نسخه آزمایشی
شنبه, 24 آذر 1397 - Sat, 15 Dec 2018

جلسه ششم ماه رمضان حرم رضوی/ آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن و طرق بهره مندی از فیوضات آن

متن زیر سخنرانی جلسه ششم مباحث ظهر حرم مطهر رضوی در ماه مبارک رمضان 93 که توسط آیت الله میرباقری به تاریخ 2 مردادماه 93 ایراد شده است. ایشان در این جلسه به بررسی طرق بهره مندی از کتاب خدا پرداختند و بیان داشتند که قرآن یک کتابی است که انسان هر نوع ارتباط مثبتی با این کتاب برقرار کند فضلیت دارد. کثرت تلاوت قرآن و انس با آن باعث برکت در وقت و زندگی انسان می شود. برای رسید و درک فضایل قرآن باید برنامه ریزی داشت و فرصتهایی را برای تلاوت ایجاد کرد. با رعایت آداب تلاوت قرآن هر چقدر که برای ما میسر باشد بهتر است که قرآن تلاوت کنیم...

برخی طرق بهره مندی از فضایل قرآن

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین. فضایل قرآن مجید بسیار فراوان هست بعضی از آن ها را براساس بیان نورانی امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کردیم حالا چند نکته را در باب تلاوت و تعلم قرآن ان شاءالله تقدیم می کنم. در خصوص فضایل این کتاب عزیز از نگهداشتن این کتاب در خانه یا همراه داشتن آن هم فضیلت دارد؛ البته به شرط این که انسان احترام این کتاب را نگه بدارد والا اگر بناست قرآن همراه انسان باشد و حرمتش را نگه ندارد بهتر این است که انسان قرآن را همراه نداشته باشد. ولی اگر کسی بتواند قرآن را همراه خودش نگه دارد و حرمت این کتاب را نگه بدارد نفس نگه داشتن قرآن با خود فضیلت دارد؛ کما این که در منزل بودن قرآن موجب فضیلت است به شرط اینکه بی احترامی به کتاب الهی نشود. اینطور نباشد که چون قرآن زیاد چاپ شده و در دست هست احترام و کرامتش از بین برود. پس نگهداشتن قرآن هم خودش حرمت دارد.

یادم هست یک موقعی ما خدمت یکی از بزرگان مشهد که الان از دنیا رفتند رسیدیم؛ من این ادب را در ایشان احساس کردم یک جمعی بودیم که رفتیم مشهد و از قبل فرصتی نگرفته بودیم که وقتی به ما بدهند؛ وقتی اجازه دادند و ما رفتیم، مشغول تلاوت قرآن بودند. ما که از در وارد شدیم ایشان مثل کسی که مشغول نماز خواندن هست از جای خودش برنخاست فقط جواب سلام ما را داد و با دست اشاره کرد که ما برویم بنشینیم؛ بعد شاید تلاوت قرآنشان 20 دقیقه هم طول کشید و بعد از اینکه تمام شد خادمشان را صدا زدند و قرآن را در جلد گذاشتند و مؤدب برخاستند و قرآن را تا دم مثل اینکه یک بزرگی را بدرقه می کنند، بدرقه کردند. وقتی قرآن از فضای اتاق بیرون رفت، برگشتند و نشستند و راجع به فضلیت قرآن از جمله راجع به ادب در برابر قرآن صحبت های خیلی عجیبی کردند. بنابراین یک نکته این است خود بودن قرآن در منزل یا همراه انسان این آثار و برکات را دارد؛ حتی من گمان می کنم اینکه قرآن همراه آدم باشد یا نباشد متفاوت است؛ ولی شرطش این است که ادب در برابر قرآن رعایت شود. در احوالات بعضی از اهل دل من یادم هست که می دیدم اگر در اتاقی قرآن بود در آن اتاق نمی خوابیدند؛ یعنی سعی می کردند مراقبه کنند و نه فقط پایشان را در مقابل قرآن دراز نمی کردند بلکه حتی در آن اتاق نمی خوابیدند.

دیگر آنکه تعلم و یاد گرفتن قرآن هم خودش فضیلت دارد که حالا این را مستقل بعد عرض می کنم. یاد گرفتن قرآن اعم از اینکه انسان قرائت قرآن را یاد بگیرد یا سعی کند و زحمت بکشد با معارف قرآن آشنا شود هم یکی از عبادات مهم است. تلاوت قرآن هم فضیلت دارد ولو این که ما فارس زبان باشیم یا آذری زبان باشیم و معنی این تلاوت را هم نفهمیم؛ اما نفس تلاوت قرآن آثار و برکات و فضیلت و ثواب دارد. بعضی می گویند یعنی چه که کتاب عربی که آدم نمی فهمد را بخواند؛ خب ترجمه اش را می خوانیم. ترجمه اش را هم بخوانید و یاد بگیرد ولی تلاوت خود این کلمات فضلیت و ثواب دارد؛ زیرا این کلمات وحی شده و قرآن است و قالب آن حقایق قرآن و لباس آن حقایق قرآنی این کلمات است؛ اگر به فارسی ترجمه اش کردید، ترجمه اش هم محترم است ولی قالب آن حقایق قرآنی نیست؛ گرچه ترجمه قرآن بی ربط با قرآن نیست ولی آن الفاظی که قالب آن حقایق و معانی هستند مثل بدنی که روح انسان در آن هست، آن پیکره ای که روح و نور قرآن در آن تنزل و تجلی کرده همین الفاظ عربی است و لذا انس با همین الفاظ و تلاوت همین الفاظ عربی ولو آدم معنی اش را نفهمد دارای فضلیت های بسیار زیاد است؛ البته بعد اشاره می کنم نفس تلاوت با ادب حضور کلید فهم قرآن است یعنی اگر انسان مأنوس با قرآن شد و قرآن را همراه با ادب حضور زیاد تلاوت کرد، آن وقت ترجمه اش را هم می فهمد و نور و روح قرآن هم به قلبش وارد می شود. بنابراین یکی از عبادات مهم تلاوت قرآن است که ثواب هم دارد؛ البته تلاوت آدابی دارد که اشاره می کنم.

این جور نباشد که کسی بگوید ما بجای اینکه قرآن را تلاوت کنیم می رویم تفسیر قرآن را می خوانم. بعضی از اینهایی که بوی روشن فکری می دهند از این حرفها می زنند که چرا ما قرآن را بخوانیم؟ می رویم تأمل و تدبر می کنیم. نخیر؛ نفس تلاوت قرآن موضوعیت دارد البته تلاوت باید همراه با آدابی باشد. غیر از تعلم قرآن، فهم قرآن هم اثر و ثواب دارد؛ یعنی اینکه انسان دنبال فهم قرآن باشد و حقیقت و معارف قرآن را هم تلاوت کند هم بفهمد و تعلم کند؛ اما عمل به قرآن فضلیت بیشتری دارد؛ تعلیم به دیگران هم فضیلت دارد.

قرآن یک کتابی است که انسان هر نوع ارتباط مثبتی با این کتاب برقرار کند فضلیت دارد و این طور نیست که فقط فهمیدن معارفش یا عمل کردن به قرآن اثر داشته باشد. بله، فهم و عمل کردن به قرآن بسیار مهم است اما این موجب نشود که آدم بگوید ما بجای این که قرآن بخوانیم تفسیر قرآن بخوانیم. این طور نیست؛ خواندن تفسیر قرآن جای تلاوت قرآن را نمی گیرد. سوالی که مطرح می شود این است که تلاوت چه مقدار باشد؟ خود قرآن می فرماید «فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»(مزمل/20) هر چه از قرآن برایتان میسور است بخوانید. خدای متعال به وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله می فرماید «قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِّصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا»(مزمل/2-4) شب را جز اندکی از آن یا نیمی از شب و یا کمی کمتر کمی بیشتر بیدار باشید و قرآن را با ترتیل بخوانید. ترتیل یکی از آداب تلاوت قرآن است. بنابراین هر چقدر مقدور است باید قرآن خواند؛ منتهی تلاوت قرآن یک آدابی دارد که باید آنها را انسان رعایت کند بعد از رعایت آداب هر چه بیشتر قرآن بخواند بهتر است.

آداب ظاهری تلاوت قرآن

تلاوت فرآن یک آداب باطنی و یک آداب ظاهری دارد. ادب ظاهریش این است که انسان با طهارت و وضو باشد، مؤدب رو به قبله بنشیند یا بایستد؛ ایستاده بهتر از نشسته است و در حال نماز بهتر از بیرون نماز است؛ یعنی می شود انسان قرآن را در نماز ختم کند. روایتی در کافی شریف نقل شده که هر حرف قرآن که در نماز و به صورت ایستاده خوانده شود صد حسنه و هر حرفی که در نماز به صورت نشسته خوانده شود 50 حسنه است و اگر در بیرون نماز خوانده شود ده حسنه است. پس چه بهتر که انسان این ختم قرآنی که گذاشته در نماز بخواند؛ چون در نماز واجب بعد از حمد که قرآن تلاوت می شود، فتوی فقهای بزرگوار امامیه این است که باید یک سوره کامل خوانده شود؛ ولی در نماز مستحبی می شود بیش از یک سوره یا کمتر از یک سوره خواند. بنابراین انسان می تواند این قرآنی را که تلاوت می کند تقسیم کند و در نماز مستحبی بخواند؛ مثلاً یک جز قرآن را در نماز و در حال ایستاده یا اگر نشد در حال نشسته در نماز و اگر نشد بیرون نماز بخواند. بنابراین یکی از آداب ظاهری تلاوت قرآن این است که انسان رو به قلبه در بهترین احوال قرآن را تلاوت بکند؛ و جسمش در مقابل قرآن متواضع باشد. حتی بعضی دهانشان را با گلاب می شستند و معطر می کردند و بعد وارد تلاوت قرآن می شدند. این ها بعضی آداب ظاهری تلاوت قرآن است که فراوان هم هست.

یکی از آداب دیگری که شاید بشود جزو آداب ظاهری ذکر کرد و شاید از آداب باطنی قرآن باشد، این است که قرآن را با ترتیل بخوانید. ترتیل یعنی از نظر قرائت نه آن قدر آیه قرآن را طولانی بخوانید که از هم جدا و تقطیع شود، و نه پشت هم اندازی کنید؛ بلکه باید حروف کاملاً ادا شود و عجله در به پایان رسیدن سوره نباشد. تقریباً همین روشی که شما می خوانید روش ترتیل خوانی است؛ یعنی بدون عجله و یا بدون این که این قدر طول بکشد که یک آیه منتشر و جدا جدا شود؛ ترتیل یعنی پشت سر هم خواندن همراه با تأنی و بدون عجله و با قرات صحیح است و این هم جزو آداب تلاوت قرآن است و اگر کسی قرآن را با ترتیل خواند مقدمه تأمل و تفکر و تدبر در قرآن هم فراهم می شود. اینها بعضی از آداب ظاهری هستند سایر آداب هم در کتب اخلاق آمده و همچنین روایات هم در این زمینه خیلی زیاد است.

آداب باطنی تلاوت قرآن

آداب باطنی تلاوت قرآن هم خیلی زیاد هست از جمله مهم ترین آداب باطنی خشوع باطنی در مقابل قرآن است؛ یعنی هم تواضع ظاهری و هم تواضع باطنی در مقابل قرآن باید باشد. همانطور که در محضر امام رضا ارواحناه فداه هم باید با ادب ظاهر انسان بایستد یعنی مؤدب باشد همانطور که در دستور زیارات آمده که تا می تواند زیارت را ایستاده بخواند، علاوه بر این باید خشوع باطنی هم در مقابل امام داشته باشد؛ یعنی هم خضوع داشته باشد و هم خشوع. در تلاوت قرآن هم همین طور است یعنی انسان باید معتقد باشد که قرآن کتاب با عظمتی است و گرنه نمی تواند از آن بهره ببرد؛ انسان باید در مقابل قرآن هم جسمش متواضع باشد و هم روحش در مقابل عظمت حقایق و معارف قرآن خاشع باشد. تلاوت همراه با خشوع و تواضع یکی از شرایط اصلی فهم قرآن هست؛ دیگر اینکه حتی المقدور این تلاوت در خلوت باشد البته مهم ترین خلوت، خلوت دل است؛ یعنی انسان وقتی قرآن می خواند دلش نزد قرآن باشد و هر چه هم سر و صدا و شلوغی اطرافش هست او و دلش را مشغول نکند.

در نماز هم همین طور است یعنی خلوت اصلی فراغت دل است ولی برای این که انسان فراغت بال پیدا کند بهتر است یک محیط آرام و خلوتی را برای تلاوت قرآن انتخاب بکند؛ و همچنین وقت خلوت­تری را مثل نیمه شب انتخاب کند؛ البته قرآن را در همه اوقات باید خواند.

یکی از این عزیزانی که محافظ حضرت امام(ره) بودند نقل می کردند ایشان در روز 8 نوبت قرآن تلاوت می کردند؛ یعنی همه آنات لیل و نهار را آدم باید قرآن بخواند ولی وقت فراغت خوبش خلوت شب است. موقعی که همه خواب هستند و هیچ شلوغی و موانع روحی نیست انسان تلاوت قرآن کند.

این ها بعضی آداب تلاوت قرآن است اگر کسی این آداب تلاوت قرآن را رعایت کرد و با ادب ظاهری و باطنی، قرآن را خواند هر چه برایش میسور است قرآن بخواند؛ حتی در بعضی روایات دارد به حضرت عرض شد ده ختم قرآن در ماه خوب است؟ حضرت فرمود: نه؛ به این صورت اگر بخوانید این موجب می شود که قرآن را صحیح نخوانید و نتواید با آداب بخوانید؛ اما در خصوص ماه رمضان حدیثی در کافی است که حتی اگر ده ختم قرآن کنید جا دارد؛ یعنی هر سه روز یک ختم قرآن حتی تا 40 ختم قرآن در یک ماه هم در روایات من دیدم؛ منتهی نکته اصلی این است که انسان آداب تلاوت قرآن را رعایت کند؛ یعنی فراغت دل خلوت بیرون ادب حضور حتی المقدرو رو به قبله بودن اگر می شود در نماز در حال ایستاده خواندن با خشوع و تواضع خواندن به روش ترتیل خواندن پشت هم اندازی نکردن؛ این ها آداب تلاوت است. هر کسی هر چقدر می تواند و ممکن است بخواند مثلاً یک کسی در طول یک ماه بتواند یک ختم قرآن کند و ممکن است یک کسی برایش ملکه شده باشد و در یک شبانه روز بالخصوص در ماه رمضان فرصت بیشتری بگذارد و یک ختم قرآن کند در عین حال که آدابش را هم رعایت کند و ختم قرآن انجام دهد. این تابع افراد است.

برکت در عمر با کثرت در تلاوت

انسان اگر با قرآن مأنوس شد و کثرت تلاوت داشت ممکن است کم کم خدای متعال به انسان برکت در عمر بدهد و آن وقت بیشتر می تواند تلاوت کند. یادم هست یک استاد عزیزی می فرمودند که یک کسی از ایشان سوال کرد آقا چطور وجود مقدس امیرالمؤمنین در هر شب هزار رکعت نماز می خواندند؟ خب البته این بحث بوده و بعضی از علمای شیعه هم برای اینکه اثبات کنند این کار شدنی است قرار گذاشتند با بعضی دیگر از علمای اهل سنت و گفتند ما هزار رکعت نماز تحویل شما می دهیم؛ لذا سر شب شروع کردند و تا سحر هزار رکعت نماز تحویل دادند؛ ولی استاد ما می فرمودند که این برکت در عمر است.

بعد توضیح می دادند که من اول طلبگی که وارد فیضه در قم شدم یک نوجوانی بودم و برای این که سحرها بیدار شوم و خواب نمانم کم غذا تناول می کردم؛ سر شب یک سیب یامیوه کمی می خوردم که سبک بخوابم و سحر بیدار شوم و نافله شبم را طبق آن کیفیتی که از وجود مقدس ثامن الحجج علی بن موسی الرضا نقل شده می خواندم. ضحاک آن کسی که همراه امام رضا بودند در سفری که حضرت از مدینه به مرو خراسان آمدند نقل کرده که حضرت در طول شبانه روز چه می کردند؛ مثلاً نافله نماز شب حضرت را نقل کرده و می گوید حضرت در دو رکعت اول و دوم سی مرتبه قل هو الله می خواندند که می شود 60 مرتبه رکعت؛ سوم تا ششم نماز شبشان را به صورت نماز جعفر است که 4 رکعت است در نافله شبشان مندرج می کردند؛ ‌رکعت هفتم و هشتم را بعد از حمد سوره تبارک و هل اتی می خواندند و بعد هم در سه رکعت شفع و وترشان در هر رکعت حمد و قل هوالله می خواندند و در آن یک رکعت آخر حمد و سه قل هوالله به اضافه معوذیتین میخواندند؛ بعد در قنوتشان استغفار می کردند و بعد استغفار هم آداب قنوت را انجام میدادند.

یک دعایی نقل شده از امام رضا علیه السلام که دعای بسیار خوبی است در قنوت نماز وترشان می خواندند «اللَّهُمَّ اهْدِنِي فِي مَنْ هَدَيْتَ وَ عَافِنِي فِي مَنْ عَافَيْتَ وَ تَوَلَّنِي فِي مَنْ تَوَلَّيْتَ وَ نَجِّنِي مِنَ النَّارِ فِي مَنْ نَجَّيْت وَ قِنِي شَرَّ مَا قَضَيْتَ إِنَّكَ تَقْضِي وَ لَا يُقْضَى عَلَيْكَ وَ تُجِيرُ وَ لَا يُجَارُ عَلَيْكَ وَ تَسْتَغْنِي وَ يُفْتَقَرُ إِلَيْكَ وَ الْمَصِيرُ وَ الْمَعَادُ إِلَيْك‏ يَعِزُّ مَنْ وَالَيْتَ وَ لَا يَعِزُّ مَنْ عَادَيْتَ وَ لَا يَذِلُّ مَن‏ وَالَيْتَ تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْت‏»‌ (1) خیلی دعای فوق العاده ای است که از وجود مقدس علی بن موسی رضا نقل شده این دعا را در قنوت نماز شب می خواندند. مجال ترجمه این دعا نیست ولی دعای فوق العاده ای است.

استاد ما فرمود من به روش امام رضا علیه السلام نافله شب را می خواندم؛ هر شب یک سیب یا یک غذای کمی یا یک میوه ای تناول می کردم و می خوابیدم که سحر بیدار شوم تا به روش حضرت نافله شب بخوانم؛ یک ساعت و ربع نافله شب من طول می کشید یک مدت که این کار را ادامه دادم خدای متعال یک لطفی در حق من کردند و دیگر احتیاج به خواب از من برداشته شد و خوابم در شبانه روز 45 دقیقه تا یک ساعت بود؛ ده دقیقه قبل از ظهر می خوابیدم و سه ربع هم اول شب و بعد بی نیاز از خواب می شدم. شبهای زمستان درس هایم را مطالعه می کردم و وقتی نصف شب می شد، مشغول به نافله شب می شدم و بعد از آن هم باز هنوز از شب باقی مانده بود. در شبهای طولانی زمستان نافله شب قبل از بلوغم و دوره طفولیتم را به همان روش یک ساعت و ربع قضا می کردم فرمود گاهی شش تا نافله شب به همان روش 60 قل هو الله می خواندم تا اذن صبح گفته می شد. یک مدت که این را ادامه دادیم خدای متعال به عمر ما برکت داد شش نافله شب را که هفت ساعت طول می کشید می خواندم به دقت می گویم که یک ساعت طول نمی کشید؛ نه چیزی از آن کم می کردم و نه بر سرعتش اضافه می کردم.

این برکت عمر ممکن است. خدای متعال به یک کسی آرام آرام در اثر انس با قرآن برکت عمر بدهد و بتواند در شب یک ختم قرآن هم کن؛د این عیب ندارد؛ ولی ادب تلاوت اعم از آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن را رعایت کنید؛ این شرط اول است و بعد از رعایت ادب تلاوت قرآن، هر چه مقدور شد و هر چه بیشتر قرآن بخوانید بهتر است « فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» (مزمل/20) هر کس به اندازه ظرفیت و توانایی خودش قرآن بخواند؛ اگر انسان بخواهد به فضیلت ها برسد باید برای آن وقت خالی کند؛ اگر باید نماز را اول وقت بخوانی پس باید زندگیت را هم متناسب با نماز اول وقت شکل دهی. نمی شود آدم زندگیش را متناسب با نماز اول وقت تنظیم نکند و بعد نماز اول وقت هم بخواند. آدمی که می خواهد نماز اول وقت بخواند مثلاً بخواهد که نماز صبحش به جماعت بخواند باید سر شب بخوابد. بله، ممکن است یک شب هم برای آدم کار پیش بیاید تا صبح نتواند بخوابد در این حالت باید نمازش را اول وقت بخواند بعد بخوابد نه اینکه نزدیک سحر بخوابد؛ ولی این راهش نیست؛ یعنی اگر کسی می خواهد موفق باشد به نماز اول وقت باید زندیگش را بر مدار نماز اول وقت تنظیم کند والا برای نماز اول وقت موفق نمی شود؛ امروز یک کار پیش می آید و فردا یک کار دیگر، این پیداست تدبیر نکرده است زیرا درک فضلیت ها تدبیر می خواهد.

تدبیر برای درک فضائل قرآن

اگر کسی می خواهد موفق به تلاوت قرآن شود باید برای آن وقت خالی کند و این را مهم بداند؛ نه این که همه کارهایش را پر کند و اگر یک وقتی هم خالی ماند قرآن بخواند؛ خیلی واضح است که وقتی باقی نمی ماند؛ بعد می بینی این ماه رمضان که تمام شد تا ماه رمضان دیگر یک قرآنی که دست گرفته را تمام نکرده است، دلیلش این است. اگر انسان می خواهد قرآن بخواند باید برای قرآن وقت بگذارد. حدیثی از امیرالمومنین می فرماید: «مَا جَالَسَ أَحَدٌ هَذَا الْقُرْآنَ إِلَّا قَامَ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ فِي عَمًى‏»(2) احدی با این قرآن مجالست نمی کند الا اینکه وقتی بلند می شود یا هدایتی به او اضافه شده یا حجابی از او برداشته شده است. اگر انسان بخواهد از این کتاب الهی بهره مند شود باید برای خودش فراغت ایجاد کند.

خیال نکنید که وقت پای قرآن گذاشتن حیف است؛ وقتی ائمه علیهم السلام اینقدر قرآن می خواندند، ‌ما حسابمان پاک است. چه کاری بهتر از انس با قرآن و تلاوت قرآن است؟ امیرالمؤمنین فرمود احدی بعد از قرآن فقیر نیست و تا دستش به قرآن نرسیده غنی نیست. هیچ چیز انسان را مستغنی از قرآن نمی کند؛ نه فلسفه نه عرفان نه تاریخ نه کسب و کار. یکی از بهترین عبادات بین الطلوعین تلاوت قرآن است. در روایت دارد اگر کسی بین الطلوعین بیدار باشد و مشغول به عبادت باشد اثرش در وسعت روزی از مسافرت در راه کسب روزی بیشتر است. کافی است که آدم بیدار بماند و تجربه بکند. باید برای تلاوت قرآن فرصت خالی کرد.

نورانی شدن منازل برای ملائکه با تلاوت قرآن

یک قسمت عمده از تلاوت قرآن را در منزل قرار دهید؛ چون در روایات دارد خانه ای که در آن تلاوت قرآن می شود شیاطین از این خانه می روند و هجرت می کنند و ملائکه و برکت و خیر بر این خانه و طبیعتاً بر اهل این خانه نازل می شود. خانه ای که در آن تلاوت قرآن می شود برای آسمانی ها مثل ستاره برای ما می درخشد. نور قرآن نور ملکوتی است و ملائکه این نور را می بیند؛ اگر در خانه قرآن تلاوت شد خانه نورانی به نور قرآن و چراغ ملائکه می شود؛ واضح است که وقتی خانه نورانی می شود اول خود کسی که قرآن می خواند نورانی می شود و نور از دهان او بیرون می آید و خودش را نورانی می کند.

یکی دیگ از نکات در باب تلاوت قرآن این است که چه مقدار قرآن را تلاوت کنیم؟ اگر انسان آداب تلاوت قرآن را رعایت کند هر چه بیشتر تلاوت کند بهتر است و حد ندارد.

نکاتی در باب تعلم قرآن

یکی دیگر از عبادات مربوط به قرآن تعلم و یاد گرفتن قرآن است؛ منتهی تعلم قرآن احتیاج به توجه به یک نکاتی دارد: نکته اول این است که تعلم قرآن محتاج به انس با قرآن است؛ اگر کسی مأنوس و رفیق و مجالس قرآن نبود هر چه هم تفسیر بخواند چیزی گیر انسان نمی آید و همه اش سیاهی روی سیاهی است. نمی خواهم بگویم مؤمن اگر تفسیر قرآن بخواند بد است؛ بلکه اگر کسی مؤمن بود هر ارتباطی با قرآن برایش مثبت است و اثر دارد؛ ولی اولین شرط، تعلم ظاهری قرآن و کثرت تلاوت قرآن است. یک حدیث نورانی در باب تعلم در کافی شریف از موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده است که خیلی روایت لطیفی است.

حضرت به حَفْصِ بْنِ غِيَاث‏ فرمودند: «مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِيَائِنَا وَ شِيعَتِنَا وَ لَمْ يُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِي قَبْرِهِ لِيَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ عَلَى قَدْرِ آيَاتِ الْقُرْآنِ يُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَيَقْرَأُ ثُمَّ يَرْقَى‏»(3) کسی از دوستان ما باشد و از دنیا برود ولی قرآن را خوب بلد نباشد - که ظاهراً تلاوت قرآن است و شاید معارف قرآن هم مقصود باشد یعنی قرآن را یاد نگرفته باشد - در قبرش ملائکه به او قرآن را تعلیم می کنند تا خدای متعال با تعلم قرآن بر درجات این مؤمن اضافه کند در جات بهشت به اندازه آیات قرآن است و در قیامت به آدم می گویند بخوان و بالا برو؛ پس قرآن را می خواند و هر چه قرآن می خواند بالا می رود. اگر یاد نگرفته باشید در قبر ملائکه به انسان تعلیم می کنند.

سوال این است که قرآنی که این طور است چرا انسان تاخیر بیندازد؛ چرا انسان زودتر تا در دنیا هست از نور قرآن برخوردار نشود که درجاتش در همین دنیا باشد؟ در باب نماز جعفر طیار که یکی از مستحبات حرم امام رضا علیه السلام خواندن این نماز است؛ فقها فرموده اند که اگر کسی واقعاً نمی تواند در نماز سیصد مرتبه تسبیحات اربعه بگوید؛ یعنی سن یا جسمش اقتضا ندارد، 4 رکعت نماز بخواند و بعد از نماز این سیصد مرتبه تسبیحات اربعه را بنشیند و بگوید. در روایت دارد اگر کسی نماز جعفر را بخواند از همه گناهانش پاک می شود و حتی اگر سالی یک بار هم بخوانید یا هفته یا یکبار هم بخوانید یا هر روز هم بخوانید پاک می شوید. آدمی که حمام می رود اگر هر روز هم برود عرقش شسته می شود سالی یک بار هم برود عرقش شسته می شود؛ بستگی دارد آدم چقدر از آلودگی خودش موذی باشد اگر خیلی متعذی شد هر روز دو بار دوش می گیرد اما اگر به آلودگی عادت کرده باشد سالی یک بار حمام می رود. نماز جعفر و قرآن هم این طور هستند. اگر قرآن را یاد نگیری در قبرت به تو یاد می دهند؛ پس چرا آدم تأخیر بیندازد، تا در دنیا هست سعی کند که این قرآن را تعلم کند چرا که به اندازه آیات قرآن درجات بهشت است.

تبیین درجات بهشت با مقامات قرآن

در بعضی روایات دارد درجات بهشت اندازه آیات قرآن است من این طور می فهمم که باطن نعمت های بهشت قرآن است. تعجب نکنید که قرآن به باغ و اشجار و نعمت های معنوی بهشت تبدیل شود؛ این چیز بعیدی نیست، مگر خدای متعال یک حبه و یک هسته را به یک درخت تبدیل نمی کند؟! این کار خدای متعال است؛ لذا قرآن باطن نعمت های بهشتی است.

این آیه در سوره وجود مقدس رسول الله است که خدای متعال بهشت متقین را وقتی توصیف می کند می فرماید «مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهَارٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَ أَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَ لَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ»(محمد/15) مثل آن بهشتی که خدای متعال به مقتین وعده داده این است که در این بهشت متقین یک نهرهایی از آب زلال و گوارا و نهرهایی از شیر جاری است که هیچ وقت هم فاسد نمی شود و طعمش تغییر نمی کند و همیشه گوارا است؛ همچنین در بهشت متقین نهرهایی از خمر است که برای آنهایی که می نوشند سراسر لذت است و هیچ تلخی و تلخ کامی و مستی و غفلتی در آن نیست؛ و نهرهایی از عسل مصفی هست و علاوه بر این ها از همه نوع ثمرات در بهشت هست؛ حالا ثمرات را فقط به میوه های درخت های بهشتی نباید ترجمه کرد؛ بلکه همه جور ثمرات در بهشت هست. یک موقع آدم باید کار کند و یک موقع دیگران کار کردند و ثمرات کار آنها در اختیار انسان است؛ بهشت این طور است جای کار کردن به این صورت نیست جای عبادت است؛ یعنی در بهشت ثمرات کار ملائکه را مؤمن می چیند؛ و از همه اینها بالاتر بهشتی است که سراسر مغفرت پروردگارشان هست؛ سپس این بهشت را با بهشت مخالفین مقایسه می کند که آیا این بهشت مثل سرای کسی است که مخلد در آتش است و آنچه به آنها می دهند که بیاشامند و یا به زور به آنها می خورانند آبی است که سراسر جوشان و جوشنده است و حرارت دارد و گرم است و آنقدر حرارتش بالاست که همه اندرونشان را پاره پاره می کند.

روایات باطن این نعمت های بهشتی را توضیح داده است که معنای نهر از آب چیست؛ از جمله این معنا را کرده است «وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ فإنه علمهم يتلذذ منه شيعتهم»(4) در بهشت نهر از خمر است که هم می شود خورد و هم می شود در آن شنا و شستشو کرد. ظاهرش نهر خمر است ولی باطنش علم الامام است؛یعنی علوم ائمه در بهشت متقین به نهر خمر تبدیل می شود که وقتی از آن می خورند علم و معرفت پیدا می کنند و نورانی می شوند و معارف به قلبشان اضافه می شود.

انسان اگر خواب ببیند که آب گوارا به او نوشاندند در تعبیر آن می گویند به تو علم داده می شود. باطن این خمری که در بهشت است علم و معارف امام است. یک قسم از علوم ائمه قرآن است. قرآن علمی است که خدا به ائمه داده است «بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ»(عنکبوت/49) همه قرآن در سینه ائمه و آن کسانی است که خدا به آنها علم داده است؛ که شاید این علم همان قرآن است. قرآن علم سینه امام رضا است. نهر خمری که در بهشت هست همان علم الامام است.

باطن نعمت های بهشتی قرآن است بنابراین درجات بهشت درجات آیات قرآن است و به اندازه ای که انسان قرآن را تعلم کند و در دلش وارد شود، درجه پیدا می کند؛ البته قرآن باید وارد قلب و وجود انسان شود. در روایت است که وقتی جوان قرآن تلاوت می کند، قرآن با پوست و گوشتش قاطی می شود. باید نور و روح قرآن با وجود انسان عجین شود زیرا درجات انسان در آخرت به اندازه آیات قرآن است.

ظاهر نعمت های بهشتی حور و قصور و میوه ها و اشجار و باغستان و نهر و خمر و عسل است؛ ولی باطنش قرآن و ولایت امام است. مؤمنین در بهشت متنعم به نور و ولایت امامشان هستند؛ البته این ولایت امام شکل نعمت های ظاهری را پیدا می کند؛ الان هم همینطور است ما میهمان رحمت خدا هستیم این رحمت خداست که به آب و غذا و همسر و خواب و خورشید و ماه و زمین تبدیل می شود. همه نعمت های بهشتی محیط ولایت امیرالمؤمنین و امام رضا و وجود مقدس رسول الله و اهل بیتشان صلی الله علیه و آله وسلم هستند.

بنابراین انسان باید تلاش کند قرآن را تعلم کند و بیاموزد. تعلم قرآن هم ‌آداب دارد که چگونه قرآن را بیاموزیم و از معارف آن بهره مند شویم و چه کار کنیم که درهای غیب قرآن به روی ما باز شود؛ قرآن یک حقیقت غیبی است که لباس این الفاظ و معانی را پوشیده است باید کاری کنیم که آن پنجره های غیب قرآن به روی قلب ما باز شود و ما با غیب قرآن مأنوس شویم و به غیب قرآن و آن لایه ها و باطن پنهانی قرآن راه داده شویم. السلام علیک یا اباعبدالله...

پی نوشت ها:

(1) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏1، ص: 153

(2) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 252

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 606

(4) تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 573