نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 25 مهر 1397 - Wed, 17 Oct 2018

جلسه دهم محرم حسینیه حضرت زهرا / بررسی اقامه صلاة و زکات و امر به معروف و نهی از منکر در فعل سیدالشداء

متن زیر چکیده ای مفصل از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري، در دهمین روز عزاداري حسيني در دهه اول محرم الحرام 1393 است که به تاریخ 13 آبان ماه در حسینیه حضرت زهرا(س) – شجاع فرد – در شهر مقدس قم برگزار شده است. ایشان در این جلسه در ابتدا با اشاره این فراز از زیارت نامه سیدالشداء که اقامه صلاة و زکاة و امر به معروف و نهی از منکر را بیان می کند به شرح این عبارت می پردازند و به مراتب افعال و نماز اشاره می کنند و عمق حرکت سیدالشداء را بیان می کنند؛ به اینکه اقامه در حد اصل نماز که جریان ولایت است باید انجام می شده است و حرکت ایشان در این سطح است و البته این حرکت از وادی بلای ایشان عبور می کند.

بررسی ابتدایی صلاة و زکاة و امر به معروف و نهی از منکر

در زیارت نامه حضرت می خوانیم که: «أَشْهَدُ أَنَّكَ‏ قَدْ أَقَمْتَ‏ الصَّلَاةَ، وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَر» این عبارت از جملاتی است که بشکل متعدد خطاب به سیدالشهداء نقل شده است. این عبارات یک معنای ظاهری دارد و یک معانی باطنی که باید به هر دو توجه شود.

در معنای ظاهری آن نماز از واجبات دینی است و باید خوانده شود و از افضل اعمال است و اگر کسی آنرا اصلاح کند همه اعمالش درست می شود و اولین سوال در قیامت هم از نماز است. و تردیدی نیست که حضرت نماز به این معنی را اقامه کردند. در واقع دشمن می خواست این مهم را تعطیل و تحقیر کند و البته از جمله کارهای امروز شیطان هم همین است و این مناسک به افراد خوار و عقب مانده نسبت می دهد. رسول الله(ص) این نماز را جریان دادند و جا انداختند لکن عده ای بدنبال این بودند که کار را به عقب برگردانند و هرچه ایشان ساخته خراب کنند. لذا حضرت در رویا دیدند که بر منبرشان عده ای بالا می روند و مردم را به قهقرا می برند و تلاش می کنند دوباره بساط شرک را راه بیاندازند. البته به شکل جدیدی. لذا دشمنان امروز هم با این نماز دشمنی می کنند و اگر در جریان دشمن می بینید که نماز با آداب حتی خوانده می شود، این بخاطر توسعه فعل نبی اکرم است که دشمن مجبور بوده است در لوای اسلام دشمنی کند.

اما زکات هم برگزیده مال است که مال را پاک کند. این کار موجب رشد و طهارت دارایی و بلکه خود انسان می شود. و متعلق آن هم همه دارایی هاست و مایه رشد و نمو می شود. حد واجب آن هم در فقه بحث شده است. امر به معروف هم معروف عندالله است که به این معناست که آنچه در نزد خدا پسندیده و شناخته شده است و امر به آن هم دعوت به آن خوبی هاست و نهی از منکر هم در مقابل معنا می شود. اینها یک معنا از حرکت سیدالشهداء است. و البته امر به معروف ایشان وسیعتر از زبان بوده است و به میدان قتال کشیده شده است.

توسعه صلاة و زکاة در درون انسان ها و جهاد اکبر

لکن توسعه این عناصر نه فقط در ظاهر بلکه در باطن هم بوده است به این معنی که این افعال یک لایه درونی در انسان هم دارد که آنهم باید محقق شود و واقعا انسان نمازگزار باشد. این همان است که در روایات به جهاد اکبر تعبیر شده است. در واقع اگر با جهاد و قتال شرک در ظاهر برداشته می شود لکن جهاد اکبر برداشتن شرک و ناپاکی ها در درون انسان است. پس نماز و زکات و معروف در قلوب هم زنده شود و همه اهل خوبی ها شده و موحد شوند. این جهاد اعظم است. جهاد ظاهری حضرت هرچند عظیم بوده است ولی جهاد باطن اصل مسئله است. در واقع اصل جهاد در باطن است که گاه انسان درونش جهادی ندارد و بیرون فقط فعالیت می کند. انسان در این حال فریب می خورد و اصل مسئله را از دست می دهد.

در قران کریم آمده است: «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُم»(اعراف/27) یعنی ما مواضع غفلتی داریم که شیطان تسلط پیدا می کند. اگر انسان از جهاد اکبر غافل شد شیطان نفوذ می کند. باید سنگر بندی با شیطان در همه ساحات رصد شود که کار از دست نرود. او می خواده همه صفات رذیله را در دل بیاندازد و ما باید مراقب باشیم و با توکل و توسل از جنود عقل بهره ببریم و او را دور کنیم وگرنه او ما را اسیر می کند. پس برای پاک شدن انسان ها (که اصل بدی ها و نجاست ها خود سران دشمنی هستند) فقط جهاد بیرونی کافی نیست بلکه باید در صف درگیری باطنی باید حضور داشته باشیم. اولیاء خدا این صحنه را می دیدند و با آن مقابله می کنند. (بزرگی می گفت شیطان در رمی جمرات با مکن درگیر بود و حتی به بازویم آسیب زد) پس این درگیری گاه در این مقیاس است که به درون انسان هم راه یافته است.

درگیری و جهاد برای اقامه معروف اعظم جهادها

اما یک سطح دیگر از دیگری و جهاد است که اقامه خوبی هاست. شیطان می خواهد اقامه بدی ها کند و صفات خود را نشر بدهد چه در باطن و چه در ظاهر. اما حضرت می خواهند صفات نورانی را بسط دهد و همه را نورانی کنند و از دست شیطان نجات دهد و این اعظم درگیری هاست. عاشورا نقطه اوج این درگیری است. بحث جهاد اکبر نیست بلکه جهاد اعظم است که درگیری برای اقامه است. و در این درگیری هم سلاح و قواعد درگیری متفاوت خواهد بود. لذا در روایات آثاری برای لعن و مانند آنها در این درگیری نقل می شود و یا مثلا می فرمایند «و سلاحه البکاء». پس در این جهاد باطنی و اعظم حضرت اقامه صلاة و دادن زکات و امر به معروف و نهی از منکر داشته اند.

اما این درگیری حضرت که برای اقامه صلاة و زکاة و معروف و منکر بوده است چه حقایقی هستند و حضرت بدنبال اقامه چه چیزهایی هستند؟ برای رسیدن به این معنا به سراغ روایات می رویم.

بررسی حقیقت صلاة و زکاة و معروف و منکر برای فهم عمق حرکت حضرت

در روایتی از جابر یزید جعفی که اهل سر است (او می گوید من خیلی از روایت ها را نقل نمی کنم که اجازه آن به من داده نشده است) در اختصاص مرحوم مفید آمده است که: «يَا جَابِرُ لِمَ‏ سُمِّيَ‏ يَوْمُ الْجُمُعَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ قَالَ قُلْتُ تُخْبِرُنِي جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ قَالَ أَ فَلَا أُخْبِرُكَ بِتَأْوِيلِهِ الْأَعْظَمِ قَالَ قُلْتُ بَلَى جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ فَقَالَ يَا جَابِرُ سَمَّى اللَّهُ الْجُمُعَةَ جُمُعَةً لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَمَعَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ جَمِيعَ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَ رَبُّنَا وَ السَّمَاوَاتِ‏ وَ الْأَرَضِينَ وَ الْبِحَارَ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَ اللَّهُ فِي الْمِيثَاقِ فَأَخَذَ الْمِيثَاقَ مِنْهُمْ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ لِمُحَمَّدٍ ص بِالنُّبُوَّةِ وَ لِعَلِيٍّ ع بِالْوَلَايَةِ وَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ قَالَ اللَّهُ لِلسَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ- ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ فَسَمَّى اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ الْجُمُعَةَ لِجَمْعِهِ فِيهِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ» جابر می گوید حضرت از علت اسم گذاری روز جمعه پرسیدند و خودشان پاسخ دادند که در عالم میثاق خداوند همه مخلوقات را جمع کرد (البته این یک حضور مخصوصی است، کما اینکه انسان در صلب پدرش هست و البته به نحو خاصی است) و در آنروز عهد ربوبیت خودش و نبوت رسول الله(ص) و ولایت علی(ع) را از همه عالم گرفتند. و در آنروز دستور به تبعیت به همه داده شد؛ به اینکه یا طوعا و یا کرها باید همراه شوید و البته همه با خشوع پذیرفتند. این روز هم از آن روز گرفته شده است و لذا روز جمع و جمعه است. یعنی روز جمعه شعاعی از آن روز است که تجمعی باید بر محور آنروز دوباره رخ دهد. آن میثاق باید ظهور و تکراری داشته باشد و باید تجدید عهد با امام بشود.

بعد حضرت ادامه می دهند که: «ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَ‏ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ مِنْ يَوْمِكُمْ هَذَا الَّذِي جَمَعَكُمْ فِيهِ وَ الصَّلَاةُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ يَعْنِي بِالصَّلَاةِ الْوَلَايَةَ وَ هِيَ الْوَلَايَةُ الْكُبْرَى، فَفِي ذَلِكَ الْيَوْمِ أَتَتِ الرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْمَلَائِكَةُ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَ اللَّهُ وَ الثَّقَلَانِ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ وَ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِالتَّلْبِيَةِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَامْضُوا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذِكْرُ اللَّهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ، وَ ذَرُوا الْبَيْعَ‏ يَعْنِي الْأَوَّلَ» یعنی اگر ندای بر صلاة هم در آنروز داده می شود صلاة اینجا به معنای ولایت علی(ع) است. یعنی قرار است در روز جمعه شما تجدید عهد با ولایت کبری داشته باشید. و اینکه ولایت کبری فرمود زیرا بالاترین مرتبه ولایت برای ایشان است و ولایت انبیاء دیگر بغیر از رسول الله در این اندازه و مرتبه نیست. که در این روز بوده است که همه عالم یک لبیک به خداوند گفته اند. و بعد ادامه می دهند که اگر در آیه می فرماید بشتابید به سمت ذکر الله، حضرت علی ع این ذکر است. (ذکر گاهی به قرآن و گاه به رسول(ص) و گاه به علی(ع) و گاهی همین اذکار ظاهری که اینها ارتباط هم دارند) و درطرف مقابل هم ولایت دشمنان ایشان است که باید آنرا رها کرد. پس معنای صلاة به امام تفسیر شده است که خیلی مهم است.

و یا در آیه دیگری داریم که «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعين»(بقره/45) که در روایت فرمود که صبر وجود مقدس رسول الله(ص) است و نماز اقامه ولایت ایشان است. و یا داریم «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتين»(بقره/238) که در روایت فرمود که صلوات ذوات مقدسه هستند و صلاة وسطی به حضرت علی(ع) تفسیر شده است. اما زکاة هم همینطور است و از این دست روایات داریم که زکاة هم به امام تفسیر شده است.

درباره معروف هم باز روایات داریم که آنچه در آسمانها شناخته شده است علی(ع) است و منکر هم دشمنان ایشان است. مثلا در روایتی فرمود: «قَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ فَقَالَ ع الْمَعْرُوفُ يَا أَبَا حَنِيفَةَ الْمَعْرُوفُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ الْمَعْرُوفُ فِي أَهْلِ الْأَرْضِ وَ ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا الْمُنْكَرُ قَالَ اللَّذَانِ ظَلَمَاهُ حَقَّهُ وَ ابْتَزَّاهُ‏ أَمْرَهُ‏ وَ حَمَلَا النَّاسَ‏ عَلَى‏ كَتِفِه‏»

چرایی و تحلیل حقیقت صلاة و زکاة و همه فروعات به حضرات معصومین

اما چرا از امام این تعابیر شده است؟ در روایت فرمودند که خداوند ما را در طریق معرفت خودش واسطه قرار داده است: «وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ الَّذِينَ لَا يُعْرَفُ اللَّهُ إِلَّا بِسَبِيلِ‏ مَعْرِفَتِنَا» مدخل توحید ولایت است. وقتی وارد وادی توحید شدید، سبلی هست که شما را به خدا می رساند. سبیل راه های فرعی است که به راه اصلی می رسد. و البته انسان با آن نهر عظیم هم به دریا می رسد. این سبل نماز و روزه و حج و.. است. این سبل همه داخل خانه علی ع است و از فروع ولایت هستند. اینها شما را به صراط می رساند که خود امام است که وجه الله است. لذا اگر ورودی به وادی ولایت نباشد اصلا نمازی نیست. منکر رسول الله(ص) و دشمن ایشان اصلا نمازی ندارد. اما با قبول رسول و ولایت وارد این محیط می شود و از نماز بهره می برد و با سلوک با آن به خود امام می رسد.

بله خود آنها هم نمازی دارند که طریق ارتباط آنها با خداست و غیر از نماز ماست. حقیقت نماز هم همان است و اگر نماز و زکاتی هم برای ما هست از آن است. ما دست به دامن آنها هستیم که دین ما از آنها گرفته می شود. در روایت فرمود: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص يَوْمَ الْقِيَامَةِ آخِذٌ بِحُجْزَةِ اللَّهِ‏ وَ نَحْنُ آخِذُونَ بِحُجْزَةِ نَبِيِّنَا وَ شِيعَتُنَا آخِذُونَ بِحُجْزَتِنَا» و حجزة را نور یا دین معنا می کنند.

معروف خود امام است و اگر امام اقامه شد معروف اقامه شده است. و منکر حقیقی خود ائمه ظلمت هستند و اگر اینها اقامه پیدا کردند و توسعه یافتند بلکه منکر را معروف می کنند و اصلا اگر کسی مقابل بیاستد رجم به منکر می شود. و در این میان سیدالشهداء آن حقیقت صلاة و زکاة و معروف را اقامه کردند. عمق حرکت ایشان اینجاست. و برای این سطح از درگیری با همه قوای شیطان درگیر شدند. شیطان قوایی دارد که وقتی ما را آسیب می زند گوشه ای از آن است و همه قوای او برای ما صرف نمی شود (البته هرچه انسان تقویت شود او قوای بیشتری را صرف می کند) شیطان با همه قوای خود در این درگیری با سیدالشهداء و رسول اکرم(ص) وارد شد و لذا پیروزی حضرت فتوحات استثنایی هم بدنبال دارد که یکی از آنها ظهور و دیگری رجعت است. اینها محصول مجاهده اعظم است. و البته این درگیری سختی عجیبی هم دارد که فرمود: «لَقَدْ عَظُمَتِ‏ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‏» این فشار و مصیبت برای ما قابل فهم نیست. صحنه بقدری سنگین است که علی(ع) که در از دست دادن کل دنیا آن جملات را دارند، وقتی در برگشت از صفین صحنه ای از عاشورا را می بینند آنطور ناله می کنند. نبی اکرم(ص) و زهرا(س) که از دور ایم جریان را می دیدند نالان می شوند. ام سلمه می گوید در خواب رسول الله(ص) را دیدم که عجیب پریشان بودند. پرسیدند شما را چه شده است؟ فرمودند حسین من را کشته اند... «السلام علیک یا اباعبدالله»