نسخه آزمایشی
سه شنبه, 23 مرداد 1397 - Tue, 14 Aug 2018

جلسه سوم محرم 94 حسینیه حضرت زهرا(س) / معیت با صادقین؛ شرح صادقین و مقام معیت و آثار آن

آنچه پیش رو دارید سومین جلسه سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری در دهه اول محرم الحرام سال 94 است که در حسینیه حضرت زهرا(س) -شجاع فرد- برگزار شده است. ایشان در این بحث با اشاره به مقام معیت صادقین و آثار آن بحث معیت از جانب امام و از جانب شیعیان را توضیح داده و آثار ایندو را بیان کرده و در پایان به مسئله تحت ولایت طاغوت رفتن را اشاره کرده و آثار مقابل را هم بیان می کنند.

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم. قرآن کریم می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقين»(توبه/119) ایمان و تقوی در روایات به تبعیت از اهل بیت و محبت آنها تفسیر شده است. مومن کسی است که اهل ولایت است. امام کلمه ایمان است و ایمان ما حب الایمان است. در روایت سوال کرد که آیا حب و بغض از ایمان است؟ امام فرمودند در واقع ایمان حب و بغض است. قرآن کریم فرموده است: «وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيان»(حجرات/7) یعنی از نعمت های خداوند برشما  این است که ایمان را دوست دارید و در نزد شما زینت داده شده است. و نیز کفر و فسوق و عصیان را در نزد شما مکروه قرار داده است. این ایمان و کفر و فسوق و... حقیقتی دارد. حقیقت ایمان علی(ع) هستند و کفر و فسوق و عصیان دشمنان حضرت و سران مقابله با ایشان هستند. علی(ع) کلمه ایمان است و همه وجودشان ایمان به خداست و حب الهی را بتمامه دارند. و ما هم با محبت ایشان همراه ایشان می شویم و حب ایشان در ما اثر می کند.

در واقع سیر ما با معیت ایشان خواهد بود. حب اصلا حضور محبوب در نزد انسان است. لذا در روایت فرمودند که نور امام مانند خورشید قلب را روشن می کنند. پس مقام محبت نورانی شدن به نور امام است. پس ایمان حب امام است و تقوی هم چیزی جز بیرون از ولایت نرفتن نیست و التزام به آن محبت است. یعنی گاهی محبت در عمل انسان نمی آید ولی اگر کسی به لوازم محبت ملتزم بود، در واقع همان محبت است که در وجود او جاری شده و سرایت کرده است. در آیه مذکور خداوند به اهل ایمان دستور می دهد که تقوی رعایت کنند و با صادقین باشند. این بودن با صادقین و معیت با آنها شاید همان معنای تقوی است.

اما صادقین چه کسانی هستند؟ آنها کسانی اند که صدق با خدا دارند و در عبودیت صادق هستند و ذره ای از مقام بندگی خراج نمی شوند. در روایات مکررا توضیح داده شده است که صادقین ائمه(ه) هستند. در واقع قرآن بیان می کند که شما سیری دارید و باید در این سیر و سلوک با ائمه(ع) همراه باشید. این آیه دستور معیت ائمه است و البته از معیت با غیر هم نهی کرده است.

بررسی مقام معیت

اما معیت یعنی چه؟ باید توجه کرد که در سیر از ما معیت و همراهی خواسته اند و البته سیر انسان فقط ظاهری نیست. خیلی بودند که ظاهرا کنار معصوم بودند ولی راه خودشان را دنبال می کردند. این معیت و همراهی ظلی است یعنی در سایه آنها باید قرار بگیریم؛ معیت ما با آنها ظلی است. در طرف آنها هم البته آنها با ما هستند ولی معیت قیومیه دارند. مثلا خداوند با ما همراه است ولی نحو همراهی او خاص است؛ یعنی همراه و نگهبان است و قوام ما به اوست و اگر نباشد ما هم نیستیم. یعنی امام هم در قوام پیروان آنهاست.

معیت ظلی با امام یعنی سایه امام بودن و در پرتو امام قرار گرفتن. انسان تا وقتی از خود فارغ نشده است و اراده اش تبع کسی قرار نگرفته است با کسی نیست. انسان باید از خود کوچ کند خود را فراموش کند و از دیدن خود فارغ شود تا همراه شود. وقتی انسان برای خود حساب باز می کند معیتی در کار نخواهد بود. دیدن نفس و توجه به خود بت پرستی است. باید خدا را دید و از خود فاصله گرفت. و البته باید توجه کرد که معیت ممکن است با معصوم باشد و یا فرد دیگر.

معیت داشتن از طرف ما با امام یعنی همراهی و تبعیت و محبت داشتن و اراده خود را فانی در اراده آنها کردن. و البته از طرف مقابل هم ائمه بشکل خاصی همراه ما می شوند. بطور مثال همه با خدا هستند ولی نحو همراهی خدا با بندگانش که مومن به او هستند نحو دیگری است. امام هم به نحو خاصی با شیعیانش همراه می شود. یعنی در وجود انسان طلوع می کند و نور او ما را فرا می گیرد. خدا به ما اراده داده است و می توانیم اراده را با خدا و اولیاء الهی تنظیم کنیم. انسان ذیل معصوم مجبور نیست ولی می تواند تصمیم خود را تصمیم امام قرار دهد.

اشاره به آثار معیت

در این حالت است که نور امام در وجود او جاری شده به همه جوارح انسان می رسد و گسترش پیدا می کند. چشم و گوش او نورانی می شود. مثلا اگر گوش و سمع انسان نورانی شد فقط آنچه را می شنود که امام می خواهد. همانطور که امام یدالله است (هرچند خدا حلول نمی کند) و اگر کسی با امام بیعت کرد دست به خدا داده است، ما هم باید به نحوی باشیم که دست ما، دست امام شود. وقتی ما می بینیم گویی امام می بیند. اگر کسی به این معیت رسید با نور امام در حال سیرکردن است.

در آیه مذکور خطاب جمع است به این معنا که شئون جمعی شما هم باید همراه امام و ذیل امام باشد. تا نورانی به نور امام شود. جامعه و شهر اهل ایمان باید به نور امام نورانی شود. فضای یک شهر نشان می دهد که مردم این شهر چه می کنند و چه چیزی را دنبال می کنند. باید همه قوای عالم با امام همراه شود به نحوی که عالم قوای امام شود. معنی معیت همین است. در این معیت حب و تبعیت است و از آنطرف حضور امام و فرع امام شدن است.

در مقابل هم کسانی اند که نباید با آنها همراه شد و قوای آنها قرار گرفت. معیت این جریان مقابل، از آن ائمه جور است. با آنها بودن هم آثار خودش را دارد که ظلمانی شدن همه قوای انسان و عالم است. همانطور که مومن همه قوایش نورانی است و ورود و خروج و... او از جنس نور است در مورد وادی ظلمت هم همین است و همراهی با آن ائمه نار، باعث می شود همه کارها ظلمانی شود. موت و حیات انسان و عالم ظلمانی می شود و... در روایت داریم که امام در قرآن دو دسته است. امامی که به خدا می خواند و امامی که به نار و آتش دعوت می کند.

در روایت فرمود که در قیامت هرکسی با امامش صدا زده می شود. اصلا عنوان اصلی هر کسی عنوان امامش است. روز قیامت به جریان تبعیت، ما را صدا می زنند. در روایت دیگری فرمود: «لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ- يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ‏ قَالَ الْمُسْلِمُونَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَسْتَ إِمَامَ النَّاسِ كُلِّهِمْ أَجْمَعِينَ قَالَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَا رَسُولُ اللَّهِ إِلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ لَكِنْ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدِي أَئِمَّةٌ عَلَى النَّاسِ مِنَ اللَّهِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يَقُومُونَ فِي النَّاسِ فَيُكَذَّبُونَ وَ يَظْلِمُهُمْ أَئِمَّةُ الْكُفْرِ وَ الضَّلَالِ وَ أَشْيَاعُهُمْ فَمَنْ وَالاهُمْ وَ اتَّبَعَهُمْ وَ صَدَّقَهُمْ‏ فَهُوَ مِنِّي وَ مَعِي وَ سَيَلْقَانِي أَلَا وَ مَنْ ظَلَمَهُمْ وَ كَذَّبَهُمْ فَلَيْسَ مِنِّي وَ لَا مَعِي وَ أَنَا مِنْهُ بَرِي‏ءٌ»(1) یعنی سوال شد که یا رسول الله(ص) آیا شما امام همه نیستید؟ فرمودند خیر. من رسول خدا به سمت همه عالم است ولی بعد من ائمه از اهل بیت من خواهد بود که ائمه کفر و ضلال در مقابل آنها خواهند ایستاد. اگر کسی موالات و تبعیت از سر حب آنها را داشته باشد و آنها را تصدیق کند از من است و با من است. این معیت است.

پس معیت این تبعیت حبی است و آثارش هم نورانی شدن و منور شدن با قوای آنهاست که از جمله آنها صدق است. اینکه در روایت فرمود آنها شما را به بهشت دعوت می کنند زیرا خود آنها حقیقت بهشت هستند و با امام بودن همان حضور در بهشت است و بلکه انسان قسمتی از بهشت می شود. اعمال انسان خودش بهشت و جهنم است.

باز در روایت دیگری آمده است که: «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ‏ أَحَبَ‏ أَنْ يَحْيَا حَيَاةً تُشْبِهُ حَيَاةَ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَمُوتَ مِيتَةً تُشْبِهُ مِيتَةَ الشُّهَدَاءِ وَ يَسْكُنَ الْجِنَانَ الَّتِي غَرَسَهَا الرَّحْمَنُ فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَ لْيُوَالِ وَلِيَّهُ وَ لْيَقْتَدِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ‏»(2) یعنی اگر کسی می خواهد زندگی که به انبیاء داده شده است به او بدهند و مرگش مرگ شهداء باشد و سکنی او جنانی باشد که خدا با دست خود غرس کرده است؛ باید ولایت علی(ع) را داشته باشد و به ائمه بعد ایشان تولی داشته باشد.

و یا در روایت دیگری نقل شده است: «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيَا حَيَاتِي وَ يَمُوتَ مِيتَتِي وَ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ الَّتِي وَعَدَنِيهَا رَبِّي وَ يَتَمَسَّكَ بِقَضِيبٍ غَرَسَهُ رَبِّي بِيَدِهِ‏ فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع وَ أَوْصِيَاءَهُ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ لَا يُدْخِلُونَكُمْ فِي بَابِ ضَلَالٍ وَ لَا يُخْرِجُونَكُمْ مِنْ بَابِ هُدًى»(3) یعنی اگر کسی دوست دارد که زندگی من را داشته باشد و مرگش مرگ من باشد و بهشتی که خدا به من وعده داده است را دریابد و به درختی متسمک شود که خدا آنرا غرس کرده است باید علی(ع) و ائمه بعد از او را تولی داشته باشد. با آنها باشید که وارد ابواب ظلمات نمی شوید و از درهای هدایت بیرون نمی شوید.

پس آنچه خداوند از ما خواسته است معیت و ظل ائمه شدن است. صد حیف است که در فهم و علم و... از غیر دستگاه اهل بیت اخذ کنیم. عده ای بوده است که در مقابل اهل بیت دکان زدند و موعظه ها داشتند. اینکه دعوتی داشتند که ظاهری هم دارد که دلیل نمی شود. شیطان در راس آنهاست که دقیق ترین حرف ها را زده است. و بسیار فریبکارانه و حکیمانه... باید حرف و دستگاه اینها را رها کنیم و به دستگاه انبیاء پناه ببریم. جریان مقابل انبیاء و تمدن امروز مادی با یک دستگاه علمی جریان مسیحیت (با همه انحرافاتش) را کنار زدند و فضای ما قبل انبیاء را دوباره زنده کرده اند. ما باید تقوی پیشه کنیم و از خدا بترسیم و فقط همراه صادقین و ائمه شویم. السلام علیک یا اباعبدالله...

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 215

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 208

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 209