نسخه آزمایشی
شنبه, 02 تیر 1397 - Sat, 23 Jun 2018

جلسه ششم محرم حسینیه حضرت زهرا / مَثَلها و تعابیر مختلف از امام(ع) و ظهور و غیبت او در قرآن

متن زیر چکیده ای مفصل از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري، در ششمین روز عزاداري حسيني در دهه اول محرم الحرام 1393 است که به تاریخ 9 آبان ماه در حسینیه حضرت زهرا(س) – شجاع فرد – در شهر مقدس قم برگزار شده است. ایشان در این جلسه با اشاره به مسئله ظهور و غیبت امام ع به آیات و نکاتی می پردازند که در آنها با تمثیل یا لسان دیگری از جریان امامت و ظهور آن در زمان تجلی ائمه بحث به میان آمده است و با کمک این عناوین ویژگی هایی از فضای جامعه ظهور ترسیم می کنند. در انتها نیز ویژگی هایی از منتظر را بیان می کنند.

در قران از اولیاء معصومین علیهم السلام که ولایت ایشان به تعبیر روایات «قطب القران و قطب جمیع الکتب» است با تعابیر متعدد اما خاص و متفاوت از آنچه علوم بشری از ایشان یاد می کند یاد شده است. برخی از این تعابیر مثلی برای امام هستند. یکی از کلیدهای فهم قرآن این است که خیلی از مطالب قرآن در قالب مثل گفته شده است «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ»(نور/35) مثلهای قرآن برای همه است، اما معارف نورانی قرآن پشت دست این مثلها هستند. کسی که بخواهد از این مَثَلها به مُمَثّل آنها پی ببرد، به معارف اهل بیت نیازمند است. در این بحث به تعدادی از مثلها و تعابیری که در قرآن اشاره شده است که حقیقت آن مثلها امام (ع) است اشاره می شود و سعی می شود، معنای غیبت و ظهور امام در آن مَثَل نیز کمی توضیح داده شود.

ظهور و بررسی حقیقت شمس در قرآن

در آیات متعددی از قرآن، از امام با عنوان شمس تعبیر شده است. امام رضا در مقام توضیح این مَثل می فرمایند «الامام کالشمس الطالعة المجللة بنورها للعالم» بر همین اساس، از غیبت امام با عنوان، به حجاب رفتن این خورشید تعبیر شده است: «واللیل اذا یغشی» و ظهور امام را با «اشرقت الارض بنور ربها» یاد شده است که طبق روایات نور رب در این آیه امام است. اگر نور امام در قالب چراغی در سینه نبی اکرم(ص) در عالم دنیا نازل شده است، پس عصر غیبت عصری است که این چراغ به حجاب رفته است و وقتی حضرت طلوع می کنند، زمین با نور حضرت روشن می شود و همه آثاری که در قرآن برای خورشید ذکر شده است، با طلوع امام، مُمَثل این آثار با امام محقق می شود. اگر مردم با نور الهی به هدایت می رسند، ظهور این نور، ظهور هدایت در عالم است. بنابراین با غیبت امام، همه حقیقت این هدایت در حجاب ظلمت رفته است. پس ضلالت خصوصیت عصر غیبت است و هدایت خصوصیت عصر ظهور امام. ظلمت خصوصیت عصر غیبت است و روشنی عالم خصوصیت عصر ظهور امام(ع). پس انتظار ما، انتظار ظهور خورشید است. پس این تعابیر مجاز نیستند، بلکه مَثَلی هستند برای یک حقیقت.

ظهور و بررسی حقیقت ابواب التوحید

اهل بیت ابواب التوحید هستند «والباب المتبلی به الناس» هستند. وقتی حجاب ظلمت از این شمس حقیقت برداشته شود و در عالم تنزل پیدا کند، در بیوتی تنزل پیدا خواهد کرد که در ادامه آیه نور آمده است که «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه». غیبت در این تعبیر، در این آیه است که «لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها»(بقره/189) دوره غیبت دوره ای است که مردم می خواهند به توحید وارد شوند، اما از مسیر و باب آن وارد نمی شوند. لذا به مقصد هم نمی رسند. دوره ظهور دوره ای است که باب توحید بار دیگر گشوده می شود و مردم راه توحید را پیدا می کنند.

ظهور و بررسی حقیقت کلمة الماء

تعبیر دیگری که در قران امام را معرفی کرده است مُمَثل «ماء» است. «و کان عرشه علی الماء»، اگر ماء به معنای امامت باشد، معنای این آیه این خواهد بود که مقر اداره و فرمان الهی محیط ولایت امام(ع) است.

در همین جهت قرآن می فرماید: « ِ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً»(فرقان/48) لذا امام مطهِّر است و لذا هر کسی که دستش به امام برسد، هم پاک می شود و هم پاک کننده می شود؛  مثل حربن یزید ریاحی که اگر به امام ملحق نمی شد جز نواصب بود و نجس ولی وقتی به امام حسین ملحق شد، خودش پاک کننده دیگران شد. معنای دیگر اینکه امام ماء است، یعنی کلمه حیات است «الامام السحاب الماطر و الغیث الهاطل» اگر باران ولایت او بر قلوب بارید، آن قلوب زنده می شود. به همین دلیل است که از امام تعبیر به سرچشمه حیات شده است که فرمود: «السلام علیک یا عین الحیاة».

قرآن در باب غیبت امام در تعبیر ماء از این مَثل استفاده کرده است که «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتيكُمْ بِماءٍ مَعين»(ملک/30) یعنی اگر این کلمه آب گوارا که مقر اداره عالم است و کلمه حیات و طهارت است اگر در زمین فرو رفت، چه کسی آب گوارا در اختیار شما قرار می دهد. در مقابل برای ظهور امام نیز تعابیری بر طبق همین مثل آمده است. در روایات داریم که در عصر ظهور آب بر سطح زمین جاری می شود «یظهر الماء علی وجه الارض». یا در قرآن کریم می خوانیم که «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(حدید/17)

ظهور و بررسی حقیقت فجر

تعبیر دیگری که از ظهور امام تعبیر شده است، «فجر» است. فجر در قرآن دو گونه قابل معناست. اول اینکه شب ظرف اسرار است و شب قدر محرم اسرار الهی است. آنگاه ظهور امام، فجر شب قدر است، یعنی اگر شب قدر به نبی اکرم و گاهی به حضرت زهرا س تعبیر شده است و همه حقایق در وجود ایشان مستتر است و از آنجا تنزل پیدا می کند، ظهور امام(ع)، فجر این شب قدر است؛ ظهور امام زمان(عج)، تجلی نبی اکرم(ص) و حضرت زهرا(س) از وراء امام زمان علیه السلام است. اما معنای دیگر شب، ظلمت طاغوت و شیطان است. لذا فجر در این معنا پایان این شب ظلمت و آغاز تابش نور الهی است. سوره فجر بر طبق روایات با معنای دوم معنا می شود.

ظهور و بررسی حقیقت «کلمه غیب الهی»

همه خصوصیاتی که در قرآن برای امام ذکر شده است، در تعبیر قرآنی دیگری برای امام جمع شده است که امام خود کلمه غیب الهی است. در این تعبیر از خود امام با عنوان کلمه غیب الهی بر روی زمین تعبیر شده است. همه حقایقی که وجود دارد، غیبی دارد که آن غیب، امام است.

بر طبق برخی روایات، بلکه امام ع آیه غیب الهی است. در قرآن فرموده است: «وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنزِلَ عَلَیْهِ ءَایَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْب للَّهِ فَانتَظِرُوا إِنى مَعَکُم مِّنَ الْمُنتَظِرِینَ»(یونس/20) می پرسیدند که اگر حضرت نبی الهی است، پس چرا با او آیات الهی مثل ید بیضاء و عصای موسی نازل نشده است؟ تعبیر قرآن در جواب می فرماید که ای نبی ما به ایشان بگو که شما غیبی می خواهید، مثل غیبی که با معجزات انبیاء ظهور می کند. ای نبی ما! به آنها بگو خدا برای من هم چنین آیه غیبی مقدر کرده است اما «فانتظروا انی معکم من المنتظرین» شما منتظر این آیه غیبی الهی باشید که من هم منتظر آن هستم. لذا امام آن آیه غیبی امام است که هم حجت را تمام می کند و هم با تمام شدن حجت، غلبه محقق می گردد و همه توحید تجلی می کند و حجابها به اندازه ظرف عالم دنیا از حقیقت دین نبی اکرم برداشته می شود.

عصر ظهور و ظهور عقل در تعبیر روایات

این تعبیر در روایات آمده است که غیبت دوران در حجاب رفتن عقل (یعنی شخص نبی اکرم) و محیط و جنود و صفات آن است و دوره غلبه ظاهری جهل با همه جنود و صفات و محیطش است، به نحوی که صفات و محیط او در همه جای عالم غلیان و جوشش دارد که ظلم (در مقابل عدل) یکی از قوای او است. امام کلمه عقل است و ظهور او ظهور کلمه عقل است و با دست کشیدن ایشان بر عقول انسانها، عقول به نقطه بندگی می رسند.

جایگاه انتظار و خصوصیات آن

لذا انتظار ما انتظار چنین ظهوری است. و این هم انتظار ظهور آل محمد(ص) است و ظهور هیچ کس دیگری چنین اثری ندارد. این انتظار خصوصیاتی دارد: منتظر در این منطق باید معرفت به امامی با این چنین شئونی داشته باشد. و نیز انسان باید خود حضرت و به اهداف حضرت(عج) و تجلی و ظهور حضرت به مرحله «دلدادگی» برسد. و در البته امیدواری به تحقق امر عظیم ظهور کلمه تامه الهی و تمام شوونی که برای حضرت گفته شده است، بسیار مهم می باشد. منتظر باید خود را وقف این اهداف کند که فرمود: «الحابس نفسه علینا».

منتظر باید صبر و پایداری داشته باشد و به دنبال دولت مستعجل نباشد. «صبرنی علی ذلک حتی لااحب تعجیل ما اخرت و لاتاخیر ما عجلت». ما در تحقق این وعده عظیم الهی که ظهور کلمه غیب الهی است، مثل آن زنبور عسلی هستیم که بر روی آتش نمرود با بال خودش آب می پاشید. این پاشیدن آب اگرچه برای زنبور و بندگی او بسیار مهم بوده است، اما آنچه این آتش برافروخته را بر حضرت ابراهیم گلستان کرد، فرمان الهی بود که «یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم». ما باید ظهور را بخواهیم اما باید مراقب باشیم که به دنبال دولت مستعجِل نباشیم.

منتظر باید قرب ظهور را حس کند. «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» وگرنه به قساوت می رسیم. قرآن به ما می آموزد که مثل امم گذشته نباشیم که «فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ». یعنی مدت بر آنها طولانی شد پس به قساوت رسیدند. قلب قاسی نه می جوشد و نه چیزی دریافت می کند. انسان نباید فکر کند که زمان زیاد است. قلب اگر بخواهد قساوت از آن برداشته شود، باید طول امد از آن برداشته شود. و این هم تلقین نیست، حقیقتا فرصتها کوتاه است: امیرالمومنین هر شب در دوران حکومتشان می فرمودند: «تجهزوا رحمکم الله فقد نودی علیکم بالرحیل» قافله می رود و این شما هستید که جا می مانید.

کسی که ظهور را نزدیک نمی بیند، برای آن کاری نمی کند. این حقیقتی که می خواهد محقق شود و ما می خواهیم در آن مشارکت داشته باشیم و در رجعت آن باشیم، نباید آن را دور ببنیم وگرنه از مشارکت در آن جا می مانیم. مومن حقیقتا این ظهور را -مثل قیامت کبری- نزدیک می بیند. صبح قیامت و یا صبح ظهور بسیار نزدیک است، این ما هستیم که گاهی آن را دور می بینیم و از آن جا می مانیم. کسی که اینچنین است اگر پرده ها کنار رود و ببینند که ظهورهزار سال دیگر است، باز هم آن را حقیقتا (نه از تخیل و تلقین!) نزدیک می بیند. مثل همان که امیرالمومنین درباره متقین می فرمایند: «هم و الجنه کمن قد رآه و هم فیها منعمون هم و النار قد رآه و هم فیها معذبون».

لذا شاید وجود این صفات برای منتظر است که باعث می شود در روایت امام سجاد فرمودند: مومنین منتظر در عصر غیبت برترین انسانها هستند.