نسخه آزمایشی
دوشنبه, 02 مهر 1397 - Mon, 24 Sep 2018

جلسه اول فاطمیه هیات قم/ ذکر و دوری غفلت محقق مقام عندالرب شدن؛ بررسی تسبیح و تقرب در وادی ذکر

متن زیر چکیده تفصیلی سخنرانی جناب آیت الله میرباقری در شب اول مراسمی در هیات منزل آقای محمدزاده می باشد که در ایام فاطمه دوم سال 93 برگزار شده است (ایام ابتدایی سال 94) ایشان در این جلسه به بحث ذکر و یاد خدا می پردازند و با توجه به آیات سوره مبارکه اعراف به آثار این ذکر از عندالرب شدن و دروی از استکبار و تسبیح و سجده و قرب اشاره می کنند و توضیح می دهند.

ذکر و غفلت

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و اللعنة علي اعدائهم اجمعين. در باب ذکر قرآن کریم و روایات از جهات مختلفی بحث کرده است. به چند آیه  ای در این زمینه اشاره می کنیم. قرآن می فرماید: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ‏ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ * إِنَّ الَّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُون‏»(اعراف/205-206) در ابتدای این آیات دستور به ذکر و یاد رب رسول داده شده است. ربی که همه کاره اوست و او را پرورش داده است. و حالت این ذکر هم تضرع و التماس باشد. و نیز این ذکر در درون شما باشد و احتیاجی به سر و صدا نیست. و این ذکر را هم شک و روز داشته باشید و مراقب باشید که از غافلین نباشید. غفلتی حالتی شبیه به بیهوشی است که انسان متوجه خطرها نیست. غفلت محیطی است که شیطان انسان را به آن می برد و بعد همه دارایی انسان را از او می گیرد و باز فرد متوجه نیست.

آثار ذکر و مقام عندیت رب

این ذکر آثاری دارد که البته برای رسیدن به آنها باید مداومت و استمرار باشد تا آثار آن جدی و ملموس شود. در آیه بعد این آثار اشاره می شود. بیان این است که «عند ربک» می شوید. یعنی با ذکر انسان به مقام عند می رسد. خدا به انسان نزدیک است که «وَ نَحْنُ‏ أَقْرَبُ‏ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد»(ق/16) و او بین خودمان و قلب مان است همه جا با ما همراه است. «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ‏ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه‏»(انفال/24)

ولی بحث در این است که آیا ما هم در کنار خدا هستیم؟! حضور این تکیه گاه را باید ببینیم. ما هستیم که اسیر ترس ها و تنهایی هستیم. باید بجایی رسید که دست اداره او را در عالم ببینیم. ببینیم که او رب ماست و امور ما را تدبیر می کند. مقام عند رب یعنی همین. یعنی قبلا همه را می دیدی و دنبال خدا می گشتی ولی عند الرب که کسی شد خدا را می بیند و بقیه به چشم او نمی آید. ما مضطر به خدا هستیم ولی این فقر و اضطرار خود را نمی بینیم. خدا مثال می زند که وقتی شما بر کشتی سوار می شوید خدا این تکیه گاه را بروی آب از شما می گیرد تا شما اضطرار و فقر خود را به خدا دریابید. «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ‏ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميد»(فاطر/15) ما دچار این غفلت ها هستیم که فقر خود را به سفتی زمین و... می بینیم. بله ما فقیر و مضطر هستیم ولی نه به این زمین و چوب و... بلکه فقر ما به خداست. اینها خودشان فقیر هستند. همین زمین سفت گاهی جوری می لرزد که از دریا خطرناک تر است. ولی ما به همین زمین و... تکیه می کنیم. اگر کسی به اسباب تکیه نکند و خدا را ببیند و احتیاج به خدا را فقط درک کند دیگر ترس و نگرانی ندارد. (اینکه البته در این دنیای اسباب و.... خداوند ما را آورده است در روایت از حضرت پرسیدند و جواب دادند که این دنیا محل فهم نیازهاست. ما باید فقرمان را بفهمیم و بعد خدا را ببینیم) و در قرآن در مورد اینها فرموده است که از بالاترین زلزله ها و سختی ها اینها در حالت ایمن هستند. «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ‏ يَوْمَئِذٍ آمِنُون‏»(نمل/89) و این بالاترین امنیت است. مقام عندالرب چنین مقامی است که فقر و نیازها و اضطرارها به خدا رویت می شود و فرد تکیه اش فقط به خداست. این چنین افرادی فقط با خدا هستند و با کسی کاری ندارند.

اثر دوم عند الرب بودن رفتن استکبار نفس

در قسمت دوم آیه اشاره می کند «لایستکبرون عن عبادته» یعنی اینهایی که در محضر خدا قرار می گیرند این استکبار از آنها برداشته می شود. این استکبار بدترین مرضی است که حضرت در خطبه قاصعه بیان می کنند که کبرایی و بزرگی را خداوند قرقگاه خودش قرار داده است و شیطان در مقابل این قلمرو خدا استکبار کرد و بیرون شد و این مرض مسری شیطان است و مراقب باشید از بندگی خارج نشوید. کسی که عند الرب نبود و متذکر خدا نیست این به رویت نفس می رسد. کسی که در مقام عندالرب است بدنبال اراده دیگری یا خودش نمی رود بلکه بدنبال دستور پروردگارش می رود. کسی که خود را می بیند و چیزی برای خودش قائل است باید هم استکبار کند. وقتی خود را مالک چشم و زیبایی و.... می بیند باید هم در مقابل دستور خدا استکبار کند.

اثر مقام عند الرب تسبیح گری بنده

اثر بعدی این مقام عند الرب بودن تسبیح مستمر خداست. ایراد و عیب گرفتن بر خدا در این فضاست که ما عالم را نمی شناسیم و نمی دانیم برای چه خلق شده است و چه جریانی در عالم برقرار است. وقتی انسان نداند که جایی محیط مدرسه است و جای سوال و تمرین و جواب و امتحان و... است این سختی ها را اشکال بر محیط می داند. این عالم دار سختی و محفوف به بلاهاست. «الدنيا دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ»(؟) انسان وقتی عالم را از منظر خودش دید عالم پر از عیب و ایراد است. ولی اگر از موضع خدا عالم را دید و در مقام عند الرب بود همه چیز را بجای خود می بیند و به تسبیح می پردازد.

ما می خواهیم عالم بر محور اراده ما بچرخد و از منظر خودمان عالم را نظاره می کنیم. اگر با اهواء و میل های ما سازگاری نداشته باشد هم بر آن ایراد می گیریم. «وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُ‏ أَهْواءَهُمْ‏ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِن‏»(مومنون/71) ولی کسی که از منظر خدا عالم را می بیند وقتی پایش به دری بگیرد و زمین بخورد به شرک خودش متفتن می شود و استغفار و تسبیح می کند. ولی وقتی این نگاه نباشد عالم را پر ایراد می بیند. این است که در آن روایت فرد بدون بسم الله بر صندلی نشست و زمین خورد و آسیب دید؛ کسی که در مقام عندالرب است می بیند که دست حکیمانه ای است که وقتی من مشرک هستم و تکیه ام به اسباب است باید متوجهم کند.(2) در جریان حضرت یونس ع هم همین بود که بعد که زودتر از موعد از قوم خارج شد و در دل ماهی گرفتار شد متوجه این نکته بود که اگر مشکلی هست از جانب ماست و تنزیه و تسبیح خدا می کند که فرمود: «فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمين‏ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي‏ الْمُؤْمِنينَ‏»(انبیاء/87-88) یعنی این تسبیح و فهم نقطه ایرادها نجات دهنده از مشکلات خواهد شد. و این تسبیح و این رویت از فعل خدا در عالم است که مقام تسلیم و رضا می آورد. اینکه فرد خشنود به فعل خدا باشد باید بتواند ا ز منظر او هم صحنه را تماشا کند.

اثر دیگر ذکر خدا و مقام عندیت سجده مستمر برای خدا

در آیه در ادامه می فرماید چنین کسانی به مقام «و له یسجدون» می رسند. این افراد همه زندگی شان سجده است. سجده است که قرب می آورد که در سوره مبارکه علق اشاره شده است. کسی که در محضر خداست همه کارش بندگی و سجده است. «علی صلاتهم دائمون» همین است. اینها دائما در حال تقرب و بهره بیشتر هستند.

پی نوشت ها:

(1) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 348

(2) التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 22