نسخه آزمایشی
سه شنبه, 23 مرداد 1397 - Tue, 14 Aug 2018

جلسه دوازدهم محرم حسینیه حضرت زهرا / تقسیم بندی سه گانه بر اساس همراهی با رسول خدا و نقد شدن امکانات با ولایت ایشان

متن زیر چکیده ای مفصل از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري، در دوازدهمین روز عزاداري حسيني در دهه اول محرم الحرام 1393 است که به تاریخ 15 آبان ماه در حسینیه حضرت زهرا(س) – شجاع فرد – در شهر مقدس قم برگزار شده است. ایشان در این جلسه با بیان دومی درباره سوره مبارکه بلد و جایگاه رسول الله(ص) و تربیت ایشان نسبت به مومنین سوره را بررسی کرده و فرازهای مختلف را توضیح می دهند.

در جلسه قبل در ترجمه و تفسیر سوره مبارکه بلد، به تفسیری مطابق با نظر مرحوم علامه طباطبایی(ره) پرداخته شد. در این جلسه نیز به به احتمال دوم در ترجمه و تفسیر این سوره می پردازیم.

اشاره به معنای دیگری از قسم های سوره بلد

در آیات ابتدایی که قسم ها بود و فرموده بود: «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ * وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» در این معنا برخلاف معنای قبل، لا در آن نافیه گرفته شده است و حل نیز به معنای «مُستَحل» (یعنی کسی که خونش حلال گرفته شده) معنا شده است لذا معنای ایه اول و دوم این خواهد بود که من بر این شهر قسم «نمی خورم» در حالی که خون تو در این شهر حلال شمرده شده است. یعنی خداوند برخلاف اینکه در سوره تین به شهر مکه بخاطر «بلد امین» بودن آن قسم می خورد، در این سوره نفی قسم به شهر مکه می کند چرا که حرمت پیامبر در آن رعایت نشده است. 

نظیر این نگاه در روایات نیز دیده می شود. گاهی در معرفی کعبه گفته شده است که حرمات الهی چند چیز هستند که یکی از آنها کعبه است اما گاهی نیز گفته شده است که مردم مکلف شده اند که دور این سنگها و احجار طواف کنند که بعد از آن با ما بیعت کنند. جمع بین این دو دسته روایات این است که اگر کعبه بدون امام دیده شود، واقعا احجار است اما اگر آن را محیطی متعلق به امام ملاحظه شود و طواف آن مناسکی برای تولی به امام دیده شود، آنگاه محترم می شود. 

در ادامه قسم ها می فرماید: «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» اما «واو» در این آیه دیگر واو عطف نیست بلکه واو قسم است یعنی خداوند بعد از اینکه در دو آیه قبل نفی قسم به کعبه می کنند، در آیه سوم به پدر و فرزندی که حاصل ایلاد ایشان است قسم می خورد. در تفسیر این آیه که والد و ولد چه کسانی هستند معانی متعددی آورده شده است که در جلسه قبل گفتیم که مرحوم علامه به تناسب، به حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل ذبیح الله(ع) بازگردانند.

در معنایی دیگر، «والد» را خود پیامبر گرفته اند در این صورت برای «ما ولد» دو احتمال وجود دارد؛ اول اهل بیت(ع) که هم فرزندان ظاهری پیامبر هستند و هم فرزندان باطنی و هم حقیقتا ارزش قسم خوردن الهی را هم دارا هستند. دوماً همه مومنین؛ چرا که پیامبر نسبت به همه مومنین مقام ابوت دارند: «انا و علی ابوا هذه الامه». البته این ایلاد، یک ایلاد ظاهری نیست اما حقیقتا همه مومنین حاصل سرپرستی و ابوت و شفقت این پیامبر هستند و این نحوه از ابوت و ایلاد نیز حقیقی است و مجاز نیست، چنانچه در روایت داریم که «المومن أخ المومن من أبیه و أُمه... ابوه نور و امه رحمه».

بررسی جواب قسم ها طبق معنای جدید / اشتباه نسبت به حال و آینده

در جواب قسم ها می فرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ كَبَدٍ» یعنی قسم های قبلی برای بیان این نکته بود که مسیر حرکت انسان مسیر همراه با سختی است و همین بستر پر از رنج، وسیله ای است که پیامبر از طریق آنها این فرزندان معنوی خود را (بوسیله آن همین فضای سخت) سرپرستی به سوی کمالات می کنند.

و در ادامه می فرماید: «أَيَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ * يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالاً لُبَدا * أَيَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ» آدمی فکر می کند که خدای متعال بر او سخت نمی گیرد و او را مورد محاسبه قرار نمی دهد. لذا روز قیامت که پیش می آید و آن حساب و کتاب سخت الهی پیش می آید، پشیمان می شود از اینکه امکانات فراوانی را که باید خرج می شد و نتیجه می داد را در دنیا تلف کرده است.

در ادامه این محاسبه دقیق که مربوط به آینده و قیامت است، اما در ادامه سخن از یک رویت است که از قبل بوده است. لذا معنای این آیه این خواهد بود که آیا آدم اینگونه محاسبه می کند که کسی او را ندیده است. لذا طبق این احتمال در ترجمه سوره، دو آیه مذکور حامل این نکته است که انسان نه به این موضوع توجه دارد که خدا او را می بیند و نه اینکه یک حساب و کتاب دقیق در پیش رو دارد. این دو اشتباه نسبت به گذشته و آینده باعث می شود که انسان در این محیط پر از سختی و رنج، سختی ها را ببرد، اما امکانات را هم تلف کند. فقط کسانی که احاطه خدای متعال به انسان را در همه احوال می بینند و به محاسبه سخت او در آینده توجه دارند این امکانات را تلف نمی کنند و از این سختیها به یک حاصلی دست پیدا می کنند.

اشاره به امکانات و سلوک در عقبه ها و گردنه ها

در ادامه اشاره می کند سوره که: «أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ * وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ» در این آیه خداوند آن امکانات فراوانی که به انسان داده شده اما او آنها را تلف کرده بود اشاره می نماید که ما به انسان چشم و زبان و دهان دادیم و راه را به او نشان دادیم. لذا ادامه می دهد که: «فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ» اقتحام به معنای ورود با سختی اما با سرعت است. خداوند در این آیه به این نکته اشاره می کنند که این آدم با این امکانات باید این گردنه پر از سختی و رنج را با سرعت و سبقت طی می کرد اما این انسانی که امکانات را تلف کرده است نتوانسته است این گردنه ها را با اقتحام پشت سر بگذارد.

و اشاره می کند که این عقبه ها چیست به این بیان که: «فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعامٌ في‏ يَوْمٍ ذي مَسْغَبَةٍ * يَتيماً ذا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكيناً ذا مَتْرَبَةٍ» در این آیات مصداق گردنه هایی که انسان باید با اقتحام از آنها عبور می کرد را معرفی می کند. باید بردگان را آزاد می کرد. باید در روز قحطی یتیمی که از اقرباء اوست یا مسکین خاک نشینی که از نزدیکانش هم نیست را دستگیری می کرد و اطعام می کرد و خلاصه در روز سختی و قحطی، از امکانات خود می گذشت و خرج آنها می کرد.

بررسی بازماندگان از عقبه ها در دو دسته اصحاب میمنه و مشئمه

در ادامه این بازماندن از عقبه ها بیان می کند: «ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ * أُولئِكَ أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ» طبق آنچه در سوره واقعه آمده است انسانها سه دسته هستند. یا کسانی که اهل سرعت و سبقت هستند و یا اصحاب یمین هستند که اهل سرعت نبوده اند اما به هر حال برای خودشان و دیگران یُمن داشته اند. دسته سوم نیز اصحاب مشئمه که هم برای خودشان و هم دیگران شئم دارند. طبق این احتمال، خداوند در توصیف کسانی که اقتحام در عقبه نکرده اند (یعنی جزء سابقون نبوده اند) و گردنه های شمرده شده و مذکور را نتوانسته اند با اقتحام طی کنند، را در این آیات در قالب همان دو دسته اصحاب المیمنه و اصحاب المشئمه توضیح می نماید. لذا این دو آیه در مقام توصیف اصحاب المیمنه است. لذا معنای این آیات به این نحو خواهد بود که کسانی که نتوانسته اند با اقتحام در عقبه از سابقون باشند، اما چون ایمان آوردند و خودشان را تواصی به صبر و رحمت کردند به هر حال با کُندی هم که شده این گردنه ها را طی کردند (ثمّ در آیه دارای معنای تراخی است) و جزء اصحاب المیمنه شدند.

اما عده ای هم در مقابل اند که می فرماید: «وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ * عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ» اما دسته سوم کسانی که آیات الهی را دیدند اما به آنها کفر ورزیدند و با همه امکاناتی که در اختیار ایشان قرار داشت، حتی از اصحاب میمنه هم نشدند، هم خودشان شوم هستند و هم سرنوشت شومی دارند. حاصل ایشان هم چیزی جز آتشی که آنها را احاطه می کند و راه های خروج از آن بسته است، نمی باشد.