نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 25 مهر 1397 - Wed, 17 Oct 2018

جلسه چهارم حسینیه حضرت زهرا / بررسی جایگاه «محال معرفه الله» و «مساکن برکه الله»

متن زیر گزارشی تفصیلی از جلسه چهارم سخنرانی آیت الله میرباقری در دهه اول محرم 95 می باشد که در حسینیه حضرت زهراء سلام الله علیها در منزل جناب شجاع فرد برگزار شده است. ایشان پس از بیان اینکه زیارات معصومین عهدنامه های معرفتی و اقرارنامه به شئون آنان می باشد فرمودند: با اقرار نسبت به هر شأنی از شئون اهل بیت(ع)، فیضی از همان شأن و مقام به ما می رسد و برای رسیدن و درک سایر هر شأنی، باید نسبت به همان شأن اقرار و در برابر آن تواضع داشته باشیم. یکی از شئون اهل بیت(ع) محل معرفةالله بودن آنان است. اگر کسی می خواهد معرفت الهی نصیب او شود، باید به این مقام اهل بیت اقرار و در برابر آن تواضع کند. یکی دیگر از شئون اهل بیت عصمت و طهارت این است که آنان محل برکت الهی می باشند و برکت به آن چیزی است که علاوه بر اینکه نعمتی دارای خیر و نفع است، ثابت و دارای رشد و نموّ باشد. بنابراین با توجه به اینکه معصومین مسکَن برکت الهی اند، برکت نعمتی است که از آنان شروع و در مسیر آنان باشد.

زیارت، تجدید عهد و اقرار به شئون ائمه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین. و اللعن علی اعدائهم اجمعین. در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «السَّلَامُ‏ عَلَى‏ مَحَالِ‏ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَسَاكِنِ بَرَكَةِ اللَّهِ وَ مَعَادِنِ حِكْمَةِ اللَّهِ وَ حَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ وَ حَمَلَةِ كِتَابِ اللَّهِ وَ أَوْصِيَاءِ نَبِيِّ اللَّهِ وَ ذُرِّيَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏»(1). اصلِ در زیارات قصد خود معصومین(ع) است و این زیارت نامه ها از آداب است که به جا می آوریم. زیارت نامه ها، تجدید عهد با معصوم می باشد چرا که ما عهد و قرارهایی با معصوم داریم. قرارهای ما تنها قرار ابتدایی بر عمل کردن به دستورات آنان و تبعیت از آنان نمی باشد بلکه یک سلسله قرارهای معرفتی است. اگر انسان، معصوم را در آن مقاماتی که قرار دارد نشناسد، تبعیت با معصوم معنای دیگری پیدا می کند. بسیاری از افراد گمان می کردند که با معصوم همراه شده اند اما در حقیقت چیز دیگری را طلب می کردند چرا که در آنجا که مسیر آنان با امام متفاوت و جدا و خواسته شان متفاوت شد، راه دیگری را رفتند. بنابراین قدم اول از قرار هایی که با معصومین(ع) داریم عبارت است از سلسه اقرارهایی که نسبت به مقام معصومین(ع) می کنیم. از جمله این اقرارها، اقرار به مقامات آنان، اقرار به جایگاه آنان نسبت به خداوند متعال و ما و اقرار به جایگاه آنان نسبت به عوالم دیگر می باشد. اگر ما این جایگاه ها و شئون معصوم را به درستی ندانیم که نسبت معصوم با عوالم، ملائکه، انسان، و... چیست؛ اگر ندانیم هنگامی که معصوم می خواهد ما را تدبیر کند خداوند چه قوایی را در اختیار او قرار داده است؛ بر فرض که قرار همراهی هم ببندیم، معلوم نیست که با چه کسی قرار بسته ایم و قرار است تا کجا با ایشان برویم.

اقرار به هر شأن معصومین(ع) راه رسیدن به همان شأن

اگر ما برای معصومین این همه شئون قائل می باشیم و به ما دستور به زیارت و اقرار به مقامات معصومین در آن را داده اند - که بهترین دستور برای تربیت است و شاید کمتر دستوری به این اهمیت و با این تاثیر وجود داشته باشد - به این خاطر است تا با این اقرار و تواضع در برابر آنان و مقامات شان، از آن مقامات فیوضاتی بر ما جاری شود. در زیارت نامه هایی که می خوانیم، پس از توجه به معصوم، عهد و قرارهای خود را با معصوم تازه و تجدید می کنیم که بسیاری از آنها معاهدات معرفتی اند. در این زیارات به شئون مختلف آنها توجه و در برابر آنها تواضع می نماییم و با تواضع در برابر هر شأن از شئون معصوم، از همان شأن دری به روی ما باز می شود. ظاهر زیارت سلام، تسلیم، اقرار و در خواست سلام الهی بر معصوم است و در باطن آن، این سلام در مورد هر شأنی از شئون معصوم اتفاق بیافتد، نوعی تواضع، خشوع و اقرار نسبت به آن مقام و شأن می باشد و نتیجه آن این است که از همان مقام جوابی به انسان می رسد و بر انسان فیضی جاری می شود. بنابراین به نظر می آید نتیجه ای که در هر سلامی می گیریم، با نتیجه سلام دیگر متفاوت است. به عنوان مثال نتیجه ای که از سلام بر معصوم(ع) از زاویه اینکه ایشان محال معرفه الله است، حتما فیضی از همین شأنِ معصوم به انسان می رسد و بابی از همین مقام به انسان می رسد پس اگر به شأن دیگر معصوم سلام کردیم، از همان شأن به سوی انسان بابی گشوده می شود. راه باز شدن ابواب شئون معصوم، اقرار، سلام و تواضع نسبت به آن ابواب می باشد.

در حدیثی آمده است که خداوند متعال سرزمین ها و موجوداتی آفرید و به آنها خیرات و کمالاتی داد. برخی از آنها معجب شدند و به همین خاطر خداوند متعال آنها را مبتلا کرد. در مورد سرزمین کربلاء و آب فرات ذکر شده است که برکات زیادی در آن ها قرار داد. خداوند متعال به این دو فرمود چه برکاتی در شما قرار داده شده است؟ آنها نعمت هایی را ذکر کردند و به خداوند عرضه داشتند اینکه ما این نعمت ها را بیان می کنیم، از باب تفاخر بر سایر موجودات نیست بلکه از باب ذکر نعمت توست و خدا را بر این نعمت ها حمد نمودند. خداوند متعال به خاطر این تواضعی که کردند و این نعمت ها نسبت به سایر موجودات در آنها عجب و غرور ایجاد نکرد، سیدالشهداء(ع) و اصحاب ایشان را به این سرزمین عطاء کرد. ما نیز اینگونه ایم که اگر بخواهیم سرزمین وجود ما با وجود مقدس امام آباد شود و ایشان در ما نزول اجلال کنند، راه آن، تواضع، خشوع و اقرار است که زیارات اینگونه اند. زیارات معصومین اقرار نامه، عهد نامه و تواضع ما در برابر وجود مقدس امام است که با یاد کردن شئون مختلف آنان در برابر آن شئون تواضع می کنیم.

بررسی شأن محال معرفه الله

برخی از این شئون، ارتباط معصومین با خداوند متعال است که در این فراز جامعه کبیره می فرماید: «السَّلَامُ‏ عَلَى‏ مَحَالِ‏ مَعْرِفَةِ اللَّهِ» یا فراز دیگر جامعه کبیره که می فرماید: «و عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ‏ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ‏ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ‏». برخی از این شئون ارتباط آنان با عوالم است که فرمود: «مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ» اهل بیت(ع) محل رفت و آمد ملائکه و استقرار ملکوت اند. ما در زیارات این ارتباطات اهل بیت را ذکر و در برابر آنان خضوع می کنیم. هر کدام از این مقامات برای سیر ما موضویت دارد و با تواضع در برابر هر مقامی بابی از همان مقام برای ما باز می شود لذا اگر اهل بیت ابواب الله هستند تمام ابواب توحید از وادی ولایت آنان عبور می کند و تمام درها از آنجا به روی ما گشوده می شود. اگر معرفت با محبت یا خیر یا هرچیز دیگر است از آنجاست. که در این جلسات به بررسی برخی از این عبارات می پردازیم.

یکی از شئونی که در جامعه کبیره به آن اشاره شده است، شأن معرفت آنان می باشد که اینگونه در برابر آن تواضع می کنیم: «السَّلَامُ‏ عَلَى‏ مَحَالِ‏ مَعْرِفَةِ اللَّهِ». معرفت الهی در وجود اهل بیت(ع) حلول پیدا کرده و هر کسی که بخواهد به مقام معرفت برسد باید از آنان معرفت بگیرد چرا که محال معرفت آنان می باشند. اگر کسی می خواهد به معرفت برسد راه معرفت امام است اما این طریق بودن امام به این معنا نیست که خداوند نمی توانسته از راه دیگری خودش را معرفی کند که از امیرالمؤمنین نقل شده است: «نَحْنُ الْأَعْرَافُ الَّذِي لَا يُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِسَبِيلِ مَعْرِفَتِنَا وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ يُعَرِّفُنَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى الصِّرَاطِ فَلَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَنَا وَ عَرَفْنَاهُ وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَنَا وَ أَنْكَرْنَاهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَوْ شَاءَ لَعَرَّفَ‏ الْعِبَادَ نَفْسَهُ‏ وَ لَكِنْ جَعَلَنَا أَبْوَابَهُ وَ صِرَاطَهُ وَ سَبِيلَهُ وَ الْوَجْهَ الَّذِي يُؤْتَى مِنْه‏‏»(2) اگر کسی بخواهد به معرفت الله برسد ما سبیل آن می باشیم اما اگر خداوند متعال می خواست از طریق دیگری خودش را به بندگان می شناساند اما با اینکه می توانست اینکار را انجام دهد ما را سبیل و صراط و باب قرار داد. دقت شود منظور از باب الله، سبیل الله، صراط الله و... این نیست که خداوند این اسم ها را بر اهل بیت(ع) گذاشته است بلکه حقیقتا آنان صراط و سبیل خداوند می باشند. بنابراین اینکه معصوم وجه الله، باب الله و... است از شئون معصومین می باشد نه از اسماء آنان. گاهی اوقات بر ما پوشیده است که معصوم با خداوند چه نسبتی پیدا می کند اما گاهی هم پرده ای از آن بر ما گشوده می شود و می فرمایند: «خَلَطَنَا بِنَفْسِهِ‏ فَجَعَلَ ظُلْمَنَا ظُلْمَهُ وَ وَلَايَتَنَا وَلَايَتَه‏»(3). این عبارت بسیار نیازمند دقت است. اهل بیت نسبتی را با خداوند برقرار کرده اند و خداوند متعال اراده کرده که آنان سبیل معرفت باشند که فرمود: «إِنَّمَا أَحَبَّ أَنْ‏ يُعْرَفَ‏ بِالرِّجَالِ‏ وَ أَنْ يُطَاعَ بِطَاعَتِهِمْ فَجَعَلَهُمْ سَبِيلَهُ وَ وَجْهَهُ الَّذِي يُؤْتَى مِنْه‏»(4) بنابراین یکی از شئون معصوم، معرفة الله می باشد و اگر کسی بخواهد به آن برسد باید در برابر این شأن و مقام خضوع کند تا به آن برسد.

اهل بیت جایگاه و مسکَن برکت الهی، بررسی معنای برکت

شأن دیگری که در این فراز از جامعه کبیره ذکر شده است، «مَسَاكِنِ بَرَكَةِ اللَّهِ» می باشد. ائمه علیهم السلام محل سکون برکت الهی می باشند. به جایی مسکن می گویند که انسان در آن قرار می گیرد و قرار و آرامش پیدا می کند. مسکن و مستقرِ برکات الهی وجود مقدس امام می باشد. اینکه برکت الهی چیست که اهل بیت مسکن و مستقر آنان می باشند اهل لغت بحث های خوبی دارند که مجال بیان و بحث بر آن نیست. اما آنچه اجمالا از آن به دست می آید این است که در برکت چند چیز وجود دارد. یکی اینکه باید در آن خیر و نعمت و فیض و امثال آن باشد. دوم: ثبات و قرار داشته باشد و برکت آن خیر و نفع باقی و ثابت است. سوم: نوعی نمو و رشد هم داشته باشد. پس برکت یعنی آن خیر کثیری می باشد که ثابت و مستقر و دارای رشد است و اینکه اهل بیت مساکن برکة الله می باشند یعنی آنان واسطه خیر می باشند - کما اینکه برخی از شارحین جامعه کبیره این را فرموده اند - این مطلب درست است که اهل بیت واسطه فیض الهی اند، اما شاید نتوان برکت را اینگونه معنا کرد. شاید معنای برکت این است که امکانات و نعمت های الهی برخی مبارک و برخی نامبارک اند. در قرآن کریم مکرر این مطلب ذکر شده که برخی از انسان ها، زمین ها، کتاب ها و ... مبارک اند که در مورد قرآن کریم می فرماید: «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِه»(ص/29). یا در مورد شب قدر می فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرين»(دخان/3). در مورد برخی انسان ها مانند حضرت عیسی می فرماید: «وَ جَعَلَني‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا»(مریم/31) و سایر چیزهای مبارکی که در قرآن به آن اشاره شده است. برخی از عمرها با برکت هستند که در می خوانیم: «وَ بَارِكْ لَنَا فِيمَا كَتَبْتَهُ لَنَا مِنْ أَعْمَارِنَا»(5). برخی از آثار مانند مفاتیح شیخ عباس بسیار با برکت و مبدأ خیر می باشند. در مقابل هم چیزهایی وجود دارند که مبارک نیستند. مثلا کتاب هایی نوشته می شود که تنها خود مؤلف آن را مطالعه کرده است. بنابراین خداوند در برخی از امور علاوه بر اینکه آنها را نعمت قرار داده، برکت هم گذاشته است پس باید از خداوند بخواهیم علاوه بر اینکه یک شیء را نعمت قرار می دهد در آن برکت - که یعنی خیر کثیر مستقر در حال رشد - نیز بگذارد. در این زمینه آیات فراوان اند و نکات لطیفی در آن وجود دارد که لازم به دقت اند.

بنابراین برکت به آن نعمتی می گویند در آن خیر فراوان و مستقر می باشد و در حال رشد کردن است. این برکات گاهی در نعمت های مادی و گاهی در نعمت های معنوی می باشند. هر خیری که در مخلوقات است، از طرف خداوند متعال می باشد و از طرف خود آنها نیست و هر برکتی در عالم جاری می شود اهل بیت محل استقرار آن می باشند. پس هرچیزی می خواهد برکت پیدا کند باید در ارتباط با معصوم و در مسیر او قرار بگیرد و الّا با برکت نخواهد بود. در روایتی آمده است هنگامی که خداوند متعال این آیه را نازل کرد: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزَى الَّذينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»(قصص/84) که یعنی اگر کسی حسنه بیاورد، بهتر از آن برای اوست و هرکس بدی با خود همراه بیاورد تنها برای همان و مثل آن بدی مجازات می شود؛ پیامبر اکرم دعا کردند که خدایا برای امت من بیشتر از این لطف و عنایت کنید که این آیه نازل شد: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُون»(انعام/160)

پیامبر اکرم(ص) پس از این عطای خداوند باز هم دعا کردند که خدایا باز هم نعمت را بر مؤمنین افزون کن. پس از دعای حضرت این آیه نازل شد که: «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَة»(بقره/245) این از عجائب است که خداوند مال خود را به ما می دهد و از ما مال خودش را قرض می گیرد که این روش تربیتی خداوند متعال است. گاهی اینگونه توهم می شود که اگر قرض بدهیم و سود نگیریم، ضرر کرده ایم امام اگر ربا بدهیم سوده برده ایم. خداوند متعال این عقیده باطل را رد می کند و می فرماید امر بالعکس است و اگر قرض بدهید سود فراوانی برده اید. پس از نزول این آیه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از این عطای خداوند راضی شدند چرا که فرمودند کثیر در فرمایش خداوند متعال یعنی بی حد و حساب. اینگونه نیست که ده برابر و صد برابر باشد. ذیل این آیه روایت شده است یعنی کسی که مال را به امام برگرداند. مالی که در مسیر ولایت امام و برای گسترش ولایت و احیای نام آنان خرج شود، قرض حسن به خداست و آن را بی نهایت مضاعف می کند(6). پس این آیه به این معنا نیست که انسان در هرخیری مال را خرج کند خداوند آن را به صورت کثیر مضاعف کند هرچند که در سایر کارهای خیر نیز خداوند اجر مضاعف می دهد اما این اجر که اضاعف کثیره است، مربوط به مالی است که به امام برگردانده شود. در روایتی آمده است که مال خرج شده در مسیر ولایت امام، دو هزار برابر سایر خرج های خیر رشد می کند. لذا اگر مال در مسیر امام قرار گرفت مبارک می شود. پس مال مبارک، عمر مبارک و سایر چیزهای مبارک، چیزی است که در مسیر امام قرار بگیرد. اینکه در روایت آمده است انسان منتظر انسان وقف است یعنی کسی که تمام امکانات خود را برای امام وقت و خرج می کند. امام(ع) مسکَن برکت خداست و هرچیزی از دست امام گرفته شود و در مسیر او قرار گرفت، به سرچشمه برکات می رسد. لذا تمام چیزهایی که بابرکت اند، از امام شروع شده و به سمت اوست. پس اگر ما در مقامی قرار گرفتیم که تمام شئون ما در مسیر امام(ع) باشد، تمام آن شئون مبارک می شوند و اگر در این مسیر قرار گرفت مبدأ خیر و برکت می شود. بنابراین جمله «مَسَاكِنِ بَرَكَةِ اللَّهِ» صرفا اشاره به این نیست که فقط نعمت ها از جانب امام است بلکه علاوه بر نعمت، بر این هم دلالت دارد که برکات هم از امام شروع می شود و به سوی اوست. یعنی اگر چیزی از امام شروع و نازل شد و در مسیر او بود، با برکت است و الّا هرچند نعمت است ولی مبارک نیست.

پی نوشت ها:

(1) من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 610

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 184

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 146

(4) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص: 531

(5) إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏2، ص: 647

(6) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 537