نسخه آزمایشی
شنبه, 24 آذر 1397 - Sat, 15 Dec 2018

در حرم مطهر حضرت معصومه/ بررسی حقیقت ذکر و کثرت یاد خدا و آداب و آثار مترتبه

متن زیر سخنرانی آیت الله میرباقری به تاریخ 5 فروردین ماه سال 95 است که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است. ایشان در این جلسه در ابتدا با اشاره به آیاتی از قرآن آداب ذکر و ثمره آن که رسیدن به مقام عندالرب است را بیان فرمودند و سپس آثار و برکات ذکر کثیر و مداومت بر آن را برشمردند. در ادامه ایشان دعا را یكی از مهم ترین مصادیق ذكر خدای متعال معرفی کردند که همانا ذكر، یاد و توجه به خدای متعال است و یكی از مهم ترین خصوصیات دعا این است که از زبان معصوم است چراکه همه حقایق از عالم بالا نازل می شود و از مسیر معصوم عبور می كند و دعا هم همینطور است. در ادامه بحث آداب دعا اشاره می شود. انسان وقت دعا را بخصوص انتخاب كند، از دعاهای معصومین بخواند، امید به اجابت داشته باشد، اسماء حسنای الهی را یاد كند، قبل و بعد از دعا صلوات بر پیامبر و آلش بفرستد و سعی كند دعایش همراه با حالت بكاء، خشوع و گریه باشد.

ذکر الهی و ثمرات آن

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. قرآن کریم می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِیرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِیلًا * هُوَ الَّذِی یصَلِّی عَلَیكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِیخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا»(احزاب/41-43) در این آیه شریفه خدای متعال خطاب به مومنین دستور به ذكر می دهد. در قرآن مكرر دستور به ذكر داده شده و گاهی آداب ذكر بیان شده است كه چگونه خدا را یاد كنید «وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِینَ»(أعراف/٢٠٥) پروردگارتان را در باطن و اندرون خود یاد كنید. كسی كه شما را آفریده و دائما دستگیری و هدایت می كند، با شما است و به شما از خودتان نزدیك تر است.

او را با حالت تضرع، التجاء و التماس و پنهانی و بدون آواز هر صبحگاهان و شامگاهان یاد کنید و اهل غفلت نباشید. یعنی حداقل از این ذكر غفلت نكنید. هم دستور به كیفیت ذكر است كه خدای متعال را در باطن، بدون سروصدا و با حالت تضرع و پنهانی یاد كنید و از این ذكر غافل نشوید.

سپس خدای متعال ثمرات این ذكر را بیان می كند؛ اگر كسی از این ذكر غافل نشد و پروردگار خود را هر صبح و شام یاد كرد نتیجه اش این است: «إِنَّ الَّذِینَ عِنْدَ رَبِّكَ لَا یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَیسَبِّحُونَهُ وَلَهُ یسْجُدُونَ»(اعراف/206) كسانیکه از این ذكر برخوردار هستند مقام عند الرب پیدا می كنند. علامه بزرگوار طباطبایی در تفسیرشان همین نکته را متذكر شدند؛ می فرمایند آیه دوم كأنه نتیجه آیه اول است. اگر كسی از این ذكر غافل نشد، نتیجه اش این است كه در محضر خدای متعال قرار می گیرد. خدای متعال همیشه با ما است اما بین ما و حضرت حق حجاب هایی است كه مانع هستند ما در محضر خدا باشیم، والا عالم محضر خدا است.

در دعای ابوحمزه ثمالی امام سجاد علیه السلام این تعبیر نورانی را تعلیم فرمودند: «أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیكَ قَرِیبُ الْمَسافَةِ، وَ أَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلَّا انْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ السَّیئَةُ دُونَكَ» كسی كه به سوی تو كوچ می كند راهش به تو بسیار نزدیك است. مشكل این است كه ما راحل به سوی خدا نیستیم؛ والا اگر كسی راحل شد راهش به سوی خدا نزدیك است. فرق راحل و مسافر این است که مسافر به سفر می رود ولی وطنش پشت سرش است می خواهد برگردد ولی كسی كه كوچ می كند وطنی ندارد وطنش پیش رویش است. كسی كه همه چیز را پشت سر می اندازد روی به تو می آورد راهش به تو نزدیك است. تو حجابی از بندگانت نداری آنچه حجاب ما است عمل خود ما است والا خدای متعال «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ»(حدید/3) است؛ ما حجاب داریم كه نمی توانیم قرب و حضور حضرت حق را درك كنیم. این حجاب ها با ذكر و توجه برداشته می شود.

این آیه شریفه سوره اعراف نتیجه آیه قبلش است كه اگر كسی پروردگار و رب خود را در درون خود، بدون جهر و سروصدا، با حالت تضرع هر صبح و شام یاد كند نتیجه اش این است كه حجاب ها برداشته می شود و در محضر پروردگار قرار می گیرد. اگر اینطور شد مشمول چند صفت می شود که در ادامه آیه آمده است؛

صفت اول «لَا یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ» حالت خشوع و بندگی درون بنده پیدا می شود، استكبار، سرزدن از بندگی خدا، رویگرداندن و احساس خودیت كردن از انسان برداشته می شود؛ نتیجه اینكه انسان در محضر خدا قرار بگیرد، حالت خشوع و بندگی است.

«وَیسَبِّحُونَهُ» آنهایی كه حجاب بین آنها و حضرت حق برداشته می شود در محضر پروردگارشان هستند دائما پروردگارشان را تسبیح می كنند؛ تسبیح خدای متعال یكی از مهم ترین اذكار است؛ انسان هیچ عیب و نقصی در كار خدای متعال نبیند. وقتی انسان از منظر خود به عالم نگاه می كند هزار عیب می بیند و این عیب ها را العیاذ بالله از جانب خدای متعال می داند؛ مثل كودكی كه در مدرسه از منظر خود به مدرسه نگاه می كند همه چیز آنجا اشكال است نظمش، سخت گیری ها، مجازات ها و غیره اشكال است؛ ولی اگر از منظر معلم نگاه كند همه آنهـا لازم و در جای خود مفید هستند. ما وقتی از منظر خودمان به عالم نگاه می كنیم عیب ها را از جانب خدای متعال می دانیم، یا آنچه عیب نیست را عیب می بینیم، یا عیب هایی كه ناشی از خود ما است به خدای متعال نسبت می دهیم. ولی اگر كسی در محضر خدای متعال قرار گرفت می تواند خدای متعال را تسبیح كند؛ می فهمد در كار او هیچ عیبی نیست. بسیاری از آنچه ما عیب می بینیم جمال است، ما بد می فهمیم؛ برخی از آن هم عیب است ولی منسوب به ما است، ربطی به خدای متعال ندارد ما به وظیفه خود بد عمل كردیم. بنابراین صفت دوم كسانی كه اهل ذكر هستند این است كه خدای متعال را تسبیح می کنند.

«وَلَهُ یسْجُدُونَ» كسانی كه در مقام قرب حضرت حق قرار می گیرند دائما در حال سجود هستند؛ منحصراً برای او حالت تواضع، سجود و قرب درونشان پیدا می شود؛ و این صفت سوم است.

بنابراین گاهی اوقات در قرآن دستور مطلق به ذكر داده شده است «فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ»(بقره/١٥٢) شما یاد من باشید؛ اگر شما به من توجه كردید من به شما توجه خاص می كنم؛ نتیجه ذكر این است كه خدای متعال به بنده توجه خاص می كند و هیچ چیزی به بنده نمی رسد مگر در حالی که خدای متعال به او عنایت كند. گاهی دستور ذكر خاص است «وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِیفَةً» در این آیه خدای متعال دستور به ذكر با یك كیفیت خاص داده است. امام صادق علیه السلام طبق حدیثی كه در كافی از ایشان نقل شده، فرمودند: خدای متعال برای تكالیف، حدودی قرار داده. روزه ماه رمضان یك ماه است؛ حج اگر انسان مستطیع شد در عمرش یك بار است؛ ولی خداوند برای ذكر خود حد قرار نداده است كه بگوید در شبانه روز یك ساعت یا سالی یک بار به یاد من باشید اینطور نیست، خداوند حدی قرار نداده و به كم هم قانع نشده فرموده: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِیرًا»(احزاب/41) اهل ذكر خدای متعال باشید و ذكرتان هم ذكر كثیر باشد.

ذکر کثیر و آثار آن

در روایات ذکر کثیر را معنا کرده اند. یكی از روایاتی كه ذكر كثیر را معنا و برای آن مصداق بیان كرده همان حدیثی است كه قبلا ذکر شد. امام صادق علیه السلام وقتی این حدیث را بیان كردند فرمودند: پدر بزرگوار من امام باقر علیه السلام دائما زبانش به ذكر خدا مشغول بود. البته ذكر، هم ذکر زبانی و هم ذكر قلبی است همه اعضا و جوارح انسان، ظاهر و باطن انسان ذكری دارد؛ یك قسم آن ذكر زبانی است كه زبان انسان مشغول ذكر باشد كه اگر خوب انجام شود مقدمه این است كه آرام آرام قلب انسان هم قلب ذاكر شود، ذكر بگوید و متوجه حضرت حق شود. حضرت فرمودند پدر بزرگوار من دائما زبانش مشغول به ذكر بود؛ سر سفره نشسته بود، با دیگران حرف می زد، در راه تشریف می بردند، همیشه زبانشان به ذكر مشغول بود؛ گاهی زبانشان به كامشان چسبیده بود تهلیل می گفتند ذكر «لا إله إلا الله» را بیان می فرمودند. و بعد فرمودند پدر بزرگوارم ما را بین الطلوعین بیدار نگاه می داشت و دستور به ذكر می داد، كیفیت ذكر هم اینگونه بود: آنهایی كه قرآن بلد بودند می فرمود تلاوت قرآن كنند، آنهایی كه قرآن بلد نبودند به ذكرهای دیگر مشغول بودند، ما بین الطلوعین مشغول ذكر بودیم. بعد حضرت فرمودند در خانه ای كه ذكر خدا باشد و تلاوت قرآن انجام شود، چند خصوصیت پیدا می كند.

حضرت در بیان خصوصیات خانه اهل ذکر فرمودند: یك اینكه بركات الهی در این خانه نازل می شود؛ خانه با بركت و بی بركت بسیار متفاوت است بعد از پنجاه سال نسلش را نگاه می كنی دو نسل یكی با بركت، یكی بی بركت و غیره. فرمودند خدای متعال بركاتش را بر خانه اهل ذکر نازل می كند، شیاطین از این خانه دور می شوند، ملائكه در این خانه نازل می شوند؛ یعنی در خانه ای كه قرآن خوانده می شود و ذكر خدا است، محل رفت و آمد شیاطین نیست؛ بالعكس حضرت فرمودند اگر غفلت و معصیت در خانه بود محل رفت و آمد شیاطین می شود، انسان هم نفس با شیاطین می شود و نفس آنها انسان را آلوده می كند ما چه ببینیم و چه نبینیم. در خانه ای كه معصیت است شیاطین رفت و آمد می كنند. فرمود اگر در خانه ای قرآن خوانده شد ذكر خدا شد، شیاطین از این خانه رخت می بندند و ملائكه در این خانه نازل می شوند انسان همنشین ملائكه می شود؛ ببیند یا نبیند این مجالست با ملائكه آدم را ملكوتی و اهل عالم بالا می كند.

بعد فرمودند در خانه ای كه قرآن تلاوت می شود این خانه به نور قرآن نورانی می شود چون قرآن سراسر نور است؛ خدای متعال می فرماید: «كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»(ابراهیم/١) پیامبر ما! ما قرآن را به تو نازل كردیم تا بوسیله این كتاب مردم را از ظلمات به سمت نور به اذن پروردگارشان بیرون آوری؛ قرآن سراسر نور است. اگر در خانه ای قرآن خوانده شود گویا این خانه به حقیقت قرآن متصل می شود، انوار قرآن در این خانه ساطع می شود و درخشش نور قرآن در این خانه به حدی زیاد است كه برای آسمانی ها و ملائكه مانند ستاره بر ما می درخشد و پیدا است. البته نور قرآن در خانه ای كه قرآن تلاوت می شود برای همه كس مشهود نیست، مشهود ملائكه است؛ اگر كسی از جنس ملائكه شود و چشم ملكوتی پیدا كند، او هم می تواند نور تلاوت قرآن را بفهمد و می تواند انوار قرآن را مشاهده كند ولی در صورت عادی فرمود ملائكه از نور این خانه استفاده می كنند مانند اینكه شما از نور ستاره ها استفاده می كنید.

بعد حضرت فرمودند: بالعكس اگر در خانه ای غفلت و معصیت بود و ذكر خدا نبود، ملائكه از این خانه رخت می بندند، بركت از این خانه می رود و شیاطین در این خانه می آیند. اهل این خانه ناخودآگاه شیطان زده هستند، اهل توجه و حضور نیستند؛ آثاری از شیطان زدگی درونشان پیدا می شود همنشین شیطان می شوند.

بنابراین مصداقی از ذكر كثیر این است كه آدم دائما مشغول به ذكر باشد قلب، زبان، اعضاء و جوارح، گوش، چشم، همه مشغول ذکر باشد؛ آنوقت این ذكر مصادیقی دارد. از ذكر زبانی تا ذكر عملی تا آنجا كه انسان مراقبه كند، هر معصیتی پیش آمد بخاطر خدا این معصیت را ترك كند، هر واجبی متوجه او شد بخاطر خدا انجام دهد؛ این اصل ذكر می شود از ذكر زبانی و ذكر قلبی شروع می شود تا انسان دائم الذكر می شود. همه اعضاء و جوارحش مشغول به بندگی خدا و انجام وظایف است، این ذكر حقیقی است.

اگر انسان اهل ذكر كثیر و مداومت در ذكر شد، ابتدا اوقات غفلت انسان بر اوقات ذكرش غالب می شود؛ اگر انسان تمرین كرد در وقت هایی كه متوجه است نگذاشت غفلت به سراغش بیاید؛ گاهی در هنگام خواندن نماز انسان ناخودآگاه ذهن و روحش از نماز خارج می شود؛ ممكن است خدای متعال این را عفو كند البته نباید باشد اگر كسی مقدمات و موخرات نماز را آماده كند از اول تا آخر نماز باید در حال حضور و معراج باشد. حالا فرض كنیم یك موقعی غفلتا از نماز خارج شد وقتی متوجه می شود دیگر نباید اجازه غفلت دهد باید خود را حفظ كند.

خدا حفظ كند عزیزی می گفت اگر در نماز خانه ای می سازی به پنجره اش رسیدی یادت افتاد دیگر نساز، اگر یك مساله علمی حل میكنی به گره اش رسیدی متوجه شدی وسط نماز هستی آن گره را حل نكن بگذار بعد از نماز و آن را دنبال نكن. در بقیه اوقات هم همینطور. انسان در اوقاتی كه غافل است اگر خدای متعال او را متذكر كرد، این ذكر را ادامه دهد كم كم اوقات غفلتش كم و اوقات ذكرش افزایش می یابد؛ اگر استمرار پیدا كرد، انسان همه احوال بیداری اش ذكر می شود؛ غذا می خورد و می خوابد ذاكر است. كم كم خوابش هم ذکر می شود. یعنی در خواب همین كه می خوابد ذكر خواب شروع می شود تا از خواب بیدار شود.

خواب یکی از سرمایه های بسیار بزرگی است که خدای متعال به انسان داده است. فرمود «اللَّهُ یتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا»(زمر/٤٢) انسانی كه می خوابد مهمان خاص خدا است. ولی اگر اهل فكر نباشد در غفلت است؛ اگر اهل ذكر باشد او را به عالم بالا می برند؛ بسیاری از حقایقی كه به اولیاء خدا داده می شود در خواب است. یكی از بهترین مبشرات و بشارت ها برای مومنین خواب های شیرین و خوبی است كه می بینند که مختص انسانهایی است كه مراقبه می كنند. اگر انسان در ذکر حالت بیداری استمرار پیدا كند، قبل از خواب مراقبه بر ذكر كند در غفلت نخوابد خوابش هم ذكر می شود این ذكر كثیر است.

ذکر کثیر این است که همه احوال انسان حال توجه ظاهری و باطنی به خدای متعال باشد، حال توجه انجام وظیفه باشد، دیگر هیچ حرامی از این آدم ذاكر سر نمی زند چراکه انجام معصیت غفلت است، هیچ واجبی از او زمین نمی ماند بلكه هیچ مستحب و مكروهی نیست الا اینكه رعایت كند این دوام ذكر است. سپس خدای متعال فرمود نتیجه این ذكر این است «هُوَ الَّذِی یصَلِّی عَلَیكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِیخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا»(احزاب/٤٣) خدای متعال و ملائكه او بر شما صلوات می فرستند. اگر شما اهل ذكر كثیر شدید، بسیار یاد خدا بودید، خدای متعال و به تبع آن ملائكه الهی بر شما صلوات می فرستند. نتیجه صلوات خدای متعال برشما این است كه شما را از ظلمات به سمت نور بیرون می برد. از ظلمت گناه، غفلت، صفات رذیله، شرك و همه بدی ها که وادی ظلمات و اولیاء طاغوت است به سمت نور بیرون می برد.

خدای متعال انسان را با صلوات خود از ظلمات به سمت نور، از ظلمات ذنوب به سمت نور توبه، از صفات رذیله به سمت صفات حمیده، از شرك به سمت توحید بیرون می برد؛ «اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»(بقره/٢٥٧) این اثر ذكر خدای متعال است بخصوص اثر ذكر كثیر كه انسان را از ظلمات به سمت وادی نور بیرون می برد. «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»(نور/٣٥) انسانی كه دائما در حال ذكر خدا است خدای متعال هم دائما بر او صلوات می فرستد و این صلوات دائمی سیر انسان را در وادی نور قرار می دهد و در درجات قرب، معرفت و نورانیت دائما رشد می كند.

دعا از مهمترین مصادیق ذکر

این مقدمه این نكته بود كه از مصادیق مهم ذكر یك، تلاوت قرآن است که در جلسات گذشته عرض شد. امشب چند جمله كوتاه عرض می كنم. یكی از مهم ترین مصادیق ذكر خدای متعال دعا است. دعا، ذكر یاد و توجه به خدای متعال است. در دعا دو چیز اتفاق می افتد. هم انسان فقر، عجز، اضطرار و ناچاری خود را نسبت به خدای متعال می بیند و هم غناء، رحمت، وسعت و بخشش خدای متعال را می بیند؛ آنوقت فقر خود را به خدای كریم عرضه می كند و دائما از او می خواهد كه این فقر، نیاز و عجز را از او مرتفع كند ما عبادتی بهتر از این نداریم.

در جلسه گذشته اشاره كردم در باب فضیلت قرآن ثواب های متعددی است؛ در حدیثی حضرت فرمود اگر كسی قرآن را در نماز در حال ایستاده بخواند در مقابل هر حرف قرآن نه یك كلمه، نه یك آیه، هر حرف الف لام میم صد حسنه به او می دهند، صد گناه و سیئه از او پاك می كنند و صد درجه او را بالا می برند. این خاصیت نورانیت قرآن است. اگر قرآن را در نماز نشسته بخواند در مقابل هر حرف پنجاه حسنه می دهند، پنجاه درجه اضافه و پنجاه سیئه او را پاك می كنند. اگر در خارج از نماز باشد فرمود در مقابل هر حرف ده حسنه می دهند، ده سیئه را پاك و ده درجه اضافه می كنند.

اما در روایت هست که به امام صادق عرض كرد من نماز می خوانم دو نفر با هم مشغول نماز می شوند نمازشان یك موقع شروع و یک موقع هم تمام می شود. فرض كنید در بقیه جهات هم با همدیگر مساوی هستند. همزمان شروع و همزمان تمام كردند. یكی از آنها در نماز بیشتر سور طولانی قرآن را خوانده؛ فرض كنید اگر نماز نیم ساعت طول كشیده در نمازش یك جزء یا نیم جزء قرآن خوانده است، دیگری در نمازش بیشتر دعا خوانده است؛ كدامیك از این دو نماز افضل است؟ امام صادق ابتدا جواب ندادند فرمودند هر دو نماز بسیار خوب است. اصرار كرد گفت می خواهم بدانم كدام نماز افضل است که من همانطور نماز بخوانم. حضرت فرمودند كسی كه در نمازش بیشتر دعا خوانده افضل است از كسی كه بیشتر قرآن خوانده. این فضیلت دعا است.(1)

در روایات ما بسیار روی دعا و فضیلت آن تاكید شده است. زراره از امام باقر علیه السلام نقل می كند، سند آن سند صحیحه ای است، در كافی نقل كرده حضرت آیه را معنا كردند «إِنَّ الَّذِینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»(غافر/60) آنهایی كه از عبادت سر باز می زنند در مقابل خدای متعال تکبر می كنند... آنچه مانع عبادت است، استكبار است. انسان اگر حالت خضوع و خشوع داشته باشد از بندگی خدا سر باز نمی زند. كبریا برای خود حساب كردن، حساب برای خود باز كردن. خدای متعال می فرماید نگاه نكن، من چرا نگاه می كنم؟ ریشه این نگاه کردن در این است كه برای خود ملك و ملكی در عرض خدا می بینم، اختیارم را دست خودم می بینم والا اگر كسی برای خودش هیچ قائل نبود همه كبریاء را برای خدا قائل بود چرا به حرف خدا گوش نكند؟ خدای متعال در این آیه می فرماید: آنهایی كه از عبادت من استكبار می كنند، با خواری وارد جهنم می شوند. آنهایی که در مقابل من خضوع نمی كنند به ذلت می افتند اما ذلت در آتش.

در دعای سحر ماه رمضان آمده است «أَسْأَلُكَ خُشُوعَ الْإِیمَانِ قَبْلَ خُشُوعِ الذُّلِّ فِی النَّار»(2) ایمان آدم را خاشع می كند اگر كسی قلبش به نور ایمان نورانی شد در مقابل خدای متعال خاشع می شود ولی آنهایی كه با ایمان خاشع نمی شوند وقتی به جهنم می روند آتش جهنم را می بینند، خشوع پیدا می كنند آن خشوع ذل است، خیلی قیمت ندارد. اما خشوع ایمان كه آدم قبل از اینکه آتش جهنم را ببیند در مقابل خدا خاشع شود بسیار با ارزش است. خدای متعال می فرماید آنهایی كه از عبادت من تكبر می كنند و با خودبینی و استكبار از بندگی روی بر می گردانند موقعی در جهنم خاضع می شوند، آنها با ذلت وارد جهنم می شوند.

حضرت فرمود در اینجا مقصود از عبادت دعا است؛ «إِنَّ الَّذِینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی» آنهایی كه برای خود شأن قائل هستند، التماس و التجاء نمی كنند، خود را فقیر نمی بینند. بعد فرمودند: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الدُّعَاء قُلْتُ: إِنَّ إِبْراهِیمَ لَأَوَّاهٌ حَلِیمٌ؟ قَالَ الْأَوَّاهُ هُوَ الدَّعَّاء»(3) پر فضیلت ترین عبادت دعا است. فرمود خدای متعال وقتی می خواهد ابراهیم خلیل را مدح كند می فرماید حضرت ابراهیم أوّاه بود حضرت فرمودند أوّاه یعنی دائما در خانه خدا ناله می كرد. این صفت حضرت ابراهیم خلیل است. خدای متعال وقتی می خواهد پیامبر اولوالعزم و معلم توحید خود را توصیف كند می فرماید حضرت ابراهیم أوّاه بود حضرت فرمودند یعنی خیلی دعا می كرد.

در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام سوال شد كدامیك از عبادات افضل است؟ حضرت فرمودند هیچ چیز در نزد خدای متعال پر فضیلت تر از این نیست كه آنچه در نزد او است از او خواسته شود. در روایات آمده است فرمود اگر می خواهید در نزد مخلوق عزیز شوید، چشمتان را از آنچه كه در دست مخلوقات است ببندید؛ اگر چشم به دارایی هایشان دوختید عزیز نمی شوید عزتتان از بین می رود. بالعكس اگر می خواهید در نزد خدای متعال عزیز شوید طمع كنید از آنچه كه در نزد خدا است بخواهید تا در نزد خدای متعال عزیز و آبرومند شوید.

این اصل دعا است بنابراین افضل عبادات و ذكرها دعا كردن در محضر خدای متعال است. لذا انسان در شبانه روز باید وقتی را برای مناجات با خدای متعال فارغ کند؛ آرام آرام این وقت را توسعه دهد تا همه شبانه روزش دعا شود. انسان دائما اوّاه باشد؛ كشكولش دستش باشد در باطن خود و در ظاهر مشغول التماس و التجاء به خدای متعال باشد؛ هر جا که نشسته در جمع هم نشسته دلش پیش خدا و مشغول التماس و التجاء به حضرت حق باشد.

انسان فرصتی را برای دعا خالی كند. می دانید فرصت هایی كه برای اجابت دعا است، موقع زوال و وقت ظهر است. در روایات دارد بعد از نمازها هر مومنی یك دعای مستجاب دارد، وقتی كه باران نازل می شود، وقتی كه خون شهیدی بر زمین ریخته می شود؛ در سحر دعا مستجاب است.

خصوصیات دعاهای معصومین

یكی از بهترین اوقاتی كه انسان می تواند انتخاب كند وقت سحر است. انسان یك فراغتی در شبانه روز برای تلاوت قرآن، برای توسل، برای دعا و مناجات قرار دهد. و در این فرصت سعی كند كه مناجات هایی را که معصومین علیهم السلام سفارش کرده اند را بخواند. دعا كردن بسیار خوب است؛ انسان هر دعایی که می داند را بخواند و از خدا بخواهد. اگر بیكار نشسته مشغول التجاء به حضرت حق باشد تا آرام آرام انس با حضرت حق پیدا كند غفلت هایش از بین رود. ولی بهترین دعاها، دعاهایی است كه از معصومین نقل شده مثل ابوحمزه، كمیل، صحیفه سجادیه، صحیفه علویه، مناجات خمس عشر، دعای مكارم الاخلاق و آنهایی كه الحمدلله بزرگان زحمت كشیدند در اختیار ما قرار گرفته، دعایی كه معصوم بیان كرده و به زبان معصوم است.

دعای معصوم خاصیت های فراوانی دارد؛ یك اینكه خواسته هایی كه در آن دعا است خواسته های مهمی است كه ما به آن نیاز داریم. دوم اینكه دعاهایی كه از زبان های معصومین علیهم السلام است دعاهای متعادلی است. انسان نیازهای متنوع و کثیری دارد. گاهی دعاهایش كاریكاتوری است عكس های كاریكاتورها را دیدید اینطور نیست كه دروغ بگویند چشم را می كشند بقیه اندام انسان را هم می كشند ولی تناسبش بهم می خورد. گاهی انسان روی بعضی از دعاهایش بیش از ارزشی كه آن حاجت است التجاء و تكیه می كند ولی دعایی كه از معصوم می رسد همه خواسته ها به اندازه و به جا با زبان معصوم بیان شده که یكی از مهم ترین خصوصیات دعا از زبان معصوم است. چون بعضی از بزرگان می گویند ذكر اجازه می خواهد؛ این را در باب معصوم می شود قبول كرد. اگر معصوم به انسان اجازه ذكر و دعا داد، او پشتیبانی می كند و با پشتیبانی او این ذكر و این دعا واقع می شود، این در مورد معصوم قطعا درست است. آنوقت دعایی را كه معصوم اجازه خواندنش را داده و دعای معصوم است اذن و اجازه معصوم موجب می شود كه آن حمایت معصوم پشت دعا قرار گیرد و دعا اثر كند. بزرگان ذكر خیلی روی این مطلب تاكید می كنند این در مورد معصوم قابل قبول است ولی در مورد غیر معصوم خیلی قابل قبول نیست؛ وقتی معصوم اجازه ذكر می دهد خودش ذكر را پشتیبانی می كند.

كوره های آهنگری قدیم را دیده اید آنها اینطور بودند که یك نفر یک طرف كوره می ایستاد فولاد یا آهن را در آتش گداخته می كرد وقتی حرارت پیدا می كرد گداخته می شد چكش می زد و آن را شكل می داد شمشیر یا چاقو می ساخت. در طرف دیگر کوره یک نفر می ایستاد و در کوره می دمید تا كوره داغ شود؛ اگر او نمی دمید كوره خاموش می شد هر چقدر هم آن طرف آهنگر بایستد چكش بزند خاصیت ندارد. بعضی گفتند ذكر ما و اجازه معصوم اینطور است؛ آن نفسی كه می دمد تا كوره را داغ كند عنایت معصوم است دعای معصوم اینگونه است. اگر انسان با زبان امیرالمومنین دعا كرد عنایتی كه حضرت می كنند، حال دعا در انسان ایجاد می كند. این را عرض كنم همه حقایق از عالم بالا نازل می شود و از مسیر معصوم عبور می كند؛ دعا هم همینطور است. در دعایی كه معصوم كردند حقیقت دعا از مسیر معصوم نازل می شود به ما می رسد آنوقت دعای حقیقی می شود.

آداب دعا

دعا آدابی دارد که كوتاه عرض می كنم. قبل از دعا توجه به خدای متعال، ذكر اسماء حسنای خدا، بستگی به حاجتی كه انسان دارد اسمای خدا را یاد كند؛ به كرم و جود خدا توجه كند، به اینکه خدا سمیع است می شنود، مهربان است، حكیم است، قادر و بخشنده است؛ دستور دادند این صفات خدای متعال را یاد كنید. نكته آن این است كه اگر انسان به اسماء حسنای خدای متعال توجه پیدا نكند دعا واقع نمی شود. در روایات فرمودند وقتی دعا می كنی حاجت خود را پشت در ببین. دعا اینطور است كهف الإجابة است در روایات آمده است همانگونه كه از ابر باران می بارد از دعا اجابت حاصل می شود؛ در اجابت شك نكنید یک نکته اینكه دعاها اجابت نمی شود این است كه دعا نیست. بسیاری از دعاهای ما تیر در تاریكی انداختن است ما كه خدای متعال را حاضر نمی بینیم دعای ما دعا نیست؛ اگر ما یك قرضی داشته باشیم، یك پدر مهربان، حكیم، عاقل، توانا و ثروتمند هم داشته باشیم همین كه حاجتمان را به او بگوییم كه قرض داریم احتیاج داریم یقین داریم اجابت می شود. این حداقل حسن ظن بالله است که آدم خدای متعال را سمیع، حاضر و مجیب ببیند والا دعا نمی شود، می شود تیر در تاریكی انداختن.

بخصوص در دعاهای با عظمت، آدم دعاهای بلند را كه می خواند باورش نمی شود كه خدا مقام رضا به او می دهد؛ دعای كمیل را می خواند باورش نمی شود خدا همه آن خواسته ها را اجابت می كند. به چه دلیل وقتی دعای كمیل را می خوانیم اطمینان نداریم كه خدا همه آن خواسته های بزرگ را به ما می دهد؟ به خصوص بعضی دعاها. مثلا در دعای سحر جمعه آمده است «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ هَبْ لِی الْغَدَاةَ رِضَاك وَ أَسْكِنْ قَلْبِی خَوْفَكَ وَ اقْطَعْهُ عَمَّنْ سِوَاكَ حَتَّى لَا أَرْجُو وَ لَا أَخَافُ إِلَّا إِیاك»(4) خدایا صبح كه طلوع می كند مقام رضای خود را به من عطا كن. خیلی مقام بالایی است آدم باورش نمی شود واقعا ممكن است اجابت شود آدم اهل مقام رضا شود؟ خدایا صبح كه دمید شب جمعه گذشت خدایا خوف غیر خودت را از دل من بیرون كن امید به غیر خودت را از دل من بیرون كن تا از غیر تو نترسم به غیر تو امید نداشته باشم. آدم باورش نمی شود می گوید واقعا می شود؟ در حالیكه سفارش شده وقتی دعا می كنی حال تو به گونه ای باشد که اجابت را پشت در خانه ات ببینی و حسن ظن به خدای متعال داشته باشی.

علت اینکه حسن ظن پیدا نمی شود چیست؟ چون انسان خدای متعال را به صفات حسنی نمی شناسد. اینكه خدای متعال اولا خزانه اش بی منتها است، همه صفات كریمه را به آدم بدهد چیزی از او كم نمی شود. ثانیا می شنود، ثالثا خدای متعال مجیب و اجابت كننده است. اینكه می گویند اسماء حسنای خدا را یاد كنید برای این است كه بتوانید دعا كنید، برای اینكه این دعا حتما اجابت می شود.

بنابراین آداب دعا این است كه انسان وقت دعا را بخصوص انتخاب كند بعد هم دعاهای معصومین را بخواند و امید به اجابت داشته باشد. اسماء حسنای الهی را یاد كند. قبل از دعا صلوات بر پیامبر و آلش بفرستد، چون در روایات آمده است که همه خیراتی كه به ما می رسد ثمره صلوات خدا بر نبی اكرم و اهل بیت است؛ هر خیری که به ما می رسد اول از مسیر الهی كه خیرات نازل می شود، به حضرت نازل می شود و بعد به ما می رسد لذا همه حاجات مومنین كه برآورده می شود حاصل صلوات بر نبی اكرم و اهل بیت است. بهشت مومنین، دنیایشان، همه خیراتِ صلوات خدا بر ایشان است. در روایت آمده است كه قبل و بعد از دعا حتما صلوات بفرستید تا دعا مستجاب شود؛ و شك نكنید. در روایات آمده است وقتی دستی بالا رفت از فضل خدا دور است كه این دست را خالی برگرداند، یك خیری در این قرار می دهد. لذا می گویند وقتی دعا می كنید دست خود را به صورت بمالید آن فضل الهی را دریافت كنید.

نكته دیگری را هم در دعا گفتند این است كه سعی كنید كه دعا همراه با حالت بكاء، خشوع و گریه باشد. در روایات آمده است: «هُوَ سَاجِدٌ بَاك»(5) نزدیك ترین حالت بنده به خدای متعال حالت بكاء در سجده است. این بكاء از سر خوف خدا و از سر رغبت به رحمت خدا است. در روایات آمده است یكی از بهترین اشکها، اشكی است كه در اثر خوف و خشیت خدای متعال ریخته می شود یك قطره آن بی نهایت ارزش دارد.

این روایت در كافی شریف نقل شده است خدای متعال به موسی كلیم فرمود موسی محبوب ترین چیزی كه بندگان من با او به من نزدیك می شوند سه چیز است، موسی عرض كرد خدایا آنها چه هستند؟ خدای متعال فرمود زهد در دنیا، ورع از معاصی و بكاء از خشیت و خوف من. موسی كلیم پرسید مزد آنها چیست اگر كسی در دنیا زاهد و بی رغبت به دنیا شد، دل در گرو دنیا نداشت مزدش چیست؟ خدای متعال فرمود «أَمَّا الزَّاهِدُونَ فِی الدُّنْیا فَأُحَكِّمُهُمْ فِی الْجَنَّة وَ أَمَّا الْبَكَّاؤُونَ مِنْ خَشْیتِی فَفِی الرَّفِیعِ الْأَعْلى لَایشَارِكُهُمْ أَحَد وَ أَمَّا الْوَرِعُونَ عَنْ مَعَاصِی فَإِنِّی أُفَتِّشُ النَّاسَ وَ لَاأُفَتِّشُهُم»(6) آنهایی كه در دنیا زاهد هستند مزدشان این است كه در آخرت وارد بهشت می شوند. آنهایی كه آلوده به دنیا نمی شوند مزدشان این است كه اهل بهشت هستند. فرمود: آنهایی كه از خشیت من گریه می كنند مزدشان این است که در عالی ترین درجات بهشت هستند. در اعلی درجه مقامات رفیع كه در قرآن رفیع، اعلی معنا شده است. كسی با آنها در این مقام قرار نمی گیرد. این مقام مختص آنهایی است كه از خوف و خشیت من گریه می كنند. خشیت، خوف خاصی است كه از معرفت است؛ «إِنَّمَا یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»(فاطر/٢٨) هر خوفی خشیت نیست خشیت ناشی از معرفت است. در ادامه این روایت خدای متعال می فرماید آنهایی كه از معاصی من اجتناب می كنند، من روز قیامت بر همه سختگیری و تفتیش بر عمل می كنم اما نسبت به آنهـا هیچ تفتیش نمی كنم پرونده شان را باز نمی كنم. آنهایی كه اهل ورع از معاصی هستند خدا پرونده شان را باز نكرده امضاء می كند.

صلوات های معصومین از بهترین دعاها

این بعضی از آداب دعا است. نکته مهم در دعا این است كه بهترین عبادت، خواستن از خداست و هر چه انسان دعایش بهتر باشد ارزشش نزد خدا بیشتر می شود؛ سعی كنیم در نزد خدای متعال بهترین دعاها را از خدای متعال كنیم. خواسته های خودمان در جای خود محفوظ، بهترین دعاها صلوات هایی است كه از معصومین علیهم السلام برای خودشان نقل شده است؛ ما دعایی بهتر از آن نداریم. دعاهایی كه برای امام زمان علیه السلام نقل شده و در مفاتیح آمده است.

بعضی ها كه دعا می خوانند صلوات را مقدمه قرار می دهند، اینطور نیست؛ اصل دعا صلوات است ما دعایی بهتر از صلوات نداریم. صلوات هایی که برای معصومین ذكر شده در مفاتیح است؛ دعای ضراب اصفهانی، صلوات امام حسن عسكری، چهارده صلوات برای چهارده معصوم، دعای امام رضا علیه السلام در حق امام زمان که قبل از زیارت جامعه كبیره محدَث قمی نقل كردند، دعای عصر غیبت از خود امام زمان، حرز حضرت سجاد، دعاهایی كه در حق معصومین است، صلواتی كه در اعمال عرفه مرحوم محدَث قمی نقل كردند و فرمود اگر كسی این صلوات را بفرستد نبی اكرم و اهل بیت را خوشحال می كند؛ این صلوات ها و دعاها را دعاهای اصلی خود قرار دهیم.

چون خدای متعال به اندازه ای كه در محضر او اعلام فقر می كنیم به ما توجه می كند. هر چه عظمت دعای ما بیشتر باشد مقاماتی كه خدای متعال به ما می دهد بیشتر است. خیلی نكته مهمی است حضرت فرمودند كه حضرت ابراهیم خلیل به مقام خلت رسید و خلیل الله شد. خدای متعال محبت خود را به او عطا كرد، خلیل و گداخته در محبت خدا شد، یكپارچه محبت بود و در محبت خدا می سوخت فرمود چون زیاد صلوات بر محمّد و آل محمّد می فرستاد.(7)

لذا تلاش شود انشاءالله دعای اصلی ما دعای برای امام زمان باشد. نه از باب اینكه معصوم محتاج است. معصوم هیچ احتیاجی به دعای ما ندارد. قرآن به پیامبر می فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِمْ بِهَا»(توبه/103) پیامبر ما از این مردم صدقه بگیر تو محتاج نیستی وقتی مالشان را دست تو می دهند جانشان پاك می شود رشد می كنند. دعا هم همینگونه است پیامبر هیچ احتیاجی به دعای ما ندارد «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی» (احزاب/٥٦) خدای متعال و ملائکه مرتب بر او صلوات می فرستند. چه احتیاجی به صلوات ما دارد؟ صلوات ما، ما را شریك صنع الهی می كند و خودمان پاك می شویم، معصوم هیچ احتیاجی ندارد. در روایات آمده است افضل خرج کردن اموال در راه خدا این است كه مالی را به معصوم برسانید هزار هزار برابر یا بیشتر از آن خدا ثواب می دهد. فرمود ولی شرط آن این است كه وقتی مال را به معصوم می رسانید معصوم را محتاج نبینید اگر محتاج دیدید مشرك می شوید. امام چه احتیاجی دارد؟ همه خزائن عالم در دست او است. دعا هم همینطور است اجابت دعا به امام است امام محتاج به دعای ما نیست ولی اثر دعاهایی كه از معصومین برای چهارده معصوم نقل شده تطهیر نفس انسان است؛ انسان را از محبت غیرخدا خالی می كند و نتیجه آن محبت خدای متعال و یقین برای خود انسان است. انشاءالله خدا به همه ما توفیق دهد دعای اصلی خود را در شبانه روز دعا برای معصوم قرار دهیم، در درجات بعد برای مومنین و در درجه نهایی برای خودمان دعا كنیم. در روایت آمده است كسی كه در حق مومنین دعا می كند، ملائكه در حقش دعا می كنند. معلوم نیست دعای ما مستجاب باشد اما دعای ملائكه انشاءالله مستجاب است.

در مورد دعاها یك نكته مهم این است که دعا بهترین وسیله برای رسیدن به مقامات است؛ آدم می خواهد تهذیب نفس پیدا كند، می خواهد از حسد نجات پیدا كند، می خواهد به یقین و مقامات توحیدی برسد، همه ریاضت ها و ذكرها سر جای خود ولی بهترین وسیله دعا است. هر مطلبی را از خدای متعال اصرار كنید و بخواهید حتما به شما می دهد؛ غیر از اینكه دعا دفع بلا می كند قضای مبرم و قطعی را برمی گرداند، هر حاجت مهمی که انسان دارد بخصوص برای اهل دل آنهایی كه می خواهند در مقامات سیر كنند راه رسیدن به حاجات دعا كردن است انشاءالله. دعا كنیم و با دعا و التماس از خدای متعال آن مقاماتی كه در انتظار اولیاء اوست بخواهیم؛ دعا بهترین راه تهذیب نفس است، انسان صفات رذیله را با دعا و التماس كردن از خود دور می كند. راهی بهتر از این وجود ندارد؛ صفات كریمه با دعا با التجاء و التماس به درگاه خدای متعال بدست می آید. السلام علیک یا اباعبدالله...

پی نوشت ها:

(1) تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏2، ص: 104

(2) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 598

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 466

(4) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏1، ص: 279

(5) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 483

(6) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 483

(7) علل الشرائع، ج‏1، ص: 34