نسخه آزمایشی
سه شنبه, 30 آبان 1396 - Tue, 21 Nov 2017

حقیقت انفاق و شروط آن در برنامه سمت خدا / وسعت و درجات انفاق فی سبیل الله؛ شروط و آداب انفاق در معارف

متن زیر جلسه 95 گفتگوی جناب آیت الله میرباقری در برنامه سمت خدا می باشد که در تاریخ 30 خردادماه سال 94 برگزار شده است. ایشان ذیل آیات ابتدایی سوره بقره به موضوع انفاق پرداخته و بیان داشتند که در جای جای مختلف قرآن از انفاق بحث شده است. انفاق صرفاً در زمان فراوانی امکانات نیست بلکه انفاق و خصوصاً آن نوعی که برای متقین ذکر شده در سختی و آسایش است. انفاق یعنی آن چه خدا داده که از جمله آبروست؛ علم است؛ قدرت است؛ یعنی از رزق خودشان، انفاق کنند و این ها هم دامنه رزق است. انفاق یک چنین دایره وسیعی دارد. هدف از انفاق صرفاً پر کردن یک سری شکافهای اجتماعی نیست بلکه انفاق باید فی سبیل الله یعنی در راه خدا باشد. نتیجه چنین انفاقی رشد انسان است. یعنی انفاقی که در راه محبت خدا و برای کسب رضایت الهی است باعث رشد انفاق کننده می شود. باید انفاق به گونه باشد که دل ها را به خدا وصل بکند. از آفات انفاق ریا و سمعه و منت گزاردن و اذیت کردن کسی است که در حق او انفاق شده است...

سوال: با توجه به حلول ماه مبارک رمضان در این جلسات مباحثی از جزء خوانده شده روزها ارائه خواهد شد. در خدمت استاد هستیم و مباحثی از جزء سوم قرآن را می شنویم.

جواب: بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. در جز 3 معارف فراوانی از مباحث توحیدی ذکر شده و فروع مباحث توحید، هم در قسمت پایانی سوره مبارکه بقره و هم در قسمت آغازین سوره مبارکه آل عمران آمده است. یکی از موضوعاتی که مبسوط در این آیات بحث شده و از موضوعاتی است که قرآن فراوان به آن پرداخته که جا دارد مستقلاً مورد توجه قرار بگیرد و تحلیل شود، از نظر قرآن بحث انفاق است. در جای جای مختلف قرآن از انفاق بحث شده است. وقتی خدای متعال در اول سوره بقره متقین را توصیف می کند می فرماید: «الم * ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ»(بقره/3) آیات مختلف قرآن همین طور است مثلاً فرموده است: «أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ»(بقره/277) و یا در جای دیگر فرموده است: «وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»(معارج/24) در این آیات به انفاق دستور داده است.

این انفاقی هم که قرآن می فرماید اولا معلوم نیست فقط در حد انفاق واجب باشد، چون ما دستورات واجبی داریم. گاهی انفاق بیش از آن است «وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ»(بقره/219) می گویند در راه خدا چه انفاق کنیم؟ می فرماید: هر چه اضافه و زیادی دارید. گاهی از این هم بالاتر است؛ بعضی این طور معنی کرده اند و گفتند که آن چیزی که در وصف متقین است عفو نیست؛ بلکه رزق خودش است؛ یعنی از آن چه مال خودش است می بخشد نه این که عفو و زیادی مال را ببخشند «مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» است از رزق خودش است و نه زیادی آن که معنی بدی هم نیست.

قرآن در وصف متقین می فرماید: «سَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ»(آل عمران/133) فرصت را از دست ندهید و به سمت جنتی که ما برای متقین مهیا کردیم با سرعت حرکت کنید. این متقین چه کسانی هستند و ما چه کار کنیم که جزء این ها باشیم؟ اول صفتی که ذکر می کند «الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ» انفاق آنها در سختی و در آسایش است. پس انفاق برای آن جایی نیست که آدم امکانات در اختیارش است. خدای متعال می فرماید «لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّـهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّـهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا»(طلاق/7) البته این آیه در سوره مبارکه طلاق موضوع خاصی است؛ ولی می فرماید: اگر کسی رزقش بسته شد آن چه خدا داده از همان انفاق بکند. خدای متعال از انسان چیزی نمی خواهد الا به اندازه وسعی که به انسان داده است. بنابراین انفاق به معنی این نیست یک عده ای که دستشان باز است و همه چیز دارند واجب است بخشی از مالشان را یا نه مازاد مالشان را باید بدهند؛ بلکه از «رزقناهم» آن هم در حالت عسرت و سختی باید بدهند. این انفاق قرآن است و بلکه از این هم بالاتر دارد «وَ يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ»(حشر/9)؛ یعنی ایثار می کنند و خودشان در سختی قرار می گیرند اما دیگران را برخودشان مقدم می دارند؛ آن چه خودشان اولی است که مصرف کنند به دیگری می دهند که مصداق بارزش در سوره هل اتی است. انفاقی که قرآن می فرماید اولاً انفاق واجبات نیست و بعد هم فقط انفاق مالی نیست.

ذیل همین آیه مبارکه بقره «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» روایت است که فرمود: «مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ‏ ينبئون‏»(1) آن کسی که رفته زحمت کشیده و جان کنده علمی را به دست آورده است، بخل نورزد؛ انفاق این است که این علم را در اختیار دیگران قرار بدهد که شایسته هستند و نگوید این مطلبی است که من کشف کردم، امتیازش باید اول به اسم خودم ثبت شود. من دیدم بعضی هستند که خدا به آنها توفیقی می دهد که یک مطلبی را می فهمند که بدیع است؛ اما تا به اسم خودشان ثبت نشود در اختیار دیگران قرار نمی دهند ولو طرف احتیاج داشته باشد. از آن طرف شاعر آیینی می شناسم شعر می گوید قبل از این که شعر را بخواند می دهد دیگران بخوانند با این که خودش هم خواننده است.

انفاق یعنی آن چه خدا داده که از جمله آبروست؛ علم است؛ قدرت است؛ یعنی از رزق خودشان، انفاق می کنند و این ها هم دامنه رزق است. انفاق یک چنین دایره وسیعی دارد. انفاقی که ما می کنیم برای چیست؟ آیا فقط برای پر کردن شکاف اجتماعی است؛ یعنی خدای متعال یک دستوری داده که این شکاف اجتماعی و فاصله فقیر و غنی پر شود و مثلاً فقیر ها فقیر نمانند؟ اگر این است که با تامین اجتماعی هم امروزه تامین می شود و احتیاج به این همه آیه و دستور و این ها نبود. ممکن است کسی همان سوال را بکند که یهود می کنند «أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّـهُ أَطْعَمَهُ»(یس/ 47) ما به کسی روزی بدهیم که خدا اگر می خواست به او می داد؟ دست خدای متعال که باز تر است؛ پس اگر صرفاً برای پر کردن شکاف اجتماعی بود راه های دیگری هم ممکن بود وجود داشته باشد. نمی خواهم بگویم اصلاً معطوف به این مسئله نیست ولی اهداف دیگری هم در این جا هست. این طور نیست که خدای متعال چون می خواسته شکاف اجتماعی پر شود فرموده انفاق کنید بعد حالا انفاق آدم را به خدا می رساند، این خیلی عجیب است که قرب خدا فرع بر نظم اجتماعی باشد؛ نتیجه این است که این اصل نیست که شکاف اجتماعی برای این که پر شود ما تحریک شویم خدای متعال آخرت را فرع بر دنیا قرار داده یک قاعده ای گذاشته ما تحریک شویم دنیایمان را درست کنیم و اصلاح دنیا فرع بر آخرت باشد. پس اگر انگیزه های اخروی برای انفاق گفته شده این انفاق برای آن هدف های عظیم است. این طور نیست که انفاق صرفاً برای هدف هایی مثل پر کردن شکاف اجتماعی باشد و حال برای این که ما تحریک شویم این کار را انجام دهیم گفتند به شما بهشت را هم می دهیم. حالا این انفاق برای چه باید باشد و خاصیت و هدفش چیست؛ چه انگیزه ای باید پشت سرش باشد چه آثاری باید مترتب باشد موانعش چیست و کیفیت این انفاق باید چطور باشد.

خدای متعال در همین آیات بقره توضیح داده است: اولاً این انفاق باید فی سبیل الله باشد یعنی انسان در راه خدا انفاق کند؛ در راه خدا بودن هم آرام آرام باید باز کنیم که یعنی چه. «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ»(بقره/261) آن هایی که در راه خدا مالشان را انفاق می کنند؛ یعنی یکی از این امکانات مال است. ما باید در راه خدای متعال انفاق بکنیم و انفاق باید فی سبیل الله یعنی در راه خدا باشد؛ یا فی مرضات الله باشد. در آیه دیگری دارد برای تامین رضای خدای متعال این انفاق را می کنند؛ این انفاق باید به عنوان فرمان پذیری از خدای متعال و به عنوان تامین رضای خدای متعال در راه تقرب به خدای متعال و فی سبیل الله باشد. و الا هر انفاقی آن انفاقی که قرآن می گوید نیست و لذا در این انفاق اول انگیزه کار باید فرمان خدای متعال باشد. انسان وقتی مال خودش و دارایی خودش را می دهد این دارایی را برای خدای متعال می دهد. آن هدف بزرگتری که انسان به خاطر آن هدف از مالش می گذرد و آن محبت بزرگتری که به خاطر آن محبت از مالش می گذرد محبت خداست؛ حب الله است یعنی آدم مالش را با خدا معامله می کند؛ این کار بزرگی است که آدم یاد بگیرد امکاناتش را با خدا داد و ستد بکند و همین است که رشد می آورد.

حالا اگر کسی این داد و ستد را با خدا کرد خاصیتش این است که انسان به قرب خدای متعال می رسد. در روایات آمده است که خدای متعال ابراهیم خلیل را به خاطر دو چیز به مقام خلت رساند: یکی این که از غیر خدای متعال نخواست؛ یعنی اعلام افتقار کرد زیرا آدم وقتی از غیر خدای متعال گرفت، محبت غیر در دلش می آید، آدم از هر سینه ای که نوشید وابسته به او می شود اگر از دنیا نوشید وابسته به دنیا می شود همچنین است که اگر از غیر خدا نگرفت وابسته به غیر خدای متعال نمی شود. برای همین هم گفتند برای این که محبت خدا در دل شما بیاید نعمت های خدا را یاد کنید. دومی اش این بود که هیچ خواسته ای را رد نکرد. این یعنی این دست هایی که به طرف شما می آیند تصادف نیست «إنّ حوائج‏ النّاس‏ إليكم نعمة من اللّه عليكم فاغتنموها و لا تملّوها»(2) خدای متعال حوائج را به طرف شما می فرستد، شما وقتی می دهید در واقع دارید آن دستی را که خدا به طرف شما فرستاده تامین می کنید.

فی سبیل الله و فی مرضات الله یعنی اینکه کسی از داشته های خودش به خاطر طلبی که خدا از او می کند بگذرد؛ یعنی چون او فرستاده است من می دهم و نه صرفاً به خاطر این که این آدم گرسنه است؛ البته آن هم خوب است و یک کار اخلاقی است؛ ولی از آن بالاتر این است که یک موقع انسان می بینید چون خدا فرستاده است و چون حواله اوست انسان می دهد. اگر این طور شد و وقتی از داشته هایی که خدا به تو داده در راه خدا گذشتی خاصیتش این است که محبت خدا جایش می آید. خلیل الله یعنی از تعلقاتت به خاطر رضای او می گذری و نتیجه اش آن است که رضای خدا جای آن می آید. می گویی چون حواله اوست، می دهم.

اگر کسی با خدا این طور معامله کرد و حواله های خدا را رد نکرد و مثلاًوقتی که خدا میگوید پول بده پول داد، آبرو بده آبرو داد و بالاتر می گوید انفاق جان کن انفاق جان کرد، یا جوانی ات را بگذار جوانی اش را گذاشت؛ یا می گوید برای پدر مادرت جوانی ات را خرج کن او هم جوانی اش را خرج کرد، خدای متعال یک چیز بالاتری می دهد؛ وقتی این تعلقات را دادی خدای متعال هم محبت خودش را می دهد و او خلیل می شود. مسئله این است که در این انفاق ما مجبور به داد و ستد هستیم؛ اگر فی سبیل الله نباشد این اتفاق نمی افتد؛ چرا که ما مجبور به داد و ستد هستیم و نمی توانیم داد و ستد نکنیم اما اگر داد و ستدهای ما با دنیا بود به دنیا می رسیم ولی اگر داد و ستد ما با خدا بود به خدا می رسیم.

این که به ما گفتند اگر با آن دست بدهید از این دست می گیرید، مسئله این نیست که ما از این دست بگیریم دیگر چیزی نداشته باشیم؛ زیرا اگر بنا بود که خدا به ما بدهد بعد بگوید به من بدید، ما به بازی گرفته شدیم اما نکته مهم این است که خود این داد و ستد با خدای متعال مهم است. اگر آدم اهل داد و ستد شود و نیز اگر از دست خدا گرفت و نه از دست غیر و نیز به دست خدا هم برگرداند، خودش به خدا می رسد و این کار محبت و خلت می آورد؛ یعنی خود انسان را شکوفا می کند.

این آیه را ببینید «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ وَاللَّـهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ»(بقره/261) آن هایی که مالشان را فی سبیل الله می دهند مَثَل این ها مانند دانه است؛ بعضی ها گفته اند کمثل زارع حبه یعنی این ها مثل آن زارعی هستند که دانه ای را می پاشد؛ ولی لازم نیست این را در تقدیر بگیریم و به همین صورت می گوییم که این ها مثل دانه ای هستند که کشاورز دانه را در سرزمین حاصل خیز می اندازد؛ این دانه می شود هفت خوشه و هر خوشه ای صد دانه می دهد که هفتصد دانه می شود و تازه خدا برای آن کسانی که اراده کند بیش از هفتصد دانه هم می دهد. بسسستگی دارد به این که آدم چطور این انفاق را بکند؛ این تابع کیفیت انفاق و درجه اخلاصش است. یک عده ای در انفاق، آخرت را می بینند و با خدا داد و ستد می کنند و برای آخرت انفاق می کنند و یک عده در دنیا انفاق می کنند، مثلاً برای این که خدا به آن ها سلامتی بدهد، این هم خوب است. این را مکرر عرض کردیم «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً»(3) کسانی که در رغبت ثواب، عبادت می کنند، عبادتشان صحیح است چون خدا را می بینند و نمی گوید صدقه جان من را حفظ می کند بلکه می گوید خدا حفظ می کند اگر صدقه دادی خدا جان و مالت را حفظ می کند؛ انفاق می کند که خدا حفظ کند. این معامله با خدا است و عبادت صحیحی است و مزد دنیایی را می خواهد از خدا بگیرد. کسی انفاق می کند تا به بهشت برسد؛ این هم با خدا معامله می کند؛ اما یک کسی انفاق می کند که خدا راضی شود؛ این برای مرضات الله است. این هایی که دنبال مرضات الله هستند خودشان به ثبات قدم می رسند. این هم درجات دارد که اصلش محبت خدا می شود.

سوال: بنظر می رسد این مقام باور بسیار عمیق و اعتقاد راسخی می خواهد؟

جواب: بله. اولاً این را انسان بفهمد که این امکاناتی که خدای متعال به ما داده این ها در اختیار ما نمی ماند. چنانچه قرآن می فرماید «وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلِلَّـهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ»(حدید/11) چرا در راه خدا انفاق نمی کنید در حالی که میراث همه آسمان و زمین از اوست این هایی که دست شماست دوباره به حضرت حق برمی گردد؛ میراث یعنی آنچه داده شده دوباره از شما پس می گیرد. در این وسط فرصتی است که به شما داده پس استفاده کنید و این چیزی را که دوباره برمی گردد خودتان با دست خودتان برگردانید تا خودتان رشد کنید. اگر برنگرداندید این مال را از شما می گیرند «وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى»(انعام/94) همه چیز را می گذاریم و می رویم. این فرصتی که به شما دادیم از خدا بگیرید به خدا برگردانید. در این دادن و گرفتن شما مقرب می شوید و شما رشد می کنید خدای متعال به پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُ هُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ»(توبه/103) از این ها صدقه بگیر زیرا وقتی شما می گیری پاکشان می کنی و رشدشان می دهی رشد و زکات و طهارتشان در این است که شما از آن ها بگیری و البته وقتی می گیری صلواتی هم برایشان بفرستی؛ درود بفرست که به سکونت برسند.

پس انفاق در راه خدا اول خاصیتش این است که آدم در این داد و ستد خدا را پیدا می کند و خلیل الله می شود و همه چیزش را در راه خدا می دهد. ریشه این انفاقی که می خواهد در راه خدا بدهد می تواند درجاتی داشته باشد. مهم ترینش این است که حب الله باشد؛ بهترین نیت این است که انسان در راه محبت خدای متعال بدهد. وقتی این نیت آمد و در محبت خدای متعال انسان انفاق کند نتیجه اش این است که خدای متعال محبت را به انسان می دهد. حال ببینید که اگر کسی به مقام محبت خدا رسید چه اتفاقی می افتد. حضرت می فرماید: «إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ فَقَالَ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»(4) خدای متعال نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را با محبت خودش تربیت کرد و فرمود تو بر خلق عظیم هستی. این برای کسی است که به مقام محبت می رسد اصلاً اخلاق یعنی محبت الله. حرف هایی که در باب اخلاق می زنند باید آخر کار به همین جا برگردد؛ کما این که در ما اخلاق یعنی حب نبی اکرم و حب امیرالمومنین. خلق همین است چون ایمان است. مرحوم کلینی در کتاب کافی بعد از اعتقادات وقتی وارد اخلاق می شوند و تحت عنوان کتاب الایمان شروع می کنند. اخلاق همان ایمان است. ایمان هم طبق روایات «عَلِیٌ حُبِّهِ اِیمَان»(5) است در قرآن نیز آمده است «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ»(حجرات/7) این یعنی ایمان ما حب الایمان یعنی حب نبی اکرم و حب امیرالمومنین است.

ایمان امیرالمومنین و نبی اکرم، سلام الله علیهما حب الله است. انسان باید به حب الله و به ایمان و به اخلاق برسد. پیغمبر دلش برای همه می سوزد؛ خودش سختی ها را تحمل می کند که آن ها برسند. انفاق حقیقی ریشه اش در حب الله است. آدم اگر خدا را دوست داشت، این حب موجب می شود که امکانات را در راه خدا بدهد. حال سوال این است که چرا من باید در راه خدا بدهم مگر خدا محتاج است که من به او برگردانم؛ از خودش بگیرم و به خودش بدهم؟ جواب این است که باید یک بندگانی و یک دست هایی باشند حب خدا تبدیل به آن حب می شود. کسی که خدا را دوست داشت بندگانش را هم دوست می دارد آن وقت از روی حب به خدا به این بندگان محبت و انفاق می کند؛ آبرویش را می گذارد، مال و جانش را می گذارد و مگر اهل بیت این کار را نکردند؟ مگر در «هل اتی» که سوره انفاق و شفاعت اهل بیت است همین را نمی گوید؟ در این سوره قرآن می فرماید که لقمه سر سفره خودشان را دادند زیرا با خدا عهد بسته بودند که انفاق بکنند و سختی بشکند تا دیگران را برسانند و از آنها شفاعت بکنند. یک مصداق آن، این است «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّـهِ»(انسان/8-9) در محبت خدا اطعام می کنند. چرا به این ها می دهند؟ اگر خدا را دوست دارند در آب بیندازند؛ جواب این است که چون خدا دوست دارد به این ها داده شود، می دهند؛ چون به فکر انسان های گرسنه هستند. کسی که وسعت پیدا می کند اینگونه می شود همانطور که حضرت علی علیه السلام فرمود: من چطور نان جو را سیر بخورم شاید یک کسی در یمامه سر گرسنه روی زمین بگذارد؛ یا اینکه در نهج البلاغه است که حضرت فرمود: از مغز گندم و عسل مصفا می توانستم بخورم ولی شبی سیر نخوابیم که مبادا یک کسی یک سر گرسنه ای روی زمین بگذارد و نان جو سیر هم نخوردم. این چگونه آدمی است؟ آدمی که به محبت الله می رسد نسبت به بندگان خدا این گونه می شود؛ این آدم با خدا معامله می کند؛ هستی و جوانی و جان و مال خودش را انفاق می کند که این ها برسند. این شفاعت است و مومن باید این گونه باشد یعنی انفاقش شفاعت است. اصلش محبت الله است بعد این محبت تبدیل می شود به محبت بندگان خدا بعد در راه خدا و برای این که این بندگان به رنج نیفتند انفاق می کند و آبرو، مال و جانش را می گذارد.

طبیعتاً آدمی که این گونه است این دیگر مال را مال خدا می داند. در حدیث عنوان بصری حضرت فرمود: شرط اول عبودیت این است که خودت را مالک نبینی. «لِأَنَّ الْعَبِیدَ لَا یَکُونُ لَهُمْ مِلْکٌ یَرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ ِ يَضَعُونَهُ حَيْثُ أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِه‏»(6) چون همه اموال مال خداست و هر کجا خدا فرموده خرج می کند. اگر این گونه شدی انفاق برایت آسان می شود یعنی اگر مال را مال الله دیدی، هر کجا گفتند خرج می کنی. کسی که مال را مال الله می بیند نه مال خودش در دلش حب الله است؛ آن حب الله غالب بر حب المال است. پس این مال را در راه او می دهد؛ یعنی اول مال را مال الله می داند، حب الله هم باعث می شود که با خدا معامله کند؛ امکانات خدا را که می گیرد وابسته نمی شود و این ها را در راه خدا می خواهد بدهد.

کسی که حب الله دارد، درد بندگان خدا را دارد و در راه خدا می خواهد رنج این ها را کم بکند تا این ها رنج نبرند. بنابراین خدا فرموده این جا بده می دهد. پس این آدم که به این جا می رسد در واقع تکیه به او دارد، از او می گیرد و با او معامله می کند و به او برمی گرداند. در این صورت آیا دیگر جایی برای منت و ایذاء می ماند که یک حرفی بزند که عیش طرف را منقص بکند یا ایذاء بکند؟ انفاق وقتی تبدیل می شود به منت و ایذاء که آدم با خدا معامله نمی کند و دنبال این است که کسب وجاهت و موقعیتی بکند.

اگر این انفاق این گونه و برای خدا و فی سبیل الله شد، این انفاق فی سبیل الله کیفیتش به این صورت است که از همه اموال باید بدهی؛ از آبرو و از همه چیز باید بدهی و به همه هم باید بدهی. نباید حساب کنی این رفیق من یا قوم و خویش من یا هم حزبی من است یا اینکه با من دوست است من به او بدهم، شاید یک چیزی به من یک موقعی بر گردد؛ خیر اینگونه نیست بلکه حتی به مخالفین هم باید بدهی «اَحْسِنْ اِلی مَنْ اَساءَ اِلَیْکَ»(7) باید به آن ها هم احسان کنی؛ این قدر دایره انفاق وسیع است.

حالا این انفاقی که شما در راه خدا و فی حب الله می کنی شما را رشد می دهد. این انفاق کیفیتش نباید به گونه ای باشد که آن طرف را وابسته به شما بکند؛ زیرا آن آدم وابسته به شما و متملق می شود و در نتیجه یک آدم مشرک ایجاد می شود. باید یک جوری انفاق بکنید که او خدا را ببیند؛ حتی اگر لازم بود پنهان کنی که او نفهمد؛ باید پنهان کنی تا او دست تو را نبیند و دست خدا را ببیند. خیلی وقت ها باید این گونه باشد تا به ما وابسته و محتاج نشوند یا ذلیل ما نشوند.

خدا رحمت کند آقای بزرگواری می فرمود: دوستی داشتیم راننده کامیون بود گفت همکار ما فوت کرد من دیدم چطور این بچه های این را که کوچک اند سرپرستی کنم و به آن ها کمک کنم تا بزرگ شوند و منت من روی سرشان نباشد؟ پس این ها را جمع کردم و گفتم که پدرتان یک طلب عظیمی از من داشته من ندارم بدهم خواهش می کنم این را بیایید به تدریج از من بگیرید این ها تا سال ها که بزرگ شدند می آمدند طلب پدرشان را از من می گرفتند به صورتی بود که آنها به من اشفاق می کردند که یک جا طلبشان را نگرفتند. انفاق باید برای خدا باشد. ما دنبال ذلیل کردن کسی نیستیم. بنابراین نباید یک جوری باشد که آن ها ذلیل ما باشند؛ نباید کاری کنیم که آن ها وابسته به ما شوند؛ بلکه باید در انفاق یک جوری کرد که آن ها دست خدا را ببینند و محبت خدا در دل آن ها بیاید.

اصلاً یکی از انگیزه های انفاق فراتر از شکم های گرسنه و پاهای برهنه و بدن های عریان که ما می خواهیم لباس تنشان کنیم و کفش به پایشان کنیم و شکم هایشان را سیر کنیم، آن دل هایی است که از خدا بریده و آن دل های رمیده را ما یک جوری با خدا پیوند دهیم چون یک دل هایی با برهان نمی آیند، باید برویم محبت کنیم و وقت بگذاریم و عمر بگذاریم و رفاقت کنیم انس و نشست و برخاست داشته باشیم. هزینه کردن از وقتت از مالت و... او را به دین خدا گره می زند. آدم هایی که به شک افتادند و بریدند را وصل به خدا کنیم.

پس انفاق یک هدف خیلی وسیع تری دارد هم خود من را به خدا می رساند هم آن ها را به خدا می رساند. در این انفاق کسی که با خدا معامله می کند، منت یعنی چه؟! آن کسی که منت می گذارد ولو اولش را برای خدا کار کرده باشد این عمل را نتوانسته حفظ کند. در روایت دارد «اَلاِبْقاءُ علي الْعَمَلِ حَتّي يَخْلُصَ اَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ»(8) نگهبانی عمل تا خالص شود از اصل عمل مشکل تر است. خیلی وقت ها آدم کاری را انجام می دهد برای خدا که ریا نیست و نمی خواهد دیگران ببینند؛ ولی بعد سمعه می آید یعنی می خواهد به سمع دیگران برساند؛ یعنی به چشم ها نرسانده و چشم ها را نمی خواست تسخیر بکند اما حالا که ندیده اند به گوششان می رساند. در روایتی است که فرمود: دو بار که بگوید عمل از دست رفته است، دفعه اول انفاق پنهانی آشکار می شود و دفعه دوم هم هیچ چیز نمی ماند. این عمل اگر برای خدا و در حب الله شد باید حفظش کرد که بعد از آن دوباره منت نیاید؛ ایذاء به دنبالش نباشد که من بخواهم یک سلطه ای بر طرف پیدا کنم.

کاری که الان غربیها انجام می دهند این است که انفاق می کنند اما در انفاق هایشان جز سلطه هدف دیگری ندارند و این واضح است چون مدیریت سرمایه داری هر کجا سرمایه گذاری می کند باید برگشتی داشته باشد؛ بدون برگشت که سرمایه گذاری نمی کنند. پس دنبال انفاق نباید منّ و ایذا و تذلیل باشد؛ نباید تحقیر و وابسته کردن باشد. باید انفاق یک گونه باشد که دل ها را به خدا وصل بکند. یک جوری از خودت وقت و عمر و آبرو و مال بگذاری که دل های رمیده از خدا را به خدا برگردانی.

حال این انفاق را چه کسی باید انجام بدهد؟ آیا فقط پولدارها یا نه؛ همه باید انفاق کنند؟ متقین همه شان این طور هستند و مگر متقی هست که رزق نداشته باشد «وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» یعنی همه شان باید بدهند. پس انفاق این گونه می شود که گویا همه ما هر چه داریم از خدا می گیریم و می خواهیم به خدا برگردانیم. در مسیر برگرداندن به خدا با مومنین معامله می کنیم. یک جا او آبرویش را برای من می گذارد و من مالم را برای او می گذارم؛ این طور نیست که خدا فقط به کسی که پول داده گفته تو پولت را خرج کن و به کس دیگری که چیز دیگری داده گفته باشد آن را خرج بکن؛ بلکه همه هر چیزی می گیرند باید انفاق بکنند؛ یک امر مشاع است. این طور نیست که یک عده ای انفاق بکنند و فقط هم برای پر کردن شکاف اجتماعی نیست. در این انفاق هیچ طلبکاری نیست. این خیلی از تامین اجتماعی بهتر است. بعداً اشاره می کنم که این نوع انفاق چه آثار اجتماعی دارد.

پس در محبت خدا فی سبیل الله همه هر چه دارند انفاق می کنند؛ دارایی خودشان را می گذارند برای دیگران و نتیجه اش هم این می شود که همه در این داد و ستد به خدا می رسند. محبت الله و حب الله تبدیل به حب بندگان خدا می شود و از سر محبت است که دست بندگان خدا را می گیرد. مثل مادری که از سر محبت دست فرزند را می گیرد و به فرزندش منت نمی گذارد. این فرزند است که منت می گذارد چون آن محبت نیست. پس ما باید به جایی برسیم که انفاق هایمان این شکلی باشد.

این دو سه آیه را می خواهم بخوانم ببینید که چطور می شود در آن انفاق منت گذاری نیست. استاد عزیزی داشتیم می گفت: این جوی آبها هیچ منتی بر درخت ها ندارند آب مال درخت است در این بین این جوی را هم می شورد و تمیزش می کند. خدای متعال سرچشمه رحمت است؛ در رزق هایی را که می خواهد برسد، ما را واسطه می کند. اگر ما از دست خدا گرفتیم و بعد در راه خدا به بندگانش دادیم ما رشد می کنیم. بنابراین ما چه طلبی داریم؛ کسی که این گونه است باید دست طرف را هم ببوسد؛ همانطور که در روایات فرمودند که وقتی صدقه می دهید دست طرف را ببوسید چون اول به دست خدا می رسد «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِم بِهَا» خدا از شما می گیرد و تطهیرتان می کند. بنابراین چه طلبی از این بندگان خدا دارید؟

اگر این طور شد همه به هم انفاق می کنند و یک عده خاصی نیستند؛ بله، کم و زیاد دارد ولی همه به هم احسان می کنند و در این احسان هم همه خدا را می بینند. وقتی هم خدای متعال را دیدند همه در این احسان با هم دیگر رشد می کنند؛ یعنی همه دارند به طرف خدا می روند. پس این احسان شکم های گرسنه را هم پر می کند و بدن های برهنه را هم می پوشاند؛ ولی بیش از آن قلوب رمیده را به خدا دعوت می کند و قلوب را به هم نزدیک می کند، چون از سر محبت است. مثل مادری که بچه اش را بزرگ می کند در واقع بذر محبت در دلش می کارد. این هم یک محبت عمومی آن هم محبت الله است که همه در محبت خدا به هم احسان و لطف می کنند. این می شود آن انفاقی که شاید فی الجمله در این آیات به آن تاکید شده و از موانع و آفاتش هم صحبت شده است.

سوال: به قرار قرآنی امروز رسیده ایم که صفحه 483 آیات ابتدایی سوره مبارکه شوری است. در ادامه در خدمت استاد خواهیم بود.

جواب: در ادامه بحث دو سه آیه از آیات سوره مبارکه بقره را با مقدماتی که عرض کردم ترجمه می کنم. خدای متعال می فرماید «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ وَاللَّـهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»(بقره/261) مثل آن کسانی که مالشان را در راه خدا انفاق می کنند مثل دانه ای است که هفت سنبله را می رویاند در هر سنبله ای هم صد دانه است. بنابراین هر دانه هفت صد دانه می شود. خود این آدم وقتی در راه خدا انفاق می کند گویا خودش افزوده می شود. این انفاق برای این آدم وقتی با خدا داد و ستد می کند باعث رشد می شود همانطور که در سوره توبه فرمود «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِم بِهَا»(توبه/103) خود آدم رشدش در این داد و ستد با نبی اکرم و داد و ستد با خدای متعال است پس خود انسان رشد می کند البته برای هر کسی خدا بخواهد بیش از هفت صد برابر هم است؛ بستگی دارد که این آدم چطور عمل بکند زیرا خداوند واسع است و می داند که هر چه بدهد کم نمی آورد و علیم است؛ یعنی می داند چگونه عمل کرده ایم طبق عملمان می دهد هر چه بهتر بیشتر.

این روایت در ثواب الاعمال مرحوم صدوق است و عیاشی هم کامل تر نقل کرده که حضرت فرمود: «إذا أحسن العبد المؤمن ضاعف الله له عمله بكل حسنة سبعمائة ضعف»(9) عبد مومن اگر عملش را نیکو انجام بدهد خدای متعال برایش در مقابل هر حسنه ای هفت صد برابر مضاعف می کند. در روایت دیگر توضیح دادند و به همین آیه تمسک کردند که خدا 70 برابر می کند در روایت عیاشی است «فَأَحْسِنُوا أَعْمَالَكُمُ‏ الَّتِي تَعْمَلُونَهَا لِثَوَابِ اللَّهِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا الْإِحْسَانُ قَالَ فَقَالَ إِذَا صَلَّيْتَ فَأَحْسِنْ رُكُوعَكَ وَ سُجُودَكَ وَ إِذَا صُمْتَ فَتَوَقَّ كُلَّ مَا فِيهِ فَسَادُ صَوْمِكَ وَ إِذَا حَجَجْتَ فَتَوَقَّ مَا يَحْرُمُ عَلَيْكَ فِي حَجِّكَ وَ عُمْرَتِكَ قَالَ وَ كُلُّ عَمَلٍ تَعْمَلُهُ لِلَّهِ فَلْيَكُنْ نَقِيّاً مِنَ الدَّنَس‏»(10) اعمالی که انجام می دهید زیبا انجام دهید به حضرت عرض کردند احسان یعنی چه فرمود: هنگامی که نماز می خوانی خوب رکوع و سجودت را انجام بده و اگر روزه می گیری زیبا انجام بدهی و به دقت مواظب باش آن چیزی که روزه را خراب می کند یا باطل می کند یا ثوابش را از بین می برد، انجام ندهی؛ باید پوست موی بدنت هم روزه دار باشد. از آن چه که حج و عمره ات را باطل می کند پرهیز بکن یعنی زیبا انجام بده احسان یعنی هر عملی که انجام می دهید باید از آلودگی ها و از غیر خدا پاک باشد این می شود احسان که باید برای خدا باشد.

بعد می فرماید که «الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُ هُمْ عِندَ رَ بِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»(بقره/262) آن هایی که در راه خدا انفاق می کنند و به دنبالش منت نمی گذارند حرفی که عیش طرف را منقص بکند نمی گویند، ایذاء نمی کنند و کاری روی دوشش نمی گذارند پاداش این ها پیش خداست چون برای خدا کار کردند. اگر منت و ایذا آمد مزدشان این است که از او تعریف کنند و باجی از آنها بگیرند ولی این ها نه خوفی از این انفاق دارند و نه غصه در دلشان می آید زیرا خدا غصه ها را برمی دارد. آنها همه هستی شان را شادمانه می دهند، جانشان را می دهند و شادمانه هم جان می دهند و حزنی و خوفی هم ندارند، که حالا گرفتار می شویم. آن هایی که با خدا معامله نمی کنند هر یک ریالی که می دهند خوفی در دلشان می آید. یک قران می دهد فکر پنجاه سال آینده را می کند که چه اتفاقی می افتد؛ ولی آنها با دست باز و دل شاد می دهند نه غصه دارند نه نگرانند چون با خدا معامله می کنند.

بعد می فرماید «قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ وَاللَّـهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ» (بقره/263) اگر کسی آمد دستتان بسته بود با زبان خوش حرف خوش بزنید و اگر سختی هم کردند (بالاخره گرفتارند) آنها را ببخشید سخت گیری نکنید؛ او تندی با شما کرد شما تندی نکنید. سائل می آید سائل است و تندی هم می کند چون در فشار است؛ سائل اگر آمد تندی کرد شما با او تندی نکنید.

در مورد مرحوم آسید محمود شاه آبادی نقل کردند کسی آمد چیزی می خواست ایشان مطمئن نبود اهانت تندی به ایشان کرد ایشان فرمود این ها را به او بدهید من از قرائن مطمئن شدم که محتاج است اگر محتاج نبود این کار را نمی کرد. اگر او اهانت کرد ما اهانت نکنیم و در مقابل اهانت احسان کنیم قول نیکو بهتر از صدقه ای است که دنبالش اذیت بیاید خدا بی نیاز و صبور است شما هم این گونه باشید از خدا صبر را یاد بگیرید. خدا محتاج به داد و ستد با شما نیست. باز در جایی دیگر می فرماید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَى»(بقره/264) صدقه را با منت گذاشتن و ایذاء باطل نکنید. مثل کسی که مالش را ریایی می دهد می خواهد مردم ببینند. قرآن می فرماید این آدم مثل سنگ صافی است که روی آن یک غباری نشسته است، او هم بذر را آن جا می پاشد؛ باران می آید خدا باران را می فرستد اما به جای این که برویاند سنگ را می شوید و دانه را هم می برد؛ ولی کسی که برای خدا انفاق می کند مثل باغستانی در یک سرزمین بلند است که بر آن باران می بارد؛ یا فراوان یا کم هر چه ببارد این چند برابر محصول می دهد. درروایات دارد مومن خودش مثل باغ در منطقه ربوه است؛ ربوه ظاهراً محیط ولایت امام است.

در پنج شش آیه بعد دستور به انفاق می دهد و می گوید: اگر انفاق می کنید از بهترین ها انفاق کنید؛ بد ها را برای انفاق دادن جدا نکنید؛ مثلاً گاهی بعضی افراد هستند که وقتی می خواهد برای خودش چیزی بخرد یک جا همه پولش را می دهد ولی اگر بخواهد وجوه شرعی را بدهد، یک جوری می دهد که حتی بهره پول هم نیست. این انفاق به گونه ای نیست که خدا می پسندد.

ما اگر در راه خدا و فی سبیل الله می دهیم، اصلش این است که مومنین دور هم جمع می شوند، در محبت امام مالشان مال هم دیگر باشد. شخصی به یکی از معصومین گفت: خیلی سرباز آماده است جانشان را برای شما بدهند؛ حضرت فرمود: آیا برای محبت ما دست در جیب هم می کنید؟ گفت: نه؛ فرمودند: پس به جانتان بخیل تر هستید. فی سبیل الله یعنی مال را برای دولت امام دادن؛ این اصل فی سبیل الله است؛ به دست امام و در مسیر تحقق دولت امام، مال را خرج کنیم تا دل ها به هم گره بخورد، غافل ها را بیدار کنیم؛ محیط وحدت و هم دلی و هم فکری ایجاد بکنیم، دلها را گرم بکنیم که دولت امام به پا شود. جامعه حول الامام احتیاج به انفاق دارد و همه به هم فی حب امام انفاق می کنند.

استاد ما می گفت: زن و شوهر این گونه باشند مثل روز عاشورا که همسایه نذر می کند می آورد خانه شما شما نذر می کنی می بری خانه همسایه هر دو غذا می خوریم ولی هر دو سر سفره امام حسین مهمان هستیم. زن و شوهر باید با هم این طور باشند یعنی این به او خدمت کند در احسان و محبت حضرت زهرا، او به این محبت کند در محبت به امیرالمومنین و امام زمان، یعنی در این جامعه شیعه باید همه زندگی مان انفاق حول الامام شود. این می شود فی سبیل الله که آن وقت همه مان شکوفا می شویم. همه مان می شویم «كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ»(بقره/265) ربوه محیط ولایت امام است ما جناتی می شویم در محیط ولایت امام که باران بر ما می بارد و محصولش فراوان است. والحمد لله رب العالمین.

پی نوشت ها:

(1) معاني الأخبار، النص، ص: 23

(2) غرر الحكم و درر الكلم، ص: 238

(3) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 510

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 265

(5) علل الشرایع، ج1، ص162

(6) بحارالانوار،ج 1، ص 225

(7) من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 179

(8) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 16

(9) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 168

(10) تفسير العياشي، ج‏1، ص: 146