نسخه آزمایشی
دوشنبه, 12 خرداد 1399 - Mon, 1 Jun 2020

مراسم تجلیل شهید مدافع حرم مسیب زاده/ لزوم ترساندن دشمنان با قدرت بازدارندگی؛ ثمرات جهاد در راه خدا

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 24 تیرماه 94 است که در مراسم چهلم شهید مسیب زاده در استان البرز برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان میدارند، از ابتدای تاریخ تا به امروز پیوسته شاهد جنگ و مبارزه در سراسر جهان هستیم. آن چه که وجه تمایز این اهداف محسوب می شود، این است که این مبارزات بر سر برتری جویی و غارت و تسخیر خاک دیگران بوده یا تنها در راه رضایت خدا اتفاق افتاده است؟! بطورکلی همه درگیری ها را میتوان در دو دسته بندی کلی قرار داد: درگیری اهل باطل بر سر منافع دنیایی و درگیری بین جبهه حق و نفاق. جهاد در راه خدا همیشه دارای منفعت و خاصیت است و پیروزی یا شهادت را در پی دارد. هم چنین سبب می شود که پرده از چهره نفاق و ظلم برداشته شود و کسانی که به دین اسلام می گروند بتوانند چهره اسلام و کفر و دورویی را از هم تشخیص دهند. هم چنین لازم به ذکر است که قرار نیست ما شروع کننده جنگ باشیم اما به فرموده قرآن باید سردردمداران و بزرگان مسلمان از جنگ واهمه و هراسی نداشته باشند و پیوسته با آمادگی نظامی بالا باعث ترس دشمنان از خود شوند.

جنگ تعطیل شدنی نیست

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. «وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهِ»(انفال/۳۹) افرادی که در طول تاریخ و در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند برای مقصدی بوده و ارزش این را دارد که همه انسان ها در این مسیر خون خودشان را بدهند. اگر انقلاب ما و این درگیری ها برای تسخیر خاک و برتری جویی و استعلای در دنیا بود، حتی یک قطره خون این عزیزان قابل جوابگویی نبود. سختی های فراوانی در این راه است و خانواده های بزرگواری باید در سوگ پسرانشان سال ها بنشینند، فرزندانی که از سایه پدر محروم می شوند، همسرانی که باید در فراق عزیزانشان بسوزند و...؛ هیچ چیزی ارزش این را ندارد که این سختی ها تحمل شود مگر یک کلمه و آن این که این شهادت ها در مسیر پیروزی اسلام و مکتب اهل بیت و ان شاالله مقدمه ظهور مقدس امام زمان ارواحنا فداه باشد.

این هدف است که سختی ها را هموار می کند وگرنه اگر بنا بود ما برای تسخیر خاک و غلبه و برتری جویی بر قدرت ها بجنگیم، یک قطره از این خون ها کرامتش بیش از همه آن محافل بود. این جنگی که در راه خدا و برای پیروزی اتفاق می افتد، ارزش ها و شرافت هایی دارد. اصل جنگ تعطیل شدنی نیست. هرچه افراد تلاش کنند که جنگی نشود امکان پذیر نیست. درگیری بین جبهه حق و باطل یک امر ضروری و اجتناب ناپذیر است، چرا که موضوعی برای مصالحه وجود ندارد. این مصالحه بر سر اله است؛ وقتی ما به دنبال خدای خود هستیم و آن ها دنبال دنیای خودشان، امکان مصالحه نیست و جنگ قطعی است. در این جنگ از دو طرف کشته می شوند و خسارت می بینند و فقط تفاوت در یک چیز است: «الَذینَ آمَنوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الله و َالّذین کَفَرُوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الطّاغوت»(نساء/۷۶) این ها در راه خدا و آن ها در راه وعده شیاطین می جنگند. وگرنه دشمنان هم تهدید می شوند، مشکلاتی را تحمل می کنند و سختی می بینند.

«اِن یَمسَسکُم قَرحٌ فَقَد مسَّ القَومَ قَرحٌ مِثلُهُ»(آل عمران/۱۴۰) در سوره مبارکه آل عمران خدای متعال داستان جنگ احد را مطرح می کند که در این جنگ به حسب ظاهر مسلمانان شکست خوردند و سختی های زیادی را تحمل کردند. شبهاتی پیدا شد مثل اینکه اگر ما حق گوییم نباید این همه سختی بر سر راه ما قرار بگیرد. این شبهات را قرآن یک به یک طرح کرده و پاسخ می دهد. اصلا این جنگ چه ضرورتی دارد؟ چرا مسلمان ها باید درگیر شوند؟ قرآن این را توضیح می دهد. می فرماید: اگر ما می خواستیم بر دشمن غالب شوید، می توانستیم «لله جُنودُ السّماوات و الارض»(فتح/۷). امیرالمومنین در نهج البلاغه می فرماید: آن خدایی که از شما کمک خواسته و فرموده: «اِن تَنصُروا الله یَنصُرکُم»(محمد/۷) اگر شما خدا را یاری کنید، او شما را یاری می کند، خدایی است که همه آسمان ها و زمین لشکر او هستند. اگر می خواست به وسیله این لشکر غلبه پیدا کند، اراده می کرد پیروز می شد و حتی احتیاج به لشکر هم نداشت.

اهداف متفاوت از جنگ

خدای متعال می فرماید: این جنگ برای این است که «وَ لِيَبتَليَ اللهُ ما  في صُدورِكُم وَ لِيُمَحِّصَ ما في قُلُوبِكُم»(آل عمران/۱۵۴) یکی از اهداف درگیری و جنگ هایی که بین دو جبهه حق و باطل برپا می شود و سرانگشت تدبیر نهایی آن هم به خدای متعال برمی گردد، این است که در این صحنه ها شما خالص شوید، پاک شدن جبهه حق از ناخالصی ها در همین درگیری های سخت است. یکی دیگر از اهدافی که در قرآن بیان می کند: برای این است که «وَ لِیَعلَمَ الله»(آل عمران/۱۴۲) صف مومنین از منافقین روشن بشود. اگر سختی های جنگ صفین نبود، که خود امیرالمومنین علیه السلام این جنگ را به آن نقطه های سخت هدایت کردند، خوارج هم می خواستند خودشان را در صف حضرت بدانند و الان مدعی اسلام و در قیامت خودشان را مدعی امام علی علیه السلام بدانند. شمر در صفین کنار امیرالمومنین است، وقتی کار سخت می شود، آرام آرام صف منافقین و خوارج از مومنین جدا می شود. فرق مالک اشتر با شمر یا منادی منافقین در همین سختی جنگ است.

قرآن می فرماید: این جنگ ها که بین جبهه حق و باطل به پا می شود، دو هدف را دنبال می کند: یکی جداشدن صف حق و باطل در این صحنه های سخت است که اهل باطل وقتی دفاع از اسلام سخت شد، صف خود را جدا می کنند و دوم روشن و خالص شدن خود مومنین است. این سختی هاست که مومنین را در کوره قرار داده و پخته می شوند. مثلا وضعیت روحی مردم عراق بعد از جنگ های اخیر زمین تا آسمان تفاوت کرده است. ملتی پخته، شجاع، رشید، حلیم که خیلی با دوران پیش از جنگشان تفاوت دارند. بنابراین جنگ هایی که بین جبهه حق و باطل است و بعضی تلاش می کنند نباشد، خارج از اراده ماست. درگیری این دو، تا پیروزی مطلق جبهه حق ادامه پیدا می کند. «وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهِ» این درگیری باید تا آنجایی ادامه پیدا کند که فتنه های شیطانی ریشه کن شده و دین الهی مطلقا غالب بر همه ادیان شود. البته در آن دوران یک صلح پایدار اتفاق می افتد یعنی وقتی که جبهه باطل بساطش کاملا برچیده شود وگرنه تا وقتی هست، درگیری هم هست.

انواع جنگ

دو جنس جنگ و درگیری در دنیا وجود دارد: ۱- درگیری هایی که بین اهل باطل بر سر دنیاست و تا دنیا هست، خواهد بود. نمونه های پایدارش آشفتگی هایی است که در دنیا می بینیم یا جنگ اول و دوم جهانی که ده ها میلیون نفر در آن کشته شدند. یک آمار بسیار ساده و دقیقی که گفته شده این است که کشور ما در جنگ جهانی اول بدون اینکه در وسط میدان درگیری باشد و فقط به خاطر شرایطی که آن زمان تحمیل شد، وضعیت بحرانی، قحطی و بقیه پیامدهای جنگ، هفت میلیون تلفات نفوس داشت. آمار نفوس ایران قبل از جنگ اول جهانی نوزده میلیون و بعد از آن دوازده میلیون نفر بود. پس غیر از ده ها میلیون که در میدان های درگیری کشته شدند میلیون ها نفر هم در اثر عوارض آن از بین رفتند. بر اثر مفاهیم دنیایی و برتری جویی های مادی و اصلا مسئله خدا مطرح نبوده است. 2- درگیری بعدی بین جبهه حق و باطل بر سر توحید و بت پرستی، نفاق و اسلام، ایمان و کفر است و این جنگ تا غلبه مطلق جبهه حق ادامه دارد و نتیجه آن، صلح و آرامش پایدار در جهان است. چون ریشه جنگ از بین رفته است و پرستش غیر خدا دنیاپرستی و فساد است. بنابراین اگر تلقی کسی این باشد که ما می توانیم مسلمان باشیم و جبهه حق پایدار بماند و هیچ درگیری هم بین دو جبهه رخ ندهد، یک توهم باطل است.

مزایای جهاد در راه خدا

خاصیت درگیری این است که اگر مقاومت کنیم؛ اولاً به طهارت خود ما ختم می شود. دوما، امیرالمومنین می فرماید: بهشت درهایی دارد «فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ»(1) بهشت درهایی دارد و از هر در عده ای وارد می شوند. جهاد در راه خدا بابی به سوی بهشت است که خدای متعال برای اولیای خاص خودش گشوده است. اولیای خاص خدا از باب جهاد در راه خدا وارد بهشت و درجات قرب می شوند. پایان این درگیری هم به تعبیر قرآن «اِحدَی الحُسنَیَین»(توبه/۵۲) یعنی پیروزی و یا شهادت است که راه میان بری به سمت مقامات قرب محسوب می شود. «وَ لا تَحسَبَنّ الَذینَ قُتِلوُا فی سَبیلِ الله اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون * فَرِحِينَ بِما آتاهُم اللَّهُ مِنْ فَضلِهِ وَ يَستَبشِرونَ بِالَّذينَ لَم يَلْحَقوُا بِهِم»(آل عمران/169-170) وقتی درجات قرب را می بینند، به افرادی که در مسیر آن ها حرکت می کنند بشارت می دهند که چنین ثمراتی در انتظار شماست.

امام بزرگوار می فرمودند: شهدای ما راه صد ساله را یک شبه رفتند. میدان جنگ از انسان هایی که باید سال ها برای تهذیب نفس ریاضت بکشند، در فرصت های کوتاه اشخاص خوب و رشیدی تربیت کرده است. زمانی برادر یکی از شهدای عزیز که انسان فرهیخته ای هم بود می فرمود: برادرم به من می گفت: فلانی! تو نمی توانی به راحتی مثل من بشوی، من نَفسَم را به امیرالمومنین سپردم و ایشان قبول کردند و به حدی در راه مجاهده روحیه لطیفی پیدا کرده بود که عقرب زنده را دست میگرفت، نوازشش میکرد و هیچ آسیبی هم به او نمی رسید. اگر کسی شاگرد سلوکی شخصی مثل آیت الله العظمی بهجت باشد و ایشان قبول کنند معنایش این است که حمایت و حفاظت از او به عهده ایشان است، استاد باید کار اصلی را انجام بدهد و شاگرد فقط طبق دستورالعمل پیش می رود.

جهاد در راه خدای متعال میدانی است که: جبهه حق و باطل از هم جدا می شوند و مومنین خالص شده و به درجات قرب می رسند. وقتی بخواهیم به سمت ظهور حرکت کنیم ثمرات و بهایی که باید بدهیم همین است. اگر از امام بپرسند که برای ظهور امام زمان چه کردید؟ می فرمایند: چند صدهزار شهید دادم و بسیاری از خانواده ها که منتظر فرزندانشان بودند و هنوز هم خیلی هایشان هستند. هزاران معلول و جانباز عزیز که خیلی هایشان حتی نمی توانند روی تخت جا به جا بشوند. این بهایی است که برای آماده شدن عالم جهت ظهور امام زمان پرداختم. بنابراین جنگ بین جبهه حق و باطل چیز بدی نیست. قرآن می فرماید: «عَسى أَنْ تكْرَهوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيرٌ لَكُم» چه بسا چیزی را نمی پسندید ولی برایتان خیر است که مصداق آن همین جهاد در راه خداست و نتیجه اش پیروزی و برتری اسلام در موازنه با قدرت هاست. و بالعکس «عَسى أَن تُحِبّوا شَيئاَ وَ هُوَ شَرٌّ لَكُم»(بقره/۲۱۶) گاهی هم ممکن است چیزی را دوست بدارید و برای شما بد باشد.

دستاوردهای جنگ برای ما

ثمراتی که به حسب ظاهر خون شهدا در طول انقلاب اسلامی داشته چه هستند؟ 1- استقرار اسلام در جهان؛ زمانی دوقطبی که در جهان حاکم بود، قدرت های مادی سرمایه داری و کمونیسم بودند که به درگیری اسلام و کفر تبدیل شده است. قدرت های مادی در جهان ده ها میلیون کشته داده بودند و صدها میلیون نفر طرفدار آنها بودند مثل مکتب مارکسیسم که بساطش جمع شد. حتی امام راحل به رئیس وقت آنها اعلام کردند که باید در موزه ها دنبال این مکتب بگردید. جهان دچار دوقطبی سرمایه داری و اسلام شد و درون این اسلام خط فاصل بین اسلام ناب و اسلام آمریکایی وجود نداشت. مرحله جدید درگیری که ما دنبالش نبودیم و همیشه هم از سوی بزرگان و رهبری بر وحدت دنیای اسلام تاکید شده، این جنگ داخلی که منافقین یعنی جبهه عربستان و طرفدارانش و جبهه ترکیه و سازشکاران، یعنی اسلام لیبرالیستی و اسلام خشن و سلفی؛ اسلام آمریکایی در جهان راه انداختند و یک جریان تکفیری سَلَفی شیطانی را مقابل جبهه حق قرار دادند، خواصی برای ما داشته است.

از جمله اینکه قبل از این جریان، جوان های مسیحی و غیرمسلمان فراوان وارد دنیای اسلام می شدند، اما برایشان شفاف نبود و بلافاصله به جبهه مقابل می رفتند و در مکاتب اهل سنت را می زدند ولی الان هرکسی که مسلمان می شود، می فهمد که دو قرائت از اسلام وجود دارد؛ قرائت مکتب اهل بیت علیهم السلام و قرائت مقابل. مکتب اهل بیت جبهه مقاومت را پرچمداری می کند و قرائت جبهه مقابل، داعش و سلفی ها و... چهره این دو صف کاملاً روشن است. وقتی جبهه حق مقاومت می کند، پرده ها از چهره نفاق کنار رفته و حقایق آشکار می شود. بعضی ها خیال می کنند با کتاب می شود بر مکتب باطل غلبه پیدا کرد، این لازم است ولی کافی نیست. «مِدادُ العُلَماء اَفضَلُ مِن دِماءِ الشُّهَداء» اگر خون هایی که از شهدا بر زمین ریخته می شود نباشد، جبهه مقاومت همیشه در پس پرده نفاق خواهد ماند.

به طور مثال مسئولین کشور روسیه و... اصرار می کنند که شما در کشورهای ما اسلام را تبلیغ کنید چون سلفی ها افرادی از جنس داعش هستند اما شما انسان های معقول تربیت می کنید. این حاصل همین مقاومت است که باعث می شود منافقین جبهه خودشان را آشکار کنند، صف مومنین از منافقان جدا بشود و هر مسلمانی که وارد دنیای اسلام می شود به خوبی بفهمد جبهه نفاق و حق کجاست؟

ترس دشمن از جبهه اسلام

بنابراین در میدان باطنی مجاهد فی سبیل الله، (کسی که در راه خدا و برای خدا مجاهده می کند) به تهذیب نفس می رسد و هم صفوف جدا شده و به پیروزی جبهه حق منتهی می شود. هرکجا جنگی باشد و جبهه ایمان در آن مقاومت کند به پیروزی قطعی ختم می شود؛ لذا ما به هیچ وجه نباید دنبال جنگ به راه انداختن و ستیزه جویی با جهان باشیم، این کار مطلوب نیست ولی این هم بسیار زشت است که سردمداران یک کشور از جنگ بترسند. خدای متعال در قرآن با صراحت دستور می دهد: شما عِدّه و عُدّه ای فراهم کنید که دشمن را بترسانید «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ»(انفال/۶۰) دشمن باید از قدرت شما بترسد، ولی شما هرگز نباید از دشمن مشرک بترسید «اِیّایَ فَرهَبُون»(نحل/۵۱) فقط باید از من بترسید و مغلوب دشمن نشوید. دشمن قدرتی فراهم می کند که بر ما غلبه کند و ما هم باید تدبیر کنیم، عقلانیتی به کار بگیریم که تا می شود باب جنگ بسته شود ولی اصلا نباید بترسیم. عده ای مغلوب دشمن اند و این را با عقلانیت خَلط می کنند در صورتی که معنی محاسبه گری ترس از دشمن نیست.

عده ای خیال می کنند اگر مثلا دشمن فضای امنیتی را در برابر ما ایجاد می کند چیز بدی است در صورتی که «وَ اَعِدّوا لَهُم مَااستَطعتُم مِن قُوّةِ وَ مِن رِباطِ الخَیل تُرهِبونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ» بدین معناست که شما یک قدرتی به دست بیاورید تا از شما بترسند. البته باید جبهه باطل، پرچمداران و اطرافیان آن ها از ما بترسند و این بسیار مطلوب است. کار فرعون این است که یک عده ای را اطراف خودش جمع کرده و با آن ها بر مردم حکومت می کنند. آنها با تلاش قدرت نظامی، امکانات سیاسی و دیپلماسی خودشان را به رخ ما میکشند تا در ما ترس ایجاد کنند پس ما هم باید متقابلا اینطور عمل کنیم، ترسیدن دشمن از ما چیز بدی نیست. ما باید تلاش کنیم و موازنه قدرت را برای اهل اسلام تغییر بدهیم.

مبارزه تا تعادل قوا به نفع جبهه حق

وقتی قطعنامه بر امام خمینی رضوان الله علیه تحمیل شد و ایشان پذیرفتند، فرمودند: ما باید در جهان تعادل قوا را به نفع اسلام تغییر بدهیم، تا تعادل قوا به نفع اسلام تغییر نکند هر روز بهانه ای می گیرند و جنگی را بر ما تحمیل می کنند. اگر به یک نقطه ای رسیدیم که قدرت ما بیش از آنها شد، دست از فتنه و بهانه جویی برمی دارند؛ بنابراین حاصل این مقاومت و شهادت ها این است که کفه ترازوی قدرت به نفع اسلام تغییر کند.

در درگیری های منطقه ای اخیر، آمریکا به افغانستان و عراق حمله کرده برای اینکه به قول خودشان مرکز شرارت ها یعنی ایران را محاصره کرده و آتش زیر خاکستر را خاموش کنند. به افغانستان حمله کردند، ما توانمندتر شدیم؛ به عراق حمله کردند، ما قدرتمندتر شدیم، یعنی موازنه منطقه ای به نفع ما تمام شده است. مبارزه به نفع مکتب اهل بیت و تشیع روز به روز پیش می رود و اگر ما عقب نشینی کنیم آنها به عقب نخواهند رفت. اگر دفاع از جبهه مقاومت در سوریه، لبنان، عراق، یمن نباشد، آنها همین جنگ را به تهران می کشند.

در بیان امیرالمومنین علیه السّلام است «فَوَاللهِ ماغُزیَ قَومٌ قَطّ فی عُقرِ دارِهِم الّا ذَلّوا»(2) هیچ جمعیتی نیست که بنشینند و دشمن به خاکشان بیاید، ما باید جنگ با دشمن را به بیرون از مرزهای کشور بکشانیم، همان کاری که دشمن می کند. آمریکا چند میلیارد کیلومتر دورتر از خاکش در منطقه ما در حال جنگ است پس چرا ما اجازه بدهیم آنها در خاک ما با ما بجنگند؟!

شهدای عزیزی که با خونشان فداکارانه دور از مرزها از مکتب اهل بیت دفاع می کنند، خیلی ارزشمند است. این ها انسان های نادر و قیمتی هستند که برایشان فرقی ندارد بگویند کجا بروید از اسلام دفاع کنید و خاک موضوعیتی ندارد. خبیث تر از داعش و جبهه متحد با یهود و کفار جهان و ابرقدرت ها و مستکبرین در حال حاضر وجود ندارد. این شهادت هاست که باب نفوذ دشمن به کشور را می بندد و ایران را جزء امن ترین کشورها قرار می دهد وگرنه همین شهادت ها در یک مقیاس گسترده تری باید درون مرزهای ما اتفاق می افتاد و دیگران می آمدند از ما حمایت می کردند. این شبهات و فتنه هایی که به پا می شود از دیرباز بوده است؛ خیال می کردند جبهه حق نباید سختی ببینند، اینطور نیست «إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قرْحٌ مِثلُهُ» شما و دشمن هردو سختی می بینید. بنا نیست که در عالم امتحان، ما دست آنها را ببندیم. البته که به شما کمک می کنیم و ده نفر از شما به صدتای آن ها غلبه می کند.

الان هم هر روز به نفع ما جبهه تغییر می کند و قدرت ما افزایش می یابد. سرمایه گذاری و هزینه آن ها بسیار بیشتر از ماست و منافع جبهه حق بیش از آن هاست. این همان نصرت خداست و البته به معنای این نیست که شما مجروح یا شهید ندارید یا لطمه اقتصادی نمی بینید. یک زمانی امام می فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. بعضی از مردم خیال می کردند یعنی نمی تواند محاصره کند. اتفاقا آمریکا قدرت محاصره اقتصادی را دارد و می تواند علیه ما جنگ راه بیندازد. این جمله به این معناست که او تلاش می کند، اما شما پیروز می شوید. جنگ را در عراق برای شکست شما راه می اندازد، در حالیکه خودش زمین گیر می شود. الحمدلله آنچه رخ می دهد اینست که به فضل الهی و استقامت و فداکاری ها، تعادل قوا به نفع جبهه اسلام در حال تغییر است.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 4

(2) كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏2، ص: 661