نسخه آزمایشی
دوشنبه, 02 مهر 1397 - Mon, 24 Sep 2018
هنگامی که انسان گناه می کند گناه به معنای خروج از فرمان و رضای حضرت حق است و معنایی دیگری ندارد. انسانی که هیچ عاملی جز خدای متعال در او اثر ندارد به عزت رسیده و اگر همه عوامل دست به دست هم دهند، کمترین تحول حالی و دگرگونی در او ایجاد نمی کنند این انسان معصوم است. چنین کسی اگر همه دنیا دست به دست ه ...
بي مبالاتي، در مومن نيست و اين يك انحراف بزرگ است که در زمان معصومين هم بوده و مي گفتند كه حقيقت و باطن دين، امام است و باطن معاصي و صفات رذيله، ائمه جور هستند. شما امام عدل را دوست داشته باشيد، از ائمه جور هم تبري بجوييد، ديگر لازم نيست شريعت را رعايت بكنيد. ائمه به شدت با اين مقابله كردند. لذا فص ...
این تقسیم بندی های قرآنی با هم منافات ندارد. چون مقصود از سه قسم و چهار قسم، سه قسم مساوی نیست بلکه اقسام مباحث قرآنی است. امثال و فرائض و حکم را در آنجا یک قسم قرار داده و در این روایت، دو قسم. بنابراین بر اساس این نگاه، بخش عمده قرآن در باب ولایت ائمه علیهم السلام و بعد در باب دشمنان شان است و حت ...
یکی از آن چهار نفر حضرت خدیجه است که در کمال توحید است. ایشان مقام «اصطفی» دارند که مقام فوق العاده ای است. در روایت امالی مرحوم شیخ صدوق است از امام رضا نقل شده که فرمودند در باطن قرآن که هیچ در ظاهر قرآن در دوازده جا دوازده خصوصیت برای اصطفا گفته شده است و حضرت یکی یکی ذکر می کنند؛ یکی از آنها آی ...
موضوع فعل امام، سرپرستي عبادت است و امام مي خواهد انسان، در مقام بندگي، به کمال برسد؛ اگر انسان تحت ولايت امام قرار گرفت، امام او را در عبادت، به يک مرتبه بالاتري رسانده و عبدتر و خاضع تر و خاشع تر می کند و نيت او را خالص تر و مناسک بندگي را جامع تر و کامل می کند و فهم او را از بندگي، ارتقاء می بخش ...
پس این جا از دو دسته انسان، سخن به میان آمده است. یک دسته آن هایی که مرده بودند و به حیات رسیدند و خدا برای آنها نور قرار داد. یک دسته دیگر، مثلشان در ظلمات است و در ظلمات باقی بوده، از آن خارج نشدند. چرا «مَثَلُهُ» گفته شد؟ ممکن است مقصود این باشد که اگر بخواهیم مثال بزنیم، او مانند کسی است که در ...
اگر کسی این داد و ستد را با خدا کرد خاصیتش این است که انسان به قرب خدای متعال می رسد. در روایات آمده است که خدای متعال ابراهیم خلیل را به خاطر دو چیز به مقام خلت رساند: یکی این که از غیر خدای متعال نخواست؛ یعنی اعلام افتقار کرد زیرا آدم وقتی از غیر خدای متعال گرفت، محبت غیر در دلش می آید، آدم از هر ...
بطور مثال وقتی خدای متعال به ما اجازه داده که انگور را تبدیل به شراب كنیم؛ و این فاعل مسخّرِ بیچاره، به وسیله ما شراب می‌شود - که البته بعد هم ما را لعن می‌كند - این شرابی که درست کردیم، ظهور اراده ما است. خدای متعال، این را مسخّر ما قرار داده و اراده ما، این را تبدیل به شراب می‌کند؛ یعنی اراده ما ...
رشد معنوی جامعه هم همین­طور مرحله به مرحله است. یعنی ارتباط ارواح، افکار و افعال ما و وحدت اجتماعی مان می تواند حول محور دنیا باشد و می شود حول محور آخرت باشد ممکن است حول محور خدای متعال باشد. انبیاء و اولیاء الهی در نیات و انگیزه های اجتماعی ارتقاء ایجاد می کنند، ، همکاری و حیات اجتماعی انسان ها ...
آدمی فرار کرده از همه جا آمده پیش خدای متعال این فرار از چیست؟ فرار از گناهانمان است. آدم تا احساس خطر نکند و بعد پناه گاهی نبیند و توانی هم در خودش برای فرار نبیند هیچ وقت فرار نمی کند. فرار آن جایی است که انسان احساس می کند یک خطری او را تهدید می کند و از خودش هم توان دفاعی ندارد ولی یک پناه گاهی ...