نسخه آزمایشی
سه شنبه, 30 آبان 1396 - Tue, 21 Nov 2017

جریان انقلاب اسلامی در نگاه تطبیقی با جریان عاشورا / بررسی نصرت و استقامت در راه خدا و رد سازش و تسلیم

متن زیر سخنرانی آیت الله میرباقری، رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که در اسفندماه سال 94 در هیاتی در شهر کرج ایراد شده است. ایشان در این جلسه اشاره می کنند بین حق و باطل یک درگیری مستمر تاریخی وجود داشته است. محور و موضوع اصلی این درگیری، جاری شدن توحید در تمام شئونات زندگی فردی و اجتماعی انسان است که در مقابل جبهه باطل دعوت به دنیا و زندگی مادی می کند. در ابتلائات و امتحانات الهی ما اختیار داریم که یا در راه حق استقامت کنیم و از نصرت الهی برخوردار شویم یا با دشمنان خدا سازش کنیم که در این صورت خدای متعال مسیر اعتلای دین خود را از دست ما خارج و به افراد دیگر خواهد سپرد. حضرت زینب سلام الله علیها اسوه موحدان عالم است که امید است با تأسی به ایشان همه ما به قله های توحید راه پیدا کنیم...

درگیری تاریخی حق و باطل

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین احمده و اصلی و اسلم علی خاتم أنبیائه و افضل سفرائه حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَینَاهُمْ مَاءً غَدَقًا»(جن/١٦). از آیات کریمه قرآن به وضوح استفاده می شود که یک درگیری تاریخی بین دو جبهه حق و باطل و جبهه مومنین و جبهه کفّار بوده است؛ البته یک جنگ ها و درگیری ها و نزاع هایی هم در طول تاریخ در جبهه باطل هست و خود طرفداران جبهه باطل با هم بر سر منافع و مطامعشان می جنگیدند. الان هم این جنگ هست و قدرت های مادی بر سر تسخیر دنیا و تسلط به دنیا و بهره وری از دنیا با هم می جنگند. بسیاری از جنگ هایی که در دوران معاصر ما هست از این جنس است. حتی جنگ های بزرگی که در مقیاس جهانی اتفاق افتاده مثل جنگ اول و دوم که دهها میلیون کشته روی دست بشر گذاشته و تلفات انبوه و فراوان داشته، جنگ هایی نیست که یک طرفش انبیاء و یک طرفش شیاطین باشند؛ بلکه خود قدرت های مادی بر سر منافع خودشان با هم درگیر شدند جنگیدند و ده ها میلیون تلفات روی نفوس و انسان ها گذاشتند؛ ولی غیر از این درگیری ها، یک درگیری مستمر در تاریخ بوده که یک طرف این درگیری انبیاء و یک طرف درگیری فراعنه هستند. از جمله موسی کلیم و فرعون زمان خودش، ابراهیم خلیل و نمرود، حضرت عیسی و یهودی که با حضرت درگیر بودند، حضرت نوح و قوم کافری که با حضرت جنگیدند. این یک جنگ تاریخی و مستمر بوده هر کجا یک پیامبری یا یک ولی خدایی برای اصلاح یک جبهه ای قدم به میدان می گذاشت، در مقابل او می ایستادند و درگیر می شدند. این درگیری یک درگیری تاریخی بین حق و باطل بوده و خواهد بود.

محور این درگیری هم این است که وقتی خدای متعال به ما انسان ها اختیار داد و از ما مسؤولیت خواست، ما را نسبت به پذیرش توحید و بندگی خودش مجبور نکرد. خدای متعال می توانست کاری بکند که ما همه جبراً موحد و مجبور به بندگی خدای متعال باشیم؛ اما این خیلی هم قیمت نداشت. خدای متعال ما را مجبور به توحید نکرده یعنی تکویناً همه ما اختیار داریم؛ حتی اگر یک جبر اجتماعی هم باشد ما در درون آن اختیار داریم و می توانیم نپذیریم.

در آیة الکرسی خدای متعال توحید و الوهیت خودش را تفسیر می کند «اللَّـهُ لَا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ»(بقره/255). بعد از این آیه خدای متعال می فرماید «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»(بقره/256)، یعنی در باطن ما شما را مجبور نکردیم که الوهیت خدا را قبول کنید. در آن حوزه ای که به شما اختیار دادیم و از شما تکلیف می خواهیم و شما مسؤولیت دارید، مجبور نیستید و می توانید بپذیرید یا نپذیرید.

انسان هم می تواند موحد باشد و هم می تواند موحد نباشد. همین اختیار، تاریخ اجتماعی بشر را دو جبهه کرد که یک طرف جبهه مومنین بر محور انبیاء هستند که انبیاء الهی اوصیاء آنها محور تحقق بندگی خدای متعال و توحید در عالم هستند؛ و یک طرف هم جبهه فراعنه و شیاطین است. آنها هم محور شیطنت و طغیان و تعدی و تجاوز از حدود الهی هستند.

موضوع درگیری جبهه حق و باطل و اجازه رفعت در بیوت انبیاء

این دو دسته دائم با هم درگیر بودند وقتی انبیاء با فراعنه درگیر می شدند، موضوع درگیری آنها آب و خاک و اینهـا نبوده و سر این امور نمی جنگیدند؛ البته نه اینکه اینهـا نباید مورد توجه قرار بگیرد، ولی محور جنگ انبیاء این نیست. بسیاری از جنگ هایی که بین قدرت های مادی شکل می گیرد سر همین مطامع مادی و مرزهای خاکی و آبی و منابع زیرزمینی و امثال اینهـا است؛ ولی محور درگیری انبیاء با فراعنه سر توحید بوده است؛ یعنی فراعنه تاریخ می خواستند اقامه بت پرستی و شرک کرده و بسترهای گسترش بت پرستی و شرک و معصیت و اخلاق رذیله را فراهم کنند و انبیاء سر این موضوع با آنها درگیر می شدند.

درگیری ابراهیم خلیل با نمرود از وقتی آغاز شد که بتکده را ویران کرد. انبیاء می خواهند مردم موحدانه زندگی بکنند. معنی آن هم این است که بگویند: ما کاری به زندگی اجتماعی مردم نداریم و فقط می خواهیم زندگی خصوصی آنها را سامان بدهیم؛ بلکه می گویند: می خواهیم همه زندگی شان توحید باشد و آهنگ خدا داشته باشد و بوی خدا بدهد و به فرموده قرآن زندگی آنها صبغة الله داشته و رنگ الهی به خودش بگیرد. خوردن و خوابیدن و ازدواج و دوست گرفتن و صلح و جنگ و همه چیز بر مدار خدا باشد. همان تعبیری که در دعای کمیل آمده است «حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَدا»(1)

انبیاء می خواستند آدم هایی تربیت کنند که همه کارشان بندگی است و این نه به آن معنا که تجارت نمی کنند و درس نمی خوانند و ازدواج نمی کنند و فرزند نمی آورند؛ بلکه همه این کارها را می کنند ولی همه این کارها عبادت است. قرآن وقتی خانه های انبیاء را توصیف می کند، می فرماید که نور الهی در این خانه ها تجلی کرده و در آنها اجازه ذکر الهی و اجازه رفعت است. اگر کسی در خانه های انبیاء نرود هر چقدر هم تلاش کند و ریاضت بکشد و عبادت هم بکند، یک قدم بالا نمی رود؛ چون اجازه رفعت در غیر خانه انبیاء نیست و هیچ حجابی از این انسان برداشته و هیچ سیر باطنی ای برایش ایجاد نمی شود. نه تنها به ذکر خدا نمی رسد بلکه تماماً غفلت اندر غفلت است؛ حَتّی اگر نماز بخواند هم غفلت است؛ زیرا نماز در خانه فراعنه و پشت سر معاویه غفلت است.

بیوت انبیاء خانه هایی است که خدای متعال اجازه رفعت و ذکر داده است. اگر کسی وارد این خانه ها شد تجارتش هم ذکر خدا است. قرآن می فرماید: «فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یذْکرَ فِیهَا اسْمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ * رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَیعٌ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءِ الزَّکاةِ »(حجر/٣٦-٣٧) یک شخصیت هایی در این خانه هستند که صبح و شام خدا را تسبیح می گویند و هیچ تجارتی آنها را از یاد خدا و تسبیح خدا و از اقامه نماز و زکات در راه خدا غافل نمی کند. در بازار هم که باشد، وسط مسجد است؛ در محیط خانه هم که کار می کند، وسط مسجد است؛ در اداره هم که هست، وسط مسجد است و همه کارهایش ذکر و توجه و عبادت خدا است؛ والا اگر کسی هفده رکعت در شبانه روز نماز بخواند و بعد دوباره تا وقت نماز بعدی کافر بشود که فایده ندارد؛ بلکه ما باید به گونه ای نماز بخوانیم که نمازهایمان، بیست و چهار ساعت ما را پر بکند و همه زندگی ما نماز بشود. معنی نماز هم همین است. قرآن در توصیف متّقین می فرماید: «وَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ»(بقره/3) یعنی یک خیمه ای بپا می کنند که محور این خیمه نماز است و زیر این خیمه زندگی می کنند مدار همه زندگی شان نماز است؛ مال و تجارت و خواب و خانه داری و فرزندداری و همسرداری و فعالیت اجتماعی و هر کاری که می کنند، نماز است. مقصد عمده رسیدن به اینجا است که انسان خوابش هم غفلت نباشد و انبیاء سر این موضوع با فراعنه درگیر بودند.

فراعنه به عکس می خواستند مردم را متوجه به دنیا کنند و چیزی جز دنیا و تمتعات دنیایی نباشد. این حرف همیشگی فراعنه بوده است و حتی الان هم بعد از قرن ها که از آن تاریخ گذشته اما فراعنه و مستکبرین تاریخ حرفشان چیزی غیر از این نیست؛ یک کلمه در مورد خدا ندارند. همه برنامه ریزی هایشان برای توسعه شهوات و تمتعات مادی و غرق در دنیا شدن است. شما یک کلمه غیر از این از آنها نمی شنوید. دعوا سر همین است که انبیاء می گویند: زندگی بشر باید عبادت باشد و همه جامعه جهانی باید مسجد و معبد خدا باشد و آنها می گویند: همه جامعه جهانی باید یک دهکده ای باشد که همه می چرند و می خورند، یک دامداری و جنگل مدرن و منظم است و چیزی غیر از این نیست.

سهم و نقش ما در تحقق پیروزی حق بر باطل

سخن قرآن این است که در این جنگ و درگیری پیروزی قطعی برای جبهه حق است و در این شکی نیست «یرِیدُونَ لِیطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ»(صف/٨). اراده الهی به این تعلق گرفته که نور الهی در عالم فراگیر بشود ولو اینکه مشرکین مخالف باشند و نخواهند و تصمیم بگیرند که با بازدم و دهان خودشان این چراغ الهی و این نبوت و هدایت و ولایت را خاموش کنند؛ اما موفق نمی شوند چون خدای متعال نمی گذارد این چراغ خاموش بشود؛ بلکه این نور را هر روز برافروخته تر می کند. پیروزی قطعی از آن جبهه انبیاء و حق است.

ممکن است بپرسیم که سهم ما چیست؟ خدای متعال بی تردید جبهه خودش را پیروز می کند و هیچ احتیاجی هم به ما ندارد. ما باشیم یا نباشیم، خدای متعال جبهه حق را پیروز می کند. قرآن می فرماید «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْکمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ»(مائده/٥٤) اگر شما دفاع نکنید، خدای متعال جمعیتی را می آورد که آنها محبوب و دوستدار خدا هستند و کار را پیش می برند.

خدای متعال به ما اجازه داده که ما هم در این امر اقامه دین خدا و برقرار شدن پرچم توحید در عالم سهمی ایفاء بکنیم. این بزرگ ترین نعمت و فرصتی است که خدای متعال به یک امت و جامعه می دهد که بیایند و در جبهه حق مشارکت بکنند. اگر مشارکت کردند فضیلت مشارکت در این پیروزی را می برند و اگر مشارکت نکردند، خداوند جبهه حق را پیروز می کند اما اینهـا از ثواب دفاع از حق و مجاهده و فداکاری در راه خدای متعال محروم می شوند؛ و الا حق، مسیر خودش را ادامه می دهد و قطعا هم با اراده الهی پیروز می شود و احتیاجی هم به کمک ما ندارد.

خدای متعال می فرماید «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکمْ»(محمد/7) اگر خدا را یاری کنید خدای متعال هم شما را یاری می کند. امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «اسْتَنْصَرَكُمْ وَ لَهُ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ وَ اسْتَقْرَضَكُمْ وَ لَهُ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض»(2) این خدایی که از شما کمک خواسته خدایی نیست که محتاج به کمک شما باشد زیرا همه لشکر آسمان و زمین در اختیار خدا است؛ اما از شما کمک خواسته تا شریک بشوید و فیض ببرید و موفق بشوید. این خدایی که به ما می گوید کمک کن دست ضعفاء را بگیر و بفکر فقراء باش و می گوید «مَنْ ذَا الَّذِی یقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا»(بقره/٢٤٥) خدایی است که همه گنجینه های آسمان و زمین از آن او است؛ اما می خواهد ما شریک باشیم تا پاک شویم.

خدا رحمت کند یک استادی داشتیم می فرمود: آبی که در جوی می اندازند برای جوی نیست برای درخت و گیاهان است و اگر این جوی سربالایی بود یک نهر دیگری درست می کنند و آب را از آن نهر به مزرعه و درخت ها می رسانند و این جوی محل خس و خاشاک و آلودگی می شود؛ ولی اگر آب را به درخت ها رساند، خودش هم با نشاط و سرسبز و خرم می شود.

خیلی وقت ها امکاناتی که خدا به ما می دهد باید از دست ما بگذرد و به دست دیگران برسد؛ اما ما این وسط تطهیر می شویم. خدای متعال به وجود مقدس نبی اکرم می فرماید «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تطهرهم»(توبه/١٠٣) تو از اموال مردم صدقه بگیر، زیرا وقتی می گیری آنها را پاک می کنی چون مالشان را به شما می رسانند و دستشان به دستتان می خورد و خودشان پاک می شوند.

بنابراین خدای متعال اگر به ما می گوید که در راه خدا جان و مالتان را بدهید، نه اینکه خدای متعال محتاج به جان و مال ما باشد؛ زیرا می تواند دین خودش را بدون نیاز به ما پیروز بکند یا بدون انفاق مالی ما همه فقراء عالم را اداره کند؛ بلکه مساله این است که ما باید تطهیر شویم و در این راه فداکاری و رشد کنیم. ما می توانیم در این جبهه قرار بگیریم یا قرار نگیریم. در این دوران خدای متعال منتی بر ما گذاشته که یک مرد الهی و رشید از شاگردان امام صادق علیه السلام و از نواب امام زمان علیه السلام به میدان آمد و پرچم دفاع از اسلام را در عالم برداشت؛ ملت رشید بزرگوار ایران هم پشت سر این مرد ایستادند و در حمایت از اسلام شاهکارهای بزرگی را خلق کردند که خودش بحث پر دامنه دیگری است. بحدی که اسلام با اینکه دشمن همه توان خودش را بکار برده، اما در عالم مقتدر شد. خیال نکنید دشمن یک جایی کوتاهی کرده دشمن هر چه دستش می رسید تلاش خودش را کرد؛ اما در عین حال جبهه اسلام بحدی بر محوریت جمهوری اسلامی و محوریت این کشور مقتدر شده که همه کشورهای بزرگ دنیا یک طرف ایستادند و ما یک طرف ایستادیم اما نمی توانند اراده خودشان را به ما تحمیل کنند. این معنی اقتدار و عزت اسلام است. اینکه آمریکا موج ترور و خشونت را در دنیای اسلام بوسیله این انسان های متحجر فاسد راه می اندازد؛ بخاطر این است که گرایش به اسلام در چند دهه اخیر بحدی در غرب و اروپا گسترش پیدا کرده که آنها را از درون تهدید می کند؛ لذا این کار را برای اسلام هراسی می کند.

خدای متعال یک توفیقی به ما داده تا در پیروزی اسلام و زمینه سازی ظهور وجود مقدس امام زمان شریک باشیم و ما هم به سهم خودمان ثواب ببریم؛ البته کار را خدای متعال و امام زمان می کنند. وقتی نمرود آتش بپا کرد و با منجنیق حضرت ابراهیم را در آتش انداخت، قرآن می فرماید «قُلْنَا یا نَارُ کونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ»(انبیاء/٦٩) این آتش را خود خدای متعال خاموش کرد و گلستان شد؛ ولی در روایت آمده است که در همین میدان زنبور عسل بال خودش را تر می کرد و بر آتش می پاشید؛ آن آب پاشیدن آتش را خاموش نمی کند ولی او در این امر مشارکت می کرد. در یک روایتی آمده که یکی از حیوانات (چلپاسه) بر این آتش می دمید که این آتش شعله ورتر بشود. نه با فوت او نه با بال این، آتش نه خاموش می شد و نه شعله ور می شد؛ بلکه خدا است که این آتش را خاموش می کند ولی آنها هم مشارکت می کنند.

قصه این است که خدای متعال کار خودش را انجام می دهد و عالم را به سمت ظهور پیش می برد و با ظهور امام زمان اروحنا فداه «وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ»(صف/8) یعنی نور خدا کامل خواهد شد. نقش ما این است که مثل همان زنبور عسل لااقل اعلام حضور کنیم و در جبهه امام زمان آماده باشیم.

خدای متعال این توفیق را به این ملت بزرگوار داد. اگر به امام رضوان الله تعالی علیه بگویند: شما برای ظهور امام زمان چکار کردید بنظر شما امام چه می گویند؟ امام می گویند: من دویست سیصد هزار جوان شهـید و ده ها هزار جانبازی که روی ویلچر نشستند را تقدیم امام زمان کردم. خانواده های معزز شهداء را تقدیم امام زمان کردم، این اقدام من است. این همه غصه ها و رنج هایی که این خانواده های عزیز خوردند همه برای ظهور امام زمان بود. خدا رحمت کند امام بزرگوار را بیان ایشان این بود که این انقلاب ما مقدّمه ظهور انقلاب جهانی اسلام به دست مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه است. این توفیقی است که خدای متعال به ما داده و باید با همه وجود در این مسیر بایستیم و این وظیفه ما است.

زیبایی صنع خدای متعال در واقعه عاشورا

آن چیزی که وجود مقدس زینب کبری سلام الله علیها به شما تعلیم کردند همین است. ایشان شخصیت بزرگی در اوج توحید است و ما کم شخصیتی داریم در عظمت توحید مثل حضرت زینب سلام الله علیها باشد و علامتش هم این است که کسی که درگیر با بلای عظیم عاشوراء است و از کربلا و صحنه گودی قتلگاه ذوب شده و بیرون آمده است؛ اما در دروازه کوفه خطبه خواند و بعنوان اسیر وارد بر ابن زیاد شد. ابن زیاد یک جمله گفت: «كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِيكِ وَ أَهْلِ بَيْتِك»؛ یعنی دیدید خدا با برادرت چکار کرد؟ دختر امیرالمومنین فرمود: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا»(3) من در کار خدا جز زیبایی ندیدم؛ البته این نکته را حتماً باید متذکر باشیم که این جمال در کار دشمن نیست زیرا کار دشمن در نهایت زشتی است. کربلا سه چهره دارد: چهره فعل امام حسین علیه السلام و اصحاب و اهل بیتش و بندگی در اوج زیبایی، چهره کار دشمن و شیطنت در اوج زشتی، این طرف مستحق سلام و صلوات هستند و آن طرف مستحق لعن هستند. ولی یک چهره سومی است که از همه اینهـا مهم تر است و آن صنع خدای متعال است. کار خدای متعال با سید الشهداء زیبا و جمیل است و اصلاً صنع خدای همیشه جمیل است، ولی کسی می تواند جمال صنع خدا را در بلا ببیند که در مقام رضا است. رضا بالاترین مقام ممکن است که انسان به آن می رسد. در روایت آمده است «أَعْلَى دَرَجَةِ الزُّهْدِ أَدْنَى دَرَجَةِ الْوَرَعِ وَ أَعْلَى دَرَجَةِ الْوَرَعِ أَدْنَى دَرَجَةِ الْيَقِينِ وَ أَعْلَى دَرَجَةِ الْيَقِينِ أَدْنَى دَرَجَةِ الرِّضَا»(4). بالاترین مقام زهد اوّلین قدم در وادی یقین است و بالاترین مقام در وادی یقین اوّلین قدم در وادی رضا است.

زینب کبری سلام الله علیها در مرتبه ای از رضا است که در متن بزرگ ترین ابتلائات عالم که عاشوراء است و در وسط بلا بوده اما جمال کار خدا را مشاهده می کند. این خاصیت مقام رضا است. راضین علامتشان این است که زیبایی کار خدا را می بینند؛ حتی وقتی خدا بیمارش می کند، باز هم لذت می برد؛ فقیرش می کند، لذت می برد؛ زمین گیرش می کند باز هم از کار خدا لذت می برد. زینب کبری این وجود مقدس و این موحد خالص تمام عیار در این میدان کنار سید الشهداء ایستاد و همه چیزش را خرج راه سیدالشهداء کرد. درگیری بین حق باطل که در تاریخ هست که مهم ترین نقطه این درگیری و اوج درگیری همه انبیاء و اولیاء با فراعنه در عاشوراء است و هیچ کجا درگیری بسختی عاشوراء نبوده است. در روایتی از امام رضا علیه السلام هست که عاشورا اعظم ابتلائات عالم است و بزرگ تر از این بلای عظیم نداریم. صاحب این بلا وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است.

اوج درگیری حق و باطلی که در تاریخ هست که قطعاً هم به پیروزی حق ختم می شود، درگیری نبی اکرم با دشمنانش است و قله درگیری نبی اکرم عاشوراء است. سخت ترین و فداکارانه ترین درگیری عالم برای تحقق اسلام و تحقق توحید، عاشوراء است. این جمله در زیارت اربعین آمده است که «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة»(5) یعنی سیدالشهداء خون دل خودش را داده که مردم را از جهالت نجات بدهد. عزیزان خودش را برای اسارت آورد. بهترین نوامیس الهی یعنی کسی که قامتش را احدی ندیده بود، اسیر شد و منزل به منزل در مجلس ابن زیاد و دروازه شام و مجلس یزید لعنة الله علیه برای دفاع از همین یک کلمه یعنی کلمه توحید رفت؛ تا در این درگیری حق و باطل حق پیروز بشود.

این وجود مقدس اسوه شما است و نه فقط، اسوه همه بلکه افتخار همه ما است. وقتی عظمت های شخصیت حضرت زینب را انسان یاد می کند، هم احساس حقارت و کوچکی می کند و هم احساس شرافت می کند وقتی می بیند یک همچنین شخصیتی را خدا آفریده و پیش روی ما قرار داده است. همه آنچه که داشت را کنار امام حسین علیه السلام در طبق اخلاص گذاشت تا این جبهه پیروز بشود. سخت ترین مصیبت های عالم را تحمل کرد و رنج ها را کشید برای اینکه اسلام پیروز بشود.

نتیجه انتخاب راه استقامت برای خدا یا سازش با دشمنان

الان هم خدای متعال به ما لطف کرده این بزرگواری را در حق ما کرده و این نعمت را به ما داده و ما را وسط میدان آورده و جزو کسانی قرار داده که بار اسلام را روی دوش ما گذاشته است. اگر ما این بار را به زیبایی برداریم خدای متعال به بهترین وجه تدارک می کند و اگر هم کوتاهی بکنیم خدای متعال این بار را از دوش ما بر می دارد و روی دوش عده ای دیگر می گذارد. الان ملت شریف ایران سر یک دو راهی قرار دارد: یا پای راه امام حسین علیه السلام و پای راه الهی در مسیر درگیری حق و باطل بایستد، که خدای متعال قطعاً این ملت را پیروز می کند، چنانچه قرآن می فرماید «إِن تَنصُرُوا اللَّـهَ يَنصُرْكُم»(محمد/7)؛ و یا اینکه به نحوی با دشمن کنار بیاید و دست از استقامت بردارد. در راه ٣٧ سال مقاومت یک عده ای خسته شدند زیرا واقعاً دشوار است؛ چون یک طرف امت اسلامی آن هم اسلام اهل بیت است و یک طرف همه جهان و اسلام خشن آمریکایی آل سعود و وهابیت داعش و اسلام منفعل و سازش کارانه اردوغان و ترکیه است که همه قوایشان را در میدان آوردند. الان صف آرائی عالم یک صف آرایی آخر الزمانی یعنی دو قطبی مکتب اهل بیت و همه جبهه طاغوت است. یک طرف مکتب اهل بیت، من نمی گویم تطبیق نمی کنم جریان سفیانی است. همه هم ان شاء الله بوی ظهور را استشمام می کنند.

در این دوران انسان می تواند که استقامت نکند و کوتاه بیاید؛ که در این صورت فضیلت کمک کردن و ممهدون للمهدی و زمینه ساز بودن از ما گرفته می شود؛ یا می تواند بایستد و استقامت کند و این گردنه های سخت را به امید خدا پشت سر بگذارد.

هرگاه یک امت و جامعه ای در راه خدا استقامت کند خدای متعال سختی های راه را بر او هموار می کند. راجع به همسر فرعون خدای متعال در قرآن می فرماید: در کاخ فرعون موحد بود و خدای متعال هم او را نمونه موحدین قرار می دهد؛ زیرا وقتی در کاخ فرعون او را به چهار میخ کشیدند که باید دست از خدای موسی برداری و خدای فرعون و خود فرعون را بپرستی، استقامت کرد طوریکه هر چه فشار را بیشتر کردند، استقامت او بیشتر شد تا جایی که در همان موقعی که او را به چهار میخ بستند در آن صحنه سخت خدا از زبان او در قرآن چنین حکایت می کند «رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ و نَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»(تحریم/١١) خدایا برای من یک خانه ای در بهشت خودت بپا کن. در آن لحظه استقامت کردن خیلی سخت است؛ حَتّی در بعضی نقل ها هست فرزندش را آوردند مقابلش گفتند اگر از خدای موسی برنگردی جلوی خودت فرزندت را در آتش می سوزانیم. آیا از این سخت تر ممکن است؟ اما در آن شرایط به خدای متعال عرضه می دارد: یک خانه ای در محضر خودت در جنت بپا کن. این همان استقامتی است که خدا می دهد.

اگر ما در راه خدا استقامت کردیم خدای متعال به ما صبر می دهد. در مورد مومن آل فرعون قرآن در سوره یس دارد که او را قطعه قطعه کردند؛ اما استقامت کرد و خدای متعال هم آنچنان کار را برایش آسان کرد که قرآن از زبان او می فرماید «قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ * بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ»(یس/٢٦-٢٧) ای کاش قوم من می فهمیدند که خدا با من چگونه معامله کرد. این همان همان استقامتی است که خدا عطا می کند. صحنه هایی که از دور واقعاً امکان تحملش نیست اگر ما برای خدای متعال استقامت کردیم و ایستادیم خدای متعال صبر عنایت می کند و به ما روحیه استقامت می دهد که این همان ان تنصروا الله ینصرکم است.

وقتش چه موقع است؟ هر چه کوره داغ تر می شود و فشار دشمن بیشتر می شود، ایستادن در راه خدا سخت تر می شود و این همان لحظه ای است که ما باید به خدای متعال اعتماد کنیم و بایستیم. خدای متعال هم ما را یاری می کند هم به ما توفیق استقامت و صبر می دهد.

داستان ایوب در روایات ما هست و مرحوم نراقی در معراج السعادة هم نقل کردند که خدای متعال امتحان های سختی از او گرفت و او صبر کرد تا به یک جایی رسید که امتحان خیلی سخت شد. عرضه داشت: خدایا دیگر نمی توانم صبر بکنم؛ خدای متعال برای او پیغام داد: ایوب، تو تا بحال صبر می کردی؟! در نقل دارد که جناب ایوب به دهان خودش گل زد که چه حرفی بود من با خدا زدم. صبر را خدا می دهد. اگر هم ما پای خدا و دین خدا ایستادیم، صبر را خدا می دهد.

حوادثی که ما در این ٣٧ سال تحمل کردیم و ملت ما با رشادت پشت سر گذاشت و فولاد آب دیده شد، اگر ٣٧ سال پیش ما این صحنه ها را تصور هم می کردیم از وحشت خوابمان نمی برد. ولی وقتی وارد میدان شدیم و برای خدای متعال ایستادیم، خدای متعال ما را نصرت کرد و لذا هم پخته و آب دیده شدیم و هم به قرب خدا رسیدیم و هم الحمد لله ثواب زمینه سازی برای ظهور و شراکت این امر برای این امت بزرگوار در عالم ثبت شد.

حضرت زینب سلام الله علیها؛ الگوی موحدان عالم

ان شاء الله طوری قدم برداریم که از وجود مقدس زینب کبری سلام الله علیها این موحده عالم که اسوه همه موحدان است الگو بگیریم؛ هر کس موحد است باید مثل ایشان باشد. اوج بلا حتی یک کلمه که بوی احساس عجز یا بوی ذلت یا بوی گلایه مندی از خدا و سیدالشهداء باشد نه فقط در زبان حضرت زینب بلکه در زبان این کاروانی که تحت تربیت حضرت زینب بودند، نمی بینید.

در نقل تاریخ است که فرمانده اسراء که در کربلا هم بود، به یزید لعنة الله علیه گزارش می داد که ما اینطور کشتیم و اینطور اسیر کردیم. یزید گفت: با این همه پیروزی چرا اینقدر نگران و افسرده هستید؟ گفت: از دست این کاروان؛ ما هر چه به آنها تازیانه زدیم یک آخ یا یک جمله که بوی اعتراض بدهد، نگفتند.

این موحده عالم الگو و اسوه ما است که ان شاء الله با تأسی به ایشان همه ما به قله های توحید راه پیدا کنیم. در رشد معنوی و فردی تان هم همینطور است. در رشد معنوی ما باید زحمت بکشیم ولی با زحمت ما نیست بلکه نفس آن ولی خدا است که کار را تمام می کند. قرآن می فرماید: حضرت عیسی از گل پرنده خلق می کرد درونش می دمید و پرنده می شد. آن نفس است که گل را پرنده می کند؛ آن نفس است که ما را زنده می کند. در زیارات هم آمده است «السَّلَامُ عَلَى مُحْيِي الْمُؤْمِنِين»(6) نفس امام زمان احیاگر است. ما ان شاء الله در همه زندگی و امور شخصی و اجتماعی مان متوسل به حضرت باشیم و ایشان را اسوه خودمان قرار بدهیم و از ایشان بخواهیم در ما بدمند تا ما احیاء بشویم و خودمان را خرج خدا و بندگی خدا و اقامه توحید در عالم بکنیم و مواظب باشیم که دیگران و شیاطینی که واقعا قابل تحمل نیستند، اسوه ما نشوند.

خدا رحمت کند استاد ما می گفت: نگاهتان به دنیا جامع باشد اگر جلوه دنیا را دیدید، جذب دنیا می شوید اما اگر همه دنیا را دیدید، می فهمید که این دنیا قابل تحمل نیست و دلتان می خواهد هر چه زودتر از دنیا بروید. باید نگاهتان جامع باشد. بعد یک مثالی می زد و می گفت: بعضی از این هنرپیشه ها را دیدید که همه برایشان سر و دست می شکنند ولی همسرانشان سه ماه تحملشان نمی کنند، چون دیگران یک جلوه ای را می بینند اما همسرانشان همه وجودشان را با هم می بینند. وقتی همه را می بیند قابل تحمل نیست. اینهایی که به عنوان اسوه و الگو جلوی چشم جوان های ما می گذارند؛ اگر جوان های ما چشمشان را باز بکنند و همه وجودشان را با هم ببینند می فهمند که یک لحظه اینهـا قابل تحمل نیستند و اینهـا را اسوه و الگوی خودشان قرار نمی دهند.

کسانی که ظرفیت دارند اسوه ما باشند و ما به آنها تأسی کنیم و با همه وجود دنبال آنها حرکت بکنیم شخصیت هایی مثل وجود مقدس حضرت زینب کبری است. اگر در عرصه اجتماعی مشارکت پیدا می کنید، باید مثل حضرت زینب باشید؛ یعنی این مشارکت باید اقامه توحید باشد. شما بانوان عزیز، هیئتی ها و گریه کن های حضرت زینب نباید یک طوری باشید که وقتی مشارکت اجتماعی می کنید در الگوی توسعه غربی مشارکت کنید، زیرا آنها برای شما از روز تولدتان تا روز آخرتان اینگونه برنامه نوشتند که یک انسان در روز تولد اینگونه به دنیا بیاید، بعد در مهد کودک بزرگ بشود و بعد اینطور درس بخواند، اینطور سر کار برود، اینطور شوهرداری کند، اینطور فرزندداری کند؛ و تا آخر عمرتان برنامه نوشتند. مواظب باشید اگر ان شاء الله تحصیل می کنید یا در فعالیت های اجتماعی حضور پیدا می کنید یا هر کاری می کنید، اسوه تان حضرت زینب باشد.

برای اسلام برای عصر ظهور کار بکنید. انسان عصر ظهور باشید نه انسان توسعه غربی. آنها تلاش می کنند تا زنان مسلمان را مثل خودشان بکنند. یکی از موضوعاتی که روی آن سرمایه گذاری می کنند، زنان است. در طرح خاورمیانه جدید آمریکا بعد از حمله به عراق می خواستند نقشه منطقه را عوض بکنند و خیال می کردند می توانند. می خواستند نقشه منطقه را عوض بکنند یکی از مهم ترین بندهای این طرح که از مهم ترین سرفصل های آن است، کارکردن روی بانوان دنیای اسلام است تا اینهـا را به زنان توسعه غربی تبدیل کنند. مواظب باشید دشمن برای شما و فرزندان و نسلتان نقشه کشیده و اسوه و الگو درست کرده است. ان شاء الله همه ما تلاش کنیم که انسان تراز متناسب با حضرت زینب سلام الله علیها باشیم؛ ایشان الگوی همه عالم و الگوی موحدان است. السلام علیک یا اباعبدالله...

پی نوشت ها:

(1) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج 2، ص: 849

(2) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 268

(3) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏45، ص: 116 نقلا عن اللهوف

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 62

(5) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج 2، ص: 788

(6) المزار (للشهيد الاول)، ص: 208