نسخه آزمایشی
شنبه, 24 آذر 1397 - Sat, 15 Dec 2018

جلسه چهارم محرم حسینیه حضرت زهرا / معیت امیرالمومنین با رسول الله گشایش الهی برای جبهه حق

متن زیر چکیده ای مفصل از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري، در چهارمین روز عزاداري حسيني در دهه اول محرم الحرام 1393 است که به تاریخ 7 آبان ماه در حسینیه حضرت زهرا(س) – شجاع فرد – در شهر مقدس قم برگزار شده است. ایشان در این جلسه توضیح می دهند که چرا در روایاتی که در تفسیر این سوره آمده اند، باطن شرح صدر و برداشت بار سنگین از دوش نبی اکرم و رفعت ذکر پیامبر، به نصب حضرت علی(ع) به منصب ولایت تفسیر شده اند. ایشان با تکیه بر معانی منتخب خود بر مفردات این سوره در جلسات قبل، هماهنگی این تفاسیر با معانی باطنی این دسته از روایات را توضیح می دهند.

خلاصه مباحث گذشته؛ شرح صدر، رفعت ذکر و معانی عمیق آن

در معنای سوره مبارکه انشراح ترجمه ای از سوره دنبال شد که در آن کل سوره خطاب به رسول الله است. خداوند در این سوره خطاب به پیامبرش میفرماید که ما به شما شرح صدر و گشادگی سینه دادیم و بار سنگینی را از دوش شما برداشتیم تا تحمل حقیقت نبوت و بار سنگین رسالت ممکن شود. بعد از آن هم به شما «رفعت ذکر» دادیم.

توضیح داده شد که پیامبراکرم نگران احیاء نام خود نبودند، بلکه این رفعت ذکر لازمه رفعت ذکر توحید است. و این رفعت ذکر هم می دانیم به رغم همه تلاشی بود دشمنان توحید که در خاموش کردن نام نبی اکرم و اهلبیت ایشان انجام دادند بود. در کافی روایت شده: «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى«يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ‏» قَالَ يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع بِأَفْوَاهِهِمْ قُلْتُ قَوْلُهُ تَعَالَى «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ‏» قَالَ يَقُولُ وَ اللَّهُ مُتِمُّ الْإِمَامَةِ وَ الْإِمَامَةُ هِيَ النُّور»

وقتی در شام کسی به امام سجاد علیه السلام عرض کرد که دیدید که در آخر از بنی امیه شکست خوردید، حضرت در پاسخ فرمودند بگذار اذان شود تا ببینی که چه نامی بلند است. این رفعت ذکر است حتی ابن زیاد هم مجبور است که با ادبیاتی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آورده اند که ادبیات توحید است با زینب کبری سلام الله علیها صحبت کند. در لهوف آمده: «فَقَالَ ابْنُ زِيَادٍ كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِيكِ وَ أَهْلِ بَيْتِك‏». حتی منافقین در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم مجبورند نام مبارک ایشان را ببرند و از ادبیات ایشان استفاده کنند.

در توضیح دشمنی دشمنان با رفعت نام نبی اکرم و اهلبیت ایشان باید به این نکته توجه داشته که دشمنی ایشان در دنیا و رفعت در دنیا خلاصه نمی شود. دشمن نبی اکرم(ص) کسی مثل ابلیس است که توانسته است تا آسمان چهارم بالا رود و معلم ملائک شود! چنین دشمنانی اصل جنگشان با نبی اکرم صلی الله علیه و آله بر سر دنیا نبوده و شدت آنها در استکبار علی الله بر دنیا خلاصه نمیشود. مشکل دشمنان بزرگ نبی اکرم، حسادت بر نبی اکرم در دو عطای بزرگ خداوند به ایشان، یعنی «ملک عظیم» و «ملک کبیر» است.

ملک عظیم مقام مفترض الطاعه بودن اهل بیت علیهم السلام است که حد لازم از معرفت است و همان است که امام صادق(ع) در کافی شریف فرمودند که: «لَكِنَّهُ خَلَطَنَا بِنَفْسِهِ فَجَعَلَ ظُلْمَنَا ظُلْمَهُ وَ وَلَايَتَنَا وَلَايَتَهُ حَيْثُ يَقُولُ- إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا» ملک کبیر هم همان است که در سوره «هل اتی» آمده است که بر طبق آن مُلک در همه عالم از آن نبی اکرم است و محل حکومت نبی اکرم است. مانند شب قدر، هر ملکی که برای کاری بر عالم نازل میشود ابتدا باید محضر امام بیاید و کسب اجازه کند. شعاع این ملک وقتی در بهشت به انسانهایی که در دنیا شیاطین هم از آنها اجازه نمی گرفتند که در وجود آنها داخل شوند، حتی هیج مَلَکی برای رفتن به خانه های ایشان، بدون اجازه اقدام نمی کند.

ابلیس و شیاطین انسی امت نبی اکرم صلی الله علیه و آله بر سر این ملک کبیر و عظیم با پیامبر اکرم جنگ داشتند نه بر سر دنیا. می خواهند این رفعت ذکر که رفعت توحید است در عالم نباشد. دشمنی آنها با رفعت نام حضرت در قلوب و عوالم  است و ذکر اللهی است که در ذکل ایشان رفعت یافته است.

خداوند در ادامه سوره به رسولش می فرماید که حال که در دل مشکلات، دو راحتی و یسر -شرح صدر و راهیابی به حق- وجود دارد، «اذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب» پس وقتی از ادای نبوت فارغ شدی دوباره مشغول شو و به سوی پروردگارت رو بیاور.

معانی «شرح صدر» و «وضع الوزر» و «رفعت ذکر» در روایات تفسیری

از مفاد این سوره پیدا است که حضرت نگرانی هایی نسبت به مأموریت عظیمشان داشته اند. چون باید همه عوالم را هدایت کنند لذا هم از جانب دشمنی دشمنان نگران بودند و هم از جانب تحمل و استقامت نداشتن دوستان. لذا خدای متعال میفرماید نگران نباش. ما به تو شرح صدر و سبکی بار و رفعت ذکر دادیم که برای به انجام رسیدن کار شما در عالم کافی است. طبق معنایی که در روایات آمده است تمام این گشایشهای برای پیغمبر(ص)، با اعطای منصب ولایت الله برای امیرالمومنین محقق گردید که در جلسه قبل روایات آن خوانده شد. حال باید این این معنا توضیح داده شود.

معنایی دیگر از شرح صدر

شرح صدر در هر مومنی به اندازه خود اوست. چون آغاز هدایت یا شاید همان معنای هدایت، چیزی جز شرح صدر نیست.« فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلام‏»(انعام/125) در امالی شیخ طوسی آمده است: «يَا أَبَا ذَرٍّ، إِذَا دَخَلَ النُّورُ الْقَلْبَ انْفَتَحَ الْقَلْبُ وَ اسْتَوْسَعَ. قُلْتُ: فَمَا عَلَامَةُ ذَلِكَ، بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: الْإِنَابَةُ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ، وَ التَّجَافِي عَنْ دَارِ الْغُرُورِ، وَ الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ.» شرح و توسه قلب با نوری است که باعث میشود عالم مومن از دنیا بزرگتر شود و به حال تجافی و پرواز از دنیا برسد. این شرح صدر همان نور امام است که در قلب مومن می آید و الا خود امام که در قلب مومن نمیگنجد. امام به تعبیر امام رضا علیه السلام مثل شمس است «الْإِمَامُ كَالشَّمْسِ الطَّالِعَةِ الْمُجَلِّلَةِ بِنُورِهَا لِلْعَالَمِ وَ هُوَ بِالْأُفُقِ حَيْثُ لَا تَنَالُهُ الْأَبْصَار» شعاعش همه عالم را روشن میکند ولی خودش در قلب و دیده کسی نمیگنجد. همانطور که قرآن اینطور است و در قلب مومن نمیگنجد.

لذا فقط با شعاع نور امام میتوان بصیر شد و بعد همه ملک و ملکوت را با این بصیرت و نور میتوان دید چنانچه ابراهیم علیه السلام با این نور به رویت ملکوت عالم نائل شد.

اما شرح صدر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باید در حدی باشد که عالم در وسعت سینه او به سمت خدای متعال و قرب و نجاح پرواز کند. چون هر امتی را به اندازه ظرف پیامبرش سالک میکنند و همه عالم به اندازه ظرفیت پیامبر اکرم میتوانند سلوک کنند. لذا خدای متعال به پیامبر اکرم شرح صدری میدهد که همه عوالم را هم میتواند مهمان دلش کند. میفرماید: ما بار شما را سبک کردیم و به راحتی به منزل میرسد.

شرح صدر پیامبر اکرم این است که نور امیر المومنین علیه السلام و همه حقیقت قرآن را به او عطا میکند و امیر المومنین را به معیت پیامبر اکرم میفرستند. «فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَه‏...»(اعراف/157)

پیامبر اکرم مثل نور الهی است که چراغدان دارد، روغن دارد، زجاجه دارد، در آن چراغدان دو مصباح است و ... با این خصوصیات و انواری که به این مثل نور داده ایم بار هدایت برداشته میشود. که دیده اید روغن را به ابراهیم و مشکات را به صدر پیامبر اکرم و به فاطمه زهرا و زجاجه را به امیر المومنین و دو مصباح را به حسنین علیهم السلام تفسیر کرده اند. لذا دیگر نیازی نیست که پیامبر اکرم از ظلمات و فتنه های بنی امیه و... نگران باشند. ما به تو سینه ای دادیم که انوار ائمه علیهم السلام در آن روشن میشود. قلب شما ظرف نور اهل بیت علیهم السلام است. مثل همان که به پیامبر اکرم میفرماید تو نگران نباش که ما به آنها دولتی داده ایم در عوض ما به تو شب قدری داده ایم که از الف شهر بهتر است که همان فاطمه زهرا سلام الله علیهاست.

نگران ظلمات نباش، ما شما را بسط دادیم و وجودتان مثل چراغدانی است که در آن چراغهایی افروخته میشود. این معنای شرح صدر است. ما به تو زجاجه ای دادیم که همه نور چراغ را در خود جمع میکند و او علی است که همه حقائق پیامبر اکرم را در خود ادامه میدهد. «انما انت منذر و لکل قوم هاد» هدایت تو در ائمه علیهم السلام متجلی میشود و به عالم میرسد و عالم را روشن میکند «و الله متم نوره»

معنای برداشته شدن «وزر» از ایشان با روایات

در روایت است که هنگامی مسکینی وارد مسجد رسول الله شد و از مردم کمک طلبید و وقتی کسی کمکش نکرد خواست به خدای متعال شکایت کند که امیر المومنین که در حال نماز بودند به یاری امت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمدند و در حال نماز انگشتر به او بخشیدند. پیامبر اکرم وقتی این صحنه را دیدند از خدای متعال خواستند که خدایا همانطور که موسی را با هارون یاری کردی و دعای موسی را برای وزارت هارون پذیرفتی برای من هم وزیری قرار ده. بعد جبرئیل این آیات را نازل کرد: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون‏»(مائده/55) خدای متعال نمیفرماید که دعای تو را مثل دعای موسی مستجاب کردم و علی را «وزیر» تو قرار دادم. بلکه میفرماید من با قرار دادن ولایت خود در «ولایت» برادرت علی، تو را یاری کردم. با وجود این برادر و وزیر است که بار سبک میشود و بدون این وزیر نمیشود.

لذا در آخر سوره رعد میفرماید: «وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب‏» این شخص که همه علم الکتاب نزد اوست برای من کافی است. دیگر فرقی نمیکند که شما مقابل من باشید یا در کنار من. که این آیه خطاب به دشمنان امت پیامبر اکرم است نه کفار معمولی.

این بار سنگینی است و با چنین وزیری برداشته میشود. با این وزیر و روشن شدن این چراغ ها در قلبت و شرح صدری اینگونه است که تو را یاری کردیم که بارت را به مقصد برسانی. پس نگران نباش. ما به تو چنین شرح صدر و وزیری دادیم. با این انوار در همه عالم، هر کس اهل هدایت باشد هدایت میشود.

حال که این یسرها را به تو دادیم، کارت را تمام کن و کار آخر را انجام بده که نصب ولایت است. لذا در روایت در کتاب تفسیر قمی است که: «فَإِذا فَرَغْتَ‏ مِنْ نُبُوَّتِكَ فَانْصَبْ‏  عَلِيّاً ع وَ إِلى‏ رَبِّكَ فَارْغَبْ فِي ذَلِك‏»