نسخه آزمایشی
سه شنبه, 23 مرداد 1397 - Tue, 14 Aug 2018

جلسه پنجم صفر ثارالله/ تبیین جریان موت و حیات در وادی توحید و ولایت

متن زیر سخنرانی شب پنجم هیات ثارالله جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری در ایام ماه صفر سال 93 است که به تاریخ 1 دی ماه 93 برگزار شده است. ایشان در این جلسه به تبیین آیه شریفه 122 سوره مبارکه انعام پرداخته اند که آن اشاره می کند که معنای موت بی بهره بودن از معارف امام و معنای حیات نیز قرار گرفتن تحت ولایت امام و بهره گیری از علم ایشان است. پس گویی می فرماید ما انسان ها را با ولایت امام زنده کردیم و محیط زندگی آن ها را به این وسیله نورانی کردیم اما کسانی که از امام اطاعت نکردند در ظلمتی زندگی می کنند که برای آن ها زینت داده شده و راه خروجی در آن نیست.

دو خصوصیت عمل کفار

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم. قرآن کریم می فرماید: «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»(انعام/122)، در این آیه خدای متعال مقایسه ای را بین مومنین و کفار انجام داده است و دو تفاوت را بین آن ها بیان کرده است.  همه انسان ها، چه مومنین و چه کفار با صرف نظر از لطف و عنایت خدای متعال در ابتدا میت هستند و در تاریکی به سر می برند. منتهی خداوند عده ای را نورد عنایت خود قرار داده و آن ها را بعد از مرگ به حیات می رساند و برا ی آن ها وادی نوری قرار می دهد که زندگیشان در همان وادی است. اما کفار در وادی ظلماتی به سر می برند که هرگز از آن خارج نمی شوند، عمل آنان که عمل در وادی ظلمت است برایشان زینت داده شده و خیال می کنند که کار آن ها کار خوبی است و نتایج خوبی نیز دارد «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً»(طه/124)

خدای متعال دو نکته را در قرآن در مورد عمل کفار متذکر می شود؛ «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِساب»(نور/39) اول این که اعمال آن ها مانند سراب است و عطش آن ها را رفع نمی کند، و وقتی هم  به دنبال عمل خودشان می گردند چیزی نمی یابند، پس خدا را می یابند که پیمانه هایشان را پر می کند و خداوند سریع الحساب است و نتایج خیلی زود بر اعمال مترتب خواهند شد. «أَوْ كَظُلُمَاتٍ فىِ بحَْرٍ لُّجِّىٍ‏ّ يَغْشَئهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سحََابٌ  ظُلُمَاتُ  بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَئهَا  وَ مَن لَّمْ يجَْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّور»(نور/40) دومین تشبیه خداوند در مورد عمل کفار این است که اعمال آن ها مثل ظلماتی است که در ته یک دریای عمیق مواج وجود دارد و بر فراز این دریا هم ابری تیره است، تاریکی بر روی تاریکی به گونه ای است که هیچ کدام از امکانات خود را نمی توانند ببینند، و اگر خدای متعال نوری نفرستد تا او را از آن تاریکی نجات دهد نور دیگری نخواهد بود.  باطن این آیه در روایات این گونه معنا شده است که منظور از «أَوْ كَظُلُمَاتٍ فىِ بحَْرٍ لُّجِّىٍ» اولی و منظور از «يَغْشَئهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ» دومی است.

عملی که مومن انجام می دهد ظاهر و باطنی دارد؛ ظاهر احسان به دیگران خدمت کردن به آن ها و باطن این عمل حالات باطنی انسان حین این کار است، عمقی ترین لایه این عمل هم ایمان است،  لذا طبقات این عمل سراسر نور است. در مقابل، خود وجود کافر ظلمانی است بنابراین عمل او که از خود او سرچشمه می گیرد هم ظلمانی است و طبقات این عمل که ظاهر و باطن آن است هم سرشار از ظلمت است.

آیه دیگری نیز در مورد عمل کفار آمده است؛ «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ»(بقره/257)، کافر هر عملی که انجام می دهد ظلمانی تر می شود چون عملش تحت ولایت اولیای طاغوت است.

منظور از موت و حیات در آیه

«أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ»، و اما در مورد قسمت اول آیه سوال این است که منظور از موت و حیات چیست؟ در ذیل این آیه روایت آمده است که «مَيْتٌ لَا يَعْرِفُ‏ شَيْئا»(1)، آن کسی که به معارف نرسیده است مرده است. پس معارف اهل بیت حقیقتا سرچشمه حیات است؛ لذاست که در قرآن یکی از معانی که از کلمه «ماء» ارائه شده معارف نورانی است که از اهل بیت به قلب مومن می رسد.

«وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً»(جن/16)، اگر آن ها به آن طریقی که ما با آن ها عهد کرده بودیم استقامت می کردند ما هم آنان را با آب گوارا سیراب می کردیم. روایت این آیه را این گونه توضیح داده است که اگر بر ولایت ائمه استقامت می کردند و امر و نهی آنان را اطاعت می کردند «لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ الْإِيمَانَ»(2)، قلبشان را با ایمان سیراب می کردیم؛ البته در بعضی دیگر از روایات آمده است که آنان را از علم امام سیراب می کردیم. پس ایمان با علمی که از امام جاری می شود یک حقیقت هستند و این دو آب گوارایی هستند که سرچشمه حیاتند. خداوند در جای دیگر قرآن این نکته را توضیح داده و می فرماید «فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(روم/50)، آثار رحمت ما را ببینید که در باران جاری می شود و زمین مرده را زنده می کند «إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى»‏، ما مردگان را نیز همین گونه زنده می کنیم.

البته در روایات معانی دیگری نیز از کلمه «ماء» شده است از جمله «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً»(ملک/30) که روایت این گونه آن را معنا کرده است «قَالَ إِذَا غَابَ عَنْكُمْ إِمَامُكُم»(4).

بنایراین این که در روایتی از امام باقر (ع) می بینیم «هِيَ الدِّرَايَةُ لِلرِّوَايَةِ وَ بِالدِّرَايَاتِ لِلرِّوَايَاتِ يَعْلُو الْمُؤْمِنُ إِلَى أَقْصَى دَرَجَاتِ الْإِيمَان»(3)، یعنی به اندازه ای که از علم امام می نوشیم به همان اندازه هم مومن هستیم.‏

البته برخی دیگر از روایات موت و حیات را صریح تر معنا کرده و می فرمایند: نسیم ولایت ما به آنان نوزیده و از سرچشمه ولایت ما ننوشیده بودند؛ پس خداوند آنان را با ولایت ما زنده کرد.

بالاترین درجه ولایت محبت است  و اگر کسی به محبت امام رسید به ایمان نیز رسیده است و گمان من این است که این مصرع حافظ نیز نازل به همین معنا است: هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق. این که در روایت آمده است «مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ‏ مُحَمَّدٍ مَاتَ‏ شَهِيدا»(5) یعنی اگر کسی از سرجشمه ولایت خورد دیگر نمیمیرد چرا  که «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»(آل عمران/169)

در آیه ای از قرآن آمده است که «كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ»(قصص/88)، کلمه «وجه» در روایات به دو صورت معنا شده است، یکی خود امام و دیگری عملی که متوجه امام است. پس عملی که در وادی ولایت و توحید است باقی است و هیچ وقت از بین نمی رود. یعنی به اندازه ای که ما از سرچشمه ولایت امام استفاده می کنیم به همان اندازه هم به ایمان که همان حیات است می رسیم. لذاست که ائمه وقتی آیه «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(حدید/17) تفسیر می کرند فرمودند:«يُحْيِيهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا يَعْنِي بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَيِّتٌ‏»(6)

تبیین خصوصیات امام

امام رضا (ع) در حدیثی نورانی فرمودند:«الْإِمَامُ السَّحَابُ‏ الْمَاطِرُ وَ الْغَيْثُ الْهَاطِلُ وَ الشَّمْسُ الْمُضِيئَةُ وَ السَّمَاءُ الظَّلِيلَةُ وَ الْأَرْضُ الْبَسِيطَةُ»(7)، یعنی امام آن ابر بارنده ای است که بارش آن تمامی ندارد و محیط ولایت او نیز سرزمینی حاصل خیز است.

در آیه ای دیگر از قرآن هم که اشاره به ماجرای سقیفه دارد باز هم محیط ولایت امام به سرزمینی حاصل خیز تشبیه شده است «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ»(ابراهیم/28)، ای پیغمبر! آیا ندیدی که این ها نعمت ما که امیرالمومنین بود را برداشتند و جایش کلمه کفر را گذاشتند! ذیل همین آیه حضرت علی (ع) فرمودند: «نَحْنُ‏ النِّعْمَةُ الَّتِي أَنْعَمَ اللَّهُ بِهَا عَلَى عِبَادِهِ وَ بِنَا يَفُوزُ مَنْ فَازَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»(7). بنابراین محیط ولایت حضرت محیطی پر از نعمت است که البته این نعمات برای ابرار است «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي‏ نَعيمٍ»(انفطار/13). خداوند در قرآن ابرار را در دو جا معنا کرده است؛ اول این که «أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ»(8) آن ها کسانی هستند که پرتو ولایت امام به آن ها رسیده است. معنای دوم هم این است که «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُور»(انسان/3)، ما آن ها را به سوی ولایت امام هدایت کردیم، و آن ها نسبت به آن یا شاکر هستند و یا کفر می ورزند، اگر کافر شدند خداوند می فرماید: برایشان آتش سوزان آماده کرده ایم «إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعيراً»(انسان/4) و اگر نعمت ولایت را شکر کردند «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً»(انسان/5). بنابراین فضای زندگی ابرار در همین دنیا نیز بهشتی است که سرزمینی حاصلخیز است.

بنابراین اگر بذر وجودی مومن در سرزمین ولایت امام قرار گرفت و باران ولایت و علم و رحمت امام بر آن بارید او را شکوفا می کند. پس خود مومن شجره طیبه ای می شود که اصل آن امام است «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ»(ابراهیم/27)

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 185

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 220

(3) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏1، ص: 106

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 340

(5) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏23، ص: 233

(6) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏51، ص: 54

(7) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 217

(8) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏99، ص: 131