نسخه آزمایشی
جمعه, 27 مهر 1397 - Fri, 19 Oct 2018

آسیب شناسی مشکلات فرهنگی و مسئله اقامه منکرات/ مقابله با تهاجم فرهنگی غرب

متن زیر سخنرانی آیت الله میرباقری در استان البرز است که بهمن ماه 1394 برگزار شده است. ایشان در این جلسه پیرامون مشکلات فرهنگی جامعه و آسیب شناسی آن ها گفتگو کرده است. در ابتدای بحث با ارزیابی وضعیت فرهنگی و دین داری در جامعه، آن را در مجموع، قابل قبول دانستند اما بر تلاش بیشتر برای بهتر شدن و کم کردن آسیب ها تأکید کردند. ایشان با آسیب شناسی مشکلات، لازمه رفع مشکلات فرهنگی و اجتماعی را مقابله با غرب و پرچم داران کفر دانستند که اقامه کننده بدی ها در جامعه هستند. ایشان در ادامه به تبیین نقش حکومت در فرهنگ جوامع اشاره کردند و آن ها را اقامه کننده فرهنگ بد یا خوب دانستند و در پایان لازمه حفظ اقتدار ملت ایران و استوار ایستادن در برابر غرب و مقابله به مثل کردن با آن ها را سپردن قدرت توسط مردم به اشخاص و جریان هایی دانستند که نگاه صحیحی به غرب و اسلام داشته باشند.

ارزیابی فرهنگی وضعیت کنونی جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی سیِّدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم اجمعین. ما الان مشكلات فرهنگي زيادي داريم كه جامعه را در معرض تهديد قرار داده است مثلا فرض بكنيد مسئله اعتياد، مسئله تهديد موضوع خانواده، مسئله گسترش بي مبالاتي اخلاقي و خيلي از مسائل ديگر که ما بايد این ها را آسيب شناسي كنيم و ببينيم چرا این ها ایجاد می شود و راه حلش چيست؟ اول اینکه بر خلاف بعضي ها كه اوضاع را بحراني می بينند و به اصطلاح وضعيت را خيلي خطرناك تحليل می كنند، گمان بنده اينطور نيست؛ بعضي وقت ها بزرگ نمايي می شود ولی در مجموع وضعيت دين داري، تقوا و اخلاق در جامعه ما قابل قبول است، گرچه رضايت بخش نيست. ما بايد تلاش كنيم كه اين آسيب ها كمتر بشود كه حتي يك عیب و گناه و اشكال هم در جامعه مؤمنين نباشد، يك دروغ، یك غيبت، يك تردامني، يك بي مبالاتي و يك بي حجابي و... يك دانه اش هم زياد است. براي آدم خوب يك گناه هم زياد است؛ استاد ما می گفت علت اينكه غيرمعصوم به درد نمی خورد اين است كه بالاخره يك گناه كرده است و آدمی هم كه گناه كرد ممكن است از چشم خدا بيفتد و معصوم برای این عظمت دارد که هيچ خطا نكرده است. ولي بعضي ها مبالغه می كنند و شرايط را بيش از حد بحراني نشان می دهند در حالی که اينطور نيست و در مجموع ما بايد از شرايط خودمان راضي باشيم.

علتش هم اين است در درگيري كه بين ما و شيطان هست بالاخره يك طرف ابليس است كه به تعبير اميرالمؤمنین علیه السلام شش هزار سال عبادت خودش را به آتش كشيده كه نگذارد ما به نتيجه برسيم و جلوي ما صف آرايي کرده و شياطين انس و جن هم همراه او هستند، آمريكا و غرب هم جزو شياطين هستند. آن ها دنبال اين هستند كه ما به مقصد نرسيم و خيلي هم سرمايه گذاري می كنند براي اينكه كشور ما را از درون متلاشي كنند و در اين جنگ فرهنگي، به قول خودشان جنگ نرم - جنگي كه خيلي هم پيدا نيست - ما را از درون تسخير بكنند و شكست دهند. چون اگر ما بتوانيم يك طوري فرهنگ سربازهاي دشمن را به نفع خودمان تغيير بدهيم خيلي كم هزينه تر است؛ درست است آن طرف ايستاده اند ولي در واقع سرباز ما هستند. امام رحمة الله عليه چگونه ارتش مسلح شاه را شكست داد؟ در واقع تسخير از درون بود و طوري حركت كرد كه بدنه آن ها به امام متمايل شدند در این حالت آن ها به ظاهر سرباز آن طرف هستند ولي در واقع سرباز اين جبهه هستند و ديگر كار نمی كنند و فروپاشي می شود. دشمن می خواهد همين كار را بكند که جوان هاي ما بخصوص نسل آينده ما متعلق به غرب باشند و وقتي متعلق به غرب شدند ديگر احتياج به لشكركشي و اردوكشي نيست؛ اين را جنگ نرم می گويند که سبك و بدون اينكه رد پایی پيدا بشود، می آيد و همه چيز را با خودش می شويد و می برد. این كاري است كه از يكي دو قرن قبل نسبت به دنياي اسلام می كند و كار جديدي هم نيست. آرام آرام مثل خطوات شيطان - خطوه يعني قدم هاي پنهاني - می آيد و جامعه مسلمين را به غرب متمايل و همه چيزشان را می برد.

در اين شرايط و فشاری كه دشمن با همه وجود به ميدان آمده و دارد با ماهواره هاي فراوان و شبكه هاي ارتباطي جديد وغیره، تلاش و غوغا می كند، ما بايد وضعيت ايماني جامعه خودمان را ارزيابي كنيم و ببينيم که چقدر مقاومت كرده اند؟ مرحوم آيت الله انصاري همداني - كه در سلوك استاد آيت الله دستغيب و ديگران بودند - به شاگردانشان فرموده بودند: شما اگر زحمت بكشيد و همين جايي كه هستيد، بمانيد و عقب گرد نكنيد، خيلي آدم هاي خوبي هستيد. نمی خواهم بگويم ما راضي باشيم ولي موقعيت را بفهميم. بعد فرموده بودند: بخاطر اينكه جريان مقابل، دشمن و شيطان خيلي فعال و سخت است، آخرالزمان است. بعد ايشان مثال زده و گفته بودند: من در جواني شناگر خيلي توانمندي بودم روزی در فرات لباس هايم را كنار رود گذاشتم و گفتم ببينم که چقدر می توانم عليه آب شنا كنم، يك ساعت و نيم شنا كردم ولي بعد ديدم کنار لباس هايم هستم و يك قدم هم جلو نرفتم، چون موج از آن طرف موج سنگيني بود. در اين هجمه اي كه دشمن دارد به كشور ما می آورد، در مجموع مقاومت مردم ما خيلي خوب است.

يك موقعي اين به اصطلاح مخالفين يك تحليلي می كردند و می گفتند كجا وضعيت دين داري ما بهتر شده و چنين و چنان؟ من عرض كردم شاخص اصلي دين داري اين است كه ما پشت سر وليّ خدا بايستيم و از او و پرچم اسلام دفاع بكنيم. اگر كسي در جبهه اميرالمؤمنين علیه السلام بود و در درگيري با معاويه از امام حمايت كرد، اگر يك روز نمازش هم قضا شد خدا اين را می بخشد؛ البته نبايد قضا بشود ولي اگر با وسوسه شیطان گناهي كرد، خدا می بخشد ولي اگر رفت در صف معاويه ايستاد و پشت سر او نماز خواند و كنار او شمشير زد، بيست و چهار ساعتش را هم نماز بخواند فايده اي ندارد؛ او بي دين است و اين دين دار. اگر كسي نسبت به ولایت بي تفاوت بود مثل ابوموسی اشعري که حضرت می جنگيد و او ختم قرآن می كرد و می دانيد که افتخارات زيادي هم به حسب ظاهر داشته ولي كنار كشيده بود. بعد هم در جريان حكمیت خوارج او را به زور حَكَم كردند و بعد هم رفت با عمروعاص با هم ساختند و حضرت امير را عزل كردند و معاويه را نصب كردند و كنار آمدند؛ اين ختم قرآن که به درد نمی خورد، اينكه دين داري نيست.

نیز درباره حسن بصري که خیلی هم تعريفش را می كنند و می گويند از عباد و زهاد بوده است که نمی دانم دقيق است یا نه، اين را در بحار ديدم که نقل كرده اند كه اميرالمؤمنين علیه السلام از حسن بصري دعوت كردند که به جنگ صفين بیاید و از حضرت دفاع كند. گفت كه من نمی دانم حق با كدام طرف است و در اين جنگ دخالت نمی كنم. بعد نقل كردند يك موقعي داشت وضو می گرفت و زيادي آب می ريخت که حضرت گفتند چرا اينقدر آب مي ريزي و اسراف می كني؟ گفت تو خون اين همه آدم را ريختي و اسراف نبود حالا من يك مشت آب می ريزم اسراف است؟! آدم خشك مقدس بي عقل؛ خب بي انصاف حضرت امير به حق خون می ريزد و تو به ناحق آب می ريزي، تفاوتش همين يك كلمه است.(2)

جامعه ما سي و هفت سال است که در مقابل دنياي مادي با اين همه فشار، پرچم دفاع از اسلام را روي دوش كشيده، البته درست است که ضعف هايي در مديريت داريم ولي عمده اين فشارها ضعف مديريت نيست، واقعا دشمن است که دارد فشار می آورد؛ اقتصاد دنيا، مراكز قدرت دنیا و رسانه ها در دستش است و در كشور ما بحران درست می كند. البته به تعبير امام غلطي نمی توانند بكنند و نتوانستند ما را تضعيف بكنند و هر چه گذشته ما بيشتر تقويت شديم ولي بالاخره محاصره اقتصادي و جنگ نظامي كردند و جنگ فرهنگي می كنند و در اين فشار سنگين دشمن در این سي و هفت سال فشار زیادی آورده اند. يادم است احسان نراقي يكي از جامعه شناسان دوره پهلوي و رئيس دفتر فرح بود، ده سال قبل به يك مناسبتي اين مطلب را گفته بود که ميزان سرمايه گذاري كه غرب در مقابل كل بلوك شرق يعني شوروي و اقمارش، در دوران جنگ سرد بين غرب و شرق كه چهل سال طول كشيد هزينه كرده بود خيلي كمتر از هزينه اي است كه در طول ربع قرن - بيست و پنج سال - عليه جمهوري اسلامي به تنهايي كرده است. پس خيلي عليه ما تلاش كردند، عليه ما جنگ تمدن ها راه انداختند اما بعد از سي و هفت سال هنوز پرچم اسلام به دست اين نائب عادل امام زمان علیه السلام برافراشته است و اين علامت دين داري جامعه است. البته در فشار دشمن يك عده اي هم ممكن است به گناهاني مبتلا بشوند که نبايد باشد. بنابراین ارزيابي من منفي نيست كه حالا نسبت به فرهنگ جامعه منفي بافي كنيم بلکه بايد تلاش كنيم تا از اين بهتر باشد و يك گناه هم نشود، یک جوان هم منحرف نشود، يك معتاد هم در كشور ما زياد است. دشمن در تلاشي كه كرده واقعا اميدش اين بوده است كه الان ما يك آدم غيرمعتاد در اين كشور نداشته باشيم، يك نمازخوان و مسجدي نداشته باشيم ولی موفق نبوده است. بنابراين وضعيت ما در مجموع وضعيت قابل قبولي است منتها بايد از اين بهتر باشيم.

آسیب شناسی فرهنگ جامعه

در آسيب شناسي باید دید ريشه اين اشكالات كجا است. چون خيلي وقت ها آدم می خواهد آسيبي را برطرف كند اما آسيب شناسي اش عميق نيست مثلا يك بيماري خوني جدي تظاهرات پوستي هم دارد و او مرتب می خواهد از طريق تدابير ظاهري اين بيماري را رفع بكند اما تا ريشه اش را نخشكاني، عفونت از اينجا پاك می شود و از جاي ديگر سر درمی آورد. در آسيب شناسي فرهنگي هم همينطور است ما بايد ريشه ها را شناسايي بكنيم. ما هم در حوزه خيرات و هم در حوزه بدي ها سه دسته آدم و مواجهه داريم. اول اینکه عده ای از آدم ها نسبت به خوبي ها يا نسبت به بدي ها اهل ارتکاب هستند؛ خودش نماز می خواند، زكات می دهد، حقوق مالي اش را می دهد، به برادرانش احسان می كند، صله رحم می كند و اهل خيرات و اخلاق حميده است. اين عده اهل اقدام و ارتكاب خوبي ها هستند. آن طرف هم همينطور است يك آدمي داريم حسود که اعمال حسادت می كند، تردامني و گناه می كند، معتاد است و شرب خمر و ميگساري می كند و اشكالاتي دارد و غیره، اين می شود اهل ارتكاب بدی ها.

دوم چيز بالاتري است كه اگر در حوزه خوبي ها باشد از ارتكاب بهتر است و اگر در حوزه بدي ها باشد از ارتكاب بدتر است و آن اشاعه است؛ عده اي اشاعه گناه و صفات رذيله و بدي ها می كنند، عده ای هم اشاعه خيرات می كنند. مثل اينكه يك كسي غیر از اینكه نماز می خواند به مسجد هم می رود، غير از اينكه اهل كتاب و مطالعه است كتابخانه هم می زند، غير از اينكه اهل صله رحم است ديگران را هم به آن تشويق می كند، مؤسسه خيریه و بيمارستان تأسيس می كند که این ها می شود اشاعه يعني كارهاي خوب را گسترش دادن و خوبي ها را منتشر كردن. در ناحيه بدي ها هم همينطور است يك آدمي خودش مبتلا به مواد مخدر و معتاد است، ولی دیگری اشاعه می دهد و شبكه توزيع مواد مخدر يا كارخانه توليد مواد مخدر درست می كند، يك كسي خدايي نكرده ميگساري می كند ولی دیگری ميكده به پا می كند، يك كسي خودش گناه می کند ولی دیگری بزم گناه به پا می كند و ديگران را هم دعوت می كند.

سوم و مرحله بالاتر از این ها اقامه خيرات مانند نماز «اقيموا الصلاة» يا اقامه بدي ها است. اقامه يعني تلاش كند كه تمايلات جامعه را به طرف خوبي ها یا بدی ها ببرد. در اقامه بدي ها کاری کند که فرهنگ جامعه به يك نقطه اي برود كه آرام آرام بدي ها در جامعه جا پيدا كنند و بلكه شرافت بشوند. خوبي ها از چشم بيافتند و موجب تنقيص و تحقير انسان بشوند. در تجلیل و تحقیر اجتماعي اقامه بدي ها يعني آدم كاري بكند كه بدي ها تجليل بشوند و خوبي ها تحقير بشوند؛ نمازخوان ها تحقير بشوند و بي نماز ها تجليل، سينما بروها تجليل بشوند و مسجدي ها تحقير، فضايي درست بكنند كه بانوان محجبه تحقير بشوند و آن هايي كه اهل بي عفتي و بي حجابي هستند تجليل بشوند يا بر عكس. اقامه يعني فرهنگ يك جامعه را به نفع خيرات يا بدي ها تغيير بدهيد. لذا این اقامه زشتی ها بدترين نوع عمل است؛ اينكه وجود مقدس نبي اكرم صلی الله عليه وآله در حديثی با توصيف آخرالزمان که چه اتفاقاتي می افتد در پایان فرمودند: «شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ‏ مُنْكَراً وَ الْمُنْكَرَ مَعْرُوفاً»(3) بدتر از همه این ها اینکه معروف، منكر می شود و منكر، معروف می شود اين يعني اقامه؛ خوبي ها بشود بدي و بدي ها بشود خوبي.

الان اگر شما به كشورهاي اروپا برويد خيلي از گناهاني كه ما گناه می دانيم نه اینکه ما گناه می دانيم بلکه خدا گناه می داند را آن ها در علن انجام می دهند و اگر شما به آن ها بگوييد که انجام ندهيد و منعشان كنيد، شما را مزاحم می دانند و قانونا شما را مجازات می کنند و می گويند اين منكر است و آن معروف. اين می شود اقامه یعنی شما حق نداريد به آن ها تذكر بدهيد، چرا؟ چون در آن جامعه آن معروف شده است و مزاحمت او می شود منكر و كار شما خلاف قانون است و شما را مجازات می كنند كه با او چه كار داشتي؟ او داشت از حقوق شهروندي خودش استفاده می كرد. گاهی براي اينكه شرور و خيرات را اقامه بكنند و يك فرهنگ را جا بياندازند و فرهنگ جامعه را تغيير بدهند به زور فيزيكي ظاهري متوسل می شوند. فرض كنيد می خواهند حجاب را مثل دوره رضاخان بردارند كه در آن دوره نه فقط در ايران بلکه در كشورهاي منطقه اين اتفاق افتاد که غربي ها قدرت هايي را سر كار آوردند و تلاش كردند كه فرهنگ ما را به سمت غرب ببرند. لباس هاي مردان و زنان را تغيير بدهند، مد سر و صورت ما را تغيير بدهند و غیره، به زور چادر از سر زن ها برداشتند و كشف حجاب كردند، مردها را به زور متحدالشكل كردند؛ لباس هاي ما ايراني ها و ديگر كشورهاي منطقه كه اين مدلی نبود براي اينكه لباس اروپايي تن ما كنند از زور استفاده كردند. پدران ما نقل می كردند كه به زور مردها را از اين در داخل نظميه هاي آن موقع می فرستادند و پايين پالتوهايشان را قيچي می كردند و يك كلاه شاپو هم سرشان می كردند و از آن طرف بيرونشان می كردند. به زور لباس هاي غربي به بر زن ها و مردهاي ما كردند. اين يك طور است و كم كم سليقه جامعه را عوض می كنند و جامعه به بي حجابي عادت می كند و بي حجابي شرافت می شود. همان زن هايي كه مبادا حجابشان را از دست بدهند، گاهي شش ماه از خانه ها بيرون نمی آمدند حالا خودشان افتخار می كنند كه بي حجاب هستند. گاهی هم زور فيزيكي نيست بلکه با كار فرهنگي، بستري را ايجاد می كنند كه اين بستر يك شيب ايجاد می كند و آرام آرام مفهوم شرافت عوض می شود. حالا وقتی مفهوم شرافت عوض شد و آن چيزي كه خلاف شرافت بود، مثلا بي حجابي شرافت شد؛ ديگر هر كس بخواهد حجاب داشته باشد بايد جنگ و مبارزه كند و آن كسي كه می خواهد بي حجاب باشد، افتخار می كند. در اين بستر آرام آرام حجاب براي بانوان مسلمان و محجبه و متدين ما دشوار می شود؛ اول چادر را برمی دارند و بعد كم كم مانتو را تنگ می كنند و روسري را عقب می برند و بعد دنبال ژورنال اروپايي می گردند تا مدل لباس هايشان را از روي آن ها بردارند؛ اين يعني اقامه نرم و بدون خشونت. كاري كردند كه زن مسلمان بي حجابي را شرافت می داند و اگر بخواهد چادر سرش كند بايد خيلي مبارزه كند. در اين دانشگاه تهران يك دختر محجبه از این در می رفت و بعد از يك سال، بعد از يكی دو ترم، از آن در بي حجاب بيرون می آمد اين می شود اقامه. البته اين مثال ها خيلي گويا نيست.

یا مثلا خانه هاي قديمي دو طرف داشت اندروني و بيروني؛ بيروني برای خانم ها بود و اندروني برای مهمان و مردها بود يا حتي مهمان هاي خودي كه می آمدند نامحرم ها و مردها يك طرف بودند و خانم ها طرف دیگر، پوشش و حجاب خيلي آسان بود. حتی پشت در خانه هاي قديمي چون آن موقع زنگ نبود و دو كلون داشت؛ كلون با صداي زير و بم يكي برای خانم ها بود و يكي برای مردها كه معلوم باشد كسي كه آمده پشت در مرد است يا زن؛ اگر زن در می زند زن در را باز کند و اگر مرد است مرد باز کند. سعي می كردند ارتباط اقشار را كم بكنند. خب در اين خانه هم ممكن است آدم بي حجابي بكند، ممكن است كسي حرام انجام بدهد ولي اگر بخواهد حرام انجام بدهد اولا خلاف شرافت است و ثانيا بايد به زحمت بيفتد. امروزه يك سالن درست می کنند با يك آشپزخانه اپن و خانه ديگر هيچ چيزي ندارد با يك اتاق خواب كه درش بسته است؛ اين می شود معماري عريان. فاميل و دوست و آشنا می آيند و می نشينند و نمی شود هم بگويي نيايند؛ زن و مرد می نشينند در سالن و خانم هم می خواهد که آشپزي كند اول به سختي چادر را نگه می دارد و بعد که دید دشوار است كم كم آن را كنار می گذارد و به نظرش می آيد که حالا يك بار هم دست آدم را ببينند كه طوري نيست و این كم كم فرهنگ می شود و چادر را هم برمی دارند و دور هم می نشينند مثل خواهر و برادر، محرم و نامحرم با هم حرف می زنند.

اينها خاصيت چيست؟ خاصيت اين معماري و اين تلويزيون است چرا كه اين فرهنگ را اين رسانه دارد اقامه می كند. البته می دانيد که تلويزيون ما ده بار با آب كر آبكشي شده ولی هنوز نجس است و الا رسانه هاي غربي كه اصلا آدم از اين طرفش می رود و از آن طرفش درمی آيد، بوي لجن می گيرد. اين را ده بار با كر آب كشيدند اما هنوز اقامه می كند، در همين سريال هاي تلويزيون هر كجا يك خانم مثلا محجبه اي هست حتما بايد يك شغل شرافتمندانه نداشته باشد ولی اگر پزشك متخصص است حتما بايد بي چادر و اگر خيلي خوب باشد، مانتويي باشد؛ هر خانواده اي كه چهار بچه دارد از خانواده هاي بداخلاق و فقير و غیره هستند و هر خانواده اي كه در اين فيلم ها غني هستند يك بچه بيشتر ندارند؛ اين ها معني اش اقامه است، اقامه فرهنگ فرزند كمتر زندگي بهتر و اين شيطنت است. هنر را در اختيار تلويزيون گذاشتند و از طريق هنر و رسانه در دنيا اقامه فرهنگ مادي می كنند.

اقامه در خیرات و بدی ها گاهی در مقياس خانه است، گاهي در مقياس يك شهر است، گاهي در مقياس يك كشور است و گاهي در مقياس جامعه جهاني است. مثلا پدر و مادر در خانه نمازخواني را اقامه می كنند يعني طوري در اين خانه رفتار می كنند كه نمازخواندن شرافت است و بچه نماز را شرافت می داند و نماز می خواند و به زور هم نمی خواند. يك موقع اقامه بي نمازي می كنند و اگر هم بچه بخواهد نماز بخواند، مسخره اش می كنند. گاهی حجاب در خانه شرافت است و گاهی بي شرافتي است و وقتي بچه در خانه چادر سرش می كند، پدر و مادر دستش می اندازند که كلاغ سياه و غیره! بعضي از شعراي زمان قبل در شعرشان از چادر مشكي به كفن سياه و كلاغ سياه تعبير كرده اند؛ خب معني اش اين است که ادبيات ما عفت و حجاب مردم را تحقير می كند. در همين دانشگاه ها هنوز هم هستند بعضي از اساتيد که اين كار را می كنند. استاد ادبيات، اول سال شروع كرده بود شعر ايرج ميرزا را راجع به حجاب خواندن؛ خب وقتي يك دانشجوي جوان هيجده ساله تازه وارد دانشگاه شده و يك استاد پنجاه ساله می آيد شروع می كند تحقير كردن اين چگونه چادر را بر سرش نگه دارد؟ این می شود جهاد سخت. در اين شيبي كه ايجاد می كنند آرام آرام بي حجابي عادي می شود و اين فقط در معماري نيست بلکه در شهرسازي هم همين است؛ شهر عريان و شهر درون گرا داريم. اختصاص به معماري و شهرسازي هم ندارد؛ نظام اقتصادي هم گاهی تشويق به رباخواري می كند و فرهنگ ربا را اقامه می كند.

نقش حکومت در فرهنگ جامعه

كار حكومت ها اقامه است نه ارتكاب؛ حكومت هاي مادي، فرهنگ مادي را در جهان اقامه می كنند و حكومت الهي بايد دين داري را در جهان اقامه بكند. مردم كه مجبور نيستند و اگر كسي بخواهد گناهی بكند بالاخره در نهان گناه خودش را می كند و نمی شود جبر مطلق ايجاد كنيم ولي گاهی جامعه را طوري می سازيد كه گناه كردن ضد شرافت و ترك معصيت شرافت است و اگر كسي بخواهد گناه كند بايد روي شرافت اجتماعي خودش پا بگذارد، گاهی بر عكس جامعه را طوري درست می كنيد كه معصيت می شود شرافت. ممكن است بگوييد اينكه ربطي ندارد. وقتي شما تمام تمايلات جامعه را به سمت خوردن و پوشيدن و این ها سوق می دهيد به جاي فرهنگ شهادت و شرافت و خداخواهي همه جا فرهنگ مادی حاکم می شود. استاد ما رحمة الله علیه می گفت تابلوي بزرگ می زنند که مثلا گوجه فرنگي اينقدر مگر مردم ما گوجه فرنگي را نمی شناسند!؟ می خواهند ذائقه ملت را ببرند به سمت تعلقات مادي و اين كم كم اخلاق مادي را در جامعه اقامه می كند. تبليغ از ابزار مدرن و شيوه زندگي مدرن وغیره همه تمنيات و اهواء انسان را به اين سمت می برند و در هر مجلسي که می نشيني بحث سر اين است که بله امروز رفتيم يك مدل جديد ماشين آمده بود، يك مدل جديد يخچال، دلار چقدر ارزان شد و غیره. من نمی گويم بحث اقتصادي نكنيم ولي اصلا همه افكار اجتماعي را به اين سمت هل می دهند اين می شود اقامه. وقتي شما همه توجه انسان را به دنيا مشغول كرديد و صحبت از خدا و آخرت و كمالات معنوي مطرح نبود يعني بستر اجتماعي همه اش بستر تحريك به دنيا و شهوات است و همه اين كار را می كنند؛ خب در اين جامعه اخلاق مادي اقامه می شود. دائم تحريك حسي می كنيد، اين تحريك حسي، اخلاق درست می كند؛ آدم از وقتی که در خانه اش راه می افتد تا به مسجد یا اداره و محل كارش می رسد هزار تا تحريك حسي به دنيا می شود و اين اخلاق درست می كند. حكومت هاي حق بايد اقامه حق بكنند و حكومت هاي باطل اقامه باطل و آن وقت از طريق اقامه در كشورهاي ديگر نفوذ می كنند، کشوری مسلمان هستند ولي فرهنگي كه آنجا اقامه شده فرهنگ مادي است؛ فرهنگ بي حجابي و بي مبالاتي به دين است.

نحوه مبارزه با منکرات و جریان اقامه

خب راه مبارزه و مقابله با این چيست؟ ما گاهي می آييم با معلول مبارزه می كنيم و آن آخر صف را می گيريم؛ يك دستگاهي شروع می كند اعتياد را گسترش می دهد و فرهنگ پوچي گري و نیهیليسم را در جهان منتشر می كند كه مبدأ استفاده از مواد مخدر همين است و آدم اگر به پوچي مبتلا نشود كه معتاد نمی شود. پوچي گري را در جهان رشد می دهد و بعد دانشي كه براي توليد مواد مخدر لازم است را توليد و تحقيقات را مديريت می كند و بعد متناسب با روز، مواد مخدر را به روزتر و تأثيرگذارتر و متنوع می كند، قرص هاي جديد توليد می كند كه ديگر ربطي به حشيش و مواد مخدر گذشته ندارد و بعد هم این ها را با يك شبكه گسترده مالي در جهان توزيع می كند. آن وقت ما می آييم با ته قيف، اين معتاد در خيابان، مبارزه می كنيم. من نمی گويم دنبال اصلاح و تربيت این ها نباشيم و رها كنيم ولي هزار بار هم شما با این ها مبارزه كنيد باز اول خط هستيد. مثل يك آدمي است كه كبدش بيمار است و شما مرتب بخواهيد با پماد اين تعارضات پوستي اش را برداريد ولی تا كبد را درمان نكنيد اين درمان نمی شود. ما بايد اول با اقامه مبارزه كنيم و بعد با اشاعه و بعد با ارتكاب، هر سه منكر هستند ولي منكر اصلي آنجا است.

حال از شما سؤال می كنم آدمي كه دنبال اقامه گناه است يعني نيتش مبارزه با خداست و نه فقط خودش گناه می كند بلکه مثل ابليس به دنبال اين است كه مردم را هم به گناه بكشاند؛ در اینجا آن گناه شر اصلي است يا اين آدم؟ اين آدم شر است و آن گناه فرع بر اين است. شرور فرع بر اولياء طاغوت هستند. ائمه فرمودند: «نَحْنُ‏ أَصْلُ‏ كُلِ‏ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ... وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبِيحٍ وَ فَاحِشَة»(1) اصل خيرات ما هستيم و همه خيرات فرع بر ما است و اصل شرور دشمن ما است. منكر حقيقي كه ما بايد با آن مبارزه كنيم، آن نظام استكباري است كه اخلاق مادي، شهوات و ميل و رغبت به دنيا را در عالم اقامه می كند يا آن جواني كه تحت تأثير فرهنگ آن ها گناهي را مرتكب می شود؟ من نمی گويم اين كار خوب است، نه اين كار هم بد است و ما بايد جلوي اين را هم بگيريم ولي شمايي كه می گوييد از اينكه جوان ما دارد ايمانش از دست می رود، ناراحت هستيد من می گويم اين تحت تأثير دستگاهي است كه دارد اقامه بي ديني می كند و فرهنگ استفاده از مواد مخدر را در جهان اشاعه می دهد و بعد هم توليد می كند و با شبكه هاي مافيايي توزيع و در اختيار جوان قرار می دهد. حال شما بايد با او مقابله كنيد يا با اين جوان معتادی كه در كف خيابان است؟ با هر دو اما به اندازه خودشان و اصل سرمايه گذاري شما بايد آن دستگاه باشد و اگر آن را رها كرديد اين مبارزه هيچ فايده اي ندارد.

تمدن مادي، تمدن شيطاني است و از قبل هم بوده است؛ كار دستگاه شيطان اقامه منكرات است و انبياء با او مقابله می كردند. انبياء قبل از اينكه بيايند در كف خيابان با اين آدمي كه گناه می كند، مقابله كنند با فراعنه مقابله می كردند؛ حضرت ابراهيم می آيند بتكده را خراب می كنند و با نمرود می جنگند، موساي كليم با فرعون می جنگد و غیره. اينطوري می شود جامعه را اصلاح كنيد و الا فرعون سر جاي خودش است و كارش را می كند و ما می آييم در كف جامعه با این هايي كه گناه می كنند و مشرك هستند، مبارزه می كنيم؛ اينكه نمی شود. هميشه اينطوري است كه راه مبارزه با منكر مقابله با دستگاهي است كه منكر را اقامه می كند؛ مقابله با اولياء طاغوت و سلطه است. آن نظام باطل است كه محور اقامه است و اصل باطل خود آن ها هستند. يعني اگر به من بگويند شر اصلي را در عالم نشان بده من می گويم شر اصلي سران استكبار هستند، این فرعون هاي سياسي و فرهنگي و اقتصادي که خيلي وقت ها با هم هستند؛ فرعون و قارون و وزيرش هامان اصل شر هستند و شما بايد با این ها و دستگاه شان بجنگيد. هم بايد با فرعون بجنگيد و هم بايد با قارون و دستگاه اقتصادي اش بجنگيد و هم با هامان و هم با مثل بلعم باعور، این ها منکر را اقامه می كنند. نمی شود که شما این ها را رها كنيد و بعد خيال كنيد که می شود جلوي فساد اخلاقي را در جامعه بگيريم، جلوي بي حجابي را بگيريم ولي با آن هايي كه اقامه می كنند، مقابله نكنيم. او آن طرف جهان نشسته و براي اينكه عالم را تحت سيطره خودش در بياورد، برنامه ريزي می كند و می خواهد فرهنگي را گسترش بدهد مثلا فرهنگ بي حجابي و فرهنگ برداشتن فاصله بين اقشار وغیره. هنر و رسانه و دانش و دانشگاه را در خدمت اين كار می گيرد و بعد شروع می كند به گسترش بي حجابي و می آيد شبكه ماهواره اي می زند بنام من و تو، می آيد شروع می كند و فيلم هايي را براي تغيير فرهنگ جامعه نشان می دهد و در اين فيلم ها قبح دوست يابي چند جانبه براي زن هايي كه خداي نكرده همسر هم دارند را می ريزد، شما با اين بجنگيد.

شما جنگ با اين را به جنگ فيزيكي هم که بكشيد اگر توانستيد مغز ماهواره را بزنيد، حق داريد. نهي از منكر يعني همین. كسي كه شبكه من و تو راه می اندازد اگر نتوانستي جلويش را بگيري، برو مغز متفکرش را بزن كه بعد فساد در جامعه شما اشاعه پيدا نكند. غربي ها اين كار را می كنند، آنجايي كه خودشان بخواهند جلو بروند اگر نتوانند جلوي پيشرفت ما را در صنعت هسته اي بگیرند، مغزهاي ما را می زنند آن وقت ما هم می نشينيم دست روي دست می گذاريم و می خواهيم با منكر مبارزه كنيم؛ خب ما هم باید با هسته های اصلی آنها درگیر باشیم. بايد بفهمند كه حق ندارند هر چيزي را پخش كنند. چطور اگر زمانی در سی یا پنجاه سال قبل به حريم خصوصي شما تجاوز می كردند مثلا جوان نامحرمي می آمد و يک نامه در خانه شما می انداخت و دختر شما را تحريك می كرد، شما قلمش را می شكستيد، درست است؟ اين خشونت نيست و نهي از منكر است. تو چه حقی داري که در حريم من بيايي. حالا این ها ماهواره ها را درست كردند چون امواجش را در هوا می فرستند و ما با آن ها قدرت مقابله نداريم؛ پس حق دارند به حريم خصوصي ما بيايند و هر فرهنگي را اشاعه بكنند؟ ما حق نداريم با اين شبكه بجنگيم؟ ما حق نداريم قوه اي فراهم كنيم «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»(أنفال/60) که آن ها بترسند از اينكه در مرز ما بيايند و فرهنگ خودشان را اشاعه بدهند و حريم مرز فرهنگي ما را نگه بدارند. اینکه اگر يك موقعي زورمان نرسيد، مغزهاي متفكرشان را روي زمين بزنيم حق ما است و نهي از منكر است، اين جلوي اشاعه فساد را گرفتن است. قطعا اسلام اين را اجازه می دهد كه با آن هايي كه اقامه بدی می كنند و با خدا و رسول جنگ می كنند، مقابله کنیم. يك شبكه درست كرده درونش هزار تا سايت پورنو هست مگر شوخي داريم؟ اين اقامه منكر است. آنجايي كه ما بايد با آن بجنگيم تمدن غرب و پرچمداران و متفكرين آن است، آن ها اقامه بي ديني می كنند والا كف جامعه ما به راحتي اصلاح نخواهد شد؛ می گويد بيایید ياد بدهید مگر به ياد دادن است؟! او دارد مواد مخدر را توليد و پخش می كند و فرهنگ اعتياد را در عالم توسعه می دهد و شما می گويي بيا به جوانت بگو تو استفاده نكن، اينكه نمی شود. اينكه دفاع از حريم جوان نیست که بگذاری آن ها بيايند و ميكروب را در جامعه گسترش بدهند و شما جوان هايتان را واكسينه كنید. واكسينه كردن وظيفه ماست ولي هيچ وقت هم اجازه نمی دهيم كه ديگران بيايند در كشور ما ويروس منتشر بكنند، شما اجازه می دهيد؟ چگونه اگر آن ها خواستند يك ويروس را از هر طريقي كه برايشان الان ممكن است در جنگ هاي بيولوژيكي منتقل بكنند شما مقابلشان می ايستيد و می گوييد، بزني می زنم، و به او اجازه نمی دهيد؟ ولي وقتی می گويد اينترنت پرسرعت و باند پهن اصلا توجه ندارید كه اين حرفي كه می زند یعنی چه؟ كسي با علم و پيشرفت مخالف نيست ولی این اشاعه فحشا و اقامه منكر است كه تمدن غرب می كند و اصلا معتقد است كه دين دورانش گذشته و ما با اين مخالف هستيم.

سپردن قدرت به اشخاص لایق؛ راه ایستادگی در برابر غرب و پرچم داران کفر

بنابراين دولت اسلامي بايد اقتداري در جهان داشته باشد، همكاران و همدستان و ياراني در جهان براي خودش پيدا بكند و قدرتي به هم بزند كه شياطين عالم از قدرت او بترسند که با او جنگ فرهنگي بكنند و در حريم فرهنگي او بيايند و بدانند که اگر شروع كنند، او هم شروع می كند. همانطوري كه او بمب اتم دارد، شما هم داريد از این رو ديگر جرأت نمی كند که بزند؛ وقتي هم که احساس كرد شما قدرت مقابله فرهنگی با او را داريد و اگر او فرهنگ خودش را گسترش بدهد، شما هم فرهنگ خودتان را در خانه او نفوذ می دهيد، این کار را نمی كند. ما بايد قدرتي داشته باشيم كه آن ها بترسند كه اگر متعرض فرهنگ ما شدند و با دين ما جنگيدند، ما با همه دنياي آن ها می جنگيم و آن وقت جرأت نمی كنند. امام رحمة الله علیه فرمود: بايد دنياپرستان عالم بدانند اگر با دين ما جنگيدند، ما با همه دنيايشان می جنگيم.

حالا جريان هايي كه در دنياي اسلام هست از جمله در كشور ما بعضي هايشان بي خيال اين مسئله هستند و خيال می كنند که غربي ها آدم هاي خوش اخلاقی هستند و آن دشمني و نفرت باطني شان را پشت اين تبسم شان نمی بينند که با همه وجود تلاش می كنند که اسلام را محو كنند و البته از صلح و حقوق بشر و این ها هم صحبت می كنند. نمی دانم بعضي ها ساده هستند يا نه خودشان را به سادگي می زنند. بعضي از جريان هايي كه در كشور ما وجود دارند به این ها خوش بين هستند و خيال می كنند که می شود با این ها زندگي مسالمت آميز داشته باشيم، اما وقتي زندگي تان به زندگي مسالمت آميز با آن ها می كشد كه صد در صد از دينتان دست برداريد و تمام آيين دنياپرستي غرب را بپذيريد «وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»(بقره/١٢٠) امام رحمة الله علیه می فرمود: جنگ با ما نه به خاطر ايراني بودن بلکه به خاطر اسلام است و اگر دست از اسلام برداريم تمام است و با ما كاري ندارند.

الان شرايط جامعه جهاني اين است و ما كشوری هستيم که بايد روي اقتدار و استقلال خودمان استوار بايستيم و بعد هم قدرت هاي همراهي در جهان پيدا كنيم و با اين وضعيت در جهان مقابله كنيم و الا اگر شما آنجا نايستيد آن ها تا درون خانه هاي ما هم می آيند. ابزاري را درست كردند که دست جوان و نوجوان و كودك ما هست و فرهنگ خودشان را با قالب هاي مختلف، بازي هاي كودكانه اي كه درست كرده اند و غیره اشاعه می دهند. در بسياري از بازي هاي كودكانه جنگ عليه اسلام را در دل طفل نهادينه می كنند و كسي را كه در صف مقابلش ايستاده و او با همه وجود دارد با آن مقابله می كند تا نابودش كند، اسلام است. اين راهش دست روي دست گذاشتن و شوخي كردن و كارهاي كوچك که حالا آن ها این را درست كرد پس من هم درست می كنم و غیره نيست، ما باید همه اين كارها را بكنيم و وظيفه ما است؛ جوان هاي خودمان را واكسينه بكنيم، به آن ها استفاده صحيح از رسانه ياد بدهيم، اگر آن ها مثلا بازي هاي رايانه اي انيميشن فلان می سازند ما هم برعكسش وغیره. ولي كار حكومت اینها نيست بلکه اینها در حد كار مردم و اشاعه است. حكومت بايد قدرتي به هم بزند كه از او بترسند كه در حريم فرهنگي اش بيايند و وقتی اولتيماتم می دهد، عقب نشيني بكنند.

ما می خواستيم ماهواره به فضا بفرستيم که كسي از انگلستان آمده بود و می گفت اگر بفرستيد يك موقعي در فضا گم می شود. می دانيد يعني چه؟ يعني اگر بفرستيد هم می زنيم. ما بايد قدرتي داشته باشيم كه آن ها بترسند که ماهواره شان را هوا بفرستند و بر ما و منطقه ما مسلط كنند و بعد هر چه می خواهند، بفرستند. الان ما در چنين شرايطي هستيم؛ از این رو تصميم گيران و تصميم سازان كشور ما بايد افرادي باشند كه اين شرايط را بفهمند و استوار برای اقتدار ملت ما بايستند. اين اقتدار را نبايد با هيچ چيزی معاوضه كرد؛ اين عزت و قدرتي كه داريم كه از ما خوف دارند، را بايد حفظ كنيم و همه جانبه اش بكنيم تا آن ها در همه ابعاد از قدرت ما بترسند. آنجايي هم كه اختيار با ما است و می خواهیم فرمان كشور را در اختيار اشخاص بگذاريم بايد دست جريان ها و اشخاصي بگذاريم كه نگاهشان به غرب و اسلام نگاه صحيحی باشد. از در آشتي با غرب در آمدن و لبخند زدن و غیره چيزي حل نمی شود و با اينكه آدم به آن ها حسن ظن داشته باشد و خيال كند آدم هاي اخلاقي اي هستند و ما بداخلاقي كرديم و الا آن ها كه خيلي آدم های خوش اخلاقي هستند، با این تو بميري و من بميرم ها مشكل حل نمی شود. بايد با همه وجود ايستاد و ميدان درگيري همه جانبه است و در اين ميدان هم ما پيروزي هاي خيلي بزرگي به دست آورديم؛ البته ضربه هايي هم خورده ايم که بايد تلاش كنيم تا اين ضربه ها را تدارك كنيم. اصل نهي از منكر مبارزه با پرچم داران غرب و کفر است و اصل امر به معروف دعوت به ولايت حق و پرچم داران الهي است. السلام علیک یا فاطمه الزهرا....

پی نوشت ها:

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 242

الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 171

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 59