نسخه آزمایشی
دوشنبه, 04 تیر 1397 - Mon, 25 Jun 2018

جلسه اول ماه رمضان حرم رضوی/ جایگاه معرفت الامام؛ ولایت نعمت حقیقی عالم؛ بررسی سوال از نعیم و توضیح وادی دنیا و آخرت بر محور آن

متن زیر گزارش تفصیلی اولین جلسه از جلسات سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین میرباقری است که در رمضان سال 92 در حرم مطهر امام رضا(ع) برگزار شده است. ایشان با اشاره به حدیث نورانیت فرمودند: هرکس کُنه نورانیت امیر مومنان علی(ع) را بشناسد ایمانش کامل می شود. ولی درک ولایت ائمه(ع) آنقدر دشوار است که تنها پیامبران مرسل، فرشتگان مقرّب و بندگان امتحان شده به آن می رسند و آنها کسانی اند که خدا نعمت ولایت را به ایشان عطا کرده است. ایشان در ادامه به آیات و روایاتی می پردازند که جریان نعمت واقعی را توضیح داده و گرفتاری و سوال و جواب از نعمت ها را بر محور ولایت شرح می دهند. و ادامه می دهند که اگر در این محیط نعمت قرار بگیریم از الان در بهشت هستیم و دارالاخرة همین است که بعدا در قیامت ظهور و بروز خاضی هم خواهد داشت و در مقابل انسان در وادی دنیا و ولایت طاغوت قرار می گیرد و همه کارهای او غفلت و دردسر خواهد بود. در خلال بحث نیز به نوع استفاده از قرآن و انحرافات آن اشاراتی دارند. در انتهای بحث نیز به تبدیل این نعمت و گرفتاری های انسان اشاره می کنند.

شرط کمال ایمان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد الله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین. معرفت امیرالمومنین علیه السلام از ارکان ایمان است به طوریکه ایمان انسان به کمال نمی رسد مگر اینکه انسان امیرالمومنین را بشناسد. این تعبیر نورانی از امیرالمومنین علیه السلام در حدیث معروف به نورانیت نقل شده است، مرحوم مجلسی در بحار نقل کرده اند که امیرالمومنین به سلمان فرمودند که «إِنَّهُ لَا يَسْتَكْمِلُ أَحَدٌ الْإِيمَانَ حَتَّى يَعْرِفَنِي كُنْهَ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ فَإِذَا عَرَفَنِي بِهَذِهِ الْمَعْرِفَةِ فَقَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَان »(1) مومن به کمال ایمان نمی رسد، انوار ایمان در قلب و وجود مومن به کمال نمی رسد، تا اینکه من را بشناسد. البته منظور شناختن ظاهری که جسم امام را بشناسد نیست، البته این هم امر مهمی است جسم امام هم فوق العاده است و خصوصیاتی دارد. بعد فرمودند: اگر کسی کنه نورانیت من برایش مکشوف بشود، به معرفت به کنه نورانیت من برسد، آنگاه به کمال ایمان رسیده و فرمود: این بنده است که خدای متعال قلبش را برای ایمان آزموده و این قلب برای حقیقت ایمان که ولایت امیرالمومنین علیه السلام است آماده و مهیا شده است.

درک کنندگان حقیقت ولایت ائمه(ع)

در کلمات نورانی اهل بیت علیه السلام این مطلب بارها ذکر شده است که فرمودند ولایت و امر ما صعب مستصعب است، تحملش دشوار است، این طور نیست که هر کسی لایق باشد بتواند حقیقت و سّر ولایت امیرالمومنین علیه السلام را دریافت کند تحمل می خواهد. سپس فرمود سه دسته از مخلوقات هستند که می توانند حقیقت ولایت ما را تحمل کنند و لذا ولایت ما به طور کامل به آنها عطا شده است.

یک دسته انبیای مرسلین هستند، یعنی از بین انبیا آنهایی که علاوه بر مرسل بودن نبی هم هستند، ارتباط با غیب الهی دارند، انوار غیب الهی به قلبشان وارد می شود، هدایت های غیبی به ایشان می رسد، هم خبر از غیب دارند هم اینکه رسول هستند، ماموریت دارند که این انوار هدایت را به قلوب مردم برسانند دیگران را هم هدایت کنند. انبیا مرسلین شان می توانند ولایت را تحمل کنند و حقیقت ولایت امیرالمومنین به ایشان داده می شود. و ملائکه مقربینشان هستند که کمال در ولایت را کسب کرده اند، نه هر ملکی. ملکی مثل جبرئیل و میکائیل. از بین بندگان خدا نیز آنهایی که عباد ممتحن هستند یعنی کسانی که خدای متعال قلبشان را مورد امتحان قرار داده است. «عبد امتحن الله قلبه للایمان»(2) یعنی قلب را ریاضت داده وآماده کرده است، اینها هستند که حقیقت معرفت و ولایت اهل بیت علیهم السلام به آنها عطا می شود. پس ولایت آنقدر سنگین است که این انبیا تحملش می کنند. نعمتی که خدا به انبیا داده همین است که در قرآن وقتی منعم علیهم را توصیف می کند می فرماید: «وَ مَن يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم»(نساء/69) اگر کسی به مقام طاعت و تبعیت از خدا و رسول رسید و طوق بندگی و تبعیت را بر گردن انداخت و طائع و مطیع شد این دسته با کسانی هستند که خدای متعال به آنها نعمت داده است.

 منعم علیهم چه کسانی هستند؟ انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین هستند. این چهار دسته هستند که خدای متعال به آنها نعمت داده است. پس اگر کسی از خدا و رسول اطاعت کرد و در مقام طوع و بندگی بود، خدای متعال او را با اینها قرار می دهد، با اینها محشور می شود. حشر و نشر و نشست و برخاستش با انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین است. «و حسن اولئک رفیقا» اینها برای انسان رفیقهای خوبی هستند، اگر کسی به رفاقت آنها رسید رفقای نیکویی پیدا کرده است. قرآن می فرماید «منعم علیهم» که این چهار دسته هستند، نعمتی که خدا به اینها داده همان نعمت ولایت امیرالمومنین است که گران قیمت ترین نعمت است و هیچ نعمتی به اندازه این نعمت ارزش ندارد. برای رسیدن به این معنا که نعمت اصلی نعمت ولایت است باید به سراغ قرآن رفت لکن هر کسی بهره از قرآن ندارد و شیوه استفاده از قرآن بسیار مورد دقت است.

علم قرآن در سینه اهل بیت(ع)

همه علم قرآن نزد امام است قرآن خودش می فرماید: «بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ»(عنکبوت/49) قرآن همه آیات خداست نشانه های خداست آیات واضح هم هست هر کسی به آیه ای از آیات قرآن راه پیدا کند، خدا را می شناسد. معرفت خدا به قلبش می رسد. ولی این آیات قرآن که آیات بینات است، خدای متعال آدرس می دهد می فرماید: «فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ» در سینه آن کسانی است که خدا به ایشان علم داده، علم به آنها عطا شده، آنهایی که صاحب علم الهی هستند. خدای متعال معلم بوده و آنها متعلم، قرآن علمی است که خدا به قلب آنها وارد کرده جای قرآن در سینه آنهاست. «الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» معلم قرآن، خود خدای متعال است. یک عده ای هستند که «أُوتُوا الْعِلْمَ» هستند. قابل بودند خدای متعال به آنها علم داده، این علم همان علوم قرآن است. خدای متعال این قرآن را به قلب آنها وارد کرده است.

لذا در حدیثی که در کافی نقل شده، امام باقر علیه السلام فرمودند: ببینید خدای متعال وقتی آدرس قرآن را می دهد می گوید اگر می خواهید به قرآن برسید جای قرآن «فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ» است. نفرمود قرآن بین دو جلد کتاب است، در قفسه کتاب است.(3) گرچه آن چیزی هم که بین دو جلد کتاب است و ما می بینیم و مس می کنیم و از آن استفاده می کنیم هم فوق العاده است و بدون طهارت هم نمی شود مسش کنیم. همین هم اگر در خانه ای باشد شیطان را دفع می کند. اگر در جیب انسان باشد به شرطی که احترامش را حفظ کنی شیطان را دفع می کند. بعد راوی به امام باقر عرض کرد آقا «أُوتُوا الْعِلْمَ» چه کسانی هستند؟ فرمود غیر از ما اهل بیت اصلا کسی مدعی علم القرآن هست که بگوید من عالم به علم قرآن هستم؟ علم القرآن فقط نزد ماست.

علم الکتاب و توضیح آن

یک آیه ای در قرآن در وصف امیرالمومنین آمده است که خدای متعال می فرماید: «يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً»(رعد/43) پیامبر ما، کفار حرف و ادعایشان این است، حرف ناروا می زنند و می گویند تو از طرف خدا رسالتی نداری این بار به دوش تو نیست این نور رسالت در وجود تو نیست این ماموریت را تو نداری، از سر خود آمده ای حرف می زنی، به ایشان بگو من رسول هستم و کارم را هم تمام می کنم و به انجام می رسانم و رسالتم به نتیجه می رسد. دو تا شاهد هم برای رسالت خودم دارم که از طرف خدا فرستاده شده ام «قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» اولی خدای متعال، الله تبارک و تعالی است و دومی که در کنار خدای متعال در این آیه قرآن از آن یاد شده است، آن کسی است که علم الکتاب در نزد اوست.

می دانید این علم الکتابی که در نزد این آدم است چیست؟ سدیر می گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود: سدیر قرآن خوانده ای؟ عرض کردم بله. فرمود: این آیه را شنیده ای، خدای متعال فرمود وقتی سلیمان می خواست تخت بلقیس را از یمن به شام بیاورد، کارگزاران توانایی داشت، رو کرد به آنها و گفت چه کسی می تواند تخت را قبل اینکه بلقیس بیاید برای من حاضر کند؟ یکی از کارگزاران جن نزد حضرت بود گفت هنوز از این مجلس بیرون نرفتید من تخت را حاضر می کنم. قرآن می فرماید: «قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ» آن کسی که در نزد او یک علمی از کتاب بود، بهره ای از علم الکتاب داشت - نه همه علم الکتاب- او به جناب سلیمان عرض کرد قبل از اینکه پلک بهم بزنی من تخت را حاضر می کنم. «فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا» سلیمان دید تخت حاضر است. در روایتی در کافی حضرت فرمود: جناب آصف بن برخیا -آن کسی که این کار را کرد– از آن علم الکتابی که داشت استفاده کرد و در کمتر از یک چشم بهم زدن زمین را جمع کرد، تخت را گرفت، زمین را پهن کرد. امام صادق(ع) به سدیر فرمود: می دانید این آدم چقدر از علم الکتاب داشت؟ عرض کرد نه. فرمود یک قطره از دریای علم الکتاب داشت و اینقدر کار ازش می آمد. بعد سه بار فرمود: «و الله علم الکتاب کله عندنا». فرمود همه علم الکتاب پیش ماست(4)

در این آیه نورانی قرآن خدای متعال می فرماید که پیامبر ما تو دو گواه بر رسالت خودت داری تو رسول هستی از طرف او آمده ای این خیلی مهم است فرمان او در زبان و قلب تو جاری است. دو تا شاهد هم داری یکی الله تبارک و تعالی، دوم «مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» آن کسی که در نزد او همه علم الکتاب است. فریقین، سنی و شیعه اتفاق دارند که شان نزول این آیه در باب امیرالمومنین است و این آیه هم از آیات مکی است موقع نزول این آیه سن مبارک امیرالمومنین شانزده سال بیشتر نبوده است.

ائمه علیهم السلام این گونه هستند همه علم الکتاب در نزد آنهاست. لذا این روایت در کافی است - قریب به این معنا- امام صادق فرمودند: من علم به آنچه در سماوات است، آنچه در زمین است، آنچه بوده و آنچه خواهد بود همه را می دانم. شخصی عرض کرد آقا این حرف خیلی سنگین است - معرفتشان به ائمه علیهم السلام کم بوده برایشان سنگین آمد- حضرت فرمودند: مگر شما قرآن نخوانده اید خدای متعال در قرآن می فرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ» ما این کتابی که به تو نازل کردیم همه حقایق در آن بیان شده است. این کتاب پیش ماست وقتی قرآن نزد ماست پس ما علم به همه حقایق داریم، اینکه چیز سنگینی نیست. ائمه علیهم السلام عالم به کتاب هستند همه حقایق قرآن در نزد آنهاست.

سه گونه کلام خدا / شرح صدر برای دریافت قسمی از معارف و تعریف آن

در یک حدیث نورانی از امیرالمومنین(ع) در بحار نقل شده که حضرت فرمودند: «ان الله تبارک و تعالی قسم کلامه ثلاثة اقسام قسم یعرفه العالم و الجاهل»(6) خدای متعال قرآن را سه قسم کرده است. یک قسم آن را همه می فهمند هر کس ادبیات عرب بلد باشد می خواند و می فهمد. یک قسم دیگر معارف دیگر قرآن است که اینها را نمی شناسند مگرآنهایی که خدای متعال به آنها لطافت حس داده است، تمیز و تشخیص صحیح داده است. اینها کسانی هستند که شرح صدر در اسلام دارند اینها قسم دوم قرآن را می فهمد. اینها چه کسانی هستند همانهایی که به معرفت امیرالمومنین می رسند. امیرالمومنین فرمود اگر کسی مرا در مقام نورانیت و کنه نورانتیم شناخت این شخص همان است که «شرح الله صدره للاسلام» خدا به او شرح صدر داده است.

این «شرح صدره للاسلام» چیست؟ خدای متعال در قرآن می فرماید اگر خدا بخواهد کسی را هدایت کند به او شرح صدر می دهد، «فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ»(انعام/125) و در اینصورت می تواند حقیقت اسلام را دریافت کند. حقیقت ولایت امیرالمومنین را دریافت کند. اما شرح صدر یعنی چه؟

این شرح صدر که مقدمه درک ولایت و فهم قرآن است را حضرت رسول صلی الله علیه و آله معنا کرده اند. در مجمع البیان این حدیث را نقل کرده اند که از ایشان سوال شد: اینکه خدا اگر بخواهد کسی را هدایت کند و به مقامات توحیدی و معرفت و لقاء الله برسد به او شرح صدر می دهد، این شرح صدر چیست؟ حضرت فرمودند: «نور یقع فی قلب المومن یشرح له صدره و ینفسح»(6) یک نورانیتی است وارد قلب مومن می شود در آنصورت وسعت و فسحت قلب برای مومن پیدا می شود شرح صدر پیدا می شود.

شاید حرف حضرت را درست در نیافتند، -حرف خیلی سنگینی است- گفتند این نورانیت قلب، شرح صدر، آمادگی برای هدایت، آماد گی برای حقیقت اسلام و مسلمانی و تسلیم به خدا و اولیاء خدا شدن علائمش چیست؟ حضرت فرمودند: اگر در دلی نورانیت آمد شرح صدری که مقدمه هدایت است، سه علامت در این آدم پیدا می شود: اول این است که از دنیا کنده می شود، «التجافی عن دار الغرور» حالت کندگی از دنیا پیدا می کند دل کنده می شود. دوم اینکه «و الانابة الی دار الخلود» متمایل به عالم خلود و متمایل به لقاء الله می شود و سوم اینکه «و لاستعداد للموت قبل حلول الفوت» قبل از اینکه فرصت فوت بشود و بیایند به زور او را از دنیا ببرند، آماده رفتن است و دست و پایش را جمع کرده می گوید بیایید مرا ببرید آماده است. این علامت کسانی است که خدا می خواهد هدایتشان کند. وقتی نورانیت قلب آمد دل کندگی از دنیا بوجود می آید. چون دنیا دار ظلمات و دار ائمه جور است. انسان وقتی دلش متمایل به دنیا بود این دل ظلمانی است.

پس یک قسم از قرآن را کسانی می فهمد که خدا به آنها شرح صدر داده این ها همان کسانی هستند که ولایت امیرالمومنین را تحمل می کنند. فرمود ولایت ما را سه دسته تحمل می کنند: انبیای مرسل، ملائکه مقرب و سوم عباد ممتحن. او که قلبش را خدای متعال امتحان کرده «عبد امتحن الله قلبه للایمان» متقین، آنهایی که ولایت امیرالمومنین به قلبشان رسیده است. اینها می توانند انوار قرآن را دریافت کنند.

قسم سوم هم فقط برای خدای متعال و امنای او و راسخون در علم است «و قسم لا یعرفه الا الله و امنائه و الراسخون فی العلم». و امناء خداوند هم که واضح است که چه کسانی هستند. «السلام علیک یا امین الله فی ارضه»(8) این بزرگواران امنای خدا هستند که عالم را خدا به آنها به امانت سپرده و این امانت را سالم به دست خدا برمی گردانند. پس قرآن این گونه است علم حقیقی و همه کمالات قرآن نزد امام علیه السلام است.

ولایت، نعمت الهی

لذا این مقدمه گذشت که فهم قرآن مراحلی دارد و گاهی بدفهمی های در کار بوجود می آید. در حدیثی از امام رضا علیه السلام نقل شده است که در مسجد بودند خطاب به مردم فرمودند: خدای متعال نعیم حقیقی در عالم نگذاشته است. نعمت واقعی در این دنیا نیست. شخصی صدایش را بلند کرد آقا چه می گویی خدای متعال فرموده است: «لتسئلن یومئذ عن النعیم»(تکاثر/8) یعنی روز قیامت از نعیم و نعمت از شما سوال می کنند. اگر در دنیا نعمت حقیقی نیست این آیه چه می گوید؟ آدم وقتی قرآن را نفهمد این طوری می شود. امام رضا(ع) که همه علم الکتاب نزد اوست این آیه قرآن را نفهمیده، آقا برای امام رضا(ع) آیه قرآن می خواند! آن فرد از حضرت پرسید که شما بگویید این نعیمی که شما می گویید در دنیا هست و روز قیامت ما را در محشر نگه می دارند و می گویند حالا جواب بدهید، چیست؟ امام رضا(ع) فرمودند علمای شما می گویند این آب گوارایی که ما می خوریم روز قیامت باید جواب بدهیم، این غذای لذیذی که می خوریم باید جواب بدهیم. اینها حرف شماست ولی در نزد جدم امام صادق علیه السلام شخصی این حرف را زد و ایشان او را توبیخش کردند، فرمودند چرا کاری که برای خودتان زشت می دانید به خدا نسبت می دهید؟! شما برای خودتان زشت می دانید که مهمان دعوت کنید بعد موقع رفتن یک صورت حساب به او بدهید که اینقدر خوردی و اینقدر آشامیدی اینقدر خوابیدی این کرایه خوابت و این هم پول غذایت. شما این کار را می کنید که می گویید خدا در صحنه محشر ما را نگه می دارد و می گوید حالا چه خوردید؟! خب خدایا تو ما را خلق کردی و این نعمت را برای ما خلق کردی و به ما میل به خوردن دادی و غذای حلال هم خلق کردی. ما هم خوردیم این که دیگر شان خدای متعال نیست که سوال کند. پرسید پس این نعیم چیست؟! حضرت فرمودند: نعیم ولایت ماست، از این سوال می کنند.

تحلیل سوال و جواب قیامت بر محور ولایت

اگر کسی ولایت ما را داشت در چهار چوب ولایت ما راه می رفت و حرف ما را گوش می کرد این دیگر سوال و جواب ندارد هر چه به او بگویند چه کار کردید می گوید آقا امام رضا(ع) هر چه گفتند من گوش کردم در جواب همین یک کلمه را داریم. در جریان داستان امیرالمومنین(ع) با سلمان و ابوذر همین است. ایشان به سلمان و ابوذر پولی دادند. یکی از آنها خرج مهمان و زندگی اش کرد. یکی هم پول مختصری بود که در راه خدا داد. بعد برای اینکه به اینها بفهماند یک سنگ داغی را پیدا کردند و فرمودند بالای این سنگ بروید و یک گزارشی بدهید که چکار کردید. اولی رفت گفت در راه خدا خرج کردم و پایین آمد. دومی تا رفت بگوید این را خریدم و این طوری خرج کردم نتوانست مقاومت کند و پایین آمد، حضرت فرمود حساب روز قیامت را داشته باشید.

حالا سوال این است چگونه این دو روایت را جمع کنیم در قیامت از خوردنمان از پوشیدنمان از ما می پرسند ولی حضرت فرمود از ولایت ما از شما سوال می کنند. جمعش این است اگر کسی ولایت امیرالمومنین را واقعا داشت، ولایت امام رضا را داشت می گویند آقا چکار کردید می گویند هرچه امام رضا گفتند من عمل کردم والسلام و پایین می آید. اگر این را بلد نبود بعد نگهش می دارند.

همینطور است جریان آن خانمی که محضر امام صادق آمده بود گفت آقا، دکتر برای من خمر تجویز کرده بخورم؟ آقا اگر شما به من بگویید نصف انار حلال و نصفی دیگر حرام است من آن نصف حلال را می خوردم و آن نصف را نمی خورم من تابع شما هستم حالا بخورم؟ حضرت فرمودند نه شفا در آن نیست شفا که در آن نیست گرفتارت هم می کند. ایمانمان را از این خانم یاد بگیریم این طوری مومن باشیم.

تحلیل جریان ولایت و نعمت و آثار آن نسبت به غفلت و ذکر و بهشت و جهنم

امام رضا فرمود نعیم ولایت ما است. آن نعمت حقیقی که خدا در این عالم قرار داده این نعمتی که این قدر گران است که خدا به انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین داده است بعد هم به مومنین گفته هر روز در نمازهایتان حداقل این را ده مرتبه به خدا بگویید «اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» خدایا ما را در راه همین انبیا قرار بده آنهایی که به آنها نعمت ولایت دادی، ما هم در این راه باشیم. ما هم با انبیا محشور باشیم این دنیا در صراط مستقیم در صراط ولایت امیرالمومنین، صراط معرفت الله، صراط محبت الله حرکت کنیم. خوردن، خوابیدن، پوشیدن، دوست گرفتن، دشمنی کردن، ازدواج کردن، نماز خواندن، شب زنده داری و ریاضتمان همه و همه در صراط مستقیم باشد. اگر کسی در صراط مستقیم بود نعمت ولایت را خدا به او داده بود این آدم همه کارهایش بهشت می شود، خوردن وخوابیدنش هم بهشت می شود در بهشت می خوریم، می خوابیم، نکاح هست دوستی ورفاقت است، لذتهای بهشتی است ولی همه نورانی است. هیچ کدام غفلت نمی آورد. هیچ کدام حجاب ظلمانی نیست که انسان را از خدا غافل کند. آیا شما تا بحال از یک پیامبری یا امامی شنیده اید که بعد از بهشت هم یک صحرای محشری باشد که بگویند شما در بهشت چه خورده اید؟ همه لذت ها آنجا هست «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُن»(سجده/17) خدا یک بهشتی برای متقین مخفی کرده که هیچ کس نمی داند هیچ چشمی ندیده است. هیچ کس نمی داند چه خبر است همه لذت های حلال آنجاست. ولی شنیده اید بگویند خدا سوال می کند چه خورده اید؟ اگر کسی در محیط ولایت امیرالمومنین بود در صراط مستقیم بود، هم اکنون در بهشت است.

توضیح وادی دنیا و آخرت بر اساس نعمت ولایت

ذیل این آیه «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا و َالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى»(اعلی/16) شما حیات دنیا را برگزیده اید ولی آخرت بهتر است آخرت می ماند و دنیا می رود. یک روایت هست فرمود آخرت ولایت ماست، دنیا ولایت دشمنان ماست. این کلید حل خیلی از معارف است. اینکه اینقدر از دنیا مذمت شده که منظور عالم طبیعت نیست، در این عالم طبیعت دو ولایت هست، یکی ولایت باطل است «وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ» و یکی هم ولایت حق است «اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ». ولایت ائمه همان ولایت الله است. در روایات مکرر آمده فرموده اند: «ولایتنا ولایة الله التی لم یبعث نبیا قط الا بها» اگر کسی در ولایت امیرالمومنین بود در دار الاخره است، «إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ»(عنکبوت/64) دار آخرت دار زندگی است. اگر گفته شد دنیا همه لهو و لعب است، منظور ولایت باطل است. اگر کسی سلمان شد وقتی می خورد خوردنش هم لهو و لعب نیست تفریحش هم لهو و لعب نیست و نمازش هم لهو و لعب نیست. آن کسی که پایش را از ولایت امیرالمومنین بیرون بگذارد سجده هایش هم لهو و لعب است. مثل شیطان که دو رکعت نمازش چهار هزار سال طول کشید این نماز نبود این لهو و لعب و بازی بود. این که عبادت نیست عبادت یعنی اینکه انسان دنبال امیرالمومنین حرکت کند. وقتی شیطان بر امیرالمومنین سجده نکرد بر انوار اهل بیت و حضرت آدم سجده نکرد گفت خدایا من خودت را عبادت می کنم اما به آدم سجده نمی کنم. خدا فرمود این طوری که من می گویم باید عبادت کنی. هر طور دلت بخواهد عبادت کنی که نفس پرستی است. عبادت که دل بخواهی نیست. عبادت خودش یعنی بندگی، حرف گوش کردن، تسلیم بودن.

پس محیط ولایت امیرالمومنین بهشت است اگر کسی در این دنیا وارد بهشت شد دیگر به او نمی گویند چه خوردی، می پرسند کجا بودی؟ می گوید: در بهشت. می گویند نوش جانت هرچه خوردی. اما همین که پایت را از بهشت گذاشتی بیرون از یک قرانش هم حساب کتاب می کشند و سخت هم حساب کتاب می کشند با گرز هم تو سر آدم می زنند که چرا به این مال دست زدی، چرا گناه کردی، چرا نگاه کردی. ولی اگر آدم در بهشت رفت، آزاد است دیگر هر چه می بیند هر چه بخورد همه حلال است آنجا جای ولایت ائمه جور نیست.

کفران نعمت ولایت

پس نعمتی که خدا در این عالم قرار داده نعمت ولایت امیرالمومنین است ولی افسوس که این نعمت را کفران کردند. از امیرالمومنین(ع) حدیث است این آیه قرآن را خواندند: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا»(ابراهیم/28) نمی بینید اینهایی که نعمت خدا را تبدیل به کفر کردند، نه اینکه کفران کردند، نعمت را تبدیل به کفر کردند. نعمت یعنی امیرالمومنین، کفر یعنی آنهایی که جای امیرالمومنین نشاندند. پس ببینید نعمت ولایت اصلی ترین نعمتی است که خدا به ما داده این نعمت را تبدیل به کفر کردند «وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَار»ِ قوم خودشان را در دار هلاکت بردند، داری که هیچ چیز در آن نمی روید دار بوار است، دائر نیست بائر است. این دار بواری که اینها قومشان را در آنجا بردند جهنم بود، هر وقت مردم از امیرالمومنین جدا شدند واین نعمت خدا را از آنها گرفتند یعنی در همین دنیا آنها را وارد جهنم کرده اند، البته «يَصْلَوْنَهَا» یعنی در قیامت هم وارد آن جهنم می شوند.

 از امیرالمومنین نقل شده فرمود که «ما بال اقوام غیروا سنة رسول الله و عدلوا عن وصیه»(8) ایشان را چه شده بود؟ چرا از سنت پیامبر خاتم(ص) روی گرداندند؟ چرا از وصیش روی گرداندند؟ بعد حضرت آیه مذکور را خواندند و فرمودند که «نحن النعمة التی انعم الله بها علی العباد» آن نعمتی که خدا به بندگانش منت گذاشته عطا کرده ما هستیم. چون «بنا یفوز من فاز یوم القیامه» همه فائزین قیامت آنهایی که از جهنم نجات پیدا می کنند «َمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فاز»(آل عمران/185) روز قیامت هر که بهشتی شد فائز هست. همه فائزین با همه درجاتی که در بهشت دارند تا مقام رضوان بخاطر نعمت وجود مقدس امیرالمؤمنین است، «بنا یفوز من فاز یوم القیامه». که این نعمت کفران شد.

اینکه چه پیش آمد معلوم است. کار را به جایی رساندند که در رویا نبی اکرم فرمودند یا علی جان نفرینشان کن. بعضی کتب نقل کرده اند، فرمودند: خدایا من را از این ها بگیر، بدتر از من را به این ها بده و اینها را از من بگیر و بهتر از این ها را به من بده. دعای امیرالمومنین در همچون دیشبی مستجاب شد در حالی که عزیزانش دورش جمع بودند وصیتهایش را کرد با همه شان خداحافظی کرد آرام چشمهای مبارکشان را بستند و از این دنیا جدا شدند و ما را الی الابد در فراق خودشان مبتلا کرد. عالم را مبتلا کرد. ولی یک جمله «لایوم کیومک یا ابا عبد الله» آن لحظه ای که می خواست چشمش را به دنیا ببندد با گوشه چشمش به خیمه هایش نگاه می کرد دور و بر گودی قتلگاه را می دید سی هزار نفر او را محاصره کرده بودند «فرقة بالسیوف و فرقة بالرماح و فرقة بالحجاره صلی الله علیک یا امیرالمومنین و یا ابا عبدالله. السلام علیکم جمیعا و رحمه الله و برکاته»

پی نوشت ها:

(1) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 26، ص: 1

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 401

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 214

(4) مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج 17، ص: 333

(5) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 89، ص: 45

(6) تفسير نور الثقلين، ج 1، ص: 767

(7) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 4، ص: 552

(8) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 217