نسخه آزمایشی
سه شنبه, 23 مرداد 1397 - Tue, 14 Aug 2018

جلسه هشتم محرم ثارالله/ تحلیل مقام ابتلاء اولیاء خدا / ابتلاء عظیم سيدالشهداء(ع) منبع جوشش رحمت رحيميه الهي

متن زیر گزارشی از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در شب هشتم محرم الحرام سال 91 در هیأت ثارالله قم در مدرسه فیضیه برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان داشتند که سید الشهداء‌(ع)‌ یک کاری کردند که رحمت خاص خدا به سوی مؤمنین گشوده شود. یکی از اموری که منبع جوشش رحمت خداست، و رحمت خاص خدا را متوجه ما می‌کند بلا کشی است. اگر شما در راه خدا تحمل بلا کنيد، باطن این صبر در بلا و ابتلا، رجوع به حضرت حق و برخورداری از رحمت خاص خواهد بود.

مقدمه

عرض کردیم که رحمت های خدای متعال به دو قسم تقسیم می‌شود: رحمت های رحمانیه خدای متعال که همه مؤمنين و کافرين را در بر می‌گیرد و شرط این رحمت، ایمان و معرفت و محبت نیست. و رحمت هاي رحيميه که مختص اهل ایمان و مطیعین و خاشعین است؛ به اندازه ای که وارد وادی ایمان می‌شوند و قدم به وادی هدایت می‌گذارند درهای آن رحمت به رویشان گشوده می‌شود. حقیقت ولایت و ايمان از رحمت های رحيميه است. «كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ»(مجادله/22) و «أنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ»(فتح/4)

همه این رحمت ها و محبت هایی که در عالم بین مخلوقات می‌بینیم، یا جلوه رحمت رحمانیه و یا جلوه رحمت رحیمیه خداست. با نگاه توحیدی، اگر دوستی به شما ملاطفت می‌کند يا مؤمنی، محبت ایمانی به دوست خودش دارد و همه محبت هایی که شامل حال ما می‌شود، حتی اگر جمادات، تعاطفی با ما دارند جلوه ای از رحمت خداست.

امام(ع)؛ رشته پيوسته و جاري رحمت الهي در عوالم

سرچشمه رشته رحمت، کلمه تامه رحمت و معدن الرحمه، يعنی امام(ع) است و که همه محبت های الهی به مخلوقات از این معدن الرحمه جاری می‌شود. امام رشته رحمتی است که هیچگاه بین ما و خدای متعال قطع نمی شود و این طور نیست که یک جایی، امام(ع) رابطه رحمت خود را با مؤمنین قطع کند و یا آن فیض عامی که باید به همه بندگان خدا برساند را منع کند. فیض عام آنها جاری است و فیض خاصش هم تابع درجات ایمان است. امام رضا(ع) فرمودند: «الْإِمَامُ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ وَ الْأَخُ الشَّقِيقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ»(1)

بعضی از جلوه های رحمت الهی که در عالم هست مستدام نیستند به دلیل این که در نشئات دیگر، نیازی به آن جلوه های رحمت نیست؛ لذا خدای متعال این بساط رحمت را جمع می‌کند و سفره دیگری گشوده می‌شود. «یوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ. وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ. وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ»(عبس/34) و «الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ»(زخرف/67) و «يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَ لَا بَنُونَ. إِلَّا مَنْ أَتَي اللَهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»(شعراء/88) و ... برخی در اينجا «إِلَّا» را استثناء منقطع گرفته اند ولی اینطور نیست؛ استثناء متصل است. قلب سلیم قلبی است که وقتی به ملاقات پروردگارش می‌رود خالی از شرک است.

اما امام(ع) آن رشته محبت پیوسته و جاری خدای متعال در همه عوالم است؛ «الرّحْمَةِ الْمَوصُولَة» است؛ لذا هم در دنیا هم در برزخ و هم در قیامت و هم در عوالم بعدی هست. در روز قیامت، وقتی کار دشوار می‌شود و همه غرق عرق می‌شوند، پیش يک يک انبیاء(ع) می‌آیند و کمک می‌خواهند. حضرت آدم(ع) ارجاع به حضرت نوح(ع) می‌دهند و جناب نوح(ع) به ابراهیم خلیل(ع)، تا می‌رسند به وجود مقدس نبی اکرم (ص)‌. نبی گرامی اسلام (ص) وقتی آن وضعیت سنگین محشر را می‌بینند مقابل «باب الرحمن» می‌آیند و به سجده می‌افتند. خدای متعال می‌فرماید برخیزید و هرکه را می‌خواهید دستگیری کنید؛ يعني به ایشان اجازه می‌دهند تا گره به دست ایشان باز شود. این معنی رحمت خاص خدای متعال است که در قیامت هم برقرار است.

در ذیل این آیه شریفه «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»(بقره/165) رواياتی وارد شده که فرموده اند: «هم‏ أولياء فلان و فلان و فلان اتخذوهم أئمة من دون الإمام الذي جعل الله للناس إماما»(2) بعد خدای متعال می‌فرماید: «وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ. إذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ»(بقره/166) آن ائمه ای که اینها از آنها تبعیت کردند و آنها را شریک خدا قرار دادند و به جای خدا دوستشان داشتند، آن انداد از اینها تبری می‌جویند و عذاب جاری می‌شود و ائمه جور و تابعینشان، عذاب را مشاهده می‌کنند و آن روابط قطع می‌شود.

اما روایاتی در ذیل این آیه وارد شده است و در يک مورد آمده است(3) روز قیامت، منادی از باطن عرش الهی ندا می‌دهد «أين خليفة الله في أرضه؟» جناب داوود برمی‌خیزند. منادی ندا می‌دهد که شما خلیفه روی زمین بوده اید ولی این جا شما مقصود نیستید. دوباره منادی از باطن عرش ندا می‌دهد «أين خليفة الله في أرضه؟» آن وقت امیرالمؤمنین(ع) برمی‌خیزند. بعد ندا می‌آید هر کسی که در دنیا از ایشان پرتو گرفته و استضائه به ايشان کرده و از نور ايشان برخوردار شده، در آخرت هم دنبال امیرالمؤمنین(ع) حرکت کند. همه مؤمنین اولین و آخرین، دنبال حضرت حرکت می‌کنند؛ ايشان، امیر مؤمنین اولین و مؤمنین آخرین است. حضرت همه را تا مقاماتشان در بهشت همراهی می‌کنند و بار همه را به دوش می‌کشند. بعد از اين که حضرت، اتباع خودشان را سامان می‌دهند، آن وقت منادی ندا می‌دهد بقیه هم دنبال ائمه خودشان بروند! وقتی بقیه سراغ ائمه خودشان می‌روند که «إذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ» آنها از تابعين تبری می‌جویند ومی‌گویند: ما بار شما را نمی توانیم بکشیم، بیخود دنبال ما آمدید! پس، آن رشته رحمت که اگر کسی به آن گره بخورد در صحنه های سخت قیامت هم قطع نمی شود، وجود مقدس امام(ع) است؛ کما این که رحمت خدای متعال هیچ گاه قطع نمی شود.

به ما دستور دادند که شما هم به این رشته گره بخورید و پیوند خودتان را با این رشته قطع نکنید. اگر می‌خواهید به رحمت خدای متعال راه پیدا کنید حتماً بايد به این رشته پیوند بخورید و اگر رابطه خودتان را با این رشته قطع کردید آن گاه همه هدایت خدای متعال از شما رو بر می‌گرداند.

فسق يعنی شکستن پيمان ولايت و انقطاع از رشته رحمت

فاسق حقیقی آن کسی است که حقیقت وجود و حقیقت اختیارش، از دایره عهد ولايت و این رشته رحمت خارج است. «الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ»(بقره/26) فسق در قرآن یعنی قطع این رشته. هرچند فسق در قرآن، فقط يک معنا ندارد، ولی این قاعده کلی هست که فاسق در قرآن یعنی آن کسی که عهدش را با خدا زیر پا گذاشته و از رشته ای که باید به او پیوند می‌خورد جدا شده است. در روایات آمده است: این عهد، همان پیمان ولایت امیرالمؤمنین(ع) است که خدای متعال از همه مؤمنین و موحدین گرفته ‌است. آنهایی که این پیمان ها را بسته اند بعد این پیمان ها را نقض می‌کنند و رشته ای که خدای متعال فرموده باید به او پیوند بخورید، قطع می‌کنند، فاسق هستند. آنهایی که این عهد را نقض نمی کنند و این رشته را قطع نمی کنند، فاسق نیستند. در روايات آمده که به حضرت موسی ابن جعفر(ع)‌ عرض کردند: بعضی از شیعیان شما گناهانی انجام می‌دهند؛ آيا ما بگوییم اینها فاسقند؟‌ فرمود: نگویید اینها فاسقند. اینها فاسق العملند ولی طیب الروح اند(4) یعنی اگر روح از محیط این عهد خارج نشده و پیوندش با این رشته رحمت الهی و این عروه الوثقای الهی برقرار است، فاسق نیست. البته اگر گناهی کرد این گناه، متصل به امام(ع) نیست؛ چون این گناه، خروج از محیط ولایت و خروج از عهد الهی است و رشته متصل به رحمت نیست.

اگر کسی فاسق شد، قرآن که کتاب هدایت خداست و خدای متعال بر آن نورانی کردن بشر فرستاده که «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»(ابراهیم/1) همین کتاب او را اضلال مي کند «وَ ما يُضِلُّ بِهِ اِلَّا الْفاسِقينَ»(بقره/26) این اضلال از آن اضلال های ستودنی است. در زیارت های سیدالشهداء(ع)‌ دیدید مکرر آمده که: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ النَّارَ مَثْوَاهُمْ»(5) به تعبير ديگر، هر کسی به سمت امام(ع) برود و رشته اش را با او برقرار کند با این کتاب، را از ظلمات به سمت نور خارج مي شود. اما اگر عهد بشکند و رشته رحمت را بگسلد و فاسق شود، این کتاب آسماني، عامل ضلالت او خواهد بود؛ يعني این آدم، کتاب خدا هم به درد او نمی خورد و او را اضلال می‌کند.

تجلي رحمت الهي در رحم آل محمد (ص) و سپس، در رحم مؤمنين

در روایات متعددی ذیل همین آیات آمده است که: آن رحم اصلی که اصل رحامت الهی و رحمت الهی در آن متجلی است، امام(ع)‌ است. يعني اصلی ترین رشته ای که خدای متعال فرمود آن رشته را قطع نکنید، ما هستیم. در سوره مبارک رعد آمده است: «أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ. الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ. وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ»(بقره/26) یک عده ای هستند که به بصیرت می‌رسند و می‌بینند آنچه بر تو نازل شده، حق است. یک عده هم در کوری و در حجاب اند. این دو دسته، یکی نیستند. آن کسانی که تو را حق می‌بینند و حقی را که بر تو نازل شده می‌بینند، اولوالالباب هستند که به عهد توحید و ولايت پايبندند. نقطه مقابل آنها، فاسقين هستند که قرآن آنها را اضلال می‌کند. در ذیل این آیه، مرحوم کلینی نقل کرده است که حضرت فرمودند: «إنَّ الرَّحِمَ مُعَلَّقَةٌ بِالْعَرْشِ تَقُولُ اللَّهُمَّ صِلْ مَنْ وَصَلَنِى وَ اقْطَعْ مَنْ قَطَعَنِى وَ هِيَ رَحِمُ آلِ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ رَحِمُ كُلِّ ذِى رَحِمٍ»(6)

این رشته رحامت که رحمت الهی در آن متجلی است و ما باید به او گره بخوریم،‌ رحم آل محمد (ص) است. اصل آن رشته رحامت که از رحمت خدا ناشی می‌شود در وجود مقدس امام(ع) است و همه باید به آن پیوند بخورند و اگر کسی از او جدا شد خدا از او می‌برد و از رحمت خود دورش مي کند. خدای متعال به کسی پیوند می‌خورد که با این رشته پیوند برقرار کند. در طول اين رشته، رحم هر ذی رحمی که رشته رحامتی با آل محمد(ع) دارد، قرار مي گيرد. رسول الله (ص)‌ فرمودند: «بِرُّ الوالِدَينِ وَ صِلَةُ الرَّحِم تُهَوِّنانِ الحِسابَ»(7) بعد حضرت این آیه را خواندند: «وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ»

از امام رضا(ع) نقل شده است که: «إِنَّ رَحِمَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَئِمَّةِ ع لَمـُعـَلَّقـَةٌ بـِالْعـَرْشِ تـَقُولُ اللَّهُمَّ صِلْ مَنْ وَصَلَنِى وَ اقْطَعْ مَنْ قَطَعَنِى ثُمَّ هِيَ جـَارِيـَةٌ بـَعْدَهَا فِي أَرْحَامِ الْمُؤْمِنِينَ. ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ: وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذِى تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ»(8) که اگر با رحم خودتان پیوند برقرار کنید به رشته ای از آن رحامت نبی اکرم (ص) که در آنها هست، گره مي خوريد. آن رحمتي که محترم است و ما باید به آن گره بخوریم رشته رحمت خداست و که در رحمت نبی اکرم (ص) متجلي است و سپس شعبه هايي پيدا مي کند. ما باید به شعب این رحمت، پیوند بخوریم.

می‌دانید یکی از گناهان کبیره، قطع رحم و بريدن پیوندهای نسبی است؛ يعني قطع رابطه با پدر يا مادر يا برادر يا اعمام يا دایی ها و امثال اینها. این که می‌گویند با ارحام قهر نکنید که در دنیا و آخرت آثار سوء دارد، به خاطر این است که شعبه ای از رحامت نبی اکرم (ص) که همان رحمت الهی است از آستان نبی اکرم (ص) در ارحام ديگر جاری می‌شود پیوند با آنها پیوند با نبی اکرم (ص) و پیوند با اهل بیت(ع) است. روایات توضیح می‌دهد که این رحامت، رشته اتصال به رحمت خداست و خدای متعال یکی از شعب رحمت خود را برای هر بنده ای، در ارحام قرار داده که اگر شما با او قطع کردید رشته رحمت الهي قطع مي شود؛ لذا این قدر، عذاب و کیفر به دنبال دارد.

بلاکشي سيدالشهدا(ع)؛ مبدأ جوشش رحمت رحيميه

سید الشهداء‌(ع)‌ یک کاری کردند که رحمت خاص خدا به سوی مؤمنین گشوده شود. یکی از اموری که منبع جوشش رحمت خداست، و رحمت خاص خدا را متوجه ما می‌کند بلا کشی است. اگر شما در راه خدا تحمل بلا کنيد، باطن این صبر در بلا و ابتلا، رجوع به حضرت حق و برخورداری از رحمت خاص خواهد بود. «وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» آنهایی که در بلا از تعلقات خودشان می‌گذرند به خاطر یک تعلق بالاتر است: «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ»(بقره/155) یعنی رشته تعلقشان به حضرت حق، موجب می‌شود که از تعلقات بگذرند و تحمل کنند. به تعبير ديگر، ابتلائات به خاطر تعلقات است؛ تحمل بلا يعني اگر خدای متعال این رشته تعلقات را برید ما این بلا را به خاطر تعلق بالاتر تحمل کنيم.

و بعد در ادامه داریم که «أولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» سه چیز به اینها می‌رسد: صلوات خدا و رحمت و مغفرت. صلوات خدا با آدم چه کار می‌کند؟ فرمود: «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ»(احزاب/43) خاصیت صلوات خدای متعال این است. وقتی که به بنده رسید سیرش در وادی نور شروع می‌شود. و می‌دانید که: «النّور آل محمد» صلوات خدا و صلوات ملائکه ما را تطهیر می‌کند و از وادی ظلمات به سوی وادی نور سیر می‌دهد. اين برای آنهایی است که صابرند و آنهایی که وقتی در بلا می‌افتند، به ما گره می‌خورند که «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ» و صابر و بلکه گاهی شاکر هستند. پس خاصیت بلا این است که ما را به صلوات و رحمت می‌رساند. این رحمت عام خدا نیست، آن رحمتی که مال صابرین است، رحمت رحیمیه است. آن رحمت، طمأنینه و یقین و نورانیت و هدایت است «وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» اینها کسانی هستند که وقتي خدای متعال آنها را در کوره بلا برد و تعلقاتتان را گرفت صبر کردند و هدايت شدند. پس، باطن بلا، رحمت رحیمیه و محبت خاص خداست.

آن رحمت و محبت و صلوات که در بلا می‌آید، جذبات الهی است که انسان را به مقامات می‌رساند. بلای سیدالشهداء(ع)‌ آن بلای عظیمی است که در آن جذباتی و شعاعی از رحمت رحیمیه خدای متعال هست که مي تواند همه عالم را سالک کند. گاهی بلای ما به اندازه خودمان است و فقط خودمان را می‌برد و می‌رساند ولی بلاي اولیاء‌ خدا این طور نیست؛ بلکه صبرشان درهای هدایت و درهای صلوات و درهای رحمت را بر روی یک امت باز می‌کند مثل جناب یوسف(ع) که بر بلاها صبر کرد و مردم مصر از بت پرستی و قحطی نجات پیدا کردند. این خاصیت صبر یک بنده خداست.

بلای سیدالشهداء(ع)‌ آن بلای عظیمی است که از آن، جذباتی و رحمتی و صلواتی ساطع می‌شود که همه خوبان عالم را در بر مي گيرد. اتفاقا یکی از جلوه های جمال الهی در عاشورا که زینب کبری (س)‌ فرمود: «ما رأیتُ إلّا جمیلاً»(9) همین است. این جنبه شفاعت ايشان است؛ این غیر از آن رحمتی است که خود سیدالشهدا(ع) را برده است. آن رحتمی که خود آنها را گرفته و با آن رفته اند را ما نمی فهمیم که چه خبر است: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلی رَبِّكِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی»(فجر/30) ولی آن رحمت، نازل می‌شود و همه خوبان عالم سر سفره این رحمت، مهمانند. سیدالشهداء‌(ع)‌ بلائی کشیده است که همه ما را سالک می‌کند و رنجی را برده که بار همه عالم را می‌بندد.

از همین جا بدست می آید که وجود مقدس سیدالشهداء‌(ع)‌ هم خودشان مظهر رحمت خاص خدای متعال  نسبت به همه موحدین هستند و هم بلای ایشان محل نزول رحمت خاص خداست. حتي ابراهیم خلیل(ع) با این بلا سالک می‌شود. وقتی ابراهیم خلیل(ع) عرض کرد: خدایا چرا دست من را گرفتی و نگذاشتی اسماعیل را با دست خودم قربانی کنم تا به ثواب اعظم ابتلائات برسم، ابراهیم خلیل را به کربلا بردند و یک تجلی از عاشورا بر قلبش واقع شد و به گونه ای متألم شد که روایت مي گويدکه اگر اسماعیل را سر می‌بريد این بلا برایش حاصل نمی شد. «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ»(صافات/107) ابراهیم خلیل با آن رحمت الهی که از آستان امام حسین(ع) جاری می‌شود به آن مقامی رسید که در قربانی کردن اسماعیل نمی توانست به اين مقام برسد.

این چه رحمتی است؟‌ اين است رحمه الله الواسعه و باب نجات الهی.‌ لذا در زیارت عاشورا ‌به یک جایی می‌رسید که می‌گویید «وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ» یعنی همه در ظرف خودشان اگر در دامن رحمت سیدالشهداء(ع) افتادند درهایی از رحمت رحیمیه و صلوات الهی به رویشان گشوده می‌شود. بعد این جمله در زیارت عاشورا مي خوانيد: «اللهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامِی هذا مِمَّن تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَة» اگر ما هم وارد وادی بلای سیدالشهداء(ع) ‌شدیم جلوه ای از آن رحمت، ما را می‌گیرد. این معنی شفاعت سیدالشهداء‌ است. این یکی از جلوه های جمال بلای‌ عاشورا است. خدای متعال یک رحمتی بر سیدالشهداء(ع) در عاشورا نازل کرده که اگر همه دوستان و شیعیانش وارد کربلا و عاشورا شوند آن رحمت، آنها را می‌گیرد. این بلایی است که می‌تواند همه عالم را سالک کند. این محیط رحمت رحیمیه خدای متعال است که همه با آن می‌توانند به «اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ» برسند. همين است که روز قیامت، جناب حبیب، به حضرت ابوالفضل(ع) غبطه می‌خورد؛ چون وقتی نگاه می‌کنند می‌بینند آن بهره ای که قمر بنی هاشم از سیدالشهداء(ع) و از این رحمت واسعه برده است، ‌با بقیه متفاوت است.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 200

(2) تفسير العياشي، ج‏1، ص: 72

(3) إذا كان يوم القيامة نادى مناد من بطنان العرش: أين خليفة الله في أرضه؟ فيقوم ّ داود النبي عليه السلام فيأتي النداء من عند الله عز و جل: لسنا إياك أردنا و إن كنت لله ّ تعالى خليفة ثم ينادي ثانية: أين خليفة الله في أرضه، فيقوم أميرالمؤمنين علي بن ّ أبي طالب عليه السلام فيأتي النداء من قبل الله عز و جل: يا معشر الخلائق هذا علي بن ّ أبي طالب خليفة الله في أرضه و حجته على عباده، فمن تعلق بحبله في دارالدنيا ّ فليتعلق بحبله في هذا اليوم يستضئ بنوره و ليتبعه إلى الدرجات العلي من الجنات ّ قال: فيقوم الناس الذين قد تعلقوا بحبله في الدنيا فيتبعونه إلى الجنة، ثم يأتي ّ النداء من عند الله جل جلاله: ألا من ائتم بإمام في دار الدنيا فليتبعه إلى حيث ّ يذهب به، فحينئذتبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب و تقطعت ّ بهم الاسباب و قال الذين اتبعوا : لو أن لنا كرة فنتبرأ منهم كما تبرؤوا منا كذلك ّ يريهم الله أعمالهم حسرات عليهم و ما هم بخارجين من النار.

(4) زَيْدِ بْنِ يُونُسَ الشَّحَّامِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع الرَّجُلُ مِنْ مَوَالِيكُمْ عَاصٍ يَشْرَبُ الْخَمْرَ وَ يَرْتَكِبُ الْمُوبِقَ مِنَ الذَّنْبِ نَتَبَرَّأُ مِنْهُ فَقَالَ: تَبَرَّءُوا مِنْ فِعْلِهِ وَ لَا تَتَبَرَّءُوا مِنْ خَيْرِهِ وَ أَبْغِضُوا عَمَلَهُ فَقُلْتُ يَسَعُ لَنَا أَنْ نَقُولَ فَاسِقٌ فَاجِرٌ فَقَالَ لَا الْفَاسِقُ الْفَاجِرُ الْكَافِرُ الْجَاحِدُ لَنَا وَ لِأَوْلِيَائِنَا أَبَى اللَّهُ أَنْ يَكُونَ وَلِيُّنَا فَاسِقاً فَاجِراً وَ إِنْ عَمِلَ مَا عَمِلَ وَ لَكِنَّكُمْ قُولُوا فَاسِقُ الْعَمَلِ فَاجِرُ الْعَمَلِ مُؤْمِنُ النَّفْسِ خَبِيثُ الْفِعْلِ طَيِّبُ الرُّوحِ وَ الْبَدَنِ.

(5) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 577

(6) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 151

(7) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏71، ص: 85

(8) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 156

(9) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏45، ص: 116