نسخه آزمایشی
جمعه, 17 مرداد 1399 - Fri, 7 Aug 2020

تبیین اقامه و احیاء دین در برنامه سمت خدا/ قیام عاشورا و ابعاد فعل سیدالشهداء در اقامه دین و امر به معروف و نهی از منکر

متن زیر گفتگوی آیت الله میرباقری در برنامه سمت خدا می باشد که در تاریخ 3 آبان 1394 برگزار شد. در این جلسه ایشان به بررسی اهداف و نتایج قیام حضرت سیدالشهداء علیه السلام پرداخته و بیان داشتند که از مهمترین غفلتها و تحریفها در واقعه عاشورا کاستن از عظمت آن واقعه بزرگ است. قیام امام حسین از منظر کلام خود حضرت بدین صورت تعریف شده است که خروج ایشان بخاطر کشور گشایی و خوشی و فساد نبوده است بلکه برای اصلاح امت جدشان و اقامه امر به معروف و نهی از منکر می باشد. امت نبی اکرم را از یک منظر می توان تمام تاریخ بشریت دانست در نتیجه قیام سید الشهدا اصلاح همه بشریت است. ایشان امر به معروف و نهی از منکر را در بالاترین سطح و در برابر سران کفر و دشمنان نبی اکرم انجام دادند. برای امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله قائل شده اند: ارتکاب، اشاعه و اقامه که بالاترین سطح است که در واقع منجر به تغییر فرهنگ و مزاج انسانها می شود. اقامه منکر یعنی آنکه ضد ارزشها تبدیل به ارزش شوند و معروف نیز منکر جلوه داده شود. فساد یعنی خروج از مدار توحید؛ نبی اکرم صلی الله علیه و آله جامعه بشری را در مدار توحید قرار دادند اما دشمنان حضرت بعد از ایشان مسیر بشریت را به مدار شیطان و کفر برگرداندند و حضرت سیدالشهداء علیه السلام با قیام خود مجدداً این انحراف و فساد را اصلاح کردند و البته نتایج این قیام زمینه سازی برای ظهور است که ادامه ماموریت حضرت نیز در عصر ظهور کامل می شود.

سوال: برنامه امروز ما به مناسبت ایام محرم رنگ و بوی امام حسین علیه السلام را خواهد داشت.حاج آقای میرباقری در خدمت شما هستیم. 

جواب: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین. در باب عاشورا در طول تاریخ صحبت بسیار شده که بسیاری از آنها حرف های خوب و شنیدنی بوده است. از آن طرف هم یک غفلت هایی شده و تحریف هایی اتفاق افتاده که یکی از مهم ترین تحریفات در حادثه عاشورا که از آن غفلت می شود این است که از عظمت آن واقعه بکاهیم. کوچک کردن تصویر یک شخصیت بزرگ تحریف اوست ولو هر چقدر هم شما تعریف و توصیفش بکنید باز هم تحریف است. در خصوص یک واقعه هم همین طور است؛ واقعه ای که بر محور سیدالشهداء است هم به همین صورت است. آثار این واقعه در روایات آمده است. یکی از زیارات مطلقه سیدالشهداء که در کافی نقل شده و سند خیلی خوبی دارد زیارت اولی است که مرحوم محدث قمی در مفاتیح نقل کردند که من توصیه می کنم جزء زیاراتی باشد که حتما بخوانیم و جزء زیارات دائمی ما باشد؛ در زیارات مطلقه سیدالشهداء زیارت اول مفاتیح است. زیارات مطلقه همه وقت و همه جا خوانده می شود و زیارات خاصه مثل زیارت روز عرفه برای ایام خاصه است.

در آن زیارت مذکور دارد «أَشْهَدُ أَنَّ دَمَكَ سَكَنَ فِي الْخُلْدِ» یعنی این وجود مقدس جایگاه خونش در خلد است و نه روحش و قرار گاه روح حضرت که طبق این آیه قرآن «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي»(فجر/27-30) مشخص است. بعضی بزرگان این آیه قرآن را این طور معنا کردند: یعنی خود حضرت حق بی واسطه روح را قبض کرده و اینکه جنت الهی دیگر کجاست از فهم ما خارج است .

در ادامه همان زیارت است که «وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ وَ بَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلائِقِ وَ بَكَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ مَنْ يَتَقَلَّبُ فِي الْجَنَّةِ وَ النَّارِ مِنْ خَلْقِ رَبِّنَا وَ مَا يُرَى وَ مَا لَا يُرَى» یعنی اظله عرش الهی به لرزه در آمده (اظله عرش می تواند اینطور معنا شود که سایه و ظلال و ستون عرش است) و همچنین همه خلایق و هفت آسمان و هفت زمین و آن چه دیده می شود و آن چه دیده نمی شود بر او گریستند؛ و این جمله آخرش که خیلی آدم تعجب می کند معنایش سخت است که می گوید: و آن هایی که در بهشت هستند و در جهنم اند هم بر ایشان گریستند معنای عجیبی است اما بیان آن از زبان عصمت (معصوم علیه السلام) است.

این حادثه که آثارش این قدر فراگیر است و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را پروانه کرده هر شب جمعه می آیند به زیارت حضرت و آنجا «مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ» است نباید از آن عظمت و بزرگی اش کاست. حادثه ای که بر محور عبادت سیدالشهداء و بلکه بر عبادت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که بخشی از اوصافشان زیارت جامعه کبیره است؛ نباید از عظمت آن کاسته شود. یک بیانی خود حضرت دارند در تحلیل این اقدام که فی الجمله بعضی زوایای این امر عظیم را توضیح می دهد و من این را ترجمه ای می کنم. بعضی از منابع ما مثل مناقب وقتی این کلام را نقل کردند قسمت اولش را ندارند که در جواب ابن عباس حضرت فرمودند «إِنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطَرًا وَ لا مُفْسِدًا وَ لا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی».

بعضی مصادر هم به عنوان وصیت سیدالشهداء به برادرشان محمد حنفیه این وصیت را فرمودند و نوشتند در اختیار او گذاشتند «هَذَا مَا أَوْصَی بِهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ إلَی أَخِیهِ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفِ بِابْنِ الْحَنَفِیَّه إنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ یَشْهَدُ أَنْ لاَ إلَهَ إلاَّ اللَهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ جَآءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ الْحَقِّ وَأَنَّ الْجَنَّه وَالنَّارَ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَه ءَاتِیَه لاَ رَیْبَ فِیهَا رسوله» وصیت چیست؟ سه شهادت است: شهادت به توحید است شهادت به رسالت وجود مقدس نبی اکرم و اینکه قیامت قطعی است و خدای متعال همه را محشور می کند. بعضی ها این قسمت را در توضیح این بیان حضرت حذف می کنند در حالی که این کلام جزء ارکان وصیت نامه حضرت است و به تعبیری جزء مرام نامه وصیت حضرت به حساب می آید؛ مرام نامه ای که انقلاب و حرکت عظیم حضرت را تفسیر می کند این است: توحید رسالت حضرت و معاد؛ اگر شما توحید و الوهیت حضرت حق را حذف بکنید این انقلاب هیچ توجیهی ندارد.

ما در عالم خیلی حرکت های به ظاهر انقلابی و جنگ های عظیم و کشتارهای فراوان داشتیم. جنگ اول و دوم جهانی آمارهایش متفاوت است گاهی تا ده ها میلیون کشته داشته است. در کشور خود ما با این که ما درگیر جنگ نبودیم در اثر حاشیه های جنگ و قحطی ما قریب هفت میلیون عزیز از دست دادیم و نفوس ما از دست رفتند و آمارهای رسمی این را می گوید؛ ولی برای توحید نبوده بلکه جنگ اهل دنیا بر سر دنیا بوده است؛ در تاریخ از این جنگ ها خیلی داشتیم که برای پیروزی در دنیا، خاک، آب، کشورگشایی بوده مثلاً یک پادشاهی خوشش می آمده محیط مملکتش را توسعه بدهد قدرت خودش را افزایش بدهد؛ یا بخاطر قدرت طلبی و برتری جویی و تعدی به دیگران بوده است.

آن چه انقلاب حضرت را تفسیر می کند توحید است اگر توحید و اولوهیت حضرت حق مطرح نباشد یک قطره این خون پاسخ ندارد؛ اگر رسالت نبی اکرم نباشد یعنی حضرت از طرف خدا نیامدند و دعوتشان دعوت الهی نیست، باز هم وجهی ندارد حضرت سیدالشهداء قیام بکنند اگر حضرت رسول الهی هستند «كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَ نَذِيرًا»(سبا/28) یعنی آمدند که همه را ببرند و این دعوت هم دعوت به توحید است؛ یعنی آمدند همه عالم را از سر سفره دنیا به طرف توحید ببرند.

اگر واقعاً به این صورت بود که هر چه هست همین دنیا است و آنطور که قرآن از زبان کافران می گوید «إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا»(مومنون/37) که می گفتند: پنجاه شصت سال به دنیا می آییم و بعد می میریم و تمام می شود، باز هم کار حضرت توجیهی ندارد. این حرکت عظیم را می شود در ذیل این اصول فهمید: اصل توحید و اصل رسالت نبی اکرم؛ یعنی که این پیغمبر دعوتش دعوت حقی است که آمدند تا یک امت تاریخی را سیر بدهند و همه شئونشان را تغییر بدهند و از دنیا به سمت توحید فتوحاتی بکنند و حجاب ها را بردارند و مردم را از ظاهر عالم به باطن عالم و از شهود به غیب و از محسوس به نامحسوس سیر بدهند و در عوالم غیب ببرند تا به سرچشمه نزدیکشان کنند. اگر این را ما بپذیریم آن وقت این حرکت عظیم حضرت بر این اساس تفسیر پذیر است.

دو قسمت را حضرت در توضیح قیامشان می فرمایند که اهداف قیامشان چه مواردی بوده و چه مواردی نبوده است؛ در ابتدا می فرمایند:«إنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطِرًا وَ لاَ مُفْسِدًا وَ لاَ ظَالِمًا» این چهار هدف را حضرت بیان می کنند که من دنبال کفران نعمت های الهی نیستم؛ یک موقعی آدم نعمتی را قدر نمی داند درگیر می شود با نعمت الهی این نیست یا از سر خوشی زیاد و سر خوشی و دنبال خودنمایی و امثال این ها باشم این ها اهداف من نیست این باید توضیح داده شود که مقصود من نیست و من دنبال فساد روی زمین و ظلم نیستم انسان اگر دنبال بندگی نبود حتماً هر کاری که می کند فساد روی زمین است. حضرت می فرمایند من دنبال فساد نیستم من بی خودی قیام نکردم دنبال خوشی و کشورگشایی و امثال این نیستم این ها باید توضیح داده شود خیلی هم بحث کردند اما سه یا چهار هدف است که حضرت بیان می کنند که من دنبال اینها هستم.

«وَإنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاْءصْلاَحِ فِی أُمَّه جَدِّی أُرِیدُ أَنْ ءَامُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَی عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسِیرَ بِسِیرَه جَدِّی وَسِیرَه أَبِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام» من دنبال اصلاح هستم و اصلاحم به وسعت یک امت تاریخی است. امت نبی اکرم به یک تعبیر لا اقل از زمان بعثت حضرت تا قیامت امت حضرت اند و به تعبیری همه تاریخ بشریت امت حضرت اند چون همه انبیاء ذیل نبی اکرم و شاگرد نبی اکرم در عالم ارواح اند؛ اگر این طوری معنا کنید همه تاریخ بشریت امت است و اگر هم لا اقل از زمان خود حضرت حساب کنیم، در همین امت تاریخی حضرت هم فسادی رخنه کرده است که حضرت می گویند می خواهم آن را اصلاح بکنم. حضرت در توضیح اهدافی که به دنبال آن هستند می فرمایند: می خواهم به معروف و خوبی ها امر کنم و آنها را احیا بکنم و از منکر نهی بکنم پیداست در آن زمان ترک معروف و ارتکاب منکر شایع شده بود. همچنین سیره نبی اکرم و امیرالمومنین را حضرت می خواهد احیا شود؛ زیرا این ها از بین رفته است.

حالا به مقدار ممکن این چهار هدف را توضیح می دهم؛ اما نکته اول که فساد است؛ چه فسادی اتفاق افتاده بود؟ نماز نمی خوانند؛ روزه نمی گیرند؛ حج نمی روند؟ خیر، حضرت وقتی از مکه آمدند مکه پر بود و همه آمده بودند طواف کنند؛ پس این فساد نبوده است. پس چه فسادی بوده که حضرت می فرمایند که من می خواهم فساد را اصلاح کنم؛ و اصلاً فساد ریشه اش کجاست؟

یک بار در باب «شرّ» عرض کردم ذیل سوره فلق که شرّ و فساد چیست و چه وقتی فساد پیدا می شود؟ در عالم فساد نیست و فعل حضرت حق همه اش خیر و صلاح است؛ اما فساد از وقتی پیدا می شود که ما موجوداتی که اختیار داریم از مدار توحید بیرون می رویم که این، عین شرّ می شود. مثل یک سلولی که از مدار خودش خارج می شود و تبدیل به سلول سرطانی می شود که هم خودش فاسد می شود هم کل بدن را فاسد می کند و حیات بقیه را هم سلب می کند. فساد یعنی خروج از مدار توحید؛ چرا که همه عالم در مدار توحید اند؛ خدای متعال اله است و بقیه هم در حال پرستش «يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»(جمعه/1) همه هم هماهنگ هستند و در مسیر هدف حق اند؛ زیرا خدای متعال می فرماید: «لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لَّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ»(انبیاء/17) اگر بنا بود لهو و لعبی باشد خود ما بساط لهو و لعب را درست می کردیم چرا ما دستگاه حق درست کنیم و شما بازی کنید؟ خود ما متناسب با خودمان لهو و لعبی درست می کردیم؛ ولی خدای متعال منزه از لهو و لعب است و همه عالم در مسیر حق هستند.

هنگامی که ما از مدار توحید خارج می شویم در واقع از مسیر حق خارج می شویم و وارد لهو و لعب می شویم و حقایق را به بازی می گیریم و می خواهیم در این بساط حق بازی و شیطنت بکنیم. وقتی از مدار بندگی بیرون بیاییم فساد به پا می شود. یک موقعی آدم خودش یک فسادی می کند؛ اما یک زمان یک کسی می آید فساد را در یک امت تاریخی ایجاد می کند و آرام آرام همه چیز مردم را از مدار توحید در مدار کفر می برد؛ بطوری که سر و ته هر کجا را نگاه می کنید بوی کفر و بی خدایی می دهد؛ این می شود فساد. این فسادی است که در امت پیدا شده است. چطوری فساد پیدا می شود؟ آیا فساد به این می شود که به مردم بگویید نماز نخوانید و روزه نگیرید؟ خیر؛ باید ببینید صلاح چطور درست می شود نقطه مقابلش فساد است. می خواهید بدانید که چه تصرفی می کنند که فساد درست می شود، باید آن طرف را ببینید که چطور اصلاح می شود.

این بحث را مکرر تقدیم کردیم؛ خدای متعال می فرماید: «وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا»(اعراف/56)؛ یعنی بعد از این که خدای متعال زمین را اصلاح کرد شما فاسدش نکنید. در روایت داریم «قَالَ أَصْلَحَهَا بِرَسُولِ اللَّه وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَأَفْسَدُوهَا حِينَ تَرَكُوا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين»(1) اصلاح مردم و اینکه آنها به مدار توحید برگردند همین طوری نمی شود بلکه باید پرچم داری بیاید؛ آن کسی که حقیقت و ارکان و شجره توحید است؛ وجود مقدس نبی اکرم، اصل شجره طیبه اند که وقتی آمد و ولایتش را در عالم اعمال کرد و عالم را سرپرستی کرد، عالم به مدار توحید می رود. چنانچه در روایات متعدد در شان ایشان و اهل بیت آمده است «بِنا عُبِدَ الله»(2) و یا «أَرْكَانُ تَوْحِيدِكَ وَ دَعَائِمُ دِينِكَ» یعنی محور و ارکان توحید و عبادت و مدار و اصل شجره توحید و مشکات نور خدا هستند. اینها تعابیر قرآن در خصوص نبی اکرم است.

توحید که این طوری نیست هر کس راه افتاد به مقصد برسد. ما صراط های مستقیم اصلاً نداریم؛ بلکه فقط یک صراط است که نبی اکرم و اهل بیت اند که صراط عبودیت هستند و ما بقی بی راه است. این روایت را فریقین نقل کردند که مسلمانان هفتاد و سه فرقه اند، یکی ناجی اند. صراط نبی اکرم اند. باز روایت دیگری را فریقین نقل کردند «عَلِیٌ صِرَاطَ المُستَقِیم» که گاهی به حد تواتر گفتند.

اصلاح به این است و وجود نبی اکرم را خدا فرستاده و ماموریت داده است. در اسفار اربعه و بر فرض که این سفر های چهارگانه درست باشد نبی اکرم از اولی که آمده در این عالم سفر چهارم بوده و هیچ وقت در این عالم از سفر اول شروع نکرده است. ایشان سفرهایش را قبلاً رفته است اگر درست باشد در سفر سیر بالحق فی الخلق با ماموریت آمده تا خلق را ببرد. پیغمبر از اولی که متولد شده با این سیر در دنیا آمده است و آن سیرها را در عوالم دیگر سیر کرده اند. البته وقتی حضرت می آیند این دنیا با همه وجودشان نمی آیند؛ یعنی آن منزلتی از روحشان که به این عالم می آیند جسمشان است و نه تمام حضرت. وقتی به این عالم دنیا آمدند، برای ایشان سفر چهارم می شود. جای سفرهای دیگر در این عالم نیست.

ما در ظلمات گرفتار هستیم و سیر ما از این جا شروع می شود؛ در واقع ما را آوردند تا موحد شویم؛ اما آن ها قبلاً موحد شده اند. حضرت شجره طیبه و اصل شجره توحید و مَثَل نور خداست «أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»(3) حضرت صاحب خلق عظیم است؛ این پیغمبر می تواند عالم را اصلاح بکند وجود او مایه اصلاح است هر کجا پرتو این خورشید افتاد روز می شود هر کجا پرتو این وجود افتاد صالح می شود هر کجا وجود مقدس حضرت باشد آنجا بهار عالم است «السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ» هر کجا حضرت نباشد پاییز است هر کجا حضرت باشد دار حیات است هر کجا نباشد دار موت است.

گروهی بعد از پیامبر این مدار را بعد از اصلاح به محمد و علی علیهما السلام تغییر دادند «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّـهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ»(ابراهیم/28) فساد یعنی این نعمت خدا که حضرت علی است برداشتند و معاویه و بنی امیه جایگزین آن شد. این می شود فساد؛ و دیگر مهم نیست مردم نماز بخوانند یا نخوانند؛ البته نماز خیلی مهم است اما یک سلول سرطانی هم تغذیه می کند نه که تغذیه نمی کند ولی تغذیه اش دیگر در مدار نیست. نماز خواندن و روزه گرفتن اگر شما مدار را تغییر دادید، فایده ای نخواهد داشت. شیطان دو رکعت از چنین نمازی را خوانده چهار هزار سال طول کشیده است؛ روی مدار نبوده که نتیجه نداشت. آن فساد این است. به مردم نگفتند نماز نخوانید روزه نگیرید؛ البته به این جا هم ختم می شود. به جایی می رسد که سر مطهر سیدالشهداء جلویش است و خیال می کند که همه رقبا را حذف کرده است «لَعِبَت هَاشم بِالمُلك فَلَا * خَبَر جَاءَ وَ لَا وَحى نزل * ليت أشياخي ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الاسل» هیچ خبری نبود و ای کاش بودند آن هایی که در بدر کشته شدند می دیدند من انتقامشان را از پیغمبر گرفتم. نتیجه اش این می شود. متاسفانه بعضی محققین که این دست وقایع را تحلیل تاریخ می کنند می گویند خشونت در مقابل خشونت بود.

قصه فساد این است و حضرت با این فساد مقابله می کنند «وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِیدَ»(4) امتی که در آن فساد واقع شده نماز بخوانید یا نخوانید. یک روایت را موقعی تقدیم کردم که معصوم فرمود کسی که دشمن نبی اکرم و اهل بیتش است، نماز و فحشایش دیگر چه فرقی می کند؟ نمازش با شیطنتش یکی است و جزء همان شیطنت است. نماز ابوموسی اشعری و قرآن خواندن هایش که صفش را جدا کرده به چه دردی می خورد؟ حضرت فرمودند «إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ» این ها از هم جدا نمی شوند. دستتان را از دامن ما جدا نکنید. کسیکه دستش را از دامن حضرت علی جدا کرد از قرآن جدا شده، حالا برود قرآن بخواند چه فایده دارد؟ وقتی از امام جدا شدی از قرآن هم جدا شدی. حضرت فرمود این ها ادامه وجود من هستند و از هم جدا نیستند اگر به این ها متمسک شوید گمراه نمی شوید. این روایت را فریقین نقل کردند.

امت از نبی اکرم جدا شده و این می شود فساد در امت و این فساد به آن جا می رسد که سیدالشهداء با ده ها بلکه صد ها فضیلتی که در کتب فریقین در مدح حضرت است و ده ها آیه قرآن را فریقین نوشتند که در مدح حضرت است با اینحال خون وجود مقدس حضرت را بریزند در حالیکه رو به قبله می ایستند و نماز می خوانند. چه فسادی از این بالاتر؟ این فساد نتیجه اش امپراتوری بنی امیه و بنی عباس و بعد ازآن این امپراتوری مدرن می شود.

سوال: چه اصلاحی رخ داد و حضرت آمدند چه کاری انجام دادند؟

جواب: حضرت آمدند مدار را برگرداندند. باش تا صبح دولتش بدمد. حضرت دنبال دولت مستعجل نیست؛ دنبال حکومت سال 61 نیست چون می داند این مردم تحمل حکومت علوی را ندارند. مگر حضرت نمی دانند که بعد از شهادت سیدالشهداء رو به امام سجاد نمی آورند؟ البته که می دانند و لذا حضرت یک جوری این جنگ را هدایت کردند که دشمن آن روی سکه را رو کرد که یک ارتقاء وجدان تاریخی برای بشر ایجاد کردند که منتهی به غلبه تاریخی حق است. حضرت حکومت در وهله نمی خواهند و می دانند به دست آمدنی نیست. لذا روایت است که حضرت نامه ای سر به مهر داشتند از جانب خدای متعال که یک بخشی از آن را عمل کردند و یک بخشی را در رجعت عمل می کنند. یعنی از عاشورا تا رجعت حضرت یک کار را انجام می دهند یک بخشی را در دنیا یک بخشی در برزخ و بعد دوباره برمی گردند. (البته برزخ هم تعبیر غلطی است یک بخشی را در دنیا یک بخشی را در مقامی که هستند) بعد دوباره برمی گردند و تکمیل می کنند. در واقع اصلاح حضرت ظهور و رجعت است که آن وقت شمس حقیقت و نبوت و ولایت تجلی می کند که «بَعدِ اِصلَاحِهَا بمُحَمَّد وَ عَلی» است. امت به مدار حضرت نبی اکرم بر می گردد و اصلاح این است.

فساد هم این است که از مدار برگردند؛ بله میکده به پا می شود و عفت از بین می رود اما این ها فروع است. اصل فساد این است که ولی حق نباشد و ولی باطل باشد. همه چیزش فاسد است نمازش هم به چه درد می خورد؟ گیرم یزید رو به قبله هم بایستد و نماز بخواند این چه نمازی است که ابلیس دو رکعتش را خوانده چهار هزار سال طول کشیده است؛ استغفرالله بی ادبی نباشد. امام الساجدین امام سجاد است و سجده یعنی آن چیزی که امام سجاد می کنند از کربلا بگیرید تا قبل و بعدش.

«اُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ» نکته خیلی جالب که باید به آن توجه شود این نکته مهم است که معلوم شود حضرت امر به معروفشان چیست و نهی از منکرشان چیست؟ معروف و منکر و اقدام بر معروف و منکر سه مرحله دارد؛ یک مرحله ارتکاب است؛ یک مرحله اشاعه است و یک مرحله اقامه است. ارتکاب یعنی کسی نماز می خواند رو به قبله می ایستد؛ اشاعه یعنی این که مسجد می سازد و محل نماز خواندن درست می کند؛ اقامه یعنی فرهنگ نماز و عبودیت را در جامعه احیا می کند بطوریکه نماز ارزش می شود و همه دلشان برای نماز تنگ می شود؛ اول ظهر دل واپسی نماز را دارند و دل داده نماز می شوند. این مهم تر از مسجد ساختن است و این اقامه است که مسجد ها را پر می کند و این منتهی به مسجد ساختن می شود این همه خانه ها را مسجد می کند. نبی اکرم این کار را می کنند؛ یعنی آدم هایی تربیت می کنند که «الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ»(معارج/23) بازارشان هم مسجد است. این می شود اقامه نماز.

منکر هم همین طور است یک کسی میگساری می کند یک کسی میکده به پا می کند یک کسی فرهنگ میگساری را رشد می دهد. یک کسی مواد مخدر استعمال می کند یک کسی شبکه توزیع درست می کند یک کسی فرهنگ نهیلیستی و پوچ گرایی را توسعه می دهد. ریشه توسعه مواد مخدر فلسفه های پوچ گرایی است. ما نقش آن فیلسوفان را نادیده می گیریم در حالیکه آنها احیاء و اقامه می کنند. فلسفه پوچی که می گوید جهان پوچ در پوچ است پس بگذار برویم در عالم خیالات و اوهام، این اقامه منکر است. طبیعتاً مواد روان گردان اشاعه پیدا می کند زیرا بعد از افسردگی روانی است که به دنبال نهیلیسم در غرب پیدا می شود و این بیماری ها از آن جا آمده و مسری است؛ اصلاً تمدن غرب بیماری هایش را با خودش می آورد؛ پوچی منتهی به افسردگی می شود و بعد منتهی می شود به گسترش مواد مخدر. چرا گسترش پیدا نکند؟ اصلش هم دستگاه ابلیس است که می خواهد همه را به پوچی برساند و تسخیر کند پس چه چیز بهتر از این؟

ما منکرات را در مرحله ارتکاب می بینیم مواد مخدر مصرف می کند آن ارتکاب است البته این ها بد است و نباید باشد. میگساری می کند این ها منکر هستند و بی تردید منکر، منکر است؛ ولی آن چه اشاعه می دهد چطور؟ آن که اقامه می کند چطور؟ ما علت را رها کردیم و با معلول می جنگیم. هالیوود و کل شبکه ارتباطی غرب و رسانه اش و فرهنگ و هنرش اقامه فحشا در عالم می کند. مرحله اقامه مرحله تغییر فرهنگ است.

اقامه معروف مرحله ای است که معروف می شود معروف، و مرحله ای که منکر در نگاه جامعه منکر می شود یعنی بدش می آید جامعه که آن مرحله نهی از منکر است. از آن طرف اقامه منکر یعنی فرهنگ سازی که معروف شود منکر و منکر شود معروف؛ یعنی فرهنگی که در آن تنفس می کنند نظام ارزش هایی که تنفس می کنند نظام ارزشی است که معروف منکر است و منکر معروف است. حضرت فرمودند: آخرین مرحله فساد در تاریخ این است که منکر می شود معروف و معروف می شود منکر. این چطوری واقع می شود؟ از تصرف در مجاری حسی ممکن است شروع شود یعنی حواس ما را تحریک می کنند. الآن تمدن غرب حس بینایی چشایی شنوایی را تحریک به دنیا می کند و کم کم از طریق تحریک و کنترل حس، اخلاق درست می کند.

اگر آدم همین فضایی که در رسانه ها و در شبکه های مجازی درست شده که گسترش اخلاق مادی است یکی از آنها پورنو است، خیلی گسترده تر از این است، بی مبالاتی نسبت به ارزش ها را درست می کند؛ آدم در این فضا که تنفس کرد اول مجاری حسی تحت تاثیر است، می بیند و می چشد و گوش می کند؛ بعد کم کم اخلاق درست می کند یعنی قلب را تسخیر می کند و بعد از آن مرحله اقامه است. پس توجه داشته باشیم وقتی می خواهید نهی از منکر بکنید بروید اول با آن که اقامه می کند بجنگید سهم اصلی قدرتتان را اول خرج آن جا بکنید نه آن کسی که مرتکب می شود؛ البته با ارتکاب هم باید با یک برنامه ای حتماً مقابله کرد، چون این ارتکاب ادامه اقامه است؛ ولی اگر اصل را رها کنید مثل این می ماند که انسان بیماری خونی دارد که این بیماری تظاهرات پوستی دارد و شما به جای آنکه بروید و آن بیماری خونی را علاج بکنید با این تظاهرات مقابله می کنید. چه کسی اقامه منکر در تاریخ کرده است؟ ابلیس و دشمنان نبی اکرم؛ این نکته اول است.

من نمیخواهم این طوری بگویم و ذائقه مخاطبین را تلخ کنم؛ اما الان در دوران ما ببینید تمدنی که ادعایش این است، و این را من نمی گویم بلکه فیلسوفان غرب با صدای بلند گفتند و طرفدارانشان در دنیای اسلامی و در کشور ما هم گفتند و همه هم آشنا هستند و می دانند چه کسی را می گویم، گفتند چه کسی گفته که در ایران توسعه و پیشرفت و اصلاحات واقع شده هنوز خدا نمرده است؛ العیاذ بالله آدم دهانش را باید گل بگیرد این حرف را بزند. وقتی بار تمدن روی دوش این فرهنگ است؛ می دانید خدا بمیرد یعنی چه «اللَّـهُ لَا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ»(بقره/255) حیات از اوست او وقتی در حیات زندگی ما مرد ما خودمان می شویم مردار و این تمدن می خواهد یک گورستان بزرگ، یک قبرستان به وسعت جهان درست کند؛ مگر نگفتند فیلسوفان غرب که خدا باید بمیرد تا توسعه و دموکراسی بیاید؟ اگر بنا شد خدایی که مبدا حیات است بمیرد عالم گورستان می شود «وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ»(فاطر/22) پیغمبر رفتند سر چاه با شهدای جنگ صحبت کردند؛ پس شهدایی که در قبر هستند می شنوند؛ قبر یعنی مرده های روی زمین، قبر ولایت اولیاء طاغوت و دار دنیا و دار موت است.

این شعار را شما نگاه کنید تمدنی که می خواهد خدا را حذف کند این حیات دارد؟ موت اندر موت است. نمی خواهم بگویم هر کسی در غرب است مرده است. نه در کاخ فرعون زن فرعون هم جزء زنده ترین آدم های تاریخ است و قرآن مثل می زند به او چون به موسی که سرچشمه حیات است وصل است و از سرچشمه حیات می نوشد. در غرب هم آدم های موحد و طرف دار خدا و طرف دار انبیاء هستند که این ها زنده اند. این ها هم با این بساط مردگی مخالف اند گرچه امپراتوری خبری جهان نمی گذارد صدایشان به جایی برسد. دولت های اطلاعاتی جهان همه صداها را کنترل می کنند ولی آن ها هم مخالف هستند. چه کسی الآن با فرهنگ فحشایی که در جهان اقامه می شود موافق است؟ کدام عاقلی در عالم موافق است؟

اقامه منکر به این است که به حدی برسد که ضد ارزش تبدیل به ارزش شود در همین مهد تمدن آمریکا، یک موقعی یک آقایی همین که گفت با هم جنس گرایی مخالف است او را هو کردند در حالیکه تا قبلش کف می زدند. این می شود اقامه منکر که هم جنس گرایی که منکری است که همه انبیاء نهی کردند کارش به جایی برسد که مخالفت با آن منکر شود. بقیه اش هم همین طور همه چیز را تغییر می دهند؛ مفهوم زندگی مفهوم طلاق ازدواج نشستن خوردن خوابیدن اقامه یعنی این. یعنی یک چنین بستری درست می کنی و شهر را یک طوری درست می کنی که شهر برون گرا شود و اسم برون گرا هم رویش می گذارند؛ یعنی عریان گرایی را توسعه می دهد؛ معماری برون گرا یعنی معماری که فرهنگ فحشا و بی عفتی در نظر ما را احیاء می کند. بقیه اش هم همین طور است.

پس منکر از ارتکاب است تا اقامه که اقامه هم گاهی اقامه در خانه و در شهر است و گاهی در تاریخ است. اصل اقامه منکر این است یعنی اقامه بت پرستی اقامه بی خدایی اقامه نفس پرستی؛ این بت اقسامی دارد یک موقع چوب و سنگ است و بعد اگر آدم زیر بار شیطان رفت چوب و سنگ را می گیرد و برایت بت دیگری به وسعت تکنولوژی درست می کند. خیال نکنید دست برمی دارد؛ بلکه بتش را عوض می کند و می داند که چه کار کند. شش هزار سال عبادت می کند «لاَ يُدْرَي أمِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ».

حضرت وقتی با منکر می جنگند بالاصاله با اقامه منکر می جنگند آن هم با منکر تاریخی و بعد با اشاعه و ارتکاب می جنگند؛ مقیاس حضرت این است. با آن که دارد تاریخ را به سمت منکر می برد، می جنگد. ابوحنیفه به امام صادق علیه السلام عرض کرد معروف چیست «الْمَعْرُوفُ فِی أَهْلِ السَّمَاءِ الْمَعْرُوفُ فِی أَهْلِ الْأَرْض اَمِیرَ المُومِنین»(5) این را هم توضیح بدهم منکر چیست. در روایت است که فرمود آن هایی حق حضرت را غصب کردند مردم را علیه حضرت اهرم کردند.

نکته دوم در باب منکر این است که منکر درجاتی دارد: ما عمل منکر داریم، مثلاً آدم دروغ می گوید العیاذ بالله، از این بالاتر اراده منکر و نیت منکر دارد که این نیت بدتر از عمل است «نِیَّة ُ الکافِرِ شَرٌّ مِن عَمَلِهِ»(6) سوم خود آدمی است که اقدام بر منکر می کند که او از نیتش هم بدتر است. پس منکر آن آدمی است که با این تعریف خودش اقامه منکر می کند. معروف هم همینطور است: یک عمل معروف داریم یک نیت معروف یک آدم معروف آن آدمی که محور اقامه توحید در عالم است خودش معروف حقیقی است حضرت در این مقیاس وارد میدان شدند حضرت با پرچمدار درگیر هستند که دارد اقامه منکر می کند و خودش بدترین منکر عالم است؛ با یزید و بنی امیه و با این جریان و قبل و بعدش هر چه که هست درگیر هستند. لذا می گویید «فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ» پس منکری که حضرت با آن می جنگند این منکر است و معروفی که دنبال دعوت به او و احیاء آن هستند این است.

حضرت چه کار کردند؟ در زیارت ایشان با قاطعیت می گویید «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ ونهیت عن المنکر» حضرت کار را تمام کرده ممکن است بگویید پس نتایجش؟ عرض می کنیم که دارد ظاهر می شود؛ ما داریم به سمت ظهور می رویم. همین قلوبی که در عاشورا به فوران می آید این همه دنیا تلاش می کند جوانان را از امام حسین جدا می کند امام حسین همه را در کهف خودش جا می دهد و به ظاهر هم آدم نگاه می کند ممکن است مرتکب گناهی شود این جوان ولی این گناه او نیست گناه آنان است. حضرت هوای این ها را دارد و می آورد در کهف خودش تطهیر می کند. آن ها می خواهند گورستان درست کنند تا قلوب بمیرد و حضرت می خواهد همه را احیا بکند و احیا هم می کند.

روایتی قریب به این معنا است که اشک بر امام حسین احیا قلوب می کند روزی که قلوب می میرند. قلبی که آمده در مجلس اشک بنشیند نمی میرد. در روایت فرمود «غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَو كانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ الْبَحْر»(7) اگر گناهان به اندازه کف روی دریا باشد پاک می شود. «فَإِنَّ الْبُکَاءَ یَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ»(8) گریه بر امام حسین علیه السلام گناهان بزرگ را محو می کند آن ها می خواهند آلوده بکنند و بمیرانند اما حضرت می خواهد احیاء و تطهیر کنند. آن ها یک سال زحمت می کشند حضرت در ده روز همه قلوب را جمع می کند. الآن امام حسین هر سال دهه محرم چه کار می کنند؟ قلوب محبین خودشان را شستشو می کنند و دوباره برمی گردانند و از دست شیطان در می آورند و دوباره حیات در آن ها می دمند. امیدوارم جوانان عزیزی که این ایام رفتند با امام حسین گره خوردند زنده شدند خودشان هم احساس می کنند مطهر شدند از بدی ها بدشان می آید این ها راهشان را با حضرت ادامه بدهند که از کهف امام حسین بیرون نیایند.

سوال: قرار امروز تلاوت آیاتی از سوره بقره است و بعد در ادامه بحث در خدمت استاد هستیم.

جواب: بسم الله الرحمن الرحیم من یک مثالی برای اقامه می زنم البته مثال کوچک است. در خود کشور ما دو دوره داشتیم که در تغییر وضعیت پوشش و لباس هم مردان هم بانوان اقدام کردند؛ یکی در دوره رضاخان یکی در دوره پسرش. در دوره اول جبر فیزیکی بوده برای تعطیل کردن مساجد، به زور مسجد ها حسینیه ها را بستند و به زور مردم را متحد الشکل کردند و به زور چادر از سر بانوان برداشتند. مقاومت هم شد. در دوره بعدی این کار را نکردند آمدند از طریق فرهنگ سازی کاری کردند که تحقیر و تجلیل اجتماعی را تغییر دادند و حجاب علامت چنین و چنان بودن و کلاغ سیاه و در اشعار روشن فکران ما آمده اینها حرف های مدعیان روشن فکری است که این چنین گفته اند که کفن سیاه و... آن دوره کاری کردند که حجاب ضد ارزش شد. این بار دیگر لازم نیست به زور چادر از سر کسی بردارند این بار باید به زور چادر روی سر ها نگه دارید. دانشجوی محجبه در دهه 50 به دانشگاه می رفته از دانشگاه می آمده بی حجاب بوده و هیچ کس هم به او نمی گفته بی حجاب باش. از این طرف مسلمان می رفته نماز خوان و از آن طرف با آرم داس و چکش بیرون می آمده. در همین دانشگاه تهران در دهه پنجاه دعای کمیل خواندن که هیچ از نماز خواندن هم شرم داشت و باید می رفته گوشه ای نماز می خوانده.

اقامه یعنی تغییر تجلیل و تحقیر اجتماعی که نماز خواندن تحقیر می شود. فلان شخص زمان رضاخان اذان می گفت در خیابان یکی از سرکرده های رضاخان آمد و گفت چه کار می کنی عر عر می کنی در خیابان عربده می کشی؟! وقتی اذان گفتن بشود عر عر کردن طبیعی است که نماز هم دولا راست شدن است. پس اقامه یعنی این که بسترهای اجتماعی را به سمتی ببرید که بندگی خدا دشوار شود و شیطنت آسان و از آن طرف شیب اجتماعی و ساختارهای اجتماعی را یک طوری بچینید که عبادت آسان و شیطنت سخت شود و این همان ساختارهای نرم هستند. 

پی نوشت ها:

(1) تفسير القمي، ج 1، ص: 236

(2) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج 1، ص: 61

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 266

(4) اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى، النص، ص: 24

(5) تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 816

(6) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 84

(7) تفسير القمي، ج 2، ص: 292

(8) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 128