نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 01 فروردين 1398 - Thu, 21 Mar 2019

جلسه اول محرم حسینیه حضرت زهرا/ دشواری همراهی با اولیاء الهی؛ آسان بودن سیر با امام حسین و بررسی برخی از مقامات سیر با امام

متن زیر گزارشی تفصیلی از اولین جلسه از سخنرانی آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری در دهه اول محرم به تاریخ 20 شهریورماه 97 می باشد که در حسینیه حضرت زهراء سلام الله علیها در منزل جناب شجاع فرد برگزار شده است. جلسه اول به عنوان مقدمه ای مطرح شد که در آن به بحث از همراهی با معصومین پرداخته شده که این همراهی، در ادامه سخت تر هم می شود و افراد در این سیر، دارای درجات متفاوتی می باشند. داستان سیدالشهداء از سخت ترین ابتلائات و شاید سخت ترین ابتلاء عالم بود به همین خاطر اصحاب امام حسین در همراهی با حضرت جزو استثناءها هستند و هرکسی به مقامات آنان نمی رسد هرچند که خود آنان نیز درجات متفاوتی دارند. با این حال، طبق روایات، ما نیز می توانیم با اصحاب خاص حضرت همراه گردیم و حتی به مقام محمود که مقام شفاعت است برسیم اما ثبات قدم در این همراهی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که در زیارت عاشورا به آن اشاره شده است. آیت الله میرباقری در ادامه به بررسی برخی از مقامات و درجات همراهی با امام حسین با استناد به زیارت عاشورا و حدیث ریان بن شبیب پرداختند و این نکته را توضیح دادند که هرچند طی کردن مقامات همراهی با سیدالشهداء بسیار سخت است، اما با شفاعت ایشان، این سیر آسان شروع می گردد و ادامه آن نیز آسان می شود که مراحلی همچون بکاء، همراهی در دل، تبری، لعن، شاد شدن و محزون شدن با شاد شدن و محزون شدن اهل بیت، از جمله مراحل این همراهی است. تمام اهل عالم حتی اهل جهنم بجز سه دسته ناکثین، مارقین و قاسطین حزن بر مصائب حضرت دارند و با آن سیر می کنند و به بهشت می روند.

دشواری همراهی با اولیاء الهی

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین. امروز روز اول محرم و آغاز ورود به عزاداری وجود مقدس سیدالشهداء علیه السلام می باشد به همین خاطر بحث امروز به عنوان مقدمه ای است و از فردا بحث دیگری را آغاز می نماییم. در زیارت عاشورا می خوانیم: «فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة»(1) همراهی با انبیاء و اولیاء الهی و معصومین علیهم السلام کار دشواری است بخصوص در این سفر سخت، که در آن، هر قدمی که پیش می رویم کار دشوارتر، امتحان ها سخت تر و مسیر دشوارتر می گردد چرا که قرار است مراتب بالاتری از اخلاص برای انسان حاصل شود. به همین خاطر انسان هر قدمی که با اولیاء خدا پیش می رود کار سخت تر می گردد و باز بهمین خاطر هرچه پیش می رود همراهان کمتر می گردند چرا که کار سخت تر شده است و هرکسی نمی تواند با اولیاء الهی همراهی داشته باشد. این قافله ای که با وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله به راه افتاده است، عوالمی دارند و در هر عالمی جمع خاصی با حضرت همراهند و کسانی که توانسته اند عوالم مختلفی را با حضرت سیر کنند و در مقامات با حضرت باشند بسیار معدود هستند. البته دقت شود خود شأن بندگی اهل بیت(ع) هیچ گاه درک شدنی نیست و کسی نمی تواند در مقام وجود مقدس نبی اکرم(ص) بندگی کند اما آن بندگی که به شفاعت و دستگیری حضرت در عالم اتفاق می افتد و رسیدن به آن مقامات اخلاص و توحید، امری دارای درجات است و کسانی هم که همراهی می نمایند همراهی در درجات دارند. در این همراهی هر اندازه که پیش برویم کار سخت تر می گردد فلذا در مقامات عالیه حتی ترک اولی هم قابل چشم پوشی نیست کما اینکه در مورد حضرت آدم روایت شده است که ایشان به خاطر ترک اولی ای که داشتند، دویست سال گریه کردند.

خاص بودن اصحاب امام حسین(ع) در همراهی با حضرت

در داستان سیدالشهداء علیه السلام که جزو سخت ترین امتحانات و ابتلائات عالم و شاید سخت ترین آنها باشد و حضرت با تمام توان آن را به انجام رساندند، همراهی با حضرت در این سیر و مقامات را طی کردن کار آسانی نیست. لذا با اینکه تمام اصحاب سیدالشهداء فوق العاده می باشند و این اصحاب هم شامل اصحاب در عاشورا و هم شامل خون خواهان و سایر افراد در طول تاریخ هم می شود و این جبهه جبهه گسترده ای است؛ آنان که خودشان را به کربلا رساندند و در پیش روی حضرت به شهادت رسیدند و یاری حضرت را به پس از عاشورا و با خونخواهی موکول نکردند؛ تعدادی معدود هستند. این اصحاب خاص هم، درجاتی دارند. اصحاب سیدالشهداء با فرض اینکه سرآمد شهداء می باشند و با فرض اینکه در این مرحله از مراحل به حضرت پیوسته اند - نه مثلا پس از شهادت و با خونخواهی- و تا مرحله ای که از تمام تعلقات خود گذشته اند هم با حضرت بوده اند؛ آنهم به این کیفیت که «بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْن»(2)؛ آنهم با این کیفیتی که حضرت شب عاشورا بیعت را از آنان برداشتند و خطاب به آنان فرمودند: «فَإِنِّي لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَيْراً مِنْ أَصْحَابِي وَ لَا أَهْلَ بَيْتٍ أَبَرَّ وَ أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي»(3) و با فرض اینکه حضرت به آنان فرمود شما باشید یا نباشید من شهید می شوم و شما باشید یا نباشید کار با من به مقصد می رسد، با تمام این فرض ها این اصحاب ماندند و آن فداکاری ها و رشادت ها را به خرج دادند بنابراین اصحاب سیدالشهدآء همگی جزو استثناءها هستند. استثناءهایی که دیگران نتوانستند با حضرت در این شهادت همراه شوند. با این حال معیت با امام حسین(ع) در خود آنان هم متفاوت است و همراهی آنان یکسان نیست. مثلا در روایت مشاهده کرده اید که در قیامت تمام شهدآء به حضرت عباس غبطه می خورند و این نشان دهنده این است که همراهی با حضرت در بین خود اصحاب هم متفاوت است.

امکان همراهی با اصحاب خاص حضرت سیدالشهداء(ع) و لزوم ثبات قدم در آن

از معارف استفاده می شود که می شود انسان به جایی برسد که با این اصحاب خاص همراهی داشته باشد. یعنی برسد به این مقام که در سجده زیارت عاشورا آمده است: «ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ» یعنی این مقامِ «عندالله» برای انسان در همراهی با امام حسین حاصل شود و در مقام عند الله، مع الحسین باشد. البته نه به این معنا که در مقام عند الله من جدای از امام حسین(ع) باشم و مستقلا به این مقام برسم چرا که ما تحت شفاعت هستیم و با شفاعت حضرت سیر می کنیم. بنابراین انسان می تواند با شفاعت امام حسین به ثبات قدم در مقام عند اللهی برسد که این تقریبا آخرین مقام است. بنابراین همراهی با امام حسین دارای درجات است و هر اندازه که پیش برویم کار سخت تر می گردد و امتحان های سخت تری برای ما پیش می آید. به همین خاطر نیازمند یک ثبات قدم در این مسیر هستیم زیرا گاهی اوقات در این مسیر پیش آمده است که هنگام عرضه شدن برخی مقامات برای برخی از اولیاء، به فرموده قرآن «وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً»(طه/115) شده است و شخص در آن موفق نگشته است. اما از آن طرف برخی دیگر همچون حضرت ابراهیم، با هر امامی که ابتلایی داشته است، از عهده آن ابتلاء بر آمده و به مقام امامت رسیده است که قرآن می فرماید: «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»(بقره/124). پس خلاصه این نکته اول این است که همراهی با سیدالشهداء(ع) درجاتی دارد و در هر درجه ای هم امتحان سخت تر می شود و به جایی می رسد که در آنجا ثبات قدم کار دشواری است و حتی ترک اولی هم ما را از همراهی با حضرت باز می دارد و نمی توانیم در آن مقام با حضرت سیر داشته باشیم.

برخی از مقامات و درجات همراهی با امام حسین(ع)

اما این راه باز است و انسان می تواند با تمام وجود با حضرت همراهی کند چرا که همانطور که می دانید حضرت عالم را به دو بخش تجزیه کرده اند و همین تجزیه است که ادامه پیدا می کند و بهشت و جهنم می شود. حضرت صف ها را کاملا جدا کرده اند و پس از عاشورا، آمیختگی بین بهشتی ها و جهنمی ها در حال تمام شدن است. همراهی با حضرت به این صورت است که با صف مقابل هیچگونه همراهی نداشته باشد چرا که ذره ای تعلق به صف مقابل، انسان را از همراهی با حضرت باز می دارد. در این جهان گسترده، اگر انسان یک ذره با شیطان همراه باشد و حتی یک توجه دل به سمت صف او داشته باشد، از همراهی با حضرت باز می ماند و برخی از مقامات را از او دور می کند. لذا این همراهی همان چیزی است که در زیارت عاشورا توضیح داده شده است که انسان باید ابتداء به معرفت و سپس به موضع گیری و برائت و لعن و صف و قتال برسد، و پس از این مراحل که ابتدای راه است، انسان به قرب و معیت و ثبات قدم می رسد که باز هم این مقامات اول راه است. در این همراهی با سیدالشهداء مقامی به نام مقام محمود وجود دارد که در زیارت عاشورا می خوانیم: «أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ». و آن، مقام شفاعت است. یعنی شخصی که همراهی با حضرت داشته، نه فقط با حضرت همراه می شود بلکه به همراهی در دستگیری هم می رسد و واسطه در شفاعت سیدالشهداء می شود. بنابراین یکی از مراحل همراهی با حضرت، همراهی با حضرت در مقام محمود که شفاعت است می باشد. یعنی انسان به جایی می رسد که در شفاعت و دستگیری واسطه می شود. اما دقت شود این شفاعت به این صورت است که حضرت اصل و ما فرع هستیم و نباید اینگونه گمان شود که ما هم مستقل در کنار حضرت شفاعت می کنیم. بلکه ما واسطه رساندن دیگران به شفاعت حضرت هستیم.

آسان شروع شدن سیر و همراهی با امام حسین

این همراهی با حضرت، از یک نقطه آسانی شروع می شود و آن همان است که در احادیث، و از جمله حدیث ریان بن شبیب به آن اشاره شده است که حضرت فرمودند: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيرا»(4). سیر از اینجا شروع می شود و ما می توانیم همراه شویم و این همراهی هم مقاماتی دارد. مثلا یک مرحله این سیر این است که یکی از اصحاب به وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) پس از پیروزی در جنگ جمل عرض کرد ای کاش برادر نیز من با شما بود و پیروزی شما را می دید. حضرت فرمودند: «أَ هَوَى أَخِيكَ مَعَنَا»(5) آیا دل برادرت با ماست؟ آن شخص گفت بله او از طرفدارن شماست. حضرت فرمودند او با ماست و همچنین کسانی با ما هستند که هنوز به دنیا نیامده اند چرا که در نیت با ما می باشند. پس این قدم اولین قدم همراهی این است که انسان در دل با حضرت همراهی کند و دلش با حضرت و اصحابش باشد که این همراهی دل هم مقاماتی دارد. شاید در مواردی هم این همراهی، حدّ توانایی انسان باشد. در زیارت جامعه ائمه المؤمنین که شاید از امام هادی(ع) است حضرت اینگونه زیارت را سیر می دهند که شخصی که محضر معصوم می رود این جمله را به آنان عرض می کند: «بِأَبِي وَ أُمِّي يَا آلَ الْمُصْطَفَى إِنَّا لَا نَمْلِكُ إِلَّا أَنْ نَطُوفَ حَوْلَ مَشَاهِدِكُمْ» ما دستمان به جایی نمی رسد مگر اینکه با تمام وجود حول مشاهد شریفه شما طواف کنیم. «وَ نُعَزِّيَ فِيهَا أَرْوَاحَكُمْ عَلَى هَذِهِ الْمَصَائِبِ الْعَظِيمَةِ الْحَالَّةِ بِفِنَائِكُمْ وَ الرَّزَايَا الْجَلِيلَةِ النَّازِلَةِ بِسَاحَتِكُمُ» و به ارواح مطهر شما در برابر این مصیبت های عظیمی که به آستان مبارک شما وارد شده است تسلیت بگوییم. «الَّتِي أَثْبَتَتْ فِي قُلُوبِ شِيعَتِكُمُ الْقُرُوحَ وَ أَوْرَثَتْ أَكْبَادَهُمُ الْجُرُوحَ وَ زَرَعَتْ فِي صُدُورِهِمُ الْغُصَصَ» و این رنج و محنت هایی که به ساحت شما نازل شده است، در دل و قلب شیعیان شما مصیبت های سنگینی وارد کرده اند و قلوب آنان را مجروح کرده است و غصه ها را در دل آنان کاشته است. «فَنَحْنُ نُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّا قَدْ شَارَكْنَا أَوْلِيَاءَكُمْ وَ أَنْصَارَكُمُ الْمُتَقَدِّمِينَ». ما خدا را شاهد می گیریم که ما با آن اولیاء و انصار شما که در دوره های پیشین شما را یاری کردند با آنان شریکیم. «فِي إِرَاقَةِ دِمَاءِ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ وَ قَتَلَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ يَوْمَ كَرْبَلَاءَ» ما در درگیری با این سه جبهه ناکثین و مارقین و قاسطین که از متن سقیفه در برابر امیر المؤمنین شکل گرفت و همچنین در درگیری با قاتلین سیدالشهداء با اصحاب شما همراهیم. این همراهی ما چه گونه است؟ «بِالنِّيَّاتِ وَ الْقُلُوبِ وَ التَّأَسُّفِ عَلَى فَوْتِ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الَّتِي حَضَرُوا لِنُصْرَتِكُمْ وَ عَلَيْكُمْ مِنَّا السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه» این همراهی ما با نیات و دل و با حسرت خوردن بر از دست دادن آن مواقف است که چرا نتوانستیم در آن مواقف حاضر شویم.

بکاء و اشک شروع آسان همراهی با امام حسین(ع)، بررسی سایر مقامات سیر با امام حسین

این معیت از یک چنین مقامی شروع می شود و ادامه پیدا می کند تا زمانی که انسان وارد صف و درگیری می شود و در باطن عالم، در آن صف و در معرض آن ابتلائات سنگین اصحاب قرار می گیرد و باید آن ابتلائات را که اصحاب تحمل کرده اند او نیز تحمل کند. اما همان گونه که بیان شد، در داستان سیدالشهداء(ع) این همراهی از یک موضع سهل و آسان شروع می شود که آن موضع بکاء و اشک است و این ادامه پیدا می کند که امام رضا به ریان بن شبیب بعضی از مقامات همراهی را به او توضیح دادند که از اینجا شروع می شود:«يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ» در ادامه فرمودند: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيرا» اگر بتوانی اهل بکاء شوی، به گونه ای که اشکت بر گونه ات جاری شود، خداوند تمام گناهان تو را پاک می کند و به کوچکی و بزرگی و کمی و زیادی آن نگاه نمی کند و او را پاک می نماید و این طهارت، آغاز همراهی با سیدالشهداء در این مسیر پر فراز و نشیب است. در ادامه فرمودند: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ» اگر خواستی این پاکی و طهارت تا مقام ملاقات با خدا با تو بماند، حسین(ع) را زیارت کند. در ادامه از این بالاتر را فرمودند: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ ص فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ» اگر تو را خوشحال می کند که در آن غرفه های مقرر شده برای اهل بهشت باشی و با پیامبر اکرم(ص) تا آنجا پیش بروی و در آن غرفه ها با حضرت باشی -که این معیت، یک معیت دیگری است- پس قاتلان حسین(ع) را لعن کن.

راحت بودن شروع و ادامه سیر با امام حسین(ع) به واسطه شفاعت حضرت

 با دقت در این فرازها از روایت ریان بن شبیب روشن می شود که سیر و همراهی با سیدالشهداء از یک جای آسانی شروع می گردد در حالی که هر کدام از این معیت ها خیلی سخت می باشند اما حضرت کار را آسان کردند و این معیت با اشک، زیارت و لعن برای ما حاصل می شود. در مرتبه ای بالاتر: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ يَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ فَقُلْ مَتَى ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً» اگر تو را خوشحال می کند مثل آن ثوابی که اصحاب به شهادت رسیده در محضر حضرت دارند داشته باشی، هرگاه یاد امام حسین(ع) افتادی با تمام وجود از خداوند متعال و حضرت بخواه به آن مقام می رسی و بگو: «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً» ای کاش آن معیتی که آنان با حضرت داشتند من نیز داشتم و به آن فوزی که آنان در همراهی سیدالشهداء رسیدند من هم می رسیدم. در ادامه به معیت و همراهی بعدی اشاره کردند و فرمودند: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا» اگر دوست می داری با ما در درجات عالیه بهشت باشی پس با شادی ما شاد و با حزن ما محزون باش. البته این حزن درجاتی دارد. اهل حزن و اهل انبساط خاطر درجات خاصی دارند چرا که مقامات حزن و شادی اهل بیت، مقامات عالیه ای هستند و ممکن است شخصی در برخی مقامات باشد و در برخی مقامات نباشد. مثلا ممکن است در برخی مواقع، غصه ها و شادی های شخص با معصوم فاصله بگیرد و مغایرت داشته باشد. مثلا خود ما در شادی اهل بیت شاد و در غصه اهل بیت غصه دار هستیم اما اگر دنیا هم گیرمان بیاید در اینجا هم خوشحال می شویم!! اگر شخصی بتواند در تمام شادی ها و حزن ها با معصوم(ع) همراه باشد، موجب همراهیش در درجات عالیه بهشت می شود. اگر تو را خوشحال می کند که در درجات عالیه بهشت با ما همراه باشی با فرح ما شاد و با حزن ما ناراحت باش و ولایت، محبت و تبعیت ما را نیز داشته باشد چرا که «فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» اگر کسی یک سنگ را دوست بدارد با آن محشور می شود.

بنابراین سیر با حضرت سیدالشهداء(ع) درجایی دارد که از یک جای آسانی شروع می شود اما در یک جایی هم از مو باریک تر و از شمشیر تیزتر می گردد. در چنین مقامی است که شخص حتی با یک ترک اولی هم، بهره همراهیش کم می شود. با این حال، سیر با امام حسین(ع) سیری است که آسان شده است. از توجه و بکاء و غیره شروع می شود تا اینکه انسان به جایی برسد که تلاش کند نشاط و غصه های خود را همراه با معصوم قرار دهد که در آن وقت است که به دنبال محبت و ولایت می باشد. اگر انسان بتواند در تمام مقامات نشاط و انبساطش را در تمامی مقامات تابع معصوم قرار دهد و بلکه تعالی پیدا کند و در وادی حزن و انبساط معصوم سیر کند، به معیت در درجات عالیه می رسد. لذا سیر در عزاداری سیدالشهداء هم دارای مقاماتی است و تمام کسانی که در عزاداری سیدالشهداء هستند، یک درجه ندارد. انبیاء الهی به یک نحو شرکت می کردند، ما به نحو دیگری شرکت می کنیم. انسان های غیر معصوم هم درجات متفاوتی در بر خورداری از حزن امام حسین دارند. انسان در این برخورداری، هر اندازه که درجات بالاتری را طی کند، معیت و ثبات قدم بیشتری پیدا می کند. آنچه این سیر را آسان می کند این است که این سیر از جاهای آسانی شروع می شود و این امتحانات را آسان می کند. اگر انسان بتواند تلاش کند که درجات بالاتر بکاء و حزن برای سیدالشهداء برایش حاصل شود، درجات بالاتر از تبری و فاصله گرفتن از دشمن و همرای با حضرت، و همچنین درجات بالاتری از ثبات قدم در محضر سیدالشهداء برای انسان حاصل می شود.

بنابراین تمام سخن این است که همراهی با سیدالشهداء یک همراهی دقیقی است و انسان به این راحتی نمی تواند در تمام مراحل و در دوران هُدنه و مصیبت و در دوران شادی و عزا با حضرات همراه شود. اینکه در زیارات به صورت مکرر آمده است «فمعکم معکم»، این کار آسانی نیست. مثلا در روایات دیده اید که کشته شدن در راه خدا ثواب دارد اما کشتن در راه خدا ثواب بیشتری دارد. پس ممکن است شخصی در یک مقام همراه باشد اما در مقام دیگری توان همراهی نداشته باشد. این همراهی کردن با سیدالشهداء در سیری که انسان را به سمت خدای متعال می دهند، همراهی است که تمامی مراحل با شفاعت حضرت آسان شده است که در روایت ریان بن شبیب به آن اشاره شده بود. یعنی سیر با حضرت در آن مقامات دقیق و نورانی توحید هم آسان شده است.

معیّت تمام عالم حتی اهل جهنم در سیر با حزن امام حسین(ع)

مقام حزن حضرت مقامی است که در تمامی عوالم حضور دارد که اهل سماوات، اهل ارض، جمادات، نباتات و طبق برخی روایات علاوه بر اهل بهشت، اهل النار هم با حضرت سیر دارند فلذا نجات پیدا می کنند مگر سه دسته «ناکثین و قاسطین و مارقین». در زیارت مطلقه سیدالشهداء است که حتی جهنمی ها هم برای سیدالشهداء اشک می ریزند و این یعنی آنان نیز با حزن حضرت سیر دارند و با آن حزن، از منزلت جهنمی ها، آنان را به سمت بهشت بیرون می آورد تا می رسند به آن حزنی که تمام اهل سماوات و ارض به آن مبتلا هستند که در زیارت عاشورا فرمود: «وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَات». بنابراین وادی حزن حضرت سیدالشهداء، وادی است که در تمام عوالم حضور دارد و امکان دارد که انسان جهنمی با این حزن وارد بهشت شود و باز هم امکان دارد با حزن بالاتری، وارد درجه بالاتری از بهشت شویم تا آنجا که امام رضا فرمودند: «مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى». انسان می تواند با حزن بر سیدالشهداء در آن درجات عالیه به معیت با معصوم برسد. السلام علیک یا اباعبدالله...

پی نوشت ها:

(1) كامل الزيارات، النص، ص: 177.

(2) كامل الزيارات، النص، ص: 179.

(3) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 44، ص: 393.

(4) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص: 300.

(5) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 55.

(6) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 99، ص: 167.