نسخه آزمایشی
جمعه, 23 آذر 1397 - Fri, 14 Dec 2018

جایگاه و ماموریت همسران پیامبر و طرح توطئه توسط بعض همسران در سوره تحریم/ تبیین جایگاه اهل بیت در ماموریت نسبت به رسول الله

متن زیر سخنرانی شب یازدهم محرم جناب آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که به تاریخ 29 شهریورماه 97 ایراد شده است. ایشان در ادامه بحث اشاره می کنند که خدای متعال در سوره تحریم خطابهای تندی به همسران پیامبر دارد. در طرح نبی اکرم هم اهل بیت علیهم السلام و هم همسران پیامبر متناسب با جایگاهشان ماموریت هایی دارند؛ البته همسران پیامبر معصوم نیستند و در این راه استقامت نشان ندادند و لذا خطاب می­شود که اگر با پیامبر همراهی نمی­کنند از خانواده حضرت با احترام بیرون بروند. بعضی از آنها طرح تحریم و توطئه علیه حضرت را داشتند که خدای متعال در قرآن آن را آشکار می­کند. خطاب به اهل بیت کاملاً متفاوت است زیرا اهل بیت بنا است که محور بیت النبوه حضرت باشند و امت حضرت حول ایشان تجمع کنند لذا معصوم و مطهر و بدون خطا می­باشند...

یاری خداوند به نبی اکرم در توطئه همسران حضرت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و افضل سفرائه حبیب اله العالمین ابا القاسم محمد. و صلی الله علی اهل بیته المعصومین الهداه المهدیین سیما بقیه الله فی الارضین ارواحنا لتراب مقدمه لفداء واللعنه علی اعدائهم اجمعین. بحث در جلسات گذشته در باب طرحی بود که جبهه نفاق و کفر و دشمنان حضرت در مقابل وجود مقدس نبی اکرم دارند. حضرت یک نقشه بزرگ و یک طرح با عظمتی برای اداره یک امت دارند و خدای متعال ایشان را برای ایجاد و ساخت یک امت بزرگ مبعوث کرده است «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَة»(جمعه/2) یعنی رسولی را از بین امیین برانگیخته است و کار این رسول تعلیم کتاب و حکمت است و دنبال این است که تجمع و یوم الجمعه ای باشد و مردم جمع بشوند و به ذکر الهی برسند و از آنجا جامعه و امت ساخته بشود.

جبهه مقابل هم در مقابل حضرت طرح هایی دارد. بعضی از نقشه های جبهه مقابل را عرض کردیم. یکی از سوره هایی که در قرآن مورد توجه مفسرین هم بوده و در آنجا بعضی از طرح ها و نقشه های دشمن ذکر شده سوره مبارکه تحریم است. بعضی آیاتی که در آغاز سوره مبارکه تحریم است از ابهام برخوردار است و گویا اصلاً خصوصیات ماجرا را قرآن نمی‏خواسته توضیح بدهد و به هر دلیل در صدد توضیح خصوصیات داستان نبوده است؛ ولی یک داستانی است که خدای متعال به آن اشاره و از آن عبور می‏کند.

«أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّـهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَ اللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پیغمبر»(تحریم/1) ای رسول ما! چرا آنچه خدا بر تو حلال کرده بر خودت حرام می‏کنی و به دنبال راضی کردن همسرانتان هستی؛ خدای متعال بخشنده و آمرزنده و صاحب رحمت است؛ هم می‏بخشد و هم رحمتش را بر شما نازل می‏کند. کأنه نبی اکرم اسلام یک مطلبی را که برای خودشان حلال بوده به خاطر مسائل داخلی خانواده بر خودشان تحریم کردند؛ از ناحیه داخل خانه به حضرت یک امری تحمیل شده بود و حضرت هم این بار را روی دوش خودشان گذاشتند و حلال خودشان را برای خودشان حرام کردند و خودشان را در سختی انداختند برای این که مسائل داخلی شان را اداره بکنند و همسرانشان راضی باشند. خدای متعال کأنه با لسان توبیخ که البته توبیخ حضرت نیست و توبیخ همسران است، می­فرماید که چرا آنچه خدا بر تو حلال کرده به خاطر رضایت آنها بر خودت حرام می‏کنی؛ جایی ندارند و شما لازم نیست مراعات آنها را بکنید. خدای متعال برای شما جبران می‏کند؛ اینکه مسئله چه بوده را قرآن توضیح نمی‏دهد و پیداست که مسئله مهم نبوده و لازم نیست آدم خیلی دنبال کند؛ یک مسئله ای پیش آمده که حضرت به خاطر جلب رضایت همسران خودشان یک امری که برای شان حلال بوده حرام کردند.

چطور حلال، حرام می‏شود؟! یکی این است که انسان یک عهد و یمینی داشته باشد و قسم بخورد. آدم می‏تواند با قسم بعضی از حلالها را برای خودش حرام کند؛ مثلاً قسم می‏خورد که این کار را انجام ندهد و اگر قسم خوردید دیگر برای شما جایز نیست. پیداست حضرت از این جنس بوده و قسم خورده بودند که یک امری را به خاطر همسرانشان ترک و مراعات کنند، آنها این امر را بر حضرت تحمیل کرده بودند. خدای متعال می‏فرماید: که شما چرا این کار را کردید و بعد هم در آیه دوم می‏فرماید «قَدْ فَرَضَ اللَّـهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَ اللَّـهُ مَوْلَاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ»(تحریم/2) ، خدای متعال با این حکم بر شما جایز کرده و می‏توانید قسم های خودتان را باز بکنید. او شما را براساس علم و حکمت اداره می‏کند و اجازه داده در مواردی شما حل قسم بکنید. کأنه حضرت یک قسمی خورده بودند که بعضی از اموری که بر ایشان حلال بوده به خاطر مسائل داخلی و خانوادگی شان را ترک بکنند و خدای متعال می‏فرماید که لزومی ندارد و به شما اجازه دادیم کفاره بدهید و حل یمین کنید و لازم نیست به این قسمتان عمل کنید. آنها به حضرت تحمیل کردند و فشار آوردند و حضرت هم می‏خواستند رضایت آنها را جلب کنند اما کار به یک نقطه ای رسیده که خدای متعال به میدان آمده و مسئله را علنی می‏کند و وقتی قرآن نازل شد دیگر همه پیگیری می­کنند که چه اتفاقی افتاده است. این نقل های متفاوت هم برای آن پیگیری ها است.(1)

نقلهایی شده و بعضی ها هم مجعولات است؛ برای این که مسئله را پنهان کنند. خیلی جاها اینگونه است که شأن نزولهایی که در بعضی از مجامع و کتب تفسیری است شأن نزول های مجعولی است که دنبال گم کردن ردپای اصل مسئله بودند؛ چون یک مسئله جدی بوده برای این که آن مسئله گم بشود یک شأن نزولهایی درست کردند؛ البته نه آن که در روایات اهل بیت است بلکه آنچه را دیگران درست می‏کنند.

به عنوان مثال در داستان منافقین هرکجا یک مسئله مهمی است خدای متعال منافقین را توبیخ می‏کند؛ فوری عبدالله بن ابی را که در مدینه و جزو سرکرده منافقین بوده را نام می­برند و رد پاها را گم می‏کنند. به این مساله حتماً توجه داشته باشید و مواظب باشید که گرفتار نشوید. این شأن نزول هایی که خیلی ها می‏گویند برای رد گم کردن داستانی است که در آیه دنبال می‏شده است.

در اینجا هم یک شأن نزول هایی گفتند که برای گم کردن ردپای داستان است. اصل ماجرا این است که خدای متعال می‏فرماید: پیغمبر ما! شما برای رعایت حال خانواده و همسران خودتان، حلال خدا را بر خودتان حرام می‏کنید؛ البته تشریع نیست؛ بلکه با یمین و قسم بر ترک یک حلال آن حلال بر آدم حرام می‏شود؛ یعنی اگر کسی قسم خورد و نکته ای در این قسم واقع شد نباید دیگر این کار را نجام بدهد. خدای متعال به عنوان مولای نبی اکرم اعمال ولایت می‏کنند و می‏گویند که شما حل قسم کنید.

اصل ماجرای توطئه و افشای سر رسول نسبت به خلافت

بعد می­فرماید «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّـهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَن بَعْضٍ»(تحریم/3) بعضی از عناوینی که در احادیث مربوطه آمده است، شاید یک مقداری می‏خواهد داستان را ادامه بدهد و کمی هم باز می‏کند که پیامبر گرامی اسلام با بعضی از همسران خودش یک مطلبی را در سر و خلوت گفتند؛ چون محیط خانه است و ممکن است خیلی اسرار گفته بشود؛ اینکه چرا گفتند را هم باز قرآن توضیح نداده است. این همسر حضرت رفتند و مسئله را فاش کردند و با دیگری در میان گذاشتند؛ یعنی یک مسئله ای را حضرت به عنوان سر به او گفتند و او به دیگری گفته است. خدای متعال هم مسئله را برای پیامبر واضح و آشکار کردند. یک بخشی از آن مطلب و سری را که افشا کرده بود حضرت به او گفتند اما قسمت دوم ماجرا را که شما رفتید و این مطلب دوم را هم گفتید را نگفتند. این ها هم لطایفی دارد که چرا حضرت نفرمود که شما دو مسئله را افشا کردی در حالی­که بنا نبود بگویی.

مفسرین اینطور معنا کردند که وقتی حضرت او را با خبر کردند که تو رفتی این مسئله را افشا کردی او گفته است «فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَـذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ»(تحریم/3) یعنی این همسر حضرت عرض کرده که منبع این خبر از کجاست و از کجا این مطلب به شما رسیده است. فرمودند که خدایی که هم عالم است و هم اسرار امور را می‏داند من را با خبر کرد. پیداست یک مسئله کاملاً جدی است که همین که آنها می‏روند و بحث را افشا می‏کنند، خدای متعال هم از این طرف وارد میدان می‏شود و به پیامبر خبر می‏دهد و بعد هم به صورت وحی نازل می‏شود.

داستان آن منازعه و اختلاف چه بود که حضرت حلال را بر خودشان با قسم حرام کرده بودند و خدای متعال هم بر علیه همسران حضرت وارد میدان شد و فرمود که حل قسم کنید و حلال را بیخودی بر خودتان حرام نکنید. بعضی روایات دارد که اینها نگران اوضاع بعد از رحلت حضرت بودند، چون حضرت از هیچ کدام از اینها فرزند نداشت و فقط از حضرت خدیجه فرزند داشتند و از ماریه قبطیه هم فرزند داشتند که در زمان حیات حضرت فوت کرد. از هیچ کدام از اینها فرزند نداشتند. بعد از حضرت هیچ امکاناتی هم برایشان باقی نمی‏ماند و تمام امکاناتشان یک اتاقی بود که در آن زندگی می‏کردند؛ گلایه کرده بودند که بعد از حیات شما چه می‏شود و ناراحت بودند. بعضی نقلها این است که حضرت به یکی از اینها فرمودند: شما وضعتان خوب می‏شود و پدران شما رئیس می‏شوند.(2)

تقریباً مفسرین متفق هستند و عامه و خاصه هم دارند که این دو نفری که در این آیات از آنها صحبت است چه کسانی هستند. یکی از ازواج پیامبر که بعد به دیگری هم گفته و بعد هم طرح توطئه ریختند. خدای متعال می‏فرماید «إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ»(تحریم/4) اگر توبه کنید، بعید است و اگر هم توبه هم نکنید و پشت به پشت با حضرت بجنگید، خدای متعال و ملائکه و صالح المومنین و جبرئیل پشتوانه نبی اکرم هستند. یعنی این صف آرایی که دارد اتفاق می‏افتد در توطئه دو نفر از همسران حضرت است و تقریباً همه قبول دارند که این دو نفر حفصه و عایشه هستند و محل خلاف نیست که این دو طرحی ریختند.(3)

پیامبر یک مطلب سری را به یکی از اینها گفت و او هم به دیگری گفت. مثلاً حضرت به عایشه فرمودند که شما بعداً به ریاست می‏رسید و بعد از رحلت من پدر شما موقعیت پیدا می‏کند و وضع شما خوب می‏شود، نگران اوضاع اقتصادی تان نباشید، این هم رفت و به دیگری گفت. حال بر چه اساسی حضرت این مطلب را گفتند، نمی‏دانم.

یکی دختر اولی و دیگری دختر دومی است، که رفت به او گفت که یک چنین خبری را پیامبر به من دادند و فرمود که پدران شما بعداً به موقعیت می‏رسند. در یک نقلی است که این مسئله به پدرانشان منتقل شد و بعد جدی شد؛ حضرت فرمودند که شما چرا مسئله را افشا کردید؟! خدای متعال به من خبر داده که شما مسئله را افشا کردید و بخشی از مطلب را هم حضرت فرمودند اما مابقی خبر که دست به دست و بعد به یک طرح توطئه تبدیل شد را حضرت افشا نکردند.

این آیات را باید به دقت باز کرد. من قصدم تفسیر نیست و فقط می‏خواهم آن مسیر طراحی دشمن را اجمالاً اشاره بکنم. پیداست یک جریانی در خانه پیامبر گرامی اسلام و بین همسران حضرت اتفاق افتاده و در این ماجرا سر پیامبر افشا شده است و به دنبال این سر یک توطئه ای شکل گرفته است.

حضرت به خاطر تأمین رضایت آنها امری را بر خودشان حرام کردند بعد هم آنها به جای این که قدر این کار را بدانند حضرت را تحت فشار قرار دادند و سر حضرت را افشا کردند و این به یک طرح توطئه تبدیل شد. خدای متعال هم به نفع حضرت به میدان آمده و فرمود «إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ»(تحریم/4) که دیگر اصلاً رعایت اینها را نکنید و لازم نیست بر خودتان سخت گیری کنید و طرح توطئه آنها را هم افشا کرده و می‏فرماید که اگر توبه کنید به محضر خدای متعال که البته قلوب شما منحرف شده و خیلی بعید است که بتوانید توبه کنید و از توطئه تان برگردید؛ اما اگر به توطئه تان ادامه بدهید و شما دو همسر بر علیه وجود مقدس نبی اکرم پشت به پشت هم بدهید، در این صف آرایی خدای متعال و وجود مقدس امیرالمومنین و ملائکه هم پشتیبان نبی اکرم و حامی او هستند.

بنابراین این مسئله به یک توطئه بزرگ و یک صف آرایی تبدیل شده که در این صف آرایی عظیم یک طرف حضرت و یک طرف آنها هستند. شبیه این در ماجرای وحی است که قوم یهود معتقد بودند که وحی باید به آنها می‏رسید و یکی از آنها پیامبر می‏شدند. خدای متعال می‏فرماید: اینطور نیست و اگر شما خیال می‏کنید که جبرئیل این کار را کرده اینطور نیست بلکه دستور من و صف آرایی من است و آن صف آرایی را توضیح می‏دهند. این جا هم پیداست یک مسئله مهمی است. آنجا مسئله وحی و نبوت است که تبدیل به صف آرایی می‏شود، اینجا یک مسئله دیگری است که تبدیل به صف آرایی شده است. شبیه این عبارات آنجا هم هست. آنجا بین یهود و حضرت در مسئله نبوت نزاع بود و خدای متعال یک صف آرایی را معین می‏کند.

اینجا هم یک مسئله مهم و یک طرح توطئه ای است که به یک صف آرایی بزرگ تبدیل شده است. بعد هم خدای متعال یک تهدیدی نسبت به همسران حضرت می‏کند و می­فرماید «عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَ أَبْكَارًا»(تحریم/5) اگر یک موقعی شما را طلاق بدهد خدای متعال بهتر از شما روزی اش می‏کند و به عنوان کنایه نسبت به این همسران خصوصیات آنها را می‏گوید که مسلمات مومنات و بهتر از شما هستند؛ گویا کأنه می‏خواهد بفرماید که شما اسلامتان هم محل تردید است. خدای متعال بهتر از شما نصیبش می‏کند و چندین صفت فوق العاده بیان می­کند. نبی اکرم با شما می‏سازد اما خیال نکنید او محتاج شما است.

بنابراین خدای متعال این همسران را توبیخ می‏کند و می‏گوید شما و بخصوص این دو نفر اینطور نیستید و حضرت با شما زندگی می‏کند؛ اگر شما توطئه کنید حضرت این قرارها را بهم می‏زند و همسرانی از این جنس خدای متعال برای او فراهم می‏کند که شأن حضرت است. همسران حضرت باید «مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَ أَبْكَارًا» باشند و شما اینگونه نیستید و این هم یک کنایه ای نسبت به بعضی دیگرشان است.

جایگاه اهل بیت و همسران نبی اکرم در برنامه حضرت

سپس مسیر عوض می‏شود و می­فرماید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ»(تحریم/6) یعنی یک توطئه بزرگی واقع می‏شود؛ شما باید خودتان را حفظ کنید. اینها یک آتشی به پا کرده اند که بنزین و آتش­گیرانه آن خود آدم ها هستند. شما مواظب باشید در این آتش نیافتید؛ خودتان را جمع کنید؛ چون یک توطئه بزرگ اجتماعی است. یک جهنمی به پا می‏شود مواظب باشید شما در این جهنم نیافتید.

حضرت یک جریان اهل بیت دارند یک جریان همسران که از هر دو در قرآن صحبت شده است. حضرت می‏خواهند یک کاری را در عالم با اهل بیتشان جلو ببرند که در آیه مباهله و آیه تطهیر و جاهای دیگر آمده است. یک طرحی هم دارند که آن طرح را می‏خواهند با همسرانشان جلو ببرند و این دو طرح فرق می‏کند. این همسران حضرت آدم های فوق العاده ای نیستند و مکرر کارشان با پیامبر به اختلاف کشیده شده است که در سوره احزاب توضیح داده شده؛ ولی اهل بیت فوق العاده هستند و این از خود قرآن فهمیده می‏شود.

در سوره احزاب در آیه بیست و هفت به بعد در چند آیه قرآن همسران حضرت را توبیخ می‏کند و می‏فرماید «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا»(احزاب/28) یعنی به این همسرانت بگو شما دنبال حیات دنیا و زینت هستید، این پیامبر یک کار بزرگ در عالم می‏کند و خودش دنبال حیات دنیا نیست. حضرت می‏خواهد عالم را هم از حیات دنیا عبور بدهد و دیگران را هم رشید و بزرگ کند. برنامه حضرت بیش از حیات دنیاست و حالا شما یکی از حلقات نزدیک به حضرت هستید که حضرت می‏خواهد برای عبور دادن عالم از طرح حیات دنیا که طرح شیاطین است از شما همسران هم یک استفاده ای بکند و با شما یک برنامه ریزی دارد. پیامبر «كَافَّةً لِّلنَّاسِ»(سبا/28) است و آمده که عالم را اداره کند؛ لذا ازدواج حضرت هم مثل ازدواج ما نیست؛ حالا این خیلی بیان زشتی است اما دیدید این گروهکی ها که ازدواج های حزبی می‏کردند ازدواجشان برای این بود که بتوانند مبارزات خودشان را جلو ببرند. قبل از انقلاب این گروهک ها بودند و ازدواجشان در مسیر مبارزاتشان بود و نوع خانواده ای که تشکیل می‏دادند جزئی از مبارزاتشان بود. آدمی که وارد یک میدان مبارزه جدی می­شود در این مبارزه خانواده ای درست می‏کند که متناسب با اهداف مبارزاتیش است.

وجود مقدس نبی اکرم برای اداره کل عالم آمده اند و در فرصت کوتاه بیست و سه ساله بعثتشان سنگ بنای یک جامعه و یک امت بزرگ توحیدی را گذاشتند؛ آیا اینکه ایشان بخش عمده ای از زندگی شان را خرج یک زندگی عادی ‏کنند اصلاً معنی دارد؟ نمی‏گویم موحدین اما شما بزرگان سیاسی عالم را ببینید که اصلاً نوع تشکیل خانواده و اهداف و آرمان های بزرگ اجتماعی شان با هم گره خورده است. تشکیل خانواده پیامبر و این نوع ازدواج هم در مسیر آن اهداف بزرگ است و باید دنبال کرد که حضرت کدام هدف را برای عبور عالم از حیات دنیا و ایجاد یک امت الهی دنبال می­کنند.

در مقابل هم دستگاه شیطان است که می‏خواهد یک امتی حول لهو ولعب و دنیا بسازد که حتی ازدواج ها هم برای لهو و لعب باشد؛ چنانچه دشمن یک طرحی دارد از جمله اینکه مفهوم خانواده را عوض می‏کند. خانواده ای که آنها درست می‏کنند متناسب با مقاصد دنیایی شان است که یک روزی خانواده یک مفهومی دارد و یک روز هم متناسب با مقصدشان اصلاً چیزی به نام خانواده و بنیان های خانوادگی در تمدن مادی غرب باقی نمی‏ماند.

به عکس در برنامه حضرت یکی از نقطه های سلولی و کانونی جامعه و امتشان خانواده است و یکی از نقطه های مبارزه بین این دو طرح در معنی خانواده است. در دستگاه شیطان اصلاً خانواده آن معنایی را که در دستگاه نبی اکرم دارد، ندارد و یکی از اصلی ترین موضوعات درگیری حضرت با جبهه نفاق و کفر بر سرخانواده است. بنیان های خانواده و روابط خانوادگی در امت حضرت یک معنی دارند و خانواده یک هدفی برای مقاصد تربیتی دارد؛ ولی در دستگاه شیطان اصلاً خانواده برای آن مقاصد نیست و شکل آن هم تبدیل به خانواده سلولی و خانواده تک عضوی می‏شود. یکی از اصلی ترین کانون های مبارزه حضرت در طرح خانواده است.

در امتی که حضرت می­سازند، به خلاف امت مقابل خانواده یک نقش ویژه دارد؛ و حضرت یک قسمت این طرح ویژه را از طریق خانواده و اهل بیت و همسران خودشان می‏خواهند جلو ببرند. اتفاقاً از قرآن استفاده می‏شود که بر خلاف حرفهایی که زده می‏شود اصلاً آدم های فوق العاده ای نیستند؛ دو نفر از آنها که می‏بینید خدای متعال این طور توبیخشان می‏کند و طرح توطئه سنگینی بر علیه حضرت دارند. البته حضرت خدیجه سلام الله علیها حسابشان جدا است و وقتی حضرت در سن بیست و پنج سالی ازدواج کردند، بیست و پنج سال از عمرشان که جوانی شان است با حضرت خدیجه بودند و در جزیره العرب با آن فضا همین یک همسر را داشتند. در دوران مدینه هم که تقریباً یازده سال است و حضرت ازدواج های متعدد در این دوران کردند که از هیچ کدام هم فرزند ندارند. این ها تصادف نیست بلکه مشخص می­شود که قصد از این تشکیل خانواده فرزند نیست، یک مقصد دیگری است که کاملاً واضح است.

قرآن خطاب به همسران پیامبر می­فرماید «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَميلا»(احزاب/28) یعنی اگر دنبال دنیا هستید بیایید، مهریه تان را می‏دهم و بدون آزار شما را رها می‏کنم و متمتع تان می‏کنم و امکانات هم بیش از آن چه حق شماست می­دهم و بسیار زیبا و جمیل شما آزاد هستید تا بروید. اگر نمی‏خواهید با من همکاری کنید و دنبال دنیا هستید، من خودم دنبال دنیا نیستم اشکالی ندارد که بروید.

«وَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّـهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا»(احزاب/29) اما اگر واقعاً در کنار پیامبر و به دنبال دارالآخرت هستید و قصدتان حضرت حق است و خود حضرت برای شما موضوعیت دارد و دار آخرت مقصدتان است - که حالا یا عالم آخرت است و یا آن دارالآخره ای است که حضرت در مقابل دار دنیا می‏خواهند بسازند؛ یعنی یک دار دنیایی هست که سردمداران تمدن یا جوامع و امت های مادی دارند و یک دار آخرتی هم حضرت در مقابل آنها دارند - اگر شما هم دنبال آن دار هستید و می‏خواهید آن کار به انجام برسد و حاضر هستید کنار پیامبر بایستید و سختی راه را تحمل کنید که یک امتی ساخته بشود، خدای متعال برای محسنات تان اجر عظیم در نظر گرفته اما باید تحمل کنید که پشتوانه آن اجر عظیم است.

بعد می‏فرماید «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَ كَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّـهِ يَسِيرًا»(احزاب/30) این توبیخ است و خیلی واضح است که اینها اهل عصمت نبودند؛ می­فرماید ای همسران حضرت، اگر یک موقعی یک فاحشه علنی از شما سر زد عذابتان مضاعف و دو برابر می‏شود؛ و البته مقصود دو برابری ریاضی نیست، بلکه یعنی اضافه می‏شود؛ زیرا شما وقتی به پیامبر گره می‏خورید جرم تان یک جرم دیگری است؛ یک زمان، یک جرم خصوصی دارید و علنی نمی‏شود که اینجا گناهتان مضاعف نیست؛ اما فاحشه مبینه یعنی آنجایی که گناه و خطایتان آشکار می‏شود، چون شما به حضرت وابسته هستید جرم تان مضاعف می‏شود و این کار هم بر خداوند متعال آسان است که بسنجد این جرم چقدر سنگین است و به اندازه سنگینی آن شما را مجازات کند. سنگینی جرم شما با کسی که با پیامبر مرتبط نیست فرق می­کند.

«و مَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّـهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا»(احزاب/31)؛ یعنی اگر در مقابل خدا و رسول متواضع باشید و عمل صالح هم انجام بدهید مزدتان هم دو برابر می‏شود و برای شما یک رزق کریم آماده می‏کنیم که خیلی فوق العاده و با بقیه متفاوت است. بنابراین اگر خطای علنی بکنید مجازات تان مضاعف و سنگین است زیرا کار شما اثر بیشتری دارد و اگر هم کار خوب انجام بدهید و در کنار حضرت ایشان را یاری بکنید، مزدتان هم مزد مضاعف است و اجرتان با بقیه فرق می‏کند و رزقتان هم متفاوت است.

«يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»(احزاب/32)؛ خطاب بعدی این است که اگر اهل تقوا باشید، مثل بقیه نخواهید بود زیرا این باری که بر می‏دارید و کنار حضرت ایستاده اید و در این طرح حضرت را کمک می‏کنید، مثل دیگران نیست؛ چون دیگران این کار را نمی‏کنند؛ دیگران تشکیل خانواده می‏دهند وآن خانواده هم در طرح حضرت است؛ ولی آنها مستقیم نمی‏خواهند حضرت را کمک کنند و به خاطر برنامه ای که حضرت دارند و طبق آن زندگی تشکیل ‏دهند؛ اما خود حضرت در تشکیل زندگی اش دنبال یک کار بزرگی است و شما اگر در این کار بزرگ کنار حضرت ایستادید با بقیه متفاوت هستید.

چه کسی می‏فهمد پیامبر برای چه ازدواج می­کنند و خانواده تشکیل می‏دهند. پیامبری که در وصف ایشان است «من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان» و حتی جبرئیل را جا می‏گذارند و بالا می‏روند، ایشان چه کار با این همسران دارد.

مرحوم علامه طباطبایی فرموده بودند که استاد ما به ما یک دستوری دادند و فرمودند: مشغول ذکر که هستید به حوادثی که برایتان پیش می‏آید، اعتنا نکنید. بعد خود ایشان فرمودند: مشغول ذکر بودم یک حوریه ای از جانب راست با یک جام آمد و من روی خودم را برگرداندم و او رفت و از طرف چپ آمد باز هم برگرداندم؛ او ذائقه اش تلخ شد و رفت؛ من هنوز آن تلخی یادم هست.

اگر علامه طباطبایی اینطور هستند، پیغمبر خدا که کاری در عالم می‏کند و فرصتش خیلی کوتاه است چطور باید باشند؟! تمام فرصت مدینه یازده سال است که در این مدت هم هشتاد غزوه و سریه و بعد دعواهای داخلی و جبهه نفاق بود؛ مگر حضرت بیکار بودند؛ و اصلاً این تلقی راجع به نبی اکرم تلقی اشتباهی است که می­گفتند: چرا حضرت اینها را اسیر می‏کند، حضرت می‏گوید که اگر دنبال دنیا هستید من نمی‏خواهم اسیر کنم؛ و اگر می‏خواهید به طرح من کمک کنید و در کنار من باشید رزقتان رزق کریم است. آن کسی که کنار حضرت کمک می‏کند، رزقش با بقیه متفاوت است.

بعد هم می‏فرماید «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»(احزاب/32) شما اگر با تقوا هستید، پسندیده حرف بزنید و با تواضع و طنازی در مقابل نامحرم حرف نزنید. پس پیداست همسران حضرت، عصمت و این فوق العادگی که برای آنها درست کردند ندارند؛ چون مخاطب قرآن همه آنها هستند زیرا سر یک ماجرایی حتی ظاهراً خوب هایشان هم فریب خوردند و حضرت هم یک ماه آنها را تحریم کردند که این آیات نازل شد.

«وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى»(احزاب/33) شما که می‏خواهید در طرح حضرت باشید مثل زمان جاهلیت تبرج نکنید. در این طرح حضرت با همسرانش یک روابطی در جامعه بین زن و مرد بوده و حضرت می‏خواهد این روابط را از طریق خانواده خودش کنترل کند و بعد هم می‏فرماید شما اگر نمی‏خواهید کنار من بایستید، من اصراری ندارم و خیلی به زیبایی شما را رها می‏کنم و نام بد روی شما نمی‏گذارم و کاملاً آبروی شما محفوظ می‏ماند؛ ولی اگر می‏خواهید کنار من بمانید مثل زنان جاهلیت اولی تبرج نکنید. پیداست یک جاهلیت اولی است و یک جاهلیت دومی هم می‏آید که در آن هم تبرج است. حضرت می‏گویند که مثل آن جاهلیت تبرج نکنید. «وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ»(احزاب/33) اگر می‏خواهید کنار من باشید باید اهل اقامه صلات و ایتاء زکات باشد.

تفاوت طرح و جایگاه اهل بیت علیهم السلام و همسران پیامبر

در وسط صحبت با همسران و توبیخ آنها و خط کشی با آنها که مجبور نیستید در طرح کنار من بایستید و اگر کنار من می‏ایستید باید حواستان جمع باشد و گناهتان مضاعف است و اگر در این طرح به من کمک کنید ثوابتان هم مضاعف است و گناهتان به طرح من ضربه می‏زند و مواظب باشید اگر کنار من می‏ایستید نباید تبرج و تظاهرات مثل زنان جاهلی بکنید، یک دفعه لحن برمی­گردد و می­فرماید «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»(احزاب/33)، لسان عوض می­شود و در وسط گفتگوی با زنان نمی‏گوید که خدا می‏خواهد شما زنها را تطهیر بکند بلکه خطاب و لحن عوض می‏شود.

خطاب به همسران این است که شما معصوم نیستید. شما همسرانی هستید که ممکن است بلغزید و البته اگر بلغزید عذابتان مضاعف است و اگر هم کنار حضرت بایستید، ثوابتان مضاعف است و رزق کریم پیدا می‏کنید. مواظب باشید که تبرج نکنید، اقامه صلات بکنید و زکات بدهید؛ این که با عصمت سر و کار ندارد.

بعد می‏فرماید که یک اهل بیتی خدای متعال دارد که آنها را خدا معصوم قرار داده است. پس دو کار حضرت می‏کند: یک اهل بیت دارد و یک کارهایی را با اهل بیت جلو می‏برد؛ یک همسران دارد و یک طرحی را هم با همسران که فوق العاده نیستند، جلو می­برد. از این آیات استفاده می‏شود و احتیاج به قرائن بیرونی ندارد که بعضی از آنها خوب هستند ولی فوق العادگی در کار نیست. منهای حضرت خدیجه که جزو آن چهار زن معروف عالم هستند؛ در ما بقی آنها فوق العادگی ای نیست.

طرحی که با همسران جلو می‏برند غیر از طرحی است که با اهل بیت جلو می‏برند. حضرت می‏خواهد یک بیتی درست کند؛ اهل البیت و بیت النبوه دارد. و می‏خواهد یک بیت نبوت در عالم ایجاد کند و این ها اهل بیت نبوت هستند. همسران اهل بیت نبوت نیستند و فقط در خانواده حضرت هستند. حضرت یک برنامه ای دارند و برای جامعه ای که می‏سازند، خانواده اینجا جایی دارد و آن طرح را می‏خواهند با این همسران جلو ببرند؛ البته اینها تحمل همینقدر را هم ندارند و همین قدر را هم تحمل نمی‏کنند و آنقدر گلایه می‏کنند که خدای متعال این آیات را نازل می‏کند.

یک کار بزرگی را هم با اهل بیت می‏خواهند جلو ببرند؛ و یک باری را روی دوش آنها بگذارند و مثل عاشورا و احراق بیت را روی دوش وجود مقدس امیرالمومنین و حضرت زهرا و حسنین گذاشتند که بار امت سازی و ایجاد بیت النبوه است. آنها باید مطهر و معصوم باشند  چون می‏خواهند که بیت النبوه بر مدار آنها شکل بگیرد. آنقدر هم این بار پیدا شدن بیت النبوه در عالم و آمدن مردم در بیت نبوت سنگین است که کاری مثل عاشورا و آدمی مثل سیدالشهداء می‏خواهد. حضرت می­خواهند که یک امتی را بیاورند در این بیت زندگی بکنند. حال این به آن تکلیفی که خدا از همسران حضرت خواسته، چه ربطی دارد؟!

اصلاً همراهی پیامبر برای آنها شرافتی بود و حضرت اگر اینها را رها می‏کرد کسی با اینها کاری نداشت. کنار حضرت بودن غنیمت آنها بود نه غرامت آنها؛ چنانچه اصحاب سیدالشهداء شهادت در رکاب حضرت و سختی های روز عاشورا را غنیمت می‏دانستند و التماس می‏کردند. آنها که آن سختی ها را هم ندارند؛ البته حضرت، پیغمبر خداست و در خانواده او آمدن یک سختی هایی دارد. حضرت یک کار بزرگی می­خواهند انجام دهند و ازدواجشان هم در مسیر همان کار است. زندگی بعضی از این غربی ها و سرمایه دارها را ببینید، مثلاً یکی از کارخانه دارهای بزرگ فرانسه و صاحب کارخانه اتومبیل می‏گوید که من بیست و پنج سال است ازدواج کردم اما یک مسافرت خانوادگی نرفتم. آنها اینطوری هستند؛ یعنی برای این که یک کارخانه را اداره کند و ثروتش را افزایش بدهد و موفق باشد می‏گوید من بیست و پنج سال است یک سفر خانوادگی نرفتم؛ و زندگی خانوادگی شان را با کار اجتماعی شان گره می‏زنند؛ حالا کار اجتماعیش این است که می‏خواهد یک فعالیت اقتصادی موفق داشته باشد.

حالا نبی اکرم خانواده درست می‏کند آیا العیاذبالله مثل ماست و دنبال بازی و دنبال عواطفش و غرایضش است؟! قطعاً این نیست؛ ایشان پیغمبر خداست و بار عالم روی دوش او است. بخشی از این کار را می‏خواهد روی دوش خانواده خود بگذارد و یک کاری را با اینها جلو ببرد؛ البته اصراری هم ندارد و می­فرماید «إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا» اگر تحمل نمی‏کنید شما معصوم نیستید و همسران معمولی هستید؛ اگر دنبال دنیا هستید، بیایید من به شما امکانات بدهم و بروید؛ اما اگر می‏خواهید کنار من بایستید، حواستان باشد که خطایتان مضاعف و ثوابتان هم مضاعف است. نباید اهل تبرج باشید؛ بلکه اهل اقامه صلات باشید. اینها دستورهایی است که به آنها داده می‏شود.

یک کار دیگری را هم با اهل بیت می‏خواهم جلو ببرم که آنها غیر از شما هستند و کار هم کار دیگری است لذا «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» آنها باید معصوم باشند. چون می‏خواهند محور بیت النبوه باشند و حقایق وحی به آنها عطا بشود و بعداً این وحی را به مردم برسانند لذا داستان متفاوت است. در جلسه آینده این بحث را ادامه خواهیم داد. السلام علیک یا اباعبدالله...

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏6، ص: 134

(2) البرهان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: 419

(3) تفسير القمي، ج‏2، ص: 377