نسخه آزمایشی
جمعه, 23 آذر 1397 - Fri, 14 Dec 2018

عوض شدن جایگاه همسران و اهل بیت و آشفتگی در مسیر طراحی خانوادگی رسول الله

متن زیر سخنرانی شب دوازدهم محرم جناب آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که به تاریخ 30 شهریورماه 97 ایراد شده است. ایشان در ادامه بحث جریان نفاق و سوره مبارکه تحریم اشاره می کنند که حضرت در کنار برنامه ای که برای ایجاد یک امت دارند، از اقدامات مهمشان موضوع خانواده و سامان دادن بنیان خانواده است. آن ‏طرح امت سازی و ایجاد بیت النبوه و بیت النور را حضرت با اهل بیت پیش می‏برند و محور آن ‏طرح که اهل بیت هستند، باید مقام عصمت داشته باشند؛ ولی لازم نیست که ‏خانواده ای که دور حضرت جمع می‏شوند یعنی همسران حضرت، معصوم باشند. همسران حضرت با ایشان همراهی نمی­کنند و لذا مورد خطاب شدید خدای متعال قرار می­گیرند زیرا به جای این که در خانه های حضرت دست به دست هم بدهند تا یک اتفاق مهمی بیافتد، آن ‏جریان نفاقی که می‏خواست امت را به هم بریزد جریان داخله حضرت را هم به هم ریخت و از آنجا یک توطئه بزرگی که در مقیاس اجتماعی است شکل گرفت...

جایگاه خانواده در تشکیل امت اسلام و نقش همسران پیامبر

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و افضل سفرائه حبیب اله العالمین ابا القاسم محمد. و صلی الله علی اهل بیته المعصومین الهداه المهدیین سیما بقیه الله فی الارضین ارواحنا لتراب مقدمه لفداء واللعنه علی اعدائهم اجمعین. موضوع بحث ما طرح وجود مقدس نبی اکرم برای ایجاد یک امت بود که در قرآن مورد بحث قرار گرفته و به خصوص در سوره مبارکه جمعه یک اشاره ای به این برنامه و طرح الهی برای ایجاد یک امت حول وجود مقدس نبی اکرم و حول مکه و کعبه که خدای متعال برای حضرت قرار دادند شده است.

همچنین با توجه به سوره جمعه و منافقون به برنامه دشمن برای پراکنده سازی و انفضاض اشاره کردیم و بیان شد که طرحشان برای پراکنده کردن مردم از حول حضرت و آن ‏کلمه ذکر الهی ایجاد تجارت و لهو و محاصره و تغییر فرهنگ جامعه است تا جایی که ارزشها تغییر کند و «يُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ»(منافقون/8) یعنی یک شهر دیگری در مقابل شهر حضرت و بیت و بلد امین حضرت بسازند.

نکته دیگری که ذیل سوره تحریم اشاره کردیم این بود که حضرت در کنار برنامه ای که برای ایجاد یک امت دارند، از اقدامات مهمشان موضوع خانواده و سامان دادن بنیان خانواده است. آن ‏طرح امت سازی و ایجاد بیت النبوه و بیت النور را حضرت با اهل بیت پیش می‏برند و محور آن ‏طرح که اهل بیت هستند، باید مقام عصمت داشته باشند؛ ولی داستان خانواده ای که حضرت می‏خواستند شکل بدهند احتیاج به عصمت ندارد و لازم نیست آن ‏خانواده ای که دور حضرت جمع می‏شوند یعنی همسران حضرت، معصوم باشند. این مطالب را براساس آیات ‏بیست و پنج تا آیه ‏سی و چهار سوره احزاب مطرح کردیم که ناظر به همسران حضرت است. ‏

شأن نزول این آیات ‏را مفسرین چنین گفتند که بعد از پیروزی ها و غنایمی که در جنگ ها به دست آمد، همسران حضرت درخواست داشتند که امکانات بیشتری در اختیارشان قرار بگیرد و از این دارایی هایی که حاصل شده به آنها ‏یک سهمی اختصاص بدهند. حضرت نپذیرفتند و آنها ‏هم اعتراض کردند. خدای متعال دستور داد حدود یک ماه که به اندازه یک طهر است ‏حضرت از همسرانشان فاصله گرفتند و در مشربه ام ابراهیم بوده و به خانه رفت و آمد نداشته باشند و بعد از یک ماه هم این آیات ‏نازل شد. با این که بعضی از همسران حضرت بالاخره با بقیه متفاوت و ممتاز بودند مثل ام سلمه ولی گویا در این داستان بعضی ها در داخل خانه حضرت فتنه کردند و این فراگیر شد و همه همسران معترض بودند که اعتراضاتشان هم در روایات آمده است. مثلاً در کتاب النکاح کافی و جاهای دیگر روایتش را آوردند.

لسان آیات ‏این است «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا* وَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّـهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا»(احزاب/27-28) به همسرانتان بفرمایید که اگر شما مقصدتان دنیا و زینت دنیاست بیایید من شما را بهره مند می‏کنم و با زیبایی آزادتان می‏کنم تا از همسری من رها باشید. اما اگر از این همراهی با من مقصدتان خدا و رسول و دار آخرت است، خدای متعال برای خوب های شما یک اجر عظیمی در نظر گرفته است؛ البته نفرمودند که برای همه و یک تخصیص خورده است. واضح است که در بین همسران غیر محسنات هم هستند. بنابراین حضرت می‏خواهند یک خانواده ای داشته باشند که بنیان خانواده اسلامی است و مقصد در آن حیات دنیا و زینت حیات دنیا نباشد؛ بلکه این خانواده بر محور اراده خدا و رسول و دار آخرت شکل بگیرد؛ یعنی می‏خواهند تجمعی داشته باشند حول حضرت برای این که به دارالاخره برسند و به خدا و رسول نزدیک بشوند. تقرب به خدا و رسول و دارالاخره مبنای چنین خانواده ای است نه زینت دنیا و حیات دنیا.

خانواده حول حضرت باید چنین باشد و حضرت در این ازدواج ها یک طرح و برنامه ای برای شکل دادن خانواده دارند که یکی از موضوعات مهم درگیری بین جبهه شیطان و جبهه حضرت در طول تاریخ بوده است، و یکی از ارکان در ایجاد یک امت اسلامی است یعنی سلول امت اسلامی خانواده است و از آنجا شروع می‏شود و اگر او شکل صحیحی پیدا نکند مشکل بتوان امت را هم شکل صحیحی داد. لذا حضرت به خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی یک سامانی داده­اند. محور تجمع این واحد اجتماعی باید خدا و رسول و دار آخرت باشد نه حیات دنیا و زینت های دنیا.

سپس خدای متعال یک توبیخ و یک هشدار سنگینی هم دارد «یا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَ كَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّـهِ يَسِيرًا»(احزاب/30) اگر کسی از شما مرتکب فاحشه مبینی و آشکار بشود، خدای متعال عذابش را مضاعف می‏کند؛ زیرا این خانواده ای که دور حضرت شکل می‏گیرد، گناهش با گناه بقیه متفاوت است. البته ممکن است کسی یک گناه خصوصی داشته باشد که آشکار نشود؛ آن موضوع آیه ‏نیست.

بعضی روایات فاحشه مبینه را بر خروج بر امام تفسیر کرده اند که تنظیر شده است، و مرحوم صدوق نقل کردند که یکی از همسران حضرت موسای کلیم با وصی حضرت درگیر شد و این داستان همان است و «مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ» یعنی خروج بر علیه امام و خروج بر علیه وصی حضرت است. «وَ مَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّـهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا»(احزاب/31) برای خدای متعال کار آسانی است که تدبیر الهی این طوری تقسیم بکند و عذاب را مضاعف بکند، اما اگر خضوع و تواضع و عمل صالح داشته باشند برایشان یک رزق خاصی در نظر گرفته شده است. آن همسران پیامبر که این خصوصیت را داشته باشند و اهل قنوت و تواضع در مقابل خدا و رسول و عمل صالح که در روایات ما به پذیرش ولایت تفسیر شده، باشند و بعد از نبی اکرم هم با امیرالمومنین همراه بشوند ویژگی و خصوصیت خاصی پیدا می‏کنند.

«یا يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»(احزاب/32) خدای متعال خطاب به همسران حضرت می­فرماید که اگر تقوا اختیار کردید ممتاز می‏شوید چون حضرت از شما در درون یک طرح استفاده می‏کند و شما به حضرت کمک می‏کنید و در خدمت حضرت هستید و اگر اهل تقوا باشید یعنی به فرموده روایات همراهی با امام داشته باشید و بعد از حضرت با برنامه امت سازی حضرت همراه بشوید و در کنار امیرالمومنین قرار بگیرید، انسان های فوق العاده ای خواهید شد. سپس یک دستوری می‏دهد که ‏مراقبه کنید و با طنازی حرف نزنید و وقتی می‏خواهید حرف بزنید شناخته شده و معروف حرف بزنید و حرف صحیح بزنید؛ این یک معنای باطنی دارد که همان «إِنِ اتَّقَيْتُنَّ» معنایش می‏کند.

«وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ»(احزاب/33) دستوری بعدی این است که در خانه های خودتان قرار بگیرید و مثل جاهلیت اولی و جاهلیت اول، تبرج و ظهور اجتماعی برای خودتان درست نکنید. در روایات ما آمده است ‏که این کنایه است از این که یک جاهلیت ثانی شکل خواهد گرفت و خروج کردنی که بر علیه امام در جنگ جمل اتفاق افتاد تفسیر به آن شده است. و در ادامه هم از این جنس دستورات به همسران حضرت داده می‏شود.

بنابراین آن ‏کسانی که نبی اکرم می‏خواهند یک طرح و برنامه ای را با آنها ‏جلو ببرند و بنیان خانواده در امت خودشان را شکل بدهند به عنوان یک خانواده الگو، باید یک چنین همسرانی باشند که مقصدشان از حضور در این خانواده تقرب به خدا و رسول و دارالاخره باشد نه دنیا؛ و اهل قنوت و تواضع در مقابل حضرت و خدا و رسول باشند؛ همچنین اهل اقامه صلات و ایتاء زکات و اطاعت خدا و رسول باشند. چهار اهل تبرج نباشند و مواظب باشند که مبتلاء به فاحشه مبینه ای نشوند و جرم آشکاری نکنند؛ حالا چون معصوم نیستند ممکن است جرم مخفی از آنها ‏سر بزند چون در همراهی با حضرت در این کار عصمت لازم نیست. لذا براساس این آیات ‏ همسرانی که حضرت در دوران مدینه دارند، در هیچ کدام عصمت و ‏فوق العادگی نیست گرچه بعضی هایشان مثل ام سلمه مدح شده اند.

جایگاه اهل بیت در اقامه بیت نبی اکرم

بلافاصله قرآن وارد بحث اهل بیت و عصمت آنها می‏شود که ‏این در خانه ام سلمه اتفاق افتاد و همان داستان حدیث کساء است که حضرت اهل بیت خودش را زیر کساء جمع کرد و بعد این آیه ‏نازل شد «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»(احزاب/33) ام سلمه می‏گوید من آمدم محضر حضرت و عرض کردم من هم از اینها هستم؟! فرمود: شما مسیرت به خیر است و ‏عاقبت به خیر می­شوی؛ ولی این یک جمع مخصوصی است و ‏اینها اهل بیت من هستند. پس این همسران هیچ کدام فوق العادگی به معنی عصمت ندارند؛ لذا به آنها اینگونه خطابها می‏شود «تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ»؛ «مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ» این خطابها با عصمت تناسب ندارد؛ اما در بین همین آیات ‏که خطاب به آنها اینگونه است؛ لحن آیه ‏تغییر می‏کند. شش بار ضمیر جمع مونث است و همه خطابات به جمع مونث است؛ اما یک دفعه لسان خطاب برمی­گردد «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» واضح است که اینها دیگر اصلاً مخاطب نیستند. تطهیر خاصی را خدای متعال قصد کرده و فقط آنها ‏باید معصوم باشند. همراهی همسران به معنی عصمت آنها نیست و اصلا در کار آنها که حول حضرت یک خانواده سالمی درست بکنید که در این خانواده مقصد خدا و رسول و دار آخرت باشد نه تجملات و زیور و دار دنیا، نیاز به عصمت نیست.

در روایت معنای دار دنیا محیط ولایت ائمه جور است؛ کما این که آخرت محیط ولایت معصوم است، ‏اگر می‏خواهید در آن محیط زندگی کنید بیایید از من فاصله بگیرید؛ اما اگر می‏خواهید در محیط ولایت الله باشید، آن ‏وقت پاداش خاص برای محسنات در نظر گرفته شده است.

لحن آیات ‏کاملاً واضح است «إِنَّمَا» هم همین را می‏خواهد بگوید که شما همسران پیامبر معصوم نیستید و مواظب باشید تبرج نکنید و اقامه صلات و ایتاء زکات و اطاعت از خدا و رسول کنید و مراقب باشید فاحشه مبینه ای انجام ندهید؛ مثل آن ‏خروجی که در جمل اتفاق افتاد. بعد لحن برمیگردد «إِنَّمَا» یعنی خدای متعال یک عده خاصی را معصوم قرار داده که ‏اهل بیت هستند.

بنابراین دو کار است: یکی اقامه بیت که ‏بر محور اهل بیت است «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» یعنی اراده الهی فقط بر این قرار گرفته که اینها را معصوم قرار بدهد؛ اما برای شما همسران چنین اراده ای نیست که شما معصوم باشید. پس مراقب باشید مبتلای به فاحشه مبینه، تکبر و مقابله با حضرت نشوید و اهل قنوت و تواضع باشید و البته اگر همین کار را هم بکنید و به همین اندازه با حضرت همراه بشوید و بتوانید حول حضرت یک خانواده ای بسازید، خدای متعال پاداش خاص برای شما در نظر می‏گیرد این کمک کردن و همراهی با حضرت در همین حد عصمت نیاز ندارد و بار اصلی روی دوش شما نیست.

آن ‏بار اصلی احیای بیت النبوه و بر دوش اهل بیت است، چنانچه در آغاز زیارت جامعه کبیره می­فرماید «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه» بعد دیگر همه اوصاف که ذکر می­شود، اوصاف این اهل بیت نبوه است. آنهایی ‏که محور بیت النبوه هستند و بناست بار خانه نبوت روی دوش آنها ‏باشد، شخصیت های خاصی هستند که ‏اراده تطهیر و عصمت در باب آنها ‏شده است ولی در باب شما همسران چنین اراده ای نیست.

عوض شدن جایگاه همسر با اهل بیت و مسئله درگیری در درون بیت حضرت

در سوره تحریم و در همین آیات ‏هم قرائن است ‏که در درون خانه حضرت همین اشخاصی که حضرت می‏خواست با آنها ‏هدف خودش را جلو ببرد، همان اتفاقی افتاد که در باب امت افتاد و یک عده ای آمدند و ادعا کردند که ما از اولیاء خدا هستیم و ادامه راه با ما است و نتوانستند تحمل کنند که به فرموده قرآن «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ»(نساء/54) یعنی بنای حسادت گذاشتند و طرح انفضاض و پراکنده سازی از حول حضرت درست کردند و برای این که این اتفاق بیافتد تجارت و لهو به راه انداختند و عالم را بازار به جای این که مسجد بشود تبدیل به بازار و محیط لهو و لعب کردند و یک بساط لهو و لعبی درست کردند که در آخر به وسعت تمدن امروز شده است.

خروجی آن ‏بساط سه جریان دیگر شد: جریان ناکثین و مارقین و قاسطین که جریان قاسطین، جریان مهمتری است که در ادامه امپراتوری بنی امیه و بنی عباس و بعد امپراتوری دنیای غرب شد که الان می‏بنیید بساطش عالم را به لهو و لعب کشانده است. این طرح دشمن است و یک طرح بزرگی هم بود.

خدای متعال در مقابل آنها ‏ می‏خواهد بنای یک امتی را با اهل بیت بگذارد. خدای متعال اهل بیتی به حضرت عطا کرده که این اهل بیت آن ‏بار را روی دوش می‏کشند و باید معصوم باشند. باری که می‏کشند مثل داستان استقامت حضرت زهرا سلام الله علیها است که از همان فردای رحلت شروع می‏شود و مثل داستان امیرالمومنین است که فرمود «فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا»‏(1) و بعد درگیری با سه خروجی آن ‏جریان که فرمودند: «أَنَا الَّذِي فَقَأْتُ عَيْنَ الْفِتْنَةِ»(2) من فتنه را کور کردم و جریان فتنه با کوری راه می‏رود و نمی‏تواند نقشه روشنی بکشد. بعد هم داستان امام مجتبی و سیدالشهداء و عاشورا است. این کار اهل البیت است و اینها باید معصوم باشند.

باری که روی دوش خانواده حضرت گذاشته شده بار سنگینی نیست. بعضی ها دلسوزی می‏کنند که واقعاً خیلی سخت بود! حضرت می‏خواهد یک کار بزرگی انجام بدهد و لذا ازدواج های حضرت ازدواج هایی نیست که برای اغراض دنیایی شکل گرفته باشد؛ خود حضرت اراده دار دنیا ندارد و آن کسی هم که می‏خواهد در این طرح بیاید باید اراده دار دنیا نداشته باشد. فرمود که اختیار با شما است؛ اگر می‏خواهید بیایید رهایتان کنم و به شما امکانات می‏دهم و با احترام شما را طلاق می‏دهم و هیچ بی احترامی به شما نخواهد شد، اما اگر می‏خواهید کنار من باشید و اراده خدا و رسول را کردید باید در سختی هایش هم بایستید؛ اما از درون همین بیت در مقابل آن ‏جریان ایجاد امت بر محور تعلیم و تزکیه و تلاوت و اقامه صلات جمعه یک اتفاق دیگری افتاد که در سوره تحریم خدای متعال با کنایه فرموده که اینها همراهی نکردند و حضرت را تحت فشار قرار دادند و حضرت مجبور شد در بعضی از اموری که خدای متعال بر او حلال کرده برای رضایت آنها در تنگنا قرار بدهد.

خدای متعال هم فرمود که «یا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّـهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَ اللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّـهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَ اللَّـهُ مَوْلَاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »(تحریم/1-2) واضح است که از درون خانه با برنامه حضرت در شکل گیری خانواده همراه نیستند و نگذاشتند که حضرت آن ‏کاری که می‏خواهد در ایجاد یک خانواده سالم انجام بدهد. خدای متعال به پیامبر چنین خطابی می­کند که در واقع توبیخ آنهاست که پیامبر ما! چرا حلال خدا را بر خودت حرام می‏کنی، و بعد هم به حضرت وعده می‏دهد که خدای متعال برای شما جبران می‏کند و برای شما این حکم را قرار داده که قسمی که خوردید و خودتان را در تنگنا قرار دادید را حل این قسم کنید که او ولی شماست و امور شما را تدبیر می‏کند.

یک گفتگویی در محیط خانواده بوده که واضح است که این سر گویی هم مرتبط با قبل است که خدای متعال نفرموده این سر چیست؛ اما در بعضی از روایات اینطور است که اینها به حضرت نسبت به سختی هایی که در اطراف حضرت داشتند، گلایه می‏کردند و حضرت به بعضی هایشان گفت که شما وضع تان خوب می‏شود و بعد از من پدران شما موقعیت پیدا می‏کنند. این ها هم رفتند سر را بازگو کردند و بعد از بازگویی بنای یک توطئه گذاشتند که قرآن از آن ‏توطئه هم پرده برنمی دارد. سپس حضرت قسمتی از مطلب را با آنها ‏در میان گذاشتند که شما رفتید حرف من را افشا کردید و آنها گفتند که از کجا فهمیدید؟! حضرت فرمودند: «نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ» دیگر این را حضرت پیگیری نکردند که شما رفتید و بعد از این که خبر را گفتید، یک توطئه طراحی کردید؛ در واقع افشای سر منتهی به یک طرح توطئه شده است.

خدای متعال در آیه ‏بعد اینطور می‏فرماید «إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ» یعنی از این مخالفتی که با حضرت می‏کنید برگردید که بعید است زیرا قلبتان بیمار و منحرف شده است؛ زیرا یک بار انحراف در ظاهر انسان است اما قلب انسان مستقیم است. برگشتن آنجا هم سخت است ولی خیلی سخت نیست. یک موقعی انحراف وارد قلب انسان می‏شود خدای متعال هم در این آیه می­فرماید اگر توبه نکنید و بر علیه حضرت پشت به پشت هم بدهید، صف مقابل شما خدا و جبرئیل و صالح المومنین یعنی امیرالمومنین علیه السلام و صف ملائکه است.

 حضرت یک کار مهمی را می‏خواهد با مشارکت آنها ‏انجام بدهد و آنها ‏را در کار بزرگ خودش شریک می‏کند اما از درون این خانه برنامه حضرت را به هم می‏ریزند و یک توطئه بزرگی اتفاق می‏افتد که هم ‏محیط خانواده را تحت تأثیر قرار می‏دهد و هم فضای اجتماعی را تحت تأثیر قرار می­دهد. البته اسمی هم برده نشده که این طرح چیست ولی واضح است که یک طرح دشمنی بزرگ است لذا در ادامه سوره هم روشن می‏شود و به اینها هشدار می‏دهد که خیال نکنید اگر نبی اکرم را رها کند تنها می‏ماند، حضرت احتیاج به شما ندارند و اگر شما را تحمل می‏کنند می­خواهند یک کاری با شما جلو برود. یک برنامه الهی دارند و شما را شریک کرده اند. شما هم اگر می‏خواهید همراه حضرت باشید باید تحمل کنید.

«عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا» این کنایه ای به آنها است که اگر حضرت شما را رها کنند خدای متعال بهتر از شما را روزی او می‏کند که مسلمان و مومن و تسلیم حضرت هستند و حضرت را دوست می‏دارند و اهل قنوت و خضوع و توبه و عبادت هستند.

«إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّـهِ» را تقریباً متفق هستند که دو نفر یعنی حفصه و عایشه هستند و این محل خلاف نیست. در صحیح مسلم و صحیح بخاری و مسند احمد حنبل و ‏مجامع دیگرشان نقل کرده و محل خلاف نیست. در صحیحین شان است ‏که ابن عباس می‏گوید: یک روزی به عمر گفتم که من یک سال است می‏خواهم از تفسیر قرآن سوال کنم هیبت تو نمی‏گذارد، اجازه می‏دهی سوال کنم؟ گفت: بپرس؛ گفت: «إِن تَتُوبَا» این دو نفر چه کسانی هستند؟ گفت: خب واضح است که حفصه و عایشه هستند. این را هم صحیح بخاری و هم صحیح مسلم نقل کرده است. منتها علت نقل هم شاید این است که آن ‏سر را هم می‏گویند که حضرت به آنها گفته بود که بعد از من پدران شما موقعیت پیدا می‏کنند و این را به عنوان تأیید می­دانند که حکومت آنها ‏مورد تأیید بوده در حالی که از این آیات ‏تأیید استفاده نمی‏شود؛ بلکه سری بوده که افشا شده و به دنبالش توطئه ای اتفاق افتاده و خدای متعال مقابل این توطئه می‏ایستد و در آیات ‏بعد این همسران را توبیخ می‏کند و هیچ تکریمی نیست. این آیات ماجرای یک بحران و تشنجی است از داخل خانه و محیط ازواج که محورش هم همین دو نفر هستند. قرآن می‏فرماید که شما دو نفر توطئه ای بر علیه حضرت کرده و پشت به پشت هم بر علیه حضرت دادید و بعد هم تبدیل به یک طرح بزرگ شد که محیط خانواده را بهم ریخت و آن ‏اتفاقی که حضرت می‏خواهد بیافتد، نیافتاد و الا محیط خانواده ها یک جور دیگری می‏شد؛ کما این که در مورد طرح حضرت نسبت به ایجاد یک امت هم آنها ‏طرح انفضاض و شکستن این تجمع را دنبال کردند.

وسعت این توسعه و حذر قران نسبت به اهل ایمان در امت اسلام

خدای متعال بلافاصله می‏فرماید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّـهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ»(تحریم/6) یک اتفاق خیلی سنگینی در حال وقوع است و یک آتش و جهنمی درست می‏شود که آتشگیران این جهنم آدم ها هستند. در ساده ترین سطح، آیا یک کسی که مردم را دعوت به گناه می‏کند اقامه گناه می‏کند اشاعه فحشا می‏کند این آدم بنزین جهنم نیست؟ نفسش جهنم را شعله ور می‏کند، تا آن ‏آدم هایی که توطئه های بزرگ بر علیه حضرت می‏کنند و در مقابل حضرت که جنت درست می‏کنند و عالم را تبدیل به بهشت می‏کنند، آنها عالم را دار بوار و جهنم می‏کنند. این جهنمی که درست می‏شود آتش گیرانه اش آنها ‏هستند. این آیه ‏کاملاً واضح است که این توطئه به بار می‏نشیند و یک جهنمی به پا می‏شود این آتشی که به پا شده ملائکه ای که موکل آن هستند که رحم به کسی نمی‏کنند و فرمان خدا را اجرا می‏کنند و هیچ تخلفی نمی‏کنند. مجازاتی که خدای متعال در نظر گرفته برای کسانی که این توطئه را می‏کنند آن ‏قدر سنگین است که خدای متعال می‏فرماید که ملائکه غلاظ و شدادی را مأمور کردیم برای اهل این جهنم که هیچ ترحمی نمی‏کنند. بعد یک خطابی به دنبالش دارد که این خطاب هم شاید یک بار بیشتر در قرآن نیست و می­فرماید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا»(تحریم/7) این خطاب همین یک بار است که یک کفرانی شد و یک کفری ورزیده شده که این کفر و کفران منتهی به ایجاد یک جهنم شده است.

قرآن آن جهنم توصیف می‏کند و می‏فرماید «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّـهِ كُفْرًا وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ * جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَ بِئْسَ الْقَرَارُ»(ابراهیم/28-29) یعنی پیغمبر ما دیدی نعمت خدا را برداشتند و به جای آن کلمه کفر گذاشتند. بحث کفران نعمت نیست بلکه تبدیل کلمه نعمت به کفر است که ذیل این آیات امیرالمومنین علیه السلام در کافی نقل شده که فرمودند: «نَحْنُ النِّعْمَةُ الَّتِي أَنْعَمَ اللَّهُ بِهَا عَلَى عِبَادِهِ وَ بِنَا يَفُوزُ مَنْ فَازَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»(3) یعنی نعمت ما هستیم. چون تمام کسانی که در قیامت به فوز می‏رسند که فوز قیامت همان نجات از عذاب است و آنهایی که از جهنم نجات پیدا می‏کنند همگی با ما نجات پیدا می‏کنند. قرآن می­فرماید «فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ»(آل عمران/185) این کلمه نعمت که بنا بود ما را وارد بهشت کند و از همین جا مقدمات بهشت آماده بشود بعد هم در قیامت فائز و بهشتی بشوند و دارالقرارشان بهشت بشود عکس شد.

کلمه نعمت الهی یعنی امیرالمومنین را کنار گذاشتند و کلمه کفر حاکم شد و قوم خودشان را در دار بوار یعنی داری که بائر است و رویش ندارد، حلول دادند. انسان هایی که وارد این دار می‏شوند هیچ رشد و فلاحی ندارند. جهنم  همان دار بوار است که اینها قومشان را در آن بردند؛ در حالی­که همین دنیا بنا بود ذیل کلمه نعمت سرآغاز بهشت باشد و بعد هم وارد دارالقرار یعنی رضوان و بهشت بشوند؛ اما مردم را به دار بائر که جهنم است حلول دادند و شاهدش هم این است که آن ‏ورودی که آنها ‏را به سختی از آنجا وارد جهنم می‏کنند از آن تعبیر به «يَصْلَوْنَهَا» شده است «يَصْلَوْنَهَا وَ بِئْسَ الْقَرَارُ»(ابراهیم/29) جهنم قرارگاهشان می‏شود و همیشه در جهنم هستند که بد قرارگاهی است.

حضرت می‏خواستند یک کار عظیمی انجام بدهند. این جریان از درون خانواده حضرت یک طرح توطئه ای را شروع کرده و آرامش این جمع را به هم ریخته و یک فتنه اجتماعی ایجاد کرده است. خدای متعال به مومنین خطاب می­کند که «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّـهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» یعنی خودتان را مراقبت کنید و بعد هم بلافاصله می­فرماید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» خطاب به کفار است و این خطاب یک بار در قرآن آمده است و به آنها می‏گویند که در قیامت عذر نیاورید چون این جهنمی که می‏روید عین عمل خودتان است. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا» همان کسانی هستند که مسیر ایمان را تغییر دادند. و منظور آیه کفر به ولایت و ادامه همان ‏توطئه است. نتیجه آنکه اینها به آن ‏عذابی که خدای متعال فرمود «عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ» مبتلا می­شوند و به آنها می‏گویند اینجا جای عذر آوردن نیست چون این آتش و این فتنه ای که کردید همین جهنم است.

بلافاصله خدای متعال می‏فرماید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّـهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا» واضح است که با این که خدای متعال خطاب به مومنین فرموده مواظب باشید در جهنمی که اینها به پا می‏کنند، نیافتید، اما مومنین گرفتار شدند و خدا هم می‏فرماید به خدا برگردید و توبه نصوح کنید. این کلمه همین یک بار در قرآن آمده و شاید معنایش رجوع همراه با نصح نسبت به امام المسلمین باشد.

توطئه ای که اتفاق افتاده توطئه محروم کردن حضرت امیر و منزوی کردن اهل بیت است. حضرت یک اهل بیتی داشتند و بنا بود این همسران پاک بشوند و بعد از پاک شدنشان در خدمت معصومین قرار بگیرند و خانه های آنها ‏ به بیت النبوه ملحق بشود. در سوره احزاب می­فرماید «إِنِ اتَّقَيْتُنَّ» یعنی اهل تقوا و دارالاخره و محیط ولایت حق و اهل اراده خدا و رسول بشوید؛ «إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ» دارالاخره یعنی محیط ولایت اهل بیت که بهشت هم همین است. خدای متعال یک بیت النبوه و اهل بیتی دارد که بنا بود همسران حضرت ذیل آنها ‏قرار بگیرند. اما از درون همین خانه یک توطئه ای شده که آن ‏جریان اهل البیت منزوی بشوند. به مومنین هم هشدار داده که گرفتار نشوید و مواظب باشید ولی واضح است که گرفتار شدند. لذا بلافاصله دستور می‏دهد که حالا شما که گرفتار شدید «تُوبُوا إِلَى اللَّـهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا» یعنی برگردید و توبه همراه با نصح نسبت به امام و برگشت همراه با خیرخواهی نسبت به امام داشته باشید؛ زیرا این جریان شما را جدا کرده است.

«عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تجرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّـهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَ اغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» پروردگارتان سیئات شما را پاک می‏کند و شما را وارد باغستان هایی می‏کند که از زیر آن نهرها جاری هستند «یوم لا یخزی لله النبی» خدای متعال در آن ‏روز اجازه نمی‏دهد که دیگر توطئه ای بر علیه حضرت بشود.

حرکت در پرتو نور ولایت امام در قیامت با همراهی در عالم دنیا

این طرحی که اول سوره از آن ‏صحبت می‏کند همین طرح خزی است. یعنی می‏خواهند داستان را از داخل خانه حضرت تبدیل به طرح خزی و خواری حضرت کنند. ببینید که مستشرقین در ماجرای همسران حضرت چه حرفهایی زدند، این ناپاک ها آلودگی های خودشان را چطور به حضرت نسبت دادند. این همان خزی است که می‏خواستند دامن پیامبر را بگیرد. مسائل داخلی خانه پیامبر را به این تبدیل کردند؛ من دهانم نمی‏چرخد که بگویم این طرح خزی چیست.

می­فرماید «وَ الَّذِينَ آمَنُوا نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ» یعنی آن ‏روزی که مومنین نورشان پیش رو و در جانب راستشان حرکت می‏کند. این در مقابل منافقین است که در سوره حدید آمده «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا»(حدید/12-13) مومنین و مومنات نورشان پیش روی شان حرکت می‏کند که در روایت فرمود امامشان است. در مقابل مومنین، منافقین و منافقات هستند که به مومنین می‏گویند مهلت بدهید ما با نور شما راه بیاییم ما خودمان نوری نداریم. پاسخی که به آنها ‏داده می‏شود این است که بیخودی التماس به مومنین نکنید اگر این نور را می‏خواهید باید از عالم دنیا دنبال امام حرکت می‏کردید.(4)

منافقون آنهایی ‏هستند که از عالم دنیا دنبال این چراغ و نور حرکت نکردند حالا از نور امام محروم هستند. به مومنین می‏گویند: اجازه بدهید ما هم دنبال شما بیاییم ولی به آنها ‏می‏گویند که اگر نور می‏خواهید باید از عالم دنیا حرکت می‏کردید. آنهایی ‏که الان دنبال امامشان می‏روند و نورشان که همان امامشان است، پیش رویشان می‏رود؛ از دنیا دنبال امام بودند.

«وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَ اغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»(تحریم/8) این مومنین وقتی راه می‏افتند امامشان جلو می‏رود و اینها پشت سر امامشان حرکت می‏کنند به خدای متعال می­گویند که این پرتوی که از ولایت امام به ما دادی و تا اینجا با امام آمدیم را برای ما کامل کن. که وقتی در بهشت وارد می‏شوند کامل می‏شود؛ و کوتاهی هایی هم که نسبت به امام کردیم تو جبران بکن تا کاملاً در پرتو نور امام قرار بگیریم. شما اگر به امام برگردید و نصح و خیرخواهی برای امام بکنید، در قیامت جزو کسانی خواهید بود که پشت سر امام تان حرکت می­کنید و خطاهایتان را هم خدا جبران می‏کند و کسری این نور را هم خدا برای شما کامل می‏کند و در قیامت نور خدا برای شما کامل می‏شود.

بنابراین یک توطئه ای اتفاق می‏افتد  وخدای متعال به اهل توطئه هشدار می‏دهد به مومنین هم هشدار می‏دهد که مواظب باشید. آنهایی ‏که کفر می‏روزند و این آتش را شعله ور می­کنند و همراه با این جمعیت در این جهنم می‏افتند؛ خدای متعال هشدار می‏دهد که روز قیامت عذرتان پذیرفته نیست و فرصتی ندارید. به مومنین هم هشدار می‏دهد که ممکن است شما مبتلای به این فتنه بشوید لذا «تُوبُوا إِلَى اللَّـهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا» در آخرت اگر می‏خواهید دنبال امامتان باشید و نورتان در قیامت کامل بشود و سیرتان در وادی نور به کمال برسد که همان وادی اهل بیت است که در آیه ‏نور تنزلش تا بیت النور توضیح داده شده، و می‏خواهید با آن ‏سیر کنید این نور در قیامت هم با شما باشد، باید توبه نصوح کنید و رو به امام برگردید و برای امام خیرخواهی کنید تا خدای متعال گذشته هایتان را جبران کند. کار بسیار مهمی است لذا گفته می‏شود «إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

بلافاصله لحن آیه ‏خطاب به حضرت است که «یا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ»(تحریم/9) جهاد بر علیه کفار و منافقین هر دو دستور داده شده واضح است که این جریان نفاق است و خطاب به حضرت است که بر آنها ‏شدید و سخت بگیر و هردو دسته جهنمی هستند و مسیری که در عالم دنیا طی می‏کنند تا به جهنم برسند بئس المسیر و مأوایشان جهنم است.

بعضی مفسرین گفتند ‏که حتماً حضرت بعد از این آیه ‏یک اقداماتی بر علیه منافقین داشتند ولی در تاریخ روی آن پرده انداختند. در بعضی از روایات اهل بیت فرمودند این خطابی که به حضرت است ‏ «جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ» خطابی است که حضرت به وسیله اهل بیتشان و به وسیله امیرالمومنین به انجام می‏رسانند که به انجام هم رسیده است. حضرت جنگشان با این جریان القاسطین والناکثین والمارقین و جریان های داخلی بود و به فرموده حضرت «و یقاتل علی التأویل»(5) یعنی براساس تأویل قرآن هم بود. بنابراین در این خطابی که به حضرت شده مقصود شخص خودشان فقط نیستند بلکه خطاب به ایشان و اهل بیتشان است.

جریان همسران رسول و تمثیل های سوره تحریم

سپس خدای متعال می­فرماید «ضرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّـهِ شَيْئًا وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ»(تحریم/10) خیلی عجیب است که خدای متعال یک مثلی برای کافران زده که همسر دو تا پیامبر خدا یعنی همسر حضرت نوح و حضرت لوط سلام الله علیهما و تحت ولایت دو تا عبد بودند. می‏شد که رشد کنند اما اینها در حق پیامبر خیانت کردند. اینها همه کنایه است و وقتی نسبت به این دو پیامبر خیانت کردند این دو پیامبر آنها ‏را بی نیاز نکردند. این پیامبر هم اگر همراهش بشوید شما را بی نیاز می‏کند و به وادی توحید می‏رساند. آن دو نفر هم همسر پیغمبر بودند ولی چون خیانت در حق دو پیامبر کردند به آنها خطاب شد که شما هم باید با بقیه وارد جهنم شوید.

سپس قرآن وارد موضوع مومنین می‏شود و دو نمونه از بانوان مومنه را ذکر می­کند: یکی همسر فرعون است ‏که در کاخ فرعون بود و به آن ‏مقامات رسید؛ دوم هم جناب مریم سلام الله علیها است. ‏که حضرت مریم هم یک لطیفه ای دارد.

بنابراین این سوره ناظر به این جریان است که به جای این که در خانه های حضرت دست به دست هم بدهند تا یک اتفاق مهمی بیافتد، آن ‏جریان نفاقی که می‏خواست امت را به هم بریزد جریان داخله حضرت را هم به هم ریخت. و از آنجا یک توطئه بزرگی که در مقیاس اجتماعی است شکل گرفت و اثر آن هم این شده است که مفهوم خانواده بدنبال حضرت حرکت نکرده است. السلام علیک یا اباعبدالله...

پی نوشت ها:

(1) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 48

(2) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 137

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 217

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 195

(5) تفسير القمي، ج‏2، ص: 377