نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 30 آبان 1397 - Wed, 21 Nov 2018

جلسه اول فاطمیه دفتر آیت الله وحید/ انتظار فرج در پرتو عدل و حیات؛ ظهور و تجلّی نور حضرت زهرا(س)

متن زیر چکیده سخنرانی جناب آیت الله میرباقری در شب اول مراسم دفتر آیت الله وحید در ایام فاطمه دوم سال 93 می باشد (ایام ابتدایی سال 94) ایشان در این بحث به مسئله انتظار فرج پرداخته و به آثار ظهور اشاره می کنند. اولین نکته ایشان اثر عدالت و شئون آن است. در گام بعدی ایشان جریان ظهور و زنده شدن عالم و حقیقت حیات را توضیح می دهند و در انتها ارتباط امام زمان(عج) و حضرت زهرا را اشاره می کنند که دوره ظهور تجلی نور زهرای اطهر از وجود امام زمان خواهد بود. بحث مستوفی در این باب در همین پایگاه منتشر شده لذا به مقدار ارائه چکیده ای بسنده کرده ایم.

افضل الاعمال إنتظار الفرج / برپایی عدالت و چهره های آن

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و اللعنة علي اعدائهم اجمعين. این فرجی که انتظارش اینقدر فضیلت دارد و عملی است که افضل الاعمال است، فرج و گشایش جزئی نیست. شاید مقصود همان فرج کلی است که در عالم برای وجود مقدس نبی اکرم(ص) و آلشان اتفاق می افتد: «وعَجّل فَرَجَهُم»، یعنی فرج برای محمد و آل محمد(ص)؛ این انتظار است که افضل اعمال است. و این فرج با توجه به بیان معصومین(ع) با وجود مقدس امام زمان(عج) واقع می شود: « وعَجّل فَرَجَهُم بِقائمهم»

یکی از آثار این فرج کلی برپایی عدل است. فرمود: «لَأَملَئَنّ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» این عدلی که توسط آن حضرت در عالم محقق می شود نیز عدل جزیی نیست، عدل کلی است.

یک چهره این عدالت اینست که نفوس، نفوس عادله می شوند. اگر گفته شده کمال نفس انسان در رسیدن به نقطه عدالت است، این عدالت جز با ظهور امام در قلب انسان ممکن نیست محقق شود. اگر قلب کسی نورانی به نور امام شد و صفای کریمه امام در آن قلب تجلی کرد، به این معنا که قلب ظرف تحمل ولایت امام شد، این قلب به نقطه عدل می رسد و کمال ایمان چیزی جز این نیست.

به تعبیر دیگر کمال عدل در نفس انسان رسیدن به عبودیت و بندگی است. وقتی حقیقت بندگی با همه قوا در وجود انسان حاصل شد، این انسان به نقطه عدل رسیده و این حقیقت بر اساس حدیث عقل و جهل به وجود مقدس نبی اکرم(ص) عطا شده است و اینطور نیست که به صورت مستقل و جزیره ای انسانها بتوانند به نقطه عبودیت برسند.

اگر کسی بخواهد حقیقت عبودیت و صفای بندگی در او محقق شود ناچار باید تحت ولایت نبی اکرم(ص) قرار بگیرد، ولایت حضرت را تحمل کند تا صفات نورانی نبی اکرم(ص) در او تجلّی کند. لذا فرموده اند: «بِنا عُبِدَالله. وَ بِنا عُرِفَ اللهُ، لَولا نا ما عُبِدَالله» اگر وجود مقدس نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) عبادت نمی کردند، کائنات عبادت نمی کردند.

چهره دیگر عدالت، عدالتی است که در همه روابط عالم و روابط اجتماعی انسان محقق می شود. بعبارتی جامعه، جامعه عدل می شود، به طوری که هر مؤمنی با مؤمن دیگر هر ارتباط روحی، ذهنی و یا ارتباطی در میدان عمل برقرار می کند، نورانی به نور امام(ع) است.

اینکه در زیارت جامعه کبیره خطاب به ائمه(ع) می گوئیم: «وساسَة العِباد» شاید یک معنای آن همین است. ائمه(ع) اگر حیات اجتماعی انسان را تدبیر می کنند، این تدبیر به این معناست که همه شئون انسان را به بندگی تبدیل می کنند: «حتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً» بطوریکه همه آهنگ زندگی فردی و اجتماعی انسان آهنگ خدا به خود می گیرد.

به تعبیر روایات وقتی «صبغة الله»(بقره/138) محقق می شود که ولایت جاری شود. «صبغة الله» همان ولایت است. در واقع معنای تحقق عدالت در عالم اینست که همه شئون زندگی بشر بر محور ولایت امام(ع) شأن بندگی و توحید می شود. گویا همه جامعه مشغول صلات هستند: «علی صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ»(معارج/23) و همه زندگیشان در یک سجده خلاصه می شود و در این صلات به امام(ع) اقتدا کرده اند، این عدل حقیقی است.

آن عدالت کلیه که مکتب رفاه و مکتب سرمایه داری و سوسیالیزم تعریف می کند، عدل واقعی نیست در واقع شیاطین انسان را متناسب با عدلی که تعریف می کنند پرورش می دهند و این اصلی ترین نقطه تصرف شیطان است. اگر عالم پر از ظلم و جور می شود، آن نقطه مرکزی که از مدار عدل خارج می شود، نفوس انسانها است و کار به جایی می رسد که معروف، منکر می شود و منکر، معروف. پرچمداران طغیان و اولیاء طاغوت، شیطنت و اخلاق مادی را در عالم اقامه می کنند و تأثیر ولایت آنها اینست که همه چیز آهنگ شرک و کفر پیدا می کند. و اگر اینها مسلط شوند، هر کجا نگاه کنی ظلمت ولایت آنهاست: «يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» و هم اینکه نفوس در ظلمتند تا جایی که ظلم را عدل و عدل را ظلم می بینند و می فهمند. این همان ظلم کلی است یعنی همه چیز بر مدار معصیت خدای متعال و طغیان است. بعنوان مثال یک نمونه اش در عصر حاضر اینست که در جهان به گونه ای معیشت مردم را با ربا گره زده اند که اصلا در نظام عالم لقمه غیر ربوی پیدا نمی شود.

حقیقت عدالت

حال این عدل کلی که در عالم محقق می شود و از عدالت در نفوس تا حیات اجتماعی انسانها، همه جا می شود عدل، چیست؟ در یک کلمه عدل چیزی جز خود امام نیست. اینطور نیست که امری غیر ولایت امام در عالم محقق می شود آنگاه عدالت محقق می شود. «وَتَمَّت كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدقًا وَعَدلًا»(انعام/115) این کلمه عدل بر اساس روایات فراوان خود امام(ع) است. این کلمه تامه در عالم ظهور پیدا می کند. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ اسْمِكَ الْأَعْظَمِ وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ الَّتِي‏ تَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلًا»(1)

لذا حقیقت آن انتظاری که افضل الاعمال است، چیزی جز انتظار تجلی امام و پرتو عدالت امام در هر کجا اراده انسانی عمل می کند نیست. و وقتی این عدل محقق شد، همه عالم بر مدار عدل می چرخد و فساد به کلی ریشه کن می شود.

در نقطه مقابل آن جور و ظلمی که عالم را پر می کند و به مرحله امتلاء می رساند چیزی جز ولات ائمه جور نیست، «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ»(روم/41) و نیز در روایت دیگری این مسئله را به این شکل فرموده اند که: «نَحْنُ أَصْلُ كلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا كلُّ بِرٍّ وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ كلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كلُّ قَبِيحٍ وَ فَاحِشَةٍ»(2)

اگر حب ائمه جور در نفوس جاری شد، نفوس وارد وادی ظلمت می شوند و اگر در حیات اجتماعی جاری شود می شود ظلمت. و بدترین نقطه ظلمانی شدن اینست که ظلم بجای عدل، معروف بجای منکر و تیرگی بجای نور تلقی می شود. پس یکی از خصوصیاتی که ما در انتظار آن هستیم. انتظار ظهور عدل کلی و در واقع ظهور خود امام در عالم است.

حیات عالَم، یکی دیگر از آثار فرج

امر دیگری که در دوران ظهور حضرت محقق می شود و آیات و روایات نورانی از آن پرده بر می دارد، اینست که وقتی حضرت ظهور پیدا می کند، عالم به حیات مجدد می رسد. قرآن کریم می فرماید: «اعْلَمُوا اَنَّ اللهَ يُحْيِّ الْأرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(حدید/17) زمین بعد از اینکه مرده بود، خدای متعال او را زنده می کند. حضرت فرمودند: «موت الارض موت أهلها و الکافر میت»(3) مردن زمین، مردن اهل زمین است و کافر میت است. آن کسی که از محیط ولایت امام خارج می شود، از محیط حیات طیبه خارج شده و در واقع میت است. محیط حیات، محیط ولایت امام است و حیات چیزی جز خود امام نیست.

محیط موت، محیط ولایت ائمه جور و دشمنان حضرت است. هر که آنجا رفت قلبش می میرد و همه قوایش تعطیل می شود. و به تعبیر روایات فقط یک روح المدرج در او هست که یک نفس شیطانی است. نفسی است که با او حرکت می کند و غرائز طبیعی اش را تأمین می کند. ولی این حیات نیست، نفسی است که می تواند در انسان باشد و انسان پست تر از حیوانات هم باشد. «اولئک کالأنعام بل هم أضلّ»(اعراف/179)

آن روح حقیقی که در انسان دمیده می شود، چیزی جز شعاع وجودی امام نیست که سرچشمه حیات است و اگر در انسان دمیده شد انسان هم به ایمان می رسد، هم به حیات. لذا در دوره ظهور امام(ع)، عالم زنده می شود و حیاتی در عالم دمیده می شود که یک تجربه جدید حاصل می شود و اصلا قبلا چنین حیاتی نبوده است.

«و أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بنور ربّها»(زمر/69) ظاهر آیه راجع به قیامت است، ولی به عصر ظهور تفسیر شده، فرمود: «رب الارض، امام الارض»(4) و نیز زیارت جامعه کبیره فرموده اند: «أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِكُمْ وَ فَازَ الْفَائِزُونَ بِوِلاَيَتِكُمْ» وقتی زمین نورانی به نور امام می شود، فوز ولایت امام جاری و عمومی می شود.

«بِکمْ یسْلَک اِلَی الرِّضْوانِ، وَ عَلی مَنْ جَحَدَ وِلایتَکمْ غَضَبُ الرحمن» شاید سیر تا مقام رضوان در آن دوران برای همه محقق شود و شاید در همان دوران است که غضب رحمان نسبت به دشمنان در عالم ظاهر می شود، یعنی ظهور قهر الهی، در واقع حضرت مأمور به قهر هستند پس اگر در دوره ظهور، عالم پر از نور می شود، بساط ظلمت هم برچیده می شود و نور امیرالمؤمنین(ع) در عالم تجلّی می کند. این چیزی جز وجود مقدس امام(ع) نیست. امام وقتی طلوع کرد، «أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بنور ربّها» واقع می شود.

ظهور، تجلّی وجود مقدس حضرت زهرا(س) از وراء حجاب امام زمان

حضرت که ظهور می کنند، نور امیرالمؤمنین(ع) عالم را پر می کند و شاید باطن اینها تجلّی وجود مقدس حضرت زهرا(س) از وراء حجاب امام زمان(عج) است. که در روایتی نورانی حضرت فرمودند: «سَلَلْتَ‏ مِنْهَا أَنْوَارَ الْأَئِمَّةِ وَ أَرْخَيْتَ دُونَهَا حِجَابَ النُّبُوَّة»(5) نور ائمه(ع) از فاطمه زهرا(س) ساطع می شود. «أُخرجُ منها أنوار أئمَتی» در واقع شاید ائمه(ع) حجاب نوری حضرت زهرا(س) هستند.

مرحوم محقق اصفهانی در آن بیان نورانیشان چنین تعبیری دارند: این وجود مقدس اینگونه است که وقتی حضرت زهرا(س) نورشان در عالم طلوع می کند، ظلمت نه فقط از ما، بلکه از عالم ملائکه برداشته می شود. که شاید آن هم ظلمت ائمه جور است که فرمود عوالمی آنها را می شناسند و تبری می جویند که اصلا از خلقت شما خبر ندارند. حضرت وقتی ظهور می کنند، در واقع حقیقت شب قدر در عالم محقق می شود، «سلام هی حتی مطلع الفجر».

آن شب قدری که یکی بیشتر نیست و هر سال در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان تجلی می کند و در تجلی آن شب قدر، روح و ملائک فرود می آیند و حقایقی که آن سال باید محقق بشود، باذن امام در عالم جاری می شود.

شاید آن تنبهی که حضرت دادند و فرمودند: «إنّما سمیّت فاطمة لأنّ الخلق فطموا عَن معرفتها»(6) برای همین است که ما به طمع خام نیفتیم و بدانیم که معرفت او مخصوص به کمّلین است. آنها هستند که بدون حجاب می توانند به معرفت صدیقه طاهره برسند. رزق ما معرفت من وراء حجاب است. و همین معرفت من وراء حجاب شب قدر ما است. اگر سرعت ما در شب قدر به سمت خدا سریع می شود «خیرُ من الف شهر» از این جهت است که ما می توانیم نور حضرت زهرا(س) را دریافت کنیم.  ظهور هم چنین چیزی است. ظهور چیزی جز تجلّی حضرت زهرا(س) از وراء حجاب امام(ع) نیست.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏3، ص: 467

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 243

(3) كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 668

(4) تفسير القمي، ج‏2، ص: 253

(5) إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏2، ص: 625

(6) تفسير فرات الكوفي، ص: 581