نسخه آزمایشی
شنبه, 31 شهریور 1397 - Sat, 22 Sep 2018

جلسه اول محرم ثارالله/ عمل به عهد بندگی اولین جلوه پیروزی و نصرت حضرت اباعبدالله(ع) در مقابل شیطان و جریان کفر

مراسم اولین شب عزاداری حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام در دهه اول محرم ‏الحرام 1435 در مدرسه فیضیه قم (هیأت ثارالله) به سخنرانی حضرت حجت الاسلام و المسلمین میرباقری با حضور جمع کثیری از روحانیون و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت علیهم‏السلام برگزار گردید. در این جلسه دو رویکرد در بررسی پیروزی های سید الشهداء مطرح می شود. منظر اول، مقام بهره مندی اباعبد الله از اسم اعظم الهی است که بر این اساس همه عالم حتی جمادات با اذن حضرت منشأ اثر می شوند، بنابراین اگر دستگاه باطل قدرتی یافته است به اذن ایشان و تحت سیطره ایشان می باشد. منظر دوم جلوه های متعدد پیروزی و نصرت خداست که اولین جلوه آن پیروزی حضرت در  عمل به عهد بندگی و وفاداری به خدای متعال است. و البته جلوه دیگر این است که این جنگ تاریخی است و هنوز تمام نشده تا پیروز نهایی آن مشخص باشد بلکه با ظهور حضرت بقیه الله باید منتظر پایان این جدال تاریخی با جبهه شیطان بود. متن زیر گزارش پایگاه اطلاع رسانی رجا نیوز از این جلسه است که بعد از تغییرات این پایگاه عرضه می شود.

یکی از موضوعاتی که در مواجهه با حادثه عاشورا قابل تأمل و دقت است بحث نصرت خدای متعال نسبت به سیدالشهداء (علیه السلام) است. «و لینصرن الله من ینصرُه ان الله لقوی عزیز» پیروزی سیدالشهداء(علیه السلام) چهره های متعددی دارد. بی تردید سید الشهداء(ع) پیروز این درگیری هستند . این پیروزی در همه عوالم دیده می‏شود. گرچه ممکن است انسان هایی که نگرششان نسبت به حادثه عاشورا و به عوالم خلقت، نگرش محدودی باشد، گاهی تلقی کنند که سید الشهداء(ع) شکست خورده است و به حسب ظاهر، حضرت مغلوب شده اند؛ ولی حقیقت این است که حضرت در همه چهر های ظاهری و باطنی، هم در عالم ما و هم در دیگر عوالم، پیروز صحنه عاشورا هستند. عاشورا، صحنه غلبه مطلق جبهه حق بر جبهه باطل است.

سیدالشهداء، صاحب زیارت جامعه کبیره است و غلبه بر او ممکن نیست

یک طرف حادثه عاشورا، کسی است که صاحب زیارت جامعه کبیره است و این زیارت با تمام مقاماتی که در آن ذکر شده است بخشی از اوصاف کمال و جمال آن وجود مقدس است. کسی است که اسم اعظم الهی است. اگر از این زاویه به حادثه عاشورا نگاه کنید به هیچ وجه معنا ندارد که چنین شخصیتی در عالم مغلوب شود و همین طوری که خداوند متعال، عزیز و نفوذ ناپذیر است و هیچ کسی و هیچ اراده ای نمی تواند به ساحت او نفوذ کند و غلبه ای بر حضرت حق پیدا کند، کسانی که در مقام اهل بیت(ع) و در آن موقعیت قرار می گیرند نیز امکان این که کسی در آنها نفوذ کند و یا بر آنها غلبه داشته باشد وجود ندارد. گر چه در این عالم ممکن است به حسب ظاهر اگر ما دقیق نگاه نکنیم تصور شود دستگاه شیطان و شیاطین انس و جن، ضربه ای به جبهه حق و ولی حق می زنند و یا به حسب ظاهر و دید ظاهری ممکن است شکستی به آن جبهه وارد بکنند ولی حقیقت این است که آن جبهه نفوذ ناپذیر و شکست ناپذیر است. همین طوری که در باب خداوند متعال، ما با قاطعیت می گوییم خداوند متعال مغلوب واقع نمی شود ولو شیطان این همه شیطنت می کند، ولی حضرت حق، مغلوب شیطان نیست. این تفکری که قوم یهود دارند که قرآن به شدت آن را محکوم می کند و می گوید «وَقَالَتِ الْیهُودُ یدُ اللّهِ مَغْلُولَة غُلَّتْ أَیدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ»(انعام/64) دستهای خداوند را کسی نمی تواند ببندد، این تفکرتورات تحریف شده است. البته خدای متعال دستگاه شیطان را امداد می کند، «كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء»(اسراء/20) هر دو جبهه را خداوند متعال براساس حکمت و به اندازه ای که حکمت اقتضاء دارد، امداد می کند؛ تعبیر نصرت هم نیامده، بلکه امداد می کند؛ ولی این به معنای این نیست که خداوند متعال مغلوب جبهه شیطان است و این همه شیطنت به خاطر این است که دست های قدرت خداوند متعال بسته شده است؛ اینطوری نیست.

قدرت دستگاه باطل، به اذن امام(علیه السلام) و با تدبیر امام(علیه السلام) است

اگر معصوم را شما در آن مقام ببینید که صاحب اسم اعظم الهی است و بِاذن الله تبارک و تعالی زمام امور در دست اوست، در آن مقام مغلوب کسی نمی شود، در آن مقام آنچه را که دستگاه باطل قادر می شود به اذن امام(ع) و با تدبیر امام(ع) است و سرانجام، جمع کردن بساط این جبهه هم، کار خود او است. «السلام علی قاسم الجنه و النار، السلام علی نعمت الله علی الابرار و نقمته علی الفجار....»، در زیارت ششم امیر المؤمنین این عبارات نورانی را خوانده اید که تقسیم بهشت و جهنم به دست حضرت واقع می شود.

تحمل بلا توسط معصومین (علیهم السلام) با رضایت و اذن خودشان است

بنابراین حضرت مغلوب کسی واقع نمی شود. در این نگاه، کل دستگاه شیطان تحت فرمان اوست. این که بعضی از عرفا وقتی در باب صحنه عاشورا شعر گفته اند و صحنه را به تصویر کشیده اند این تعابیر را بیان می کنند که شمشیرها و نیزه ها در روز عاشورا به حضرت عرض کردند ما تحت فرمان تو هستیم حضرت فرمود اگر در فرمان من هستید، که البته این چنین است؛ در اختیار دشمن باشید. این معنایش همین است، یعنی اینطور نیست که اگر کسی از این زاویه به مقام معصوم نگاه کند، چیزی برخلاف اذن او در عالم واقع بشود. اگر بلایی را هم تحمل می کند با رضایت و اذن خودشان است. البته این جلوه غلبه و پیروزی و نصرت معصومین، منظور نظر من نیست که از این جبهه اگر نگاه کنید معصوم غالب مطلق است بلکه از زاویه دیگری بحث می کنیم که از آن زاویه به حسب ظاهر ممکن است معصوم مظلوم واقع شود به معصوم ظلم شود این آیه قرآن را با روایتش ملاحظه فرمودید که خداوند متعال می فرماید «وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ یظْلِمُونَ»(زخرف/76) اینها به ما ظلم نکردند ولکن به خودشان ظلم می کنند.

این تعبیر را بزرگان معنا کنند، «خلطنا بنفسه و جعل ظلمنا ظلمه» حتماً این اختلاط، اختلاطی مادی نیست ولی «خلطنا بنفسه و جعل ظلمنا ظلمه» ظلم به ما را، ظلم به خودش قرار داده است. البته این ادامه ای دارد، «و ولایتنا ولایته»، ولایت ما را ولایت خودش قرار داده است و فرموده «إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَوه وَیؤْتُونَ الزَّكَوة» (مائده/55) ولایت ما را ادامه ولایت خودش، قرار داده است؛ ما از این ساحت بحث می کنیم.

وجه پیروزی حضرت در همین جنگ ظاهری حضرت با دستگاه شیطان است. شیطان دنبال این است که بساط شیطنت و ظلمت و طغیان و عصیان و تاریکی را در جهان بسط بدهد. اولیاء طاغوت می خواهند شیطنت در عالم بسط پیدا کند و حضرت دنبال این است که این جبهه را محدود کند و باب پیروزی را بر روی این جبهه ببندد.

نبرد عاشورا هنوز تمام نشده است و در جریان است

این جنگی را که حضرت به راه انداختند که در سال ۶۱ هجری به اوج خودش رسیده است. این جنگ به حسب ظاهر یک جنگ تمام شده‏ای نیست آنهایی که این جنگ را تمام شده به حساب می آورند و کشته های این جنگ را می‏شمارند اینها اشتباه می‏کنند، در روایات دیده اید در کامل الزیارات این حدیث است در کافی هست به شکل دیگرش در مجامع روایی دیگر هست فرمود: نامه سر به مهر که برای سیدالشهداء در موضوع تکلیف شان آمد که برای تمام ائمه این نامه سر به مهر آمده، فرمود در نامه سید الشهداء که دو بخش بود یک بخش او عمل شده و یک بخش دیگر در رجعت عمل می شود؛ یعنی حضرت هنوز جنگی را به پایان نرسانده اند.

طراحی نبردی وسیع در عاشورا و نمایان تر شدن پیروز آن، بعد از رجعت

بنابراین حتی به حسب ظاهر زود است که قضاوت کنیم که سیدالشهداء پیروز شد یا شکست خورد. «باش تا صبح دولتش بدمد» وقتی حضرت آمدند و رجعت حضرت انجام گرفت و ادامه مأموریتشان را حضرت در درگیری با دستگاه شیاطین و انس و جن به انجام رساندند آن وقت معلوم می شود که پیروز صحنه کیست و شکست خورده صحنه کیست، این یک چهره از پیروزی سیدالشهداء(علیه السلام) است و این برای اهل بصیرت از همان روز عاشورا مشهود بوده است؛ یعنی در همان عاشورا می دیدند که این حرکت شکست خوردنی نیست.

در یوم الله غدیر، آخرین دری که به دست خود حضرت گشوده شد که خداوند فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتمت علیکم نعمتی»(مائده/3) وقتی این باب گشوده شد فرمود «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم»، کفار دیگر از دین شما مأیوس شدند، مقصود از «الذین کفروا» بدنه عمومی کفار نیستند، اینها هم مأیوس شدند.

اگر کسی اهل دیدن این صحنه ها در همان عاشورا است وقتی نوع عبادت سید الشهداء را می بیند می فهمد که دیگر کار دشمن تمام شده است، ولی اگر کسی اهل این صحنه نیست باید صبر کند  تا ببینید این جنگ به کجا می رسد و آن وقت پیروز و شکست خورده این جنگ معلوم می شود. حضرت یک جنگ وسیعی را طراحی کرده اند که به رجعت ختم می شود.

بهره مندی تمام کائنات از حادثه عاشورا

بلایی را در مسیر محبت خداوند متعال تحمل می کنند تا درهای معرفت و محبت به سوی همه عوالم گشوده شود و با این بندگی و تحمل بلا و با این باری که حضرت برداشته اند راه کائنات به سوی خداوند متعال باز می شود. فقط ما نیستیم که از عاشورا برخوردار هستیم. همه سماوات و ارض، همه سماواتی ها و زمینی ها و حتی جهنمی ها از عاشورا برخوردار هستند.

عاشورا، اصلی ترین درگیری جبهه حق و باطل بر سر توحید

اصلی ترین درگیری ای که این جبهه با جبهه حق یعنی نبی اکرم و اهل بیت بر سر موضوع توحید است.  در این درگیری عظیمی که واقع شده است حضرت سید الشهداء در اولین قدم، تمام توجه شان غرق در این معنا است که در عهدشان با خداوند متعال کمترین تخلفی نشود. این اصلی ترین چهره عاشورا است، یعنی حضرت قراری با خداوند متعال بسته و مراقبه می کنند که این قرار صد در صد وفا شود و سید الشهدا در این زمینه پیروز مطلق است و شیطان با همه شیطنتی که کرد و با همه قوایی که به میدان آورد ذره ای از حالت ذکر ، حضور و بندگی مطلق حضرت، نتوانسته بکاهد. و گواه این پیروزی نیز این آیه قرآن است «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه». این سوره از آغازش وعده پیروزی است. صحنه وسط سوره، صحنه درگیری است و پایان سوره پیروزی مطلق سید الشهدا است.

حضور تمام قد شیطان در روز عاشورا برای گرفتن حداقل یک ترک اولی از امام حسین (علیه السلام)

روز عاشورا با تمام وجود شیطان به میدان آمد، هر چه داشته آورده که یک ترک اولی از سید الشهداء بگیرد ولی نتوانست. این اصل شکست ابلیس از سید الشهداء است. همه پیروزیهای دیگر، ظهور همین پیروزی در وفای بالله است. سید الشهداء علیه السلام یک ترک اولی نداشته اند.

مقام رضا در اعظم ابتلائات عالم، ثمره ی رسیدن به عالی ترین مقام محبت توحیدی است

خدای متعال در مزد این فداکاری می فرماید «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه». با وجود اینکه شیطان همه دستگاهش را تحریک کرده تا کمترین اضطرابی در سید الشهداء ایجاد کند، تا وقتی ایشان هستی اش را می دهد نگران باشد نتوانسته است. نتوانسته ذکر حضرت را بگیرد. نتوانسته اطمینان حضرت را بگیرد. همه چیزش را عاشقانه داده و هر چه صحنه سخت تر شده است علی رغم اینکه همه دست و پایشان را گم کرده اند ، در عالم ملائکه، ولوله  افتاده که خدایا چه اتفاقی دارد می افتد و تا خداوند متعال سیمای نورانی امام زمان را به آن ها نشان نداد و نفرمود «بهذا ینتقم»، آرام نشدند ولی خود سید الشهداء آرام بود.

انسانی که به توحید در محبت، در عالی ترین مقام نرسیده است به مقام رضا در اعظم ابتلائات عالم هم نمی تواند برسد یعنی قلّه، محبت به خداوند است و شیطان ذره ای نتوانسته از این محبت بکاهد و بین این حبیب و محب، بین سید الشهداء و خداوند متعال کمترین نقابی ایجاد کند، معنی «الهی رضا بقضائک، تسلیما  لامرک»، یعنی هر فرمانی بدهی همه مراتب وجودم تسلیم است و لذت می برم از عمل به این فرمان؛ و لطیف تر این جمله است «یا غیاث المستغیثین» یعنی خداوندا من بدهکار تو هستم تو به فریادم برس و حقیقت هم همین است که حضرت بدون نصرت خداوند نمی تواند خداوند را یاری کند.

در مورد هیچ پیامبری اجازه این حد از شیطنت به شیاطین و انس و جن داده نشد. فقط در این مورد است که خدای متعال تا این حد دستها را باز گذاشته است تا کار به جایی رسید که امام سجاد در دروازه مدینه فرمود اگر جد ما می فرمود ما را اذیت کنید بیش از این ممکن نبود، حضرت نیز در همه این صحنه ها حاضر بوده اند، هیچ صحنه ای نبوده که حضرت حاضر نباشد و محور آن، بلای خود سید الشهداء نباشد، حتی در کاروان اسرا، محور، سید الشهداء است.