نسخه آزمایشی
یکشنبه, 03 تیر 1397 - Sun, 24 Jun 2018

جلسه دوازدهم ماه رمضان حرم رضوی/ زیارت، تجدید عهد با امام در مسیر قرب خدا؛ بررسی آداب زیارت

متن زیر گزارش تفصیلی است از جلسه دوازدهم مباحث ظهر حرم مطهر رضوی در ماه مبارک رمضان 93 که توسط آیت الله میرباقری به تاریخ 8 مردادماه 93 ایراد شده است. ایشان در این جلسه بیان می کنند در زیارت مقصد اصلی ما خداوند است که از وادی ولایت امام(ع) عبور می کند و هدف ما از زیارت اینست که عهدهایی را که با خدا بسته و از آنها تخطی کرده بودیم را مجددا تحکیم و نو کنیم. ایشان در ادامه به بیان مواردی از آداب زیارت پرداختند و ضمن ارائه توضیحات قابل توجهی در ارتباط با دعایی که پیش از بیرون رفتن از منزل وارد شده است فرمودند که حرم امام(ع) مانند قرآن ظاهر و باطن دارد که شرط برخورداری از باطن حرم اینست که هنگام ورود دعای اذن دخول را بخوانیم و توضیحاتی در این مورد ارائه نمودند. ایشان با بیان یکی دیگر از آداب زیارت پس از ورود به حرم که خواندن زیارتنامه است و مفاد آن در واقع همان عهدهای ما با خداوند است افزودند که در محیط ولایت امام(ع) شرایط برای تحول باطنی انسان مهیا می شود لذا سفارش اکید به خواندن دعا پس از زیارت نمودند. استاد در پایان ضمن بیان یک روایت اشاره کردند که اگر میخواهیم گذشته و آینده مان تأمین باشد و از گزند شیطان و نفس در امان باشیم پس از اتمام زیارت و بازگشت به منزل نباید از حرم خارج شویم و نباید لحظه ای دستمان را از دست امام جدا کنیم لذا در هر سمت و موقعیتی که قرار داریم و مشغول به هر کاری که هستیم باید همواره دلمان پیش امام باشد...

زیارت، تجدید عهد

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. الحمدلله رب العالمین. ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و مولانا حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین. و اللعنة الله علی اعدائهم أجمعین. هدف ما از زیارت اینست که عهدمان را تجدید و کامل کنیم چرا که خیلی وقت ها از عهدمان تخلف می کنیم، در واقع تخلف گناه بهم زدن این عهد هست. در روایتی در سفینه البحار حضرت فرمودند اگر آخر شب حساب و کتاب کردید و متوجه شدید که در طول روز مرتکب گناه شده اید چند کار انجام دهید: اول اینکه عهدتان را با امیرالمؤمنین(ع) نو کنید، گویا گناه خروج از عهد ولایت است پس لازم است پس از ارتکاب گناه دوباره با امیرالمؤمنین(ع) بیعت کنیم چون قرار این بود که ما دنبال سر حضرت حرکت کنیم. در روایت می فرماید اگر گناه کردید استغفار کنید و عهدتان را با امیرالمؤمنین(ع) نو کنید که تجدید این عهد یعنی تجدید عهد تبری از دشمنان امیرالمؤمنین(ع)، چون انسان وقتی گناه می کند در واقع از تبری آنها خارج شده است چرا که گناه از امیرالمؤمنین(ع) نیست بلکه از ناحیه دشمنان حضرت است و کسی که مرتکب گناه می شود در واقع زیر چتر دشمنان امیرالمؤمنین(ع) رفته است. لذا وقتی این عهدهایمان کهنه می شود می آییم محضر امام رضا(ع) عهدهایمان را تکرار، کامل و نو می کنیم همانطور که هر روز صبح در دعای عهد عهدمان را نو می کنیم. پس نکته اول اینکه زیارت تجدید عهد با امام است، حتی اگر انسان کمترین تخطی از ولایت امام مرتکب شود باید دوباره عهدش را نو کند.

زیارت، قصد تقرب به خدای متعال از مسیر ائمه(ع)

نکته دوم اینکه زیارت چیزی جز حرکت به سمت خدای متعال و قصد خدای متعال نیست البته با توجه به این نکته که قصد خدای متعال از مسیر ولایت ائمه(ع) واقع می شود همانطور که در زیارت جامعه کبیره اینطور آمده: «من أراد الله بدأ بکم» هر که اراده توحید می کند و می خواهد به سمت خدا برود و به مقامات توحیدی برسد باید از مسیر ائمه(ع) که صراط مستقیم و صراط معرفت و بندگی و راه عبودیت و محبت خدا هستند طی طریق کند. بنابراین زیارت قصد تقرب به خدای متعال و عین توحید است یعنی برخلاف آنچه که دشمنان اهل بیت(ع) می گویند و کج فهمی دارند نه فقط زیارت شرک نیست بلکه عین توحید است و اگر کسی می خواهد به توحید برسد راهش زیارت امام(ع) است. در زیارت علی بن موسی الرضا ثامن الحجج ارواحنا فداه که شاید از امام هادی(ع) باشد و در حرم می خوانیم اینطور آمده: فرمود وقتی از خانه خودتان خارج می شوید و می خواهید از شهر خودتان به سمت مشهد مقدس حرکت کنید، درب منزلتان بایستید و این چند جمله را بگویید: «بسم الله و بالله و إلی الله و إلی ابن رسول الله، حسبی الله توکلت علی الله، أللهم إلیک توجهت و إلیک قصدت و ما عندک أردت»(1)

در این فراز 8 جمله است، می فرماید آغاز سفرتان ابتدا بگویید: «بسم الله و بالله» چرا که می خواهید در وادی ولایت معصوم که وادی خیلی با عظمتی است پا بگذارید و جز با استمداد از خدای متعال کسی نمی تواند زائر شود. پا به حریم ولایت معصوم گذاشتن نیاز به استمداد وکمک گرفتن از خدا دارد، در این مسیر نمی شود به حول و قوه و تواناییها و و ذهن و روح و ریاضت خود تکیه کرد بلکه باید با اتکا به حضرت حق و با استعانت از خدای متعال قدم در وادی زیارت و توحید گذاشت: «بسم الله و بالله». حال مقصدتان چیست که با بسم الله شروع می کنید؟ کجا می خواهید بروید؟ «بسم الله و بالله و الی الله» سفر، سفر الی الله است یعنی از خانه تان که بیرون می آیید مسافر خدا هستید، مهاجر الی الله هستید. البته با توجه به این نکته که در هجرت به سوی خدا و سفر الی الله چهارمین جمله اینست: «و الی ابن رسول الله» یعنی وقتی می خواهید به سوی خدا بروید از طریق امام رضا(ع) می روید. یعنی در آغاز سفر اینطور میگوییم: حرکت میکنم به سوی فرزند رسول خدا(ص). این حرکت به سوی امام رضا(ع) که فرزند رسول الله(ص) است در واقع حرکت الی الله است. «بسم الله و بالله»، آغاز راه و مقصد «إلی الله و إلی ابن رسول الله» است. در این فراز اینطور نیامده: «إلی ابن رسول الله و إلی الله» چون قصد اول از زیارت، خدا است ولی این مقصد از مسیر تقرب و زیارت امام و از وادی ولایت امام(ع) عبور می کند. چطور انسان بدون نماز و روزه و شب زنده داری نمی تواند به خدا برسد در حالیکه این عبادات در مقابل امام مهم نیستند، امام(ع) اصل همه عبادات و طریق توحید است، امام صراط مستقیم، باب الله، سبیل الله و وجه الله است. پس نکته دوم اینکه ما وقتی زیارت می کنیم مقصدمان خدا است و می خواهیم به خدا برسیم لذا همان ابتدا باید دم در بایستیم و بگوییم: «بسم الله و بالله» و حرکت در این وادی را با نام خدا و با استعانت از خدای متعال شروع کنیم، چون سفر به سوی خدا است. حال کسی که می خواهد سفر «الی الله» داشته باشد باید از مسیر «الی ابن رسول الله» حرکت کند، باید رو به امام رضا(ع)، امیرالمومنین(ع) و وجود مقدس رسول الله(ص) بیاورد و راه دیگری جز این راه نیست.

«حسبی الله، توکلت علی الله» حال در این سفر بزرگ و با عظمت که سفر در وادی ولایت و وادی توحید است هیچ سرمایه ای نداریم جز خداوند متعال: «حسبی الله»، دست خالی هستیم و خدای متعال ما را کفایت می کند و برای این مسافرت با عظمت و پر هیبت زاد و توشه ای جز خود خدا و توکل کردن بر خدا نداریم: «توکلت علی الله»، در این مسیر به خدا توکل می کنم.

«أللهم إلیک توجهت و إلیک قصدت و ما عندک أردت»، خدایا من به تو توجه کردم و این که رو به امام رضا(ع) می آورم در واقع می خواهم به آن خزائنی که در نزد توست برسم و مقصد واقعی من آنجاست، اما این مقصد با ولایت امام(ع) حاصل می شود. لذا زائر امام رضا(ع) باید «راحل الی الله» باشد و به سوی خدا کوچ کند. باید توجه داشت که «راحل» به معنای مسافر نیست، مسافر وقتی به سفر می رود مقصدش این است که به وطنش بازگردد، وطنش پشت سرش است ولی کوچ نشین وطن ندارد و وطنش همیشه پیش رویش است. کسی که راحل شد یعنی تعلقات خودش را کنار گذاشته و وطنی ندارد. وطنش فقط محضر خداست و دائما می خواهد به آن سمت برود، چنین کسی زود به مقصدش که همان خداوند متعال است می رسد. تعبیر امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه این است: «أن الراحل إلیک قریب المسافة» کسی که به سوی خدا کوچ می کند مسافتش نزدیک است. علت این که ما نمی رسیم اینست که وقتی می رویم دلمان می خواهد برگردیم، با همه وجود نمی رویم؛ در حالیکه تعلقاتمان پشت سرمان است می رویم یک سلامی می کنیم و بر می گردیم به وطنمان. همینطور علت اینکه نمازمان ما را به مقصد نمی رساند اینست که نماز ما معراج نیست، نماز ما کوچ کردن به سوی خدا نیست، می رویم نماز می خوانیم دوباره بر می گردیم به دنیایمان؛ اگر کسی اهل صلات شد با هر نماز از دنیا جدا می شود.

پس نکته دوم در زیارت این است که ما وقتی با امام تجدید عهد ولایت می کنیم در واقع تجدید عهد توحید است. ما به سوی امام که می آییم رو به خدا می آوریم، هیچ دوئیتی در کار نیست: «من أراد الله بدأ بکم» کسی که می خواهد رو به سوی خدا بیاورد باید از باب امام وارد شود. امام باب الله و سبیل الله است. انسان باید این مسیر را طی کند که پایان آن توحید است. این وادی از همان ابتدا که وارد می شوید وادی توحید و سیر در مقامات توحید است. پس این که می گویند زیارت کردن شرک است ناشی از کج فهمی و اشتباه در فهم آنها است چرا هیچ وقت نمی گویند نمازخواندن شرک است با وجود اینکه در نماز هم ما حرفهایی می زنیم، رفتارهایی می کنیم، چطور از این راه به سوی خدا رفتن شرک نیست ولی از راه امام رفتن شرک است، العیاذ بالله آیا امام به اندازه نماز خواندن ما هم ارزش ندارد؟

اذن دخول، راه رسیدن به باطن حرم

نکته سوم این که حرم بیت النور است از خانه های نبوت است، وقتی انسان به سوی امام می آید و به حرم امام می رسد فرموده اند دم در حرم بایستید و اذن دخول بخوانید. اذن دخول یعنی اینکه بدانید اینجا جای مهمی است، نمی توان سر را زیر انداخت و رفت. باید به انسان اجازه ورود بدهند. یک اجازه ای به همه داده اند، حتی به دشمنان. به همه دوستان هم امام رضا(ع) یک اجازه ای داده اند. هنگام ساخت حرم مرحوم شیخ بها به معمار حرم گفته بود دربند آخری را که می خواهی بسازی صبر کن من بیایم. معمار دو سه شب پی در پی در خواب امام رضا(ع) را دید که به او فرمودند بساز و کارت را ادامه بده، او هم ساخت. شیخ بها آمدند گفتند چرا این کار را کردی؟ گفت: آقا امام رضا(ع) در خواب فرمودند و چون خواب سه بار تکرار شد من هم ساختم. شیخ بها فرمودند من می ساختم یک طلسمی در اینجا ایجاد کنم که اهل یک سلسله گناهان شدیده از این به بعد نتوانند جلوتر بیایند ولی امام رضا(ع) اجازه ندادند. فرمودند بگذارید همه بیایند، اینجا دریا است همه باید بیایند شستشو شوند، نمی شود گناهکار در دریا خودش را نشوید. آدم چرک باید حمام برود. واقعا هم همینطور است. استادی داشتیم آن زمان که اطراف حرم خراب نشده بود جنب حرم و کاملا نزدیک به حرم خانه ‌می گرفت و در پاسخ سؤال اطرافیان می گفت آدم کثیف باید کنار آب باشد تا دستش به آب برسد و زود شستشو بدهد.

بنابراین حرم امام رضا(ع) که مشرف می شویم به همه اجازه ورود داده اند، ولی یک مقاماتی است که بدون اذن دخول نمی توان وارد شد. حرم امام مانند قرآن است ظاهر و باطن دارد، باطنش هم باز بطنی دارد. در ظاهر همه دوستان می آیند و همه هم بهره می برند ولی اگر بخواهید اجازه ورود به باطن بدهند دم در بایستید با همان عبارات اجازه بگیرید: خدایا این یکی از خانه های پیغمبر توست خودت فرمودی بی اجازه وارد نشوید، من معتقدم امام زنده است هم می بیند و هم می شنود. اگر کسی معتقد نیست که امام زنده است دلیلی ندارد محضر امام بیاید. امامی که العیاذ بالله از نظر آنها از دنیا رفته، نمی شنود و نمی بیند که زیارت کردن ندارد، با این طرز تفکر لازم است انسان از همان دم درب حرم برگردد. الحمدلله دوستان اهل بیت(ع) همه این را می فهمند، آن کج فهم ها نمی فهمند. شخصی امام جماعت مسجد النبی(ص) بود، گفته بود من سی سال است اینجا می آیم یک سلام به این پیغمبر نکردم چون مرده و از دنیا رفته است و در این حالت سلام کردن فایده ای ندارد. این در حالی است که همین آدم در هر نمازی که می خواند وقتی از معراجش بر می گردد سر راه می گوید: «السلام علیک أیها النبی و رحمة الله و برکاته». این شخص اگر زنده است و در نمازش به معراج رفته سر راه به پیغمبر سلام میکند، باید به او چنین گفت: بی انصاف اشتباه نگیر، تو مرده ای نه پیغمبر. کسی که امام را زنده نمی داند خودش مرده است اگر زنده بود می فهمید که حیات ما به حیات امام است.

پس نکته سوم این است که اذن دخول را به دقت بخوانیم از امام اجازه بگیریم تا درهای باطن حرم به رویمان باز شود و امیدوار به امام باشیم چرا که در آخرین جمله اذن دخول به امام رضا(ع) و یا هر امام دیگر اینطور می گوییم: آقا آن اجازه ای که به بهترین دوستان و زائرانت می دهی به من بده، یعنی آن اجازه ای که به سلمان، ابوذر و یا به بهترین عالم فقیه داده اید همان اجازه را به من بدهید، من اهلیت ندارم ولی شما اهل کرم هستید. اگر کسی اینطور امیدوار بود و دم در حرم اینطور اجازه گرفت درهای باطن حرم به رویش باز می شود. چرا که حرم، محل رفت و آمد انبیا و ملائکه است اگر کسی را به حرم راه دادند باید نفس ملائکه را بشنود، بوی ملائکه را استشمام کند و بوی بهشت را در آنجا بشنود. باطن حرم امام رضا(ع) واقعا بهشت است. این حرف مجاز نیست، حرم امام(ع) به واقع بهشت است. آدمی که حرم می آید باید بهشت را ببیند منتهی اذن دخول و اجازه می خواهد اگر کسی زحمتش را کشیده و وظایفش را انجام داده که خیلی خوب است در غیر اینصورت یک اذن و اجازه ورود بگیرد و با توکل به امام وارد شود.

در اذن دخول حرم امام حسین(ع) فرازهایی است که در اذن دخولهای عمومی نیست، در حائر حرم امام حسین(ع) اینطور می گوییم: «...عبدک و ابن عبدک و ابن أمتک...»(2) این کسی که در خانه شما ایستاده، بنده و بنده زاده شماست یعنی پدر و مادرش هم بنده بودند. البته در معنای «بندگی» امام رضا ارواحنا فداه اینطور فرمودند: به همه بگویید که من و اجدادم هیچ یک نگفته ایم که مردم بنده ما هستند و در عبادت باید ما را عبادت کنند، عبادت فقط مخصوص خداست: «ایاک نعبد و ایاک نستعین». اما در طاعت عبد ما هستند و هر چه می گوییم باید گوش دهند.(3) البته اگر می خواهند به خدا برسند اگر هم نمی خواهند که راههای دیگر هست آزاد هستند ولی اگر می خواهند به خدا برسند باید تسلیم ما باشند و در طاعت عبد ما باشند، هر چه می گوییم گوش کنند تا به مقصد برسند. اگر هم نمی خواهند به خدا برسند راههای دیگری انتخاب کنند. در این وادی انسان باید دم در همه تعلقاتش را بریزد و بگوید آقا عبد شما هستم، بنده و بنده زاده شما هستم، هر چه بگویید من گوش می دهم اگر یک جایی هم تخلف می شود عمد نیست.

این نکته را هم مد نظر داشته باشید که در مسیر وقتی به طرف حرم امام(ع) می آیید (تجربه هم بکنید) حواستان جمع باشد، به اطراف نگاه نکنید. الان طوری شده که بازار، اطراف حرم را گرفته است و متأسفانه بدتر این که شهر زیارتی امام رضا(ع) را دارند به یک شهر توریستی تبدیل می کنند به طوری که زائر دو ساعت حرم باشد و ده ساعت برود فلان جا. مسلم است که این دیگر حرم نمی شود. سوال اینست که چرا این بساط را در شهرهای دیگر به پا نمی کنند؟ چرا حواس زائر را پرت می کنند؟ زائر مهاجر الی الله است و این در حالی است که با بر پا شدن این بساط مجددا به دنیا سوق داده می شود. هیچ کس با لذت حلال مخالف نیست چرا که لذت حلال، حلال است. همانطور که حرام خدا را نمی شود حلال کرد، حلال خدا را هم نمی شود حرام کرد. ولی چرا شهر زیارتی را شهر توریستی می کنند؟ توریزم غیر زیارت است، آن مسافرت الی الدنیا است و زیارت، سفر الی الله است؛ این دو با هم نمی سازند. تحریک به شهوات غیر از تحریک به آخرت و خدا است. فرمودند زیارت که می روید توجه تان به خودتان باشد، زبانتان مشغول به اذکار توحیدی باشد: «سبحان الله، الحمد لله و لا إله إلا الله» اینطور آماده شده و وارد حرم امام شوید.

زیارتنامه و سلام به شئون مختلف امام و گشوده شدن راه بسوی خدا

یکی دیگر از آداب زیارت اینست که در حرم امام زیارت نامه بخوانید. زیارت نامه یعنی به امام سلام کرده و عهدتان را با امام نو کنید. عهدهای ما همین فرازهایی است که در زیارت نامه می خوانیم. زیارت جامعه کبیره و بقیه زیارات قرارهای ما با امام(ع) است. آن وقت به هر شأنی از شئون امام که سلام می کنید، بابی از همان شأن به سوی شما گشوده می شود. در زیارت جامعه اینطور می گوییم: «السلام علی محال معرفة الله» شما محل استقرار معرفت خدا هستید، «مساکن برکة الله». به امام عرضه می داریم: «التامین فی محبة الله» شما در مقام محبت به مقام تمام رسیدید، «المخلصین فی توحید الله» در توحید به مقام اخلاص رسیدید و... به هر مقامی از مقامات امام که سلام می کنید آن مقام بابی است به سوی توحید و یک در به سوی توحید به روی شما باز می شود. هر مقامی از مقامات امام راهی است به سوی خدا اگر درست به آن مقام سلام کنید از همان مقام هم جواب می شنوید و آن باب به رویتان باز می شود. هر صفتی از صفات امام و هر کمالی از کمالات امام یک راهیست به سوی خدا. وقتی به یک صفت امام سلام می کنید غیر از این است که به صفت دیگرش سلام می کنید، این سلام یک جواب دارد و آن سلام جواب دیگری دارد. به فرض اگر به امام به عنوان کرمش سلام کردید درهای کرم امام باز می شود، اگر به عنوان علمش سلام کردید درهای علم امام باز می شود. سلام در واقع عرض تواضع و ادب و خضوع است و اگر توجه داشته باشیم به هر شأنی از شئون امام که سلام می کنیم از همان شأن جوابی می آید و یک راه به سوی خدا باز می شود. با سلام بعدی راه دوم گشوده می شود، با سلام بعدی راه سوم و... پس وقتی ما زیارتنامه می خوانیم که در واقع تجدید عهد ما با امام(ع) است اقرار می کنیم که آقا ما برای شما این مقامات را قائل هستیم و می خواهیم از این راه به سوی خدا برویم. از هر اسم و صفتی از اسماء و صفات شما یک راهی به سوی خدا باز می شود و ما می خواهیم این راه را طی کنیم.

این هم نکته چهارم که در واقع با خواندن زیارتنامه راه های ما به سوی خدا گشوده می شود لذا در بسیاری از زیارات اینطور آمده است که قبل از خواندن زیارتنامه ابتدا تکبیر بگویید. بطور مثال در زیارت جامعه کبیره امام هادی(ع) فرمودند: اول شهادتین بگویید چرا که اگر انسان به توحید و نبی اکرم(ص) معتقد نباشد، زیارت امام(ع) معنایی ندارد. بعد می فرمایند صد تکبیر بگویید؛ در معنای این تکبیرات بعضی از بزرگان فرموده اند که گفتن تکبیر قبل از شروع زیارت برای این است که مبتلا به غلو در حق امام نشوید و عظمت الهی در دلتان جلوه کند چون غلو یعنی انسان امام را خدا بداند. بعضی دیگر از بزرگان اینطور فرموده اند که این تکبیرات برای اینستکه اگر انسان کبریای الهی را درک نکند و گردی از عظمت و کبریای الهی بر دل ننشیند، عظمت امام را نمی فهمد.

به گمان من نظر دوم مناسب تر است چرا که زیارت جامعه کبیره غلو نیست چون همه مقاماتی که برای امام ذکر می کنید ذیل توحید است: «التامین فی محبة الله، المخلصین فی توحید الله» و یا قرآن می فرماید: «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ * لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون‏»(انبیاء/26-27) شما بندگان مکرم خدا هستید هیچ حرفی نمی زنید الا این که خدا فرموده، سبقت در قول به خدا نمی گیرید و هر چه خدا فرموده عمل می کنید. در این فرازها هیچ جمله غلو آمیزی وجود ندارد، این تکبیرات برای این است که انسان یک توجهی به کبریای الهی پیدا کند و ذیل عظمت و کبریای خدای متعال مقامات ائمه(ع) را بفهمد. اگر انسان یک تجلی از کبریای الهی و گردی از عظمت خدا بر دلش ننشیند مقام امام را نمی فهمد چون همه مقامات امام ذیل خدا تعریف می شود: «خلیفة الله»، «باب الله»، «وجه الله»، «عباد الله» و... ائمه(ع) صراط خدا هستند، این عبارات که غلو نیست ولی اگر انسان عظمت خدا را نفهمیده باشد نمی فهمد که «التامین فی محبة الله» و یا «المخلصین فی توحید الله» چه مقامی است، چرا که انسان اول باید عظمت خدا را درک کند وقتی درک کرد آن وقت می فهمد که کسی که در مقام محبت به مقام تمام رسیده است و یا در مقام توحید به مقام اخلاص رسیده است و امثال اینها، چه مقام بزرگی دارد. بنابراین اصلا کسی اینطور فکر نکند که در این زیارات غلو هست، این زیارات را باید خواند و هر کلمه اش یک مقامی از مقامات ائمه(ع) است که ما باید به آن مقام توجه کنیم بعد در ادامه زیارت هم تبری از دشمنانشان و... آمده است. بنا بر این در حرم با خواندن زیارتنامه ها باید این اتفاق برای ما بیفتد.

تحول باطنی در محیط ولایت امام / سفارش اکید به خواندن دعا پس از زیارت

 نکته بعدی اینستکه حرم امام(ع) بهشت است کسی که به حرم امام(ع) می آید و وارد بهشت می شود باید یک بویی از بهشت بدهد. مثل ماه رمضان حضرت فرمودند در ماه رمضان درهای بهشت به رویتان باز است و درهای جهنم را بسته اند. پس ما داریم وارد بهشت می شویم و کسی که وارد بهشت می شود باید بوی بهشت بگیرد، باید طعم بهشت بگیرد. اگر کسی آمد حرم امام باید مواظب باشد که اخلاق و رفتارش، اخلاق و رفتار بهشتی ها باشد. به خصوص اینکه امام رضا(ع) معدن رضا و صبر و اخلاق کریمه و رأفت و محبت است و وقتی ما به حرم ایشان مشرف می شویم باید گردی از صفات امام رضا(ع) بر دل ما بنشیند تا بتوانیم بگوییم زائر شدیم، این علامت قبولی زیارت است. گاهی دیده می شود که زائران در صحن امام رضا(ع) سر یک مساله مهم یا غیر مهم، به دوست یا همسر و یا فرزند و... عصبانی می شوند و این در حالی است که انسان اصلا حقی ندارد به یک مؤمن صدایش را بلند کند به خصوص اینکه در حرم امام رضا(ع) باشد حتی اگر فرزند و یا همسرمان باشد.

سال ها پیش قبل سفر حج استادم توصیه ای به من فرمودند که در مسجد النبی(ص) مراعات کن مطلقا نباید در آنجا عصبانی شوی، نه اینکه اعمال عصبانیت نکنی اصلا حق نداری عصبانی شوی. بعد از تشرف دیدم واقعا چه غوغایی است، کنار حرم پیامبر(ص) که خدای متعال می فرماید: «لا ترفعوا أصواتکم فوق صوت النبی» داد و فریاد می زنند و فشار می آورند و... بنابراین مراقب باشیم وارد حرم که می شویم خروجی مان باید این باشدکه بهشتی شده باشیم و کسی که وارد بهشت می شود باید بوی بهشت بدهد، اگر کسی زائر شد باید بوی بهشت بدهد، باید بوی امام رضا(ع) بدهد، باید یک گردی از صفات امام رضا(ع) روی ما بنشیند. همه ما هم این را حس کرده ایم که وقتی به زیارت امام رضا(ع)می آییم سبک می شویم مثل اینکه کسی از بالا آب خنکی می ریزد و ما را شستشو می دهد. علاقه مان به دنیا کم می شود، صفات بدمان می رود، محبتمان به دنیا کم می شود، محبتمان به آخرت زیاد می شود، محبتمان به امام(ع) زیاد می شود، بطوریکه انسان احساس می کند دارد بهشتی می شود ولی باید سعی کنیم بیشتر شود.

حرم که می آیید از کرم امام رضا(ع) زیاد بخواهید، بخیل نباشید. بدترین بخیل ها کسی است که نمی تواند ببیند دیگری از مال خودش به او هم می دهد. امام رضا(ع) بینهایت دارد و میخواهد به ما بدهد، بخواهید تا بدهد؛ از امام رضا(ع) که چیزی کم نمی شود، اصلا این درب حرم را باز گذاشته اند که ما بیاییم و بخواهیم و ایشان بدهند. نیمه شب، سحر، صبح و ... حرم باز است برای اینکه در هر زمانی خواستید بیایید، امام رضا(ع) هیچ محدودیتی ندارد. امام باذن الله فرمانش فرمان خداوند است، کائنات پشت امام است و با این اوصاف، کم خواستن از امام بی سلیقگی است. ضرب المثلی است که یک بنده خدایی به خدا عرض کرد خدایا این کوهها را برای من طلا کن و هر کسی هم که بی سلیقه است و از تو چیز کم می خواهد کورش کن. خدا هم کوهها را برایش طلا کرد و هم خودش را کور کرد. گنج های خدا کوه طلا و امثال اینها نیست وقتی که محضر امام رضا(ع) می آییم باید از امام رضا(ع) بخواهیم آدم شویم، محبت و معرفتمان زیاد شود، اخلاقمان درست شود و...

در زیارت امین الله یک سلام کوتاه به امام رضا(ع) می دهیم و بعد 13-14 خواسته بیان می کنیم، یعنی خدایا حالا که من زائر امام رضا(ع) شدم در محیط ولایت امام می شود این اتفاقها بیفتد، نفس من را طوری کن که اهل اطمینان به قضاء تو شود، اهل مقام رضا شود، اهل اطمینان شود، ولع و حرص به ذکر و یاد تو پیدا کند، محب اولیاء تو بشود، محبوب در نزد آسمانی ها و زمینی ها شود، ذاکر نعمت های تو باشد، شاکر نعمت های تو باشد، صابر بر بلا و مشتاق لقاء تو باشد، توشه تقوا برای آخرتش بر دارد، سنت های دوستان تو و اخلاق اولیاء تو را واجد شود، از اخلاق دشمنان تو فاصله بگیرد، دل مشغول به حمد و ثنای تو باشد. این دعاهایی که ذیل زیارت امین الله آمده یعنی اینکه انسان ذیل زیارت امام آمادگی پیدا می کند که خدای متعال در نفسش دست ببرد و آن را تغییر دهد. زیارت امام انسان را مهیا می کند که خدای متعال او را تغییر دهد و از جهنم به بهشت ببرد و برای همیشه او را از دست شیطان و نفس نجات داده و وارد محیط رحمت خودش کند. لذا وقتی انسان وارد حرم می شود باید بوی بهشت بدهد، باید بهشتی شده باشد. خوی و اخلاق و رفتارش باید بوی بهشت بدهد، باید حقیقتا تائب شده باشد و از گذشته خودش برگردد و آن چه که احتیاج دارد از امام بخواهد. از این جهت گفته اند زیارت را که خواندید حتما دعا بخوانید.

از جمله این دعاها، دعای عالیه المضامین است. این دعا را حتما بخوانید چرا که خواسته های خیلی بلندی در این دعا وارد شده است، امام را در آن دعا واسطه قرار دهید و بگویید خدایا به احترام امام این خواسته های مرا اجابت کنید بعد هم به امام(ع) عرضه می کنیم شما شفاعت کن خدای متعال این خواسته ها را به من بدهد که خیلی خواسته های با عظمتی است. اولین جمله این است: «اول حاجتی إلیک أن تغفر لی ما سلف من ذنوبی علی کثرتها» خدایا اول حاجت من در حرم امام رضا(ع) این است که ‌همه گذشته مرا پاک کن، غفلت ها، گناهان، شرک ها و العیاذ بالله بی توجهی به تو و ... همه را پاک کن؛ «و أن تعصمنی فیما بقی من عمری» و اینکه ما بقی عمر مرا نگهدار باشی که گناه نکنم، اینها حاجات ما به سوی خدای متعال است. باید این دعاها را با توجه بخوانیم و دست پر از حرم بیرون برویم. فرمودند همه حاجات کوچک و بزرگتان را از خدای متعال بخواهید، خدای کوچک و بزرگ یکی است. نگویید یک لقمه نان را نباید از خدا خواست مگر نان را غیر از خدا هم می دهد؟ هم مقام توحید و هم لقمه نان حضرت ابراهیم را خدا می دهد. همه چیز از خداست، همه را از خدا بخواهید، همه را به شفاعت ائمه(ع) از خدا بگیرید ولی توجه داشته باشید این حاجت های کوچک مانع حاجت های بزرگ نشود. درهای حرم امام رضا(ع) به سوی آسمان باز است، رو به عرش خداست. فرمود اگر کسی امام رضا(ع) را زیارت کند: «کمن زار الله فی عرشه»(4) گویا خدا را در عرش زیارت کرده است. در دعای عالیة المضامین هم حاجات دنیایی مطرح شده است و هم حاجات آخرتی، هیچ حاجتی به ذهن شما نمی آید الا اینکه بهترش در این دعا وارد شده است. انسان باید این دعاها را یاد بگیرد و إن شاء الله بعد از زیارت هایمان هم بر این دعاها مداومت کنیم.

حفظ حالات معنوی زیارت از گزند شیطان

نکته آخر این که در حرم امام رضا(ع) که می آییم حتما بوی عطر امام را گرفته ایم، مواظب باشیم بیرون می رویم این بوی عطر از ما جدا نشود. فرمود خدا به یک دسته از زائرین سیدالشهداء(ع) و همینطور به زائرین امام رضا(ع) می فرماید: مثل روزیکه از مادرتان متولد شدید پاک شدید، بروید از این به بعد مواظب خودتان باشید که پاک بمانید. خیلی مقام بالایی است که آدم مثل روز تولدش پاک شود. ‌یک عده ای هستند از آن هم بالاتر، به ایشان می گویند هم پاک شدید هم‌ آینده تان تضمین است یعنی طوری وارد محیط ولایت امام رضا(ع) شدید که دیگر دست شیطان به شما نمی رسد و در واقع بیمه امام رضا(ع) شدید و آینده عمرتان هم تأمین شده است. زائر باید این طور باشد که وقتی به حرم امام رضا(ع) می آید گذشته و آینده اش را تأمین کند. اگر بخواهیم این طور باشیم که هم گذشته و هم آینده مان تأمین باشد باید وقتی وارد حرم امام رضا(ع) می شویم دیگر از حرم بیرون نرویم.

اگر بیرون حرم امام رضا(ع) رفتیم شیطان یقه مان را می گیرد. شیطان بیرون حرم امام رضا(ع) ایستاده است، «ولایة علی بن ابی طالب حصنی» اگر از حصن ولایت خارج شدیم شیطان یقه مان را می گیرد و این در حالی است که ما حریف شیطان نیستیم، شک نکنیم که احدی از ما حریف شیطان نیست. در دعای صباح امیرالمؤمنین(ع) اینطور آمده که خدایا اگر تو مرا تنها بگذاری نفس و شیطان در این معرکه مرا زمین می زنند. شک نکنید بیرون حرم امام رضا(ع)، نفس است وشیطان و این دو حریف ما هستند. ما نباید از حرم امام رضا(ع) بیرون برویم. البته نه به این معنا که به خانه هایمان برنگردیم بلکه به این معنا که وقتی به خانه مان بر می گردیم دلمان برنگردد، از این جهت است که هنگام خداحافظی در دعای وداع اینطور می گوییم: «من میروم ولی خسته نیستم، پشیمان هم نیستم»

در مورد نماز هم همینطور است، یک کسی هنگام نماز خواندن اصلا تا آخر وارد نماز نمی شود، الله اکبر می گوید ولی ‌نمازی نخوانده است. بعضی دیگر وارد نماز می شوند ولی وقتی نمازشان تمام شد ایشان هم از نماز بیرون می آیند. ولی عده ای از افراد وقتی وارد نماز می شوند دیگر از نماز بیرون نمی آیند، «فی صلاتهم دائمون» هستند، بازارشان هم مابین نماز و توجه به خدا و ذکر است. شما هم وقتی وارد حرم امام رضا(ع) می شوید مراقب باشید که دیگر از حرم بیرون نروید، مهاجر شدید، کوچ کردید و آمدید محضر امام رضا(ع)، دوباره برگشتن به وطن غلط است، انسان که از بهشت دوباره به دنیا بر نمی گردد. بزرگی راجع به یکی از خوبان و اولیا که از دنیا رفته است می فرمود من ایشان را در عالم رؤیا دیدم گفتم حاضر هستی به دنیا برگردی، بدون هیچ صحبتی این مطلب با عظمت را به من القا کرد که اگر تو حاضری برگردی به رحم مادرت من هم حاضرم برگردم به این دنیا. حرم امام رضا(ع) واقعا بهشت است اگر کسی وارد حرم شد دیگر نباید دلش بخواهد به دنیا برگردد باید الی الابد در این حرم بماند.

اگر این طور زیارت کردید دیگر همیشه تحت حصن امام رضا(ع) هستید و شیطان حساب کار خودش را می کند. مانند طفل وقتی دستش را به دست پدرش داده است، آن کسیکه می خواهد جیبش را بزند حساب کار خودش را می کند ولی همین که دستش از دست پدرش جدا شد هزار نفر پیدا می شود که هوس کند جیبش را بزند. شیاطین این طور هستند تا دست انسان در دست امام رضا(ع) است و دلمان نیز پیش امام رضا(ع) است جرأت ورود به این حریم را ندارند ولی همین که خودت دستت را جدا کردی و از امام دور شدی، آنجا منتظرند و حریف ما هم هستند. سرمایه ما را هم می شناسند، هر چه به دست آورده بودیم همان دم حرم از جیب انسان می گیرند. من خودم تجربه کردم وقتی انسان در بازگشت به درب حرم می رسد شیطان تحریک می کند عصبانی می شوی و همه آنچه را که بدست آورده بودی از دست می دهی. و یا یک جمله نابجا از دهانت در می آید و یا غیبتی می کنی، کسی را اذیت می کنی و یا اینکه یک نگاه شبهه ناک می کنی و... با این اوصاف اگر انسان از حرم امام رضا(ع) خارج شود خطرناک می شود، وقتی آمدید پیش امام دیگر إن شاء الله باید پیش امام بمانید.

برگردید به سمت دنیا ولی دلتان در بهشت بماند. آدمی که دلش در بهشت است، پایش روی زمین است، کار می کند ولی در واقع دارد برای بهشت کار می کند نه برای دنیا. حرم امام رضا(ع) بهشت است و وقتی وارد بهشت شدی دیگر بیرون رفتن معنا ندارد. کجا می خواهیم برویم میخواهیم برویم دوباره خرید و فروش کنیم مگر بهتر از زیارت امام رضا(ع) چیزی هست، خودمان اینجا بمانیم جسممان در بازار باشد، خرید و فروش می کنیم و... باید اینطور باشیم: «خودم اینجا و دلم جای دگر است» دلمان پیش امام رضا(ع) باشد. در هر جایی که هستیم، بازار، مدرسه، کارخانه، اداره، خانه و... بطور واقع هم کار می کنیم چرا که مؤمن تنبل نیست، مؤمن بیشتر از همه کار می کند و کمتر از همه هم برداشت می کند. بیشتر کار می کند کمتر مصرف می کند. مؤمن اهل سخاوت است درآمدش را به مؤمنین دیگر می دهد؛ همه این کارها را می کند ولی دلش در دنیا نیست بلکه دلش پیش خدا است. در بازار، اداره، آشپزخانه، مدرسه و ... باشیم ولی مشغول هر کاری که هستیم دلمان پیش امام رضا(ع) باشد و از حرم بیرون نرویم. إن شاء الله خداوند همه ما را زائر حقیقی امام رضا(ع) قرار دهد.

پی نوشت ها:

(1) كامل الزيارات، النص، ص: 309

(2) المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص: 429

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 187

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 585