نسخه آزمایشی
شنبه, 04 اسفند 1397 - Sat, 23 Feb 2019
آن جذبه، نور، هدایت و دعوتی که باید بیاید تا این حجاب ها، سدها، گرداب ها و امواج ظلمات را کنار بزند، بلای امثال من و شما نیست؛ بلکه چیز دیگری است. اینجاست که خود حضرت حاضر شدند آن بلای عظیم را تحمل کنند تا آن ظلمات از بین برود، آن چراغ برافروخته شود و آن جذبات الهی جاری گردد؛ به همین دلیل همه انبیا ...
ظرفيت بلاها متفاوت است. گاهي بعضی از بلاها فقط مي توانند خود انسان را برسانند. گاهي بلا ظرفيتي دارد و با آن خيري نازل مي شود که می تواند همه عالم را به مقصد برساند؛ در باب اوليای خدا اين گونه است. درباره جناب يوسف علیه السلام در کافي آمده است که گاهي صبرِ يک مؤمن، عامل نجات و سعادتِ يک جامعه و امت ...
رسیدن به مقام خشوع و خضوع و سجده تام در مقابل خدای متعال، جز از طریق خضوع و تواضع و خشوع در مقابل اسماء الحسنی الهی و خلیفه الله واقع نخواهد شد؛ این گونه نیست که کسی بتواند به مقام نفی استکبار، انانیت، خودیت، خُیلا و خودپرستی در مقابل خدای متعال برسد ـ که حقیقت توحید همین است ـ و بتواند با تمام وجو ...
نوری که همه عوالم را روشن می کند و پرتو او همه عوالم را هدایت می کند نور الهی است اما این نور الهی که در همه عوالم جاری شده، حضرات معصومین هستند. آن نور باید در قلب بیاید، تا انسان نورانی بشود. پس معرفت از آن طرف هست. این نور معرفتی که جاری می شود، همان معرفه الامام است، معرفه الولایه است. و حیات ه ...
این تقسیم بندی های قرآنی با هم منافات ندارد. چون مقصود از سه قسم و چهار قسم، سه قسم مساوی نیست بلکه اقسام مباحث قرآنی است. امثال و فرائض و حکم را در آنجا یک قسم قرار داده و در این روایت، دو قسم. بنابراین بر اساس این نگاه، بخش عمده قرآن در باب ولایت ائمه علیهم السلام و بعد در باب دشمنان شان است و حت ...
پس این جا از دو دسته انسان، سخن به میان آمده است. یک دسته آن هایی که مرده بودند و به حیات رسیدند و خدا برای آنها نور قرار داد. یک دسته دیگر، مثلشان در ظلمات است و در ظلمات باقی بوده، از آن خارج نشدند. چرا «مَثَلُهُ» گفته شد؟ ممکن است مقصود این باشد که اگر بخواهیم مثال بزنیم، او مانند کسی است که در ...
رشد معنوی جامعه هم همین­طور مرحله به مرحله است. یعنی ارتباط ارواح، افکار و افعال ما و وحدت اجتماعی مان می تواند حول محور دنیا باشد و می شود حول محور آخرت باشد ممکن است حول محور خدای متعال باشد. انبیاء و اولیاء الهی در نیات و انگیزه های اجتماعی ارتقاء ایجاد می کنند، ، همکاری و حیات اجتماعی انسان ها ...
این بستگی دارد که شما ائمه را چه می دانید. اگر ائمه را یک بشری مثل ما می دانید! خب ما هم می توانیم مثل ائمه بشویم. اما مسئله این نیست، اینها خلیفه الله هستند، صاحب روح هستند و... اگر مسئله این است که اینها اسماء حسنای الهی هستند، خب ما همیشه ذیل آن اسماء باید حرکت بکنیم. چرا سلول بدن انسان، روح انس ...
پس اصل عبادات، اصل تکليف، عبارت است از همين تواضع و سجده. با اين تواضع و سجده است که خيلاء و استکبار از انسان دور و نفي مي شوند. دور شدن انسان از خود و خود پرستي، انيت و استکبار در مقابل خداي متعال و رسيدن به مقام تواضع، همان چيزي است که خداي متعال در همه امتحان ها از ما مي خواهد. تواضع یک صفت اصلی ...
يک جامعه ديگري داريم که مبتني بر انگيزه هاي الهي است و در آن جا انگيزه هاي الهي احياء مي‌شود؛ هم وليّ جامعه ( آن کسي که مي‌خواهد جامعه را شکل بدهد، سرپرستي و رهبري بکند و به سمت کمال هدايت بکند) هم نيروهايي که گرد او جمع مي‌شوند و روابط اجتماعي شکل مي‌دهند، انگيزه‌هايشان الهي است. از اول بنيان اين ...