نسخه آزمایشی
دوشنبه, 25 شهریور 1398 - Mon, 16 Sep 2019

شهادت امام جواد در امامزاده موسی مبرقع/ همراهی و تسلیم در شئون مختلف وجود نسبت به امام و معیت در ظاهر و باطن

متن زیر سخنرانی آیت الله میرباقری به تاریخ 30 مردادماه سال 96 است که در ایام شهادت امام جواد علیه السلام در امام زاده موسی مبرقع قم برگزار شده است. ایشان در این بحث اشاره می کنند که نبی مکرم اسلام و ائمه هدی علیه و علیهم السلام دارای برنامه ای برای هدایت و دستگیری انسان ها از جانب خدای متعال هستند و در این مسیر تمام توانشان را به کار گرفته اند. از طرفی شیطان هم قسم خورده هرطور که می تواند بندگان را به سمت گمراهی بکشاند. اگر زندگی فقط صحنه تقابل ما و شیطان بود، بی شک شکست خورده میدان بودیم و نمی توانستیم از چنگال او جان سالم به در ببریم. وجود مقدس معصومین علیهم السلام یاری گر انسان ها در این مسیر دشوار هستند و در معیت آن هاست که می توانیم سیر الی الله داشته باشیم. بدین منظور باید تمام رفتار و کردار خود را با ترازوی امام علیه السلام بسنجیم و ذره ای نیت شخصی را در آن دخیل نکنیم. کسی که می خواهد از مکر شیطان مصون بماند باید قلبش را به امام بسپارد و در قدم بعد تمام تصمیماتش را ذیل وجود ملکوتی ایشان قرار دهد و مستقل عمل نکند.

طرح نبی اکرم و دستگاه مقابل حضرت از شیاطین و وسعت این درگیری

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. «قَلْبِي لَكُمْ مُسَلِّمٌ وَ رَأْيِي لَكُمْ تَبَعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يُحْيِيَ اللَّهُ تَعَالَى دِينَهُ بِكُمْ وَ يَرُدَّكُمْ فِي أَيَّامِهِ وَ يُظْهِرَكُمْ لِعَدْلِهِ وَ يُمَكِّنَكُمْ فِي أَرْضِهِ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ» خدای متعال برنامه ای را برای هدایت عالم بر دوش وجود مقدس نبی أکرم و اهل بیت علیهم السلام گذاشته که بسیار بزرگ و باعظمت است و تا ظهور و رجعت و قیامت ادامه دارد. همچنین این برنامه همراه با فراز و فرودهای سنگینی است و دشمنان بزرگی بر سر این راه هستند و طرح های شیطنت آمیز بسیاری دارند. در راس همه ابلیس است که با شش هزارسال عبادتی که کرده و به تعبیر حضرت علی علیه السلام در خطبه قاصعه «لایُدری أمِن سِنَی الدُّنیا أم مِن سِنَی الآخِرَةِ»(1) معلوم نیست این شش هزار سال دنیایی است یا اخروی! دو رکعت نماز در معبد خوانده و چهار هزار سال طول کشیده است. این شیطان با این ریاضت، که در آسمان چهارم معلم ملائکه بوده، همه سرمایه خودش را به کار گرفته تا راه حضرت را سد کرده و اجازه هدایت و دستگیری به ایشان ندهد. یکی از چیزهایی که با قسم مؤکد گفته است: «لَأقعُدَنَّ لَهُم صِراطُکَ المُستَقیم»(اعراف/۱۶) من بر سر راه مستقیم، راه عبودیت، راه معرفت و بندگی می نشینم و نمی گذارم کسی از این مسیر بیاید.

امام صادق علیه السلام وقتی این آیه را تلاوت کردند این چنین فرمودند: با شما کار داشته و از دیگران فارغ است «إِنَّمَا صَمَدَ لَكَ وَ لِأَصْحَابِك‏»(2) مقصودش از این تهدید محبین است و گفته نمی گذارم این ها در راه بیایند، صراط مستقیم را سد می کنم و راه های دیگر همه به شیطان منتهی می شود. پس این برنامه ای که حضرت برای عالم دارند باعظمت است و دشمنان بزرگی هم دارد که با همه وجود می خواهند محقق نشود. خدای متعال هم به وجود مقدس نبی أکرم وعده پیروزی قطعی داده و فرموده: این پیروزی قطعی است، شک نکنید که پایان راه به نفع شماست.

اراده خدای متعال به این تعلق گرفته و با زبان های مختلفی در قرآن این مسئله را بیان فرموده است «وَ الله مُتِمُّ نُورِهِ»(صف/۸) آن ها می خواهند این چراغ را خاموش کنند ولی خدای متعال آن را به کمال می رساند «لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلّهِ»(صف/۹) اراده خداوند بر این است که این دینی که به شما داده بر همه ادیان غلبه کند البته از آن طرف هم در قرآن مکرر و با زبان های مختلف به وجود مقدس نبی أکرم دستور می دهند شما پا به میدان بگذارید و کار را تمام کنید. گاهی به حضرت می فرمایند: «يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّر * قُم فَأَنذِر * وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ * و ثِيَابَكَ فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ»(مدثر/۱-5) برخیزید انذار کنید و جامعه را تطهیر کنید. گاهی دستور می دهد «یا أیُّهَا المُزّمِّل * قُمِ الَّلیلَ إلّا قَلیلاً»(مزمل/۱-۲) برخیزید و شب ها را بیدار باشید. عالَم با شب زنده داری شما زنده می شود. گاهی می فرماید: «إقرَأ بِسمِ رَبِّک»(علق/۱) در اول بعثت دستور می دهد شروع کنید و بخوانید زیرا با قرائت وحی همه عالم دگرگون می شود.

در همه این موارد وقتی با پیامبر گرامی طرح کلی در میان گذاشته می شود از دشمنان سنگین صحبت شده و به حضرت گفته می شود که شما باید صبر کنید «ذَرنی وَ المُکَذِّبینَ»(مزمل/۱۱) این ها را رها کنید و شما کار خودتان را انجام بدهید، پایداری کنید که کار به نتیجه می رسد. عمده قرآن همین برنامه ای است که خدای متعال برای معصومین -عبادت، هدایت و شفاعت آن ها- نازل کرده است.

ما در این برنامه تابع هستیم و اصالتا قرآن برای ما نیست، بلکه «کِتابٌ أنزَلناهُ إلَیک» بر این پیامبر نازل شده است، البته این پیامبر گرامی «لِتُخرِجَ النّاس مِنَ الظُّلُماتِ إلَی النُّور» با این کتاب ما را از ظلمات به سمت نور بیرون می برد «بِإذنِ رَبِّهِم»(ابراهیم/۱). این کتاب بر ایشان نازل شده و اصل دستورات متوجه آنها است. لذا فرمودند: «إنَّما یَعرِفُ القرآنَ مَن خُوطِبَ بِهِ»(3) ما که مخاطب حقیقی قرآن هستیم، آن را می فهمیم و تکالیف هم با آنها است. حضرت فرمودند: هر حکمی من کردم بگویید تا آیه آن را برای شما بگویم و همه برنامه هایشان هم بر اساس آیات قرآن است. فرمودند: «یُقاتِلُ عَلَی التَّأویلِ» همه درگیری های امیرالمؤمنین علیه السلام براساس تأویل قرآن است و تأویل قرآن نزد امام است و براساس آن دستور عمل می کنند. وجود مقدس امام زمان علیه السلام هم دقیقا همین طور هستند و این عهد بین حضرت و خدای متعال است.

روایتی در کامل الزیارات است که حضرت فرمودند: در هیچ موضوعی نامه سر به مهر برای وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله نازل نشده که حضرت مُهر نامه ها را نشکنند مگر در مأموریت ائمه علیهم السلام که نامه های سر به مهر آمده و حضرت آن را تحویل وجود مقدس امیرالمؤمنین ارواحنا فداه دادند. ایشان هم نامه ای که مربوط به خودشان بود را باز و عمل کردند و بقیه را تحویل امام مجتبی علیه السلام دادند و همین طور هر امامی به نامه خودش عمل می کرد. در باب امام حسین علیه السلام در همان روایت است که حضرت به یک بخش از دستور که برایشان آمده بود، عمل کردند و بخش دیگر را هم در رجعت باز می گردند و عمل می کنند. لذا در معارف ما یکی از مسلمات، رجعت سید الشهداء است که برمی گردند و کارشان را به اتمام می رسانند.

اگرچه چنین روایاتی داریم که ماموریت ائمه علیهم السلام در نامه سر به مهر آمده ولی در روایات دیگر هم آمده که براساس قرآن عمل می کنند و این کتاب الهی نقشه و برنامه عمل امام علیه السلام است. طبق قرآن عالم را هدایت می کنند و با ابلیس و دشمنان درگیر می شوند. بنابراین نکته دوم این است که در این برنامه عظیم، درگیری های بسیار بزرگی است که ائمه علیهم السلام پای آن می ایستند و به بهترین وجه عمل می کنند. آن ها ذره ای در عمل به این دستور برای دستگیری از مردم کوتاهی نمی کنند و اصل هدایت عالم به همین برمی گردد. اگر امام، شفاعت، عبادت و برنامه ای که او عمل می کند و درگیری که با شیاطین انس و جن دارد حذف شود، هیچ کسی در راه باقی نمی ماند. واقعا تهدیدی که شیطان کرده، صرف نظر از حضور ائمه علیهم السلام درست است و اگر فقط شیطان و ما بودیم، به دلیل طرح های سنگینی که دارد، بدون هدایت ائمه علیهم السلام هیچکس جان سالم به در نمی برد و بزرگ و کوچک هم نداشت.

لذا رجز که می خواند می گوید: کسی باقی نمی ماند مگر تعداد اندکی و واقعا هم درست می گوید. فقط یک جای کار را درست نخوانده و آن این که در مقابل شیطان ما نیستیم، بلکه وجود مقدس نبی اکرم و ائمه علیه و علیهم السلام هستند و آنها به خدا قول دادند که ما را به مقصد برسانند. لذا در روایات آمده که روز قیامت وقتی سیدالشهداء علیه السلام شفاعت می کنند و کسانی که اطراف حضرت بودند از برنامه های او نجات می یابند و وارد بهشت می شوند، شیطان ناله می کند که هیچکس را برای من باقی نگذاشت و کسانی که باقی ماندند به درد نمی خورند؛ لذا در قرآن مکرر آمده که بین شیطان و آنها نزاع می شود، به تعبیری شیطان به آنها می گوید: من برای شما نقشه نکشیدم، اصلا شما ارزش ندارید و خودتان دنبال من آمدید، من برای کسانی نقشه می کشیدم که ارزش داشتند و از آنها هم هیچ کدام نزد من نیستند.

واقعا ما از عهده طرح شیطان بر نمی آییم و معصومین علیهم السلام برای نجات و هدایت آمدند. هر امامی که آمده مأموریت خودش را در هدایت به انجام رسانده و به هیچ وجه کوتاهی و حتی در تمام سختی راه یک ترک اولی هم نکردند. پس این مأموریت بزرگ براساس دستور الهی، پایداری، صبر و استقامت معصومین به انجام می رسد و هر امامی همین طور است. هیچ تفاوتی بین وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام که در سن سی و چند سالگی دوران خلافت و امامت ایشان شروع می شود و امام جواد علیه السلام که در سن هشت یا نه سالگی به امامت می رسند، نیست.

لذا امام جواد علیه السلام ضمن این آیه که در باب حضرت یحیی آمده «آتَیناهُ الحُکمَ صَبیاًّ»(مریم/۱۲) ما به ایشان در دوران طفولیت حکم نبوت دادیم، فرموند: امامت هم مثل نبوت است. فردی از اصحاب امام رضا علیه السلام که ظاهرا اهل مصر بود، محضر ایشان آمد، چهره امام جواد علیه السلام را می دید و برانداز می کرد که برای مردم مصر حکایت کند. امام رضا علیه السلام خطاب به او فرمودند: فلانی همان طور که خدای متعال نبوت را به بزرگ داده «وَ لَمّا بَلَغَ أشُدَّهُ آتَیناهُ حُکماً»(یوسف/۲۲) در باب حضرت یوسف و مشابه آن در باب حضرت موسی، به طفل هم داده است «آتَیناهُ الحُکمَ صَبِیّاً» امامت هم همین طور است و فرقی نمی کند.

پیش از این که امام به دنیا بیاید، خیلی از حقائق و علوم به او داده شده است. در روایت است زمانی که ایشان در رحم مادر قرار دارند، بر پیشانی و کتفشان این گونه حک شده که امام کلمه عدل است.(4) «وَ تَمَّت کَلِمَةُ رَبّکَ صِدقاً وَ عَدلاً»(انعام/۱۱۵) در حقیقت مأموریت الهی که بر دوش آنها گذاشته شده فرقی بین بزرگ و کوچکشان نیست. در شأن امام جواد علیه السلام در همان اوایل که به امامت می رسند زیارت جامعه کبیره خوانده می شود و در شأن امام صادق علیه السلام هم در سن 65 سالگی نیز جامعه کبیره خوانده می شود و هیچ تفاوتی از این حیث وجود ندارد.

همراهی با طرح نبی اکرم با مقام تسلیم و نصرت و معیت

به هرحال ائمه علیهم السلام برای آن برنامه با عظمت الهی که روی دوششان بود، براساس کتاب الهی و نامه سر به مهر عمل و پایداری کردند. از ما هم خواسته شده در این مدار قرار بگیریم. البته می توانیم مسیر خودمان را از آن ها جدا کنیم، ولی اگر خواستیم در کنار ائمه علیهم السلام باشیم باید مأموریت هایی را انجام بدهیم.

در این فراز از زیارت جامعه کبیره سه نکته بیان شده است؛ نکته اول این است که «قَلبی لَکُم مُسَلِّم» خدای متعال سرمایه ای به نام قلب به ما داده که هم رشد دارد و هم سقوط می کند و در صورت سقوط، همه وجود انسان ساقط می شود. سیر اصلی انسان، سیر قلبی است و باید با امام باشد. مقام بسیار والایی است که قلب انسان تسلیم امام علیه السلام باشد.

یکی از آثار این تسلیم در روایت آمده که امام صادق علیه السلام فرمودند: «لَو اَنَّ قَوماً عَبَدوُا الله تَعالی وَ اَقامُو الصَّلاةَ وَ آتُو الزَّکاةَ وَ حَجّوُ البَیت وَ صاموُا شَهرَ رَمَضان، ثُمَّ قالوُ لِشَیءِ صَنَعَهُ الله تَعالی اَو نَبیَّه اَلا صَنَعَ بِخِلافِ الّذی صَنَع؟ اَو وَجَدوُا ذلِکَ فی قُلوُبِهِم لَکانوُ بِذلِکَ مُشرِکین»(5) اگر کسی نمازها را بخواند، روزه بگیرد، اهل زکات و مجاهده مالی باشد، حج به جا بیاورد ولی نسبت به حکم خدا و رسول حتی در دلش اعتراض کند و برای او سخت باشد، ایمانش کامل نشده است. کمال ایمان وقتی است که انسان این قلب را به امام بسپارد. قلبی که خودش برای خودش تصمیم می گیرد، سیر با امام ندارد. آغاز سیر ما با امام علیه السلام از این است که قلب خودمان را به ایشان بسپاریم و بعد از این است که دستگیری و سیر در مقامات با ایشان شروع می شود.

در زندگی همه ترازویی وجود دارد که کار کوچک و بزرگ با آن محاسبه می شود. در ماه رمضان اگر کسی گرسنه است، خوردن و آشامیدن را مخالفت با حکم خداوند می بیند. ترازو همان قلب انسان است که سبک سنگین می کند، یا مثلا شغلی انتخاب می کند اما می بیند در آن معصیت و رزق شبهه ناک است و نمی ارزد، البته شاید کسی هم باشد که کاری به حرام و حلال آن ندارد! اگر ترازوی انسان وصل به امام علیه السلام شد «عَلِیٌّ میزانُ اَلاَعمال» همه چیز را با محبت و جاذبه امام می سنجد و اگر انسان رشد کرد و تسلیم شد، آرام آرام به مقام محبت می رسد و همه ترازوی او حکم الامام می شود.

ما با حبّ و بغض خودمان ترازو می کنیم؛ محبت دنیا و دشمنان با آن ترازو می شود و کوچک و بزرگ هم ندارد. ترازوی بعضی ها تماماً ظلمانی است و همه چیز را با شیطان و دنیا می سنجند و ترازوی بعضی ها کاملا این طرف است. مثل سلمان که هوای خودش را تابع امیرالمؤمنین کرده است؛ چیزی که در دل او واقع می شود همان است که حضرت می خواهد و همه چیز را طبق نظر ایشان سبک سنگین می کند. ترازوی عده ای هم مخلوط است و خالص نیست. ترازوی انسان قلب او است و هرکاری می خواهد انجام بدهد، باید قلبش را تسلیم کند و آن وقت ترازوی انسان ترازوی امام می شود. اگر قلب تسلیم امام شد، ترازوی انسان تابع او می شود.

میزان، امام است و این همان ترازویی است که روز قیامت مفید واقع می شود «وَ الوَزنُ یَومَئِذ الحَقّ»(اعراف/۸) هرکسی اینطور ترازو کرده باشد وزنه او در روز قیامت درست است و همه کارهای او سنگین است «فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ * فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ» ترازوی کسانی که بر اساس تعلق به دنیا و نفس و شیطان است، روز قیامت بی وزن و از مدار خارج می گردد «وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ»(قارعه/6-8) مثل این که ما هر چیزی را که وزن می کنیم، به مقدار جاذبه زمین وزن دارد و اگر از مدار جاذبه زمین خارج شویم، کل این ترازو بی تأثیر می شود.

پس قدم اول این است که قلب انسان که محور وجودی اوست، باید تسلیم امام شود تا سیر کرده و به مقام محبت و اخلاص برسد. قدم دوم؛ «رَأیی لَکُم تَبَع» کسی که قلب را تسلیم کرد، اگر آراء و تصمیماتش مستقل از امام شد، زندگی او با امام نیست. همه طرح های ما برای زندگی، باید به دنبال طرح امام باشد؛ باید هر کاری می کنیم برنامه امام زمان علیه السلام را ببینیم و طبق آن حرکت کنیم. حیات و ممات و شغل و... باید در برنامه حضرت باشد، نه این که مؤمن نباید رأی داشته باشد؛ البته که مؤمن باید صاحب رأی باشد ولی رأی او مستقل از رأی امام خودش نباشد، هرجا رأی او جدای از رأی امام شکل گرفت، او را از صف ایشان جدا می کند. امام برنامه خدا را عمل می کند و برنامه ما باید جزئی از برنامه حضرت و دنباله ایشان باشد. همه برنامه ای که برای شصت، هفتاد سال یا کمتر و بیشتر عمر خودمان می ریزیم، باید داخل برنامه امام باشد.

مؤمن صاحب طرح است ولی طرح او مستقل از امام نیست. این برای وقتی است که «قَلبی لَکُم مُسَلّم» است، اگر توانست قلب را تسلیم کند، در قدم بعد همه برنامه ای که برای زندگی خودش دارد را دنبال برنامه امام قرار می دهد. این تسلیم و دنباله روی بدین معنا نیست که العیاذبالله مثل منظومه شمسی و چوب و سنگ از خودش اراده ندارد! امام علیه السلام محور همه کائنات و نقطه مشیت است، ولی تمام اراده خودش را از سر محبت و در مقام رضا تسلیم به حضرت حق کرده است. همان طور که ایشان معتصم بالله است و هیچی از خودش در مقابل خدای متعال ندارد «بَل عِبادٌ مُکرَمُون * لایَسبِقوُنَه بِالقَولِ وَ هُم بِأمرِه یَعمَلُون»(انبیاء/۲۶-۲۷) همه کار آن ها تابع امر خداست و سبقت نمی گیرند، ما هم نسبت به امام علیه السلام باید اینگونه باشیم. امام رضا علیه السلام در آن حدیث نورانی فرمودند: نه من و نه اجداد من نگفتیم که مردم باید ما را عبادت کنند، ولی مردم عبد ما هستند، به این معناست که؛ هرچه دستور بدهیم باید بی چون و چرا اطاعت کنند و اگر نپذیرفتند دیگر با امام نیستند.(6)

شرط همراهی امام این است که «رَأیی لِرَأیکُم تَبَع» هر چه امام دستور داد، هم دل تسلیم است و اعتراضی ندارد و هم در عمل، رأی من دنبال رأی امام است. آن وقت اگر این دو همراه امام شد «نُصرَتی لَکُم مُعَدّة» همه امکانات خودش را باید در خدمت به امام آماده کند. انسان ممکن است بخواهد دنبال امام حرکت کند اما امکاناتش را مثل آبرو، مال و همسر نیاورد! همه وجود را باید برای امام بیاورد.

«حَتَّی یُحیِیَ اللهُ تَعالَی دینَهُ» این طرح بزرگ به جایی می رسد که خدای متعال دین خودش را به وسیله شما احیا می کند، «یَرُدَّکُم فی أیّامِهِ» زمانی می رسد که خدای متعال، ائمه علیهم السلام را برمی گرداند «یُمَکِّنَکُم فی أَرضِهِ» به آنها قدرت در زمین می دهد و آن دولت حقیقی الهی واقع می شود. همه مرغوب ها در دستگاه اولیاء خدا و معصومین علیهم السلام هستند. ما باید خودمان را با همه وجود آماده کرده و امکانات را بالفعل کنیم و در کنار ائمه علیهم السلام بمانیم تا وقتی که این طرح عملی شود.

انواع معیت در ظاهر و باطن

خدای متعال «یُمَکِّنَکُم فی أَرضِهِ» سپس «فمَعَکُم مَعَکُم» و این طور انسان به همراهی با ائمه علیهم السلام می رسد. دو گونه معیت هم هست که بعضی فرمودند: معیت ظاهری و باطنی است. اگر باطن انسان با امام نبود، توهم می کند که ظاهرش با امام است. شمر هم العیاذ بالله در جنگ صفین کنار امیرالمؤمنین است اما باید دل انسان با امام بوده که تن و جسم او هم با ایشان باشد. اگر قلب انسان با امام باشد و جسم او نباشد، این هم مورد قبول نیست. زهیر انسان بسیار بزرگی است اما در جنگ صفین با این که دلش با امیرالمومنین علیه السلام است اما در کنار ایشان نیست. هر دو لازم است، باطن و ظاهر انسان باید باهم با امام باشد.

یک معنای دیگر این است که معیت با امام دو دوران دارد؛ ائمه علیهم السلام یک دوران سختی و بلا دارند، انسان اگر در این دوران صف خودش را جدا کرد و گفت: هر وقت پیروز شدید ما هستیم، دروغ می گوید و در آن زمان هم کنار امام نخواهد بود. در قرآن آمده موسی کلیم به قومش فرمود: شما بیایید باهم وارد این شهر شویم، کار تمام می شود. عرضه داشتند: نه، سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند. ما می نشینیم «فَإذهَب أنتَ وَ رَبُّک فَقاتِلا إنّا هاهنا قاعِدُون»(مائده/۲۴) تو و خدای خودت بجنگید و دشمن را مغلوب کنید سپس ما می آییم! این معیت ارزشی ندارد، کسی که در دوره سختی و بلا با امام نیست، پخته نمی شود و محال است در دوره پیروزی کنار ایشان باشد.

 پس دو معیت وجود دارد: یکی با امام بودن در دوران بلا و سختی است که البته هرچند اصل بلا برای ایشان است اما ما هم به سختی می افتیم. اصحاب سیدالشهداء علیه السلام می توانند در عاشورا نیایند ولی اگر آمدند شهادت هم کنار آن هست، ولی آمدند و حالا همه می توانند بفهمند که اصحاب عاشورا رستگار هستند یا کسانی که حضرت آنها را دعوت کرد و نیامدند. اگر در دوران سختی کنار امام بودیم، قطعا پخته و آماده می شویم وگرنه انسانی که ساخته نشده هیچ وقت با امام نیست. این که به ما گفتند: «کُونُوا مَعَ الصَّادِقین»(توبه/۱۱۹) شرط آن هجرت از خود و نفس است. انسانی که با هوس های خودش است، هیچ سیری با امام ندارد.

آغاز سیر انسان با امام و عبور از هوس ها و تمنیات خودش، تسلیم امام شدن و تبعیت از رأی امام است، در کدام دوران؟ در دورانی که الان هستیم، نه در عصر ظهور. این معیت باید ادامه داشته باشد تا زمانی که «حَتَّی یُحیِیَ الله تَعالیَ دینَه» ائمه ظهور کنند و رجعت کنند، آن وقت در رجعت هم کنار ائمه می آید. ولی اگر کسی الان دنبال امام نرفت و به دنبال رأی خودش بود بلکه بدتر دنبال دستگاه شیطان و اولیاء طاغوت و فراعنه رفت؛ مطمئناً در زمان پیروزی هم با امام نخواهد بود.

اینطور نیست که وقتی امام پیروز شوند، آن طور که دل ما می خواهد عمل کنند، برنامه ای که امام علیه السلام دارند دو بخش دارد و اگر کسی در بخش اول نبود، در بخش دوم هم با امام نیست. اگر کسی الان با امام شد، این همراهی در دوره ظهور، رجعت، قیامت و بهشت هم ادامه خواهد داشت و این سیر بی منتها حد یقف ندارد. سلمان و مالک اشتر هم که باشد آن چه در دنیا از امیرالمؤمنین دریافت می کند یک قطره از دریاست و بقیه را باید با امام علی علیه السلام در برزخ سیر کند و دوباره برگردد، بازهم به برزخ برود و بعد هم سیر در درجات بهشت است.

عبادات معصومین در این دنیا عمدتاً شفاعتی و برای دستگیری ماست نه برای سیر خود امام؛ آنها هیچ وقت در دستگیری از ما کوتاه نمی آیند. عمده کار ما این است که، در کنار ائمه بایستیم، در طرح آن ها عمل کنیم و از آن ها جدا نشویم.

یک بشارتی که به دوستان اهلیبت عرض کنم؛ انقدری که من یافتم، ندیدم که دوستی از دوستان اهلبیت گله و شکایت داشته باشد و پشیمان باشد از اینکه یا علی و یا حسین گفته و از محبان حضرت شده است. میدانید که ما یک یاعلی گفتیم و این سختی ها و دشمنی ها از لوازم آن است، اگر نمی گفتیم نه دشمن با ما کار داشت و نه سختی می دیدیم.

خدا به ما لطف کرده که در کنار ائمه هستیم و به این هم خوش هستیم و باید یک قدم جلوتر برویم و شاکر باشیم که در این دوران کنار ائمه هستیم «الّلهمَ لَکَ الحَمدُ حَمدَ الشّاکِرین لَکَ عَلَی مُصابِهِم». ممکن است اگر جدای از ائمه بودیم، خوشی های ظاهری داشته باشیم، مثل آن هایی که از سید الشهداء علیه السلام جدا شدند و برای غنائم به طرف ابن زیاد رفتند، ممکن است ما هم صف خودمان را جدا کنیم و به صف شیطان برویم، متنعم شویم و رزق هایی از دستگاه طاغوت به ما برسد، ولی آن رزق نجس است.

ولی الحمدلله من ندیدم از دوستان اهل بیت کسی بگوید اشتباه کردیم یک یاحسین گفتیم و دچار این همه دردسر شدیم. به فضل الهی، خدا این را به ما عنایت کرده و ان شاء الله باید تلاش کنیم که این همراهی وسیر با امام، کامل شود. سیر با امام است که این قلب را به مقصد می رساند. السلام علیک یا اباجعفر محمد بن علی الجواد...

پی نوشت ها:

(1) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 287

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 145

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 312

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 387

(5) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 390

(6) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 187