نسخه آزمایشی
دوشنبه, 28 خرداد 1397 - Mon, 18 Jun 2018

جلسه اول فاطمیه دانشگاه امام صادق / امتحان حضرت زهرا(س) راه هدایت انسان ها

متن زیر سخنرانی جلسه اول حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در ایام فاطمیه اول سال 92 در دانشگاه امام صادق علیه السلام به تاریخ 22 اسفندماه برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند که در زیارت حضرت زهرا(س)، اشاره به امتحانی شده است که قبل از خلقت حضرت زهرا از ایشان گرفته شده و حقیقت آن امتحان چیزی جز عهد آنحضرت برای هدایت و دستگیری خلق نیست، که برای تحقق آن، ایشان متحمل بلا شده اند تا بتوانند هدایتگر باشند، و دیگران با بلای ایشان نجات یایند؛ اهل بیت عصمت، مثل نور الهی هستند که نقش هدایتگری در عالم را ایفا می نمایند، و تنها از طریق این نور است که می توان به سوی خداوند متعال حرکت کرده و عبادت کرد، و اگر این نور نبود، هیچ کس از ظلمات دستگاه طاغوت رهائی نیافته و نمی توانست راه خود را بیابد. اهل بیت عصمت همان بیوتی هستند که اذن خداوند برای ذکر و اقامه نماز به آنها تعلق گرفته است، و آنها که خارج از این بیوتند، حتی نمازشان نیز لهو و لعب است. مطابق روایات، حضرت زهرا(س) در این سیر نور، چراغدان هستند که قلب نبی اکرمند، و نمونه ای از بلای حضرت زهرا برای هدایتگری، عاشورای سیدالشهداست که اگر واقع نمی شد، حتی انبیاء نیز در راه می ماندند، زیرا آنان نیز با همین نور حرکت می کنند. مطابق زیارت حضرت زهرا، وظیفه دیگران در برابر این هدایتگران نورانی، و مثلهای نور خداوند، تصدیق است، که متمضن «تبعیت در رضایت و سخط از ایشان، تبعیت ولایت و برائت از ایشان، مرز بندی و تبعیت در حب و بغض از آنان» می باشد که با تحقق این شرائط، هدایت محقق خواهد شد. لذا موضوع درگیری حضرت زهرا(س) به هدف رساندن عباد و برداشتن ظلمت و هدایتگری است، و در این راه با جریان ظلمت که میخواهد رابطه مردم با نبوت و ولایت و توحید، قطع شود درگیر می شوند، و نزاع سیاسی تنها گوشه ای از این درگیری است.

در زیارت نامه مختصر ولی پرمغز حضرت زهرا سلام الله علیها می خوانیم «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ ص وَ أَتَانَا بِهِ وَصِيُّهُ ع فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلَّا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا بِالْبُشْرَى لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوَلَايَتِكِ»(1)

با اینکه، در زیارت حضرت زهرا(س) حجم عبارات بسیار محدود است لکن مشتمل بر معارف بسیار بلندی است، که سه فراز اساسی دارد، قسمت اول بیان کننده اینست که حضرت زهرا(س) قبل از اینکه لباس خلقت بشری بپوشند مورد امتحان قرار گرفتند و در این امتحان خداوند ایشان را صابره یافته است. امتحان گیرنده خداوند متعال است که قبل از خلقت در این عوالم، حضرت زهرا(س) را در این امتحان پایدار یافته است.

سپس در فراز دوم زیارت، نقش مومنین را بیان می کند، که ولایت و محبت اهل بیت را در دل داشته و بر تمام دینی که پیامبر اکرم و وصی ایشان حضرت امیر المومنین آورده اند استوارند و تبعیض دردین ندارند.

فراز سوم زیارت نیز درخواستی است که بعد از این ولایت و تصدیق و پایداری و صبر، مومنین از حضرت زهرا دارند، و آنهم درخواست الحاق به طهارت نفس است، که به دست صدیقه طاهره محقق می شود، که حقیقت طهارت همان توحید و پاک شدن از شرک آشکار و خفی است.

حقیقت امتحان خداوند از حضرت زهرا

امتحان خداوند متعال متناسب با ظروف انسانها، متغیر است، گاهی این امتحان عمومیست، مانند عهد بندگی که در آیه «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني  آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبين» (یس/60) به آن اشاره شده، و ما انسان به این دنیا آمده است تا به این عهد عمل کند، لکن انسان بسیاری از چیزها از جمله این عهد را فراموش کرده لکن آنانی که اهل راه هستند آرام آرام به وادی عهد می رسند و عهدهایشان به یادشان می آید.

عهدی نیز مخصوص خاصان درگاه خداست، که عهد اقامه بندگی در عالم است، وقتی این تکلیف عرضه می شده است اینان عهد کرده اند که واسطه فیض شده و بار هدایت و شفاعت را برداشته و مجرای هدایت شوند و بار هدایت دیگران را تحمل کرده و بلای هدایت دیگران را به دوش بکشند، لذا آنها واسطه رحمت خداوند شده و وجودشان مجرای نور و هدایت است، آنان کلمه نور و معدن نور و مثل نور الهی هستند، و پایداریشان در توحید مبدا هدایت دیگران بوده و دیگران با بلای آنها نجات می یابند، و این عهدشان پیش از عهد بندگی خودشان است، و بلا را به دوش می کشند تا دیگران راه خداوند را پیدا کنند، مانند حضرت یوسف که با صبر خود موجب نجات مردم مصر از شرک شد.

امتحان وجود مقدس حضرت زهرا(س)، که در این زیارت به آن اشاره شده نیز عهد هدایت مردم است، که با حرف و حدیث واقع نمی شود، بلکه باید بار سنگین را به دوش بکشند، لذا خداوند ایشان را در لباس بشر آفریده است تا با خاکیان همنشین شده در عبور از عالم دنیا معبری برای بندگان خدا بزنند، و آنان را از ظلمت و ضلال به سمت توحید هدایت کنند، لذا بلای ایشان معبر ما و همه کائنات است.

آیه نور، توضیح جریان هدایت و ظلمت

«اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في  زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضي ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى  نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ ءٍ عَليمٌ * فىِ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاْصَالِرِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تجَرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَوةِ يخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَرُ * لِيَجْزِيهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَ يَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيرْ حِسَابٍ» (نور/35)

این آیات از سوره نور، جریان هدایت را توضیح می دهد، و نوری که در آیه از آن یاد شده است، متمثل در وجود نبی اکرم است، و انواری که در کائنات ظاهر می شود، عالم انس و جن و جمادات و نباتات و هر که به سمت خدا حرکت می کند با این نور است، چنانکه فرمودند «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ»(2) و «لَوْلَانَا مَا عُبِدَ اللَّهُ»(3).

این مثل نور در یک چراغدانی تمثل کرده، نوری بر فراز نور از این چراغدان ساطع می شود و البته خدا همه را به این نور هدایت نمی کند بلکه هر که را بخواهد به آن هدایت می نماید و بقیه مثلی از این نور می فهمند.این نور در خانه هایی تنزل پیدا کرده است که اجازه رفعت و ذکر در آنها داده شده و اگر کسی وارد این خانه ها شد می تواند رشد کند و باب رشد و معرفت و سیر در مقامات در این خانه ها گشوده شده است؛ اجازه ذکر و رفعت فقط در این خانه هاست و هیچ کسی نمی تواند در جائی دیگر به مقام ذکر و نورانیت برسد. این نور مسیر سیر در عوالم نور است. کسانی که وارد این بیوت می شوند به مقام دائم الذکری می رسند و هیچ تجارت و بیعی آنها را از اقامه صلاه به خود مشغول نمی دارد و «فی صلاتهم دائمون» می شوند و محیط کار و تدریس وخوابشان مسجد و همه کارشان معبد است.

بیرون این خانه ها نماز غفلت است لعب است لهو است درون این خانه ها تجارت هم ذکر است. اگر محیط ولایت حقه شد همه چیز آنجا عبادت است اگر بیرون این محیط شد همه چیز غفلت است. سیر کسانی که بیرون بیوت اند سیر در ظلمات است و آن نوری که در فطرتشان بود و زمانی به آن نور نورانی بودند آرام آرام از آنها سلب می شود «يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات»(بقره/257)، لکن محیط ولایت الهی سیر از شرک به توحید و از غفلت به ذکر است؛ در این مشکات نور و چراغ دان انوار نور اهل بیت ظاهر می شود و این نور در خانه های که خانه های ذکر و رفعت است تجلی می کند در ین خانه ها رجالی پرورش پیدا می کنند که هیچ چیز از صلات غافلشان نمی کند.

چراغ دان کیست؟

حدیثی در کتاب شریف کافی است که می فرماید چراغ دان وجود مقدس حضرت زهرا(س) است چراغهایی که در وجود ایشان تجلی می کنند نور نبی اکرم را در دنیا منتشر می کنند. امام بعد امام مولود فاطمه است .لذا در باب حضرت زهرا(س) در روایات آمده است که خدا فرمود فاطمه نور دیگری نیست بلکه نوری از نور منست، و نور حضرت زهرا بود که جلوه اش بر طور افتاده و موسی را مدهوش کرد.

«قُلْتُ لِمَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ زَهْرَاءَ فَقَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِنُورِهَا وَ غَشِيَتْ أَبْصَارَ الْمَلَائِكَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ لِلَّهِ سَاجِدِينَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا مَا هَذَا النُّورُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي وَ أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي يَهْدُونَ إِلَى حَقِّي وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِي فِي أَرْضِي بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْيِي»(4)

هر جمله یک مقامی را برای حضرت زهرا(س) بیان می کند. از مصدر نبی اکرم ص تجلی می کنند. پیامبر به معراج می روند و نور حضرت به ایشان منتقل می شود ایشان مجرای تنزل نور در عوالم هستند. ائمه نورشان از وجود مقدس حضرت زهرا(س) ساطع می شود ایشان مشکات نوراند.نور ایشان است که از طریق ائمه می تابد در بیوتی که اجازه ذکر و رفعت در آن داده شده است. و عالم را روشن می کند.

دستگاه ظلمت در مقابل چراغدان نور

از آن طرف هم آیه ظلمات است: «أَوْ كَظُلُماتٍ في  بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»(نور/40).

مثل های قرآن برای همه است همه می فهمند: ظلمات در قعر یک دریای عمیق مواج و طوفانی در این دریای طوفانی امواجی در حرکتند. موجی آن را می پوشاند از فوق موج موج دومی است که باز دریا را می پوشاند در ورای این دریای مواج فتنه خیز ابر تیره است.یک طرف نور علی نور بود. یک طرف ظلمات بعضها فوق بعض، این به دستگاه ظلمه تفسیر شده به دستگاه کسانی که ولایت نبی اکرم را غصب کردند، معاویه و فتن بنی امیه، این هم یک جریان است. آن قدر ظلمات سنگین است که اگر مومن بخواهد دستش را در آن ببیند نمی تواند یعنی اگر کسی در این ظلمات افتاد از خودش غافل می شود می خواهد خود را ببیند اما نمی تواند ظلمت سنگین است ما خودمان را هم که می خواهیم ببینیم نور می خواهد ما اگر هیچ نوری نباشد ما امکانات خودمان را هم نمی بینیم اگر خداوند حاضر نباشد آدم خودش را هم نمی مبیند.

همان چراغ هایی که از وجود مقدس حضرت زهرا(س) هستند، معبر ما برای عبور از این دریای مواج فتنه خیز هستند. والا این ظلمات خیلی سنگین است که نمی توان در آن راه را فهمید نمی توان توزین کرد و حق را یافت. این ظملات سقیفه است که تا قیامت هم هست کسانی که به امام نرسیدند نور حضرت به آنها نتافت تا قیامت هم در ظلمات این دریای مواج باقی می مانند.

عبور از ظلمت تنها با کشتی نجات

عبور ما از وادی ظلمات و وادی ولایت طاغوت و ولایت سقیفه وفراعنه جز با نور حضرت زهرا(س) ممکن نیست لذا حضرت معبر نورانی همه برای عبور به وادی ولایت حق هستند. بلای ایشان معبری است که برای ما، بلای ایشان مثل یک کشتی نجات است. این دریای مواجی که توصیف کرده دیگر شناگری در آن کارآمد نیست راهی برای نجات نیست. قوی ترین ها در این امواج غرق می شوند امواج سقیفه که در این دریا نمی گذارند به حقیقت توحید برسید. اگر به آن کشتی برسید آن است که شما را از این امواج شکننده عبور می دهد شناگرها همه غرق شده اند.

شیطان که گفت: «قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني  لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ»(اعراف/16) یعنی من یک راه را می بندم بقیه همه در دست منند یعنی راه حضرت علی علیه السلام را می بندم. اگر کسی به وادی ولایت حق نرسید در وادی ظلمات غرق می شود. من تلقی ام این است که ظلمات این جریان در عوالم قبل هم بوده است. چرا حضرت را زهرا(س) نامیده اند ظلماتی آمد حجاب عالم ملائکه شد اینها مضطر شدند نور حضرت زهرا(س) در عالم تجلی کرد آنقدر عظمت این نور سنگین بود که همه به سجده افتادند حضرت زهرا(س) ظرف نزول قرآن است قرآنی که وقتی به کوه نازل می شود «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى  جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ»(حشر/21) خوب عظمت حضرت زهرا(س) فراتر از این است. وقتی که نور حضرت تجلی کرد همه ملائکه به سجده افتاند. حجاب عالم ملائکه کنار رفت. برداشتن ظلمت این دستگاه این اراده های ظلمانی مستکبر این اراده خارج شده از نور به سوی ظلمات ولایت حضرت زهرا(س)ست. هر که غرق در این ولایت و اراده بشود جهنمی می شود. ولایت حضرت صدیقه طاهره معبر بهشت است.

نمونه ای از بلای حضرت زهرا(س)

راه توحید و معنویت و بهشت و بندگی با بندگی و بلای حضرت صدیقه(س)، به سوی ما گشوده شده است، و یک نمونه بلای ایشان بلای عاشوراست اگر حقیقت در عاشورا تجلی نمی کرد اگر آن سجده جضرت سید الشهدا در گودال قتلگاه نمی بود همه انبیاء وسط راه می ماندند همه انبیاء در راه توحید می ماندند. یک وقتی ابراهیم خلیل در مسیر توحید در قصه حضرت اسماعیل موفق بیرون آمد. می فرمود ای کاش فرزندم را در راه تو قربانی می کردم تا مقامات توحید به رویم گشوده می شد خدای متعال چه جوابی دادند؟ حضرت ابراهیم را به گودی قتلگاه بردند و روضه خواندند وقتی که روضه حضرت سید الشهدا خوانده شد اندوهی بر او حاکم شد که با قربانی کردن نمی شد آن امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام مقدمه این امتحان بود شما را به منا بردیم تا به کربلا ببریم. اگر عاشورا نبود انبیاء هم در وسط وادی توحید می ماندند. شفاعت حضرت زهرا ست که ایشان را عبور داد.ولایت حضرت مسیر حرکت در وادی توحید است همه عالم نور حضرت صدیقه طاهره است که همان نور نبی اکرم است زیرا حضرت زهرا(س) صدر و قلب نبی اکرم اند و چیز جدائی در عرض نبی اکرم نیستند، و بلای ایشان معبر عالم است و ایشان عهد بسته اند که با بلایشان همه خوبان عالم را به مقصد برسانند.

لذا بهترین راه سلوک ما به سوی خدا با بلای حضرت است، بار را آنها برداشته اند که ما راه پیدا کنیم. چنانکه در روایت وارد شده است «أَنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا»(5) آن نسیم رحمتی که از وادی کربلا می وزد اگر به انسان بخورد انسان را زنده می کندانسان علی الابد به حیات طیبه می رسد. وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِه. حضرت زهرا(س) بلایشان این طوری است

وظیفه ما چیست؟

چنانکه در زیارت حضرت آمده است: اگر می خواهید نسیم رحمتی که از وادی حضرت صدیقه طاهره(س) می وزد به شما برخورد کند اول باید ولایت ایشان را بپذیرید باید برویم تحت این ولایت؛ دوم «ومصدقون» یعنی ایشان را تصدیق کنیم، حضرت که در عالم آمدند درگیری درست کردند معیار حق و باطل این است. خود و عقلتان را ترازو نکنید، عقل ما اگر درگیر اوهام هم نشود نمی تواند این عالم را مورد سنجش قرار دهد، عقل ما را برای این دادند که آنچه که خودمان قرار است وزن کنیم وزن کنیم «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَار» اگر می خواهید حق را در کائینات بشناسید از این عقل بشناسید. عقل خودتان در این دریای ظلمات کاری ازش نمی آید.

معنای تصدیق

تصدیق یعنی چه ؟ آخر زیارت حضرت، خدا و ملائکه را بر هفت خصوصیت شاهد می گیریم: «أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلَائِكَتَهُ أَنِّي رَاضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَيْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْتِ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْت»

این هفت خصوصیت معنای تصدیق است؛ سخط و رضایمان به دنبال رضا و سخط حضرت باشد. برائت و موالاتمان به دنبال حضرت باشد. حضرت صف بندی کرده اند، نسبت به طایفه ای راضی اند، مرز بندی کرده اند، حضرت از یک جریانی تبری جسته اند.حضرت عداوت داشتند غضب داشتند. در این عالم سخط و رضای حضرت، دنیا را دو دسته کرده است.

بنابرین تصدیق حضرت یعنی در این هفت خصوصیت دنبال حضرت حرکت کنیم. معنایش این است که بهشت و جهنم بر مدار حضرت زهرا(س) تعیین می شود. این هفت خصوصیت اگر ذیل حضرت قرار گرفت می شود تصدیق. تصدیق از مقامات مهم ما در سیر در وادی توحید است که می فرماید: «انَّكُمْ لَا تَكُونُونَ صَالِحِينَ حَتَّى تَعْرِفُواوَ لَا تَعْرِفُوا حَتَّى تُصَدِّقُوا وَ لَا تُصَدِّقُوا حَتَّى تُسَلِّمُوا»(6)

اگر تصدیق کرد. قدم بعدی این است که حضرت یک دین آورده است که همه اش دین الله است دین را نمی شود خوب و بد کرد. تبعیض قائل نمی شوند تا اینجا هستم تا آنجا نیستم اگر کسی این سه قدم را برداشت، این اتفاق می افتد که وجود حضرت صدیقه طاهره نسبت به این بنده دست به کار می شوند. کسانی که حضرت را تصدیق نکردند گرفتار ظلمات شدند، حضرت شب قدری است که عالم را از وادی ظلمات عبور می دهد.

رسول اکرم در رویای صادقه بودند که دیدند کسی بالای منبر مردم را به کفر بر می گردانند جبرئیل آمد و سوره قدر را آوردند گفتند به آنها دولت دادیم به شما شب قدر دادیم .اگر کسی به این شب قدر رو نیاورد در این شب تاریک هزار ماهه می ماند، آنهایی که حضرت را تصدیق نکردند با تمام ریاضت ها و اخلاق ها و ... در راه مانده اند راه به جایی نبرده اند. کسانی که به دنبال حضرت حرکت نکردند بلای حضرت را تصدیق نکردند نه با پیامبر ماندند نه با ولایت حضرت علی علیه السلام با این تصدیق است که ما را ملحق می کند به وجود مقدس امیرالمومنین به حقیقت نبوت و ولایت. اگر کسی که در وادی حضرت افتاد و این سه قدم را با حضرت برداشت آن وقت حضرت او را ملحق می کند.اگر کسی محلق شد به این دو وادی به توحید رسیده است.حقیقت توحید از این راه ممکن است.

سوره دهر، بیان شفاعت حضرت زهرا

سوره هل اتی قصه همین دستگیری و شفاعت تا مقام طهارت و ابرار است. ابرار کسانی هستند که تحت هدایت امام قرار گرفتند این سوره جریان هدایت وشفایت نسبت به ابرار است.

در ابتدا بیان می کنند که اهل بیت «يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً»(دهر/8) این اطعام یک ظاهری دارد و یک باطنی، یک مثل است، ما همه فقیریم اگر از سر سفره اطعام آنها محروم باشیم به هیچ چیزی نمی رسیم در این سوره می فرماید: «إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * عَيْنًا يَشْرَبُ بهِا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونهَا تَفْجِيرًا»(دهر/5) ابرار در بهشت از جامی می نوشند که از کافور آمیخته شده است در آن کافور چشمه ای است که عباد الله از این چشمه در جام ابرار می ریزند. عباد الله یعنی اهل بیت  علیهم السلام ساقی این چشمه اند خودشان این چشمه را می جوشانند. رسیدن به حقیقت توحید و طهارت و نجات از شرک و تعلق به غیر از خدا که خیلی امر دشواری است از این طریق ممکن است.اگر نبود این معبر همه در آن وادی ظلمات غرق می شدیم. بلای حضرت معبر کائنات است سختی را ایشان تحمل کردند که ما هدایت شویم.

موضوع درگیری حضرت زهرا

حال عنایت کردید که موضوع درگیری حضرت چیست. حضرت برای فدک می جنگند! موضوع درگیری حضرت این است به هدف رساندن همه بندگان خدا این موضوع درگیری است می خواهند حجاب ظلمات را از اولیا بردارند .یک جریان می خواهد رابطه مردم با ولایت و نبوت و توحید قطع شود. نزاع بر سر توحید و کفر است. نزاع صرفا بر سر مدیریت سیاسی جامعه نیست که این یک گوشه ای از آن جریان است یک ضلع کوچک کار است. السلام علیک یا فاطمة الزهرا انا توجهنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیهه عند الله اشفعی لنا عند الله.

پی نوشت ها:

(1) مصباح المتهجد، ج 2، ص 711.

(2) بصائر الدرجات، ج 1، ص 64.

(3) کافی، ج 1، ص 193.

(4) الامامه و التبصره من الحیره، ص 133.

(5) بحار، ج 74، ص 166.

(6) کافی، ج 1، ص 181.