...
تسبیح عرض وسیعی است و فقط الحمدلله گفتن نیست که خدا را فقط از طریق حمد و مشاهده جمالش تسبیح بکنیم، لا اله الا الله هم تسبیح است، او را از هر شریکی منزه و از عجز و شریک تنزیه می کند و حیات و موت دست اوست. این ذکر همه اش تسبیح به حمد است. پس تسبیح به حمد یک عرض عریضی در مقام ذکر دارد و این باید تحق ...
حجب نوراني هم اين است که انسان وقتي وارد وادي ولايت اميرالمومنين شد آنجا مقاماتي است، لذات متناسب با درجات است اما همه اش نوراني است و حجابی نيست. در بهشت سراسر لذات نوراني هستند و غفلت نيست ولي درجات حجاب نور است. اگر دو مؤمن نماز بخوانند نمازشان متفاوت است و ذكرشان به تبع از درجه ايمانشان در دو و ...
آن هايي كه در خانه اميرالمؤمنين هستند بازارشان هم مسجد است، لذا سوالي هم ندارد که چرا در بازار رفتي؟ من مسجد بودم و بازارم هم مسجد بود، اداره ام هم مسجد بود، خانه ام هم مسجد بود، همسرداري و فرزندداري من هم مسجد بود. اگر از خانه اميرالمؤمنين آمدي بيرون آنجا اجازه ذكر و اجازه رفعتی نيست و هزار سال نم ...
اگر سبيل الهي نبود ما راهي به خدا نداشتيم! راه ما بسته بود و سوال و جوابي هم نبود. اگر راه خدا بود اما من به آن راه هدايت نمي شدم، باز هم سوال و جوابي نبود! اما خداوند می فرماید اين انسان با اين ظرفيت را ما به سبيل خودمان هدايت كرديم. پس حالا كه ما هدايتش كرديم و سبيل خودمان را به او نشان داديم با ...
اگر انسان از اين اسباب عبور كرد و منتهي اليه نعمت را كه خدا است ديد، قدم چهارم را برداشته است. اگر كسي از دست اسباب گرفت وابسته به اسباب مي شود اما اگر از دست اسباب نگرفت محبت اسباب از دلش بيرون مي رود. آن وقت قدم چهارم اين است كه همه نعمت ها را از خدا مي بيند. خداي متعال هم به او عنايت مي كند و قل ...
پس عنايت كرديد که مقياس درگيري كجا است، در باطن عالم يك درگيري بين نبي اكرم و ابليس است كه اين درگيري همه عوالم را مي گيرد. اين درگيري بين نور و ظلمت است، بين عقل و جهل است، بين طاعت و استكبار است، بين نبي اكرم و ابليس است. ابليس جهل است و قوايش قواي جهل هستند، نبي اكرم عقل است و قوايش هم قواي عقل. ...
درجاتي كه در سير پيدا مي شود همين است، خداي متعال را در اين اسم اعظم ديدن، در اعظم تجلياتش مشاهده كردن، در اعظم آيات الهي به حضرت حق عارف شدن ، این که شعاع معرفت و محبت وجود مقدس اميرالمؤمنين كه كلمه ايمان و محبت الهي است در وجود انسان بيافتد، اين ديگر بالاترين درجه است. براي غير از چهارده معصوم با ...
بهشتي ها مي بينند كه درخششي در بهشت است، به خدايا می گویند: خورشيد كه اينجا نيست! صدا می آید که وجود مقدس فاطمه زهرا با اميرالمؤمنين مشغول مذاكره بودند، اين نور ساطع از دهان مبارك ايشان است. انواري كه همه مؤمنين با او هدايت مي شوند همه برمي گردد به همين يك نور، لذا كوثر رسول خدا است و كار را تمام م ...
البته مي شود انسان پاي بلا معصوم نايستد و به حسب ظاهر حساب خودش را جدا كند. آن هايي كه ايستادند شدند حبيب و زهير و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و آن هايي هم كه نايستادند تكليفشان معلوم است. ولي اگر ايستاديم بلاء بي ترديد ما را هم مي گيرد، و آن وقت معصومين عليهم السلام چون ما بخاطر تحمل ولايت آنها م ...