نسخه آزمایشی
شنبه, 24 آذر 1397 - Sat, 15 Dec 2018

جلسه دوازدهم محرم ثارالله / رزق شفاعت و آثار آن؛ شفاعت در تطهير، شفاعت در «معرفت و توحيد» و شفاعت در عالم آخرت

متن زیر چکیده اي تفصيلي از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري، در دوازدهمين شب عزاداري حسيني در دهه اول محرم الحرام 1393 است که به تاریخ 14 آبان ماه در مدرسه فيضه قم برگزار شده است. ايشان در اين جلسه با اشاره به رزق شفاعت، آن را يكي از مهمترين رزق هاي خداي متعال برشمردند. حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري با بررسي برخي از مصاديقِ شفاعت هاي معصوم، سه شفاعتِ «شفاعت در تطهير»، «شفاعت در معرفت و توحيد» و «شفاعت در عالم آخرت و بهشت» را توضيح دادند و وصول به اين مقامات را تنها از مسير ولايت امام ممكن دانستند. ايشان وساطت امام در رابطه «عبد با خداي متعال» را نيز از مصاديق شفاعت برشمردند و در ادامه با اشاره به آثار اين شفاعت ها، برچيده شدن وليده هاي شياطين در مملكت وجودي افراد و نوراني شدن اين قوا، جمع شدن بساط شياطين در همه عالم با ظهور حضرت بقيه الله، انتقام از ظالمين به اهل بيت عليهم السلام، رسيدن همه عالم به حيات و از همه مهمتر ثبات قدم در معيت با امام را از آثار اين شفاعت دانستند.

یکی از رزقهایی که خدای متعال برای خوبان آماده کرده است رزق دستگیری و شفاعت اهل بیت علیهم السلام (خصوصا امام حسین علیه السلام) است. رزق، چیزی است که انسان برای دوام وجودش به آن محتاج است و از طرف خدای متعال نازل می شود. «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتين»‏(ذاریات/58)

این رزق دادن خدای متعال اعم از ارزاق قوای ظاهری و باطنی است. نعمتهای الهی گسترده تر از نعم ظاهری است. «أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَة»(لقمان/20) تا جایی که حتی گاهی در کلام خدای متعال و روایات، این نعمتهایی که ما آن ها را نعمت می شماریم را نعمت نشمرده و در عوض، ولایت و معرفت را نعیم و آلاء الله شمرده اند. چنان كه در ذيل آيه «فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ»(اعراف/69) از امام صادق عليه السلام در کافی شریف روايت شده است كه فرمودند: «قَالَ أَ تَدْرِي مَا آلَاءُ اللَّهِ قُلْتُ لَا قَالَ هِيَ أَعْظَمُ نِعَمِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ هِيَ وَلَايَتُنَا» و یا در روایت دیگری در تفسیر قمی درباره آيه «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» امام صادق عليه السلام فرمودند: «قَالَ: قَالَ تُسْأَلُ هَذِهِ الْأُمَّةُ عَمَّا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ بِرَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ بِأَهْلِ بَيْتِهِ الْمَعْصُومِينَ»

به همین خاطر است که در سجده انتهای زیارت عاشوراء از شفاعت، تعبیر به «رزق» شده است: «اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود» یا در زیارت جامعه کبیره آمده است که: «فَثَبَّتَنِي اللَّهُ أَبَداً مَا حَيِيتُ عَلَى مُوَالاتِكُمْ وَ مَحَبَّتِكُمْ وَ دِينِكُمْ وَ وَفَّقَنِي لِطَاعَتِكُمْ وَ رَزَقَنِي شَفَاعَتَكُم‏» و از خدای متعال می خواهیم که رزق شفاعت به ما بدهد.

این رزق، مصادیقی هم دارد که بعضی از مصادیقش همانهایی هستند که بعنوان مصادیق شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روایات آمده است. مصادیقی مثل عبور از اهوال قیامت، داخل شدن به بهشت بدون حساب، نجات از عذاب جهنم، خروج از جهنم بعد از عذاب و یا ترفیع مقامات در بهشت. در واقع حقیقت شفاعت لطفی است که خدای متعال به واسطه اهل بیت علیهم السلام به ما عطا می کند.

شفاعت تطهیری، یکی از مهمترین مصادیق شفاعت

گاهی زحمتی که برای شفاعت ما می کشند، برای تطهیر و پاک شدن ماست. مثل اینکه در سوره مبارکه فتح آمده است: «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً * لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً»(فتح/1) که ناظر به همین شفاعت است. چون مسلم است که پیامبر اکرم معصوم مطلق و مصداق اتمّ اولیاء الله است که در حدیث قرب نوافل ذکر شده و همه کارها و قوایش الهی است. لذا اینکه خدای متعال می فرماید که گناهان تو را بخشیدیم به این معنی است که در تفسیر قمی از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «مَا كَانَ لَهُ مِنْ ذَنْبٍ وَ لَا هَمٍّ بِذَنْبٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ حَمَّلَهُ ذُنُوبَ شِيعَتِهِ ثُمَّ غَفَرَهَا لَه‏» پیامبر اکرم قبول کرده اند که امت را مطهر کنند و بارشان را بردارند و آنها را برسانند و موانع را از پیش آنها بردارند.

همان طور که اشاره شد اصلی ترین موانع برای قرب هم محیط ولایت ائمه جور است که مومن را هم گرفتار می کند. لذا در تفسیر آیه 40 سوره نور «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها» در روایت بيان شده است که یعنی «إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ‏ الْمُؤْمِنُ فِي ظُلْمَةِ فِتْنَتِهِمْ لَمْ يَكَدْ يَراها» مؤمن در فضای ظلمانی که دشمنان اهل بیت علیهم السلام ایجاد کرده ند از امکانات خود هم محروم است و نمی تواند از مقدوراتش استفاده کند. لذا با فتحی که برای پیامبر اکرم واقع می شود حضرت موانع را برطرف می کنند. لذا خدای متعال با این فتح گناهان ما را می آمرزد.

بعضی معنای این آیه را به طور كلي از ظاهرش منسلخ کرده و گفته اند که مراد از فتح، فتوحات باطنیه است که از عالم بالا نازل و امت که متعلقان حضرتند را تطهیر می کند. يعني پیامبر اکرم آسمان و سماء عالمند که ماء طاهر از اين آسمان نازل می شود و قلوب را تطهیر می کند: «يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِه‏»(انفال/11) در تفسیر این آیه آمده است: «أَمَّا قَوْلُهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَإِنَّ السَّمَاءِ فِي الْبَطْنِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْمَاءَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع جَعَلَ عَلِيّاً ع مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ فَذَلِكَ قَوْلُهُ‏ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً وَ أَمَّا قَوْلُهُ لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ فَذَلِكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع يُطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ قَلْبَ مَنْ وَالاهُ فَذَلِكَ قَوْلُهُ لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَعْنِي مَنْ وَالَى عَلِيّاً ع أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ الرِّجْسَ وَ تَابَ عَلَيْهِ»

اما نیازی به دست برداشتن از معنای ظاهری آیه نیست چون فتوحات ظاهری نيز دست کفار را می بندد و موجب رفع موانع سلوک مومنین می شود. وقتی حضرت با مجاهدات خود دست فراعنه و ابلیس را می بندد موانع طهارت امت رفع می شود. این شفاعتِ تطهیری است که گناهان ظاهری و گناهانی را که در خفایای وجودی انسان است تطهیر می کند. گاهی گناهی مثل «ریا» از مورچه سیاهی که در شب تاریکی بر سنگ سیاه راه می رود مخفی تر است.

تطهیر از گناهان، جز با جریان نبی اکرم که جریان طهارت است واقع نمی شود. ریشه همه رذائل، دشمنان حضرتند و حتی اگر در اعمال مومن هم گناه و شرک خفی راه پيدا كند از اعمال و ادامه وجودی ائمه جور است.  در روایت آمده است. «فَمَنْ أَشْرَكَ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ فَقَدْ أَشْرَكَ بِوَلَايَتِنَا وَ كَفَرَ بِهَا وَ جَحَدَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع حَقَّهُ وَ وَلَايَتَه» پس شفاعت تطهیری به این نحو است که اهل بیت علیهم السلام ما را از ادامه وجودی دشمنانشان پاک کنند.

این شفاعت گاهی شامل تک تک مومنین می شود. گاهی هم با یک تصرف مثل عاشورا که منتهی به عصر ظهور می شود بساط این ظلمات و رجس را از عالم جمع می کنند و زمین را به نور توحید و نور امام زمان علیه السلام روشن می سازند که این همان شفاعت عامه است که عالم را از لوث ائمه باطل پاک می کنند.

در زندگی دنیوی ما ممکن است ارزاق مادی و معنوی ما آلوده باشد. غذا و نگاه و علم و ... آلوده باشند. این آلودگی به خاطر این است که قوای شیطانی، ما را احاطه کرده است و مانع نزول ملائکه می شوند. امیرالمومنین علیه السلام در خطبه هفتم نهج البلاغه می فرمایند: گاهی شیطان در انسانها تصرفاتی می کند و «فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِم‏» دل بعضی لانه شیطان می شود و با زبان و چشم آنها کار می کند. پس گاهی محیط انسان فضای شیطان است و او در قوای باطنی فرد تصرف می کند. پس شفاعت این است که قوای باطنی اين فرد از ولیده های شیطان تطهیر شود. چون ولیده های شیطان هم شیاطین هستند. حسد و ریا و ... هر کدام یک شیطانند. لذا بعضی در مکاشفه می دیدند که حیوانات از سر و روي آنها می ریزند و خارج می شوند که همان شیاطینی هستند که به شکل رذائل در او لانه کرده بودند.

وقتی که قوای شخص شیطانی شد، رزقش ناپاک و حرام مي شود. انسان را هم ظلمانی می کند و مانع عبادت و معرفت و ... می شود. پس پاک کردن قوای انسان به وسیله شفاعتِ تطهیری است. گاهی هم او را در اصلاب پدران حفظ و طاهر نگاه می دارند. و البته این تطهیرها گاهی فردی است و گاهی جمعی.

حاصل شفاعت امام حسین علیه السلام این است که در دوره ظهور زمین زنده می شود و ثمرات خود را در اختیار انسانها قرار می دهد و قوای شیطانی از زمین جمع می شوند و همه کار انسانها در بیت النور امام علیه السلام واقع می شود و همه روابط انسان و حتی «تجارت و بیع» شان «ذکر الله» و طاهر مي شود. شیطان و ولیده هایش جمع می شوند و ملائکه جای آنها را می گیرند و قوای انسانها ملکوتی می شود. چون هر ولیده ای از عالم ملکوت (مثل اعمال صالح) فرشته و مَلِکی است که وقتی انسان به آنها مزین شد ملکوتی مي شود. «يُؤَيِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَكِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ‏»

کلمه «روح»، امیرالمومنین علیه السلام است و همه عالم ملائکه که عالم حیات است از قوا و شعاع امیر المومنین علیه السلام است. طلوع حضرت در قلب افراد، همه جنود انسان را ملکوتی و محل ملائکه می کند. این همان شفاعت تطهيري است. به همین دلیل است که در روایت بيان شده است که اگر فلان ذکر را بگویید مَلِکی برای شما خلق می شود. پس عالم ملائکه قوای ملکوتی ای هستند که در خدمت اِمامند.

در عصر ظهور فضای ظلمت دشمنان اهل بیت علیهم السلام از ميان می رود و قوای ابلیس و شیاطین جمع می شود و اطراف انسانها از شیاطین خالی می شود. مانند خانه ای که وقتی در آن قرآن می خوانند شیاطین از آن دور می شوند.

حضرت در زمان ظهور دو تصرف می کنند. یکی گردن زدن ابلیس و دیگری انتقام گرفتن از «ظالمین به ائمه علیهم السلام». با این تصرفات قوای شیطان جمع و ذهن و قلوب آزاد می شوند و قفل ها و مهارهای شیطان از مومن برداشته می شود و او می تواند از قوا و امکاناتش استفاده کند و بدون حجاب، امام و ملکوت وقیامت و برزخش را ببیند. الان در عالم، قوای شیطانی موج می زند و فقط دوستان اهل بیت علیهم السلام هستند که در حفاظند. اما در زمان ظهور این بساط شیطانی و ظلمت از ظاهر و باطن دنیا جمع می شود. این شفاعت تطهیری در برزخ و آخرت هم ادامه پیدا می کند. «اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود»

شفاعت در معرفت و توحید، مصداق ديگري از شفاعت

یکی دیگر از مصادیق شفاعت که بعد از شفاعت تطهیری واقع می شود نزول انوار توحید در قلب و شفاعت در محبت و قرب و درجات معرفت و تنویر مومنین است. «وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِين‏» ائمه علیهم السلام همه قوای خودشان را در مومن تجلی می دهند و انوار توحید از آستان رفیع امام بر او جاری می شود.

در بهشت هم این شفاعت ادامه دارد. چون در بهشت هم نیاز انسان به رزق وجود دارد. هم نیاز به ارزاق باطنی و هم نیاز به ارزاق ظاهری مثل اَکل و شرب و حور و قصور و ... ولی در آنجا این نیازها هم نورانی ارتزاق می شوند نه شیطانی و ظلمانی؛ لذا حجاب نیستند. لذا در بهشت هم مومنین از امام ارتزاق می کنند. «ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ فهو علي ع في الباطن و قوله وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ فإنه الإمام و أما قوله وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ فإنه علمهم يتلذذ منه شيعتهم»‏ معارفشان در بهشت بر قلوب جاری می شود و مومنین غرق در بهجت و سرور و معرفت می شوند. این هم یک شفاعت است.

رزق شفاعت، رزقی شامل بر همه ارزاق

پس رزق شفاعت رزقی در عرض بقیه ارزاق نیست بلکه رزقی است شامل بر همه ارزاق. لذا اینکه در آیت الکرسی می فرماید: «من ذا الذی یشفع ...» منظور، این شفاعت عام است که شامل همه ملک خدای متعال می شود. چون این آیه بیانگر جریان توحید است و می فرماید که همه ملک عالم به دست خدای متعال است و عده ای در این ملک حق شفاعت دارند.

صاحب مقام محمود که همه ارزاق ظاهری و باطنی همه امم از وجود اوست، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.

اهل بیت علیهم السلام در عوالم بالا که در محضر خدای متعالند با محبت و رأفت به عوالم ما دون هم توجه دارند و همه مومنین را در دنیا و برزخ و قیامت و بهشت دستگیری می کنند.

در بهشت هم به شفاعت خودشان مومنین را ترفیع درجه می دهند. در بهشت هم همه نعمتهای ظاهری و باطنی از طریق شفاعت امام به بهشتیان می رسد. نعمتهای ظاهری مثل نهر و قصور که باطن آن ها، علم امام و معرفت و ... است. به هرحال همه در عوالم بعدی هم برای مقامات توحید و ثبات قدم و ... نیازمند دستگیری اهل بیت علیهم السلام هستند. کما اینکه در همه عوالم، انسان نیازمند عنایات خدای متعال است.

حضور اهل بیت علیهم السلام در روابط ما با خدای متعال

اهل بیت علیهم السلام در متن همه عنایات و ارتباطات ما با خدای متعال حضور دارند و این کلام به هیچ وجه مستلزم شرک نیست. ما هنگامی که دعا می کنیم خدای متعال را مخاطب قرار می دهیم ولی در متن دعای ما ائمه هم حضور دارند. چنانچه در متن دعای ما حالات و تفکراتمان هم حضور دارند. بلکه محیط و زمین و آرامش زمین و آب و هوا و... هم حضور دارند. حضور این امور منافی با توحید نیست.

در هنگام دعا، وقتی دعای امام سجاد علیه السلام را می خوانیم، هم لفظ از امام است و هم معنا و هم فهم. از جانب ایشان به ما می رسد، ولی مخاطب خدای متعال است. برخی گمان می کنند که اگر «الفاظ نماز» و «حالات قلبی مان در نماز» را واسطه عبادت خدای متعال قرار دهیم توحید است ولی اگر امام را واسطه کنیم شرک.

آیا بدون حالات قلبی (مثل خوف و رجا و اضطرار و ...) می توان با خدای متعال مناجات کرد؟ بدون امام هم به طریق اولی نمی توان خدای متعال را خواند. اما ما نه حال قلبی مان را می پرستیم و نه امام را. پس امام معبود ما نیست ولی در مناجات ما حاضر است.

ثمره شفاعت تطهیری

پس یک قسم از شفاعت، شفاعت تطهیری است که ارزاق ما را پاک و نورانی و ملکوتی می کند به این معنی که ارزاق ما از اول تا آخر از امیر المومنین علیه السلام و تحت حفاظت ایشان است. در این صورت خوردن و خوابیدن و ... همه ذکر مي شوند. در عصر ظهور همین طور است. حجابهای شیطانی برداشته می شود و همه مصداق متقین می شوند که «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُون‏» و همه، ملکوت عالم را می بینند و با جمادات صحبت می کنند و جمادات با آنها صحبت می کنند و همه چیزی زنده می شود. به خلاف الان که همه چیز غير از مومن، مرده است، جمادات لال و گوشها کرند. در عصر ظهور زبان آنها گویا می شود و گوش انسانها شنوا. بهشت هم که دار الحیوان است همینگونه است.

ثمره شفاعت اخروی

در بهشت هم انسان را وارد مرحله بالاتری از طهارت و حضور و قرب و ذکر و توحید می کنند که متناسب با نیازهای آن عالم است. اما همه نیازهای آن عالم، نورانی است. در آن نشئه، اصل شفاعت اين گونه واقع می شود که انسان را به ثبات قدم در توحید و به حضور دائم در محضر خدای متعال برسانند. «و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین ...» ثبات قدمی که در معیّت سید الشهداء علیه السلام است و این معیّت هم یک معیت قیّومیه است. یعنی این گونه نیست که ما «یک» سیر کننده باشیم و حضرت نيز «یکی». بلکه سیر، با حضرت است و آنها، ما را با خودشان می برند و سیر می دهند. این همان شفاعت آنها از دنیا تا ظهور و رجعت است که مقدمه شفاعت در عوالم بعدی و مقدمه شفاعت در قیامت و پهن شدن بهشت است که جلوه هایی از این شفاعت مطالبی بود که در جلسات قبل ذکر شد.