نسخه آزمایشی
شنبه, 24 آذر 1397 - Sat, 15 Dec 2018

جلسه پنجم صفر ثارالله / عاشورايي كردن مؤمنين با متن بلاي سيد الشهداء، مهمترين تصرف معصومين براي نجات شيعيان از شبهه ها و فتنه ها

آن چه پيش رو داريد چكيده سخنراني حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري در شب بیست و سوم ماه صفر 92 می باشد که در هیأت ثارالله قم واقع در حسینه مرحوم آیت الله عظمی مرعشی برگزار شده است. در اين جلسه ايشان با اشاره تحلیل های مختلفی که از جریان عاشورا می شود که با جریان عاشورا و حقیقت آن فاصله دارد، به تصرف عاشورا در مومنین اشاره کرده و ادامه می دهند که مومنین با سیدالشهداء سلوک کرده و از میان شبهات و فتنه ها عبور می کنند.

در جلسات گذسته بيان شد كه شفاعت يك امر جاري در زندگي بندگان است و اختصاص به قيامت و لحظه ورود به بهشت ندارد. بلكه حقيقت نعمتهاي بهشتي چيزي جز سير در درجات توحيد و ولايت معصومين نيست. شفاعت براي سير دادن بندگان در درجات طاعت و بندگي است. اين سير، قبل از اين دنيا شروع شده و تا قيامت هم ادامه دارد. بخش ديگري از شفاعت، مربوط به نجات از دركات جهنم و ولايت اولياي طاغوت است. شفاعت، دستگيري از عباد در حقايقي است كه در اختيار معصومين است و رنج آن را نيز خود برده اند.

شفاعت از همه عالم، با صبر و تحمل نبي اكرم محقق شده است. چرا كه «رسوايي دستگاه باطل و برچيدن ظلمات آن» و «ظهور همه نورايت دستگاه حق»، جز با صبر نبي اكرم ممكن نبوده است.

عاشورا سرمايه تاريخي شيعه براي نجات از شبهه ها و فتنه هاي دستگاه باطل

عاشورا، حقايق درهاي معرفت و توحيد را به روي ما گشود و باطن دستگاه ابليس را ظاهرساخت. از عاشورا دو باب گشوده شده است كه اين دو باب، انسان را براي درك حقيقت توحيد و نجات از شبهات دستگاه باطل آماده مي كند. «شبهات دستگاه باطل نسبت به راه هاي جبهه حق و اهداف آن» و «فتنه هايي كه در كنار اين شبهه ها ايجاد مي شود»؛ مبدأ عقب گردها و ترديد ها است. در اين فضاي شبهه ناك است كه تهديدها و تطميع ها، كارگر مي شود.

وقتي مسلم بن عقيل، وارد كوفه شد، هيجده هزار نفر با او بيعت كردند ولي در نهايت كسي با او نماند و شبه ها و فتنه ها، يعني جلوه دادن لذت ها و ايجاد رعب ها تأثير گذار شد. اصحاب سيد الشهداء، با علم به اين كه به حسب ظاهر شكست مي خورند (چنان كه خود حضرت نيز در شب عاشورا فرمودند كه هركس بماند؛ فردا كشته مي شود.) در كنار ابي عبد الله ماندند و از همه اين شبهه ها و فتنه ها نجات يافتند. اصحاب سيد الشهداء، اولين حلقه اي بودند كه شفاعت نصيب آن ها شد و در اين شفاعت با نور امام به مقصد رسيدند. همه تاريخ، همين طور است. در مقابل فتنه ها تنها مستمسكي كه وجود دارد؛ شفاعت و صبر معصوم است . براي امروز ما هم راه، همين است. به خصوص در فضايي كه يك حكومت ديني ايجاد شده كه راه جديدي را در دنيا باز كرده است و نسبت به «هدف و راه»، ضعف ها، غفلت ها و دشواري هايي وجود دارد. دشمن در اين فضا، دائم شبه افكني مي كند، حتي در اصل اين مطلب كه دين، حكومت داشته باشد، ترديد مي كند. در مشروعيت تأسيس حكومت در عصر غيبت، در امكان موفقيت آن، در توفيقات سي ساله انقلاب اسلامي، در همه اين ها شبهه مي كند. «بزرگنمايي ضعف ها و ايجاد شبهه» و در ادامه «ايجاد فتنه و به رخ كشي قدرت سياسي، علمي و صنعتي خود و رفاه و امنيتي كه وعده آن را مي دهد و قدرت رسانه اي كه دارند»؛ مجموع اين ها، شبهه ها و شهوت هايي را ايجاد مي كند و هراس و بيمي در دل ها مي اندازد كه برخي وحشت زده مي شوند و اطراف جبهه حق را خالي مي كنند. آن حقيقتي كه در طول تاريخ جبهه شيعه را در مقابل اين فتنه ها و شبهه ها، زنده و سراپا نگه داشته؛ همين دستگيري و شفاعت نبي اكرم در عاشورا بوده است و در حال حاضر نيز سرمايه اي كه با آن مي توان به وادي ولايت و وادي ايمن بندگي خدا رسيد؛ شفاعت معصوم و عاشورا است. چنان كه اصحاب سيد الشهداء در دل همه اين تهديد ها، تطميع ها، هوس انگيزي ها و شبهه ها، كمترين ترديدي نداشتند. دليل مخالفت هميشگي دشمن با سرمايه شيعه در عاشورا، همين نكته است.

«بكاء و زيارت»، راه ورود به متن حادثه عاشورا و مهمترين تصرف معصومين براي نجات از شبهه ها و فتنه هاي دستگاه باطل

هرچند تحليل عاشورا و تطبيق آن بر شرايط موجود، بصيرت ايجاد مي كند ولي ائمه عليهم السلام براي بهره مندي از عاشورا در اين فتنه ها، غير از اين كه تحليل كرده اند با تصرف ديگري، مؤمنين را به متن اين حادثه برده اند.

در يك دوره اي مي گفتند «چرا همه را دعوت به اشك مي كنيد. آن چه كارساز است علم مبارزه است. بايد علم مبارزه را بياموزيد.» امروز نيز برخي مي گويند« به جاي اشك بايد عاشورا را تحليل كرد.» البته كسي منكر اين نيست كه بايد عاشورا را تحليل كرد و با تطبيق آن بر شرايط موجود بتوان از اين شرايط سخت عبور كرد و به روشني و آگاهي رسيد و با شناخت جبهه حق و باطل به مصونيت رسيد ولي راه اصلي عبور جبهه حق از اين همه شبهه و فتنه و از اين همه تهديد و تطميع، فقط تحليل نيست. بلكه بايد راهي براي ورود به متن حادثه پيدا كرد. معبراصلي عبور از فتنه ها وشبهه هايي كه شيطان در طول تاريخ ايجاد كرده كه شايد پيچيده ترين آن در دنياي امروز باشد؛ اين دو مسيري است كه با عاشورا باز شده است؛ يعني اولا ارتباط عاطفي با عاشورا و اشك بر عاشورا و ديگري زيارت، يعني به لقاء عاشورا و صاحب عاشورا رفتن و عهد خود را با او تجديد كردن كه اين عهد ها، همان زيارت نامه ها است. اين دو باب، مهمترين راه هاي دست يابي به شفاعت نبي اكرم در عاشورا است. بر اين اساس مهم ترين كانون هايي كه مي توانند رفع شبهه و فتنه كنند دو كانون هيآت و زيارت است.

بصيرت زا نبودن تحليل هايي كه از متن عاشورا و عمق بلاي سيد الشهداء سرچشمه نگرفته است

تحليل هاي كه از متن عاشورا نجوشيده باشد؛ خودش شبهه است، از تحليل هاي جريان روشنفكري در دوره هاي هاي اخير (كه عاشورا نتيجه يك درگيري قوميتي مي داند كه دوران آن گذشته است) تا آن تحليل هايي كه مرحوم شهيد مطهري آن را روضه ماركسيستي براي امام حسين مي دانستند. تحليلي كه همراه با دلدادگي و زيارت نيست؛ براي ما فهم از عمق عاشورا ايجاد نمي كند. آن چه صيانت ايجاد مي كند، متن واقعه عاشورا است. تحليل هاي بيرون از واقعه، چه تحليل هاي عرفاني باشد كه از جمال و جلال صنع الهي سخن بگويد و چه عقلي، راه گشا نيست. بيرون اين حادثه ايستادن و تحليل كردن، نه تنها نجات دهنده نيست بلكه خود شبهه اي مي شود كه بايد آن را جواب داد. آن چه ما را از فتنه ها عبور مي دهد؛ همان چيزي است كه اصحاب سيد الشهداء را نجات داد، يعني پناه بردن به شفاعت سيد الشهداء و ورود به متن بلاي عاشورا. امام حسين عليه السلام، سنگين ترين بلا را تحمل كردند تا از يك سو محبين را از اين شبهه ها و فتنه ها نجات دهند و از سوي ديگر آن ها را در وادي نور سير دهند و اين امر تنها با ورود به متن حادث ممكن است و اين ورود نيز تنها با همين دو باب بكاء و زيارت، اتفاق خواهد افتاد.

با ورود به متن واقعه، تحليل ها معنا دار و بصيرت زا مي شود. و انسان را به موضع گيري و صف و قتال مي رساند. تحليل با اين سرمايه بارور مي شود و الا، نهايت تحليل به اين جا مي رسد كه عاشورا نتيجه خشونت بدر است. كسي كه عاشورايي نشده باشد؛ تحليل او از عاشورا هرچند به كشتن و كشته شدن برسد؛ تحليل صحيحي نيست. در همين دوران ما، ماركسيست ها هم عاشورا را تحليل مي كردند ولي اين تحليل ها، نه تنها راه گشا نبود كه خود شبهه بود.