نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 29 خرداد 1398 - Wed, 19 Jun 2019

جلسه پنجم محرم حرم مطهر/ دوام و استمرار در بکاء بر سیدالشهداء؛ ریشه ها و آثار آن

متن پیش رو سخنرانی جناب حجت الاسلام والمسلمین میرباقری در شب پنجم ماه محرم الحرام 1435 در حرم مطهر حضرت معصومه(س) می باشد. در این جلسه ایشان به در ادامه بحث بکاء بر سید الشهداء به عنوان یکی از رزق های معنوی عاشورا اشاره می کنند که این جریان بکاء باید دوام داشته باشد و خصوصیات این دوام و آثار چگونه خواهد بود.

گفته شد که از طریق عاشورا و مصیبت سید الشهداء، ارزاق خاصی به مومنین و محبین و حتی جهان خلقت داده شده است، که مهمترین آنها رزق بکاء بر مصائب آنحضرت است، این بکاء نتیجه تحول و ارتباط روحی با عاشوراست، که موجب تالم و تاثر و تاسف و اندوه و حزن و جزع شده و به صورت اشک جلوه گر می شود.

مراتب بکاء بر سید الشهداء

عبادات انسان به درگاه خداوند متعال، دارای سه مرحله ظاهر، باطن، و سرّ، است، که انسان از ظاهر شروع کرده و به عمق عبادت می افزاید تا به سر عبادت دست پیدا کند، بعنوان مثال: ظاهر نماز، همین اعمال ظاهری از نیت تا سلام با کیفیت خاص است، باطنش، توجه و خضوع و خشوع و حضور قلب است، و سر نماز، نماز حجت خداست به همین جهت امیرالمومنین فرمودند «ما نماز هستیم»(1)

 بکاء بر سید الشهداء هم دارای مراتبی است، ظاهرش همین جلسات و اشکهای ظاهری و حتی تباکی است، باطنش جمع شدن ارواح مومنین در کنار یکدیگر و یاد ولی خداست که اینقدر عظمت دارد که ملائک برای تبرک به این محافل از یکدیگر سبقت می گیرند، و سرش نیز غصه و اندوه ولی خدا امام زمان است، که شعاعش در مومنین دیده می شود، این مراتب اینقدر با عظمت است که چنانکه امام صادق به ابوهارون مکفوف فرمودند، حتی برای ظاهر آن یعنی تباکی هم وعده بهشت داده شده است.(2)

اشک بر حسین علیه السلام، ادای حق پیامبر

نبی اکرم، حقوق فراوان و عظیمی بر گردن همه، خصوصا مومنین دارند، که هرگز قابل ادا کردن نیست، مانند حق حیات «النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِم»(احزاب/6) و حق هدایت، که اگر ایشان نبودند، همگی در جهالت و ضلالت بوده و اهل جهنم بودیم «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَ الشِّرْكِ‏ وَ الضَّلَال‏»(3) چنانکه امیرالمومنین نیز فرمودند «بوسیله ماست که به فوز رسیده می شود»(4) و فوز، چیزی جز رهیدن از آتش جهنم نیست «فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فاز»(آل عمران/185) لذا این حق چنان عظیم است که هیچ کس از عهده ادای آن بر نمی آید.

لکن نبی اکرم، تمام حقوق خود را از ما اسقاط کرده و تنها مودت اهل بیت را از ما خواسته اند «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏»(شوری/23) که آنهم برای هدایت خود ماست و نبی اکرم به آن احتیاجی ندارند «قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُم»(سبأ/47) بهمین جهت پیامبر اکرم این مودت و نصرت را به حضرت زهرا سلام الله علیها خبر دادند و فرمودند «هر چشمی در روز قیامت گریان است مگر چشمی که برای حسین گریه کرده باشد، که این چشم روشن به نعمتهای بهشت است»(5)

لزوم دائمی بودن بکاء بر سید الشهداء

مطلوب نبی اکرم اینست که مومن دائما در حال پیشرفت به سمت خدای متعال باشد، و حتی لحظه ای هم از خدا غفلت نورزد، لذا کسانی که به بیت النور پیامبر اکرم که خداوند به آن اذن ترفیع و ذکر داده وارد می شوند، صبح و شام مشغول تسبیح پروردگارند، «في‏ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال»(نور/36) و هیچ چیز آنان را از ذکرشان باز نمی دارد «رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاة»(نور/37) و همیشه در حال نمازند و نمازشان دائمیست «الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُون»(معارج/23) چرا که حتی یک لحظه غفلت هم خسارت و زیان محسوب می شود «إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْر*إِلَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَات»

لذا چنانکه در دعای کمیل آمده که «حتی تکون اعمالی و اورادی کلها وردا واحدا» ذکر مومنین همیشگی و علی الدوام است و چنانکه امام سجاد «برای هر لحظه عدم ذکر استغفار می کنند»(6) و تنها راه برای رسیدن به این مرحله، ورود به خانه نبی اکرم است، که در آن شیطان راه ندارد و حتی خوابیدن هم در آن ذکر است، چنانکه فرمودند: «وَلَايَةُ عَلِيِ‏ بْنِ‏ أَبِي‏ طَالِبٍ‏ حِصْنِي‏ فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي‏»(7) لذا فرموده اند: «نماز بهترین عمل است، که هرچه قدر شود بازهم زیاد نیست»(8) و «ائمه در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می خواندند»(9) لذا درجات کامل نماز، مخصوص کسانیست که دائم در نمازند، و اگر کسی تمام عمرش را صرف کند تا نمازش را اصلاح کند، و به باطن و سرّ نماز رسیده، و در ظرف خودش، با نماز به معراج برود، وقتش را به هدر نداده است.

بکاء بر سیدالشهداء نیز اینگونه است، و برای رسیدن به سر این عمل، باید دائما در بکاء بود، زیرا چنانکه گذشت، بکاء بر سیدالشهداء، حق رسالت نبی اکرم است، و چون آن حق تمامی ندارد، بلکه در هر لحظه ای ادامه دارد، ادای حق آنحضرت نیز باید دائمی باشد، لذا «امام عصر علیه السلام دائما در حال گریه است»(10) دوام گریه نتیجه رسیدن به عمق و سر عاشوراست، که اولیاء و انبیاء و ملائکه به آ ن رسیده اند، لذا گریه عمیق و دائمی دارند، چنانکه در روایت است که «حضرت ابراهیم چنان از درک حقائق عاشورا بی تاب شد، که اگر فرزندش را به دست خود قربانی میکرد، اینقدر برایش سخت نبود»(11) و چنانکه «ملائکه ای که برای یاری حسین علیه السلام آمدند، ولی دیر رسیدند، تا روز قیامت در کربلا مقیم بوده و مشغول بکاء بر آنحضرتند»(12)

حقیقت کربلا، مختلف الانبیا و مختلف الملائکه است، و انسان باید با عمق بخشیدن به بکاء به سمت درک حقیقت کربلا و بلای سید الشهداء حرکت کند، گرچه از ظاهر عمل (تباکی) شروع شود، و تحقق این امر نیز وابسته به سرشت مومن است، زیرا «روح مومن از جنس جسم ائمه است، و به همین جهت است که در مصیبت ایشان، اندوهناک می گردد»(13) و عمق آن نیز همان است که حضرت در زیارت ناحیه مقدسه فرمود: «تا شعله های مصیبتت جانم را بگیرد» لذا حزن مومن برای سید الشهداء دائمی است، مانند والدینی که عزیزشان را از دست می دهند، گرچه ظاهرا بخندد، چنانکه فرمودند «الْمُؤْمِنُ هُوَ الْكَيِّسُ الْفَطِنُ بِشْرُهُ‏ فِي‏ وَجْهِهِ‏ وَ حُزْنُهُ فِي قَلْبه» که مستلزم کنار رفتن پرده ها از مقابل قلب است تا حقیقت کربلا را درک کرده، و به بکاء حقیقی برسد.

ثمرات بکاء دائمی بر سید الشهداء

اهل حزن و بکاء دائمی، همیشه مشغول ادای حق پیامبرند، و از برکات آن که رسیدن به طهارت و شستشوی گناهان، و رها شدن از قید و بند شیطان و صفات رذیله، و پیدا شدن صفای باطن و اتصاف به صفات حمیده، و رسیدن به تولی و تبری است، دائما برخوردارند، پرده ها از مقابل چشم قلب کنار می رود، و صف آرائی واحد جبهه دشمنان نبی اکرم در طول تاریخ را مشاهده میکند، و به موضع گیری می رسد، و از بی تفاوتی خارج می شود، چنانکه شیعیان حسین علیه السلام در طول تاریخ چنین بوده و با بصیرت و آگاهی در برابر طواغیت جهان موضع گیری داشته اند، که  نتیجه آن ، بودن در جبهه نبی اکرم است، چنانکه امیر المومنین در جنگ جمل به یکی از یارانشان فرمودند «اگر قلب برادرت با ماست، پس او نیز در همین جبهه با ما شریک است گرچه جسمش اینجا نیست»(14) بهمین جهت امام عصر «نسل قاتلین سیدالشهداء را به خونخواهی حسین علیه السلام می کشد»(15) زیرا آنان راضی به فعل آنهایند، و لذا کسی  که منتظر امام زمان است، در حکم کسی است که در خیمه حسین علیه السلام بوده است.

پی نوشت ها:

(1) استرآبادی، علی، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص 801..

(2) ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص 104.

(3) زیارت پیامبر اکرم، المزار الکبیر، لابن المشهدی، ص 70.

(4) «بِنَا يَفُوزُ مَنْ‏ فَازَ يَوْمَ الْقِيَامَة»، الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 1، ص 217.

(5) مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 44، ص 293.

(6) مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 91، ص 151.

(7) ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 136

(8) «الصَّلَاةُ خَيْرُ مَوْضُوع‏ فَمَنْ شَاءَ اسْتَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ اسْتَكْثَر»، مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 79، ص 309..

(9) «الصَّلَاةُ خَيْرُ مَوْضُوع‏ فَمَنْ شَاءَ اسْتَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ اسْتَكْثَر»، مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 79، ص 309..

(10) «فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاء»، مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 98، ص 238

(11) ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 209.

(12) ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص 84.

(13) کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 1، ص 390

(14) «أَ هَوَى‏أَخِيكَ‏ مَعَنَا فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَقَدْ شَهِدَنَا وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِي عَسْكَرِنَا هَذَا»، نهج البلاغه، خطبه 12

(15) «يقتل- و الله- ذراري قتلة الحسين (عليه السلام) بفعال آبائها»، بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 528