نسخه آزمایشی
سه شنبه, 23 مرداد 1397 - Tue, 14 Aug 2018

جلسه هشتم محرم حسینیه حضرت زهرا / عدم تحقق وعده گشایش الهی در عصر حاضر و تعلق آن به آینده

متن زیر چکیده ای مفصل از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري، در هشتمین روز عزاداري حسيني در دهه اول محرم الحرام 1393 است که به تاریخ 11 آبان ماه در حسینیه حضرت زهرا(س) – شجاع فرد – در شهر مقدس قم برگزار شده است. ایشان در این جلسه با پیگیری معانی سوره ضحی، احتمال سوم در علت اینکه خداوند موکدا به رسولش می فرماید که او را رها نکرده است را بررسی فرمودند و به توضیح این موضوع پرداختند که چرا مومنین در طول تاریخ، همیشه در ابتلائات و سختی ها به سر برده شده اند و خداوند همیشه وعده دورانی داده است که در آینده می آید و گشایش در آن دوره است؟ از نظر استاد میرباقری انبیاء هیچگاه به دنبال رفاه و آسایشی که اهل دنیا در غفلت و معصیت آن را برپاکرده اند نبوده اند و هیچگاه وعده گشایش الهی در عصری که انسانها در غفلت به سر می برند نداده اند. وعده رفاه و گشایش انبیاء همواره به آینده ای تعلق داشته است که انسانها از غفلت و معصیت در صورت وفور نعمت رهیده باشند.

سه احتمال در مورد منشاء نزول آیه «ما ودعک ربک و ما قلی»

گفته شد که فراز اول این سوره را دو قسم ابتدایی سوره تشکیل می دهد. خدای متعال با قسم های فراز اول سوره موکداً می خواهد امری را نفی می کند که در فراز دوم سوره به آن اشاره شده است. این دو قَسم به خورشید و بالا آمدن آن و شب هنگامی است که همه جا را فرامیگیرد می باشد.

فراز دوم سوره حکایت از این دارد که گویا کسانی توهم یا نگرانی را دارند که خدای متعال پیامبرش را ترک کرده است. لذا خداوند می فرمایند که ما شما را رها نکردیم. بلکه دو وعده بسیار بزرگ به حضرت می دهند که: آخرتی هست که برای تو بهتر است و ما آن را برای تو مقرر کرده ایم و دوم اینکه به زودی آنقدربه تو عطا می شود که راضی شوی.

اما منشاء این توهم یا نگرانی از کجاست؟ در جلسه قبل سه احتمال در منشاء این نگرانی و توهم گفته شد که به اختصار بار دیگر تقدیم می گردد. احتمال اول این است که روایاتی هم موید آن است -هر چند با سند ضعیف- و مفاد آن این است که مدتی وحی از حضرت منقطع شد و نگرانی این پیش آمده بود که مبادا وحی الهی بر نبی اکرم منقطع بوده باشد.

اما احتمال دوم منتخب بسیاری از علمای امامیه است و موید آن روایاتی است که فریقین آن را در شان نزول آیاتی از این سوره نقل کرده اند که در ادامه خواهد آمد. بر طبق این احتمال این پیامبر آمده است و با آمدن او سختی ها شروع شده است که اگرچه بدلیل قهر و غضب الهی نیست، اما به هر حال در مقابل این ابتلائات و رنجها خداوند با این سوره پیامبر اکرم(ص) را دعوت به زهد کرده است، چرا که نبی اکرم(ص) بالاتر از آن است که دل مشغولی ایشان به این دنیا و راحتی های آن باشد. این نیز به معنی ترک خداوند، نبی اش را نیست، بلکه خداوند در قبال این دنیا و راحتی هایش، آینده هایی را برای نبی اش مقرر کرده است که به تعبیر قرآن خیر در آن آینده هاست نه این دنیا.

و نیز احتمال سوم بیان می کند که: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُون»(انعام/42) با آمدن هر نبی، سختی ها و مشکلات و شکستها و رنجهایی آغاز می شده است که باعث شده است کسانی که نگاهشان در حد دنیاست و معیار تحقیر و تمجیدشان همین وضع دنیایی است، این وضع پر مشکل و سختی را معیار غضب الهی و عدم حقانیت دانسته اند.

البته این احتمال سوم خود دو فرض دارد. اول اینکه سختی های خود نبی اکرم بیش از همه بوده است و در روایت هم داریم که همه انبیاء بلاء شدید دارند که در روایت فرمود: «ان اشد الناس بلاء انبیاء» و این معنی این توهم را ایجاد کرده است. یعنی آن کس که دنیا را اصل می بیند، این سختی هایی که به سر انگشت تدبیر حضرت حق برای پیامبر ایجاد شده است را عامل عدم حقانیت حضرت می دانستند. خداوند برای رفع این توهم است که در فراز بعدی سوره مشکلات گذشته نبی اکرم را یادآوری می کند که چگونه خداوند آن سختی ها را را برای نبی خود ایجاد کرده است و او را در دل این سختهای عظیم به ساحل امن و بی نیازی رسانده است.

فرض دوم این است که از روز اولی که این پیامبر آمده است، مومنین او نیز یک روز خوش ندیده اند. ده ها جنگ و محاصره و لشکرکشی های وقت و بی وقت و... برای آنها پیش آمده است. اهل دنیا این مشکلات را نشان از این می دانند که تدبیر خداوند بر ضد کسانی است که در اطراف این نبی الهی قرار دارند و لذا نشان از عدم حقانیت آنها دارد. يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا(آل عمران/154) اگر سوره را بر اساس این فرض نیز معنا کنیم، باز هم آیه 4 و 5 به نحوی قهر خدا بر مومنین را نفی می کند و در فراز سوم سوره با یادآوری سختی های عظیمی که نبی اکرم کشیده اند به نحوی دیگر این توهم را پاسخ می دهد که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

البته به نظر می رسد که این سوره در پاسخ به هر دو این سختی هاست و هر دو این معانی را می توان به سوره نسبت داد.

خداوند در مقابل سختی هایی که برای این پیامبر و مومنین به او وجود دارد و باعث شبهه فوق الذکر شده بود، دو نوع پاسخ می دهد. اول اینکه آینده هایی را به پیامبر وعده می دهد -که البته باید دید که چرا گشایشهای پیامبر اکرم(ص) به آینده ها موکول شده است؟ و در قدم دوم سختی های قبلی که خداوند ابتلائات عظیمی که خداوند پیش از این برای نبی خود رقم زده بود است و از دل تلخ کامی های آن شیرینی های امروز را خارج کرده است را متذکر می شود.

علت موکول به آینده شدنِ وعده گشایش برای مومنین به انبیاء

اما در مقابل این سوال که چرا خداوند امروز نبی اش را به تحمل ابتلائات دعوت می کند و گشایش ها را به آینده موکول می کند و امروز را برای او روز تحمل بلاها معرفی می کند به این دلیل است که نبی اکرم به دنبال رفاه و آسایشی که در بعد و دوری از توحید و ایمان باشد نیستند. خداوند نیز به پیامبر وعده می دهد که آینده ای در انتظار شماست که دیگر شیطنت و رفاه غفلت زا نیست و تحمل این سختی ها و رنجها برای عبور از این دوره ای است که نعمت های دنیا همه در دوری خداوند استفاده می شوند. «لاَ يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلاَ يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ»(فاطر/35) بر طبق روایات ذیل این سوره، آن دو وعده ای که در آیات این سوره وعده داده شده است، این آینده های بهشتی از عصر ظهور آغاز می شود و تا بهشت بعد از قیامت ادامه پیدا می کند. بنابراین در مقابل این سختی ها خداوند دو وعده به نبی اکرم داده شده است:

اول: وعده رجعت است که می فرماید: «والآخره خیر لک من الاولی». این آخرت، عالم آخرت نیست. بلکه به معنای آن بار آخری است که حضرت در دنیا خواهد برگشت.

دوم: بهشت موعود الهی در آخرت است که می فرماید: «ولسوف یعطیک ربک فترضی» که در این دوره خداوند آنقدر به پیامبر اجازه شفاعت عطا می کند تا حضرت راضی شوند.

عصر ظهور عصری است که همه وارد بیت النور نبی اکرم شده اند و در این دوره دیگر سختی فرستاده نمی شود چرا که انسانها در مقام توحید هستند نه اهل غفلت. راحتی ایشان، در بهره بردن از نعمتها در غفلت نیست. خوشی آنها از ذکر و حضور است و دائما به شکر مشغول هستند. اما چون این دوره محقق نشده است باید زمان آن به تاخیر بیافتد و در این دوره از طریق ابتلائات، انسانها برای آن مقامات بزرگ آماده شوند که فرمود: «وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما في‏ صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما في‏ قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»(آل عمران/154) لذا انگار از این منظر، عالم به سه مرحله تقسیم می شود: اول «دوران سختی ها» است و دوم «عصر ظهور» است و مرحله نهایی هم «عالم قیامت و بهشت و جهنم بعد قیامت».

به همین دلیل است که در ادبیات قرآن دوره سختی ها دوره کوتاهی است که همچون یک شب تا به صبح بیشتر نیست که بعد آن عصر ظهور و بعد آن قیامت و بهشت بعد آن است که الی الابد ادامه دارد. بنابراین خداوند این سختی ها را مقدمه اعطا نعمت آخرت به حضرت(ص) و مومنین ایشان قرار داده است.

در فراز سوم خداوند به پیامبر می فرماید که آیا ما شما را یتیم نیافتیم و بعد به شما پناه ندادیم؟ آیا ما شما را گمگشته (کسی که هر لحظه مترصد است که درها باز شود اما در دوران هجرانی قرار دارد. این آیه در جلسه آینده به تفصیل توضیح داده خواهد شد). ما شما را فقیر و عائله مند یافتیم آیا بعد از آن شما را غنی نکردیم؟ همانطور که گفته شد تذکر به این عبور از تلخ کامی های گذشته و رسیدن به شیرینی ها، تذکری است که خود جوابی است به کسانی که نبی اکرم را رها شده می دانستند...