نسخه آزمایشی
دوشنبه, 28 خرداد 1397 - Mon, 18 Jun 2018

جلسه سیزدهم محرم حسینیه حضرت زهرا / تحلیل ظهور و معرفت های لازمه آن؛ شهادت امام و اصل بودن امام در ظهور

متن زیر چکیده ای مفصل از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري، در سیزدهمین روز عزاداري حسيني در دهه اول محرم الحرام 1393 است که به تاریخ 16 آبان ماه در حسینیه حضرت زهرا(س) – شجاع فرد – در شهر مقدس قم برگزار شده است. ایشان در این جلسه در پایان این ایام به بحث ظهور و رویکرد معرفتی ما نسبت به این پدیده می پردازند و در تکمله مباحثی که در همین راستا در شب های گذشته اشاره داشته بودند نکاتی را اضافه می کنند که در دوران غیبت باید امام را در مقام رویت و شهود دید حتی اگر ما حضور ایشان را رویت نکنیم. در ادامه نیز بیان می کنند که معرفت بعدی برای ما این است که اهداف ظهور را با اهداف تمدن مادی غرب خلط نکنیم و در گام بعد هم اهداف عالیه توحیدی در زمان ظهور را فرع امام ببینیم که این اهداف هم حجاب از خود امام نباید بشود.

بررسی مسئله ظهور در قرآن؛ اشاره به آثار عصر موعود

چند نکته درباره امام زمان و ظهور ایشان در روز ششم این مجلس بیان شد و بنا شد که نکات دیگری را در همین راستا بیان کنیم. گذشت که نگاه قرآن به امامت و ظهور نگاه ویژه ای است و بیان رفیعی دارد. بحث فقط اثبات نصب عده ای به امامت نیست بلکه حقیقت ولایت در طول تاریخ و درگیری های آن دارد را بیان می کند. لذا یکی از ابعاد این مسئله درگیری بین حق و باطل در همه ازمنه است. در واقع در آن حدیث نورانی که حضرت می فرمایند که قرآن در سه بخش نازل شده است می فرمایند دو ثلث آن در باب اولیاء الهی و دشمنان آنها و درگیری بین آنهاست و ثلث دیگرش فرائض و سنن است. که در کتاب تفسیر العیاشی اینگونه آمده است که علی علیه السلام فرمودند: «نزل القرآن أثلاثا ثلث فينا و في عدونا- و ثلث سنن و أمثال و ثلث فرائض و أحكام‏» لذا اینگونه نیست که در مسئله ولایت به چند آیه بسنده شده باشد.

از جمله مباحث آثاری است که بر امامت امام مترتب می شود که در جلسه قبل (جلسه روز ششم) به تعدادی از آنها اشاره کردیم. مثلا ظهور شمس حقیقی عالم که رسول الله ص هستند در آن زمان ظاهر می شود و یا علم الهی پیدا می شود و نیز حیات طیبه بدست می آید. و بعد عرض شد که انتظار به معنی شناخت امام و اهداف کار ایشان و.. است و همراهی به خطا و با ظنون باعث می شود که انسان جایی از امام جدا شود. باید ایشان و کار ایشان را فهمید و به آن دلداده بود و به آن امیدوار باشد و خود را وقف امام در این مسیر می کند. و در این فضا هم باید بداند که بدنبال دولت مستعجل نباشد که ما اگر کار کردیم فردا ظهور محقق می شود. این کار عظیم زمان خود را دارد. و نیز اینکه این کار بر محور امام است و خود خدا در میدان حضور دارد لذا فرمودند: «اظهر به دین نبیک» یعنی خدایا خودت کار را تمام کن. البته فعل امام فعل خداست مانند آیه «و ما رمیت اذ رمیت» که در جنگ بدر خدا کار خود را بدست رسولش انجام می دهد. و باید بدانیم ما قطره ای هستیم و اگر مخالفت هم کنیم خدا کار خود را انجام می دهد و عده ای را جای ما می گذارد. لذا نباید خود را مهم بدانیم. این یاس هم ندارد که ما باید بدنبال لطف خدا باشیم و اگر نرویم خودمان گرفتار هستیم.

نیاز به تحولات معرفتی برای تحقق عصر ظهور/ نزدیک دیدن ظهور؛ رویت و حضور دائم امام

اما نکته این جلسه اینکه باید تحولاتی در درون خود داشته باشیم. ما باید این ظهور را نزدیک ببینیم وگرنه همت مان از دست می رود و کند و متوقف می شویم. این مثل مرگ است که باید منتظر و هر لحظه آنرا در شرف حضور ببینیم. واقعا مرگ و قیامت به ما نزدیک است ولی ما در حجاب هستیم و دور می بینیم. اگر کسی آنرا قریب دید راه می افتد.

اما تحول دوم معرفتی که ما نیاز داریم این است که ظهور و غیبت باید برای ما یکی بشود. امام که غائب نمی شود. اگر حضوری در عالم هست به حضور امام است. لذا غیب به یک معنی تعریف ندارد. این حضور و غیبت نسبت به ما معنا دارد. بله البته بهره برداری از فیض معصوم در زمان ها و مکان ها می تواند متفاوت باشد (کما اینکه در حرم حضرات معصومین بهره متفاوتی وجود دارد و ملائکه هم به حرم می آیند) ولی باید بدانیم که امام حاضر است و با ما همراه است. در زمان قبل از غییبت هم این مسئله هست. فرد تا بشکل فیزیکی در کنار امام هست از ایشان بهره می برد ولی وقتی دور می شود دیگر تصور می کردند امام در کنارشان حضور ندارد. (حتی در بعض روایات داریم که می گفتند که ما تا وقتی در محضر شما هستیم احوال خوبی داریم ولی جدا که می شویم فرق می کنیم و حضرات دستور به حضور دائم می دانند) لذا ما باید حضور دائم داشته باشیم کما اینکه نسبت به خدا در واقع همین است (ایندو کاملا به هم ربط دارند اگر یکی نباشد) اگر کسی این را نداشت زمان حضور معصوم هم بهره کمی دارد.

قرآن در همین راستا بیان می کند که اولیاء خدا حضور خاصی در عالم دارند. گاهی با این تعبیر است که «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدا»(بقره/143) که بیان می کند که رسول الله(ص) نسبت به ما شاهد هستند. امام بر ظاهر و باطن ما و دنیا و آخرت ما شاهد است. و یا گاه اینگونه تعبیر آمده است که «وَ قُلِ‏ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‏»(توبه/105) یعنی هرکاری کنید خدا و رسول می بینند و رویت در همه مراحل دارند. لذا کسی که نسبت به امام حاضر و غائب دارد بهره کم و منوط به حضور فیزیکی ممکن است بشود و با فاصله ها حجاب او را می گیرد. محیط امام محیط امن است و اگر از آن بیرون باشیم در معرض آسیب هستیم. باید دائم در این محیط باشیم. در روایتی داریم که اهل غیبت و انتظار سرآمد مردمان زمان خود هستند که آنها دارای فهم و عقل و معرفتی داده است که غیبت و حضور برایشان یکی شده است. این معرفت باید برای ما حاصل شود و بلکه از الطافی که در پدیده غیبت قرار دارد همین است که چنین معرفتی حاصل شود تا وقتی امام ظهور کردند، باز ما فاصله خواهیم گرفت. اما اگر در این دوران بود و نبود امام و حضور ما علی السویه شد در دوران ظهور هم امام را تنها نخواهیم گذاشت. (مانند تعبیری که در باب خود حضرت حق فرموده اند: «اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ‏ تَرَاهُ‏، فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاك‏» یعنی به نحوی او را عبادت کن و با او همراه شو که گویی او را می بینی زیرا خدا غیبتی از تو ندارد و اگر غائب باشد که عبادت کردن ندارد. و اگر تو رویتی نداری بدان که او تو را می بیند و در منظر او هستی) لذا اگر نه امام من را می بیند و من امام را دیگر چه رابطه ای بین ما هست؟! در واقع امامی که از ما و عالم خبر ندارد چطور دستگیری می کند و امامت می کند؟! لذا این معرفت مهم است که امام را حاضر ببیند و اگر در این حد نیست بداند که او مرا می بیند. کسی به این معرفت برسد از افراد زمان معصوم ع هم معرفت بیشتری دارد.

معرفت مهم منتظر ظهور؛ فهم اهداف عالیه و فرعیت نسبت به حقیقت امام

اما معرفت بعدی که مهم است این است که ما هرچه در دوره ظهور دنبال می کنیم و اهداف ظهور است اول اینکه اینها را از قرآن و روایات باید بگیریم و بدنبال اهداف کودکانه نباشیم و این از فاجعه های تاریخ است که این همه منبأ حقانیت و مرجع علمی برای درست شده است مثل صاحبان اندیشه ها و مکاتب و... و آنها حالا برای ما هدف درست می کنند. توسعه را بیان می کنند و بر محور ماده معنا می کنند و ما را بدنبال آن می اندازند. آرمان های ما اینها نیست. پس اول اینکه باید اهداف عالیه و نورانی باشد.

و دوم اینکه همه این اهداف از فروع خود امام است. در قرآن همه این امور به امام برگشت می کند. حیات از امامت است. کلمه عدل از وجود امام نشأت می گیرد. اینکه قرآن فرمود: «تَمَّتْ‏ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِه‏»(انعام/115) در روایات این کلمه عدل به امام تطبیق شده و توضیحاتی مفصلی درباره آن داده شده است. همه عدل و صدق در خود امام است. ما چیزی غیر امام نداریم. اینکه زمین زنده می شود و حیات طیبه بدست می آید از خود امام می جوشد. علم و معرفت همینطور است. و این حجاب تمدن مادی است که فکر می کنیم که حضرت می آیند این مشکلات مادی ما را حل می کند! اصلا مقاصد و عقول جهت دیگری پیدا می کند. لذا حرف اینها چیزی جز اغوائات شیطان نیست؛ وا اسفا که مومن افسوس بخورد که از آنها عقب افتاده است. قرآن می فرماید: «وَ لا تَمُدَّنَ‏ عَيْنَيْكَ‏ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيه‏»(طه/131) یعنی شما مومنین نباید چشم به متاع آنها بدوزید. زندگی شهوت آمیز غرب که چشم ما را نباید بکشد. اگر چشم دوختیم ما را بدنبال خود خواهند برد. ما باید بدانیم که اینها چیزی جز بازی گری نیست. این اهداف اگر محقق هم بشود بهشت امام زمانی نیست. این یک جهنم مدرن است. همش شهوت و نفس و غضب و ... است. پس بعد از اینکه اهداف عالیه فهم کردیم و اهداف شیطان را کنار زدیم، باید بدانیم که اینها چیزی بجز فرع امام نیست. اگر بدنبال حیات طیبه هستید، امام است که «عین الحیاة» است. اگر بدنبال عدل هستیم امام «کلمه عدل» است. اگر بدنبال امنیت هستیم امام است که محور امنیت است که فرمود: «ولایة علی بن ابی طالب حصنی» اگر بدنبال معارف هستیم آنها معدن علم اند که فرمود «انا مدینة العلم و علی بابها». لذا امام کلمه عدل و صدق و ماء و حیات و معرفت و علم و نور و... است. ما بدنبال امام نیستیم که اینها را برای محقق کند بلکه ما بدنبال امام هستیم که البته از فروع ایشان این موارد هم هست. وقتی حقیقت ولایت آنها ظاهر شد، همه اینها هم ظهور کرده است. بهشت با همه نعمت هایی که دارد از نور امام و سیدالشهداء آفریده شده است. با این معرفت است که انسان امام را با هیچ چیز عوض نمی کند.

رویکرد اصحاب سیدالشهداء در رسیدن به همه اهداف عالیه بر محور سیدالشهداء

اصحاب سیدالشهداء بدنبال ایشان هستند. لذا سعید بن عبدالله وقتی افتاد حضرت نگفتند جای تو در بهشت بلکه فرمودند «انت امامی فی الجنة» یعنی نزد خودم هستی. بهشت آنها خود حضرت است کما اینکه بهشت حضرات خود خداست که فرمودند: «یا جنتی و یا نعیمی و یا دنیای و آخرتی» برای اصحاب هم دنیا و آخرت شان سیدالشهداء است. آنچه آنها دنبال می کنند خیالات و اوهام شیطانی نیست و تزیین او نیست. (که شیطان تزیین می کند و اوهام را راه می اندازد و همه انسان ها را بدنبال خود راه می اندازد. نه محقق می شود و اگر هم بشود فقط جهنم است که فقط پیچیده شده است. هم دنیا را متخبط کرده است و راه انداخته است. آنقدر اینها دروغ گفته اند که کم کم خودشان هم باور کرده اند) و بعد هم همه نور را در خود سیدالشهداء می بینند و همه چیز را در ایشان می بینند. اینکه در دوره ظهور هم زمین و آسمان همه نعمات را بیرون می دهد ظهور همان حقیقت است. پس حتی آن اهداف رفیع هم نباید حجاب بین ما و امام بشود و گرنه از امام جا می مانیم. مثل خیلی افراد که به بهشت می روند ولی از خدا جا می مانند و بهشت رضوان را ندارند. پس ما اگر بدنبال بهشت ظهور هستیم نباید جوری آنرا دنبال کنیم که حجاب از خود امام شود. این آدم به اصل توحید رسیده است. لذا در حدیث حضرت فرمودند: «کنه معرفتی بالنورانیة معرفة الله» غفلت از امام حتی در همین حد هم باعث می شود کنه توحید از دست انسان برود. آن ظهوری که مزد سیدالشهداء است چنین ظهوری است که موحدین به خود امام می رسد و امام است که موضوعیت دارد. ایشان به میدان آمدند که توحید استیفاء شود که رسیدن به معرفتی امام است. فرمودند: «بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة».