نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 21 آذر 1397 - Wed, 12 Dec 2018

جلسه سوم فاطمیه دوم دفتر آیت الله وحید/ نعمت ولایت و بررسی حقیقت کفر و شکر بر اساس نعمت ولایت

متن زیر چکیده تفصیلی سخنرانی جناب آیت الله میرباقری در شب سوم مراسم دفتر آیت الله وحید در ایام فاطمه دوم سال 93 می باشد (ایام ابتدایی سال 94) ایشان در باب شکر و کفر نعمت ولایت صحبت کرده اند. ایشان در جلسه ضمن تبیین مراتب شکر به بیان ویژگی های شاکر حقیقی و پاداش او پرداختند و اظهار داشتند که ثمره شکر نعمت ولایت این است که انسان جزء ابرار می شود و با شفاعت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام وارد ملک کبیر و وادی رحمت خداوند می شود. ایشان همچنین کفران نعمت ولایت را کفر حقیقی و ظلم دانستند که موجب عذاب الیم پروردگار می شود و فرمودند کسی که این نعمت را کفران کند در واقع به خودش ظلم کرده است.

مقامات و مراتب شکر

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و اللعنة علي اعدائهم اجمعين. قرآن کریم می فرماید: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ»(ابراهيم /7) شکر یکی از راه هایی است که خداوند متعال به فضل خود به روی ما گشوده است. شکر مقامات و مراتبی دارد؛ اولین قدم این است که انسان نسبت به نعمت هایی که خداوند متعال به او عطا کرده است، غفلت نداشته باشد. انسانی که نعمت های بی منتهای خدا را که «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا» (ابراهيم/34) نمی بیند، غافل است و شاکر نیست و وقتی غافل از نعمت ها بود، نعمت ها کفران می شود.

دوم اینکه این نعمت ها را به خودش نسبت ندهد و نگوید من تحصیل کردم، من ریاضت کشیدم، من عبادت کردم و... «إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي»(قصص/78) این حرف قارون است که وقتی به او می گفتند آنچه خداوند به تو داده را در راه خدا بده و برگردان تا خودت بمانی «تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ»(بقره/265) می گفت: من با علم خودم این ها را به کف آورده ام. این موجب می شود که صفت رذیله عجب در انسان پیدا شود که به تعبیر روایات گاهی از گناه هم بدتر است. خداوند برای اینکه مؤمن را از عجب نجات دهد او را رها می کند و با تازیانه خواب می زند تا فضیلت عبادت از دستش برود و از عجب بیرون بیاید. البته اولیای خدا «وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ»(مؤمنون/60) مخبتین همه سرمایه خودشان را می آورند و در عین حال نگران هستند چون با پروردگارشان داد و ستد می کنند اما در غیر آن درجات، اگر کسی عبادات و امکانات را دید و این ها را به خودش نسبت داد، معجب می شود.

سوم اینکه امکانات را به اسباب هم نسبت ندهد و الا مشرک می شود و غبار شرک بر دل انسان می نشیند. حتی اگر به اندازه ای که یک جرعه آب بنوشد و بسم الله نگوید در توحید صدوق می گوید که غبار شرک بر دل انسان می نشیند و اگر خدای متعال این مؤمن را دوست داشته باشد او را مبتلا می کند که این غبار از دلش زایل شود. شخصی بر امام صادق علیه السلام وارد شد و پای او به چهارچوب در گیر کرد و زمین خورد. حضرت فرمود: هر چه به شما می رسد، شما خودتان مقصر هستید. عرض کرد: آقا مگر چه کرده ام؟ فرمود: بسم الله نگفتید و بر سختی زمین تکیه کردید خب زمین باید زیر پای تو بلغزد و زمین بخوری، البته این برای مؤمن است. بنابراین قدم سوم این است که انسان امکانات را به غیر نسبت ندهد و این مقدمه می شود که هم امکانات را ببیند و هم آن ها را به صاحبش یعنی حضرت حق نسبت دهد. در روایات دارد که اولین مرحله حمد همین است که انسان نعمت های خدا را به حضرت حق نسبت دهد.

قدم بعدی در وادی شکر این است که اگر خداوند این نعمت ها و امکانات ظاهری و باطنی را عطا فرموده، لغو نبوده و حتما برای هدفی آن ها را عطا کرده است. این گوش و چشم و زبان و قلب و این همه سرمایه الهی برای هدفی است که انسان باید آن هدف را بشناسد و این امکانات را در مسیر آن هدف به کار گیرد که اگر چنین کند، شکر کرده است. آن هدف چیزی نیست جز اینکه انسان هر آنچه از خدا گرفته است را به خدای متعال برگرداند و در این داد و ستد خودش رشد می کند «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ»(توبه/111) و اگر چنین شد، می شود «التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ»(توبه/112)

ویژگی های شاکر حقیقی

شاکرین و حامدین حقیقی سر و کارشان دائم با حضرت حق است و رابطه شان با غیر خدای متعال قطع شده است، از او می گیرند و به او برمی گردانند و این موجب زیاده در خود انسان می شود. این شاکرین آرام آرام پرده از جلوی چشمانشان کنار می رود و نعمت های باطنی را هم که از طرف خدای متعال آن ها را احاطه کرده است، می بینند و شکر می کنند «وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَ بَاطِنَةً»(لقمان/20) در روایت نعمت ظاهری به توحید و نبوت تفسیر شده و نعمت باطنی به ولایت یعنی انسان شاکر می تواند حتی باطن ایمان و توحید خودش را که همان حقیقت ولایت است، ببیند. شاکرین حقیقی نعمت خدای متعال و جمال صنع خدا را در متن بلا هم مشاهده می کنند و آنچه از خدای متعال می رسد را زیبا می بینند «ما رأیت الا جمیلا»(1) البته بعضی غفلت کردند و گمان کردند که این فعل دشمن را هم شامل می شود ولی فعل دشمن مستحق لعن و عذاب است و اگر کسی آن را بپسندد به عقوبت الهی مبتلا می شود. در کار خدا جز زیبایی نیست حتی در تدبیری که در عاشورا اتفاق افتاده است که اعظم ابتلائات برای حضرت رقم خورده است واقعا «ما رأیت الا جمیلا»

شاکر حقیقی دائما در محضر خدای متعال است و فقر خود را هم به او ارجاع می دهد و وقتی خداوند او را تأمین کرد، خدای متعال را حمد می کند و بین حمد و استغاثه حرکت می کند. این همان مقامی است که انسان در محیط ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام پیدا می کند. در ذیل زیارت امین الله است که «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ... مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِكَ»(2) نفسی که به چنین مقامی برسد که نعمت ولایت را شناخته و شاکر آن است و ثمره این شکر این است که با اینکه در دنیا هست ولی دل مشغولی او دنیا نیست و این فقط برای محیط ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است. مقامات بعدی زیارت نیز چنین است و در محیط ولایت ایشان به کف می آید «اللَّهُمَّ إِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتِينَ إِلَيْكَ وَالِهَةٌ وَ سُبُلَ الرَّاغِبِينَ إِلَيْكَ شَارِعَةٌ» کسی که زائر است متوقع است که در ذیل زیارت حضرت به این مقامات نائل شود و این حقیقت شکر و کفر است.

آثار شکر و کفر نعمت سبیل

حال نعمتی که خدای متعال آن را محور این امر قرار داده که «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ»(ابراهيم/7) و کفران آن نعمت را نمی بخشد و عذاب الهی در مقابل آن کسانی که این نعمت را کفران می کنند، بسیار شدید است و حتی ترک اولای نسبت به آن نعمت را هم از خوبان نگذشته است که ترک اولای آن ها موجب هبوطشان در این وادی شده است، نعمت سبیل و ولایت است. (در مورد انبیاء سخن گفتن از دهان ما بزرگتر است) اما وقتی مقامات وجود مقدس امام زمان علیه السلام بر حضرت آدم علیه السلام عرضه شد (نمی دانم چه گذشت) درنگی کرد «وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً»(طه/115) لذا پیغمبر اولوالعزم نشد. این آن نعمتی است که خدای متعال ترک اولای نسبت به آن را هم نمی بخشد. سوره «هل أتی» سراسر داستان شکر و کفر این نعمت است و چیزی غیر از این نیست، داستان این است که شکر این نعمت موجب رسیدن به شفاعت نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت علیهم السلام در دنیا و آخرت می شود، داستان برخورداری از ملک عظیم اهل بیت علیهم السلام در نتیجه شکر این نعمت است.

«هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً»(انسان/1)؛ این انسان چیز قابل ذکری نبود و او را از آن مقام سیر دادیم تا «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً»(انسان/2) چون می دانید که ما قبل از مقام خلقت در صورت نطفه بوده ایم «إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لاَزِبٍ»(صافات/11) و از گل آفریده شده ایم و بعد از نطفه و بعد این شئی را که قابل ذکر نبود، سمیع و بصیر قرار دادیم. تا اینجا مقدمات است و همه این ها مقدمات این نعمت بعدی است که «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً»(انسان/3) با همه این امکانات ما هم او را به سبیل هدایت کردیم و هم برای هر انسانی به سوی خدای متعال سبیلی قرار دادیم. «يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً»(فرقان/27) هر کسی می تواند در همراهی نبی اکرم صلی الله و علیه وآله وسلم و در حرکت به سمت خدای متعال سبیلی داشته باشد، ایشان و اهل بیت علیهم السلام صراط هستند. ما این انسان را با تمام این امکانات در این عالم آورده ایم و سبیل را به او ارائه کرده و هدایتش کردیم و از اینجا شکر و کفر شروع می شود که «إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» و تمام شکر و کفر برای همین نعمت سبیل است. اگر کسی این نعمت را شکر کرد، همه نعمت ها را شکر کرده است و اگر کسی از این نعمت غفلت کرد، هیچ نعمتی را شکر نکرده است. اینکه فرمود خدای متعال از نعیم و از ولایت ما سؤال می کند یعنی همین و این هیچ منافاتی ندارد که خداوند سؤال می کند «فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِمِ»(3) از ما می پرسند با این ضمیری که در دست تو بود چه کردی؟ ولی در عین حال یک سؤال هم بیشتر نیست یعنی با نعمت ولایت چه کردی؟ اگر کسی در پاسخ به هر سؤالی که از او کردند، بگوید: من هر چه امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده را عمل کردم، سؤال دیگری نیست. اگر در این جواب صادق باشد، جواب همه سؤال ها را داده است و اگر صادق نباشد از ریز و درشت کارهایش از او می پرسند. در واقع شکر همه نعمت ها یک چیز بیشتر نیست که این را باید به دست امیرالمؤمنین علیه السلام بدهیم که اگر چنین کردیم «مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ مَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ»(نحل/96) به دست خدا رسیده «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»(فتح/10)

حقیقت شکر همین است که انسان نعمت ولایت را بشناسد و آن را شکر کند و زیر چتر آن نعمت زندگی کند. عهدی هم که از ما گرفته شده است همین است که «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ * وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ»(يس/60-61) صراط عبودیت همان صراط مستقیم است، صراط ولایت است که فرمود: «هُوَ الطَّرِيقُ إِلَى مَعْرِفَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمَا صِرَاطَانِ صِرَاطٌ فِي الدُّنْيَا وَ صِرَاطٌ فِي الْآخِرَةِ وَ أَمَّا الصِّرَاطُ الَّذِي فِي الدُّنْيَا فَهُوَ الْإِمَامُ»(4) صراط در دنیا و آخرت امام است که طریق معرفت و محبت است و همه شکر و کفرها به اینجا برمی گردد و اگر خدای متعال این سبیل را قرار نداده بود و همه نعمت ها تلف می شد ما مقصر نبودیم چون راهی به سوی خداوند نبود و فرقی نمی کرد که نعمت ها در چه راهی خرج شود زیرا اگر شما خدای متعال را بردارید که «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ»(نور/35) همه جا تاریک می شود و در تاریکی همه چیز با هم برابر است. در این صورت دیگر اخلاق یعنی چه؟ اخلاق بدون خدا یعنی چه؟ خیر و شر یعنی چه؟ اما وقتی سبیل الی الله قرار داده شده و صراط توحید و این حبل ممدود تا عالم ما هم کشیده شده است ما دیگر معذور نیستیم که این امکانات را به بهشت نرسانیم و در غیر مسیر خدای متعال به چرخه بیندازیم.

شخصی آمد محضر امام صادق علیه السلام عرض کرد: طبیب برای من شراب تجویز کرده است، بخورم؟ اگر شما انار را دو نیم کرده و بگویید نیمی از آن حلال است و نیمی دیگر حرام، نیمه حلال را می خورم و نیمه حرام را دور می اندازم. حضرت فرمود: دین خود را از این یاد بگیرید. پیداست که چنین آدمی در روز قیامت یک جواب می دهد به سؤال چه کردی؟ هر چه امام صادق علیه السلام فرمود عمل کردم. عرض کرد: می خواهم دینم را روی دوش شما بگذارم و در روز قیامت هر چه به من گفتند بگویم: قال الصادق علیه السلام. معلوم است که چه سؤالی از او می شود، بقیه سؤال ها باید از امام صادق علیه السلام بشود اما چه کسی از امام صادق علیه السلام سؤال می کند؟ همه حساب و کتاب ها با آن هاست «إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ»(غاشيه/25-26)

ویژگی های کافر حقیقی

بعد از این خدای متعال بلافاصله می فرماید آن ها که این نعمت را کفران کردند نیز کافر حقیقی هستند. یکی از اصطلاحاتی که در رابطه با کافر در قرآن در اکثر موارد صدق می کند همین است «إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلاَسِلَ وَ أَغْلاَلاً وَ سَعِيراً»(إنسان/4)؛ ما برای آن هایی که این نعمت را یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را کفران می کنند از پیش سلسله ها و غل هایی و آتشی مهیا کرده ایم. در روز قیامت هم کسانی که با خود سیئه می آورند، به رو در آتش می افتند «وَ مَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(نمل/90) که امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند «وَ السَّيِّئَةُ إِنْكَارُ الْوَلَايَةِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ»(5) سیئه انکار ولایت ما و بغض ماست. در ادمه آیه می فرماید این سلسله و غل ها چیزی جز عمل خودشان نیست و به کسی ظلم نمی شود.

ملک کبیر پاداش أبرار

بعد از این در سوره داستان آن کسانی است که شاکر نعمت ولایت هستند که نتیجه شکر آن ها برخورداری از نعمت شفاعت و هدایت است «وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ»(6) و این افراد ابرار هستند که «إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُوراً»(إنسان/5) از جامی که با کافور آمیخته شده می خوردند. کافور چیست؟ «عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيراً»(إنسان/6) چشمه ای است که ساقی آن عبادالله هستند و ابرار تحت هدایت ایشان قرار می گیرند و شاهد هم این است که عبادالله آن چشمه ها را می جوشانند و ساقی ابرار هستند. عبادالله چه کسانی هستند؟ «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ»(إنسان/7) کسانی هستند که در این دنیا لقمه سر سفره خودشان را به مسکین و یتیم و اسیر می دهند و با آب سه روز افطار می کنند. فرموده اند که حسنین وقتی به محضر رسول الله صلی الله علیه وآله آمدند مثل جوجه به خود می لرزیدند. وقتی حضرت برای دیدن حضرت زهرا سلام الله علیها آمدند دیدند که ایشان در محراب عبادت ایستاده در حالیکه (تعبیر این است) از گرسنگی شکمشان به کمر چسبیده و مشغول بندگی هستند. کسانی که شاکر نعمت ولایت هستند چنین امام و شفعائی دارند که لقمه سفره خودشان را که شاید به حسب ظاهر احدی بیش از آن ها گرسنه و محتاج به آن نیست را می دهند و وقتی هم می دهند؛ نه پاداشی می خواهند و نه حتی تشکری «لاَ نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَ لاَ شُكُوراً»(إنسان/9)

«إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً»(إنسان/10) این خوف نسبت به ماست یعنی آن ها نگران احوال ما هستند و این انفاق شان برای این است که دست ما را در آن روز بگیرند و از صحنه های سخت عبور دهند. کما اینکه وقتی این آیه نازل شد «وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وَارِدُهَا»(مريم/71) حضرت نگران ما بودند و الا حضرت وقتی از بهشت عبور می کنند تعبیر روایت این است که نسیم ایشان به جهنم می خورد و جهنم آرام می شود و طبقاتی از جهنم می گویند: چه خبر شده است؟ می گویند: نبی رحمت عبور کردند. آن ها می گویند: در جهنم را ببندید ما این رحمت را نمی خواهیم. «فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً»(إنسان/11)؛ این نضره و سرور محبین شان است، وقتی می بینند محبین شان در سرور هستند، خوشحال می شوند. فرمود وقتی شما غصه دار می شوید ما نیز برای غصه شما غصه دار می شویم.

اگر کسی نعمت ولایت را شکر کرد جزء ابرار می شود و از همین جا دستگیری شروع می شود و وقتی کسی مسکین و یتیم و اسیر اهل بیت شد «فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلاَ تَقْهَرْ * وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلاَ تَنْهَرْ»(ضحى/9-10) محال است که امیرالمؤمنین علیه السلام در این دنیا به او عطا و اطعام نکند زیرا همه ارزاق و سفره الهی به اذن الله در اختیار ایشان است. به همین دلیل است که در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام همه تشنگان تشنه این ساقی هستند و همه سرچشمه ها از انگشتان ایشان می جوشد «مَوَائِدَ الْمُسْتَطْعِمِينَ مُعَدَّةٌ وَ مَنَاهِلَ الظِّمَاءِ لَدَيْكَ مُتْرَعَةٌ»(7)

 در روایت است که «وَ اسْقِنِي مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِيّاً سَائِغاً هَنِيئاً لَا أَظْمَأُ بَعْدَهُ أَبَداً»(8) مؤمن را در همین دنیا از حوض کوثر آب می خورانند که ساقی آن امیرالمؤمنین علیه السلام است و بعد داستان آخرت آن هاست. اصل ملک کبیر برای امیرالمؤمنین علیه السلام است که همه کائنات تحت فرمان او هستند و هیچ مَلکی بر حضرت وارد نمی شود و برای مأموریت به زمین نمی آید الا اینکه محضر امام می آید و اجازه می گیرد. ابرار نیز به شفاعت ایشان، وارد این ملک می شوند. فرموده اند این ملک آن قدر عظیم است که وقتی مأمورین خدا می آیند، مؤمن حاجب و دربان دارد و از حاجب اجازه می گیرند که بر مؤمن وارد شوند. «وَ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّداً»(بقره/58) یعنی هر کسی می خواهد وارد وادی توحید شود از مدخل ولایت باید وارد شود و وقتی وارد می شود باید سجده کند. انسان باید در اینجا همه عجب و غرور و کبر را بریزد تا اجازه ورود پیدا کند.

اتخاذ سبیل برای ورود به حریم رحمت خداوند

در پایان سوره دوباره به اول سوره برمی گردد «إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاً»(إنسان/29) هر کسی خواست سبیلی به سوی پروردگار اخذ کند از این صراط عظیم (امیرالمؤمنین علیه السلام) سبیل خود را پیدا کند. وادی توحید خیلی سنگین است و جز با امام نمی شود که قدم بگذاری، فراز و نشیب بیابان عشق، دام بلاست که جز با امیرالمؤمنین علیه السلام این راه طی کردنی نیست. خدای متعال به هر کسی اجازه نمی دهد که در این وادی پا بگذارد و کسی اجازه ورود به این ساحت پیدا نمی کند مگر اینکه خدا بخواهد «وَ مَا تَشَاءُونَ إِلاَّ أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً»(انسان/30) یا در جای دیگر فرموده اند:« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذين‏ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ»(نساء/49) زیرا خدا می داند که شما از ازل چه کاره بوده اید. ما می دانیم که شما در عوالم قبل چگونه راه رفته اید. پس چون احوال ما برای حضرت حق معلوم بوده است بر اساس این حکمت و علم خود اجازه می دهد که کسی وارد این وادی بشود یا نشود. در آیه آخر می فرماید: «يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً»(انسان/31) این وادی، وادی ولایت الله است که هر کس می خواهد وارد شود باید با دست خدای متعال وارد شود.

در کافی شریف در روایت است که فرمود: رحمت یعنی ولایت ما و اگر کسی وارد این وادی شد، وارد رحمت رحیمیه و رحمانیه خدای متعال شده و همه مسئله نیز همین است و خدای متعال برای ظالمین هم عذاب الیم آماده کرده است. پس در پایان سوره مردم دو دسته می شوند: یک عده ای را خدای متعال وارد حریم رحمت خود که همان حریم ولایت است، می کند و برای عده ای دیگر که ظالمین هستند، عذاب الیم آماده کرده است.

ظالمین چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که نعمت ولایت را کفران کرده اند. در روایتی در ذیل همین آیه آمده است که «أَ لَا تَرَى أَنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ أَعَزُّ وَ أَمْنَعُ مِنْ أَنْ يَظْلِمَ أَوْ يَنْسُبَ نَفْسَهُ إِلَى ظُلْمٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ خَلَطَنَا بِنَفْسِهِ فَجَعَلَ ظُلْمَنَا ظُلْمَهُ وَ وَلَايَتَنَا وَلَايَتَهُ»(9) از حضرت پرسید: «وَ مَا ظَلَمُونَا وَلكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» یعنی چه؟ به ما ظلم نکردند به خودشان ظلم کردند، مگر می شود به خدای متعال ظلم کرد؟ حضرت فرمودند: خدای متعال اجل از این است که کسی به او ظلم کند یا خودش را به ظلم نسبت بدهد.

«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»(بقره/257) در روایت در ذیل این آیه آمده که نور در اینجا به خصوص ولایت نبی اکرم صلی الله علیه وآله است که با دست خدا وارد محیط امن و رحمت و ولایت می شوند. آن ها که کفران نعمت کردند و به امیرالمؤمنین علیه السلام ظلم کردند در واقع به خودشان ظلم کرده اند. بزرگی می فرمود تا حضرت اجازه ندهند، ظهور محقق نمی شود.

پی نوشت ها:

(1) مثير الأحزان، ص: 90

(2) كامل الزيارات، النص، ص: 40

(3) نهج البلاغة/ ص199.

(4) معاني الأخبار/ص 32.

(5) الكافي(ط- الإسلامية)/ ج 1/ص185.

(6) بحار الأنوار/ ج 99/ ص 131. من لا يحضره الفقيه/ج 2/ ص 615.

(7) كامل الزيارات، النص، ص: 40

(8) بحار الأنوار/ ج 83/ ص96.

(9) الكافي (ط - الإسلامية)/ ج 1/ ص 435.