نسخه آزمایشی
دوشنبه, 25 شهریور 1398 - Mon, 16 Sep 2019

در ایام میلاد حضرت معصومه/ حضور انوار ائمه معصومین در حرم ایشان و وسعت شفاعت ایشان برای شیعیان

متن زیر سخنرانی آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری است که به تاریخ 14 مردادماه سال 95 در ایام میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها در قم برگزار شده است. ایشان در این بحث اشاره می کنند اگر کمی در زیارت نامه حضرت معصومه بیاندیشیم، به این درک می رسیم که ایشان جایگاه فوق العاده ای نزد خدای متعال دارند. این بانوی بزرگوار نسبت خاصي با معصومين دارند كه منشأ انتقال اسرار و حقائق از آن ها به ايشان است. تجلي گاه انوار همه معصومين هستند و به همین دلیل در حرم ايشان همه به خطاب ظاهر زيارت مي شوند گويا چهارده معصوم را در حرم حضرت معصومه زيارت مي كنيم. اگر بخاطر تجلی معصومین در حضرت معصومه حرم ایشان را بيت النور میخوانیم اينطور نیست كه اين مقام را فقط برای خودشان داشته باشند بلکه با نفس رحمت ایشان ديگران هم می توانند به مقام شیعه کامل دست یافته و حتی شفاعت و دستگیری از سایرین را هم انجام بدهند....

فضل حقیقت تشیع و برگشت آن به فضل امام

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. گرچه عظمت حضرت معصومه سلام الله علیها فوق تصور ماست اما برای معرفی ایشان روايت نوراني كه از جد بزرگوارشان امام صادق نقل شده كافي است، كه حضرت فرمودند: «و تَدْخُلُ بِشَفاعَتِها شِيعَتي الجَنَّةَ بِأجْمَعِهِمْ»(1) با شفاعت ايشان همه شيعيان من وارد بهشت مي شوند. اين شأن، شأن حضرت زهراست. باتوجه به زيارت نامه اي كه از وجود مقدس امام رضا علیه السلام نقل شده است، چند نکته در باب این وجود معصوم هست که به آن اشاره می شود.

اول اینکه همه خيرات به معصوم برمي گردد. «اِن ذُكِرَ الخَير كُنتُم اوّلَه وَ اَصلَه و فَرعَهُ و مَعدِنَه و مأواهُ و مُنتَهاه» ديگران به اندازه تقرب به معصوم، در عالم و محضر خداي متعال موقعيت دارند. يك معناي قدر و ليلة القدر بودن امام همين است كه معيار اندازه انسان تقرب به اوست. به اندازه اي كه انسان به او نزدیک باشد، در عالم جایگاه و منزلت پيدا مي كند و اين يك قاعده كلي است.

در رتبه بعد از معصومين، شیعیان هستند كه مقام بسيار فوق العاده اي دارند و معرفت و محبتشان شرط تقرب به خداست. در زيارت عاشورا اين تعبير تقريبا به گونه هاي مختلف تكرار شده است. «اَتَقَرّبُ اِلَي الله بِحُبّكُم» یا «اَسئَلُ الله الّذي اَكرَمَني بِمَعرِفَتكُم وَ مَعرِفَت اَولِيائِكُم» معرفت معصوم كه مشخص است براي انسان شأن ايجاد مي كند، اما اگر خداي متعال بخواهد به انسان كرامت بدهد، يكي از شئوني كه موجب آن مي شود اين است كه شخص به مقام اولياء آن ها هم معرفت پيدا كند. در قدم بعد «وَ رَزَقنَا البَرائَةَ مِن اَعدائِكُم» خداوند رزق برائت از دشمنان ایشان را در سفره انسان می گذارد، «اَن يَجعَلَني مَعَكُم فِي الدّنيا وَ الاخِرَة» معيت و همراهي با معصوم در عوالم مختلف احتياج به كرامت معرفت و رزق برائت دارد و گویا معرفت خود معصوم به تنهايي كفايت نمي كند و ادامه آن معرفت اوليائشان است كه همه احترام آن ها به اين است كه جزء اولياء معصومين هستند. بنابراين تقرب به معصوم، معرف جايگاه انسان است. لذا شيعيان هم كساني هستند كه با معصوم نسبت دارند. «شيعَتُنا جُزء مِنّا خُلِقوا مِن فَضِل طینَتِنا»(2) و بقيه روايات كه از عالم طينت شان تا عوالم بعدي، به سرچشمه هدايت و نور متصل هستند.

همه شأن انبياء الهي هم این است كه شيعه نبي اكرم و معصومين هستند. «وَ اِنَّ مِن شيعَتِه لَاِبراهيم»(صافات/۸۳) حضرت ابراهيم خليل در سير معنوي شان به جايي رسيدند كه انوار معصومين را زيارت و مشاهده می كردند و اين فوق العاده است كه انسان به مقام نورانيت معصوم راه پيدا كند. حجاب بين او و معصوم كنار برود و بتواند حقيقت نورانيتشان را درك كند. ايشان انوار معصومين را زیارت کردند و بعد ستاره هايي را اطراف اين انوار در حال طواف دیدند. از خداي متعال سوال كردند: اين ها چه کسانی هستند؟ فرمودند: شيعيان معصومين هستند و سپس صفاتشان گفته شد که پنجاه و یک ركعت نماز مي خوانند و... سپس حضرت از خداي متعال درخواست كردند كه من را هم از شيعيان قرار بده! خداي متعال حضرت ابراهيم را از شيعيان قرار داد.

مقام تشيع بسیار فوق العاده است. مقامي است كه انوار معصومین در شیعه کامل ظهور پيدا مي كند و هر شأني كه معصوم دارد در او هم جلوه گر می شود. لذا اگر كسي شيعه كامل شد، شئوني كه زيارت جامعه كبيره به آن اشاره مي فرمايد، در شيعه ظهور می یابد. اگر مثلا «السّلامُ عَلَيكُم يا اَهلَ بَيتِ النُّبوة» سلمان مي شود «منّا اهلَ البيت» اگر «خُزّان عِلم الله» هستند، از علوم الهي به سلمان هم مي رسد. «رسول الله و امیرالمومنین وَ اِنّما صارَ مُحَدّثاً دونَ غیرِهِ مِمّا کانَ یُحَدّثانِهِ، لِانهُما کانَ یُحَدّثانِهِ بِما لا یَحتَملُهُ غَیرُه مِن مَخزونِ عِلمِ الله وَ مَکنونِهِ»(3) وجود مقدس نبي اكرم و امير المومنين علیهم السلام از اسرار مكنون الهي با او صحبت مي كردند. همه صفاتي كه در جامعه كبيره است در شيعه كامل به اندازه خودش ظهور پيدا مي كند. وقتي کسی تابع شد، شاني از خودش نداشت، نتيجه اش اين هست. در حدیث عقل و جهل آمده که اگر كسي جزء عباد ممتحن شد همه صفات نبي اكرم به اندازه ظرف وجودی خودش در او ظهور پيدا مي كند. اين است كه شيعه معصومين خيلي وجود مقدس و محترمي است و در روایات از مقامشان گفته شده است.

حضرت فاطمه معصومه و ارتباط خاص با ائمه

وجود مقدس فاطمه معصومه يك ارتباط خاصي با معصومين دارد كه در زيارت نامه ايشان امام رضا به آن اشاره کردند. «السّلامُ عَليكِ يا بِنتَ رَسولِ الله السَّلامُ عَلَيكِ يا بِنتَ فاطمة و خديجة السّلام عَليك يا بنت الحَسنِ و الحُسَين السّلامُ عَليكِ يا بنتَ وَليّ الله السّلام عليكِ يا اُختَ وَليِ الله السّلامُ عليكِ يا عَمَّة وَليِّ الله»(4) اين نسبت ها گاهي يك توالد ظاهري است و خيلي از صفات را منتقل مي كند ولي اين كافي نيست. گاهی مومن در نسل كافر هم قرار مي گيرد.«يُخرِجُ الحَيَّ مِنَ المَيّت»(انعام/۹۵) ولي آن ارتباط حقيقي توالد كه «انا و عليٌ ابوا هذِه الامّة» و یا در روایت دیگر فرمود «المُؤمن أخُو المُؤمن لِأبيه و امّه ابوهُ النّور وَ أمّه الرّحمة»(5) است، منشأ انتقال اسرار و حقايق مي شود. روايتي از امام صادق نقل شده است که حضرت فرمودند: «قَد وَلَدَني رَسول الله وَ انَا اَعلَمُ كِتابَ الله»(6) پيغمبر من را به دنيا آورده و من ولد او هستم. اين يك توالد خاص است و همه علم كتاب به امام صادق منتقل مي شود وگرنه حضرت رسول يك اولاد و نسلي هم داشتند كه در همان دوران امام صادق اعلم كتاب الله نبودند!

پس این يك توالد ظاهري نيست و امر اضافه اي است كه موجب انتقال همه اسرار مي شود. لذا امام صادق فرمودند: «انّی لَاعلَمُ ما فی السّماوات وَ ما فی الاَرض وَ اَعلَمُ ما فی الجنة و ما فی النّار وَ اعلَمُ ما کان و ما یکون»(7) همه آنچه در بهشت و جهنم است و هرآنچه بوده و خواهد بود را من مي دانم و آن علم كتاب كه «تِبيانًا لِكُلّ شَيء»(نحل/۸۹) است به حضرت رسيده است. مِثل اینکه كف دستم را مي بينم، همه عوالم را مشاهده میکنم. يعني يك نسبتي با نبي اكرم دارند که به موجب آن، همه اسراري كه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وَ سلّم بوده، به حضرت منتقل شده و محيط به عالم مي شوند.

شاید این نسبتی که در زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها گفته شد و اینکه به حضرت سلام مي كنيم به اعتبار نسبتي است كه با نبي اكرم و صديقه طاهره و حضرت خديجه كبري و معصومين دارند. يا فرزند يا خواهر يا عمه هستند، يك نسبت ويژه اي است كه موجب تقرب خاص به معصوم و طبيعتاً انتقال حقايق مي شود. لذا به نظر مي رسد وجود مقدس ايشان حامل حقايقي است كه در نزد همه معصومين است و به تعبير ديگر انوار چهارده معصوم در ايشان تجلي كرده است.

تبدیل شدن فاطمه معصومه به بیت النور حضرات

به همین دلیل خود ايشان بيت النور ائمه می شود. نور الهي كه همه عالم با او هدايت مي شوند و در آيه نور از آن بحث شده در معصومين تجلي كرده و بعد در «في بُيوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَ يُذكَرَ فیهاَ اسمُهُ»(نور/۳۶) آمده است. حالا اين خانه ها كجاست؟ ابتدا خود انبياء و اولياء بيوتي هستند كه نور معصوم در آنها تجلي كرده است. لذا خانه هاي انبياء، خانه هاي نبي اكرم است. در اين آيه قرآن حضرت يك دعايي دارند که «رَبّ اغفِرلي وَ لِوالديَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَيتيَ مُومِناً وَ لِلمُومِنين وَ المُومِنات»(نوح/۲۸) روايات متعددي ذيل اين آيه است که یکی را مرحوم كليني نقل كرده اند، حضرت فرمودند: مقصود از «وَ لِمن دَخَل بَيتي» ولايت است. كسي که وارد محيط ولايت بشود داخل بيت انبياء شده است.

يا به تعبير ديگر بيت انبياء، بيت الولایة است. در روايت آمده به حضرت عرض شد، آقا اين خانه ها كجا هستند؟ فرمود: بيوت انبياء كه نور الهي متجلي شده در نبی اکرم در اين خانه ها ظاهر مي شود و امت ها نور الهي را از خانه انبياء دريافت کرده و در پرتو ایشان به سوی حضرت حق هدايت مي شوند. نبي اكرم باب مطلق اند لذا شفاعت مطلقه دارند. پس خانه حضرت معصومه جزء بيوت نور است كه انوار چهارده معصوم در آن تجلي كرده و لذا بايد نور معصومين را از ايشان گرفت. اين شأن را دارند كه ما را به نور معصوم برسانند و شايد نكته اينكه در حرم حضرت معصومه براساس زيارتي كه از ثامن الحجج علي بن موسي الرضا عليه السلام نقل شده انبیاء اولوالعزم و معصومين به زيارت حاضر زيارت می شوند، همین باشد. «السّلامُ عَلَيك يا رَسولَ الله السَلامُ عَليك يا اميرَالمُومنين» البته به يك معنا در همه عالم معصومين هستند و ما در هر نمازي با خطاب حاضر عرض می کنیم: «السَّلامُ عَلَيك اَيُهَا النّبيُ وَ رَحمَةُ الله وَ بَرَكاتُه» هركسي به معراج مي رود در برگشت ابتدا بايد به نبي اكرم سلام كند. كمااينكه در رفتن هم از وادي ولايت نبي اكرم عبور می کند. در روایت آمده است: هركسی در اول وقت نماز مي خواند به خصوص نماز صبح، عبوري بر وادي كربلا دارد.

بنابراین در حرم حضرت معصومه، معصومين به خطاب حاضر زيارت مي شوند و شايد معنایش اين است كه انوار آن ها در حضرت معصومه تجلي دارد و همه از طريق تجلي در حضرت معصومه در اين حرم حضور خاص دارند. لذا خود حضرت و حرم شان بيت النور است. «رَوضَة مِن رياضِ الجَنَة» یعنی اگر كسي باطن حرم را ببيند، بهشت است. باغی از باغ هاي بهشت، حرم فاطمه معصومه سلام الله عليها است. در روایت فرمودند: مومن نسبت به ما مثل ماه مي ماند. همان طور كه در شب نور خورشيد را از ماه مي گيريد، نور ما را هم در فقدانمان از مومنين مي گيريد.

البته در زيارت حضرت معصومه سلام الله عليها همه معصومين به خطاب ظاهر زيارت مي شوند، مگر امام عصر. «السَّلامُ عَلَي الوَصيّ مِن بَعدِهِ» که این تعبیر شايد اشاره به مقام غيبت دارد كه ايشان كلمه غيب الهي است. حتي دوران ظهور در يك پرده و حجابي است. اگرچه در عالم دنيا با جسم آمدند ولي به بیان امام صادق هنوز آن كلمه غيب آشكار نشده است. «يَقولونَ لَو لااُنزِلَ اِليهِ آيَةٌ مِن رَبِّه»(یونس/۲۰) از كفار نقل شده كه به حضرت عرض مي كردند: چرا يك آيه يا نشانه اي نياوردي؟ مرحوم علامه طباطبايي فرمودند: اين ها مي خواهند قرآن را تحقير كنند می گویند چرا آيه نياورده ای! خداي متعال می فرماید: آن آيه اي كه شما مي گوييد، از امور غيبي است و در اختيار خداست. «فَانتَظِروا انّي مَعكُم مِن المُنتَظرين» اين آيه را خدا به من داده است، من منتظرم، شما هم منتظر باشيد تا ظاهر بشود. در روایت فرمودند: امام زمان، غيب الهي است. لذا در آيه نور اشاره اي به معصومين شده كه به امام زمان با اين تعبير است: «يَهدي الله لِنورِهِ مَن يَشاء»(نور/۳۵) این «نورِهِ» تفسير به امام عصر(عج) شده است. چنين مقام غيبي دارند كه در عين حضور، غايب اند. در حالیکه در اين دنيا و در قالب جسم بشري متولد شدند، ولي غايب هستند.

فاطمه معصومه(س) و مقام شهادت و شفاعت ایشان

حال که ایندو نکته توضیح داده شد، نکته سوم این خواهد بود که آن وجود مقدسي كه مَثَل نور الهي است و همه هدايت و توحيد و حقايق و اسرار در وجود مقدسش خلاصه مي شود، يك مقام معرفت و عبوديت دارند و بر این اساس مقام شهود پيدا مي كنند یعنی بر همه كائنات و امت ها شاهدند. «وَ يَومَ نَبعَثُ فی كُلِّ اُمَّة شَهيداً عَلَیهِم مِن اَنفُسِهِم وَ جِئنا بِکَ شَهیداً عَلی هوُلاء»(نحل/۸۹)

در روز قيامت از میان هر امتي يك گواه برمي انگيزیم كه شاهد ظاهر و باطنشان بوده و شما را هم به عنوان شاهد بر این گواهان مي آوريم. يعني هر پيغمبري شاهد و لذا شفيع امت خودش است و حضرت شاهد بر شهداء هستند. همه اسراري كه نزد شهدا است، اسرار خودشان نزد نبي اكرم است. روز قيامت آن شهيدي كه شاهد بوده وجود مقدس نبي اكرم است. پيامبر شاهد بر كل، مَثَل نور الهي و شفيع كل هم هستند. شفيع بودن شئوني مي خواهد که يكي از آن ها شهادت و شان دیگر عهد است. كسي كه مي خواهد شفاعت كند و شفاعت شونده بايد عهدی داشته باشند كه در روايات به ميثاق ولايت تعبیر شده است. شفیع، بايد فداكاري كند وگرنه خداي متعال كه بندگانش را به دست هركسي نمي سپارد، فقط آن هايي كه امتحان پس دادند. ميگويد حالا برويد امت من را تربيت كنيد و بياوريد. شفاعت عهدي مي خواهد و بايد با خدا بسته باشد، خداي متعال هم بداند كه او در عهدش صادق است، آن وقت به او يك امت را مي سپارند. كسي که مي خواهد دست من را بگيرد و از ضلالت نجات بدهد، بايد عوالم من را ببیند. كسي كه نمي داند من كجاي عالم هستم، كاري نمي تواند بكند. آن معلم خاص بايد شاهد و شفيق باشد. مقام شفاعت فداكاري و از خود خرج كردن براي اينكه ديگران برسند، است. مقامي است كه بار ديگران را به دوش مي كشد.

در قرآن کریم در سوره فتح این بحث آمده است که «انّا فَتَحنا لَك فَتحاً مبيناً * لِيَغفر لَك الله ما تقَدّم مِن ذَنبِك وَ ما تَاَخّر»(فتح/1-2) خداي متعال براي شما فتح آشكاري كرده و می خواهد گناهان گذشته و آينده تان را بيامرزد. واقعاً اين پيغمبري كه معصوم علي الاطلاق است گناه از آينده و گذشته دارد؟ این نيست. حضرت نه گناه و نه حتی قصد گناه كرد. «ما كان لَه ذَنبٌ و لا هَمَّ بِذنبِ وَ لكِنّ الله حمله ذنوب شيعته ثمَّ غَفَرَها لَه»(8) گفت خدايا من اين ها را پاك مي آورم. يك نمونه اش را خداي متعال در قرآن فرموده است: اگر محضر تو بیایند، «فَاستَغفَروا الله وَاستَغفَرَ لَهُمُ الرَّسول لَوَجَدالله تَوّاباً رَحيماً»(نساء/۶۴) اين پيامبر براي شما استغفار كند، وسط رحمت خدا هستید. شفاعت يعني او استغفار مي كند ما به مغفرت و توبه الهی مي رسيم. لذا در زيارت روز شنبه حضرت از راه دور عرض مي كنيم: خدايا تو گفتي اگر اين ها نزد پيامبر استغفار كنند، مقام تواب بودن و رحمت رحيميه خدا را درک مي كنند. پس شفاعت يعني حضرت استفغار مي كند، نافله شب مي خواند، روزه ماه شعبان مي گيرد ولی ما به مقام رضوان مي رسيم. شفاعت شهود و فداكاري مي خواهد. شفاعت يعني «و بَذَلَ مُهجَتَهُ فيكَ لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِن الجَهالَه» نجات ما از شيطان و اولياء طاغوت، خون دل سيد الشهداء را می خواهد.

كسي كه هدايت الهي در او تجلي كرده و مردم را از خاك به ملكوت برساند، بايد آگاهي داشته، اسرار را بداند و امين خدا باشد و اين در وجود مقدس نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم است. لذا اگر بخواهيم هدایت بشویم بايد حضرت مثل خورشید بر وجود ما بتابند تا شكوفا شده و رشد كنيم. اين بايد باشد وگرنه نمي توانيم. «فَاستَغلَظَ فَاستَوی عَلی سوقِهِ»(فتح/۲۹) حالا اگر حضرت اينجا دست ما را گرفت، تازه اول حجاب هاست. کسی در اين عالم يك قدم برداشت، حجاب هاي عالم بعد براي ورود به جنت و بهشت و مقام توحيد سخت تر است.

در روايت هست كه امام سجاد غلامی داشتند که به امام باقر عرض كرد: آقا انقدر مردم را فريب ندهيد و نگویيد شفاعت محمد شفاعت محمد. مردم مغرور مي شوند. در صورتی که این طور نیست و وعده شفاعت مثل وعده توبه و استغفار است و ايجاد امید مي كند، نه غرور! حضرت در پاسخ فرمودند: «وَیحَک یا ابا ایمن! اغرك ان عف بطنك و فرجك؟! اما لو رأيت افزاع القيامه»(9) پيداست آدم پاكي بوده زحمت كشيده دهنت را پاك كردي دامنت را پاك كردي. خب اين مقامي است، آیا مغرور شدي؟ سختي هاي قيامت به اندازه ای است که همه احتياج به شفاعت پيامبر دارند. پس همينطوري كه در عوالم قبل حضرت ما را شفاعت كردند و معلم انبياء در عالم ارواح بودند، در عالم ميثاق و اين دنيا هم معلم ما هستند. «وَ هُم و الله يُنوِّرونَ قُلوبَ المُومِنين»

تعبيري نقل شده كه عصر عاشورا خطاب آمد: ما هيچي از شما كم نمي گذاريم، همه چيز را به خودتان بر مي گردانيم، از مقام تان هم كم نمي كنيم. عرضه داشتند ما پاي عهد خودمان هستيم. شاید اين عهد شفاعت است که خدايا من می خواهم بندگان تو را نجات بدهم، قطعه قطعه هم شوم بايد نجات بدهم. لذا بعضي گفتند: «يا غياثَ المُستَغيثين»(٢١) كه حضرت در گودي قتلگاه فرمودند، يعني خدايا هنوز قرار ما تمام نشده است. بگذاريد تا آخر بروم، هنوز نفسي دارم. موضوع شفاعت هم دستگيري در عبور دادن ما از ظلمات و جهنم به سمت هدايت و نور و بهشت است.

تبیین حقیقت جنت

جنت چیست؟ جنت بيت النور و بيت توحيد است که هيچ غفلتي در آن نيست. وادي كه «يُسَبّحُ لَهُ فيها بالغُدُوّ و الاصال رِجالٌ لا تُلهيهِم تجاره و لا بَيعٌ عَن ذِكرالله وَ اِقامِ الصّلاة وَ ايتاء الزكاة»(نور/۳۷) هيچ چيز آن ها را از وظيفه شان نسبت به خداي متعال كه اقامه الصلاة و توجه است و نسبت به عباد كه پرداخت الزكاة است باز نمي دارد.

هر كسي وارد ولايت اهل بيت شد اين طور مي شود. لذا كساني كه الان وارد شدند و بهشتي اند اين شفاعت در توحيد و جنت و قیامت و رضوان هم هست. يعني دستگيري در اين كه غفلت ها را از ما بزدایند. اگر کسی همه مقامات توحيد را در دنيا طي كند و سلمان هم بشود، باز در برزخ محتاج سيد الشهداء است. «الّلهم ارزُقني شفاعَتَ الحُسين یَومَ الوُرود» لذا انبياء در قيامت هم محتاج به شفاعت نبي اكرم هستند. حضرت هم در عالم ارواح مبعوث به آنها بوده، هم در عالم دنيا حمايتشان مي كرده و هم در عالم قيامت و برزخ بايد شفاعتشان كند. خود انبياء هم چون شیعه اند شفاعت حضرت را مي خواهند. هيچ وقت شعاع خورشيد بدون خورشيد در هر عالمي كه باشد سیر نمی کند. لذا همه در همه عوالم محتاج شفاعتیم.

فرمودند: اگر سختي هاي قيامت را مي ديديد مي فهميديد احدي نيست که محتاج به حضرت نباشد. موضوع شفاعت هم شفاعت في الجنة است. جنت يعني دار التوحيد، جای بخور و بخواب و خوش گذراني نیست. البته عيش و رفاه هست. «لايَمَسُّنا فيها نَصَبٌ وَ لایَمَسُّنا فیها لُغوب»(فاطر/۳۵) «لايَبغونَ عَنها حِوَلا»(کهف/۱۰۸) دلشان نمي خواهد جا به جا شوند و تحولي هم نیاز ندارند. همه چيز آنجا جمع است ولي همه ذكر حضور است و دار خوش گذراني و عياشي به معني التذاذات نفساني نيست. لذا در مورد جهنم فرمودند «انَّ النّارَ حُفَّت بِالشَّهَوات» آتش پيچيده در شهوات است. اما بهشت مقام حضور و ذكر و توحيد است.

عبور از سختي هاي دنيا هم با امام ممكن است وگرنه همه ما جهنمي مي شويم. شيطان در رجزي كه مي خواند، نمی دانست که اگر او كمر به گمراهی بسته، نبي اكرم هم با خدا قرار دارند كه هدايت كنند. لذا حضرت فرمود: «سَمِعتُ رَنَّةَ الشَّیطان» در غار حراء صداي ناله شيطان را شنيدم که وقتی من مبعوث شدم، مايوس شد. اگر او شش هزار سال عبادت دارد، حضرت روزگاران طولانی به تسبیح خدای متعال مشغول بودند.

باطن جنت ولایت امام و نیازمندی به شفاعت در جنت

لذا دو نكته در اینجا وجود دارد و آن این است که باطن جنت چيزي جز ولايت نيست. قرآن فرمود: در بهشت متقين «وَ اَنهارٌ مِن خَمرِ»(محمّد/۱۵) نهر خمر در بهشت متقين است که از آن مي خورند مي آشامند و در آن شنا مي كنند. امام باقر فرمود: «عِلمُهُم يَتَلذّذُ منهُ شيعتُهُم»(10) باطن اين نهر خمر علم الامام است و ما همه مهمان ایشان هستيم. اگر ما بخواهيم وارد وادي ولايت بشويم، بايد عمل مان صالح و صفات مان حميده باشد و شرك خفي نداشته باشيم. شفاعت در جنت از همين دنيا شروع مي شود. او استغفار و عبادت مي كند ما پاك مي شويم، او نماز شب مي خواند ما بالا مي رويم. اگر فردی به نیابت مومني که از دنيا رفته نماز قضایش را بخواند، او از جهنم نجات پيدا مي كند و اين هم نوعی شفاعت است.

شفاعت معصوم نسبت به همه كائنات است. گفته خدايا آنهايي كه با تو عهد بستند را من پاک تحویل تو می دهم. امام موسي بن جعفر فرمود: بنا شد شيعه عذاب بشود «فَوَقَيتُهُم وَالله بِنَفسي» من خودم سپر شدم و به زندان رفتم. قرار بود آن ها با بلا رشد كنند، من جورش را کشیدم.

آن هايي كه شيعه كامل هستند مي توانند شفاعت كنند. یکی از شئونی که وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها دارند اینست که: «اشفعي لی في الجنة فان لَك عِند الله شأناً مِن الشأن» این سه مقامی که برای اینشان گفتیم که اول اتصال خاص به معصومین بود و دیگر حضور انوار همه معصومین در وجود مقدس ایشان بود و تخاطب در زیارت نامه ایشان با حضرات.  و سوم هم مقام شفاعت ایشان است. انسان متحیر می شود که این چه مقامي است. زيارت هم از معصوم است و کار انسان عادی نيست. اين را براي بعضي از امامزادگان بزرگان انشاء كردند ولي اصل آن براي حضرت معصومه است.

لذا این مقام بلندی که ایشان دارد سبب شفاعت ایشان نسبت به شیعیان دیگر هم می شود. یک موقع کسی رفعت مقام دارد ولی گاهی این مقام «متعدی» است و می تواند دستگیر دیگران هم باشد. جوری او را شفاعت کرده اند که خودش شفیعه محشر شده است. «تدخل شیعتی باجمعهم بشفاعتها فی الجنه» اين شفاعت در جنت یعنی از الان حضرت كاري كنند كه ما از صفات رذيله و شرك و از اولياء طاغوت و شيطان كه دام پيچيده اي است نجات پيدا كنيم. از همه وسوسه ها و کید و نفسات و همزات او در امان بمانیم. که انواع این دام ها را در ادعیه روزهای ماه مبارک رمضان می خوانیم. شفاعت فی الجنه یعنی انسان را از همه اینها جدا کردن. بهشت جاي آلودگي نيست، كسي كه مي خواهد شفاعت في الجنة كند بايد من را بهشتي كرده و صفات خودش را در من بدمد سپس وارد بهشت کند.

کسی که وقود و آتش گیرانه جهنم شده است و با شجره زقون مرتبط است مگر می شود وارد بهشت شود. قرآن مي فرمايد: آتش گيرانه جهنم آدم ها هستند. «وَقودُها النّاسُ وَ الحِجارَة»(بقره/۲۴) آدمي كه ديگران را دعوت به شهوات مي كند یا ديگران را به گناه مي اندازد، آتش گيرانه جهنم است. عده اي نفسشان به هر كسي بخورد او را جهنمي مي كنند. اين آدم را نمي شود وسط بهشت برد الا اینکه بايد پاك شود. بهشت که جای نجاسات نیست. تا انسان تطهیر نشود که وارد بهشت نمی شود. خداوند می فرماید: يك عده اي وارد بهشت نمي شوند «حَتّي يَلِجَ الجَمَلُ في سَمِّ الخياط»(اعراف/۴۰) تا اينكه شتر از سوراخ سوزن رد شود. بعضي ها در تفسیر گفتند یعنی محال است. شاید هم بايد آب شده تا به اندازه يك ذره بشود. بعضي ها انقدر از حرام فربه شدند که تا آب نشوند وارد بهشت نمي شوند. پس شفاعت در بهشت یعنی تطهير از گناهان. بعضي ها نفسشان به انسان بخورد بهشتی می شود. اینکه کسی بتواند چنین کیسه ای به تن انسان بکشد که اینطور انسان را تطهیر کند این مقام بسیار بلندی دارد. این یعنی تطهیر از صفات رذیله که انسان یک عمر بدنبال آن می دود یک صفت را نمی تواند تطهیر کند. این چه مقامی است که می تواند اینطور در انسان در تطهیر ایجاد کند؟!

نفس و دست ایشان بهشتی است و اگر به انسان بخورد انسان بوی بهشت می گیرد. همانطور که عده ای ارتباط شان با انسان، او را جهنمی می کنند، عده ای هم نسیم بهشت هستند و انسان را بهشتی می کنند. واقعا همین اطراف انسان گاهی می بینیم که وقتی با کسی ارتباط داریم بعد از مدتی انسان بوی بهشت می گیرد. این یعنی این رد صاحب مقام شفاعت است. حضرت معصومه نسبت به همه شيعيان در همه مقامات اينطور هستند. یک چیزی از مقام محمود نبي اكرم در ايشان هست كه می تواند همه را بهشتي كند. و این جنت و بهشت هم از دنیا شروع می شود به بزرخ و آخرت کشیده می شود. اين «شأنا» هم به این دلیل نكره آمده که براي تعظيم است و از شئون کبرای شفاعت وجود مقدس نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در فاطمه معصومه است.

اين لطفي است كه خدا به اين بزرگواران كرده، هيچ وقت هم خسته نمي شوند مثل مادري كه از بچه اش دل نمي كند، «اَدَّبَ نَبيّهُ عَلي مَحَبَّتَهِ فَقال وَ اِنّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظيم»(11) يك خلق عظيمي دارند كه همه عالم مهمان اين خلق عظيم اند. هیچ وقت دل از امت خود نمی کنند و جدا نمی شوند. همه عالم مهمان این خلق عظیم آنها هستند.

این مقام بلند ایشان است و ان شاء الله خدا به همه توفیق دهد که از این بهشتی که در اختیار همه قرار داده است، غفلت نکنیم و مرتب در این بهشت سیر کنیم. نفس ایشان به انسان بخورد انسان بوی بهشت می گیرد و شعله های جهنم از او دور خواهد شد. درون ما ممکن است شعله هایی از جهنم درش باشد و با اتصال به این منبع اینها تطهیر خواهد شد. وقتی انسان وارد حرم می شود بوی بهشت می گیریم و دست ایشان دست شفا دهنده است و مرض های حقد و کینه و بخل و ریا و غفلت و توجه به دنیا از انسان می رود. و باید از ایشان بخواهیم که ما در این محیط نگه دارد. یعنی ما را وسط وادی ولایت امیرالمومنین ببرند که هرجای عالم هم برویم آنجا بهشت است. «ان الابرار لفی نعیم» و اگر کسی در این دنیا با این شفاعت همراه شد عوالم بعدی هم با شفاعت ایشان سیر خواهد کرد. السلام علیک یا بنت رسول الله...

پی نوشت ها:

(1) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏57، ص: 228

(2) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 16

(3) علل الشرائع، ج‏1، ص: 183

(4) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏99، ص: 266

(5) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص: 80

(6) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 61

(7) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 261

(8) تفسير القمي، ج‏2، ص: 314

(9) تفسير القمي، ج‏2، ص: 202

(10) تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 573

(11) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 265