نسخه آزمایشی
جمعه, 17 مرداد 1399 - Fri, 7 Aug 2020

جلسه سوم شبهای ماه رمضان حرم رضوی/ وجوب رسیدن به مقام محبت و تهدید سخت خداوند برای مهملین

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 9 تیرماه 95 است که در ماه مبارک رمضان در حرم مطهر رضوی برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند، به مقام محبت الهی که از مهم ترین مقاماتی است كه انسان به آن دعوت شده و باید به آن راه پیدا كند اشاره کرده اند. ایشان بیان کردند حب الهی مقامی است كه طلب شده و ما باید به آن برسیم و در موقعیتی قرار بگیریم که خدا و رسول را دوست بداریم و این محبت بر ما غالب شود؛ خدا و رسولش و مجاهدت در راه خدای متعال را از همه امكانات و تعلقاتمان بیشتر دوست بداریم. قدم بعد این است كه همه دوستی ها از بین برود خالص شویم و فقط خدای متعال را دوست بداریم.

حب الهی، از مهمترین مقاماتی که انسان بدان دعوت شده

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. «مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّه‏». یكی از مهم ترین مقاماتی كه خدای متعال ما را به آن دعوت كرده و مؤمنین باید سعی كنند به آن مقام راه پیدا كنند و برای رسیدن به آن تلاش كنند مقام محبت نسبت به خدای متعال است؛ این مقام عجیبی است و تصورش هم برای ما دشوار است، تصور این مقام كه انسان به جایی برسد كه خدای متعال را دوست بدارد و در مقام محبت باشد برای ما دشوار است؛ بخصوص برای امثال بنده كه دلبسته به دنیا و شئون آن هستیم؛ با مسائل دنیا خوشحال می شویم، غصه می خوریم، رنج می بریم و...، دشوار است كه بتوانیم تصور كنیم محبت الهی بر قلب انسان غالب شود و همه افعال و رفتار انسان تابع محبت خدای متعال شود. امثال بنده كه خیلی ضعیف و گرفتار هستیم سر مال دنیا، مقام دنیا و امثال آنها نزاع می كنیم، دشوار است انسان بتواند این را تلقی كند. من خود تجربه كرده ام ما سر سفره كه می نشینیم اگر رویمان شود بشقاب پرتر را بر می داریم، لیوان پرتر را طرف خود می کشیم، استكان چای پرتر را بر می داریم، لباس یا كفش بهتر را بر می داریم؛ به نظر می آید این بحث از حب خدا، خیلی دور از وادی است ولی اینطور نیست.

ما را دعوت كرده اند كه خدای متعال را دوست بداریم و بلكه بالاتر از آن خدای متعال را از همه بیشتر دوست بداریم؛ در قرآن خدای متعال می فرماید: «وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»(بقره/١٦٥) کسانیكه به خدا ایمان آورده اند بیش از همه خدای متعال را دوست دارند و بلكه بالاتر از آن ما باید به جایی برسیم كه فقط خدای متعال را دوست بداریم؛ بنده برای محبت غیر خدای متعال خلق نشده است. مهم ترین سرمایه انسان محبت او است. ما انسانها با محبوب های خود محشور می شویم در روایات متعددی متذکر شده اند كه انسان با محبوب های خود محشور می شود.

مرحوم محدث قمی در روایتی در سفینة البحار نقل می كنند: روزی اعرابی از بیابان آمد و در نماز وجود مقدس نبی اكرم صلی الله علیه و آله شركت كرد شاید نماز مغرب بود. به حضرت عرض كرد: «متى قيام الساعة‏؟» قیامت چه وقت برپا می شود؟ حضرت نماز مغربشان را خواندند فرمودند چه كسی این سوال را كرد؟ عرض كرد بنده. به او فرمودند كه شما برای قیامت چه آماده كرده ای؟ این نكته مهمی است بعضی وقت ها سوال اصلا بی معنا و بی خاصیت است. اگر ما بدانیم مثلا قیامت صد هزار و یك سال دیگر یا مثلا دو هزار و پانصد و پنجاه و یك سال دیگر برقرار می شود چه تاثیری بر ما دارد؟ چیزی را عوض نمی كند. این از آن سوال های كم خاصیت است كه قیامت چه وقت برپا می شود.

یك نكته در معارف ما وجود دارد كه نكته بسیار مهمی است و آن نكته این است كه انسان باید قیامت را نزدیك ببیند؛ به تعبیر قرآن «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ»(القمر/1) قیامت نزدیک شده. یا در جای دیگر می فرماید: «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ»(الأنبیا/1) حساب و كتاب نزدیك شده است در حالیکه آنها در غفلت هستند. ما باید قیامت را نزدیك ببینیم كما اینكه باید ظهور را نزدیك ببینیم؛ صبح ها در دعای عهد خوانده ایم «إِنَّهُمْ یرَوْنَهُ بَعِیدا وَ نَرَاهُ قَرِیبا» مؤمن ظهور را نزدیك می بیند. این نیاز به یك امر دارد باید تحولی در انسان و در معرفتش پیدا شود. اگر معرفت ما متحول شد همه این دورها به ما نزدیك می شوند؛ قیامت، معاد و ظهور نزدیك می شود؛ همه این روزها روزهای نزدیكی می شوند و این نزدیكی روی عمل و قلب ما اثر می گذارد.

حب امام، سرچشمه ای از حیات

بنظرم در این آیه بحث درباره امام زمان علیه السلام هم هست خداوند در سوره مباركه حدید می فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یحْیی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»(حدید/١٧) مطمئن باشید خدای متعال زمین را بعد از مردنش زنده می كند. مثال ساده آن فصل پاییز و بهار است زمین در پاییز رو به موت می رود و در بهار دوباره زنده می شود؛ وقتی نسیم رحمت الهی به زمین می خورد زمین مرده زنده می شود و می رویاند. تفسیر دیگر آن به قیامت است كه در قیامت زمین دوباره احیاء می شود؛ ولی در بعضی روایات که روایاتش هم متعدد است این آیه را به عصر ظهور تفسیر كردند.

حضرت فرمود: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یحْیی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» این درباره ظهور است «بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَیت‏»(1) مردن زمین، مردن اهلش است و كافر مرده است. در عصر ظهور ایمان فراگیر می شود همه اهل زمین به حیات طیبه می رسند زمین هم زنده می شود چون آدم ها تا مرده هستند سر و كارشان با مردار است وقتی زنده شدند سر و كارشان با زنده ها است. اکنون نیز آنهایی كه حیات طیبه دارند سر و كارشان با زنده ها است، سر و كارشان با مرده ها نیست وقتی گوش می كنند صدای تسبیح همه مخلوقات را می شنوند. اگر ما مرده باشیم مردار با مرده و آدم زنده با زنده ها سر و كار دارد چون همه این عالم زنده است «یسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ»(تغابن/١) همه آسمانها و زمین، همه عالم تسبیح می گویند. در هر صورت حضرت این آیه را به عصر ظهور معنا كردند.

یكی از اتفاقات مهمی كه در عصر ظهور می افتد این است كه انسان ها از نو زنده می شوند، خدا یك حیات طیبه ای در ما می دمد؛ اینكه امام «مُحْيِ الْمُؤْمِنِين‏» است احیاء كننده مؤمنین است، مَجاز نیست واقعا امام به انسان حیات می دهد، امام سرچشمه حیات است. «ماء الحَیَوان» كه شنیده اید اگر كسی بخورد نمی میرد، همین ولایت و محبت امام است اگر كسی به آن رسید دیگر مرگ به سراغش نمی آید. در روایتی از وجود مقدس نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: «مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیدا»(2) اگر كسی به مقام محبت اهل بیت برسد موتش موت شهدا است و شهید زنده است «أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ»(آل عمران/١٦٩).

کوتاه دیدن فرصت ها

وقتی حضرت ظهور می كنند زمین دوباره زنده می شود. به دنبال این مطلب خدای متعال در قرآن هشدار می دهد و می فرماید: «وَ لَا یكُونُوا كَالَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ»(حدید/16) مانند آنهایی نباشید كه برایشان كتاب آسمانی آمد و چراغ هدایت برایشان روشن شد ولی فرصت ها در نظر آنها طولانی شد و قلبشان به قساوت رسید. اگر انسان احساس کند فرصت ها طولانی هستند مبتلا به قساوت قلب می شود ولی اگر فرصت ها و فاصله ها را كوتاه و نزدیك دید قلبش رقیق می شود.   

من گاهی مثال می زدم ما وقتی محضر امام رضا علیه السلام می رویم گاهی می خواهیم یك ماه بمانیم، چهار پنج روز اول تلف می شود چون می خواهیم یك ماه بمانیم، تا برویم خود را آماده كنیم، غسلی كنیم دو روز استراحت می کنیم چون می گوییم یك ماه وقت داریم. ولی بعضی وقت ها آدم محضر امام رضا علیه السلام می رود می خواهد شب قدر را درك كند اول شب آمده سحر می خواهد بازگردد از همان لحظه اول وارد حرم امام رضا علیه السلام می شود و تا لحظه آخر مشغول است چون فرصت را كوتاه می بیند. اگر انسان خیال كند عمرش خیلی طولانی است؛ فعلا كه نوجوان است بعد هم جوانی و سپس دوران میانسالی است اصلا از عمرش استفاده نمی كند ولی اگر فهمید فاصله ها كوتاه است از لحظاتش استفاده می كند.

قیامت و ظهور هم همینطور است اگر انسان خیال كند خیلی دور هستند نمی تواند خود را آماده كند. بنابراین یك مساله این است كه ما باید قیامت، ظهور و امثال آن را نزدیك ببینیم؛ انسان مومن نزدیك می بیند و این تحولی در ما است و باعث رشد معرفت ما می شود، اگر این تحول معرفتی پیدا شود فاصله ها كوتاه می شود. وقتی فاصله ها كوتاه شد موجب می شود انسان بتواند برای قیامت و ظهور كار كند و بلكه بالاتر انسان اگر خوب دقت كند قیامت كنارش است که این یک تحول معرفتی می خواهد. حساب و كتاب خدا دور نیست كما اینكه خود خدای متعال از ما دور نیست. نزدیک تر از خدای متعال سراغ دارید؟ «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»(ق/١٦) خدا از رگ گردن به ما نزدیك تر است «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ»(واقعه/85) خدا از دیگران به ما نزدیك تر است. خدا از خود ما به ما نزدیك تر است. «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ»(انفال/24) بین ما و خودمان و قلبمان خدای متعال حائل است. ولی ما خدای متعال را دور می بینیم نكته این دور دیدن همان معرفت است. من اهل شعر نیستم ولی بعضی شعرها خوب هستند؛ بی دلی در همه احوال خدا با او بود/ او نمی دیدش و از دور خدایا می كرد).

عده ای هم در قیامت «أُولَئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ»(فصلت/٤٤) هستند چون خودشان دور هستند و الا خدای متعال از رگ گردن به انسان نزدیك تر است. چرا انسان این حقیقت را كه خدا از همه به ما نزدیكتر است را دور می بیند؟ نكته اش همان معرفت است باید این تحول در ما پیدا شود تا فاصله ها كم و زمان ها نزدیك شود.

شخصی محضر رسول خدا در مسجد آمد عرض كرد: «مَتَى قِيَامُ السَّاعَة» پیامبر نماز مغرب را خواندند بعد فرمودند: تو برای قیامت چكار كرده ای؟ یعنی اینكه من بگویم چه زمانی قیامت می شود چیزی را عوض نمی كند. نکته آن است كه شما باید به جایی برسید كه قیامت را نزدیك كنید و بتوانید برای قیامت كار كنید. حضرت فرمود برای قیامت چكار كرده ای؟ گفت: «مَا أَعْدَدْتُ لَهَا مِنْ كَثِير عَمَلٍ لَا صَلَاةٍ وَ لَا صَوْمٍ إِلَّا أَنِّي أُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَه‏» من خیلی نماز نخواندم و روزه زیادی نگرفتم ولی سرمایه ای دارم، من شما را دوست دارم. حضرت جوابی دادند كه انس می گوید مسلمان ها خیلی از آن خوشحال شدند. حضرت فرمودند: «الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَب‏»(3) آدم با كسی زندگی می كند كه او را دوست می دارد و همراه و همنشین او است. در این دنیا هم همینطور است آدم اگر كسی را دوست داشت همیشه همنشین او است و در قلب، خیال و فكرش كنار او است. محبت، حضور محبوب در قلب انسان است. اثر محبت این است که وقتی انسان به محبت رسید، این محبت مهم ترین سرمایه او است. ما باید به محبت برسیم و این سرمایه ما است.

ثمره مقام طاعت و حب خدا و رسول

خدای متعال در سوره نساء می فرماید: «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا»(نساء/69) كسانی که مطیع خدا و رسول شدند؛ اگر كسانی مقام طاعت خدا و رسول را پیدا کنند، با آنهایی همسفر هستند كه خدای متعال به آنها نعمت داده است که همانا آنها انبیاء، صدیقین و شهداء و صالحین هستند که قرآن می فرماید رفقاء خوبی هستند. خدا برای ما چهار دسته را نام برده است. من چند نکته از این آیه كوتاه را اشاره می كنم.

نكته اول: مسئله طاعت است «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ»؛ طاعت چیزی بیش از حرف گوش دادن است. گاهی آدم حرف كسی را از سر اكراه گوش می دهد مجبور است بزرگترش است نمی تواند مخالفت كند این طاعت و مقام طوع نیست؛ طوع یعنی فرمانبرداری از سر رغبت و اشتیاق.

نکته دوم؛ اگر كسی از سر رغبت و اشتیاق به خدای متعال و رسول خدا فرمان را اطاعت و امتثال كرد نتیجه این مقام طاعت، مقام طوع و مقام امتثال از سر محبت و اشتیاق، معیت و همراهی است. همراهان ما در این مسیر سفر تا مقصد چه كسانی هستند؟ فرمود همراهان آنها چهار دسته هستند: نبیین، صدیقین، شهداء و صالحین.

نکته سوم؛ سپس می فرماید: «وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا» آنها همراهان خیلی خوبی هستند. اگر كسی مطیع شد ثمره اطاعت این است كه انسان رفقای خوبی پیدا می كند؛ رفقایش انبیاء، صدیقین، صالحین و شهدا هستند؛ آنهایی كه سراپایشان محبت، طهارت و پاكی است. هیچگاه سوء نیت به انسان ندارند همیشه قصد احسان، لطف و محبت به انسان دارند و هیچ ناپاكی در آنها نیست. این قسمت از آیه را مفسرین معنا كردند.

در ذیل این آیه از سوره نساء مرحوم طبرسی در مجمع البیان حدیثی را نقل كردند؛ شان نزول آیه این بود؛ جوانی از اصحاب نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم علاقه شدیدی به وجود مقدس ایشان داشت. یك مدتی حضرت دیدند كه این جوان لاغر، نحیف و بیمار شده است. حضرت به او فرمودند: كسالت شما چیست؟ عرض كرد یا رسول الله من بیمار نیستم شما را خیلی دوست دارم. تا اینجا مسئله ای نیست در این دنیا دلم تنگ می شوم می آیم شما را زیارت می كنم قرار می گیرم. من نگران هستم كه وقتی مردم در آخرت، یا بهشتی هستم یا نیستم. اگر بهشتی نباشم كه خدایی نكرده از شما فاصله پیدا می كنم دیگر نمی توانم شما را دیدار كنم؛ اگر هم در بهشت باشم كه مقام شما به مقام من چه ربطی دارد؟ باز دست من به دامن شما نمی رسد این موجب شده من بیمار شوم غصه اینكه در قیامت نمی توانم همجوار شما باشم و از قرب شما محروم می شوم مرا بیمار کرده است. محبت های پاك می تواند انسان را به این نقطه برساند که این حالات در او پیدا شود.

در روایت آمده است پس از آن این آیه نازل شد كأنّه خدای متعال اینطور می خواهند بفرمایند که اگر مطیع نبی اكرم باشید با پیامبر خواهید بود «مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ». اگر از سر اشتیاق دنباله روی و پیروی كنید این محبت شما را دنبال حضرت بکشاند و اگر محبتتان شما را دنبال حضرت برد با حضرت خواهید بود. با كسانی همراه می شوید كه «مُنعَمُ علیهم» هستند خدا به آنها نعمت داده و این نعمت همان نعمت محبت خودش و اولیائش است، نعمت ولایت است. خیلی واضح است كه این چهار دسته «منعم علیهم» هستند انبیاء، صدیقین، شهداء و صالحین كسانی هستند كه خدای متعال به آنها نعمت ولایت داده است.

 نعمت خدای متعال به شیعیان

خدای متعال در سوره حمد به ما می فرماید از خدا بخواهید كه شما از كسانی باشید كه «منعم علیهم» هستند در صراط منعم علیهم باشید «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»(حمد/7). در روایتی مرحوم صدوق در معانی الاخبار نقل كردند كه حضرت فرمودند: «شِيعَةُ عَلِيٍّ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَمْ يَغْضَبْ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يَضِلُّوا»(4). آنهایی كه شعاع وجود حضرت می شوند، دنبال حضرت حرکت می کنند شیعیان حضرت هستند، آنها منعم علیهم هستند نعمتی كه خدا به آنها داده چیست؟ نعمت این است «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ» این نعمت همان نعمتی است كه خدا به منعم علیهم داده است. از وجود مقدس امام رضا علیه السلام نقل شده: نعیم حقیقی در دنیا نیست الا ولایت ما. در ادامه روایت حضرت فرمودند: آنهـا هیچگاه مورد غضب قرار نمی گیرند و هیچگاه در گمراهی نیستند. اگر كسی به امام رسید نه مغضوب است و نه گمراه. كسی كه خدا این نعمت را به او داده همیشه در راه خدا است و هیچگاه سردرگم نیست.

غرض من این بود مرحوم طبرسی در ادامه نقل كردند: وجود مقدس نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى أَكُونَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ مِنْ وُلْدِهِ وَ مَالِهِ وَ أَهْلِهِ»(5) هیچ عبدی مومن نمی شود الا اینكه من در نزد او محبوب تر از خودش، پدر و مادرش، عشیره و همه نزدیكان و محبوب هایش باشم. تا من در نزد او محبوب تر نباشم مؤمن نخواهد بود.

بنابراین مقام محبت الهی مقامی است كه طلب شده و ما باید به آن برسیم. البته این امر به تدریج پیدا می شود وقتی انسان به مقام اخلاص در محبت رسید و غیر خدا را دوست نداشت مقامی بالاتر از آن نیست كه انسان در مقام اخلاص در محبت خدای متعال باشد و فقط خدای متعال را دوست بدارد. این اشخاصی كه در مقام محبت هستند مزدهایشان مخصوص و درجاتشان با بقیه متفاوت است. خدای متعال در قرآن از بهشت فوق العاده ای صحبت می كند: «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَ مَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»(توبه/72) خدای متعال به مومنین و مؤمنات باغستان هایی وعده داده است كه از فرودست آنها نهرهایی جاری می شود؛ همه این مقامات بهشتی خوب است ولی یك مقامی در بهشت است كه مقام رضوان است و از همه این مقامات بهتر است كبریای الهی در آنجا بیشتر ظهور كرده است.

بیاد دارم مرحوم علامه طباطبایی وقتی این آیه را تفسیر می كردند به اینجا كه می رسیدند می فرمودند: مقام رضوان مختص كسانی است كه در عبادتشان خدا را عبادت می كنند «أن قوماً عبدوا الله حبّاً» مزد آنها مقام رضوان است. مقام رضوان شاید این است كه در سوره مباركه بینه آمده است، وقتی دوستان امیرالمومنین وارد بهشت می شوند آخرین خصوصیتی كه خدا در آن آیه شریفه برایشان بیان می كند می فرماید: «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ»(بینه/٨). خدای متعال از آنها راضی است آنها هم از خدای متعال راضی هستند. این مقام رضوان است. مقام رضوان یعنی انسان در مقامی قرار می گیرد كه طعم محبت و رضای خدای متعال را نسبت به خود می چشد؛ اینكه خدای متعال بنده را دوست دارد و از او راضی است گاهی انسان طعم این محبت را نمی چشد و گاهی طعم محبت خدا نسبت به خود را می چشد. هم او خدای متعال را دوست دارد و هم خدای متعال او را و خدای متعال طعم محبت خود را به او می چشاند این همان مقام رضوان است.

عقوبت نرسیدن به مقام محبت

بنابراین نكته اول این است كه ما باید به مقام محبت راه پیدا كنیم. در بعضی از آیات قرآن انسان اگر در این مقام نباشد خیلی تند توبیخ شده است؛ در سوره مباركه برائت خدای متعال به حضرت دستور می دهند: «بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»(توبه/١). در این آیه صف بندی بین حضرت با مشركین و منافقین علنی می شود. وقتی وجود مقدس نبی اكرم عالم را صف بندی می كنند، این صف بندی مربوط به زمان خودشان نیست. ایشان پیامبر همه عالم و همه تاریخ هستند وقتی ایشان صف را روشن می كنند همه تاریخ سه صف می شوند: صف مومنین، منافقین و كفار. سه صف شكل می گیرد و پیامبر هم این درگیری را علنی می كنند. در این سوره این صف بندی ها تقریر شده و خصوصیات مومنین، كفّار و جبهه نفاق به لطافت توضیح داده شده است شاید كمتر سوره ای است كه در آن به این اندازه این مرزبندی ها روشن شده است.

حال سؤال این است که ما باید در كدام صف قرار بگیریم؟ ما باید در صف وجود مقدس نبی اكرم باشیم، وقتی این دسته بندی واقع شد قرار گرفتن در صف حضرت لوازمی دارد آدم تا در دوران عافیت است ادعا می كند در كنار حضرت است وقتی صف بندی شكل گرفت كنار حضرت بودن كار را سخت می كند.

همه می دانید مردم كوفه تا وقتی نعمان بن بشیر والی كوفه بود نامه می نوشتند بیایید باغ ها آماده است، خودمان در خدمت شما هستیم، شما صالح ترین آدم هستید؛ همین كه ابن زیاد آمد و كار را سخت گرفت و مشكل ایجاد شد دنیایشان به خطر افتاد آرام آرام صف شان را جدا كردند؛ از كنار امام حسین علیه السلام رفتند. وقتی درگیری جدی می شود با خدا و رسول خدا بودن لوازمی دارد اگر انسان بخواهد بماند كار سخت می شود. خدای متعال در این سوره آن خصوصیاتی كه انسان باید داشته باشد تا با رسول خدا در این درگیری و صف بندی همراه شود را با لطافت بیان كردند.

حضرت حق آن موانعی كه آدم را از رسول خدا جدا می كند و موجب می شود در این صف بندی كنار پیامبر نباشد را هم بیان كردند؛ لطائفی در این سوره وجود دارد که من فقط این یك آیه را عرض می كنم؛ این یك آیه در این سوره واقع شده است می فرماید: «قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَ أَبْنَاؤُكُمْ وَ إِخْوَانُكُمْ وَ أَزْوَاجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَ مَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ»(توبه/24) محبوب های ما همین ها هستند؛ پدرانتان، فرزندانتان، برادرانتان، همسرانتان، اقوامتان، امكاناتتان، زندگی مادی تان كه نگران كساد آن هستید. ما اینطور هستیم یك تجارت اجتماعی داریم، یک تجارت شخصی داریم دلمان می خواهد همیشه دائر باشد. اگر همه اینهـا از خدای متعال و رسول او، از مجاهدت در راه خدا، از درگیری و حضور در جهاد و شهادت در راه او دوست داشتنی تر است؛ مسئله این نیست كه به حرف خدا گوش می دهیم به میدان جنگ می رویم مسئله این است كه ما باید خدا و رسول و جهاد در راه خدا را از همه تعلقات مان بیشتر دوست بداریم. اگر اینهـا را از خدا و رسول و جهاد در راه خدا بیشتر دوست می دارید منتظر باشید خدا فرمانش را صادر كند.

این آیه انسان را در ابهام قرار می دهد خدا چه فرمانی را صادر می کند؟ یك تهدید بسیار سنگینی است منتظر باشید خدا فرمانش را نسبت به شما صادر می كند تهدید بزرگی است. ممكن است در آیه ای دیگر روشن شده باشد ولی در این آیه خدای متعال فقط یك تهدید مبهم می كند می فرماید: اگر به دلتان رجوع كردید دیدید خدا و رسول و جهاد در راه او را به اندازه تعلقتتان دوست ندارید پس منتظر باشید خدا فرمانش را نسبت به شما صادر می كند. شاید نتیجه اش این است آدمی كه تعلقاتش را بیشتر دوست دارد صفش جدا می شود در طرف دیگر می رود باید با همان ها زندگی كند باید دائما با مال و فرزند باشد آنهایی كه به هیچ کار انسان نمی آید. «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَأُمِّهِ وَأَبِیهِ»(عبس/34-35) روزی می آید که آدم از همه اینهـا می گریزد. آدم باید دائم با همان هایی باشد كه از آدم فراری هستند. حالا مجازات هایش بماند.

در تفسیر صافی مرحوم فیض، این عالم بزرگ شیعه می فرمایند: «و في الآية تشديد عظيم و قلّ من يتخلّص عنه‏» در این آیه تهدید خدا بسیار سنگین است كم كسی است كه از این تهدید خلاصی داشته باشد. تهدید بسیار سنگینی است اگر اموالتان، أبناءتان، آبائتان، عشیره تان، تجارتتان را از خدا و رسول بیشتر دوست دارید منتظر باشید خدا فرمانش را نسبت به شما صادر كند. تهدید بسیار بزرگی است.

مقدمه رسیدن به حب خدا و رسول

بنابراین نكته اول این است، ما باید به مقامی برسیم و در موقعیتی قرار بگیریم که خدا و رسول را دوست بداریم و این محبت بر ما غالب شود. خدا و رسولش و مجاهدت در راه خدای متعال را از همه امكانات و تعلقاتمان بیشتر دوست بداریم. قدم بعد این است كه همه دوستی ها از بین برود، خالص شویم فقط خدای متعال را دوست بداریم. بعد از اینكه خدای متعال را دوست داشتیم محبت های دیگر سایه محبت خدا است همه را برای خدا متعال دوست می داریم.

یك نكته اینجا اشاره كنم. قدم اول برای رسیدن به محبت، رسیدن به طلب است. آدم به گونه ای شود كه بخواهد خدا را دوست بدارد. اگر این طلب در انسان پیدا شد مقدمه حركت به سمت خدای متعال است. اگر انسان به طلب رسید آنوقت خدای متعال آرام آرام زمینه ها را برای اینكه انسان به حقیقت محبت راه پیدا كند فراهم می كند. برای انسان طلب مقدمه او است. ان شاء الله در جلسه های بعد راه های رسیدن به این محبت و شئونش را خدمت شما تقدیم خواهم كرد.

پی نوشت ها:

(1) كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 668

(2) جامع الأخبار(للشعيري)، ص: 166

(3) علل الشرائع، ج‏1، ص: 139

(4) معاني الأخبار، النص، ص: 36

(5) الأمالي (للطوسي)، النص، ص: 416