نسخه آزمایشی
جمعه, 23 آذر 1397 - Fri, 14 Dec 2018

فساد در ارض بعد اصلاح آن با تغییر جایگاه محوریت تجمع جامعه از امام حول اولیای طاغوت

متن زیر سخنرانی شب نهم محرم جناب آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که به تاریخ 27 شهریورماه 97 ایراد شده است. ایشان در ادامه بحث سوره مبارکه منافقون بیان می کنند از دیگر طرحهای منافقین فساد در ارض است که از دید خودشان اصلاح است به این صورت که تجمع حول امام را پراکنده کرده و حول اولیای طاغوت با محوریت دنیا طلبی مردم را مجتمع می­کنند که در این جامعه همه چیز ارزش و جایگاه خود را از دست می­دهد. نقض عهد دشمنان حضرت انکار ربوبیت خدای متعال و نبوت نبی اکرم و ولایت امامان جانشین حضرت می­باشد...

وظایف مومنین در قبال دو جبهه نبی اکرم و دشمنان حضرت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و افضل سفرائه حبیب اله العالمین ابا القاسم محمد. و صلی الله علی اهل بیته المعصومین الهداه المهدیین سیما بقیه الله فی الارضین ارواحنا لتراب مقدمه لفداء واللعنه علی اعدائهم اجمعین. در سوره جمعه و منافقون طرحی را خدای متعال برای دشمن و جبهه نفاق بیان کرده که طرح پراکنده کردن امت از حول وجود مقدس نبی اکرم است که هم در سوره جمعه «وَ إِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَ تَرَكُوكَ قَائِمًا»(جمعه/11)، یعنی ایجاد انفضاض و شکستن جبهه حضرت و پراکنده کردن امت و هچنین در سوره منافقون «لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّـهِ حَتَّى يَنفَضُّوا»(منافقون/7) از آن ‏صحبت شده است. اینها کسانی هستند که خودشان را از اولیاء خدا می‏دانند و در موضوع رسالت و امامت حسادت می‏کنند و می‏خواهند هدایت بر محور آنها ‏باشند و مردم را از حول حضرت و اوصیاء حضرت ائمه هدات معصومین پراکنده و گرد خودشان جمع کنند و یک دنیای دیگری بسازند. دنیایی که آنها ‏می‏سازند قرآن از آن ‏ به لهو و تجارت تعبیر می‏کند. تجارت ابتدائاً چیز بدی نیست و خیلی جاها هم مفهوم مثبت دارد ولی مدار آن ‏تجارتی که بیرون جبهه حضرت است ‏ ولایت حضرت نیست که همان ‏تجارت لهو است. آنها بساط لهو و تجارت و لغو به پا می‏کنند و مردم را وارد دار دنیا و به تعبیر دیگر وارد دار بوار می‏کنند. این کار جبهه نفاق است. ‏

قرآن وقتی حیات دنیا را توصیف می­کند گاهی تعبیر این است «أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ»(حدید/20) البته پنج مرحله است که شامل لعب و لهو است و دنیا را با آخرت مقایسه می‏کند و می‏فرماید «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ»(عنکبوت/64) آنجا دار حیات است و دار دنیا دار لعب و لهو و تجارت است. آخرین مرحله حیات دنیا تکاثر و مال روی هم جمع کردن و فراهم کردن امکانات و قدرت است. همین تکاثر است که آدم را از مسئولیتش باز می‏دارد.

در سوره تکاثر از همین مطلب صحبت می‏شود. «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ»(تکاثر/1-2) این تکاثر عامل لهو و غفلت از مسئولیت انسان است. قرآن می‏فرماید که شما یک مسئولیتی داشتید «لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»(تکاثر/8) یعنی مسئولیت شما این بود که مواظب آن ‏نعیم الهی باشید تا از دست نرود در روایت فرمودند که نعیم ما ائمه علیهم السلام هستیم. بساطی که آنها ‏به پا می‏کنند بساط لهو و لعب و تکاثر و تفاخر و فخر فروشی و جمع کردن زینت های دنیا است که مردم را با تجارت و لهو وارد وادی دنیا کرده و انفضاض درست می‏کنند. همچنین می­فرماید «لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّـهِ حَتَّى يَنفَضُّوا»(منافقون/7) براساس محاسبات خودشان با تحریم کردن حضرت، مردم را در وادی لهو و لعب و دار دنیا می‏برند. خدای متعال این دو را مقایسه می‏کند و می‏فرماید «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى»(اعلی/16-17) شما حیات دنیا را اختیار می‏کنید ولی دار آخرت دار خیر و باقی است. حضرت فرمود که حیات دنیا محیط ولایت دشمنان ما است و آنچه در آنجا به پا می‏شود لهو و لعب و حیات دنیا است. دار آخرت هم محیط ولایت ما است؛ و هر دو هم از این وادی دنیا شروع می‏شود. یک عده ای در آخرت هم که می‏روند اما هنوز در همین دار دنیا و محیط ولایت ائمه جور هستند. یک عده ای از همین دنیا وارد دار آخرت و محیط ولایت امام و وادی نعیم می‏شوند.

کار جبهه شیطان این است که بساط دنیا و تجارت و لهو و ایجاد فشار و محرومیت به پا می‏کند تا امت و مردم را پراکنده کند و در وادی دنیا و لهو و لعب ببرد. کار حضرت این است که می‏خواهند با رسالت الهی امتی بر محور تلاوت و تزکیه و تعلیم و ذکر و اقامه صلات درست  کنند و مردم را در یک یوم الجمعی گرد بیاورند و همه را متذکر به خدا کنند و بعد همه از اینجا منتشر بشوند و جامعه شان را بسازند.

مقابل این دو تا طرح خیلی روشن است. خدای متعال وظیفه ای برای ما معین می‏کند و می‏فرماید «فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّـهِ»(جمعه/9) اگر آنها ‏لهو و تجارت به پا کردند شما متوجه ذکر و متوجه حضرت باشید و حضرت را رها نکنید و سراغ لهو و تجارت نروید. سپس می­فرماید «لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّه‏»(منافقون/9) یعنی بعد از این که خودمان آمدیم مال و فرزندمان هم نباید لهو ما از ذکرالله یعنی وجود مقدس نبی اکرم بشود؛ بلکه این مال و امکانات را هم باید خرج حضرت بکنیم و به پای حضرت بریزیم. این وظیفه ماست.

بنابراین در مقابل طرح آنها ‏که تلاششان این است که مردم را از دور حضرت پراکنده کنند و براساس لهو و لعب و تکاثر یک دنیای دیگری بسازند، این وظیفه ماست که هم خودمان و هم امکانات خودمان را خرج پیامبر و جبهه حضرت کنیم و هرچه آنها ‏کار را سخت تر می‏کنند ما باید بیشتر تلاش کنیم و اینطوری است که ما به صلاح می‏رسیم و امت و جامعه صالح شکل می‏گیرد.

جامعه صالح جامعه ای است که با تمام توان سعی می‏کند خودش را به رسول برساند و امکاناتش را در خدمت حضرت قرار بدهد تا بر محور حضرت اقامه ذکر بشود. این یک بخش از تدارک و طرح دشمن است ‏که در سوره جمعه و منافقین ذکر شد و مأموریت ما را هم خدای متعال معین فرمود.

طرح بعدی منافقین؛ فساد در زمین بعد از اصلاح آن

یک بخش دیگر از تدارک و طرح دشمن را هم در زوایای مختلف قرآن توضیح داده است؛ از جمله در آغاز سوره بقره که مردم را سه دسته می‏کند: متقین و کفار و منافقین. و بعد برنامه آنها ‏را که ذکر می‏کند و می‏فرماید «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ»(بقره/11) اینها در ارض فساد می‏کنند؛ منتها شاخصه و خصوصیت اینها این است که وقتی به آنها می‏گویی فساد نکن؛ می‏گویند: ما فقط کارمان اصلاح است یعنی فساد خودشان را واقعاً اصلاح می‏دانند. قرآن می‏فرماید «أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـكِن لَّا يَشْعُرُونَ»(بقره/12) آنها را بشناسید که خود این ها مفسد هستند و خودشان هم نمی‏فهمند و شعورشان نمی‏رسد که چه فسادی به پا می‏کنند.

این فساد هم در آیات ‏قرآن توضیح داده شده و هم روایات بیان کردند. من در دو قدم این فساد را ترجمه کنم. در یک قدم ذیل این آیه ‏شریفه خدای متعال می‏فرماید «لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا»(اعراف/56) یعنی بعد از این که خدای متعال زمین را اصلاح کرد شما روی زمین فساد و افساد نکنید. روایتی ذیل این آیه ‏می­فرماید: «لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها بمحمد و علی»(1) یعنی وقتی خدا این پیغمبر و این امام را فرستاد و مدار عالم را بر مدار این امام و این رسول قرار داد و عالم بر مدار صلاح می‏چرخد، شما افساد نکنید. یعنی اگر امتی بر محور رسول و امام ساخته شد این امت صالح است و تمام روابط و مناسباتش به پیغمبر و امام جامعه برمی­گردد و حول الامام شکل گرفته است. جامعه حول الامام بر مدار محبت امام شکل می‏گیرد و محبت و ارتباط با امام محور همه روابط می‏شود. اگر به همدیگر محبت می‏ورزند بر این چارچوبه است؛ برنامه و مناسکشان برای اعمال محبت در چارچوبه ولایت امامشان است. ‏مادر اگر فرزندش را تربیت می­کند و محبتش را خرج او می‏کند این فرزند را بر مدار امام تربیت می‏کند.

عناصر و محور وجودی مومن و جامعه مومنین

ائمه علیهم السلام عناصرالابرار هستند و اگر کسی جزو ابرار شد عناصر وجودیش از وادی ولایت امام است. خدای متعال در قرآن ابرار را معرفی می‏کند «لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»(آل عمران/92) یعنی شما به بر نمی‏رسید الا این که از محبوب های خودتان بگذرید؛ حضرت فرمود «بر» ما هستیم و اگر شما امکانات تان را در مسیر ما خرج کردید و از آنها ‏گذشتید به ما می‏رسید و الا اگر به امکانات تان چسبیدید، از ما جدا می‏شوید. آنچه دوست می‏دارید اگر در مسیر و جبهه امام رها و خرج و انفاق کردید م به خود امام می‏رسید و الا با امکانات تان باید زندگی کنید. ابرار آنهایی ‏هستند که همه امکاناتشان را می‏دهند تا به امام برسند. این به امام رسیده ها ‏که همه چیز را گذاشتند و به امام رسیدند، تمام عناصر وجودی شان از وادی ولایت امام است: صفات حمیده و علم و قوایشان از آنجا می­آید و نورانی می‏شود.

این که فرمودند مومن مصداق مشکات نور خداست که چراغدان آن امام است(2) یعنی یک مصداق آن هم مومن است. مومن چراغدان و مشکات نور الهی است و تمام قوایش نورانی است و به فرموده روایت: «یتقلب فی خمسه من النور مدخله نور مخرجه نور علمه نور»(3) تمام گشت و گزار مومن در عالم نور است؛ ورودش به کارها و بیرون آمدنش از میدان ها و ترک کردن و اقدام و علم و کلام و در کل وادی ای که در آن به سمت بهشت سیر می‏کند سراسر نور است. ابرار آنهایی ‏هستند که وقتی به امامشان ملحق می‏شوند تمام قوایشان ذیل امام است و با ولایت و محبت امام ساخته می‏شود.

گِل مومنین از قبل اینطوری بوده است. مقامات و عوالم وجودی انسان فقط این عالم دنیا نیست؛ بلکه مومنین در عوالم قبلی هم سرشته با ولایت امام بودند. قرآن می­فرماید «وَأَن لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا»(جن/16) یعنی اگر بر آن ‏طریقه ولایت الهی استقامت می‏کردند اینها را با آب گوارا سیراب می‏کردیم. یکی از معانی ای که برای این آیه ‏در روایت ذکر شده این است که اگر در آن ‏عالم اظله استقامت می‏کردند، گلشان را با ماء فرات و ولایت امام عجین می­کردیم. آنهایی ‏که استقامت کردند گلشان عجین شده و مقامات وجودی شان نورانی به نور امام می‏شود.(4)

این روایت در کامل الزیارات است که حضرت فرمود اینهایی که به زیارت امام حسین می‏روند و در راه امام حسین به شهادت می‏رسند، ملائکه الهی و ملائکه مقربین سرشت اینها را اصلاح می‏کنند و مثل سرشت انبیاء همه وجودشان پر از محبت الهی و نور الهی و نور امام می‏شود و با ولایت امام عجین می‏شوند. این فقط مومن نیست که عناصر وجودیش از وادی ولایت امام می‏آید؛ بلکه در مورد جامعه مومنین هم همین است.

ائمه عناصرالابرار و ارکان البلاد هستند؛ یعنی روح بلد امین جامعه مومنین و شهری که بر حول امام شکل می‏گیرد، امام است. هرکجا نگاه می‏کنید صبغه امام را دارد؛ تمام روابط براساس امام است؛ همدیگر را دوست می‏دارند بر محور امام است. فداکاری میکنند بر محور امام روابط مالی شان بر محور محبت امام است بعضی از احادیثی که در محبت امام بیان شد همین بود که در این جامعه دست در جیب همدیگر می‏کنند و نیازهایشان را برمی دارند؛ زیرا مالشان مال امامشان است.

در روایتی خدمت حضرت عرض شد: ما آماده هستیم؛ حضرت فرمود: اگر نیاز داشته باشی آیا می‏روی در خانه دوستت در بزنی و از همسرش صندوق سکه های طلایش را بگیری و مهرش را بشکنی و به اندازه نیازت برداری و مهر را برگردانی؟! گفت: شیعه و محبین شما هستیم اما این محبت شما ما را اینقدر به هم گره نزده و اینطوری با هم جمع المال نشدیم. فرمود: پس هنوز وقتش نرسیده است. زیرا وقتی ظهور می‏شود این اتفاق می‏افتد. از دوران ظهور به دوران مزامله تعبیر شده است. ‏همان که حضرت فرمودند با هم رفیق می‏شوید.

در جامعه مومنین همه چیز بر محور امام شکل می‏گیرد. امام رکن بلد مومنین است. همه جا شعاع امام است و تمام قوای مومن پر از نور امامش است و این به انسان قیمت می‏دهد. معصوم فرمود که نسبت شما با ما مثل نسبت شعاع خورشید با خورشید است؛ از ما ناشی شدید و به ما هم برمی­گردید حالا اگر یک بلدی حول امام شکل گرفت و روابط بر محور ولایت و محبت امام و معرفت امام شکل بگیرد، همه روابط صالح می‏شود.

آنهایی ‏که فساد می‏کنند مدار جامعه را برمی­دارند و یک چیز دیگر جای آن می‏گذارند و خودشان جای آن می‏نشینند و مدعی هستند و می‏گویند اگر جامعه بر محور ما و اندیشه ما و فکر ما و تعلقات ما و اخلاق ما شکل گرفت جامعه صالح است؛ یعنی خودشان را صالح و اصلح می‏دانند. این توهم است و آدم وقتی دچار توهم می‏شود، طلحه و زبیر هم خودشان را رقیب امیرالمومنین می‏دانند. حضرت فرمود: «انزلنی الدهر حتی قالوا علی و معاویه» یعنی او هم خودش را رقیب می‏بیند. به قول یک عزیزی فرقشان آنجا ظاهر می‏شود که در جنگ جمل وقتی بصره را گرفتند سر امام جماعت نماز صبح بین طلحه و زبیر نزاع شد و نزدیک بود نماز مردم قضا بشود؛ امیرالمومنین وقتی از آنها ‏بصره را پس گرفت وارد بیت المال شد و نگاهش به انبان طلاهای انباشته افتاد فرمود: «هَيْهَاتَ غُرِّي‏ غَيْرِي‏ لَا حَاجَةَ لِي فِيك‏»(5) حال اینها هم هوس می‏کنند رقیب حضرت امیر بشوند و خودشان را محور می‏دانند و می‏گویند: ما اولیاء خدا هستیم. قرآن هم می­فرماید «إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّـهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»(جمعه/6) شما می‏خواهید جای پیغمبر بنشینید و جامعه بر مدار شما باشد اما هنوز تعلقات تان به دنیا را جمع نکردید «و أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ»(بقره/96) یعنی از همه حریص تر به دنیا هستید. اینها خودشان را اصلح می‏دانند و امت را بر گرد خودشان شکل می‏دهند و چون خودشان حریص ترین به دنیا هستند، یک امت حریص به دنیا درست می‏کنند و می‏گویند: صالح شد.

افساد فی الارض با قطع رشته توحید و و نبوت و امامت

وقتی آنها ‏جای امام می‏نشینند همه چیز از مدار خودش خارج می‏شود و نماز هم دیگر نماز نیست. نمازی که پشت سر طلحه و زبیر خوانده شود که نماز نیست. نماز پشت سر امیرالمومنین نماز است. صبح عاشورا عمر سعد با لشکر خودش و سیدالشهداء هم با لشکر خودش نماز خواند. سلام خدا بر جناب حر سلام الله علیه که وقتی حضرت ایستادند، گفت: ما دو تا امام جماعت نداریم وقتی شما هستید پیداست چه کسی باید امام جماعت باشد و نمازش را پشت سر حضرت خواند و همین کار او را درست کرد.

اینها نماز هم خودشان می‏خوانند و می‏گویند اگر نماز هم است ‏ما امام جماعتش هستیم و این خیلی بد است؛ زیرا یک موقع آدم می‏گوید دنیا را بدهید به من و آخرت را به آنها بدهید البته این هم اشتباه است و حضرت امام دنیا و آخرت است اما آنها می‏گویند نماز هم من می‏خوانم و صبح با جمعیت خودش نماز می‏خواند. وقتی اینها مدار شدند همه چیز را خراب می‏کنند. اینها «و أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ» هستند و سرشان در آخور دنیا است و از این عالم بیرون نرفتند و با عوالم غیب مأنوس نیستند و سر و کاری با آن ‏عالم ندارند. اینها جامعه ای درست می‏کنند که اهل دنیا و حریص به دنیا و در چارچوب دنیا است و تمام روابط به هم می‏خورد و تازه کار خودشان را هم اصلاح می‏دانند. حضرت فرمود: «لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها بمحمد و علی»

«یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ»(نساء/54) یعنی وقتی من خودم را جزو اولیاء خدا می‏دانم و می‏گویم که این ولایت و این موقعیت برای من است، ایده و تعلقات خودم را به یک امتی تبدیل می‏کنم و بر مدار تعلقات خودم امت سازی می‏کنم و می‏گویم که امت صالح همین است و اینگونه مردم را از مدار عالم جدا می‏کنم.

خدای متعال در آیات ‏بعد با لطافت طرح اینها را توضیح می‏دهد و از اینها یاد کرده و می‏فرماید «قَدْ أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا»(طلاق/10) این قرآن که کتاب هدایت خدا و رحمت الهی است و همه کتب آسمانی در آن جمع می‏شوند، ذکر است؛ و نیز می­فرماید «يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ شِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ»(یونس/57)؛ همچنین این کتاب یک عده ای را گمراه و یک عده ای را هدایت می‏کند؛ کسانی را خدای متعال با این کتاب گمراه می‏کند آنهایی هستند که «الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّـهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّـهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»(بقره/27) یعنی رشته عهدشان با خدا عهدها را می‏شکنند و روابطی که خدای متعال فرمود برقرار کنید را نقض و قطع می‏کنند و در ارض فساد می‏کنند. در آیات ‏مکرر قرآن وقتی می‏خواهد فساد در ارض توضیح داده بشود همراه با همین قطع رابطه است. در سوره بقره و در سوره رعد ملاحظه مفصل این داستان را توضیح می‏دهد در سوره محمد صلی الله علیه و آله و سلم هم داستان همین است و وقتی می‏خواهد فساد اینها را توضیح بدهد می‏فرماید فساد شما این است که آن ‏رشته ای که خدا فرموده بود وصل کنید قطع می‏کنید «طَاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّـهَ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ * فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ»(محمد/21-22) وقتی کار تمام شد باید خدا و رسولش را تصدیق کنید؛ اما روی­گردان شدید و به سمت فساد در ارض می‏روید و آن ‏رشته های رحامتی که ما گفتیم وصل کنید همه را می‏برید. کار این مفسدین این است که «يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّـهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّـهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ» یعنی عهدها را می‏شکنند.

عهدهایی که از ما گرفته شده عهد توحید و نبوت و ولایت است که مکرر در روایات و آیات ‏آمده‏ که از انبیاء و مومنین در عالم قبل بر توحید نبوت ولایت، میثاق گرفته شده اما این مفسدین عهدها را زیرپا می‏گذارند و آن ‏رشته ای را که خدای متعال فرموده وصل کنید آن ‏را قطع می‏کنند؛ و بعد بساط فساد به پا می‏کنند. وقتی رابطه هایی که باید برقرار باشد قطع شد؛ تمام روابط به فساد برمی­گردد؛ بنیان جامعه نظم و ساختارهای اجتماعی و همه چیز بر مدار فساد می‏شود.

در این آیات ‏مبارکات سوره انبیاء خدای متعال می‏فرماید که «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» ما شما را فرستادیم که رحمت برای همه عالمین باشید. شاید عالمین یک معنایش این است که ما عوالمی داریم و هر کسی در عالم خودش با امام راه می‏رود. و ممکن است افراد از عالم همدیگر خیلی با خبر نباشند. حضرت برای همه عوالم رحمت است. «وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ *  قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَـهُكُمْ إِلَـهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ»(انبیاء/107-108) به حضرت وحی می‏شود و این وجود مقدس با این وحی یک رحمت برای همه عالم است و وحی او با عظمت است که همه عالم را هم به توحید می‏رساند. همه چیز بر مدار این وحی و این رحمت باید قرار بگیرد.

امام؛ رحمت موصوله و رشته محوری ارتباطات انسان

اینها این رشته را قطع می‏کنند. در روایات معنا می‏کنند که آن ‏رشته ای را که قطع می‏کنند چیست. ذیل همین آیه‏ «الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّـهِ» حضرت فرمود ثُمَّ وَصَفَ هَؤُلَاءِ الْفَاسِقِينَ- الْخَارِجِينَ عَنْ دِينِ اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ مِنْهُمْ، فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ الْمَأْخُوذَ عَلَيْهِمْ لِلَّهِ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَ لِمُحَمَّدٍ ص بِالنُّبُوَّةِ، وَ لِعَلِيٍّ بِالْإِمَامَةِ، وَ لِشِيعَتِهِمَا بِالْمَحَبَّةِ وَ الْكَرَامَةِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ إِحْكَامِهِ وَ تَغْلِيظِهِ»(6) آن ‏عهدی که خدای متعال از اینها گرفته و اینها نقض می‏کنند، ‏عهد در موضوع ربوبیت و نبوت و ولایت است. یک مطلب اضافه ای در این حدیث است که ‏خدای متعال یک عهدی گرفته در عالم میثاق که نسبت به شیعیان امیرالمومنین و وجود مقدس نبی خاتم صلی الله علیها و آلهما ما باید محبت داشته باشیم.

آنها این عهد رابطه بندگی و تبعیت از نبی اکرم و زیر چتر حضرت بودن و مدار محبت این روابط را نقض می‏کنند و سپس فرمود «ما امر الله به عن یوصل من الارحام والقرابات و افضل رحم و اوجب حق رحم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم کما حق قرابات الانسان بابیه و امه» آنچه که خدا امر کرده که وصل بکنید را قطع می‏کنند. خدای متعال دستور داده که نسبت به ارحام متعهد باشید و حقوقشان را ادا بکنید و آن ‏رحم اصلی ای که رشته رحمت الهی است و خدای متعال دستور داده آن ‏رشته را برقرار کنید رشته بین ما و نبی اکرم است که از ما خواسته آن ‏رشته را شما قطع نکنید و با آن ‏رشته گره بخورید این حقی که وجود مقدس نبی اکرم دارند، باید رعایت بشود و محور همه قرابت هاست. در بعضی روایات، آن ‏رحامتی که باید رعایت بشود رشته ای است که به وجود مقدس نبی اکرم بازگشت می‏کند. لذا اگر یک جایی این رشته قطع شد شما باید قطع کنید. خدای متعال در سوره مجادله آدرن ‏آیه آخر وقتی داستان مومنین و حزب الله را توضیح می‏دهد می‏فرماید «لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَـئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ»(مجادله/22) حزب الله اینطوری هستند که اگر نزدیکترین آدم هایشان رشته شان را با نبی اکرم قطع بکنند رشته را می‏برند. محاده با خدا و رسول یعنی برای خودشان حد و شأنی در مقابل خدا و رسول قائل هستند و قانون می‏گذارند حدود معین می‏کنند و مقابل حضرت می‏ایستند؛ حضرت حدودی معین کردند که حدود الهی است اما آنها مقابل آن حد و قانون می‏گذارند و شریعت جعل می‏کنند. اما کسی را پیدا نمی‏کنید که ایمان به خدا و آخرت داشته باشند و با آن ‏کسانی که با خدا و رسول محاده می‏کنند مودتی داشته باشند؛ ولو نزدیکترین آدم هایشان مثل پدرانشان و برادرانشان و عشیره و فامیلشان باشند.

تمام روابط بر محور ارتباط با رسول است. اگر یک کسی رابطه با رسول را به هم زد تو باید رابطه ات را با او به هم بزنی، و آن ‏رشته ای که خدا فرموده تا ارحام و عشیره و مومنین هم می‏آید؛ یعنی مومنین با هم یک رابطه ای دارند که باید حفظ شود. در روایت فرمود المومن اخ المومن من ابیه و امه ابوه نور و امه الرحمه مومن با مومن دیگر رابطه برادری پدر و مادری دارد , از یک وادی هستند.

در روایت فرمودند که اگر شما غیبت برادر مومنتان را کنید ولایت تان قطع می‏شود. یک رشته از ولایت خدای متعال و ولایت امام از طریق این مومن به شما می‏رسد که این رشته باید محفوظ باشد. باید آبرو و عزتش را حفظ کنید و پشت سر نگه بدارید. باید اگر حاجتی داشت برآورده بکنید و اگر حاجتش را برآورده نکنید این رشته ولایت تان قطع می‏شود. لذا یک رشته هایی است؛ اما این رشته ها همه بر مدار ارتباط با امام است.

ارتباط با امام رشته عام و رحمت موصوله است و باید مدار همه ارتباط های ما باشد. ارتباط ما با همدیگر ارتباط ما با طبیعت ارتباط ما با حیوانات جمادات نباتات و با عالم بالا تماماً باید بر مدار امام باشد که رحمه للعالمین است. تمام مدار رشته ها باید به این رشته برگردد و آن ‏رشته ای که خدا فرموده وصل کنید این است. باید تمام روابط بر محور ارتباط با حضرت قرار گرفته و از آنجا ارتباط ناشی ‏شود.

فرض کنید الان کنار هم نشستیم به وسیله این ابزار جدید الکترونیکی و موبایل و وسایل دیگر با هم ارتباط برقرار می‏کنیم. اما ارتباط مان از یک سازمان مرکزی است که مرکز سازماندهی این روابط است ‏و همه ارتباط ها آنجا ثبت می‏شود. هر رشته ای ما با هم برقرار می‏کنیم باید از ارتباط با امام بگذرد چون او رحمت واسعه و موصوله خدا و رحمه للعالمین و معدن الرحمه است. تمام روابط باید بر مدار امام باشد. اگر به همدیگر خدمت می‏کنیم یا جنگ می‏کنیم یا تبری پیدا می‏کنیم یا تولی پیدا می‏کنیم براساس محبت امام است. براساس او خانواده درست می‏کنیم، صنوف و تجمعات اجتماعی داریم و جامعه پردازی می‏کنیم. امام باید رکن و اساس زندگی ما باشد. اگر همه چیز بر مدار این رحمه للعالمین شد تمام روابط عالم روابط رحمت می‏شود. هر وقت با هم ارتباط برقرار می‏کنیم رشته رحمت و محبت و عطوفت و فداکاری و ایثار است؛ چون بر مدار امام است.

کما این که ارتباط خود امام با همه مخلوقات براساس محبت است. قرآن می­فرماید «أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ»(انبیاء/107)؛ «کافَّةً لِّلنَّاسِ»(سبا/28)؛ یا در روایت فرمودند ادب نبیه علی محبه فقال انک لعلی خلق عظیم خدای متعال او را با خلق محبت تربیت کرده و فرستاده است. «عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ»(توبه/129) رنج ما بر او دشوار است. رابطه حضرت با ما رابطه شفاعت و ایثار است. شفاعت امام یعنی ایثار که چیزی فوق انفاق و مواسات است؛ انفاق یعنی بخشی از مالش را انسان حق دیگران می‏داند. مواسات یعنی من دیگری را برابر با خودم می‏دانم؛ اگر خودم نیازی دارم او هم نیازی دارد و اگر نیاز او از من بیشتر است، مالم را خرج او می‏کنم.

ایثار یعنی خودم رنج می‏برم که او در راحتی باشد نیاز او از من مهمتر است؛ همان ‏کاری که امیرالمومنین و اهل بیت کردند که در سوره هل اتی توضیح داده شده است. هیچ کسی به اندازه اینها گرسنه نبود ولی سه شب گرسنه روزه گرفتند «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا»(انسان/8) هیچ تشکری هم نمی‏خواهند و چشم داشتی ندارند؛ زیرا «انَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّـهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا»(انسان/9). این ایثار است.

بناست همه روابط ما به روابط امام مان برگردد و همسر با همسر پدر و فرزند، فرزند با پدر با همدیگر رابطه با محبت داشته باشیم. اگر رشته محبتی بین پدر و مادر و فرزند است؛ اساس این رشته شعاعی از رشته رحمت امام است. بناست همه چیز بر مدار رحمت الهی باشد؛ تمام روابط و مناسبات شعاعی از رحمت امام و رحمت الهی باشد که در امام است. محبت مادر به فرزند رشته ای از آن ‏رحامت امام است و برای این است که می‏گویند آن را قطع نکن این قطع کردن با مادر، قطع کردن با امام و خدا است. نازل ترین آنها در بین همه ارحام و اقوام است. آن ‏رابطه محبتی که بین اقوام است ‏یک رابطه ای از آن ‏رحمت الهی است که معدنش امام است.

 توصیف جامعه بر مدار شیطان و قطع رشته الهی

جبهه منافقین عهدهایشان را به هم می‏زنند در حالی­که بنا بود براساس ربوبیت الهی و نبوت حضرت و ولایت امام زندگی کنند؛ اما آن ‏عهدها را زیرپا می‏گذارند. وقتی زیرپا گذاشتند و این رشته محبت را قطع کردند دیگر هیچ کجا در جامعه کفار این رشته را نمی‏بینید. حتی رابطه مادر و پدر با فرزند که رابطه محبت الهی بود هم از مدار خودش بیرون می‏رود. مادری که باید دامنش دامن محبت الهی باشد یک جاهایی این رشته قطع می‏شود؛ یعنی فرزند خودش را دشمن خودش می‏بیند و علاقه اش به حیوانات بیشتر از فرزند خودش است. چه اتفاقی می‏افتد و کجا خراب شده؟! «وَ يَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّـهُ بِهِ أَن يُوصَلَ»(بقره/27) همین است.

در این حالت دیگر مومنین با هم محبت ندارند و فداکاری و ایثار و انفاق نمی‏کنند انسانهایی هستند که دنبال منافع شخصی خودشان هستند و انسان سودجو هستند. رابطه رحامت بین فرزند و مادر یک رشته ای از محبت الهی است اما این هم منحرف و یک جایی قطع می‏شود. به یک جایی می‏رسد که اصلاً می‏خواهند کل این رابطه را به هم بزنند. بعضی از تدبیرهای آنها ‏را آدم شرم می­کند، بگوید. می‏گویند که چه کسی گفته مادر و فرزند رابطه شان باید محفوظ باشد؟! در غرب الان ما آدمهای تک و الدینی خیلی داریم که پدرهایشان مشخص نیست. دارند کاری می‏کنند که کل رابطه والدین قطع بشود. احزاب و حکومت ها رحم اجاره می‏کنند و فرزندی که به دنیا می‏آید این خانم مزدش را می‏گیرد و می‏رود مثل این که شما بازویتان را جاره می‏دهید او هم رحم اجاره می­دهد. و می‏گویند: ما تربیتش می‏کنیم. خانواده ای که دو عضو مرد یا دو عضو زن دارد یک فرزند به آنها می‏دهیم، یا یک زن و حیوانش است، به او فرزند می‏دهیم. یعنی کمترین رابطه را به هم می‏زنند و فرزندی که باید در دامن عاطفه مادر بزرگ بشود یک جامعه ای درست می‏کنند که از اول طفولیت بچه را در مهد کودک می‏گذارد؛ آیا مهد ‏جای این رابطه رحامت را می‏گیرد؟ فرزندها را از پدر و مادر دور می‏کنند و عاطفه پدر و مادر را از بین می‏برند و بعد خانه کودکان بی سرپرست درست می‏کنند.

در جای دیگر، زیر ساخت رابطه انفاق و ایثار و مواسات مالی را به هم می‏زنند و بعد جای آن تأمین اجتماعی می‏گذارند؛ آیا این جای آن را می‏گیرد؟ البته وقتی زیرساخت هایش را زدید اگر تأمین اجتماعی هم نباشد که خیلی خطرناک است.  کار به جایی می‏رسد که رابطه محبت و عاطفه پدر و مادری منحرف می‏شود.

من بعضی مصادیق را نمی‏دانم بگویم یا نه، که فرزند خودش را به اسم محبت و عاطفه پدر و مادری در جامعه کفار می‏فرستد که خادم جامعه کفار می‏شود و بعد هم افتخار می‏کند که فرزندم را فرستادم صاحب فلان موقعیت اجتماعی شده است؛ آیا این محبت پدر و مادری است و بنا بود اینطوری محبت کنید؟ تمام روابط از مدار حق بیرون می‏رود.

بعد هم تئوری پردازی می‏کنند و برای آن فلسفه و علم و علوم اجتماعی و روان شناسی تولید می‏کنند. در دوران جدید یکی از حرفهایی که است ‏این است که می‏گویند: علم توصیه ای است نه توصیفی. فرض بکنید روابط نامشروع اجتماعی را برقرار بکنند، در روان شناسی پشتوانه علمی برای آن درست می‏کنند و می‏گویند نیاز انسان یک طیف دارد از نیاز انسان به همسر و جنس مخالف تا نیاز انسان به جنس موافق و اسمش را هم علم می‏گذارند، یعنی روابط الهی را قطع می‏کنند و یک روابط شیطانی جای آن می‏گذارند و آن را توصیف علمی می‏کنند و برای آن فلسفه درست می‏کنند؛ یعنی جامعه ای بر مدار روابط شیطانی درست می‏کنند بعد فلسفه اجتماعی و دانش های پشتیبان درست می‏کنند. این کار جبهه نفاق است.

در حالی­ که همه روابط باید به امام برگردد همه رحامت هایی که به ما گفتند ملاحظه کنید، رشته ارتباط با خدا و امام و رشته محبت الهی است. شاهدش هم این است که اگر پدر آدم رابطه اش را با امام قطع کرد باید رابطه اش را با او قطع کنی او دیگر رحم تو نیست. اگر او از مدار امام بیرون رفت او دیگر رحم شما نیست. «لَّا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ»(مجادله/22) یعنی اگر پدرانشان هم باشند وقتی درگیر هستند صف من از آنها ‏جدا می‏شود. مگر امیرالمومنین اینطور نبود؟ مگر در احد و بدر و اینها به خاطر اتصال به نبی اکرم ارحام خودشان را از دم تیغ نگذراندند.

پس امام آن ‏رشته ای است که باید بر مدار آن امت ساخته بشود و روابط مالی و فرهنگی و سیاسی و خانوادگی و کل روابط براساس رحمت او باشد. اگر روح و شریعت او حاکم شد مناسبات اجتماعی و روابط انسان ها با طبیعت براساس او بود همه چیز محبت می‏شود؛ حتی در روایات فرمودند که از حیوان هم اگر می‏خواهید بهره ببرید به او محبت کنید. حالا ببینید رابطه آدم با حیوان را چطور کردند که بتواند روزی سه تا تخم از یک مرغ بگیرد، آخر این چه رابطه ای است. در یک فضایی بیست و چهار ساعت بیدار است و او را تحریک می‏کند 45 روزه دم تیغ می‏دهد؛ یعنی تا اینجا روابط را به هم می‏زنند. رابطه عاطفی و رحمت الهی بین ما و حیوان هم نیست چه برسد بین خودمان، همه را به هم می‏زنند و بعد هم این را اصلاح می‏دانند و می‏گویند: جامعه سنتی جامعه عشیره ای است و جامعه صنعتی جامعه سلولی است. این روابط عشیره ای به هم می‏خورد به جای آن خانواده سلولی کوچک می‏آید و آن هم کم کم خانواده تک عضوی و دو عضوی و انسان و حیوان و مرد و مرد و زن با زن می‏شود. عجیب تر این است که رابطه عاطفی بین پدر و مادر با فرزند را به هم می‏زنند. پدر می‏خواهد به فرزندش خدمت کند اما خیانت می‏کند. البته نمی‏خواهم بگویم هر کسی که فرزندش را می‏فرستد تا تحصیل کند اینطور است؛ خیلی ها هم با بصیرت و هوشیاری جوانب کار را می‏سنجند؛ چون یک جایی هم وظیفه ما است تا ‏برویم قله های علم آنها ‏را فتح کنیم؛ حرف من این نیست. می‏خواهم بگویم نگاه ها عوض می‏شود.

رابطه انسان با زمین را به هم می‏زنند. در حالی­که این زمین حقی بر ما دارد. کاری سر این زمین می‏آورد و از تمام امکانات این زمین سوء استفاده می‏کند. بنا نبود ما این کار را بکنیم؛ زمین و حیوانات از ما راضی نیستد تا چه رسد به انسان ها.

باید همه چیز بر مدار آن ‏رشته رحامت الهی باشد. رشته رحمت خداست که محورش وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت هستند و تمام رابطه های دیگری که به رحمت برمی­گردد از اینجا ناشی می‏شود. اگر رابطه فرزند با پدر و مادر از رشته محبت امام عبور نکند تاریک و ظلمانی است نه نورانی. ولو به پدر و مادرش خدمت کند در واقع ظلم کند وقتی هم می­گویی: فساد نکن، می‏گوید: دارم اصلاح می‏کنم. «وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ»(بقره/11) می­گویی:این فرزندت را به شیوه کفار تربیت نکن این خدمت نیست که هزینه می‏کنی تا مثل کفار بپوشد می‏گوید: این اصلاح است آن ‏دوره ها تمام شد و گذشت.

وقتی ائمه نار خودشان را مصلح می‏دانند آنهایی ‏هم که ذیل آنها ‏قرار می‏گیرند همه اصلاح می‏کنند و هیچ کسی هم نمی‏گوید که من فساد می‏کنم. آنها چون عهدها را زیرپا گذاشتند و رشته ای که خدا فرموده بود برقرار کنید را قطع کردند کارشان فساد می‏شود. رابطه مردم را اول از امام قطع می‏کنند؛ جامعه ای که باید ذیل امام حسین باشد که سبط رسول خدا است و در دامن پیغمبر خدا او را دیدند و صبح و شب روی دوش پیامبر بود حضرت سجده اش را طول داد زیرا فرزندش روی دوشش بود، اما این آدم را به فرمان ابن زیاد محاصره می‏کنند چون «يَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّـهُ بِهِ أَن يُوصَلَ» و بعد به تعبیر سیدالشهداء آن ‏آدم ِ إِلَّا دَعِي‏ ابن دَعِي این ناپاک ناپاک زاده , پسر ناپاک زاده، امیر می‏شود؛ بعد سر صبح عمر سعد تیر را در کمان می‏گذارد و می‏گوید: پیش امیر شهادت بدهید اول کسی که تیر رها کرد به جبهه سیدالشهداء من بودم و من جنگ را شروع کردم.

و یفسدون فی الارض همین است که جهنم به پا می‏کنند و به تعبیر قرآن مردم را در وادی جهنم می‏برند. «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّـهِ كُفْرًا وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَ بِئْسَ الْقَرَارُ»(ابراهیم/28-29) ، امیرالمومنین را برمی­دارند و کلمه کفر می‏آید و مردم می‏روند در وادی جهنم و دار بوار که هیچ چیزی در آن سبز نمی‏شود. آن ‏وقت ثمره این شجره زقوم این است که در عاشورا دور امام حسین جمع می‏شوند «کل یتقرب الی الله بدمه»(7) یعنی همه می‏گویند که برای خدا کار می‏کنیم. سر صبح به لشکرش می‏گوید لشکر خدا سوار شوید! جمله ای که وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به لشکرشان می‏گفتند، اینها به لشکر خطاب می‏کنند.

امام ظرفیت دارد که همه ‏روابط را برقرار کند. امام رحمت موصوله است. امام معدن الرحمه و عروه الوثقی است. امام حبل متین است که قرآن فرمود «اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ»(آل عمران/103) می‏شود همه با اما دور هم جمع بشوند و متصل به خدا بشوند. اگر همه چیز ما متصل به امام شد، متصل به خدا می‏شود و اصلاً طریق اتصال به خدا همین حبل است.

ما بناست که همه شئون زندگی مان متصل به حضرت حق بشود تا عبودیت و نور بندگی و نور حضرت در آن بیاید و همه در بیت النور باشیم یا بناست در وادی ظلمات باشیم؟! امام آن ‏رشته و ظرفیتی است که می‏شود همه عالم را بر مدار او به خط کرد و همه هم از سفره امام بخورند و تمام رزقشان از آنجا باشد.

در کامل الزیارات حضرت فرمودند که سیدالشهداء با امیرالمومنین و فاطمه زهرا و امام مجتبی سلام الله علیهم اجمعین در خانه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هستند و از آنجا مشرف است و همه زائرهای خود را می‏بیند و آنها ‏را به اسم و به اسم پدر و مادرشان می‏شناسد و می‏داند در خورجینشان چه برداشتند؟ توشه سفرشان چیست و آیا غذای لذیذ برداشتند یا بالعکس است. نسبت به آنهایی ‏که در مجالس عزایشان می‏نشینند یک به یک آنها ‏را می‏شناسد و هم خودشان استغفار می‏کنند و هم از پدرشان امیرالمومنین درخواست می‏کنند برای اینها استغفار کنند. امام مثل کف دستش سماوات و ارض را می‏بیند. جهنمی ها بهشتی ها را می‏بیند و می‏تواند مدار اتصال همه عالم به خدای متعال باشد. این رشته و عروه الوثقی و حبل الله را قطع می‏کنند و یک جامعه ای جدای از حبل الله جدای از عروه وثقی جدای از امام جدای از مدار رحمت درست می‏کنند که تمام روابط ظلمانی و شیطنت آمیز می‏شود که مهمه می‏خواهند سر هم کلاه بگذارند. ظاهر به اصطلاح خوبی برایش درست می‏کنند اما در باطنش که می‏روی همه روابط به هم ریخته است. کسی خیال نکند در جوامع غربی روابط درست است؛ آنجا روابط شیطانی است. در سال 1982 بود بیست و چهار ساعت برق در یکی از شهرهای بزرگ آمریکا قطع شد به یک شهر جنگ زده تبدیل شد آنقدر که خانه ها را غارت کردند. نظم پلیسی و دوربین که اخلاق نیست. اما متأسفانه کتاب می‏نویسند به نام اخلاق بر مدار انسان، اخلاق اومانیستی را می‏گویند بهترین اخلاق است و تئوریزه می‏کنند. نفس پرستی را قطع ارتباط با امام را، خود محوری را، علم می‏کنند. روابط فاسد را تبدیل می‏کنند به روابطی که پشتوانه علمی دارد.

این دیگر آخرین مکر شیطان است که آن ‏رابطه را قطع می‏کند بعد هم یک رابطه دیگری می‏گذارد؛ اصل فساد عالم در اینجاست. «لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها بمحمد و علی صلوات الله علیهما» یعنی طرح دشمن افساد است که خودشان را اولیاء خدا می‏دانند و بر مدار خودشان مردم را جمع می‏کنند و انفضاض ایجاد می‏کنند. وقتی این رشته را قطع کردند همه چیز فاسد می‏شود زیرا «وَ يَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّـهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»(بقره/27) صلی الله علیک یا اباعبدالله....

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 58

(2) تفسير القمي، ج‏2، ص: 103

(3) الخصال، ج‏1، ص: 277

(4) تفسير القمي، ج‏2، ص: 391

(5) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 480

(6) التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 206

(7) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 462