نسخه آزمایشی
دوشنبه, 28 خرداد 1397 - Mon, 18 Jun 2018

در شب آغاز امامت امام زمان(عج) / بررسی وادی امن ولایت در برابر تهاجم دستگاه باطل و لشگریان آن

متن زیر سخنرانی آیت الله سید محمد مهدی میرباقری به تاریخ 4 اسفندماه سال 88 است که در تکیه شاه خراسان است که در شب آغاز امامت امام زمان عج برگزار شده است. در این جلسه ایشان با بیان اینکه اهل بیت عصمت(ع) پناهگاهی محکم در برابر حملاتِ و تهاجمات دستگاه شیطان می باشند، به بیان برخی از خصوصیات این دستگاه پرداخته و می فرمایند: شیطان برای ما دشمنی توانا و امکانات فراوان است چرا که با توجه به سابقه و تجربه های فراوانی که دارد، امور و حیله های زیادی را در جهت گمراهی و اغوای ما به کار می گیرد و در این اغوای ما، بسیار قوی و با لشگری عظیم و پیچیده قدم به میدان می گذارد. تلاش اصلی این دستگاه جدا کردن مردم از صراط مستقیم ولایت است چرا که آنان پناهگاهی محکم اند که با آغوش باز از پناه جویان استقبال می کنند. بنابراین محور فعالیت های شیطان، جدا نمودن مردم از پناهگاه و صراط مستقیم معصومین(ع) می باشد که ما باید با پناه بردن به واردی و کهف حصین ولایت و مخلَص شدن در آن، از گزند او و لشگریان فراوانش در امان بمانیم. چرا که معصومین علاوه بر اینکه پناهگاهی محکم هستند، احاطه و اشرافی کامل بر دستگاه باطله داشته و همه آنان در ظهور امام زمان و توسط ایشان از بین می روند.

برخی از صفات معصومین(علیهم السلام)، معصومین پناهگاهی محکم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمینَ و صَلّی اللهُ عَلی سَیِّدنا محمّدٍ و آلِه الطّاهرینَ و لَعنةُ الله علی أعدائهم أجمعین.«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصِينِ وَ غِيَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِينَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ»(1) از آنجا که امشب با آغاز امامت وجود مقدس حضرت بقيه الله الاعظم(صلوات الله وسلامه عليه) مصادف می باشد، در اين فرصت مختصري در باب اين وجود مقدس و بركاتي كه براي ما و همه عالم دارند مطالبي را تقديم مي كنم.

در اين فراز نوراني كه بیان شد، چند خصوصيت براي ائمه هداه معصومين و اهلِ بيت نبي اكرم(ص) بيان شد است. يكي اينكه اين وجودهاي مقدس «الْكَهْفِ الْحَصِينِ » یعنی پناهگاهي هستند كه آن پناهگاه محافظت شده است و اگر كسي در پناه آنها و در حصن آنها قرار گرفت از همه آفات محفوظ مي ماند و تلاش شيطان و ابليس و دشمنان را براي اينكه انسان را از مسير خداوند متعال و از مسير توحيد دور كنند خنثي مي کند. معصومين عليهم السلام «الْكَهْفِ الْحَصِينِ وَ غِيَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ» می باشند. اگر كسي به مقام اضطرار، استعانت، فقر و شكستگي رسيد، آن كساني كه پناه اين انسان و فريادرس او هستند و خداوند متعال آنها را براي فريادرسي قرار داده، اين وجودهاي مقدس هستند. و صفت بعدی این است که آنان: «وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِينَ» می باشند. اگر كسي به مقام هرب و فرار از خود و گناهان خود و شياطين و امثال اینها رسيد، پناهگاهي كه اين انساني كه به اين مقام رسيده مي تواند به آن پناهگاه پناه ببرد و تكيه گاهي كه مي تواند به آن تكيه كند اين وجودهاي مقدس هستند. اگر كسي به مقامي رسيد كه مي خواهد بنده خداوند متعال باشد و از شئون بندگي خداوند متعال خارج نشده و پاك و مطهر بماند و نياز به تكيه گاهي دارد كه به او تكيه کرده و چنگ بزند؛ آن حقيقت مقدسي كه عصمت براي تمام معتصمين است و اگر كسي به آن حقايق تكيه و اعتصام پيدا كند، با اعتصام به آنها به عصمت مي رسد. چرا که اين وجودهاي مقدس هستند که «وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ» می باشند. در این جا به توضیح مختصری پیرامون همين خصوصيات می پردازیم.

برخی از خصوصیات دستگاه شیطان

يكي از دشمناني كه ما داريم و دشمن بسيار توانا و مقتدری هم می باشد، ابليس است که خداوند می فرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبين»(یس/60). شيطان با ما دشمن است و اين دشمني او هم دشمني پنهاني نيست بلكه دشمني آشكار است. لذا خداوند متعال هم در قرآن به ما دستور داده كه: «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»(فاطر/6) شما هم با او دشمني كنيد و رابطه شما با او مسالمت آميز نباشد يا نسبت به دشمني او بي تفاوت نباشيد. اگر شما نسبت به دشمني او بي تفاوت باشيد یا اینکه با او رابطه محبت و دوستي داشته باشيد در هر صورت از او شكست مي خوريد. و فرمود: «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا». باید بدانیم اين شيطاني كه دشمن ماست در نوع خود بسيار توانا و هم از آگاهي ها و شيطنت هاي فراواني برخوردار است، 124 هزار پيامبر و امتهای گذشته را درك كرده و از غيب هم اطلاع دارد و از خيلي از افعال بي خبر نيست. اگر چه با بعثت نبي اكرم بسياري از روابط غيبي آنها محدود شده و ديگر نمي توانند به سماوات بروند و در عالم ملائكه استراق سمع كنند و آن اخبار را از عالم ملكوت بگيرند و بياورند، قبلاً در اين امر دستشان باز بوده و بر اساس آيه ای از قرآن از اين نفوذ بازداشته و محدود شدند و دیگر نمي توانند بسیاری از اخباري را كه قبلاً به دست مي آوردند به دست بياورند. آنان با غيب ارتباطاتي و اخبار غيبي نیز دارند. بسياري از اين اخباري که در دست كهنه و مرتاضها و خيلي از افرادی كه ادعاي مقامات مي كنند قرار دارد شيطاني است و از ناحيه شيطان به آنها مي رسد. نمونه هاي زيادي هم دارد، كه اينها از طريق شيطان مطلع مي شوند.

آشکار کردن برخی از امور فریبنده توسط پیروان شیاطین جهت گمراه کردن از اسلام

يكي از بزرگواران و علماء از قول عالم بزرگوار ديگري نقل مي كردند كه هر دو هم مورد اعتماد و وثوق هستند، اين آقاي بزرگواري كه من نقل مي كنم در قيد حيات هستند. مي گفت ما با چند نفر به هندوستان رفته بوديم، يكي از افرادی كه همراه ما بود در آستان مقدس امام رضا(عليه السلام) مشغول كار بود. در اين سفر به دیدن مرتاضهاي هندي رفتیم. ديدن يكي از مرتاضها كه رفتيم ديديم كه يك ديگي را روی شعله اي گذاشته و مي جوشد و نجاسات داخل ديگ را به هم مي زند. مدتي كارش همين بود. گاهي يك سال كارشان این است و نمي خوابند. دوست ما كه در آستان قدس امام رضا(ع) مشغول به كار بود خيلي بدش آمد و مشمئز شد و حالت اشمئزاز و نفرت خودش را آشكار كرد. همين كه اين حالت را پيدا كرد، مرتاض به او گفت: اين نجس تر است يا مال وقف امام رضا كه تو مي خوري؟! اين مرتاض هندي نشسته و رياضت خواري مي كند، دستش به ملكوت عالم نمي رسد، اين اطلاع او از شغل این خادم حضرت چيزي است كه در اختيار شياطين هم هست و چيز مهمي هم نيست. آنچه در اختيار اولياء خداست و از طريق عالم ملكوت و ملائكه مي رسد چيز ديگري است. اين چيزهايي كه اکنون شايع شده و بسياري از معنويت هاي بدلي هم كه الآن در دنيا شايع است چنين آثاري را دارد.

لذا يكي از جاذبه هايي كه در اين معنويت هاي بدلي هست كه اين روزها دشمنان اسلام سعي در گسترش آن را دارند، براي جلوگيري از پيشرفت حقيقت تشيع و معنويت حقيقي اسلام است. اين آثار هم در آنها هست و واقعاً ذهن خواني مي كنند. آنها واقعاً بسياري از مطالبي كه از ما پوشيده است را مي بينند و خبرمي دهند. البته این موارد علامت حقانيت نيست. دشمنان ما در دنيا ابزاري براي خود درست كرده اند که ابزار الكترونيكي پيچيده اي است و بسیاری از اطلاعات را از همين طريق به دست مي آورند كه ما نداريم. اخبار بسيار پيچيده و پنهاني جو يا چيزهايي ديگر خبر مي دهند، همين اخبار هواشناسي كه امروز براي ما عادي شده كه مي گويد هفته آينده چه خواهد شد؟ اينها اطلاعاتي است كه در گذشته نبوده، آرام آرام پيدا شده، دستگاه شياطين هم همينطور است و يك سلسله ابزار مخصوص خودشان را دارند و رياضات و ارتباطاتي دارند. اطلاعاتي که به دست می آورند چيزی ارزشمند و علامت حقانيت هم نيست. بنابراين دشمني كه ما داريم دشمني است كه دستي در غيب دارد و بسیاری از مطالب و روابط ما را مي داند که قرآن می فرماید: «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ»(اعراف/27) یعنی شيطان و اوليائش ما را از زاويه اي مي بينند كه شايد ما نتوانيم از آن زاويه شياطین را ببينيم و نتوانيم آنان را كنترل كنيم. معناي ظاهري آن اين است كه آنها از نوع جن هستند و ما آنان را نمي بينيم، ولي آنها بیشتر اوقات ما را مي بينند، اين آيه معاني باطني هم دارد. مثلا اگر ما از خداوند متعال غفلت كنيم، اينها به مواضع غفلت ما آگاهند و از همان مواضع غفلت ما نفوذ مي كنند. يعني اگر شما از خداوند متعال غفلت كنيد، او از موضع غفلت وارد مي شود و كار خودش را به پيش مي برد و تمام مي كند.

قدرت، نفوذ و امکانات بالای دستگاه شیطان

يكي از اساتيد نقل كردند كه آقايي اهل دل و اهل معنا بود كه شيطان خودش را مي ديد(و این امر ممكن است). روزي شيطان به او گفته بود كه بيا با هم بحث كنيم، ببينم تو درست مي گوئي يا من؟ متوجه شده بود و گفته بود كه اينجا هم تكبّر مي كني، اگر مي خواهي چيزي ياد بگيري بيا همين جا با هم بحث كنيم. مدتی طولاني با هم بحث كرده بودند و به حسب ظاهر غالب بر شيطان خودش شده بود، بعد گفته بود كه ديدي مغلوب شدي؟ شیطان خنده اي كرده بود و گفته بود كه تو مي خواهي من را هدايت كني؟ من كه هدايت نمی شوم. من مي خواستم دوسه ساعتي وقت تو را بگيرم كه گرفتم! شیطان زواياي ديدي دارد كه ما از آن زاويه ها غافليم. آن آقاي بزرگوار نقل مي كرد كه اين آقا از خداوند متعال خواسته بود كه به من معناي اين آيه را بفهمانيد: «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ». با اينكه شيطان را مي ديد ولي يك زاويه ديدي داشت كه او نداشت، آن زاويه هم غفلت بود.

بنابراين ما دشمني داريم به نام شيطان كه دستي در غيب دارد. اطلاعات بسيار فراوان و گسترده اي از خصوصيات نسلهاي ما و اجدادمان دارد. به تار و پود وجود ما و به شهوات و غفلت هاي ما مسلط است. در روايات دارد كه در رگ و پوست انسان مثل خون جاري مي شود. لذا بعضي وقتي شيطان را توصيف می کنند، مي گويند جسم لطيف است پس مي تواند نفوذ كند، مثل جسم بخاري كه در طبيعيات قديم مي گفتند روح بخاري كه در تمام جسم  انسان هست، شیطان اينطور است. در همه زواياي وجود انسان مي تواند نفوذ كند، تحليل و وسوسه كند و اثر بگذارد. قرآن قدرتهايي برايش تعريف مي كند: «لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ»(حجر/39) او قدرت تزيين دارد و زيبا سازي مي كند. زيبا را زشت و زشتي ها را زيبا جلوه مي دهد و در زيبا شناسي ما هم مي تواند نفوذ كند. اگر كسي تحت تصرف شيطان قرار گرفت همانگونه که دعا می کنیم نگذار او بر عقل من مسلط شود: «وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ عَلَى عَقْلِي سَبِيلا»(2) به عقل انسان كه ترازوي انسان است و زيبايي و زشتي را درك مي كند دست مي برد. اگر عقل انسان تحت تصرف شيطان قرار گرفت زيبا شناسي انسان را عوض مي كند و در نتیجه انسان بد را خوب و انسان خوب را بد مي داند. شیطان در این زمینه بسيار تواناست. يعني هم ازغیب آگاه است و هم ما را مي شناسد و بسیاری از زواياي ما را آگاه است که چطور بايد ما را تحريك كند و راه هاي شيطنت را هم خوب بلد است.

در روايت آمده كه وجود مقدس رسول الله(ص) به امير المؤمنين(ع) فرمودند: يا علي به اندازه اي كه تو به راه هاي حق آشنا هستي شيطان به راه هاي ضلالت آشناست. يعني همه پيچ و خم راه ها را مي داند و لشگريانش هم بسيار فراوان است. اين امكاناتي است كه خداوند متعال به او داده و بر اساس يك مصلحت و حكمتي دستش را باز گذاشته است و به او فرموده: «قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ * إِلىَ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»(حجر/38-37). شیطان در مقابل آدم سجده نكرده و با خداوند متعال هم بناي درگيري گذاشته و بعد هم صريحاً گفته كه من با فرزندان آدم درگير مي شوم و بر سر راه آنان می نشینم: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم»(اعراف/16) و آنان را اغواء می کنم: «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني‏ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ‏ أَجْمَعين‏»(حجر/39) و همچنین آنها را امر می کنم «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُم‏»(نساء/119)

شیطان با این عبارات رجز خواني كرده و خداوند متعال هم فرموده: «قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ * إِلىَ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»(حجر/37-38) یعنی تو تا زمان معيّني مهلت داري. این مهلت تا چه زماني است؟ تا قيامت يا ظهور؟ بعضي روايات بيان كرده كه تا ظهور مهلت دارد. يكي از حوادث بسيار مهمي كه در دوره ظهور امام زمان اتفاق مي افتد كه بسيار حادثه عجيب و عظيمي است قتل همين شيطان است كه حضرت شيطان را سر قطع می کند و كار اين دستگاه تمام مي شود. يعني بساط شيطنتش را جمع مي كنند. اين كه در وصف حضرت مي گویند باطل را از ريشه در مي آورد یکی از معناي آن همين است که حضرت بساط شيطان را جمع مي كند، ولي فعلاً مهلت و جنود فراواني هم دارد. حتي در روايات دارد كه گاهي وقتي يك مؤمن در يك محله از دنيا مي رود، شياطيني كه موكل به او بودند آزاد مي شوند که تعدادشان به اندازه قبيله ربيعه و مضرّ است که دو قبيله بزرگ در جزيره العرب بودند؛ اين شیاطین آزاد مي شوند و فرصت پيدا مي كنند و مشغول ديگران مي گردد. لذا از بركات مؤمن و از آثار پنهانش این است كه تا زنده بود شیاطین را از دیگران مشغول می کرد اما وقتي از دنيا مي رود شياطينش آزاد مي شوند و به سراغ ديگران مي روند.

تلاش اصلی شیطان جدا کردن مردم از صراط مستقیم ولایت

پس براي هر كدام از ما هم گاهي يك لشگر مي چینند. اين را هم عرض كنم كه شيطان با خداوند متعال از اول قرار بسته گفته «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم». یعنی من سر راه مستقيم مي نشينم. روايات را ديديد كه مي فرمايد: صراط مستقيم يعني صراط اميرالمؤمنين و فقط آن راه خداست و بقيه راه ها بن بست است و چيزي در آخرش در نیست، اين يك راه را مي شناخته است و گفته که من همين راه را مي بندم و كاري با بقيه راه ها ندارم، به تعبير ديگر اگر من ديگران را از مسير اميرالمؤمنين جدا كردم ديگر كاري ندارم كه چه مي كنند، رهايش مي كنم! كساني كه از مسير جدا شدند جزء جنود من و جزء لشگريان من هستند؛ لذا آنهايي كه از مسير امير المؤمنين جدا مي شوند آن انسانهايي كه اهل بدعت هستند، شيطان در دلشان حالت خشوع ايجاد مي كند و براي عبادت و رياضت بيدارشان مي كند. و حتي در روايات دارد كه معاويه را براي نماز شب بيدار مي كرد. چرا؟ به خاطر اينكه آن رياضت رياضتي نيست كه مزاحم شيطان باش. رياضتي است كه از داخلش قدرت بيرون مي آيد و اين قدرت در مسير شيطان است. الآن خيلي از اين جريان هاي باطلي كه در دنيا وجود دارد، گاهي سران شان بسیار رياضت و زحمت مي كشند و عبادت مي كنند. بنابراين راهي را كه شيطان سر آن راه نشسته راه اميرالمؤمنين است و اگر كسي از اين راه بيرون رفت با او کاری ندارد و تقويت و تأييدش هم مي كند. گاهي اشك هم برايش ايجاد مي كند. حالت خشوعي كه نفاق است و خشوع نيست، حالت تضرع و گريه اي كه نفاق است. خداوند متعال اين اذن ها را به او داده است.

به حضرت عرض كردند كه بعضي از فرقه ها قرآن مي خوانند و در حال قرآن خواندن حالت غشوه و بیهوشی به آنها دست مي دهد، حضرت فرمود «ذَاكَ مِنَ الشَّيْطَان»(3). آن حالت از شيطان است. در باب تلاوت قریآن روايت داريم كه مي فرمايد قرآن را به اين شكل بخوانيد و امير المؤمنين فرمود قرآن خواندن متقين به اين شكل است که شبها كه همه مي خوابند اينها قرآن مي خوانند. قرآن خواندنشان هم اين است كه: «فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُم»(4) یعنی خبردار مي ايستند ولی منافقین «خُشُبٌ مُسَنَّدَه»(منافقون/4) هستند. یعنی مثل چوب خشك با تمام وجود مي ايستند. وجودشان التماس و توجه و تضرع مي شود. قرآن را به اين شكل دريافت مي كنند اما آن حالت تصنعي حالت شيطاني است. واقعاً هم براي خودش حالي پيدا مي شود كه خيلي هم از حال خودش خوشش مي آيد. در بسیاری از اين محافل ذكري كه بعضي از فرق انحرافي دارند رقص و پايكوبي مي كنند و حالات خوش پيدا مي كنند. آن كسي هم كه مواد مخدر مصرف مي كند هم اين حال را پيدا مي كند. اگر آن حال به او دست نمي داد كه دنبالش نمي رفت. اين هم نوعی حال است، ذكر مي گويد و دهانش كف مي كند. من نمي خواهم بگويم كه هر كس اهل ذكر است اشتباه مي كند. آن طرف این قضیه را عرض مي كنم كه اگر كسي از مسير مستقيم منحرف شد يكي از ابزارهايي كه شيطان دارد همين حالات است كه خيلي حال خوشي پيدا مي كند و به اصطلاح، «ابن الحال» مي شود و به نظرش مي آيد كه اين مجلس خيلي خوب بود و می گوید: حال داد يا حال نداد! اين ملاك نيست. يك حال خوبي است كه «حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَال»(5). آن حال يكنواخت است و برايش فرق نمي كند كه خوش باشد يا بد باشد. آن حالت بندگي دائماً برايش هست، ابن الحال و ابن الوقت نيست بلکه بنده خداوند متعال است، آن حالت حالتِ محترم و مقدسي است.

بنابراين، اين شيطان نقشه هايش پيچيده است و آگاهي هاي فراواني دارد، در غيب دست دارد و قدرت هم دارد، خيلي هم رياضت كشيده، مرتاضهاي هندي 20 سال رياضت مي كشند و واقعاً همه چیز انسان را مي دانند، بعضي از اينها وقتی کسانی نزد آنها رفتند، گفته اند كه از كجا آمديد؟ چند سالتان هست؟ پدر و مادرتان كيست؟ اقوام تان چه كساني هستند؟ حتي گاهی مي گويند كه چه حوادث بزرگي در سالهاي آينده اتفاق مي افتد، اينها گوشه ای از آثاري است كه مربوط به رياضات اينهاست و رياضات آنان كه چيزي نيست. در روايت هست كه دو ركعت نماز شيطان چهار هزار سال طول كشيد. در حالی که ما نمي توانيم يك نماز يك ساعته بخوانيم. مثلا نماز هزار «قل هو الله» در شب عيد فطر را ما كه هر چه كرديم نتوانستيم با خشوع بخوانيم!

بنابراين رياضات و توانايي هاي او بسیار زياد است و امثال بنده توانا نيستيم که اگر خدا به ما حال بدهد و نماز شب بخوانيم و هفتاد استغفار بگوئيم، از دهم به بعد از حال خارج می شویم اما شيطان در چهار هزار سال دو ركعت نماز خواند. فنون تصرف در ما را می داند، ما هم نمي توانيم در مقابل او بايستيم. اگر حمله كند بي ترديد ما نمی توانیم در مقابل او ایستادگی کنیم. شیطان به طرف انبياء آمده و از آنها ترك اولي گرفت است. ما غافليم و نمي فهمیم گناه يعني چه؟ آنها كه مي فهميدند اگر ترك اولي مي كردند 200 سال گريه مي كردند که حضرت آدم يك ترك اولي انجام داده، در بعضي روايات دارد كه 200 سال گريه مي كند. اين عمل ایشان گناه نبود و الا پيامبر خدا كه گناه نمي كند، ترك اولي كرده. حتي شیطان با اينكه مي دانسته در مخلصين راه ندارد«إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»(حجر/40) مخلصين چه كساني هستند؟ آنان كساني هستند كه همه وجودشان پر از خداست، مخلصين آنهايي هستند كه هيچ جاي خالي در وجودشان نيست كه ديگري بخواهد نفوذكند، هر جا خالي بود خداوند متعال پر كرده، ما صمد نيستيم بلكه همه تهي هستيم، منتهي گاهي آنچه ما را پر مي كند بت ها هستند، دنيا ما را به جلوه هاي مختلف پر مي كند، دوستمان، برادرمان، مال و رياست همه در يك جاي قلب ما هستند و همه هم با ما بازي مي كنند، اين مشرك است.

منظور از مخلَصین که شیطان در آنان راه نفوذ ندارد

فرد مخلَص آن است كه خداوند متعال قلبش را خالص كرده و مخلَص غير از مخلِص هم هست. خداوند متعال با رياضت قلبش را خالص كرده و ديگران را از قلبش بيرون برده، جز خداوند متعال در اين قلب نيست مخلَصين مقاماتي دارند. چهارده معصوم مخلَص حقيقي اند و اميرالمؤمنين امام المخلَصين است. در زيارت ششم خوانديد امام المخلَصين، مخلَص يعني آن كسي كه هيچ راه نفوذي براي شيطان در وجودش نيست. هر جا خلأ بوده با خدا پر كرده، اگر در دل من محبت دنیا بود من مخلَص نيستم و اين دنيا سهم خودش را از من مي گيرد. اگر حب جاه بود، حب رياست بود، حب شهوات بود که قرآن می فرماید: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوات»(آل عمران/14). اگر اینها در انسان بود مخلَص نیست. مخلَص آن كسي است كه خداوند متعال با بلا او را خالص و مطهر كرده و از خدا پرشد است که در چهارده معصوم از خداوند متعال پر مي شوند و در غير چهارده معصوم هم از انوار الهي پر مي شوند كه همان معصومين هستند و وجودش پر شده و چنین کسی با صمديت خداوند متعال به مقام صمديت رسيده. چرا که كسي صمد نيست و کسانی که صمد می شوند، خداوند متعال از صمديت خود به آنان عنايت كرده است که در نتیجه صمد بودن، نفوذ ناپذير و عزيز است. چنین کسی مخلَص است و به هيچ وجه نمي تواند در او نفوذ كند چون همه منافذ پر شده و جاي خالي ندارد. اول با بلاء و رياضت او را شستشو دادند و بعد به مرتبه نورانيت رسيده. و اين انساني كه در مرتبه نورانيت است مخلَص است. اين اخلاص آن مقام نورانيت، نور توحيد و نورانيت به نور ولايت است. اين انسانی كه مخلص شده شيطان در وجودش نفوذ ندارد و از اول هم به خداوند متعال عرض كرده كه «إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»، كسي كه به آنجا رسيد شيطان مي داند كه در او نفوذ ندارد چون مخلَص است و منفذي ندارد كه شيطان بخواهد ازآن وارد شود. چيزي كه مي خواهد دست روی آن بگذارد غير خداست و غير خدا در او تأثيري نمي گذارد. در عين حال دنبال مخلصين هم رفته و مي خواسته به نحوي آنها را شكار كند. اهباط و غضب ابزار اوست و نفوذ مي كند، در روايات آمده كه غضب شعله شيطاني در وجود انسان است یعنی از اين طريق و از طريق شهوات كار خودش را مي كند فقط مخلصين هستند كه راه ندارند.

معصومین تنها پناهگاه انسان در مقابل شیطان

در مقابل اين شيطان و دشمن توانا و ماهري كه دو ركعت نمار چهار هزار ساله خوانده و بسیاری از زواياي وجود ما را هم مي داند، خداوند متعال هم به او اجازه داده كه در زواياي جسم ما و در قلب ما مي تواند نفوذ كند. خداوند متعال در مقابل اين اجازه به ما چه چیز داده؟ چه پناهگاهي به ما داده كه پناه ببريم تا ديگر شيطان در آنجا راه نداشته باشد؟ آن پناهگاه چيست؟ اگر كسي آنجا رفت ديگر مأمون است و شيطان نمي تواند درونش نفوذ كند. اگر كسي خيال كرد كه خودش مي تواند بايستد و با شيطان مقابله كند، ترديد نكنيد كه تسخير شيطان مي شود. خداوند متعال بر اساس مصلحتي او را آفريده و دستش هم در دنيا تا يك دوره اي باز گذاشته و اين همه امكانات به او داده، ما را كنترل مي كند همچون دستگاه هاي جاسوسي که بخواهند يك نفر را كنترل كنند چطور كنترل مي كنند. به او اجازه كنترل داده، به اندازه يك لشگربراي يك مؤمن مي چيند. گاهي اوقات هم براي درگيري با مؤمن لشگر مي فرستد و وقتي حريف نمي شود خودش به ميدان مي آيد، آنجايي كه كار سخت مي شد لشگرها كنار مي رفتند و خودش بي پرده مي آيد، در صحنه هاي مهم تاريخي اينطور بود، گاهي هجوم فردي است و گاهي هم يك جامعه اي را دور مي زند، شما كه در قصه سقيفه مي بينيد سليم بن قيس از اميرالمؤمنين نقل مي كند كه سلمان به من فرمود كه مي داني اول كسي كه بيعت كرد چه کسی بود؟ گفت پیر مردی بود. فرمود ابليس بود، تجسّم و تجسم پيدا مي كرده در دار الشورايي كه قبل از هجرت حضرت تصميم گرفتند جمع بشوند و از هر عشيره اي از عرب بيايند حضرت را به قتل برسانند. كسي كه اين پيشنهاد را داده خود شيطان بوده و مستقيم بين اينها آمده بود. آنجايي كه حضرت ابراهيم خليل مي خواسته در آن امتحان سخت فرزندش را براي قرباني كردن ببرد، در خواب به او وحي شد که قرآن می فرماید: «إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ»(صافات/102). به مادر گفت كه بچه را آماده كن تا براي ضيافت ببرم. طنابي و كاردي برداشت. شیطان مستقيم آمد سراغ حضرت ابراهيم گفت: كجا مي روي، حريف نشد و آمد سراغ حضرت اسماعيل، باز هم حريف شد و آمد سراغ هاجر مادر حضرت اسماعیل، شیطان چنين موجودي است كه اين توانايي را دارد که مي آيد اغوا مي كند و مسلط هم هست و زبان ما را خوب بلد است. چه پناهگاهي خداوند متعال براي ما قرار داده كه به او پناه ببريم و اگر در پناه او قرار گرفتيم از نفوذ شيطان مصونيم؟

براي همه هيچ پناهگاهي غير از چهارده معصوم نيست. حتي وقتی حضرت آدم ترک اولی کرد بعد از اينكه توبه اش قبول شد و برگشت واقرار کرد، در این آيه به جناب آدم «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمات»(بقره/37) فرمود: خداوند انوار معصومين را در حول العرش به او نشان داد و معرفت آنها را القاء كرد و حضرت هم قبول كرد، وقتي به مقام اقرار برگشت خداوند متعال قبول كرد و: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْه» توبه كرد و وقتي توبه كرد و خداوند متعال او را قبول كرد، فرمود كه بايد در زمين بروی و نزول كني، اتفاقي افتاده كه ناچار بايد هبوط كني. شما بايد برويد شيطان هم بايد برود. چون شيطان سالها و قرن ها، دوران هاي طولاني با ملائكه در آسمان بود و عبادت مي كرد. يعني رفته بود بالا و عالم او عوض شده بود. پيداست كه جناب آدم هم در همان محيط بوده و هبوط كرده. فرمود برويد، جناب آدم خيلي نگران شد، با اين شيطان خودش و نسلش را مي خواهند به كره زمين بياورند و زنداني كنند، بايد با نسلش در اين زمين بماند «إلي يوم الوقت المعلوم» تا ظهور امام زمان، خيلي نگران شد، وقتي در آن عالم بالا و در بهشت، «وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحينَ»(اعراف/21)، قسم خورد كه خير شما را مي خواهم و از در خيرخواهي آمده ام. دوست داريد در اين بهشت بمانيد، اگر مي خواهيد بمانيد بايد از اين درخت بخوريد.

حضرت امام رضا در عيون اخبار الرضا فرمودند كه گندم و انگور بود، يك درخت پيچيده اي هم بود باطنش هم مقامات ائمه بود، كساني در اين مقام مي مانند كه مقام ولايت را داشته باشند، شما اگر آن مقام را پيدا كرديد مي مانيد و الا نمي مانيد، در حالي كه راه ماندن در اين مقام اين نيست كه آن مقام را پيدا كنيد. راه ماندن در مقامات بهشت اين است كه اعتراف به آن مقام كنيد، اقرار به مقامات امير المؤمنين كنيد نه اینكه دنبال خود آن مقام باشيد، كسي اگر دنبال اين رفت كه بشود امير المؤمنين، از بهشت بيرونش مي كنند، مي خواهي خودت امير المؤمنين شوي برو بشو! ديگر از محيط ولايت امير المؤمنين بيرون مي روي، ولي اگر گفتي من ولايت او را قبول دارم و مي خواهم تحت ولايتش موحّد باشم، مي برند در دار الموحدين كه بهشت است، حضرت يك ترك اولايي كرد و گفتند ديگر چاره اي نيست و بايد از بهشت بيرون بروي، ترك اولي هم اين بود كه شيطان گفت از اين درخت بخور، يا به تعبير ديگر گفت آن مقام را بخواه كه مال من باشد. جناب آدم متوجه شد كه نبايد اين كار مي شد و نگران شد که خداوند متعال فرمود: «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدی»(بقره/38). خيالتان راحت باشد، يك نور و هدايت را برايتان مي فرستم كه اين هدي همان نور الهي است که: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْ ض»(نور/35) و در روایتی ذیل این آیه آمده: «هُدَى مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ هُدَى مَنْ فِي الْأَرْض»(6). من هدايت ها را هم نازل مي كنم، آن هدی و آن نوري كه راه را به شما نشان مي دهد، اگر با آن نور دائماً حركت كنيد سيرتان در نور است، دستگاه شيطان كه دستگاه ظلمت است شما را نمي گيرد. من آن نور را برايتان مي فرستم.

اين نوري كه خدا فرستاده چيست؟ که در مورد آن فرموده است «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى»(طه/123) یعنی كسي که دنبال اين هدايت در حيرت و ضلالت و تاريكي نمي افتد و درنتیجه به شقاوت هم نمي رسد. راه سعادت همين است، در روايات آمده که هُدي وجود مقدس امير المؤمنين است. اين وجود مقدس را خدا فرستاده و اين هداه و نور و هدايت را كه همان ائمه هداه معصومين هستند، آيه نور همان هدي را دارد معنا مي كند، «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ ِكَمِشْكاةٍ»(نور/35)،از وقتي حضرت آدم به عالم دنيا آمده، آن هدايت هم با او بوده، هيچ وقت نبوده كه روي زمين هدايت نباشد. شايد معناي اين رواياتي كه مي فرمايد: «لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَت»(7) اين باشد هيچ وقت زمين بدون حجت نيست و آن هدي دائماً هست، در باطن اين است كه «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدی» آن هدايت و آن نور آمده است. خداوند متعال در مقابل دستگاه شيطان كه دستگاه ضلالت است و پايانش شقاوت مي شود هدايتي را فرستاده كه «فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقی». اين آدم به ضلالت و شقاوت نمي رسد. آن هداست كه مسير هدايت و مسير نوراني هدايت است و آن وجود مقدس معصومين است كه خداوند متعال فرستاده است.

احاطه و اشراف معصومین بر دستگاه شیطان

اين وجود مقدس يك وجودي است كه محيط به دستگاه شيطان است. يعني اگر شيطان جنود و لشگرياني دارد، لشگريانش مؤمن را احاطه مي كنند و وسوسه مي كنند و مثل خون در رگ و پي انسان جريان دارند، آن هدايت و آن دستگاه امير المؤمنين هم ملائكه اي دارد كه از اينها لطيف ترند و نفوذشان هم بيشتر است، اگر او جنود دارد حضرت هم جنود دارند، جنود او شياطين هستند و جنود حضرت ملائكه هستند. اگر آنها در قلب راه وسوسه دارند، حضرت هم راه دارد، در روايات ديديد كه فرمود قلب مؤمن دو تا گوش دارد كه در يك گوش شيطان مي دمد و در ديگري مَلَك، اين شيطان از لشگريان ابليس است و آن ملك هم از لشگريان امير المؤمنين. اگر او وسوسه مي كند حضرت هم هدايت مي كند. لذا خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه»(انفال/24) یعنی خداوند متعال بين آدم و قلبش حائل است. روايات این آیه را معنا مي كند كه هر وقت مي خواهيد كاري را انجام بدهيد اگر وسوسه شيطان آمد، خداوند متعال شما را متوجه مي كند كه اين كار خوب است يا بد؟ انجام بدهيد يا نه؟ اگر او ضلالت و امواج فتنه را مي فرستد، از اين طرف هم امواج هدايت مي آيد. اين وجود مقدس، از ما به خودمان نزديكتر است. اگر خداوند متعال حائل بين ما و قلبمان است از طريق اسماء حُسنی واز طريق اولياء و اسم اعظمش است. در روايات جاهاي ديگر آيه را اينطور معنا مي كند، مي فرمايد: «فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ»(زخرف/55) آنان وقتي ما را به اسف وا داشتند، ما از آنان انتقام گرفتيم. حضرت فرمود: خداوند متعال اجلّ از اين است كه متأسف بشود اما بندگاني دارد كه اسف آنها را اسف خودش كرده و فرموده: «و ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُون»(نحل/118). حضرت فرمود: خداوند متعال اجل از اين است كه به او ظلم شود، «وَ لَكِنَّهُ خَلَطَنَا بِنَفْسِهِ فَجَعَلَ ظُلْمَنَا ظُلْمَهُ وَ وَلَايَتَنَا وَلَايَتَه »(8). خداوند متعال ما را با خودش يكي كرده که ظلم ما را ظلم به خودش تعبير كرده كه «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه»، اين حائل بودن خداوند متعال از طريق وجود مقدس معصوم است كه معصوم بين ما و قلبمان است.

پاسخ و پناه دادن اهل بیت به پناهجویان در برابر تهاجمات دستگاه باطل

اگر ما به او تكيه كرديم و اول به او پناه برديم؛ «الْكَهْفِ الْحَصِينِ» بعد به مرحله اضطرار رسيديم و استغاثه كرديم، «وَ غِيَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ»، اینها مراحل ماست. یعنی اول پناه بردن و بعد به اضطرار رسيدن است و «وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِينَ» و پناهگاه شدن آنان. پس اگر هرب و فراری در ما پيدا شد و از خود و نفس و شيطان و عمل مان فراري شديم، اين پناهگاه را خدا قرار داده و در نتیجه: «وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ» حاصل می شود. اگر از وسوسه ها و نفس و شيطان نگران بوديم و دنبال عصمتي مي گشتيم كه ما را نگه دارد، آنان عصمت معتصمين اند كه خود معصوم معتصم بالله است و با اعتصام بالله معصوم شده كه در روايات آمده فرمود: «الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّه»(9) اگر ما اين سير را داشته باشيم باید دنبال يك پناهگاهي بگرديم؛ یعنی باید اين مخاطره را بفهميم تا به دنبال پناهگاه برویم. چرا که ما مخاطرات و خطرات را نمي فهميم پس دنبال پناهگاه هم نمی رویم. امام كهف حصين است و اگر كسي به او پناه برد فتنه دشمنان به او ضرر نمی رساند،. اين كهفي كه اصحاب كهف به آن پناه بردند چیست؟ يك غار طبيعي نبوده بلكه چيز ديگري بوده و اين هم باطنش است. آنها را دعوت به شرك مي كردند، ولی اينها در يك جامعه كافر ايمان آورده بودند و پناه بردند به اين كهف و موحد ماندند و بعد هم به عالم برزخ رفتند تا رجعت كنند و برگردند. امام آن كهف حصيني است كه اگر كسي در فضاي آلوده شيطنت آميز و ضلالت و تاريكي به او پناه برد آن را حفظ كند. اينكه مي بينيد زيد بن ارقم مي گويد سر مطهر سيد الشهداء را ديدم كه روي نيزه قرآن مي خواند: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَبا»(کهف/9)، اصحاب کهف و رقیم عجيب نبودند اصحاب سيد الشهداء عجيب بودند؟! آنها در دوره اي كه همه بت پرستند به اين كهف پناه بردند.

در دوره اي كه مسلمان ها به نام اسلام خون سيد الشهداء را مي ريزند و جريان فتنه اينقدر پيچيده است كه سيد الشهداء را تنها گذاشته اند اينها به اين كهف پناه بردند، كهف حقيقي واقعاً سيدالشهداء است؟ و اینها اصحاب سيد الشهداء شدند. چرا حبيب شده حبيب؟ چرا زهير شده زهير؟ غير از اين است كه در فتنه سنگيني كه شيطان به پا كرده بود که فتنه بسیار عظيمي هم بود، وجود مقدس سيد الشهداء کهف هستند و اینها اصحاب کهفند و با اين كهف نجات پيدا كردند.

در مقابل اين دستگاه عظيم شيطان كه بسيار هم پيچيده است و فتنه هاي این شیاطین جامعه را تاريك مي كند، پناهگاه و سرچشمه نور اوست. هُدی و نوري كه خدا در اين ظلمات ابلیس و جن و انس نازل كرده امام است. بنابراين وجود مقدس امام زمان، آن كهف حصينی است كه اگر كسي بخواهد در امواج فتنه و تاريكي و ضلال ظلمت كه می خواهد انسان را در خودش فرو ببرد، سالم بماند باید به او پناه ببرد. اگر به او پناه برد امام معصوم است و معصوم کسی است که: «الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّه» و به مقام عصمت رسيده است. خود امام حقيقت نور و حامل حقيقت توحيد و ولايت، و سِرُّ الله است. اگر كسي به او پناه برد در پناه اين وجود مقدس مصون مي ماند. امام مملو از خداست. حقيقت اخلاص را این وجود های مقدس دارند و آنا عين اخلاص و كلمه اخلاص می باشند. اگر كسي به آنها پناه برد و متمسك شد، وجودش پر از نورانيت آنها مي گردد. يعني مخلص مي شود، آنها با خدا به عظمت رسيدند «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِه»(منافقون/8) که خطاب به اميرالمؤمنين(عليه السلام) كه نفوذ ناپذير شد و عزيز شد آمد است: «اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْت»(10) پس اگر كسي معتصم به امام شد نفوذ ناپذير و مخلص مي شود، تمام وسوسه هاي شيطان كمترين نفوذي در او ندارد.

اينكه در قرآن مي فرمايد: «إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا»(اعراف/201)، آنهايي كه متقي هستند، که وصف شيعيان امير المؤمنين است، و حقيقت تقوا، پرواي از ولايت غيب و پذيرش ولايت امير المؤمنين و امام زمان(عج) و اعراض از ولايت غير است. ترك گناه، ترك ولايت ابليس و اولياء طاغوت است. به تعبير قرآن «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوت» شیعیان به ولایت طاغوت كفر مي ورزند و زير بار نمي روند و از آن شانه خالي مي كنند. متقي يعني اينكه: «إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطان تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون»(اعراف/201) آنهايي كه زير بار ولايت شيطان رفتند مثلاً وقتی مي خواهد دستش را به آب متنجس بزند شش بار آب مي كشد، اينها متقي نيستند و شوخي مي كنند و در دام شيطان هستند. اين هم خود شيطان است.

مرحوم محدث قمي در کتاب سفينه البحار در احوالات حسن بصري نقل كردند كه او حضرت اميرالمؤمنین را ياري نكرد. حضرت امير گفتند كه چرا من را كمك نكردي؟ گفت داشتم مي آمدم يك ندايي آمد كه دو طرف باطل هستند. حضرت فرمود مي داني كي بود كه ندا كرد؟ گفت: نه،. فرمود برادر شيطان بود. آن وقت اين وضو كه مي گرفت دائم آب مي ريخت، حضرت امير را رها كرده بود و آب مي ريخت، حضرت گفت: چرا اينقدر اسراف مي كني؟ حضرت را نصيحت مي كرد مي گفت كه تو خون مسلمان ها را ريختي اسراف نبود، من يك مُشت آب مي ريزم مي گوئي اسراف است؟! غفلت مي كرد و نمي دانست كه حضرت خون را بحق مي ريزد، ولی او آب را ناحق مي ريزد.

غرض اينكه متقي يعني آن كسي كه شيعه است، اینگونه است: «إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطان» هرگاه شيطان گردباد هايش را مي فرستد و به اينها هم مي رسد، «تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون». اگر كسي مي خواهد به مقام عصمت برسد و وسوسه ها در او نفوذ نكند -که منظورم از عصمت این نیست که معصوم بشود بلکه منظور این است که يعني در شعاع عصمت معصوم پاك گردد و جلوي نفوذها در آن گرفته شود- باید به امام پناه ببرد. شايد يكي از شئون و معنای: «أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُود»(11) همين است كه اگر كسي به آنجا رسيد، آن مقام محمود درونش تجلي پيدا مي كند. اگر مي خواهد به آنجا برسد راهش وجود مقدس امام است. وجود مقدس امام زمان(ع) تنها پناهگاه براي تمام جامعه شيعه است. اگر تك تك ما و جامعه شيعه بخواهد در مقابل اين فتنه هاي سنگين بایستد تنها راه امام است! البته اين فتنه ها براي يك چيز بيشتر نيست وآن هم اينكه ما را از اسلام جدا كنند.

وجود مقدس امام زمان پناهگاه انسانها

خدا رحمت كند امام(رضوان الله تعالي عليه) را مي فرمود: اينها با ما دشمني ندارند بلكه با اسلام دشمني دارند. ما اسلام را كنار بگذاريم همكاري مي كنند، اينها تا ما را از حقيقت دين مان و تشيع و اسلام جدا نكنند دست بردار نيستند. تمام اين فتنه هاي پيچيده براي همين است. اگر جامعه شيعه بخواهد در مقابل اين فتنه هاي پيچيده و عظيم؛ در مقابل دستگاه عظيم شيطان كه آن همه رياضت كشيد و قدرتش هم بسيار فراوان است و به تمام كره زمين رفت و آمد دارد و به معنايي هم اشراف دارد؛ دستگاهی که به باطن ها و به بعضي از اخبار غيبي راه دارد؛ اگر بخواهد استقامت كند و مطهر و پاك بماند تنها راه همان امام که کهف حصین است می باشد. اگر جامعه شيعه بخواهد در مقابل آن جريان و دستگاه پيچيده شياطين جن و دستگاه سقيفه که بسيار ضلالت تاريخي بزرگی است، سالم بماند تنها راه همان است. او كهف، غياث و ملجأ است. اگر مي خواهيد اين شئون در ما پيدا شود، تنها راه كه خدا قرار داده اوست و به حضرت آدم هم همين را مي فرمايد: كه تو و نسلت بايد در زمين زندگي كنيد اما هدايت را فرستاد. آن هُدايي كه خدا فرستاده، آن نور امير المؤمنين و وجود مقدس امام زمان می باشد.

اين وجود مقدس هم احاطه اش از شيطان بسیار بيشتر است. اگر شيطان جنودي دارد و از طريق جنودش مشرف به ماست و آن را دريافت مي كند که: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاس»(بقره/143)، امام(عليه السلام) هم شاهد بر ظاهر و هم شاهد بر باطن ماست و از ما به خودمان نزديكتر است که فرمود: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد»(ق/16). روایات این آیه را که خداوند متعال به ما نزديكتر است اینگونه معنا مي كند: وليّ الهي از رگ گردن هم به ما نزديكتر است. از ديگران به ما نزديكتر است. محال است جامعه يا فردي در باطن خودشان دستي دراز كنند و حضرت متوجه نشود و اين دست را خالي برگرداند. لذا تنها تكيه گاه در مقابل اين دستگاه عظيم شياطين انس و جن كه فتنه هاي اجتماعي و تاريخي مي كنند، وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه است و راه ديگري هم وجود ندارد. راه به همين يكي منتهي مي شود. يك صراط وجود دارد و آن هم امام معصوم است. همه بايد در اين صراط باشيم و مابقي امور راحت است. راه نجات از شيطان هم این بزگواران هستند. اگر شيطان قدرت دارد حضرت بي ترديد محيط به دستگاه شيطان است. امام صاحب اسم اعظم اعظمِ الهي است. خود آنان اسم اعظم كلي در جامعه اند. اشراف، احاطه، قدرت، خيرخواهي، همه اسماء الحسناي الهي در آنها ظاهر است،. رحمت و قدرت الهي، عزت و حكمت الهي، علم الهي و خيرخواهي براي ما، همه و همه در اين وجود مقدس قرار و به ما محيط و مشرف است. محال است كسي ولو در قلبش دستي به سوي امام زمان دراز كند و حضرت متوجه نشوند و اجابت نكنند. بلكه اگر صدايي مي زند، آن صدايي هم كه مي زند از آن طرف آغاز شده، بنابراين اين توجه به امام(عليه السلام) راهگشاي ماست.

امشب آغاز امامت وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه است. اميدوارم خداوند متعال همه ما را بهره مند از وجود مقدس قرار بدهد و به همه ما توفيق بدهد و عيدي ما را ظهور وجود مقدس امام زمان و غلبه اسلام و تشيع و سربلندي دوستان حضرت در جهان قرار بدهد.

پی نوشت ها:

(1) البلد الأمين و الدرع الحصين، النص، ص: 186

(2) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 86، ص: 307

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 617

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 132

(5) زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص: 328

(6) التوحيد (للصدوق)، ص: 155

(7) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 179

(8) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 146

(9) معاني الأخبار، النص، ص: 132

(10) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 97، ص: 362

(11) كامل الزيارات، النص، ص: 177