نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 29 خرداد 1398 - Wed, 19 Jun 2019

جلسه یازدهم محرم ثارالله/ خضوع تام در مقابل امام، راه سيرِ مقامات توحيدي وخروج از وادي تيه و سرگرداني

حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري در شب يازدهم محرم الحرام 1392در مراسم هيأت ثار الله قم، امام را اعظم آيات الهي و جامع همه آيات دانستند و افزودند براي دست يابي به توحيد، معرفت و محبت، بايد به نور امام رسيد. ايشان امام را سرچشمه همه رحمت ها دانستند و گفتند كسي كه به امام مي رسد و با امام سير مي كند، در همه اسباب و وسائط دست قدرت امام را مي بيند، چرا كه نور توحيد از طريق امام بر ما تجلي مي كند. ايشان خضوع تام در مقابل امام را شرط معرفت دانستند و گفتند آنچه بيرون از محيط ولايت امام است، وادي تيه و سرگرداني است كه نمونه امروزي آن، تمدن مادي و مظاهر اين تمدن است. در ادامه گزارش اين جلسه تقديم مي شود.

امام، جامع همه آیات

امام آیه است. اگر کسی به امام راه پیدا کرد، همه وجودش هادی الی الله است. همانطور که قرآن، آیات بیّنات الهی است و اگر کسی راهش به یک آیه قرآن باز شود، به توحيد مي رسد؛ امام نيز جامع همه آیات است. «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَینَاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ»(عنكبوت/آيه49) قرآن همه اش آیات بینات است؛ ولی مصحفی که قرآن و آیات آن، در او است، صفحه قلب امام است. «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَینَاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ». سینه آنهایی که علم الهی به ایشان داده شده، جای قرآن است. قرآن با تمام تجلیاتش آنجاست.

رسیدن به نور امام، سبب باز شدن درهای توحید

اگر کسی به قلب امام راه پیداکرد به قرآن و تمام آیات قرآن راه پیدا کرده است و همه آیات خدا را می شناسد. بنابراين اگر کسی بتواند به کنه نورانیت امام برسد درهای خاص توحید برای او باز می شود و تا به آن آیات حقیقی و اسم اعظم الهی نرسد و حقیقت نورانیت امام را در آن مقام نشناسد و از آن طریق، سیر نکند، به توحید راه پیدا نمی کند و حقیقت معرفت خدای متعال و محبت الهی برایش حاصل نخواهد شد. البته امام ، آیه مخزونه است. اگر کسی درهای خزائن الهی به رویش باز شد و آن خزینه غیب الهی مکشوف او شد، در آنجا می تواند امام را ببیند و با امام به طرف خدای متعال سیر کند و الا سیرش با آیات دیگر است. اگر به آن مقام رسید، متوجه می شود که همه عالم مستغرق در نور امام است. امام اسم اعظم الهی است و همه اسماء دیگر در ذیل او قرار می گیرد، همه آیات از امام ناشی می شود و او آیه اعظم الهی است. کسی که در آن مقام، امام را بشناسد، همه عالم را یک حقیقت می بیند.

ائمه- علیهم السلام - آیات و نشانه هاي خدا هستند. اگر کسی به آنها رسید، به معرفت و محبت و قرب می رسد. ولي همه نمی توانند با این آیه خدا سیر کنند. آنهایی که اهل خزائن هستند، اهل «والآیه المخزونه» هستند، با این آیه الهي به خدا می رسند و سیرشان با بقیه کاملا متفاوت است. امام معلم شان می شود و با علم امام به سوی خدا حرکت می کنند. مانند سلمان. سلمان با امام به سوی خدای متعال سیر می کند اما دیگران با واسطه ها هدایت مي شوند.

بازگشت همه رحمت ها به امام

استاد عزیزی داشتیم که می گفتند دیده اید طفل خیال می کند آب برای لوله هاست، بزرگتر که می شود می فهمد که این لوله آب ندارد. اگر آب از منبع نیاید، لوله ها جز هوا، چیزی تحویل آدم نمی دهد، بزرگ تر که می شود می بیند آن منبع ها هم خودشان خالی هستند بلکه آب از یک رودخانه یا چشمه ای می جوشد و این منبع ها پر می شوند. انسان، جلوتر که می رود می بیند اگر باران نیاید این چشمه ها می خشکند. باز جلوتر می رود می بیند ابرها هم مثل این چشمه ها هستند، آن جا هم خبری نیست هرچه هست از بالا و ملکوت جاری می شود. به عالم ملکوت هم كه برود می فهمد آنها هم مثل ما از خودشان چيزي ندارند، «أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِی الْحَمِیدُ»(فاطر/آيه15)

بعضی از رحمت ها، عمومی است و به کافر و مؤمن داده شده است و بعضی ديگر، رحمت خاص و قیمتی است، از آن گوهرهايي است كه خداي متعال از خزانه خاص خود اعطا مي كند، مثل نعمت ولایت. وقتي انسان این رشته های رحمت را دنبال می کند می بیند این دست هایی که به ما می دهند به یک دست می رسند و آن، دست امام است و دست امام در دست خداست بلکه دست امام، ید الله است. اصلاً معنی اینكه امام علی- علیه السلام -ید الله است غیر از این نيست. خورشید که به ما نور می دهد با یک دستی می دهد، زمین با دست ديگري می دهد ولی خوب كه دنبال کنید می بینید یک دست بیشتر نیست و آن هم یدالله است.

کسی که اینطوری در عالم سیر می کند، آرام آرام می فهمد این دستی که در عالم کار می کند، دست خودش نیست. این دست غیر است و آن وقت با یدالله خدا را می شناسد.

آنهایی که با تعقل، تأمل و تذکر، حجاب ها از پيش چشمشان برداشته می شود و عالم را آیات خدا می بینند، عالم براي آن ها زبان دار می شود و با آنها حرف می زند. طلوع و غروب خورشید با آنها حرف می زند، بهار و پاییز با آنها حرف می زند. اين معنی آیه است. هستي حقایقی را برای آنها بیان می کند كه همه عالم برایشان کتاب تأمل و تدبر می شود. اینها هر نگاهی که به عالم می کنند محبتي از خدا در دلشان برق می زند و معرفتی از خدا در دلشان پیدا می شود. هر نگاهشان محبت آفرین است و مبدأ یک نوع بهجت و لذت مي شود.

امام، آيه اعظم الهي

اگر کسی از این رشته های رحمت به آن رحمت موصوله رسيد و آن نخ تسبیح را كه امام است در عالم پیدا کرد، کم کم همه عالم برای او آیات الهي می شود. اگر قرآن مي فرمايد «یسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ» (جمعه/1) در واقع امیر المؤمنین به عالم تسبیح می دهند و غیر از این چیز دیگری نیست همان گونه كه داود به کوهها تسبیح می داد و «وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُدَ الْجِبَالَ یسَبِّحْنَ و الطير» (انبياء/79) کوهها با جناب داود تسبیح می گفتند. امیرالمؤمنین می گویند «سبحان الله» كه همه کائنات، تسبیح می گویند.

کسی که سخن در دهان عالم می گذارد و به عالم تعلیم می کند، همان اسم اعظم الهي است. اگر عال‍َم آیات خدا است، بیشتر از یک آیه نیست و همه آیات دیگر، ذیل او قرار مي گيرند. اگر کسی محبت خدا را از طریق اين رحمت موصوله الهي چشید و معرفت خدا را در اين آیه مخزونه دید، سير او با ديگران متفاوت است.

اصحاب عاشورا دلداده خدا هستند و سیرشان به طرف خدا با امام حسین -علیه السلام- است. این آیه مخزونه، برای آنها مکشوف شده است. امام حسیني كه ما از آن سخن می گویيم، با امام حسین حبيب متفاوت است. برای ما امام حسین- علیه السلام - آیه مخزونه است، ولي براي حبيب، اين آيه، مکشوف شده است. امثال حبيب در این آيه، عظمت خدا را می بینند، خدایی که امام حسين، آیه اوست. این نگاه، هم انسان را در مقابل خدا خاشع می کند و هم در مقابل امام. انسان به اندازه ای که امام را دوست دارد، خدا را نيز دوست دارد. «من احبکم فقد احب الله»

خدای متعال از طریق ولی بر عباد ظاهر می شود

اگر کسی ازمسیر امام سیر کرد، با آن رشته رحمت گره خورد و نگذاشت آن رشته قیچی شود و همیشه از دست امام گرفت، به محبت امام مي رسد و حجاب ها از او برداشته می شود. او ديگر در این آیه الهی سیر می کند و همه سیرش با امام مي شود. خدای متعال از طریق ولیش بر ما ظاهر می شود. کسی که حجاب از او برداشته شود به عالم كه نگاه کند امام را مي بيند.

شرق و غرب عالم، جلوه امام حسین علیه السلام است

روز عاشورا، همه جا امام حسین- علیه السلام – است. از عالم بزرگي نقل شده است كه وقتي از ایشان سوال کردند معناي اين كه در روايت وارد شده «براي زيارت اباعبد الله عليه السلام بالای بام برويد، به شرق و غرب نگاه كنيد و بعد به سید الشهداء سلام بدهید»، چيست؟ فرمود به شرق و غرب نگاه كنيد تا ببنيد كه همه جا امام حسین است.

در حدیثي نورانی نقل شده است «در اولین وحی ای که جبرئيل برای پیغمبر آورد، ايشان به هر کجا نگاه می کردند جبرئیل بود، شرق و غرب عالم را پر کرده بود.» (حال می خواست چه چيزي برای پیغمبر بیاورد که با تمام وجودش پایین آمده بود؟ ) اگر کسی اهل شد و حجاب هايش برداشته شد هر کجا نگاه می کند می بیند امیرالمؤمنین است. خبر دیگری در عالم نیست. خدا هست و وجه الله، «کل شیء هالکٌ الا وجهه»(قصص/ 88)

خداوند متعال فرمان می دهد که امانت را به اهلش بدهید. ظاهرش این است که خیانت در امانت نکنید. ولی حضرت فرمود باطن آیه خطاب به ماست. می فرماید امامت را به امام بعدی بدهید. امامت، اصل امانت است. البته این امانت فروعی دارد كه فروعش همان حقیقت ولایتی است که در قلوب اولیائشان نازل می شود.

اصحاب سید الشهداء از این جمعیتي هستند که دستشان به امانت محفوظه خدا رسیده است. ظرفیت پیدا کرده اند و از این امانت به ايشان داده اند، متصل به امام شده اند و لذا «لاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ». خوف و حزن به تعبیر بعضی ها مأمور خدا هستند كه آدم را تا وادی ولایت می آورند و وقتی انسان را رساندند می روند، «الا ان اولیاء الله لاخوف علیهم و لاهم يحزنون»(يونس/62) این خوف و حزنها، انسان را سیر می دهند تا به اين باب برسانند ، به این باب که رسیدند خوف و حزن، رخت برمی بندند و بساطشان جمع نمی شود.

گذشتن از همه داشته ها، شرط ورود به بیوت الله

اگر كسي می خواهد وارد بیوت نور و بیوت معرفت شود از بابش بايد وارد شود. فرمود بابش ما هستیم. ولی این باب، بابی است که هر کس بخواهد وارد شود، بيرون در، باید همه چیزش را بریزد. قبل از داخل شدن همه چیز انسان را از او می گیرند. یعنی او را از هواي نفس خلع می کنند، نفس را خلع سلاح می کنند و الا انسان نمی تواند از درب وارد شود.

تمدن امروزی، وادی سرگردانی است

تمدن امروزی، وادی تيه است. اگر انسان «سجدا» (بقره/آيه58) وارد نشد، گرفتار وادی تيه می شود. وادی تيه یعنی وادي سرگردانی. عالم جنود خداست اگر كسي بخواهد در عالم بازی کند، «سجداً» وارد نشود، همه عالم او را مي چرخان و سر جای اولش برمي گرداند، راه می رود ولي باز می بیند سر جای اول است، همه عالم مأمور مي شوند تا او را سرگردان کنند.

بعضی ها قیافه فیلسوف و دانشمند به خودشان می گیرند اما وقتي جلو می روند دوباره همان آدم چهل سال قبل هستند ،این تيه است. آنهایی که با خدا راه می روند در هر ثانیه سیری دارند. ولی شرطش این است که «وادخل الباب سجدا»، اصحاب عاشورا اینطوری بودند ولي بقیه اهل تيه بودند. اصحاب سيد الشهداء بارشان را بستند و به وادی ولايت رسيدند چون «سجداً» وارد شدند یعنی ورودشان با تواضع بود. كسي كه از اين وادی  وارد شود طاهر مي شود اما بيرون  این طریق، همیشه پليدي، حیرت و تيه است.

اصحاب عاشورا کسانی بودند که از «باب الامام»، «سجدا»ً وارد شدند و همه چیزشان را بيرون در، ریختند. آنها همان شب عاشورا امتحانشان را دادند. حضرت فرمود بروید، گفتند ما این جان را کجا ببریم. ما این جان را تازه پیدا کرده ایم، کجا معامله کنیم، اینها از این باب وارد شدند. اگر كسي وارد اين وادي شد، تازه سير شروع می شود ، سراپرده های توحید و به تعبیر روایات حجب و سرادقات توحید، بی نهایت است. این حجب و پرده ها باید یکی یکی با امام برداشته شود. این كه اصحاب عاشورا تا کجا سير كرده اند، ما نمی فهمیم ولی همه شان اهل «وادخل الباب سجدا» بوده اند.

« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ کفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ»(ابراهيم/28) برخي نعمت ولایت و كلمه ايمان را تبدیل به کفر کردند و با اين كار اتباعشان را به دار بوار بردند. امام همان کلمه ایمان است و طرف ديگر، کفر است، دار بوار یعنی سرزمین بائر، سرزميني كه چيزي در آن نمی روید، «دار البوار» همان جهنم است. جنت، دار آباد است. دار رویش و فلاح است. جهنم هم دار بوار است كه چيزي در آن نمی روید. اهل جهنم، فربه نمی شوند. غذای جهنم اینطوری است.