نسخه آزمایشی
یکشنبه, 03 تیر 1397 - Sun, 24 Jun 2018

جلسه دهم محرم حسینیه حضرت زهرا / مقام ذکر خدا و بررسی آن؛ دوام ذکر الهی و رسیدن به مقام نفس مطمئنه

متن زیر جلسه دهم سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در ایام محرم الحرام سال 92 در «حسینیه حضرت زهرا - شجاع فرد» ایراد فرموده اند که در تاریخ 23 آبان ماه برگزار شده است. در این جلسه ایشان به بحث ذکر خدا و آثار آن می پردازند. در ابتدا با تأکید بر تداوم و اصرار بر ذکر و یاد خدا بیان می دارند که اگر یک بنده صبح و شام به یاد خدا بوده و دوام ذکر در او ایجاد شود، خدا هم از او یاد می کند و او را از وادی ظلمات به وادی نور هدایت می کند. وادی نور، وادی ذکر الله است که اگر کسی به آن راه یابد، خداوند متوجه اوست. ذکر خدا نسبت به انسان دائم الذکر درجاتی دارد که محور آن، وجود مقدس نبی اکرم(ص) است. خداوند توجه و شعاعی از نور پیامبر(ص) بر قلب مؤمن نازل می کند که او را آرام و به مقام اطمینان نفس می رساند. در ادامه بحث نیز با استفاده از آیات و روایات به بیان ذکر الهی و مراتب توجه خداوند نسبت به بندگان و نمونه هایی از تلاش شیطان در سلب حالت ذکر از انبیاء و امام حسین(ع) پرداخته شده است.

ذکر خداوند نسبت به بندگان در اثر دوام ذکر بندگان و مراتب آن

خداوند متعال دستور به ذکر و توجه به خودش فرموده «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»(بقره/152). از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند: «مَا مِنْ شَيْ ءٍ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهِي إِلَيْهِ إِلَّا الذِّكْرَ»(1) خداوند برای همه ی تکالیف حدی قرار داده ولی برای ذکر حدی معین نفرموده و به کم هم راضی نشده و از مؤمنین خواسته که صبح و شام او را تسبیح گویند «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً»(احزاب/41)

بنابراین انسان باید دائم الذکر باشد و با ذکر همه ی قوا اعم از قلب و زبان و عمل به سمت خدا حرکت کند تا بتواند تعلقات و غیر خدا را نفی کرده، تعلق به خداوند و محبت به او را در خود تثبیت نماید.

البته در روایتی از امام صادق(ع) آمده که «وَ ذِكْرُ اللَّهِ فِي كُلِّ مَوْطِنٍ أَمَا إِنِّي لَا أَقُولُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ- وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ- وَ إِنْ كَانَ هَذَا مِنْ ذَاكَ وَ لَكِنْ ذِكْرُ اللَّهِ فِي كُلِّ مَوْطِنٍ- إِذَا هَجَمْتَ عَلَى طَاعَتِهِ أَوْ مَعْصِيَتِهِ»(2)

یکی از مشکل ترین چیزهایی که امت به آن موفق می شوند دوام ذکر است و منظور از ذکر فقط ذکر زبانی نیست که بگوید «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ» بلکه مقصود این است که بنده در مقام ذکر، کارش به جایی برسد که از معصیت و آنچه مرضی خداوند نیست اجتناب نماید.

اگر دوام ذکر محقق شود خداوند نیز بنده را یاد می کند. به این صورت که با نزول انوار هدایت و محبت خویش بر قلب او، آرام آرام او را از وادی ظلمات به سمت وادی نور می برد. قلب آن ها می شود بیت النور و مصداق «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ»(نور/36) یعنی خانه هایی که خداوند متعال اجازه ی رفعت و ذکر در آن ها را داده است، این خانه ها همه خانه های نبی اکرم(ص) است.

حقیقت وادی نور، وادی ذکر الله است و نور، نبی اکرم(ص) است که مثل نور خداست «مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ»(نور/35) به همین جهت است که کلمه ذکر خود پیامبر(ص) است؛ لذا فرمودند «اهل الذکر» ما هستیم.

حضرت علی (ع)در روایتی در احتجاج می فرمایند: خداوند متعال در فوق عالم ملائکه آنجایی که ملائکه هم راه ندارند بر این پیغمبر صلوات فرستاد و نورش را بر او نازل و از او ساطع می کند و این صلوات الهی سبب شده که ایشان بشوند مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ.

بیان قرآن در این زمینه چنین است که اصل صلوات و یاد خدا نسبت به بنده «هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلاَئِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»(احزاب/43) که انسان را تطهیر و از ظلمات یعنی گناهان و صفت رذیله به سمت نور هدایت می کند، ابتدا بر وجود مقدس رسول الله (ص) است «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلاَئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ»(احزاب/56).

صلوات خدا بر پیامبر(ص) این است که او را از هر نقصی مبرا ساخته و در مقام عصمت قرار داده است. پس این که ایشان سرچشمه نورند و عین ذکرند به خاطر همین صلوات است. در مرتبه ی بعد از ایشان، دیگران هم اگر اهل مراقبه و ذکر دائم شوند خداوند بر آنان صلوات می فرستد یعنی توجه و شعاعی از وجود پیامبر(ص) بر قلب آن ها نازل می کند. در این هنگام آن ها به مقام نفس مطمئنه و «أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(رعد/28).

تلاش شیطان در سلب ذکر و نمونه هایی از عدم موفقیت او

شیطان با تمام وجود مراقب انسان است و با تمام قوا تلاش می کند که با ایجاد غفلت، دوام ذکر را از انسان بگیرد به خصوص در هنگام نماز که موقع ذکر و یاد خداوند است «وَ أَقِمِ الصَّلاَةَ لِذِكْرِي»(طه/14).

شیطان اگر خود نتواند توفیق ذکر را از انسان بگیرد جنودی را بکار می گیرد تا توجه و ذکر انسان ها را مختل کنند. این جنود با توجه به افراد و موقعیت آن ها از نظر کثرت و کیفیت متفاوت است. لذا گفته شده که «شیطان الفقها افقه الشیاطین» و نیز شیطان سیاستمداران سیاستمدارترین شیطان است.

در روایت است که حتی گاهی شیطان برای سلب حالت ذکر از انسان به اندازه ی قبیله ی ربیعه و مضر لشکر استخدام می کند. خداوند نیز شیطان را امداد می کند و به او اجازه می دهد تا ایمان بندگانش را محک بزند البته این اذن خداوند به معنای رضایت نیست چون اگر خداوند به شیطان اذن ندهد که او نمی تواند کاری بکند.

در باب بعضی از انبیاء روایاتی وجود دارد که شیطان از خداوند اجازه می گیرد تا کاری برای سلب ذکر و یاد خدا از آن ها انجام دهد که در ذیل به بیان آن ها می پردازیم.

حضرت ایوب(ع) خیلی اهل ذکر و شاکر بودند، شیطان به خدا عرضه داشت همه چیز از جمله اموال و اولاد فراوان به او داده ای باید هم شاکر باشد اگر شکر نکند چه کار کند؟ اجازه بده تا من همه ی امکانات و هر چه به او داده ای را بگیرم تا معلوم شود که باز هم شاکر است یا نه؟ خداوند به او اجازه داد و او فوری با تصرفی اموال و اولاد او را گرفت. حضرت بیشتر شکر کرد و شیطان تا جایی ادامه داد که حضرت از مرحله ی اطمینان نفس که خداوند می خواست زبانی به گلایه گشود و فرمود: دیگر نمی توانم صبر کنم. خداوند فرمود: مگر تا حالا که صبر کردی، تو صبر می کردی؟ اگر ما به تو توفیق نمی دادیم چگونه صبر می کردی؟ که در روایتی بیان شده است که ایشان گل به دهانش گرفت.

در مورد حضرت ابراهیم(ع) نیز وقتی که بتکده را ویران کردند شیطان همه را به برپایی آتش و انداختن حضرت در آن تحریک کرد تا ذره ای حضرت را بترساند و یک لحظه سست و غافل شود اما حضرت تنهایی به گونه ای صبر کرد که شیطان نتوانست لحظه ای غفلت از او بگیرد که اگر غافل می شد کل امتش از دست می رفت. لذا فرمود«إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتاً»(نحل/120). با این ذکر، باب توجه خداوند بسوی امتش باز و بساط بت ها جمع شد.

به دلیل ذکر خدا و نفس آرامش بود که وقتی«حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ»(انبیاء/68) آتشی برپا کردند و او را وسط آن انداختند، هم نترسید و تکلیف را به خوبی انجام داد و هم لحظه ای غفلت در او ایجاد نشد.

اباعبدالله(ع) نیز در روز عاشورا به گونه ای خداوند را یاد کرد که همه ی شیاطین را تا ابد زمین گیر کرد. شیطان در واقعه عاشورا با تمام قوا و جنود انسی و جنّی خود به میدان آمد تا حضرت را دچار سستی کند، اما ایشان در مقامی از ذکر بودند که خداوند صلواتی بر او فرستاد که برای احدی جز پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت(ع) نفرستاد. ایشان با تحمل اعظم ابتلائات عالم به مقامی از ذکر رسیدند که باب ذکر و اطمینان، باب توحید و عدم تزلزل را بر روی همه ی عالم گشودند.

حضرت سید الشهداء(ع) در صحرای کربلا با تمام مصیبت هایی که دید لحظه ای از ذکر و یاد خدا غافل نشد تا آنجا که حتی در گودی قتلگاه با تمام وجود مبارکشان مشغول ذکر خدا بودند «الهی رضا بقضائك و تسليما لامرك و لا معبود سواك يا غياث المستغيثين». به دلیل همین آرامش نفس و یاد خداوند، ایشان مصداق آیه ی «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً»(فجر/27و28) می باشند.

پی نوشت ها:

(1) الکافی(ط ـ دارالحدیث)، ج 4، ص 365.

(2) بحارالانوار، ج90، ص155.