نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 05 تیر 1398 - Wed, 26 Jun 2019

جلسه یازدهم محرم حسینیه حضرت زهرا/ لزوم محاسبه نفس و کیفیت و انواع آن برای حفظ محرم؛ دعای فرج و مسأله بلاء عظیم عالم

متن زیر گزارشی تفصیلی از جلسه یازدهم از سخنرانی آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری در دهه اول محرم 97 به تاریخ 30 شهریورماه می باشد که در حسینیه حضرت زهراء سلام الله علیها در منزل جناب شجاع فرد برگزار شده است. این جلسه که آخرین جلسه از این مجلس می باشد در دو محور محاسبه نفس و توضیح دعای «عظم البلاء» ایراد شد. ایشان در بخش اول پس از یاد آوری لزوم و ثمرات محاسبه، به توضیح کیفیت و انواع محاسبه پرداختند و فرمودند: محاسبه به دو نوع عام و خاص تقسیم می شود. محاسبه عام، محاسبه ای است که ما از امور روزانه خود داریم و هر روز تکرار می شود اما محاسبه خاص در زمان هایی مانند ماه رمضان و دهه محرم می باشد. لازم است که پس از عزاداری های محرم، محاسبه کنیم که آیا به نتیجه مطلوب رسیده ایم یا نه؟ اگر نتیجه مطلوب را به دست آورده بودیم که خدا را شکر کنیم و الّا استغفار نماییم و تا سال آینده مراقبه کنیم تا بتوانیم ثمرات آن را در محرم آینده به دست آوریم. آیت الله میرباقری با توجه به مصادف شدن این جلسه با روز جمعه، در بخش دوم سخنرانی خود، به ترجمه و توضیح دعای فرج یعنی دعای «عظم البلاء» پرداختند و فرمودند: این دعاء به دو صورت و در دو جا نقل و سفارش شده است که یکی از آن ها، دعای پس از نماز امام زمان در روز جمعه است. در فراز اول این دعا، به بلاء عظیم عالم اشاره می شود که محور آن معصوم است. لازم است که مؤمنین به این بلاء عظیم توجه کنند و مشغول ابتلائات شخصی خود نشوند چرا که با غفلت از این ابتلاء عظیم، از ثمرات آن محروم می گردند. بلاء عظیمی که در این دعاء به آن اشاره شده، بلاء سقیفه، احراق بیت، عاشورا و از این قبیل است که ابتلاء معصوم می باشد و مؤمنین نیز در آن مبتلاء می گردند و رشد می کنند. صلوات خداوند بر معصومین ع واسطه تمام امور و تمام گشایشات می باشد بنابراین صلوات راه برون رفت از این بلاء عظیم و رسیدن به گشایش و فرج امام زمان ع که به بلاء ایشان مبتلاء شده ایم، می باشد. ما باید با توسل به پیامبر، حضرت علی و استغاثه، درخواست درک و امان از امام زمان ع از این بلاء نجات یابیم و به فرج برسیم.

لزوم و ثمرات محاسبه نفس

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم اجمعین. مراقبه و محاسبه دو نوع است. یک نوع آن عمومی و همیشگی است که از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده است: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْه»(1) اگر کسی اهل محاسبه نفس نباشد، از ما نیست و این محاسبه باید هر روز انجام گیرد. محاسبه باید به گونه ای باشد که انسان را به استغفار و شکر برساند. اگر اشتباهی بوده، اولا اشتباه را بفممد و بداند که اشتباه عیب کار او، و منسوب به خودش است. ثانیا این محاسبه او را به استغفار از آن عیوب و گناهان برساند و برای آن استغفار کند. و یا اینکه اگر کار خیری کرده است، با محاسبه آن، به عنایتی که به او شده است برسد و محاسبه او به شکر منتهی شود. یعنی اگر موفق شده خیراتی را انجام دهد، به جای عجب نسبت به آن، شاکر خداوند گردد که او را موفق به آن کرده است کما اینکه با محاسبه درست به اشتباه خود پی می برد و آن عیب خود را به دیگران منسوب نمی کند به همین خاطر برای آن استغفار می کند. پس محاسبه درست باید به استغفار و شکر منتهی گردد که حضرت فرمود: «فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْه». مرحوم کلینی، در روضه کافی برای این حدیث شریف ادامه ای نقل کرده اند که حضرت می فرمایند: اگر خداوند متعال دو چیز را در بنده اش ببنید، آن بنده مستجاب الدعوه می شود که آن دو عبارتند از: مأیوس شدن از غیر خداوند و به خداوند متعال امیدوار شدن. آن چیزی که مانع استجابت دعای ما می شود، یا این است که در انتهای دعا، نگاه ما به غیر خداست و یا اینکه از دیگران هم نا امیدیم اما نسبت به خداوند متعال امیداور نیستیم. البته در مورد مستجاب الدعوه بودن نکات دیگری هم وجود دارد که محل بحث ما نیست بلکه محل ما بحث فقط در مورد همین حدیث است که حضرت فرمودند اگر خداوند در کسی این دو خصوصیت را ببیند، آن شخص مستجاب الدعوه است.

کیفیت و انواع محاسبه نفس

حضرت در ادامه می فرمایند: خود را محاسبه کنید چرا که روز قیامت پنجاه موقف دارد که در هر کدام هزار سال باید بایستید. از این روایت استفاده می شود که نحوه و کیفیت محاسبه باید چگونه باشد که محاسبه فقط محاسبه عمل نیست بلکه محاسبه در حالات و نیّات نیز می باشد. پس همانطور که ما هر روز باید محاسبه ای داشته باشیم و روز خود را کنترل کنیم، شب جمعه محاسبه ای مخصوص دارد که آیا آن اتفاقی که باید در شب جمعه بیافتد، افتاده است یا نه. اگر در طول سال شب قدر می گذرد که «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»(قدر/3) و شب قدر، شب خاصی است که اگر کسی آن را درک کند باید به برکات و فیوضات خاصی رسیده باشد فلذا نیازمند مراقبه خاص خودش است؛ ایام محرم نیز همینگونه است. پس همانگونه که در شب قدر می توان به اموری دست یافت، در ایام محرم نیز می توان به اموری رسید که در جلسات گذشته اشاره کردیم با مصیبت سیدالشهداء به چه چیزهایی می توان دست یافت. اگر کسی محرم را درک کرده باشد، باید آثار آن را به دست آورده باشد.

لزوم محاسبه خاص برای ایام محرم

در این ایام هر مؤمنی به برکاتی می رسد و اینگونه نیست که کسی به آثاری دست نیافته باشد. اما آثار ویژه ای نیز وجود دارد که اگر کسی آن ها را به دست آورده است، باید خدا را شکر کند تا خداوند متعال آن را افزون کند. اما اگر به دست نیاورده است، با استغفار تلاش کند که مهیا شود تا بتواند سال آینده آن را به دست آورد. مرحوم سید بن طاووس در اعمال عید فطر می فرمایند باید انسان از عید فطر تا ماه رمضان سال آینده مراقبه کند تا بتواند فیوضات آن را دریابد. اگر کسی نتوانسته است در ماه رمضان خیرات و برکات این ماه را درک کند، باید تا ماه رمضان سال بعد مراقبه کند تا به آن خیرات و برکات ماه رمضان پیش رو برسد. ماه محرم نیز همینگونه است. یعنی اگر کسی نتوانسته به خیرات و برکات آن در امسال دست یابد، باید تا سال آینده مراقبه کند تا به آن فیوضات خاص عاشورا -که در جلسات گذشته به آن اشاره شد- درک کند. اگر فیوضاتی را کسب کرده است -که مؤمنین حتما فیوضاتی را کسب می نمایند و دست خالی از این ماه بیرون نمی روند- باید با محاسبه کردن بفهمد که به چه چیزهایی رسیده و چه تفاوتی با پیش از محرم داشته است و بر این تفاوت خدای متعال را شاکر باشد و به عجب مبتلاء نشود. بنابراین باید محاسبه خاص محرم و سپس مراقبه خاص عاشورا اتفاق بیافتد که پس از گذشت این دهه چیزی را به دست آورد چرا که این راه باز است و راه رسیدن به آن این دهه می باشد. امام رضا(ع) فرمودند اگر شما نیز می خواهید به آن ثوابی که اصحاب سیدالشهداء به آن رسیدند دست یابید، هرگاه به یاد حضرت افتادید، بگویید: «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما»(2) اگر انسان به خوبی دهه محرم را پشت سر بگذارد باید احساس کند که در روز عاشورا به یک نقطه ای رسیده است که اگر شرایط مهیا بود، در کربلاء و پیش روی حضرت به شهادت رسیده بود و باید حاصل دهه محرم این نتیجه باشد. باید پس از این دهه، سستی ها، کندی ها، غفلت ها و موانع و عذرها را کنار زده باشد. اما اگر به این نقطه نرسیده است، باید تا محرم بعدی تلاش کند تا این اتفاق بیافتد و آن سیری که با مصیبت زدگی سیدالشهداء به دست می آید، برایش حاصل گردد.

بررسی و توضیح دعای عظم البلاء

با توجه به اینکه امروز جمعه است، جمله ای راجع به دعای معروف «عَظُمَ الْبَلَاءُ» که به صورت «الهی عَظُمَ الْبَلَاءُ» و «اللَّهُمَ عَظُمَ الْبَلَاءُ» نقل شده است می گویم که این دعا به دو صورت نقل شده است. یک صورت آن که با «الهی عَظُمَ الْبَلَاءُ» شروع می گردد، دعایی است که پس از زیارت خاص حضرت در سرداب خوانده می شود و مرحوم شیخ مفید آن را نقل کرده اند. این صورت از دعاء، همان کیفیت معروف است. صورت دوم، نقل دیگری از آن است که سید بن طاووس در کمال الاسبوع آن را نقل کرده اند که پس از نماز امام زمان(ع) در روز جمعه خوانده می شود. نماز امام زمان در روز جمعه، شبیه نماز حضرت در مسجد مقدس جمکران می باشد با این تفاوت که ذکر رکوع و سجود آن یک مرتبه است و هفت مرتبه نیست البته در هر نمازی می توان ذکر رکوع و سجود را هفت مرتبه خواند اما در مورد این نماز وارد نشده است. تفاوت دیگر این نماز، آداب پس از آن است که نماز حضرت در مسجد جمکران این آداب را دارد اما در نماز روز جمعه این آداب را ندارد و به دنبالش این دعای عظم البلاء خوانده می شود که نسبت به دعای معروف مقداری متفاوت است.

در این جلسه صورت دوم دعا را بررسی می کنیم که در آن می خوانیم: «اللَّهُمَ عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ بِمَا وَسِعَتِ السَّمَاءُ»(3). در فراز اول، به آن بلایی که احساس می شود پیش آمده است اشاره می کنیم و به خداوند متعال عرضه می داریم و می گوییم: «اللَّهُمَ عَظُمَ الْبَلَاءُ». این سؤال به وجود می آید که این بلاء که ما پس از ابراز این بلاء، دعا می کنیم و این دعای ما متناسب با آن بلاست، چه بلایی می باشد؟ نمی گویم نمی توان این دعا را در مورد ابتلائات شخصی بخوانیم و خواندن آن اشکالی دارد، اما ظاهرا لسان دعا، توجه به آن بلاء عظیمی است که در دوران مهجوریت و دوری مردم از ولایت ائمه(ع) پیش آمده است. شاید این بلاء، همانی است که در خطبه پنجم نهج البلاغه از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است که حضرت فرمودند: «وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّه بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ الْبَعِيدَةِ»(4). اگر من پا در رکاب نمی کنم، به خاطر این نیست که از مرگ می ترسم بلکه به این خاطر است که امر ما، به تاخیر افتاده است. من بر یک علم پوشیده ای واقف هستم که اگر از آن پرده بردارم، مانند طناب های دلو در چاه های عمیق مضطرب می شوید. یعنی شما به طناب دلو دیگران تبدیل شده اید چرا که آنان در حال انجام کاری برای خود هستند و از شما در به دست آمدن آن استفاده می کنند و این راه، راهی طولانی می باشد و سختی های فراوانی وجود دارد تا به عصر ظهور منتهی شود. آن سختی ها، سختی های دولت باطل است که سراسر دولت باطل، سختی می باشد و مؤمن در دولت باطل سهم آنچنانی ندارد به همین خاطر است که در روایت آمده است اگر از دولت باطل، بهره ای ببرید، حتما مبتلاء می گردید تا این سهم بردن تان، جبران شود. پس ظاهرا منظور از «عَظُمَ الْبَلَاءُ» - یعنی بلاءها و سختی هایی که پیش آمده است- سختی های مؤمن در دولت باطل می باشد که انسان سختی های دوران غیبت و مهجوریت ائمه(ع) را درک کند و این بلاست که بلای عظیمی است. البته ممکن است مؤمنین در ذیل این بلاء دچار سختی ها و ابتلائاتی شوند اما ظاهرا منظور توجه دادن مؤمن به آن ابتلایی که برای جامعه مؤمنین و در دوران مهجوریت ائمه(ع) و پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به وجود آمده است می باشد.

ابتلائات اولیاء الهی بلاء عظیم مؤمنین و لزوم توجه به آن

پس عظم البلاء توجه دادن به این بلاء عظیم می باشد. این بلاء عظیم، به داستان احراق بیت، عاشورا و همین ابتلائات عظیمی که جامعه مؤمنین دارند منتهی می شود که مؤمن نباید نسبت به آن ها غافل باشد. غفلت از این بلاء موجب محروم شدن مؤمن می گردد. بنابراین عبارت «عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ» اشاره به بلاء عظیمی است که اتفاق افتاده است و پرده ها کنار رفته و مشخص گشته که چه اتفاق بزرگی افتاده است. در ابتداء امر، آشکار نبود که چه بلاء عظیمی پیش آمده است و گمان شد کار ساده ای رخ داده است. به همین خاطر در خطبه حضرت زهراء(س) آمده است که حضرت فرمودند شما نمی دانید چه کرده اید و چه بلائی پس از این اتفاق می افتد که در معارف ما از جمله همین خطبه حضرت زهراء(س) به این اتفاقات اشاره شده است. بلاء سقیفه، بلاء عظیمی بود و اینگونه نبود که خیلی ساده تصمیم گرفتند حضرت امیرالمؤمنین نباشد و شخص دیگری باشد و قضیه به این سادگی تمام شود بلکه فاجعه عظیمی پیش آمد که تمام فساد ها «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْر»(روم/41) از همان جا نشأت می گیرد. آنگاه که مدار امت حضرت رسول(ص) که ایشان «رَحْمَةً لِلْعالَمين»(انبیاء/107) هستند تغییر کرد و عالَمی که قرار بود بر مدار رحمت اداره شود با سقیفه به هم خورد، جای رحمت، غضب و نقمت می آید و نتیجه آن، همین اتفاقاتی است که در عالم می بینید. مؤمن نباید به گونه ای باشد که دائما گرفتار ابتلائات شخصی خود باشد و از این بلاء عظیم غافل گردد. رشد مؤمن در این است که به وقائع و حوادثِ بزرگ عالم توجه داشته باشد و ابتلائات عظیم عالم را بفهمد که ما نیز در آن مبتلاء هستیم و ذیل آن ابتلاء محرومیم. لذا باید این ابتلاء را بفهمد و در فهم این ابتلاء، نباید نگران ابتلائات شخصی خود باشد که این توجه به ابتلائات شخصی نیز انسان را متوقف می کند. اگر مؤمنین توجه پیدا کردند که «عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ»، آسمان و زمین با تمام وسعتی که دارد بر آنان تنگ می شود. این تنگنا، کار دستگاه باطل است که جامعه مؤمنین را در آن قرار داده است.

رشد انسان در توجه به ابتلائات عظیم جامعه با محوریت معصومین

اگر انسان به بلاء خودش توجه داشته باشد، دعا می کند که خدایا من را از گرفتاری نجات بده و این دعا نیز خوب است چرا که انسان گرفتارهای خود را فهمیده و آن را به حضرت حق ارجاع داده است. اما رشد انسان در این نیست. بلکه باید به این ابتلاء عظیمی که برای جامعه پیش آمده است توجه کند و مهمتر از همه این است که معصومین(ع) در این حادثه محور ابتلاء می باشند. انسان نباید از بلاء ولیّ خود غافل باشد. پس «عظم البلاء» توجه به آن بلاء است که نمونه آن در عاشورا می باشد. در این بلاء، معصوم(ع) مبتلاست و سخت ترین بلاء برای اوست که در برخی موارد ظاهر و در برخی موارد از دیده ما پنهان است. مرحوم صدوق در کمال الدین نقل کرده اند که سَدیر می گوید بر امام صادق(ع) وارد شدم دیدیم که حضرت حال دگرگون و متحولی دارند و اشک چشم شان جاری است و می فرمایند: «سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِي وَ ضَيَّقَتْ عَلَيَّ مِهَادِي وَ ابْتَزَّتْ مِنِّي رَاحَةَ فُؤَادِي»(5) آقای من غیبت تو، آرام خواب و راحتی دل من را برده است! به حضرت عرض کردیم آقا جان این جملاتی که می فرمایید چیست؟ حضرت فرمودند کتاب جفر را می خواندم، حوادث دوران غیبت فرزندم را مرور می کردم که آن حوادث مرا نگران کرده است. این حدیث به ابتلاء امام زمان علیه السلام اشاره دارد.

محرومیت از برکات بلاء با غفلت از آن

بنابراین غفلت از آن ابتلاء عظیم در عالم که عالم باید از آن گذر کند و محور آن، معصوم(ع) می باشد، موجب محرومیت از برکات این بلاء می شود. کما اینکه اگر کسی از بلاء عظیم حضرت در عاشورا غافل شد، از ثمرات عاشورا محروم می شود. انسان به اندازه ای که به این بلاء عظیم توجه پیدا می کند، از ثمرات و برکات آن برخوردار می گردد و اینکه فرمود: «أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِه»(6) یعنی به بالاترین ثواب اهل مصیبت برسم؛ اشاره به همین مطلب دارد. بالاترین ثواب ها، در مصیبت های الهی است یعنی شاید ثواب هایی که انسان از اعمال به دست می آورد با ثواب ابتلائات برابر نباشد. یک شب بیماری بسیاری از گناهان را پاک می کند و درجات سیر را نصیب او می کند. بلاء انسان غیر از بلاء معصوم است و درجاتی که انسان ها در آن بلاء می توانند به آن برسند غیر از گرفتار خودشان است. انسان می تواند در توجه به بلاء سیدالشهداء به «أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِه» برسد. دعای «عَظُمَ الْبَلَاءُ» ناظر به آن بلای عظیمی است که محور آن معصومین(ع) هستند و این بلاء عظیم شامل امت رسول اکرم(ص) شده است. این توجه به بلاء معصوم، مسیر رشد انسان است.

صلوات خداوند بر پیامبر و سایر معصومین واسطه تمام امور

اگر انسان این بلاء عظیم در عالم را درک کند به این درخواست می رسد که در ادامه دعا به آن اشاره شده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الَّذِينَ أَمَرْتَنَا بِطَاعَتِهِمْ» خدایا صلواتت را بر وجود مقدس نبی اکرم و آل ایشان بفرست. آن کسانی که ما را به اطاعت آنان مأمور کرده ای. پس با توجه به دعای فوق می فهمیم، آنچه که در مقام درک این بلاء باید خواسته شود، صلوات می باشد. هر گشایشی که در عالم اتفاق می افتد، در سایه صلوات خداوند متعال بر وجود مقدس نبی اکرم(ص) است. هر فیضی به عالم می رسد از پرتو این صلوات است و هیچ کسی هیچ فیضی نمی برد که از پرتو صلوات بر پیامبر اکرم(ص) نباشد. این صلوات آثاری دارد و در صلوات های مختلفی که نقل شده است به آن آثار اشاره شده است. یکی از صلواتی که از امام حسن عسکری(ع) بر چهارده معصوم(ع) نقل شده است، صلوات بر پیامبر اکرم است که در آن به اتفاقات و آثاری که بر این صلوات مترتب می باشد اشاره شده است. در این صلوات می خوانیم: «اللَّهُمَ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا حَمَلَ وَحْيَكَ وَ بَلَّغَ رِسَالاتِكَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ» خدایا بر این پیامبر گرامی همچنان که او وحی تو را تحمل کرد و آن رسالاتی که بر دوشش بود را ابلاغ کرد صلوات بفرست که این صلوات با این رسالت و این ابلاغ متناسب است. این صلوات بر حضرت موجب می شود که ما به این ابلاغ، دست یابیم. تا می رسد به این عبارت که: «وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا صَدَّقَ بِوَعْدِكَ وَ أَشْفَقَ مِنْ وَعِيدِكَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا غَفَرْتَ بِهِ الذُّنُوبَ وَ سَتَرْتَ بِهِ الْعُيُوبَ وَ فَرَّجْتَ بِهِ الْكُرُوبَ». خدایا بر این وجود مقدس صلوات بفرست کما اینکه گناهان را با او پاک کردی و عیب ها را با او پوشاندی و غصه ها را با او مرتفع نمودی. این فراز یعنی تمام این ثمرات، از برکات صلوات خداوند بر پیامبر اکرم می باشد. در ادامه می خوانیم: «وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا دَفَعْتَ بِهِ الشَّقَاءَ وَ كَشَفْتَ بِهِ الْغَمَّاءَ وَ أَجَبْتَ بِهِ الدُّعَاءَ وَ نَجَّيْتَ بِهِ مِنَ الْبَلَاءِ» خدایا همانطور که به وسیله او شقاوت ها را مرتفع کردی و غصه ها را کشف کردی -و سایر برکاتی که در ادامه ذکر می شود- بر او صلوات بفرست. و این یعنی تمام این برکات به وسیله صلوات است. اگر دعایی مستجاب شده است یا کسی از بلایی نجات یافته است، به وسیله صلوات است. «وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا رَحِمْتَ بِهِ الْعِبَادَ وَ أَحْيَيْتَ بِهِ الْبِلَادَ» بر هر عبدی که رحمتی کرده ای و تو بلاد را احیاء کردی و انسان ها زنده شدند، تمام این برکات در پرتو این صلوات است. این امور، فعل تو بود که به وسیله این پیامبر انجام دادی و ایشان واسطه فیض تو بود. صلوات خداوند متعال بر حضرت یعنی اینکه خداوند به واسطه او احیاء می کند و بلاد از موت نجات پیدا می کنند.

در فراز دیگری از این صلوات می خوانیم:«وَ قَصَمْتَ بِهِ الْجَبَابِرَةَ وَ أَهْلَكْتَ بِهِ الْفَرَاعِنَةَ» همانطوری که گردن کشان عالم را به وسیله آن سرکوب کردی، بر پیامبرت صلوات بفرست. خداوند متعال قاصم الجبارین است اما واسطه ای دارد که جناب پیامبر گرامی است. صلوات خداوند بر پیامبر این است که این فیض از وجود مقدس ایشان جاری می شود و هر رحمتی که به مؤمنین می رسد و جبهه باطل هر سرکوبی که می شود، خداوند متعال فاعل آن، و پیامبر اکرم(ص) و صلوات خداوند بر ایشان، واسطه آن می باشد.«وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَضْعَفْتَ بِهِ الْأَمْوَالَ وَ أَحْرَزْتَ بِهِ مِنَ الْأَهْوَالِ وَ كَسَرْتَ بِهِ الْأَصْنَامَ وَ رَحِمْتَ بِهِ الْأَنَامَ» اگر امکانات برای مؤمنین گسترش پیدا کرده و آنان از هول و هراس نجات پیدا کرده اند، اگر بتی شکسته شده و رحمتی بر مؤمنین نازل شده، همگی صلوات بر رسول اکرم می باشد. پس صلواتی که خداوند بر پیامبر می فرستد، به انحاء رحمت و انحاء عقوبت تبدیل می شود. «وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا بَعَثْتَهُ بِخَيْرِ الْأَدْيَانِ وَ أَعْزَزْتَ بِهِ الْإِيْمَانَ وَ تَبَّرْتَ بِهِ الْأَوْثَانَ وَ عَظَّمْتَ بِهِ الْبَيْتَ الْحَرَامَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ وَ سَلِّمْ تَسْلِيماً»(7). اینکه او را مبعوث کردی و بهترین دین را به وسیله او فرستادی، این امر، صلوات خدا است. اگر ایمان عزیز شده است، این صلوات خدا بر حضرت است کما اینکه اگر کفر با ائمه کفر به صورت ظاهری بین آنان عزیز و منتشر می شود، عذابی است که خداوند متعال به وسیله ائمه آنان بر آنان می فرستد. در طرف مقابل نیز اگر جبهه حق عزتی پیدا می کند، صلوات خدا بر حضرت است.

مروری بر سایر ثمراث صلوات

پیش از زیارت مخصوصه امام رضا علیه السلام که زیارت فوق العاده ای می باشد، صلوات فوق العاده ای نقل شده است که در آن، بر چهارده معصوم(ع) صلوات فرستاده می شود که صلوات بر امام زمان در آن، با این عبارت آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِكَ وَ وَلِيِّكَ وَ الْقَائِمِ فِي خَلْقِكَ صَلَاةً نَامِيَةً بَاقِيَةً تُعَجِّلُ بِهَا فَرَجَهُ وَ تَنْصُرُهُ بِهَا وَ تَجْعَلُهُ مَعَهَا فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة»(8) خدایا بر ولیّ ات صلواتی بفرست که «نَامِيَةً بَاقِيَةً» باشد و اگر تعجیل در فرج است به واسطه این صلوات باشد و اگر نصرتی در کار است، به واسطه این صلوات است. و در پایان، اگر ما در کنار حضرت قرار می گیریم و با ایشان در دنیا و آخرت سیر می کنیم، به واسطه برکت صلوات خدا بر حضرت است. در صلوات مخصوصه حضرت موسی بن جعفر آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِيِ الْأَبْرَار» تا می رسد به اینکه «صَلِّ عَلَيْهِ صَلَاةً نَامِيَةً مُنِيفَةً زَاكِيَةً تُوجِبُ لَهُ بِهَا شَفَاعَةَ أُمَمٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ قُرُونٍ مِنْ بَرَايَاك»(9) بر ایشان صلواتی بفرست که شفاعت حضرت را نسبت به امت ها را فراهم می کند. اگر دستگیری و شفاعتی وجود دارد و کسی با شفاعت وارد بهشت می شود و عیوب و بلاها رفع می گردد، همه صلوات خداوند بر ولیّ اش است. پس صلواتی که خداوند متعال بر معصومین می فرستد این ثمرات را دارد.

توجه به بلاء عظیم با محوریت معصوم گام اول در این دعاء

بنابراین مرحله اول در دعای «عظم البلاء»، توجه دادن به بلایی می باشد که پیش آمده است و محور این بلاء معصوم است و امت نیز به آن مبتلاء شده اند. ما باید این بلاء را درک کنیم و در این بلاء خودمان نیز مبتلاء باشیم. نباید دعا کردن ما صرف گفتن یک لفظ باشد که فقط بگوییم: «اللَّهُمَ عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ بِمَا وَسِعَتِ السَّمَاءُ» بلکه باید علاوه بر مبتلاء شدن به این بلاء، احساس کنیم که آن پنهانی ها آشکار شده است و احساس کنیم با تمام وسعتی که عالم دارد در تنگنا قرار گرفته ایم که این اتفاق افتاده است. اگر این امور را حسّ نکردیم، این دعای ما واقعی نخواهد بود. بنابراین نباید اینگونه باشد که هنگام ابتلائات شخصی بگوییم: «اللَّهُمَ عَظُمَ الْبَلَاءُ» چرا که بلاء عظیم عاشوراست و ما باید بلاء معصوم را درک کنیم و به آن وسعت بلاء و تنگی آسمان و زمین بر ما برسیم و این احساس ها، باید به خاطر بلاء معصوم باشد نه امور شخصی و الا دعای ما واقعی نخواهد بود.

صلوات راه برون رفت از بلاء عظیم عالم

این بلاء عظیم که به آن اشاره شد و بیان کردیم محور آن معصوم است، چگونه رفع می شود؟ در ادامه می خوانیم: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الَّذِينَ أَمَرْتَنَا بِطَاعَتِهِمْ» صلوات الهی بر حضرت است که بلاء را رفع می کند. «وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ فَرَجَهُمْ بِقَائِمِهِمْ وَ أَظْهِرْ إِعْزَازَهُ» آن چیزی که قرار است اتفاق بیافتد، فرج معصوم است و این بلاء با آن فرج رفع می شود. اینطور نیست که اگر گشایشی برای ما اتفاق افتاد و مثلا قرض ما اداء شد، فرج معصوم حاصل شده باشد بلکه باید آن بلاء عظیم معصوم با فرج و ظهور رفع شود. اینکه ما دعا می کنیم: «وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ فَرَجَهُمْ» خدای متعال یک فرج و گشایشی برای معصوم قرار داده است که این بلاء عظیم رفع و در سایه آن، برای تمام مؤمنین گشایش حاصل می شود کما اینکه در دعای ماه رمضان می خوانیم: «اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِيرٍ اللَّهُمَّ أَشْبِعْ كُلَّ جَائِعٍ اللَّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيَانٍ اللَّهُمَّ اقْض دَيْنَ كُلِّ مَدِينٍ اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ اللَّهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَرِيب»(10) این دعا برای عصر ظهور است که در آن تمام این دعاءها مستجاب می شود و برای تمام مؤمنین گشایش و فرج گسترده حاصل می گردد. پس اینکه شخص عزیزی گفته اند دعاءهایی وجود دارد که ما می دانیم مستجاب نمی شود اما باید آن دعا را بخوانیم و سپس دعای فوق را مثال می زنند، اشتباه است چرا که این درخواست ها که در آن می خواهیم تمام مریضان شفاء پیدا کنند یا تمام گرسنه ها سیر شوند یا اینکه تمام اسیران آزاد شوند و سایر دعاءهای آن، ناظر به عصر ظهور است که گشایش های فراوانی برای مؤمنین ظاهر می شود نه عصر کنونی تا اینکه گفته شود این دعاءها مستجاب نمی شود ولی باید آن را خواند.

دقت کنید که نباید خود این امور ظاهری که در عصر ظهور پیش می آید برای ما مهم باشد بلکه آنچه مهم است، خودِ آن ابتلایی است که معصوم طی می کند و اگر با آن سیر کردیم به درجاتی که در زیارت عاشورا ذکر شده است می رسیم. بنابراین اولین نکته توجه به بلاءهای معصوم است. نکته دوم مبتلاء شدن به آن بلاءهاست و انسان باید به نقطه ای برسد و بلاء امام زمان(ع) او را به گونه ای در فشار قرار دهد که «وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ» یعنی احساس کند در تنگناست و این فشار بلای معصوم است. نکته سوم این است که این بلاء با صلوات رفع می شود که در ادامه می فرماید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الَّذِينَ أَمَرْتَنَا بِطَاعَتِهِمْ وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ فَرَجَهُمْ بِقَائِمِهِمْ». او قائم است که تمام عالم با قیام او قائم می شود. این گشایش وقتی واقع می شود که خداوند متعال او را عزیز گرداند و این عزت او را آشکار نماید و تمام این سختی ها اینگونه رفع می شود.

توسل به پیامبر، حضرت علی و امام زمان وظیفه ما در این بلاء

جایگاه ما نیز در ادامه دعا ذکر می شود که می فرماید: «يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَايَ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ احْفَظَانِي فَإِنَّكُمَا حَافِظَايَ» برای عبور با سلامتی از این دعاء و برخورداری از ولایت معصوم و محروم نشدن در ذیل داستان و بلاء سقیفه، باید دست به دامن نبی اکرم که صاحب نبوت کلیه هستند و امیرالمؤمنین که صاحب ولایت کلیه هستند بشویم. باید دست به دامن آنان شویم که در این فتنه ها مرا کفایت کنید و واقعا هم کافی هستند. اگر پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین(ع) که نبوت و ولایت کلیه را دارند، دست ما را بگیرند به تمام خیرات می رسیم و ما نیز می توانیم در این بین رشد کنیم.

دقت کنید هرچند دعای کوچک نیز باید خواسته شود اما دعا باید بزرگ باشد و این دعایی که امروز بررسی کردیم، از دعاءهای بزرگی می باشد که برای رشد شیعه آمده است. خیلی بزرگ است که انسان آن وسعت بلاء را ببیند و در آن وسعت خودش نیز احساس تنگی داشته باشد و اصل دعایش این باشد که «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلِ فَرَجَهُمْ» که رفع بلاء به آن حاصل می شود. سهم ما در ما این است که با توسل، از این وادی بلاء عظیمی که برای معصوم و فتنه ای که پیش آمده است عبور کنیم چرا که این وادی، نیازمند دستگیری، نصرت، کفایت و حفاظت است. اگر اهل بیت ما را حفظ، نصرت، کفایت و دستگیری نکنند، ما نیز در این فتنه به اهل سقیفه ملحق می شویم. این کفایت، نصرت و دستگیری است که ما را بهره مند از متن بلاء عبور می دهد چرا که عده ای در بلاء زمین می خورند و جهنمی می شوند. عده ای نیز بی بهره اند. اما اگر از ما دستگیری شود، ما در این متن بلاء، تمام بهره را از این بلایی که معصوم(ع) محور آن است خواهیم برد و مانند اصحاب سیدالشهداء می گردیم - که از بلاء سیدالشهداء(ع) بهره مند شدند - یعنی ما نیز از اصحاب خاص امام زمان(ع) می شویم و در این دوران سخت بلاء در کنار حضرت هستیم و در معیت حضرت که صلوات خدا بر ایشان است، رشد می کنیم.

استغاثه، ادراک و امان امام زمان ع سه درخواست برای نجات از این بلاء

جمله پایانی این دعا، توجه به حضرت است که سه درخواست می باشد. درخواست اول، استغاثه، درخواست دوم این است که ما را دریابند و درخواست سوم، پناه دادن و امان حضرت می باشد. اگر انسان خودش را در خطر سقیفه دید که همه چیز انسان را به باد می دهد، «الامان» می گوید. اگر دید که این فتنه به چه شکل بزرگان را جهنمی کرده است، می داند که امنیت فقط در پناه امام زمان است. اگر خودش را وسط این بلاء گرفتار دید، استغاثه می کند. اگر احساس کرد رها شده است، ادرکنی می گوید. این سه مورد یعنی استغاثه، ادرکنی و الامان، سه چیزی است که ما برای عبور از این فتنه و بلاء و به سلامت به ساحل رسیدن به آن نیاز داریم که در این دعا آن ها را از حضرت درخواست می کنیم. بنابراین بلایی عظیم وجود دارد که ما باید آن را احساس کنیم و اگر آن را احساس نکنیم، این دعاء واقع نمی شود. اینکه این دعاء پس از نماز امام زمان خوانده می شود، ناظر به آن ابتلاء عظیمی است که توضیح داده شد. آنگاه که بلاء رفع شد و دوران ظهور آمد، تمام امور درست می شود. چاره این بلاء عظیم که محور آن معصوم(ع) است، صلوات بر معصومین و فرج آنان است. این فرج به واسطه امام زمان(ع) و با اعزاز و اظهار عزت ایشان واقع می شود. ما نیز در این میان دست به دامن نبی اکرم که دارای نبوت کلیه و امیرالمؤمنین که دارای ولایت کلیه هستند می شویم و در پایان از امام زمان(ع) درخواست می کنیم تا با سه چیز یعنی اغاثه، ادراک و امان حضرت صاحب الزمان ع، در این فضای سنگین، ما را رها نکنند و از مخاطرات این راه حفظ نمایند. السلام علیک یا اباعبدالله...

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 453.

(2) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص: 300.

(3) جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع، ص: 280.

(4) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 52.

(5) كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص: 353.

(6) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج 2، ص: 775.

(7) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج 1، ص: 399.

(8) كامل الزيارات، النص، ص: 311.

(9) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 99، ص: 17.

(10) البلد الأمين و الدرع الحصين، النص، ص: 222.