نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 30 آبان 1398 - Thu, 21 Nov 2019

شب قدر در حرم مقدس رضوی/ رسیدن به امام سبب طهارت و رسیدن به رزق ها و برکت ها

متن زیر سخنرانی آیت الله سیدمهدی میرباقری است که به تاریخ 8 تیرماه سال 95 در حرم مقدس رضوی برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می کنند که خدای متعال، از همان آغاز خلقت بشر همواره به فکر هدایت او بوده و وسیله هایی برای هدایت بشر خلق نموده است؛ چرا که انسان با آن همه غرائز و امیال و خواسته های دنیایی به تنهایی قادر نیست طریق هدایت و رسیدن به خدا را شناخته و در آن گام بردارد. لذا خدای متعال با کمک وسیله هایی، به یاری انسان شتافته است. از مهم ترین آن وسیله ها وجود مقدس انبیا و ائمه هدی هستند که در طول حیات خود با بذل جان و مال خویش، به هدایت مردم پرداختند و خداوند نیز شرط سعادت بشر را در گرو پیروی از ایشان قرار داده است....

درک اضطرار و فقر خود، مهم ترین شرط استجابت دعا

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. باید خدا را شاکر باشیم که در شب قدر به ما توفیق داد که در حرم حضرت علی بن موسی الرضا ع حضور داشته باشیم؛ اما نکته مهم این است، اکنون که خداوند در شب قدر ما را گرد شمع وجود حضرت جمع کرده و همه چیز برای اجابت دعا آماده است، ما در این شب چه چیزی از خدای متعال بخواهیم؟ در ابتدا ما باید مضطر باشیم و حاجات خود را بفهمیم. بنده اگر منقطع شده و تکیه اش به اسباب از بین برود، حضور حضرت حق را درک می کند و می تواند از خدای متعال درخواست کند، مانند کسی که در حال غرق شدن است که در این حال، حالت انقطاع به شخص غریق دست می دهد و اضطرار و درک احتیاج به خدا در وجودش قوت می یابد.

ما باید حالت انقطاع پیدا کنیم و بدانیم همه چیزهایی را که به آنها تکیه می کنیم، تکیه گاه های خوبی نیستند؛ یک روز با ما نبودند و روزی هم ما را رها می کنند و ما خواهیم ماند و خدای متعال. انسان وقتی وارد عالم برزخ می شود به او خطاب می رسد که «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى‏ كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّة»(انعام/94) همانطور که دست خالی به دنیا آمده بودی، دوباره نیز دست خالی نزد ما بازگشتی. تلقی ما باید این باشد که هیچ یک از این تکیه گاه ها، برای ما مناسب نیستند و تکیه گاه ما، خدای متعال است و اگر هم اینها مانند زمین و آسمان و خورشید و پدر و مادر به ما امداد می رسانند، همگی لشکر خدا هستند و اگر خداوند لطفش را بردارد، هیچ کدام از اینها به ما عنایت نمی کنند؛ بنابراین ما باید به مرحله اضطرار برسیم و احساس کنیم که فقیر الی الله هستیم زیرا مقام دعا همین است و دعا یعنی اضطرارها و فقرهای خود را بفهمیم و بدانیم که سمع حاضری وجود دارد که خواسته ما را می شنود و مجیبی هست که از سر کرامت اجابت می کند.

اینکه می گویند وقتی دعا می کنید ابتدا اسما حسنی خدا را یاد کنید و عجله به خرج ندهید، به این دلیل است که انسان اگر بدون توجه به این اسما حسنی، دعا کند در واقع دعا واقع نمی شود چراکه دعا این است که انسان اضطرار و فقر خودش را بفهمد. همیشه باید، حالت انسان حالت غریقی باشد که در میان دریا کشتی اش شکسته و هیچ پناهگاهی ندارد؛ باید همیشه احساس کند که هیچ کس دست او را نمی گیرد. موحدین اینگونه هستند. اگر انسان این را فهمید که اسما حسنی خدا که مجیب و سمیع و مهربان و بخشنده و... است و اینها را یاد کرد، برای دعا کردن و از خدای متعال خواستن آمادگی پیدا می کند.

درخواست همه حاجات از خداوند

ما چه چیزی را باید از خدای متعال بخواهیم؟ در روایت است که همه چیز را از خدای متعال بخواهید زیرا خدای بزرگ ها، همان خدای کوچک هاست و انسان باید بفهمد که همه نیازهایش نیاز به خداست. امام فرمود نمک طعامتان را هم از ما بخواهید.(1) چون همین را هم کس دیگری برای ما خلق نمی کند. همان خدایی که به نیازهای بزرگ ما عنایت می کند، نیازهای کوچک ما را هم مرتفع می سازد؛ این خدا کریم است و ما نباید از او کم بخواهیم. ضرب المثلی هست که می گوید: شخصی به خدا عرضه داشت که خدایا این کوه ها را برای من طلا کن و اگر کسی چیز کمی ازت خواست، کورش کن. خدای متعال هم کوه ها را برایش طلا کرد و هم چشمش را کور کرد!

«مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ في‏ حَرْثِهِ وَ مَنْ‏ كانَ‏ يُريدُ حَرْثَ‏ الدُّنْيا نُؤْتِهِ‏ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصيب‏»(شوری/20) اگر کسی کل دنیا را هم بخواهد ما دریغ نمی کنیم و به او می دهیم اما به تعبیر قرآن کریم «قُلْ‏ مَتاعُ‏ الدُّنْيا قَليل‏»(نساء/77) همه دنیا اندک است و اگر همه دنیا را هم به انسان بدهند چیز کمی است. زمانی ما کودک بودیم و حاجاتی داشتیم، اگر الان همه آن بازیچه های دنیا را هم به ما بدهند ما را اقناع نمی کند زیرا ما بزرگ شده ایم؛ زمانی هم فرا می رسد که انسان از این دنیا بزرگتر می شود. بعضی از اولیا خدا را که از دنیا رفته اند، در خواب دیده بودند و از ایشان پرسیده بودند که آیا شما حاضرید به دنیا بازگردید؟ عرض کردند که اگر شما حاضرید به رحم مادرتان برگردید ما هم حاضریم به دنیا برگردیم.

یک وقت انسان از کل این دنیا بزرگتر می شود و دیگر این دنیا به درد او نمی خورد بنابراین حاجتهای بزرگی را که در مسیر دارد باید از خدای متعال بخواهد. یکی از مهم ترین چیزهایی که ما باید در این شب از خدای متعال بخواهد این است که از امام علیه السلام جدا نشویم. همه ماهایی که امشب در اینجا جمع شده ایم ممکن است که خطا و لغزشی هم داشته باشیم و شیطان تلاش کرده باشد که ما را به گناه بیندازد و در تلاش خود هم موفق شده باشد اما همین که امشب از راه دور و نزدیک به حرم امام رضا علیه السلام آمده ایم، امید بخش است و معنایش این است که هنوز امید به اصلاح و به نجات ما هست اما اگر شیطان خدای نکرده انسان را از امام علیه السلام جدا کرد دیگر هیچ چیز جبران این مطلب را نمی کند.

اگر یک روز علاقه و احساس فقر و محبت و انس به امام رضا و عظمتی که در بارگاه حضرت احساس می شود، از انسان گرفته شود و نسبت به امام بی تفاوت شد، کار مشکل می شود. شیطان به خدای متعال عرض کرد که تو مرا فریب دادی و من باید خلیفه می شدم؛ سپس گفت «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ‏ الْمُسْتَقيم‏» من سر راه مستقیم یعنی سر راه امام؛ امیرالمؤمنین؛ امام زمان می ایستم و نمی گذارم که مردم به امام برسند زیرا اگر به امام برسند کار تمام است. گفته است که از چهار طرف به ایشان حمله می کنم «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ‏ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ»(اعراف/17) با همه وجود نمی گذارم که به امامشان نزدیک شوند؛ در ادامه حرف عجیبی زده است، خیلی عجیب است! ولا تجدوا اکثرهم شاکرین؛ تو نعمت امام را برای اینها قرار دادی و امام، این صراط و حبل خدا به روی زمین آمده و لباس بشر پوشیده است اما اکثر اینان شاکر نخواهند بود. انسان باید این نعمت را قدر بداند و از خدای متعال بخواهد که رابطه ما با امام جدا نشود چراکه اگر با امام باشیم با همه خیرات هستیم.

این حدیث را فریقین نقل کرده اند که وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند: «مَثَلُ‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏ كَمَثَلِ‏ سَفِينَةِ نُوحٍ‏ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق»‏ مَثل اهل بیت من مثل کشتی حضرت نوح است که وقتی طوفان آمد و عذاب نازل شد همه غرق شدند مگر آنهایی که سوار شده بودند؛ هیچ راه نجاتی نبود. در قرآن نیز آمده که حضرت نوح به فرزندش فرمود: سوار بر کشتی شو، به حضرت عرض کرد به بالای کوه می روم و آنجا از سیل و عذاب در امان خواهم بود. حضرت فرمود: «لا عاصِمَ‏ الْيَوْمَ‏ مِنْ‏ أَمْرِ اللَّه‏»(هود/43) امروز پناهگاهی از امر خدا نیست. تنها تکیه گاه همین کشتی و تنها وادی ایمن است. رفت سر کوه و در آنجا غرق شد، و کان من المغرقین. حضرت می خواهند بفرمایند که فقط یک طایفه نجات پیدا می کنند و آنها هم کسانی هستند که خودشان را به اهل بیت برسانند و همسفر امام شوند. انسان که به کشتی سوار شد، گاهی می خوابد و گاهی زمین می خورد و با این کشتی سیر می کند اما در دریا و بیرون از کشتی، در مقابل گردابهای سنگین هر چه هم تلاش کند سرانجام غرق خواهد شد.

پس این نکته اول که اگر کسی با امام بود، امام حصن و پناهگاه او در مقابل حمله شیطان خواهد بود اما اگر بیرون از حصن امام بود و از وادی ولایت امام جدا شد، بی تردید شیطان بر او غلبه خواهد یافت. ما که به حساب نمی آییم و بزرگتر از ما در این دستگاه بوده اند که گمراه شده اند، کسانی که اهل ریاضت و زحمت بودند مانند بلعم بائورا که اسم اعظم داشته است! چنین افرادی در مقابل شیطان زمینگیر شده اند. افرادی که دلشان می خواهد از امام رضا و از خدا جدا نشوند دلشان می خواهد از خدا جدا نشوند و می خواهند که در طول سال با امام رضا رفیق بوده و اهل انس، محبت، مناجات و سحر خیزی باشند، باید از شیطان فاصله بگیرند که راهش این است که به امام گره بخورند زیرا اگر رابطه انسان با امام نزدیک شد، شیطان حریف او نمی شود؛ حتی اگر لغزش یا به تعبیر روایات لممی هم از مؤمن سر زد، این لغزش جزء سرشت و میل او نیست و لغزش ها تدارک می شوند.(2)

تقوا و نزدیکی به امام؛ حصاری در مقابل شیطان

قرآن می فرماید «إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ‏ طائِفٌ‏ مِنَ‏ الشَّيْطانِ‏ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون»(اعراف/201). شیطان در حرکت ما گاهی یک نسیم و وسوسه می فرستد و ما را تحریک می کند و یک جلوه دنیا را به ما نشان می دهد. اگر حریف نشد، این نسیم ها را به طوفان ها تبدیل می کند و دور مؤمن می پیچد تا راهی پیدا کند. قرآن می فرماید: آنهایی که از قبل تقوا را انتخاب کردند و با امامشان همراه شدند، دچار این طوفان های شیطانی نمی شوند و متقی کسی است که با امام راه برود و کسی که از امام فاصله گرفت دیگر متقی نیست حتی اگر نماز بخواند و روزه بگیرد.

در ادامه قرآن می فرماید وقتی که گردباد شیطان دور متقین می پیچد، به جای اینکه آنها غافلتر شوند، متذکرتر می شوند وبه جای اینکه به خواب بروند بصیر می شوند و فکر می کنند که خبری است. استادی می فرمود: وقتی شما یه شیء قیمتی و عتیقه داشته باشید عتیقه فروش ها دور خانه شما می گردند و شما می فهمید که آن شی ء قیمتی است و پنهانش می کنید؛ مؤمن هم شبی که می بیند شیطان خیلی به او فشار می آورد که از خواب بیدار نشود یا جایی که به او حمله می کند که یک غیبت از دهانش خارج شود، می فهمد که هر گنجی هست همین جاست و اگر این غیبت را نکردی یا امشب بیدار ماندی به جایی می رسی. آنجایی که شیطان به دور انسان می پیچد که یک گناه کند، همان جا اگر گناه نکرد، گنج همان جاست. اگر کسی به امام خودش نزدیک شد و دستش در دست امام بود، وادی ولایت امام نمی گذارد شیطان انسان را ببرد و کشتی نجات و سفینه نوح است؛ انسان اگر به امام رسید از خطرات جان سالم به در می برد و شیطان نمی تواند او را جهنمی کند.

باطن بهشت و همه خیرات، وجود امام

نکته دیگر اینکه اگر انسان به امام رسید، در واقع به همه خیرات رسیده است، هیچ خیری نیست و اگر دنیا و آخرت و بهشت را می خواهید، همه این ها امام است. اگر کسی با امام خودش بود دنیا و آخرتش آباد است و باطن بهشت، چیزی جز امام نیست. روایتی را در مختصر بصائرالدرجات نقل کرده اند و مرحوم مجلسی نیز وقتی این روایت را در بحار نقل می کنند این طور معنا می کنند که این روایت ناظر به آیات سوره واقعه است. در سوره واقعه بهشت اصحاب المیمنه را توضیح می دهد که در بهشت چه نعمتهایی برای اینان فراهم است و نعمت ها را یکی یکی نام می برد. حضرت این آیات را خواندند و فرمودند: این نعمتهایی که در بهشت است، این قصر و جنات و میوه ها، آنطور که مردم فکر می کنند نیست بلکه مراد از این نعمت ها «العالم و ما یخرج منه» امام و آنچه از امام به طرف انسان نازل می شود، می باشد.(3)

مرحوم علامه مجلسی دو مطلب می گویند: اول اینکه گویا در عرض این بهشت که ما می بینیم حور و قصور باغستان ها است، یک بهشت دیگری هم هست که آن بهشت، مقامات امام است و کسی که به امام نزدیک می شود وارد وادی ولایت امام و وارد آن بهشت می شود و آن بهشت برای خواص است. علامه سپس می گویند: بلکه باطن همین بهشتی هم که همه در آخرت واردش می شوند، امام است که ظاهرا این مطلب دوم بهتر است.

خدای متعال در قرآن بهشت متقین را اینطور توضیح می دهد: «مَثَلُ‏ الْجَنَّةِ الَّتي‏ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ‏ فيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَميماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ»(محمد/15) متقین به بهشتی می روند که در آن نهرهایی از آب هایی که فاسد نمی شوند و همیشه گوارا و زلال هستند، جاری است. نهرهایی از شیر که طعمش تغییر نمی کند و نهرهایی از عسل گوارا و خالص و همچنین نهرهایی از خمر در بهشت متقین است که وقتی می آشامند، غرق در لذت می شوند. حضرت معنا کردند که منظور از نهر خمر، همان علوم ائمه است، «فإنه علمهم يتلذذ منه‏ شيعتهم»(4) ‏ظاهرش نهر خمر، اما باطنش علم امام است. اگر کسی به آن نهر رسید به امام خودش رسیده و اگر کسی به امام رسید، در واقع به بهشت رسیده است و حتی قبل از آخرت، دنیاش بهشت می شود.

خدای متعال می فرماید: «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي‏ نَعيم‏»(انفطار/13)، ابرار الان در بهشت هستند و بعد هم وارد بهشت آخرت می شوند. ابرار کسانی هستند که به هدایت امام رسیده اند. هداة الابرار، ائمه هستند. کسی که با امام هدایت می شود دستش در دست امام است و از او جدا نمی شود؛ این شخص جزء خوبان می شود و هم اکنون در میان بهشت است نه این که صرفاً بعد به بهشت می رود. همه حقایق با امام است، بنابراین کسی که امام را درک کرد و به امام رسید، به همه خیر دنیا و آخرت و به دین رسیده است. این تقوایی را که به ما گفته اند: تقوا زاد و توشه خوبی است و مسافر وقتی می خواهد به مسافرت برود، زاد و توشه ای بر می دارد؛ توشه هدف نیست و انسان توشه بر می دارد که به هدفی برسد. هدف چیست؟ انسان اگر به خدا رسید به هدف رسیده است. تقوا ما را به خدا و به امام می رساند. تقوا زاد و توشه برای رسیدن به امام است. اگر انسان به امام نرسید متقی نیست و اگر تقوا داشت حتماً به امام می رسد؛ اگر به امام رسید به همه چیز رسیده است. اولین حاجتی که ما باید از خدا بخواهیم این است که با امام علیه السلام باشیم و از ایشان فاصله نگیریم، این نکته مهمی است.

امتحان هایی که در عالم می شود، آدم ها را از هم تفکیک می کند. آیات اول سوره مبارکه عنکبوت می فرماید «أَ حَسِبَ النَّاسُ‏ أَنْ‏ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبين‏»(عنکبوت/2-3) آیا مردم خیال کرده اند همین که بگویند ما مؤمن هستیم، امتحان نمی شوند و ما رهایشان می کنیم؟ خیر، ما این کار را نمی کنیم همانطور که گذشتگان را هم امتحان کردیم، امتحان های سنگین! باید صف خوب و بد از هم جدا شود.

خداوند در آیه 65 سوره مبارکه انعام می فرماید: خدا ممکن است شما را از بالای سر یا از زیر پاهایتان عذاب کند، صاعقه یا زلزله بفرستد و یا شما را دسته دسته کند و به جان هم بیندازد. وقتی این آیه نازل شد وجود مقدس نبی الله رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وضوی شادابی گرفتند و دو رکعت نماز خواندند و سپس دعا کردند که خدایا این عذاب هایی که فرمودی از امت من بردار. عذاب هایی مانند زلزله و صاعقه و باران عذاب که امم گذشته به آنها دچار می شدند را بردار. جبرائیل آمد و عرض کرد که این دو خواسته اولی شما اجابت می شود و امت شما از بالای سر و پایین پا عذاب نمی شوند و صاعقه و زلزله نمی آید، اما آن دسته بندی ها و تفرق و درگیری ها هست، بعد ا آیه أَ حَسِبَ النَّاسُ‏ أَنْ‏ يُتْرَكُوا.... نازل شد؛ آیا مردم خیال می کنند همین که بگویند ایمان آوردیم تمام است؟ ما امتحان می کنیم و در این امتحان های سخت، صف ها جدا می شوند.

وقتی که کوره صفین داغ می شود، خوارج از امیرالمؤمنین جدا می شوند. وقتی که عاشورا به پا می شود بسیاری که ادعای مسلمانی می کردند، صفشان از امام حسین جدا می شود. در این امتحان هایی که پیش می آید، تقدیر می شود که ما امسال با اماممان هستیم یا نیستیم.

تقرب به امام، مهم ترین حاجت

امام مساکن برکه الله است. امکاناتی که ما داریم مانند مال، جوانی، ثروت و همه امکانات، ممکن است برکت در آنها باشد و ممکن هم هست که نباشد. بعضی ها عمرشان با برکت است و یک عمر خدمت کرده مانند علامه مجلسی که آنقدر به منابع شیعه و بزرگان دیگر خدمت کرده که اصلاً نمی توان شمرد؛ حتی خیلی ها موفق نمی شوند آثار ایشان را یک دور مرور کنند؛ بنابراین می شود عمر با برکت، نسل با برکت، مال با برکت، خانه با برکت. برکت یعنی خیر مستمر در آن است. ممکن است خدا به انسان مال یا فرزند بدهد اما برکت در آنها نباشد؛ اگر کسی می خواهد در همه چیزهایی که خدای متعال به او می دهد، برکت باشد باید به امام علیه السلام برسد. اگر کسی به امام رسید، به هر چه که می رسد با برکت است.

نمی گوییم رزق نخواهیم، چرا رزق بخواهیم اما رزق حلال؛ حلال خواستن یعنی دنیای حلال، یعنی از دست امام؛ بنابراین در شب قدر باید کوچک و بزرگ را خواست اما به اندازه هر چیزی باید خواسته شود. دنیا با همه وسعتش، خیلی برای مؤمن کم است و مؤمن باید دعاها و خواسته های بزرگتر داشته باشد. شب قدر، شب رسیدن به خدا و امام و شب معرفت و محبت است. در این شب به وجود همه خوبان عالم پرتویی از شب قدر تابیده و نوری از این شب به قلبشان رسیده است و شده اند بزرگ! اگر در شب قدر پرتویی از امام رضا علیه السلام یا از وجود حضرت زهرا که شب قدر هستند، به وجود انسان برسد و غباری از نعل حضرت زهرا و نعل امام زمان به انسان بنشیند، زندگیش عوض می شود.

مساله ای مهم تر از همراهی امام، نیست و اصلا ما و امام را به این دنیا آورده اند تا به امام برسیم. در این دنیا علاقه ای بین ما و امام وجود دارد. اگر کسی به امام رسید و سوار بر این کشتی شد، اهل نجات است و اگر هم نتوانست در این دنیا خودش را به امام برساند دیگر هر کاری بکند اهل نجات نیست. بنابراین توجه کنید که در این فتنه های سنگین، آن چیزی که در شب قدر می خواهید این باشد که به هیچ وجه، چیزی شما را از امام رضا جدا نکند و باید مواظب باشید. یک روایت است که بعضی می گویند گاهی خواندنش هم عجب می آورد اما اینطور نیست و اینها برای مؤمن عجب و غرور نمی آورد. شخصی به امام صادق علیه السلام برخورد کرد که شرب خمر کرده بود (خب گناه خیلی بزرگی است) خجالت کشید و رویش را از حضرت برگرداند. حضرت به او رسیدند و فرمودند: اگر گناه هم کردید، رویتان را از ما برنگردانید؛ این خیلی خطرناک است.

پاک بودن، مقدمه رسیدن به امام

 انسان اگر خدایی نکرده، یک موقع گناه هم می کند باید به امام رو ی بیاورد و با او مأنوس باشد. گناهان قابل تدارک هستند. گاهی یک ترک اولی، فرد را زمینگیر می کند. پیغمبر بزرگ خدا، حضرت آدم یک ترک اولی کرد، در بعضی از روایات هست که دویست سال گریه می کرده است. ترک اولی و گناه بد است اما جدا شدن از امام هم دردی است که دیگر دوایی ندارد. در شب قدر، از خدای متعال با تمام وجود بخواهیم که هر کجا هستیم و هر کسی هستیم، از دامن اهل بیت علیهم السلام جدا نشویم؛ این جدا نشدن لوازمی دارد. امام مثل قرآن است «لا يَمَسُّهُ‏ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون‏»(واقعه/79)؛ اگر بخواهیم مسّ کنیم باید پاک باشیم.

قول بدهیم پاک بشویم تا امام به ما راه بدهد. همانطور که قرآن را افراد ناپاک نمی توانند مس کنند، امام هم همینطور است. پاک می شویم و به امام راه پیدا می کنیم. به امام رضا علیه السلام قول هایی بدهیم که از گناه فاصله بگیریم؛ وسوسه ها زیاد است؛ شیطان خودش وسوسه است اما چرا جوان مؤمن به قیمت جدا شدن از امام رضا و امام زمان، به گناه مبتلا شود؟ در شب قدر، باید تعهدهایی بدهیم و البته اگر به امام گره خوردیم و امام قبول کرد و وصل به امام شدیم، سختی هایی هم ممکن است داشته باشد اما می ارزد. در جریان عاشورا عده ای در کنار امام ماندند و عده ای هم نماندندکه خیال می کردند راحت هستند اما اکنون ما بعد از هزار و چهارصد سال می فهمیم آنهایی که مانده بودند، برنده بودند. اگر کنار امام قرار گرفتیم، وقتی صف ها از هم جدا می شود، الزاماتی دارد که باید به الزاماتش هم ملتزم بشویم.

شخصی به امیرالمؤمنین علیه السلام التماس کرده و طی الارض خواسته بود. خیلی اصرار نموده بود. حضرت کسی را فرستاده بود که به او بگوید خیال نکنی طی الارض مرکب خصوصی است، ماشین است سوار می شوی می روی لب دریا و این طرف و آن طرف بلکه طی الارض مأمؤریت است. آیا حاضری که اگر به تو گفتند برو آن طرف عالم یک کاری انجام بده، انجام دهی؟ گفت: نه آقا نمی خواهم. با امام بودن لوازمی دارد، مانند مالک اشتر که باید کنار امیرالمؤمنین در صفین هم باشد و پایان کارش هم آن شهادت لطیف است. ما باید از خدا بخواهیم که با امام باشیم و بخواهیم که توفیق داشته باشیم و لوازمش را هم بپذیریم، البته به سختی های راه هم می ارزد. آنهایی که در این راه با سر رفتند مثل حبیب بن مظاهر، ظهیر، بریر و دیگران، اینها در روز قیامت وقتی که مقام حضرت ابوالفضل عرضه می شود، غبطه می خورند که چرا کند رفتند. امام سجاد علیه السلام فرمودند: که همه شهدا به مقام عموی من غبطه می خورند. با امام بودن به سختی هایش می ارزد و آن شیرینی های باطنی، سختی های راه را هموار می کند و شهادت و سختی در راه امام علیه السلام، از عسل شیرین تر می شود؛ نباید نگران آن سختی باشیم و باید همت کنیم و تصمیم بگیریم از همه چیز و از تعلقات خود جدا شده و در دامن امام قرار بگیریم؛ اگر این اتفاق افتاد امام همه چیز را انشاالله به ما عنایت می کند. شب قدر شب تصمیم های بزرگ و شب رسیدن به امام است.

امام، وسیله پاکی و شفاعت انسان ها

نکته دیگر این است که در این شب قدر همه ماهایی که به اینجا آمده ایم، در ظرف خودمان نیاز داریم که دست هایمان گرفته و برای ما شفاعت شود چرا که کار امام علیه السلام همین است. کار امام علیه السلام تطهیر کردن، شفاعت و پاک کردن ما است. سوره هل اتی سوره شفاعت کردن ما هم در دنیا و هم در آخرت است؛ در دنیا حتی سفره نان خودش را می دهد که کسی گرسنه نماند، سه شب با آب افطار می کند؛ در قیامت هم همینکه ابرار وارد بهشت می شوند، همین طور است «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُورا»(انسان/5) جام هایی در انتظار آنهاست که آمیخته با کافور است؛ کافور چیست؟ چیزی است که عینا یشرب بها عبادالله، چشمه ای است که امیرالمؤمنین آن را می جوشاند.

بعد که این چشمه را جوشانید آن را در جام ابرار می ریزد، وقتی خوردند تطهیر و پاک می شوند و همه هوس ها و لذتهای حرام در آنها از بین می رود؛ البته لذتهای حرام که در بهشت نیست بلکه آنچه غیر خدا ممکن است در وجود انسان باشد، پاک می شود و مؤمن خالص خالص می شود. «سَقاهُمْ‏ رَبُّهُمْ‏ شَراباً طَهُوراً»(انسان/21) خدای متعال در بهشت شراب طهور به آنها می خوراند و ایشان را از غیر خدا پاک می کند؛ هم در دنیا و هم در آخرت امام در انتظار ماست. اگر در محیط تربیت امام قرار گرفتیم، فقط دنیا نیست بلکه کار ما با امام ادامه دارد؛ سلمان هم که کارش با امیرالمؤمنین تمام نشده است و تازه اول دستگیری حضرت از او است، در قیامت هم همینطور است و ما اگر با امام گره خوردیم، برنامه امام با ما ادامه دارد و ما را تربیت و شفاعت می کند. شب قدر شب رسیدن به شفاعت امام و شب برخورداری از امام است.

برادران یوسف وقتی گناه کردند، متوجه خطای خودشان شدند. این قضیه دو نکته دارد: یک نکته اینکه از حضرت یوسف تقاضا کردند که آنها را ببخشد و ایشان فرمود: «قالَ لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ‏ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمين»(یوسف/92) هیچ نگران نباشید، هیچ مسئله ای نیست، شیطان کاری کرده و تمام شده است؛ امام علیه السلام نیز اینطور است. دست خالی به محضر یوسف آمدند و دفعه آخر که آمده بودند، هیچ چیزی نداشتند و آمده بودند گندم ببرند «يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقين»(یوسف/88) ما آمدیم، دستمان هم خالی است و گرفتاریم، هیچ سرمایه ای نداشتیم، اندک چیزی آورده ایم، شما کم نگذار و پیمانه ما را پر کن، صدقه به ما بده، خدا پاداش می دهد. حضرت فرمود: مسئله ای نیست و هیچ مسئله ای هم نبوده و بهترین پذیرایی ها را هم از آنها به عمل آورد. امام زمان علیه السلام نیز اینطور هستند و اگر کسی به محضر امام آمد و به ایشان روی آورد، امام کریم است و رحمت واسعه خداست، بنابراین نباید نگران باشیم، اگر کسی به امام روی بیاورد دامن برای پذیرش ما باز است. برادران یوسف بعد به نزد حضرت یعقوب آمدند و گفتند «قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئين‏» ما گناه کردیم، تو برای ما استغفار کن. حضرت فرمود: «قالَ سَوْفَ‏ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم»(یوسف/98)‏ من به زودی برایتان استغفار می کنم. روایت دارد که گذاشت برای سحر جمعه زیرا در سحر جمعه دعا مستجاب است اما شب قدر از سحر جمعه هم بالاتر است.(5)

باید روی به امام زمان علیه السلام بیاوریم و به حضرت عرض کنیم: یا ابانا استغفرلنا، ما اشتباه کردیم، خطا کردیم اما به سراغ شما آمده ایم، شما برایمان استغفار کنید. در قرآن هست که به پیغمبر گرامی می فرماید: یا رسول الله اگر اینان گناه کنند و بعد به خدمت شما بیایند و شما برایشان استغفار کنید، خدا می بخشد. ائمه هم همین طور هستند و اگر کسی به محضر امام بیاید و واقعا از حضرت بخواهد که شما برای ما استغفار کن، ایشان دریغ نمی کنند. اگر دست امام در شب قدر بالا رفت و برای ما طلب مغفرت کرد، همه ما انشاالله مورد مغفرت و رحمت خدای متعال قرار می گیریم.

در شب قدر همه برنامه سال عالم به محضر امام می آید. آنهایی که شب قدر را درک کرده اند بعضی هایشان گفته اند که ملائکه فوج فوج می آیند که این هم از آیات قران است. اینها به محضر امام می آیند و امام علیه السلام برنامه هایی که دستشان هست را یک به یک به تفصیل مطالعه می کنند و نظر می دهند. خیلی وقت ها برای اینکه بلا از ما دفع شود خودشان سرمایه گذاری می کنند. در مورد حضرت موسی بن جعفر در کافی است که حضرت فرمودند: که خدا مرا مخیر کرد که خودم عذاب شوم یا شیعیان و این زندانهای سخت برای این بود که من خودم را سپر آنها قرار دادم. امام اینطور است و خودش را سپر قرار می دهد که ما راحت باشیم. در شب قدر با هم دیگر، رو به ساحت مقدس امام زمان بیاوریم و از حضرت بخواهیم که از ما دستگیری وبرایمان استغفار و شفاعت کنند که پاک بشویم و ما را به خودشان وصل کنند و ان شاء الله که از امام، در طول سال و تمام عمرمان جدا نشویم و به حضرت قول بدهیم که آن چیزهایی که ما را از حضرت جدا کرده است، دیگر تکرار نشود. السلام علیک یا امیرالمومنین...

پی نوشت ها:

(1) عدة الداعي و نجاح الساعي، ص: 134

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 441

(3) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص: 505

(4) تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 573

(5) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 477