نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 05 تیر 1398 - Wed, 26 Jun 2019

جلسه ششم فاطمیه هیات البرز/ سلوک همه عوالم و دستیابی به طهارت با بلای حضرت زهرا سلام الله علیها

متن زیر چکیده ای از جلسه ششم از سخنرانی آیت الله میرباقری در استان البرز است که در ایام فاطمیه به تاریخ 6 بهمن ماه سال 94 برگزار شده است. ایشان در این بحث اشاره می کنند سلوک همه عالم با بلای اهل بیت و خصوصاً بلای حضرت زهرا انجام می شود. وظفه ما در قبال مصائب حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها تصدیق حقیقت ولایت ایشان است تا حضرت ما را به حقیقت توحید ملحق کرده و ما طهارت پیدا کنیم. بلای سیدالشهداء تا قیامت ادامه دارد و حتی بر اساس برخی روایات صحنه محشر محل ظهور این بلا است...

سلوک همه عالم با بلای اهل بیت

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد لله رب العالمين و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. و اللعنة علي اعدائهم اجمعين. شخصی از قول مرحوم آیت الله بهجت تعریف می کرد که ایشان می گفتند: به نظر من گریه بر سیدالشهداء افضل از نافله شب است؛ چون در قنوت وتر اگر حالی به انسان دست بدهد، عبادت روحی می شود اما گریه بر سیدالشهداء از ابتدا عبادت روحی است.

چند جمله ای را در خصوص حضرت زهرا سلام الله علیها عرض می کنم. زیارت کوتاهی که برای ایشان نقل شده چند فراز دارد. در فراز اول آمده است «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَة»(1) خدای متعال قبل از آنکه معصومین را در قالب بشر و یا حتی عوالم قبل از آن خلق کند، از آنها امتحانات سنگین و سختی گرفته و آنها پای این امتحانات ایستاده اند؛ اینکه آن امتحان چیست ما نمی دانیم ولی همه سلوک عالم با همین امتحان است و غیر از اینکه خودشان در متن آن امتحان به خدا می رسند، برای دیگران هم با امتحان آنها راه باز می شود؛ حتی انبیای اولوالعزم هم در مراحلی با بلای آنها سالک می شوند.

حضرت ثامن الحجج در عیون اخبار الرضا در خصوص داستان ابراهیم خلیل فرمودند که ایشان به خدای متعال عرضه داشت: ایکاش من اسماعیل را قربانی می کردم و به ثواب اعظم مصائب می رسیدم.(2)

نقلی است که در غروب عاشورا سیدالشهداء مشغول جنگ بودند، پیغامی برای حضرت رسید که اگر بخواهید ما همه چیز را به صورت اول برمی گردانیم و از ثواب شما هم هیچ چیز کاسته نخواهد شد؛ حضرت فرمودند که ما بر سر عهد خود با خدا هستیم. بعضی بزرگان گفته اند که معنای «یا غیاث المستغیثین» حضرت در آن زمان این است که کار همین جا تمام نشود؛ چون هنوز عهد حضرت با خدا یعنی شهادت و بریده شدن سر باقی مانده بود. داستان عجیبی است که سر حضرت بر روی نیزه کاروان خودشان را رهبری می کرد. زید بن ارقم نقل می کند در کوفه نشسته بود که شنیدم صدای تلاوت عجیبی به گوش می رسد «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا»(کهف/9) نگاه کردم و دیدم سر مطهر سیدالشهداء در بالای نیزه این آیه را تلاوت می کند و اطراف ایشان هم اسرا هستند.

امام کهف حصین است و یاران ایشان عجیب تر از اصحاب کهف بودند. همه این افراد به سیدالشهداء پناه بردند و ایشان با سر مطهر خود آنها را سیر داد. بنابراین معنای «یا غیاث المستغیثین» این است که کار قبل شهادت تمام نشود و این سر بالای نیزه برود و در مجلس ابن زیاد و یزید به همراه اسرا باشد.

در آن روایت از وجود مقدس امام رضا تعبیر این است که خدای متعال دو سوال از میثاق محبت حضرت ابراهیم فرمود که آیا شما خودتان را بیشتر دوست دارید یا نبی اکرم را؛ و آیا فرزند خود را بیشتر دوست دارید یا سیدالشهداء را؛ حضرت ابراهیم پاسخ داد: پیامبر و فرزندش را بیشتر دوست دارم. برای حضرت ابراهیم روضه گودی قتله گاه خوانده شد و حالتی به ایشان دست داد که با ذبح فرزندشان اسماعیل هم حاصل نمی شد. خدای متعال فرمود «وَ فَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ»(صافات/107) یعنی آن ثوابی که حضرت ابراهیم با قربانی کردن اسماعیل می خواست؛ در مصیبت سیدالشهداء برای ایشان حاصل شد. به نظر می آید که خدای متعال می خواهد به ابراهیم خلیل چنین بفهماند که اعظم مصائب متعلق به نبی اکرم و در مصیبت سیدالشهداء است و اگر می خواهید به ثواب اعظم مصائب در ظرف خودتان راه پیدا کنید باید به آن مصیبت برسید چنانچه در زیارت عاشورا آمده است «أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ مُصِيبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا» یعنی بالاترین ثواب مصیبتی که یک نفر می تواند در ظرف خود ببرد با درک مصیبت سیدالشهداء است.

در داستان حضرت زکریا است که جبرئیل نام پنج تن را برای ایشان برد؛ حضرت زکریا فرمود: وقتی نام سیدالشهداء برده می شود حال من دگرگون می شود. برای ایشان روضه عاشورا را با رمز و اشاره «کهیعص»؛ یعنی کربلا و شهادت حضرت و یزید و عطش و صبر خواندند. حضرت زکریا سه روز در را به روی خود بستند و از خدا خواستند که فرزندی فوق العاده به ایشان عطا شود که محبت بسیاری به او داشته باشد و این فرزند در راه خدا به شهادت برسد تا بتواند در مصیبت نبی اکرم شریک شود. برای همه انبیاء و اولیاء در مرحله ای از مقامات سلوکی شان، رسیدن به مقام بالاتر متوقف بر درک این مصیبت بوده است.(3)

تهذیب همه عالم و نفوس با بلای سیدالشهداء

اشک بر سیدالشهداء بر اساس روایات شراب طهور است که با آن به طهارت نفس و حیات طیبه می رسیم. سی و پنج سال گریه حضرت سجاد علیه السلام بر سیدالشهداء باب عاشورا را برای همه امت باز کرد و اگر تحول حال حضرت نبود، هیچکدام از ما عاشورایی نمی شدیم. این گریه برای خود حضرت هم حتماً مقامی داشته است.

حضرت اسماعیل را به قتل رساندند و پوست سر و صورت ایشان را کندند. جبرئیل نازل شد که اگر بخواهید ما اینها را عذاب می کنیم. ایشان فرمود که من به سیدالشهداء علیه السلام تأسی می کنم.

نتیجه داستان سیدالشهداء در ظهور آشکار می شود و مصیبت ایشان محور قرب و سلوک همه عوالم است که خدای متعال عهد این مصیبت را از حضرت زهرا سلام الله علیها گرفت. قبل از عطای سیدالشهداء به حضرت زهرا سلام الله علیها جبرئیل مکرراً از عالم بالا نازل می شد و رفت و آمد می کرد؛ کانه خدای متعال می خواست که حضرت زهرا با این مصیبت راضی به این فرزند شوند. ایشان هم با شرایطی راضی شدند از جمله اینکه شفاء در تربت سیدالشهداء است و دعا در زیر قبه حضرت مستجاب است؛ تا آنجا که حتی مرحوم شوشتری می فرماید که هر خیمه ای که برای امام حسین برپا شود قبة الحسین و مقام استجابت دعا است؛ یعنی موانع بین دعا و عالم بالا برداشته می شود. در همین زمینه استجابت دعا داستانی در مورد مرحوم شیخ عبدالله بختیاری (پیاده) است که ایشان مقاماتی از جمله طی الارض داشت. شخصی می گفت که من یک حاجت تقریباً ممتنعی داشتم که به ایشان گفتم دعا کند. به من گفت آن مشکل شما حل شد؛ چون دعا کردم و دیدم که ملائک آن را بالا بردند.

استشفاء به تربت سیدالشهداء علاوه بر بیماریهای ظاهری برای بیماریهای روحی هم هست. از دیگر شرایط هم این بود که خدای متعال ائمه و امام زمان عجل الله تعالی فرجه را از نسل ایشان قرار داد که حضرت زهرا سلام الله علیها راضی شدند. اصل مصیبت برای حضرت زهرا است و ایشان از قبل از وقوع تا صحنه قیامت برای آن غصه دار هستند. چنانچه از ظاهر این جمله «السَّلَامُ عَلَى سَاكِنِ كَرْبَلَاء» در زیارت ناحیه مقدسه حاصل می شود که خود سیدالشهداء هم همینطور بودند. مصیبت و غصه حضرت تمام شدنی نیست؛ و با بلای حضرت عالم به سمت خدا حرکت می کند. فتوحات غیب برای همه عالم و غلبه حق بر باطل در عصر ظهور و تهذیب عالم از شرک و کفر و اولیای طاغوت و تهذیب نفوس از صفات رذیله با وجود مقدس سیدالشهداء و بلای حضرت زهرا سلام الله علیها است.

نور حضرت زهرا س؛ خاموش کننده آتش جهنم

در روایات است که «وَلَايَةُ عَدُوِّ آلِ مُحَمَّدٍ هِيَ النَّار»(4) و حضرت زهرا عهد بستند که همه عالم را از حجب ظلمانی اولیای طاغوت و از جهنم عبور دهند. قرآن وقتی حادثه سقیفه را حکایت می کند می فرماید «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَ بِئْسَ الْقَرَارُ»(ابراهیم/28-29) اینها نعمت خدا که امیرالمومنین است را به کفر که خلیفه اولی است تبدیل کردند. وقتی اولی سر کار آمد و ولایت او جاری شد و اینجاست که قوم خود را به جهنم وارد کردند. حضرت عهد بستند که این جهنم ولایت طاغوت را با نور خود و نور ائمه ای که ساطع از وجود ایشان است، خاموش کنند. در روایات است که «وَ سَلَلْتَ مِنْهَا أَنْوَارَ الْأَئِمَّة»(5) انوار ائمه از وجود مقدس حضرت زهرا ساطع می شوند.

قرآن می فرماید «وَ اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى* وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى»(لیل/1-2) در روایات معنای آیه را اینطور بیان کردند «اللَّيْلُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ فُلَانٌ غَشِيَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فِي دَوْلَتِهِ الَّتِي جَرَتْ لَهُ عَلَيْهِ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ يَصْبِرُ فِي دَوْلَتِهِمْ حَتَّى تَنْقَضِي»(6) یعنی دولت آنها بر ولایت امیرالمومنین حجاب شد؛ اما پایان این ظلمت در عصر ظهور است که با نور حضرت زهرا عالم روشن می شود و ولایت نبی اکرم و امیرالمومنین تجلی می کند.

دعای نور از حضرت زهرا است و برای رفع تب هم خوب است و جناب سلمان می گوید من به هر کسی گفتم، خوب شد؛ زیرا تب از جنس حرارت و آتش است و این نور است که آتش را خاموش می کند. روایت می فرماید وقتی مومن بر جهنم عبور می کند جهنم ندا می دهد «عَجِّلُوا جُوزُونِي فَقَدْ أَطْفَأَ نُورُكُمْ لَهَبِي»(7) یعنی سریع عبور کنید؛ زیرا نور مومن جهنم را خاموش می کند. عهد حضرت این است که با نور خود آتش اولیای طاغوت را خاموش کنند و مومنین را به سلامت عبور دهند.

در زیارت ایشان است «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَة» که از آن عهدها و امتحانات، ماجرای حرق بیت و ماجرای امام مجتبی علیه السلام و ماجرای سیدالشهداء است؛ حتی بلای امام زمان و غیبت، امتحانات حضرت زهرا سلام الله علیها است. در صلوات خاصه حضرت زهرا از زبان امام عسکری آمده است «اللَّهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ كُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ أَوْلَادِهَا»(8) نسل حضرت واقعاً با خدا عهد بستند؛ چنانچه بنی عباس سادات را بین دیوارها می گذاشتند. این عهد برای باقی ماندن توحید و نبوت و ولایت است.

تصدیق و صبر حضرت در امر ولایت از جانب شیعیان

در فراز دوم زیارت حضرت آمده است «وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُون» معنای زعم در اینجا این نیست که ما گمان می کنیم، بلکه یعنی در فهم خودمان ولایت شما را قبول داریم و تصدیق می کنیم، البته تصدیق از مقامات اولیای خداست و بسیار سخت است. در زیارتنامه حضرت قمر بنی هاشم آمده است «أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ وَ التَّصْدِيقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِيحَة»(9) تصدیق کردن بخصوص وقتی امتحان سخت می شود، کار سختی است زیرا انسان به شک می افتد.حضرت زهرا وقتی در مدار مبارزه با سقیفه وارد شد، دنیا را تغییر داد. در حال حاضر ما به نسبت می توانیم تصدیق کنیم اما وقتی امتحاناتش پیش بیاید، تصدیق کردن دشوار است.

در فراز سوم زیارت حضرت زهرا آمده است «وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى بِهِ وَصِيُّه» یعنی ما پای آنچه که پیامبر و امیرالمومنین آوردند ثابت ایستاده ایم. تصدیق حضرت و ولایت ایشان و صبر بر آنچه که نبی اکرم و امیرالمومنین آوردند، بسیار مهم است.

طهارت انسان با الحاق به ولایت و توحید به دست حضرت زهرا

همه اینها مقدمه ای است که در فراز چهارم زیارت چنین بیان شود «فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلَّا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوَلَايَتِك» یعنی ما سائل حضرت صدیقه طاهره هستیم و ایشان را تصدیق کردیم که حق مطلق بودند و هیچ خلافی در وجود ایشان نبود و می خواهیم که ایشان ما را به وجود مقدس نبی اکرم و امیرالمومنین یعنی به حقیقت نبوت و ولایت ملحق کنند. برای الحاق به این حقیقت باید حجب ظلمانی و آتش کنار بروند. به همین دلیل در شب قدر یا غروب عرفه می گوییم «أَعْتِقْنَا مِنَ النَّار» زیرا به فرموده روایات «وَلَايَةُ عَدُوِّ آلِ مُحَمَّدٍ هِيَ النَّار» بر طرف کردن حجب ظلمانی و رساندن ما به حقیقت نبوت و ولایت کار حضرت زهرا سلام الله علیها است. در مرحله چهارم اگر این فتح برای کسی به دست صدیقه طاهره واقع شد، به طهارت که همان توحید است، می رسد. شرک ولو خفی باشد اما آلودگی و قذارت است. الحاق به حقیقت نبوت و ولایت باعث طهارت از همه قذارات می شود. در سوره هل اتی بیان شده که چطور شیعیان از طریق ولایت به طهارت می رسند «وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا»(انسان/21) که در روایتی می فرماید منظور این آیه این است که «يُطَهِّرُهُمْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سِوَى اللَّه»(10) یعنی شراب طهوری که از دست امیرالمومنین می خورند، آنها را از ما سوی الله پاک می کند.

ظهور بلای حضرت زهرا در عوالم مختلف به اشکال مختلف است. این ظهور در قیامت بر اساس روایات اینطور بیان شده که حضرت سوار بر ناقه ای از نور وارد صحنه محشر می شوند که زمام آن در دست حضرت جبرئیل است و هفتاد هزار ملک در پیش رو و سمت راست و چپ هستند و حضرت را احاطه کردند. منادی ندا می دهد که «يَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ غُضُّوا أَبْصَارَكُم حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ ابْنَةُ مُحَمَّد»(11) تعبیر روایتی است که هر نبی و شهیدی سرش را پایین می اندازد. وقتی وارد صحنه محشر شدند از خدا می خواهند که وجود مقدس سیدالشهداء را بدون سر ببینند که مصیبت آن موقع ظاهر می شود. بعد پیراهن خونین حضرت را در پای عرش الهی می آورند و در آنجا حضرت زهرا سلام الله علیها یک شکایت دارند و یک شفاعت.

به همین دلیل عرض شد که مصیبت حضرت تمام شدنی نیست و حتی به تعبیر روایات در صحنه محشر ظاهر می شود. دستور می آید که هر که را می خواهید شفاعت کنید؛ و ایشان چنان شفاعت می کنند که حتی اگر کسی در محبت حضرت ظرف آبی به دست کسی داده باشد، ایشان جبران می کنند؛ تا آنجا که همه اهل محشر آرزو می کنند که ایکاش فاطمی بودند. السلام علیک یا فاطمه الزهرا...

پی نوشت ها:

(1) تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏6، ص: 10

(2) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 209

(3) الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص: 463

(4) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏24، ص: 321

(5) إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏2، ص: 625

(6) تفسير القمي، ج‏2، ص: 425

(7) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏65، ص: 16

(8) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏1، ص: 401

(9) كامل الزيارات، النص، ص: 256

(10) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏8، ص: 113

(11) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 33