نسخه آزمایشی
دوشنبه, 25 شهریور 1398 - Mon, 16 Sep 2019

در ایام وفات حضرت معصومه در حرم مطهر/ رسیدن به مقام رویت حقایق ایمانی با شفاعت

متن زیر سخنرانی استاد میرباقری به تاریخ 2 بهمن ماه سال 94 است که در ایام وفات حضرت معصومه سلام الله علیها در حرم مطهر برگزار شده است. ایشان در این بحث اشاره می کنند که انسان باید در فرصت کوتاه دنیا به حقایق فراوانی دست یابد که مهم ترین آن رویت ایمانی حضرت حق است؛ به این منظور خداوند در این دنیا اهل بیت (علیه السلام) را قرار داده است. بنابراین فقط با نور ائمه است که انسان می تواند در جریان هدایت قرار گیرد و سیر در همه عوالم فقط با ایشان و مومنینی که به نور امام رسیده اند ممکن است. حضرت معصومه یکی از این مومنین است که با فداکاری خود به مقام شفاعت رسیده و می تواند همه مومنین را برای رسیدن به بهشت دستگیری کند...

رسیدن به معرفت در همین دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. و اللعن علی اعدائهم اجمعین. فرصت کوتاه دنیا که خداوند در اختیار ما قرار داده همراه با رنج و سختی های فراوانی است «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ»(بلد/4)، عالم، عالم ابتلاء و امتحان و سختی هاست. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ»(1) ما در این فرصت کوتاه باید به فضائلی دست پیدا کنیم، می بایست به مقام بندگی برسیم و مقام عبودیت را تحصیل کنیم؛ مقدمه آن هم این است که ابتدا به معرفت خدا برسیم. «إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ»(2)، این تعبیر نورانی از سیدالشهداء علیه السلام نقل شده که خداوند بندگانش را نیافریده است الا برای اینکه عبد شوند و به مقام معرفت برسند. بنابراین در این فرصت کوتاه انسان باید به معرفت برسد.

از حضرت علی(ع) سوال شد که شما پروردگار خود را دیده اید؟! حضرت فرمود: «مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَه»(3)، من پروردگاری که را که نمی بینم عبادت نمی کنم. البته در ادامه حضرت توضیح دادند که مقصود از رویت خداوند، رویت جسمانی نیست. این از عقاید مسلم اسلامی و عقاید مسلم اهل بیت است که خدای متعال تشبیه به مخلوقات نمی شود، بنابراین با حس هم قابل مشاهده نیست؛ ولی حضرت فرمودند در عین اینکه «لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ، وَ لكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان»، اگر ایمان در قلب محقق شد با حقیقت ایمان می شود به رویت خدا رسید. یک رویت خاصی است که مربوط به مومنین و آن هایی است که قلبشان منور به نور ایمان است و این گونه است که انسان می تواند خدا را بندگی کند، و الا عبادت ممکن نیست. این بیان از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله خطاب به ابوذر است که حضرت فرمودند: «اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاك»(4). اولین درجه عبادت این است که خدا را بگونه ای عبادت کند که گویا او را می بیند؛ و در درجه دوم این که اگر او خدا را نمی بیند به مرحله ای رسیده که احساس کند در محضر خداست و خدا ناظر به اوست. پس نکته اول اینکه در این فرصت کوتاه باید به این معرفت دست پیدا کنیم و باید یک رویت قلبی و ایمانی بین ما و پروردگارمان واقع شود؛ ما باید به نقطه ای برسیم که معاد و بهشت و جهنم خودمان را ببینیم، مانند متقین.

نقدترین معامله با خداست

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ»(5)، متقین این گونه هستند که گویا بهشتشان را می بینند و در آنجا متنعمند و گویا جهنم را می بینند و در آنجا معذب هستند. اگر انسان این گونه شد می فهمد که هیچ معامله گری نقدتر از خدای متعال معامله نمی کند. این مثل معروفی که می زنند مثل درستی است که سیلی نقد به از حلوای نسیه؛ ولی واقعا نقدتر از خدای متعال کسی نیست که معامله کند. هم اکنون هر عمل ما یا در بهشت واقع می شود یا در جهنم. و واقعا هم اکنون ما هر قدمی که بر می داریم یا در بهشت قرار می گیریم یا در جهنم. «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي نَعيمٍ * وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفي جَحيمٍ»(انفطار/13-14) الان نیکان در بهشت اند و فجار در جهنم، این نسیه نیست. ما باید به جایی برسیم که بهشت و جهنم خودمان را ببینیم. اگر این طور شد انسان اصلاح می شود.
در همین دنیا باید از شک و حیرت بیرون بیاییم و به یقین برسیم و الا اگر در فرصت دنیا انسان به یقین نرسید ممکن است در قیامت هم چشمش برای همیشه بسته بماند. بعضی این آیه نورانی را این گونه معنا کردند «وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلا»(اسراء/72)، آنهایی که در این دنیا چشم دلشان باز نمی شود در آخرت هم نابینا هستند، کورباطن هستند و نمی توانند حقائق عالم را ببینند. پس در همین فرصت دنیا باید از شک و حیرت نجات پیدا کرد به یقین و مشاهده آخرت رسید. این حدیث نورانی را مکرر ملاحظه فرمودید که وجود مقدس نبی اکرم(ص) بعد از نماز صبح صحبت می فرمودند: جوانی چرت می زد، پیامبر(ص) پرسیدند که کیف اصبحت؟ جوان گفت: در حالت یقین صبح کردم. حضرت فرمودند علامت یقینت چیست؟! جوان گفت: چهره زردم و اندام لاغرم، من شبها از خوف خدا خواب ندارم، گویا بهشت و جهنم را می بینم. اجازه می دهید بهشتیان و جهنمیان مجلس را نام ببرم، حضرت فرمود: نه. بعد حضرت تصدیقش کردند و او از حضرت درخواست شهادت کرد، و در اولین جنگی که پیش آمد هم به شهادت رسید. خدای متعال برای به یقین رسیدن و برای اینکه انسان آخرتش را ببیند و برای اینکه به بعث و معاد و توحید یقین کند، همه مقدمات را مهیا کرده است.

معاد، حقیقتی بی انکار

من همین یک آیه را ترجمه می کنم، حاصل عرضم هم همین یک آیه است. خدای متعال به نبی اکرم(ص) می فرماید: «زَعَمَ الَّذينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ»(تغابن/7) کفار گمان می کنند بعثی در کار نیست و هر چه هست همین دنیاست، فرصت دنیا که تمام شد می میریم و همه چیز تمام می شود «ما هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْر»(جاثیه/24).

«قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ»، پیغمبر ما به آنها بگو به پروردگارم قسم که همه شما مبعوث می شوید، اگر او پروردگار من است عالم رها نمی کند. ربوبیت خدای متعال نسبت به نبی اکرم اقتضا می کند که همه عالم را به مقصد برساند، همان طور که عالم را برای او آفریده است «لَوْلَاكَ مَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاك»(6)، به طفیل حضرت همه عالم را به مقصد می رساند. «ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ» با عمل خودتان روبرو می شوید و این برای خدای متعال کار آسانی است. بعد خدا یک دستوری می دهد «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذي أَنْزَلْنا»(تغابن/8)، پس به خدا و رسولش و آن نوری که ما نازل کردیم ایمان بیاورید. به جای اینکه انکار کنید و بگوید معادی نیست به این نوری که از عالم بالا نازل کردیم تا دنیای شما را روشن کند ایمان بیاورید، تا بجای اینکه معاد را انکار کنید معاد خودتان را ببینید. خدای متعال چراغی پیش روی ما روشن کرده که اگر ما نگاهمان را به آن بدوزیم نه تنها دنیای خودمان بلکه آخرتمان را هم می بینیم. خورشید در این عالم این گونه است که وقتی طلوع می کند ما دیدنی های حسی را می بینیم و به یقین می رسیم، اگر قبل از اینکه خورشید طلوع کند به ما بگویند اینجا دریاست یا جنگل است و این راه است و این چاه است باورمان نمی شود، اما وقتی خورشید طلوع کرد همه چیز را می بینیم و یقین می کنیم. خداوند یک نوری نازل کرده و می فرماید به جای اینکه بگویید آخرت نیست به این نور ایمان بیاورید و آخرت خود را ببینید تا یقین کنید. اگر کسی به این نور رسید باطن عالم و آخرتش را با همین نور می بیند.

منظور از نور در سوره تغابن

ذیل این آیه روایتی است؛ ابوخالد کابلی از حضرت باقر(ع) سوال کرد «وَ النُّورِ الَّذي أَنْزَلْنا»، این نوری که خدای متعال نازل کرده یعنی چی؟ حضرت اول در یک جمله این نور را تفسیر کردند فرمودند: «النُّورُ وَ اللَّهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»(7)، این نور آل محمد علیهم السلام است. حقیقتا نور است اما از جنس خورشید نیست، بلکه این نور، پیامبر و اهل بیتش هستند که خداوند از عالم بالا نازل کرده است. بعد حضرت چند قسم موکد خوردند و فرمودند: «وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض» اهل بیت نور خدا در آسمان ها و زمین هستند. چراغی که خدای متعال روشن کرده نه فقط دنیای شما بلکه همه آسمان ها و زمین را روشن می کند و هیچ عالمی نیست که در آن نبی اکرم(ص) تجلی نکرده باشد و نورش نازل نشده باشد، لذا همه عوالم با نور نبی اکرم هدایت می شوند. آن نور الهی که خدای متعال نازل کرده همین وجود مقدس اهل بیت اند. بعد فرمودند: «وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِين» اگر مومنین ایمان به نبی اکرم و اهل بیت آوردند آنها دلشان را نورانی می کنند. مثل این که در عالم حس خورشید نورش را به ما می تاباند، ما نمی رویم خورشید را پیدا کنیم. امام رضا(ع) فرمودند امام خورشیدی است که طلوع کرده و عالم را روشن کرده، اما با این حال نه دست کسی به خورشید می رسد و نه چشم کسی می تواند آن را صید کند.

امام همین گونه است؛ وقتی شما مومن شدید نور الهی که خدا نازل کرده بر قلب شما می تابد و قلب شما روشن می شود، این همان نوری است که با آن حجاب ها کنار می رود و می توانید پروردگارتان را با رویت ایمانی ببینید. این همان نوری است که می توانید با آن باطن دنیا و ملکوت عالم را هم ببینید. نور خورشید فقط در عالم حس است و در عالم برزخ این ستاره و ماه و خورشید به کار نمی آیند. «لا يَرَوْنَ فيها شَمْساً وَ لا زَمْهَريراً»(انسان/13)، آیا ما باید آنجا در ظلمت بمانیم یا خدای متعال آنجا هم نوری روشن کرده است؟! در قیامت و آخرت هم آیا ما در ظلمت محض هستیم؟! خیر، آنجا هم خدای متعال چراغی روشن کرده است.

ویژگی های نور امام

آن نوری که این عوالم را روشن می کند که اگر انسان نورانی به آن نور شد باطن عالم را می بیند همین نور است. بعد حضرت یک جمله فرمودند که مطلب را واضح کردند فرمودند:«لَنُورُ الْإِمَامُ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَار»، اگر امام در قلبی قدم گذاشت و آن قلب را روشن کرد نور امام در آن جا از خورشید در روز آشکارتر است. این جور نیست که انسان در حیرت بماند. اگر کسی به نور امام رسید آخرت خود را می بیند، قیامت خودش را الان می بیند و در شک و حیرت نمی ماند. انسان در دنیا بهشت و جهنم را ببیند یا نبیند خیلی تفاوت دارد. کسی که آن دنیا را می بیند نمی تواند به بهشت و جهنم بی تفاوت باشد، تا درجات بالاتر که به رویت ایمانی حضرت حق رسید این انسان دیگر نمی تواند معصیت کند. کسی که به محبت خدا رسید امکان این که تخلف کند در او نیست. محبت الهی انسان را به بندگی هدایت می کند و مانع معصیت است. این تعبیر در دعای امام سجاد است«وَ أَنْ تَجْعَلَ حُبِّي إِيَّاكَ قَائِداً إِلَى رِضْوَانِك وَ شَوْقِي إِلَيْكَ ذَائِداً عَنْ عِصْيَانِك»(8) ، خدایا محبت خودت را وسیله من و پیشوای من قرار بده که من را به سمت تو هدایت کند و شوق خودت را مانع گناه قرار بده.

اگر کسی به یقین رسید اهل عمل می شود. این نوری که خدای متعال نازل کرده از آن نورهایی است که اگر مومن به آن نورانی شد خودش می شود چراغ. در روایات در باب مومن روایات عجیبی است. من یکی دو تا را اشاره می کنم. حضرت فرمود: قلب مومن چراغ دان نور الهی می شود که در آن نور الهی روشن می شود، بعد فرمودند: مومنی که این چراغ در دلش روشن شد (که این چراغ نور امام است)، امامِ خودش را در کنار خودش می بیند و در پرتو نور امامِ خودش همه عالم را می بیند. در پرتو نور امامِ خودش می بیند که همه عالم اهل بندگی خدا هستند «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ»(جمعه/1)؛ ولی دیدن همه این ها با نور امام مکن است؛ انسان تا نورانی به نور امام نشود این امور را نمی بیند و به یقین نمی رسد.

ارائه ملکوت به ابراهیم خلیل علیه السلام

در داستان ابراهیم خلیل قران بیان می کند که ما ملکوت آسمان ها و زمین را به حضرت ارائه کردیم تا به یقین برسد «وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ»(انعام/75). رویت ملکوت و باطن عالم آثاری دارد که یکی از آنها یقین است.

خدای متعال وقتی داستان را نقل می کند می فرماید حضرت صبر کرد تا هوا تاریک شد، یک ستاره ای بالا آمد گفت: فلمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّی»(انعام/76). طولی کشید این ستاره غروب کرد فرمود «قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلينَ». آدم در تاریکی نیاز به نوری دارد که او را هدایت کند، نیاز به ربی دارد که دست او را بگیرد. وقتی ستاره بالاآمد گفت این همان رب من است اما وقتی غروب کرد گفت این رب من نیست، رب من غروب ندارد چرا که اگر غروب کند همه عالم تاریک و انسان زمین گیر می شود. ماه بالا آمد گفت این نورش بیشتر است، این رب من است اما ماه هم غروب کرد. خورشید طلوع کرد گفت «هذا أَكْبَرُ»(انعام/78)،این بزرگتر از همه است اما خورشید هم غروب کرد. بعد حضرت ابراهیم فرمود: من چیزی را شریک خدا قرار نمی دهم «إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ»(انعام/79).

این آیه ظاهرش این است که حضرت با آنهایی که دنبال ماه و ستاره بودند احتجاج می کرد و می فرمود ما یک ربی داریم که با نورش ما را هدایت می کند «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»(نور/35). به بیان نورانی علی بن موسی الرضا علیهما السلام «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَقَالَ هَادٍ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ هَادٍ لِأَهْلِ الْأَرْض»(9) نور الهی است که همه را هدایت می کند. رب با نور خودش همه را هدایت می کند هیچ کس را در ظلمت نمی گذارد. اما آن نور ربی که شما را هدایت می کند این نور ماه و ستاره نیست، این نورها غروب می کند در حالی که نور رب غروب ندارد، بگردید آن نور را پیدا کنید.

به تعبیر دیگرحضرت می خواستند بفرمایند همان گونه که این خورشید طلوع می کند و با آن در عالم حس هدایت می شوید، خداوند یک ماه و خورشید دیگری را خلق کرده که هرگز غروب نمی کند، اگر به آن برسید میتوانید ملکوت عالم را مشاهده کنید و به یقین برسید و با آن هدایت می شوید. آن خورشید وجود مقدس نبی مکرم اسلام است «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها»(شمس/1). در روایت است که قمر عالم امیرالمؤمنین(ع) و شمس وجود مقدس نبی اکرم(ص) است. در روایت در ذیل آیه «وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ»(نحل/16) فرمود: این نجم وجود مقدس نبی اکرم است.

راه رسیدن به یقین

پس خدای متعال یک نوری را نازل کرده، یک خورشید و چراغی را نازل کرده که چراغ همه عوالم است و هرگز غروب نمی کند «وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض» اگر چشم ما به این نور باز شد همه عوالم را می بینیم، باطن و برزخ و قیامت خودمان را می بینیم، به رویت ایمانی پروردگار خودمان می رسیم و اهل یقین می شویم. ما لازم نیست دنبال این نور برویم و همین که مومن و تسلیم باشیم این نور قلب ما را روشن می کند. در روایات دیدید که می فرماید قلب مومن چراغ دان می شود. «فَالْمُؤْمِنُ يَتَقَلَّبُ فِي خَمْسَةٍ مِنَ النُّور»(10)، وقتی قلب مومن روشن شود همه گشت و گذارش در نور است و هیچ کاری را با شک و ریب انجام نمی دهد. «مَدْخَلُهُ نُورٌ وَ مَخْرَجُهُ نُور» به هر جا وارد می شود با نور و یقین است و از هر کار و وادی بیرون می آید با یقین است. «وَ عِلْمُهُ نُورٌ وَ كَلَامُهُ نُور» وقتی حرف می زند دیگران را نورانی می کند، «وَ مَصِيرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَى الْجَنَّةِ نُور» و تا قیامت در مسیر بهشت به دنبال نور حرکت می کند. اگر چنین مومنی پیدا کردید همراهش بروید و هر کجا رفت او را دنبال کنید زیرا شما را در ظلمت نمی برد و شما را در قیامت هم به بهشت می رساند. امام این گونه است. حضرت فرمود: «اتَّقُوا مِنْ فِرَاسَةِ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه»(11) از فراست مومن بترسید که او با نور خدا می بیند. از حضرت امیر سوال کرد یعنی چه با نور خدا می بیند؟ چون مومن از نور ما خلق شده و ما نور الهی هستیم. این نور در وجود مومن هست و او با این نور باطن عالم را می بیند. لذا مومن متبسم است یعنی اگر نگاه به سیمای انسانی کند باطن و ملک و آخرتش را می بیند.

ببینید خدای متعال یک چراغی پیش روی ما روشن کرده که این چراغ یک نوری را ایجاد کرده که اگر به این نور رسید نه فقط این عالم را می بیند، بلکه ملکوت و قیامت و بهشت و جهنم خودش را می بیند و به یقین می رسد «هُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُون». البته در عالم آخرت می رود و وارد می شود، این در جای خودش محفوظ است ولی در همین دنیا و در حیرت عبادت نمی کند چون اهل یقین است. متقون که شیعیان امیرالمؤمنین هستند آنها با نور امیرالمؤمنین بهشت و جهنمشان را می بینند؛ به خاطر همین در دنیا بی قرارند و این عالم برایشان زندان است.

کرامات حضرت معصومه سلام الله علیها

این مطلبی که عرض کردم مقدمه یک جمله ای است و آن این است که مومنان و شیعیان کاملی هستند که نور امام در آنها تجلی کرده و به تعبیر قرآن خودشان ماهی هستند که شما باید نور خورشید را از او بگیرید. همان طوری که امام راه ما را روشن می کند و اگر کسی به امام رسید الان وسط بهشت است و الان بهشتش را می بیند، اگر کسی به این مومنین هم راه پیدا کرد همین طور است، و اگر به آنها رسید گویا به امام رسیده است. حضرت فرمود: اگر به زیارت آنها بروید گویا به زیارت ما آمدید. از جمله آن شیعیان کاملِ ائمه که همه انوار ائمه در ایشان تجلی دارد، چراغ هدایتند، می توانند مثل امام قلب انسان را روشن کنند، دست ما را بگیرند، با آخرتمان آشنا کنند، ما را به بهشت ببرند و از شک و حیرت بیرون بیاورند، وجود مقدس فاطمه معصومه(س) است. انسان اگر به امام رسید به همه خیرات رسیده است. اصلا ما را در این دنیا آوردند و تلاقی با امام دادند تا به امام برسیم وگرنه کار دیگری نداریم. اگر به امام رسیدید دو رکعت نمازتان می شود معراج و اگر به امام نرسیدیم هزار سال نماز بین رکن و مقام فایده ای ندارد. اگر به امام رسیدیم یک درهم صدقه مزدش بی نهایت می شود «من ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَه أَضْعافاً كَثيرَةً»(بقره/245) چه کسی به خدا قرض می دهد تا خداوند برایش فراوان اضافه کند؟! در روایت دارد که وقتی آیه نازل شد که«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها»(قصص/84) اگر کار خوب کنید خدا مزدتان را بیشتر از عملتان می دهد، حضرت فرمودند: خدایا به امت من بیشتر بده، آیه نازل شد که «فَلَهُ عَشْر»(انعام/160)؛ ده برابر مزد می دهیم، باز هم حضرت عرضه داشتند خدایا بیشتر. این آیه نازل شد «من ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَه أَضْعافاً كَثيرَةً»، وقتی این آیه نازل شد حضرت راضی شدند و فرمودند وقتی خدا می فرماید کثیر یعنی بی نهایت.فرمود قرض به خدا یعنی مال را به امام برسانید. اگر به امام بدهید بی نهایت می شود. امام این گونه است، اگر کسی به امام رسید همه کارهایش درست می شود؛ دورکعت نمازش می شود معراج و حتی یک درهم از زکاتش او را به مقصد می رساند.

وجود مقدس فاطمه معصومه(س) و بزرگانی مثل ایشان همین گونه اند. اگر کسی به فاطمه معصومه(س) متصل شد به بهشت متصل شده است. این که در زیارت حضرت می خوانیم «اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن» یعنی ایشان می تواند دست بزرگان را بگیرد وارد بهشت کند چه رسد به ما! خداوند آن شأنی که به معصوم داده که شأن شفاعت است، آن شأن را به حضرت معصومه هم داده است. امام صادق(ع) فرمودند: آن قدر این فاطمه معصومه(س) با عظمت است که «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»(12) همه شیعیان من به شفاعت ایشان وارد بهشت می شوند. وقتی کسی به معصوم رسید، متصل به معصوم شد و شیعه کامل و تام شد، این گونه می شود. البته این بزرگوارها حتما یک اختصاصات دیگری هم دارند اما انوار معصومین در آنها هست. همان طوری که زیارت معصوم بهشت را بر انسان واجب می کند فرمود اگر کسی عارفا بحقها ایشان را زیارت کند بهشت بر او واجب می شود. در روایات هست که چند تا از درهای بهشت از قم باز می شود، فاطمه معصومه خودش در بهشت است دیگر. مگر خود حضرت امیر باب الله نیست، وجود حضرت معصومه هم باب المعصوم است. هر کس به حضرت معصومه برسد به امام رضا رسیده و بهشت چیزی نیست جز ولایت امام.

مقام شفاعت حضرت معصومه سلام الله علیها

اگر کسی به حضرت معصومه رسید به امام رسیده است. اینکه می بینید بزرگان ما قدر این حرم را می دانستند و هر روز می آمدند به زیارت فاطمه معصومه و زیارت می کردند نکته اش این است که اینجا بهشت است و هر کس بهشت می خواهد بیاید به زیارت ایشان. «اشفعی لی فی الجنه» نسبت به همه درجات بهشت است. بعضی در یک موضوع می توانند شفاعت کنند اما حضرت معصومه در همه موضوعات می تواند شفاعت کند چون «فان لک عند الله شأن من الشأن». چون از شئون همه معصومین در ایشان هست. حرم حضرت معصومه حرم اهل بیت است. این روایت را ببینید، می فرماید: خداوند حرمی دارد که مکه است، حضرت پیامبر حرمی دارند که مدینه است و حضرت امیر حرمی دارند که کوفه است و ما اهل بیت حرمی داریم که قم است. گویا همه اهل بیت در اینجا حضور دارند. لذا در زیارتنامه ای که امام رضا نقل کردند ما چهارده معصوم را زیارت می کنیم و بعد حضرت معصومه را زیارت می کنیم. انوار همه معصومین در اینجا هست و در اینجا تجلی کردند لذا ایشان از ان چراغ هایی است که خداوند برای ما روشن کرده که اگر کسی دلش نورانی به نور مقدس فاطمه معصومه(س) شد دل انسان می شود خورشید و مثل روز روشن می شود. اگر فاطمه معصومه(س) یک توجهی به انسان بکند انسان می تواند در همین دنیا اهل یقین و مشاهده ملکوت شود. شفاعت این است؛ ما از ایشان این چیزها را باید بخواهیم، ما باید از ایشان یقین و ایمان کامل بخواهیم، باید از ایشان مشاهده ملکوت عالم را بخواهیم تا چشم دلمان باز شود. این چیزهایی است که در این حرم عطا می شود. دنیا را هم می دهند. دنیا خواستن هم بد نیست، ولی آنچه در این حرم ها تقسیم می شود، رزق های بزرگتر از این دنیا و نعمت های مادی است. لذا باید تلاش کنیم با زیارت حضرت بهشتی شویم و از الان برویم در بهشت.

البته بهشت آخرت و درجات بعدی در جای خودش محفوظ. اگر کسی به امیرالمؤمنین(ع) رسید همه امیرالمؤمنین را در این دنیا که نمی تواند درک کند، سلمان هم که باشی در قیامت وقتی حضرت امیر را می بینی گویا ایشان را نشناخته ای و مراتب بالاتری از یقین و معرفت و توحید به انسان عطا می شود. این وجود مقدس می تواند در همه عوالم دست ما را بگیرد چون صاحب مقام شفاعت اند؛ البته این مقام شفاعت یک مقامی است که فداکاری می خواهد. خداوند بنده هایش را به دست کسی می دهد که آن بنده ها فداکاری می کنند، با خدا عهد بستند. هم شفاعت کننده باید با خدا عهد داشته باشد و هم شفاعت شونده «لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»(مریم/87). شفاعت کننده باید با خدا عهد ببندد که این بندگان را با محبت، شفقت و فداکاری به خدا می رساند.

داستانی از موسی کلیم نقل شده که ایشان مشغول چوپانی بود که گوسفند از دست ایشان فرار کرد و حضرت هم به دنبال او می دوید، آن قدر که هم حیوان و هم حضرت خسته شد، بعد حضرت رفت و گوسفند را در آغوش گرفت و نوازش کرد و فرمود ای حیوان من به خاطر تو می دویدم، گرگ که مرا نمی خورد تو را می درد! در بعضی نقل ها آمده که خداوند به ایشان فرمود به خاطر این صفت تو را پیغمبر می کنم. تو که از یک گوسفند نمیگذری به طریق اولی از بندگان هم نمی گذری و نمی گذاری جهنمی شوند. شفاعت را خدا به کسی می دهد که خون دلش را می دهد تا بندگانش هدایت شوند«بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ»(13). سیدالشهدا خون دلش را داد تا بندگان خدا هدایت شوند. این می شود شفاعت. وجود مقدس فاطمه معصومه خداوند یک محبتی در دلش نهاده که از هیچ کسی نمی گذرد، هر کسی به سراغ ایشان بیاید دستش را می گیرد و به بهشت می برد. ایشان بلای دنیا را تحمل کردند تا شفیع ما باشند و ما را دستگیری کنند و می دانید مصائب خیلی زیادی را هم تحمل کردند. السلام علیکم یا اهل بیت النبوه...

پی نوشت ها:

(1) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 348

(2) علل الشرائع، ج 1، ص: 9

(3) كافي (ط - دار الحديث)، ج 1، ص: 338

(4) مصباح الشريعة، ص: 8

(5) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 64، ص: 315

(6) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 15، ص: 28

(7) تفسير القمي، ج 2، ص: 371

(8) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 91، ص: 149

(9) التوحيد (للصدوق)، ص: 155

(10) تفسير القمي، ج 2، ص: 103

(11) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج 1، ص: 357

(12) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 57، ص: 228