نسخه آزمایشی
سه شنبه, 23 مرداد 1397 - Tue, 14 Aug 2018

جلسه نهم محرم حسینیه حضرت زهرا / بررسی ابتلائات انبیاء و مومنین و تحلیل آنها / تبیین فرازهای انتهایی سوره ضحی

متن زیر چکیده ای مفصل از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري، در نهمین روز عزاداري حسيني در دهه اول محرم الحرام 1393 است که به تاریخ 12 آبان ماه در حسینیه حضرت زهرا(س) – شجاع فرد – در شهر مقدس قم برگزار شده است. ایشان در این جلسه در ابتدا به ادامه بحث توهمی که نسبت رسول اکرم ص وجود دارد می پردازند که اگر توهم وداعی از جانب خدا با رسول هست این چه توهماتی است و احتمال سوم را در این جلسه توضیح می دهند و در ادامه به تبیین فرازهای دیگر سوره می پردازند که بحث از سابقه دستگیری خداوند از ایشان و بعد دستورات مبتنی بر این نعمات است که خدایی که او را از فقر به غنا رسانده و دستگیری کرده است حالا ایشان را مامور به دستگیری همه عوالم در در همه شئون می کند.

احتمالات مختلف در دفع توهم مذکور در ابتدای سوره / سختی و بلاء اولیاء خدا توهم رها شدن از جانب خدا

در مباحث مربوط به سوره مبارکه ضحی گفته شد که این سوره 4 فراز دارد. فراز اول سوره قسم هایی است که سوره با آن آغاز می شود که قسم به روشنی روز و شب هنگامی که فرآگیر شده است. در فراز دوم سوره، پاسخ به توهمی است که پیش آمده بود که پیامبر به حال خود رها شده است. در منشا این توهم سه احتمال وجود دارد که البته ممکن است هر سه این احتمالات صحیح باشد چرا که درباره قران اراده چند معنا از یک سوره محتمل است. (احتمال اول قطع شدن وحی بود و احتمال دوم بهره نداشتن از دنیا و امکانات است که توهم این بود که بخاطر یکی از اینها خدا رسولش را رها کرده است) اما در ادامه بررسی معنای سوره بر اساس احتمال سوم را ادامه می دهیم.

احتمال سوم این است که وقتی این پیامبر مبعوث شدند، اولا خودشان در محور ابتلائات بوده اند. «ما اوذی نبی مثل ما اوذیت». ابتلائات انبیاء و مومنین به ایشان نیز به دو دسته تقسیم می شود: ابتلائات و رنجهای قبل از نبوت و ابتلائات و رنجهای بعد از آغاز نبوت.

ابتلائات قبل از بعثت برای تحمل وحی

علت ابتلائات قبل از نبوت برای آمادگی برای دریافت حقیقت نور نبوت بوده است، چرا که حقیقت نبوت چیزی نیست که به این سادگی حجاب آن برداشته شود و یا آنکه اگر حجاب آن رفع شد، تحمل آن به سادگی باشد و کسی نبی و با خبر از اخبار غیبی گردد. بویژه رسولانی که به مقامی می رسیده اند جبرائیل این ملک مقرب الهی را که در اوج عالم ملکوت است را مشاهده کند. بنابراین محور تربیت الهی برای انبیاء، قبل از بعثت ایشان، ابتلائاتی بوده است که خداوند برای انبیاء خود رقم می زده است.

نبی اکرم(ص) و معصومین(ع)، نیز مسیر تقرب خود را از طریق ابتلائات الهی طی کرده اند اما در بوته ای بسیار عظیم و مستقیما بدست خداوند؛ که در زیارت جامعه ائمه المومنین می خوانیم: «أَنَّى وَ لَكُمُ الْقُلُوبُ الَّتِي تَوَلَّى اللَّهُ رِيَاضَتَهَا بِالْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ وَ جَعَلَهَا أَوْعِيَةً لِلشُّكْرِ وَ الثَّنَاءِ» بنابراین انبیاء، بخصوص انبیاء بزرگ الهی و بخصوص شخص نبی اکرم برای تحمل وحی سختی های زیادی را تحمل کرده اند. چراغی که قرار است این انبیاء روشن کنند، اول باید در قلب خودشان روشن شود. آمادگی قلب برای اینکار بسیار پر زحمت و رنج بوده است.

ابتلائات بعد از بعثت برای شفاعت و دستگیری

اما دسته دوم ابتلائاتِ انبیاء و اولیاء الهی و مومنین به ایشان، ابتلائات و رنجها و دشواریها است که پس از بعثت و آغاز دعوت آغاز می شود. در این مرحله انبیاء باید برای دستگیری و رفع حجاب از امت هم ریاضت می کشیدند و ابتلائات این کار را هم تحمل می کردند. یعنی وقتی پیغمبر می شدند، فقط بار خود را به دوش نداشتند، بلکه باید به کمک مردم می آمدند و بار آنها را هم تحمل می کردند. مثل معلم که هم برای شاگرد مستعد و هم غیر مستعد باید زحمت بکشد و برای انتقال علم به آنها رنجها را تحمل کنند تا شاگرد به جایی برسد. خیلی از کارها را استاد انجام می دهد تا شاگرد به جایی برسد، وگرنه با پای شاگرد نمی شود مسیر را طی کرد!

لذا بعد از اینکه گشایش برای نبی الهی حاصل می شود این گشایش برای امتش هم هست و انوار هدایت را برای امت به همراه دارد. این معنای «انا فتحنا لک فتحا مبینا لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر»(فتح/1) وگرنه نبی اکرم که اهل گناه نبوده اند! البته همزمان با ابتلائی که انبیاء برای هدایت می برند، امت هم ابتلائاتی دارد اما ابتلائات آنها در مقابل عظمت رنجهای انبیاء و اولیا الهی چیزی نیست.

بررسی ابتلائات مومنین و رسیدن به وادی ولایت

علت رنجهایی که مومنین می کشند برای رسیدن به مقام دستگیری شدن و به شفاعت رسیدن است. اصل راه را انبیاء هموار می کردند و رنجهای انسانها تنها برای این است دستمان را به دست انبیاء برسانیم و بعد برای رها نکردن دستمان، تحمل کنیم. لذا در روایات می خوانیم که حقیقت ایمان و ولایت الله امری صعب و مشکل است که تنها به سه دسته داده می شد، ملائک مقرب، انبیاء مرسل و بندگان ریاضت کشیده و امتحان پس داده. تنها کسانی که سختی های راه را تحمل کرده اند به این مقامات دست پیدا می کنند.

در قرآن می فرماید: «يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ»(انشقاق/6) این رنج، رنج لقاء پروردگار است و رسیدن به لقاء الهی بدون این رنجها ممکن نیست. پس این رنجها تاوان ملاقات الهی نیست! بلکه رسیدن به لقاء الله مقام عظیمی است که این رنجها دست تربیت الهی برای ایجاد آمادگی در مومنین برای آن مقامات است چرا که هر یک از ابواب توحید که بخواهد بر روی انسان گشوده شود، آمادگی جدید احتیاج دارد. اما به هر حال این رنجها در مقابل رنج انبیاء و اولیاء چیزی نیستند! اصل بلای عاشورا برای نبی اکرم و اولیاء معصومین ایشان است و گوشه ای از آن به انسانها رسیده است.

همین جا اشاره می کنیم که گشایشی که در دولت نبی اکرم حاصل می شود هم کاملا متفاوت از رفاه و آسایشی است که در دوران غیبت و در ادامه دولت بنی امیه محقق شده است. عصر ظهور و رجعت و قیامت و درجات بهشت حقیقت این گشایشهاست که البته هم بسیار وسیع تر و عظیم تر از این رفاه های دنیایی است و هم گشایش مبتنی بر ایمان است.

حال این رنجهای بسیار حداقلی موهم این شبهه شده است که شاید خدا با ما نیست که ما مجبوریم برای رسیدن به گشایش سختی بکشیم. قرآن با قاطعیت می فرماید که «ما ودعک ربک و ما قلی...». و در متن این ابتلائات دو گشایشها و فتح بسیار بزرگ است که بر طبق روایات ذیل این سوره، این دو گشایش بزرگ برای حضرت اول گشایش عصر رجعت (و للآخره خیر لک من الاولی) است و دوم گشایش در قیامت و آخرت (ولسوف یعطیک ربک فترضی). نبی اکرم(ص) به چنین گشایشهایی مسرور می شوند نه به رفاه و آبادانی دنیایی که نتیجه غفلت سراسری باشد!

فراز سوم سوره؛ اشاره به تجربه های حضرت در ابتلائات

در فراز سوم سوره خدای متعال بعد از اینکه این توهم را قویا نفی کردند، در این فراز برخی از تجربه های حضرت در تحمل بلای الهی قبل از رسالت به عنوان شاهد ذکر می شود. که نیازمند توضیح دقیق است.

در ابتدا می فرماید: «الم یجدک یتیما فآوی». باید در توضیح آیه اشاره کرد که حضرت آنچنان با یُتم و تنهایی سنگین خود در مسیر توحید سلوک کردند که مطلقا در پناه حضرت حق درآمدند و منشا در پناه قرار گرفتن امت شدند.

و بعد ادامه می دهد که: «و وجدک ضالا فهدی» اما ضال بودن نبی اکرم به چه معناست؟ احتمال اول که منتخب مرحوم علامه طباطبایی است این است که هر مخلوقی در مرتبه خود به نسبت جایگاهش در مقابل خدای متعال ضال و گمگشته محسوب می شود. «انت الهادی و انا الضال» لذا این پیامبر که از اسلاب پاک به دامن های پاک منتقل شده است و در عوالم قبل معلم انبیاء بوده است و خداوند اراده کرده است که مستمرا رجس را از ایشان و اهل بیتشان رفع کند، هیچگاه دچار گمراهی نبوده اند بلکه در مقابل خدا ضال حساب می شوند.

اما احتمال دوم این است که ضلال در اینجا به معنای گمراهی نیست، بلکه به معنی عدم علم و هدایت است. منظور این است که بالاخره حضرت در عالم دنیا و در مرتبه دنیایی ایشان، تجلی اعظم را در شب مبعث که در چهل سالگی حضرت بوده است دریافت کرده است و همه این چهل سال حضرت در حال ریاضات شدید و وسیع و تحمل بلاهای بزرگی (مثل یُتم حضرت از ابتدای تولد) بودند که در نهایت ختم به تنزل یافتن آن نبوت عالیه در عالم دینا شد و این نور و روح را ایشان در عالم دنیا نیز (همانطور که در عوالم دیگر وجودیشان دریافته کرده بودند) دریافت کردند.

و در ادامه سوره نیز ادامه می دهد که: «فوجدک عائلا فاغنی» که ظاهر امر این است که حضرت در یتیمی بزرگ شدند و به فقر دچار بودند و خداوند ایشان را ثروت عطا کرد. اما در باطن این آیه به این موضوع اشاره دارد که حقیقتا غنایی که در همه عالم هست، همه از عطایای الهی به نبی مکرم اسلام است که نازله ای از آن به انسانهای مومن رسیده است.

فراز چهارم سوره؛ دستورات نهایی بر رسول اکرم ص

بعد از این در سوره 3 دستور به پیامبر داده شده است. ظاهر آیات این است که شما که طعم یتم و فقر را کشیده اید، شما دیگر به یتیم و فقیر قهر و پشت نکنید.

اما ارتباط این فراز با این ظاهر با فرازهای قبلی چیست؟ بر طبق روایات ذیل سوره این دستورات سه گانه به پیامبر برای ما امت پیامبر است. همه کائنات فقیر پیامبر(ص) هستند، همه کائنات بدون پیامبر(ص) یتیم هستند. لذا خداوند در این آیه می فرماید که ای پیامبر ما! تو فقیر ما بودی و ما تو را به غنی رساندیم، حال شما هم بقیه سائلین عالم را به غنی برسان و دست کسی را رد نکن چرا که کسی که از جواب دادن به سائل فرار می کند، از اینکه واسطه رحمت الهی شود فرار میکند - خصلتی که در قران به یهود نسبت داده شده است در حالی که این پیامبر الهی رحمه للعالمین است-. ما همه عالم را که ایتام و سائلین هستند را به تو ارجاع دادم تا از طریق بیت النور مسیر توحید و غنی به توحید را طی کنند.