نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 29 خرداد 1398 - Wed, 19 Jun 2019

میلاد حضرت زهرا در هیات ثارالله/ رسالت نبی اکرم و نقش ویژه فاطمه زهرا در ارتباط با ثقلین

متن زیر سخنرانی آیت الله سیدمحمد مهدی میرباقری است که به تاریخ 28 اسفندماه 95 در هیات ثارالله قم برگزار شده است. ایشان در این جلسه با اشاره به رسالت عظیم پیامبر گرامی اسلام بیان می کنند که پیامبری که در میثاق با خدای متعال بر همه انبیاء سبقت گرفته است در این عالم دنیا بعد از همه انبیاء مبعوث شده است. رسالت حضرت رسالت عظیمی است که خدای متعال در همان آغاز دشمنی هایی كه در مقابل ایشان اتفاق می افتد و مسیر طولانی كه باید طی شود تا بشریت به هدایت الهی برسد را به تصویر می کشد و در همه موارد و خطاب ها به پیامبر گرامی فرمان تحمل و صبر داده می شود. البته خدای متعال در این مسیر عظیم مؤیداتی برای حضرت قرار داده است؛ دو مؤیدی كه برای پیغمبر گرامی اسلام قرار داده شده یكی قرآن و دیگری اهل بیت و ائمه علیهم السلام است که به وسیله آنها رسالت حضرت در عالم محقق می شود. خدای متعال این دو حقیقت را در وجود مقدس حضرت زهرا به پیامبر گرامی اسلام عطا کرده است؛ وجود مقدسی كه تضمین همه نبوت و هدایت پیامبر است و همه حقایق از طریق ایشان در عالم بسط و انتشار پیدا می كند. 

جایگاه نبی اکرم در میان انبیاء

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. و اللعن علی اعدائهم اجمعین. خدای متعال وجود مقدس نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را كه سر سلسله همه انبیاء هستند و به تعبیری كه در زیارت ایشان از راه دور نقل شده که زیارت فوق العاده ای است انشاالله خدای متعال روزی كند روزهای شنبه بر این زیارت مداومت داشته باشید بركات فراوانی دارد؛ تعبیری که در این زیارت نقل شده این است: «أَوَّلِ النَّبِیینَ مِیثَاقاً وَ آخِرِهِمْ مَبْعَثا»(1) آن كسی كه در میثاق با خدای متعال بر همه انبیاء سبقت گرفته، انبیاء خودشان سابقین هستند. «السابقون السابقون» فرمود انبیاء و رسل الهی هستند که در همه عوالم در بندگی خدا سبقت گرفتند چه در قبل از این عالم و چه در این عالم. در بین انبیاء آن كسی كه در میثاق بر همه انبیاء سبقت گرفته وجود مقدس نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم است. «وَ آخِرِهِمْ مَبْعَثا» در عالم دنیا بعد از همه مبعوث شده است. شاید نكته اش این است كه همه انبیاء دیگر بعثت شان یك بعثت جزئیه بوده و جزئی از بعثت كلی نبی اكرم است. همه آنها به تعبیری مقدمه بودند و عالم را برای ظهور حضرت در این عالم مهیا كردند.

همان طور كه از روایات ما استفاده می شود وجود مقدس نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در عالم ارواح، مبعوث به انبیاء بودند این تعبیر عجیبی است من مصدر اصلی اش را بیاد ندارم در مقدمه تفسیر صافی مرحوم فیض آن را نقل كردند: وجود مقدس نبی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم در عالم ارواح قبل از خلقت در این عالم مبعوث به انبیاء بودند یعنی برای انبیاء پیغمبری می كردند، از غیب برای آنها پیغام می آوردند، آنها تحت تعلیم و هدایت حضرت بودند و توحید را به انبیاء الهی تعلیم كردند؛ به عبارت دیگر انبیاء الهی توحید را از وجود مقدس نبی اكرم آموختند، انبیایی كه معلم توحید در این عالم هستند. انبیاء آمدند و آن كسی كه در آخر آمده و بعثت با او كامل شده و مكمل همه انبیاء است وجود مقدس نبی اکرم است و آنچه به همه انبیاء داده یك رشته بیشتر نیست «وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ»(بقره/285) همه انبیاء یك كار انجام می دادند و كار نبی اكرم جامع همه آن رسالتی است كه بر دوش انبیاء الهی بوده است.

ویژگی رسالت پیغمبر

پیغمبر گرامی آمدند و می خواستند همه عالم را نورانی كنند و عالم وارد فضایی شود كه برای ما اصلاً قابل تصور نیست؛ حضرت می خواستند مردمی كه مشغول به دنیا هستند و آلهه شان این دنیاست و طعم بندگی خدای متعال و توحید را نچشیده اند، طعم توحید را بچشند و موحدانه زندگی كنند، مردم را از فضای غفلت به فضای ذكر، به تعبیر قرآن از فضای ظلمت به فضای نور برند و آنها را به حیات طیبه برسانند و تعابیر دیگری كه در باب این وجود مقدس است. وجود مقدس نبی اکرم چنین رسالت بزرگی را نسبت به همه عالم به عهده داشتند و این رسالتی است كه برای كسانی كه دنیا برایشان اصل است و غرق در توجه به دنیا و عوالم مادون هستند یك رسالت دور از ذهن و چه بسا شگفت انگیز است.

گاهی از شایع ترین حرف هایی كه در باب انبیاء الهی می زدند این است كه آنها را متهم به جنون می كردند، این اتهام ساده ای نبوده، آنها انبیاء الهی را از جنس مجانینی كه رفتار غیرعاقلانه می كنند نمی دانستند؛ آنها می دانستند پیغمبر عاقل ترین انسان ها در امور عادی است مقصود از جنون اتهام دیگری است. حرف های دیگری درباره انبیاء می گفتند كه به شكل های مختلف در طول تاریخ گفته شده است. در دنیای جدید نیز به ادبیات علمی همان حرف ها را می زند. اینكه در طبقه بندی های علمی ادیان الهی را در ذیل سحر، جادو، كهانت و امثال اینها قرار می دهند، از همان جنس حرف هاست یعنی یك حرف عجیب غیبی اثر گذاری است كه جامعه جهانی را تغییر می دهد و روی انسان ها اثر می گذارد. در سوره مدثر آمده است وقتی به عالم قریش گفتند آیات قرآن را ارزیابی كن و نظر بده خودش تحت تاثیر آیات قرار گرفت به طوریكه احساس كردند او هم مجذوب حضرت شده به او گفتند آیا تو هم مجذوب حضرت شده ای گفت نه اما این كلام عادی نیست بعد از تأملات فراوان گفت اینها اسطوره و داستان است. «ثُمَّ قُتِلَ كَیفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ * فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ یؤْثَرُ»(مدثر/20-24) این سحری است ولی از جنس سحری است كه اثرگذار بر جامعه جهانی است. آنها اینگونه تعبیر می كردند كه قرآن را در كنار سحر و كهانت قرار می دادند، این تعبیر شایعی است كه همین كار را با زبان و ادبیات علمی می كنند و كتب الهی و ادیان را جزو اساطیر و مربوط به دوره های عدم بلوغ بشریت و امثال آن می دانند.

دعوت جهانی پیغمبر

وقتی دشمنان دعوت شایع نبی اكرم را می دیدند اتهاماتی از نوع كهانت، سحر، داستان گویی و افسانه گویی و حتی تا مرز اتهام به جنون پیش می رفتند. در سوره هایی كه خطاب به پیامبر گرامی است توجه کنید سوره علق، مزمل و مدثر و سوره های دیگری كه به ایشان فرمان می دهد و ایشان را دعوت می كند به اینكه دعوت خود را جهانی كند. پیغمبر ما «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ»(علق/1) قرائت پیامبر مرحله جدیدی از ربوبیت خدای متعال است نسبت به این پیغمبر كه همه عالم را وارد مرحله جدیدی می كند. قرائت حضرت که قرائت انسان معمولی نیست. وقتی پیغمبر وحی را قرائت می كند اتفاقات عظیمی می افتد. یا در سوره مدثر به پیغمبر می فرماید: «یا أَیهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَثِیابَكَ فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ»(مدثر/1-5) مقصود از مدثر چیست؟ چه حالتی در پیغمبر پیدا شده است؟ در روایات آمده است و از اسامی وجود مقدس نبی اكرم ناظر به یكی از شئون خاص پیامبر است گاهی به ایشان خطاب می شود «یا أَیهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ» شما به پاخیزید و انذارتان را شروع كنید «وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَثِیابَكَ فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ» حاصل دعوت شما باید تكبیر پروردگار باشد همه را در چشمها و دل ها كوچك كنید عظمت خدای متعال را در دل ها بنشانید؛ این كار از شما ساخته است. امت خود را از آلودگی هایی كه دامن این امت را گرفته و می گیرد تطهیر كنید، آنها آلوده به شرك و غفلت هستند. عظمت پروردگار را در دل آنها بنشانید آنها را موحد كنید. امت خود را از آلودگی ها دور كنید.  

یا گاهی در قالب دیگری به پیامبر گرامی می فرماید: «یا أَیهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّیلَ إِلَّا قَلِیلًا * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا * أَوْ زِدْ عَلَیهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا * إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیكَ قَوْلًا ثَقِیلًا * إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیلِ هِی أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا»(مزمل/1-7) بر اساس روایات این از اسامی حضرت است این یك عنوان ساده نیست. جز اندكی از شب را شما بیدار باشید. قرآن را به ترتیل بخوانید. معنای ظاهری ترتیل خوانی این است فصاحتی كه با تدبر و تأمل است. شما را دعوت می كند که نیمی از شب كمی كمتر، كمی بیشتر، متناسب با شب ها و احوالتان بیدار و مشغول به تلاوت قرآن باشید كه بتوانید مأموریت الهی را تلقی كنید، مأموریت الهی را به انجام رسانید. گاهی با تعابیر دیگری خطاب به حضرت می شود در همه این موارد و خطاب ها به پیامبر گرامی دستور داده می شود كه تحمل كنید، صبر كنید. در همان آغاز رسالت حضرت آن دشمنی هایی كه در مقابل حضرت اتفاق می افتد و یك مسیر طولانی كه باید طی شود تا بشریت به آن نقطه مقصود و آن نقطه هدایت الهی برسد به تصویر كشیده می شود. با تعابیر مختلف به حضرت دستور به صبر می دهند: «وَاصْبِرْ عَلَى مَا یقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا * وَذَرْنِی وَالْمُكَذِّبِینَ أُولِی النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِیلًا»(مدثر/10-11) بر گفته های آنها صبر كنید، از آنها دوری گزینید، از آنها هجر جمیل داشته باشید. آنها را رها كنید مهلتی به آنها دهید مهلت شان تمام می شود. مفسرین در تفسیرها مفصل به این مسئله پرداختند.

ویژگی های پیامبر

بنابراین حضرت یك ماموریت عظیم دارد. در این ماموریت در قالب های مختلف به پیغمبر گرامی دستور داده می شود كه شما باید برای هدایت مردم این اقدامات را انجام دهید. «قُمِ اللَّیلَ إِلَّا قَلِیلًا» «قُمْ فَأَنْذِرْ» «اقْرَأْ» و امثال آن. مأموریت های بزرگی بر دوش پیغمبر گرامی گذاشته شده که برای هدایت، دستگیری و شفاعت است برای این است كه عالم نورانی شود. آن وقت گاهی پیغمبر گرامی معرفی می شود كه این پیغمبر چه كار می كند چه شخصیتی است و باطن كار حضرت توضیح داده می شود.

«یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا * وَ دَاعِیا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا»(احزاب/45-46). این پیغمبر چراغ روشنی است كه خدا پیش روی انسان روشن كرده است. ای پیغمبر ما، كسی كه صاحب مقام نبوت هستید و اخبار غیب به شما می رسد و از آن با خبر هستید نبی هستید. خدای متعال این پیغمبر را رسول قرار داده و برای ما فرستاده، شاهد ظاهر و باطن ماست. پیغمبری كه آمده ما را هدایت كند، شاهد همه كائنات است. بشارت هایی آورده که بشارت به توحید و مقامات موحدین است انذارهایی آورده نسبت به شرك و غفلت از خدای متعال كه همه انذار های قرآن به این مسئله بازمی گردد. ایشان شخصیتی است كه می تواند دعوت الی الله كند چون دعوت الی الله كه حرف و سروصدا نیست كسی می تواند یك امت را به سمت خدای متعال دعوت و هدایت كند و آنها را ببرد كه خود دعوت شده باشد. «وَدَاعِیا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا» یك چراغ روشنی است كه قلوب انسان ها، ظاهر و باطن عالم را روشن می كند.

یا از خصوصیات دیگر پیغمبر ذکر است. پیغمبر ما شما كلمه ذكر ما هستید «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ‏ ذِكْرا رسولاً» پیامبر سراسر وجودش ذكر الهی است و رسول خداست. اگر ما باید متذكر به خدای متعال شویم تا به آرامش برسیم، «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(رعد/28) اگر انسان باید به حضرت حق توجه پیدا كند، خدای متعال به قلب انسان توجه پیدا كند، انسان آرام می شود همه اینها در این وجود مقدس نبی اکرم محقق شده است. می فرماید: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‏ قَالَ بِمُحَمَّدٍ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ وَ هُوَ ذِكْرُ اللَّهِ وَ حِجَابُه‏»(2) آن كلمه ذكر الهی كه خدای متعال او را نازل كرده و همه عوالم با او به ذكر خدای متعال می رسند و هر قلبی نورانی به ذكر خدا می شود، حاصل حضور نبی اكرم و نزول نور نبی اكرم در آن قلب است. اگر خدای متعال به بنده ای توجه می كند، این توجه از طریق این وجود مقدس واقع می شود.

دعوت حضرت به صبر در رویارویی با مصائب رسالت

این پیغمبری كه خدای متعال فرستاده كه سرآمد همه انبیاء و واجد همه كمالات انبیاء است، به تعبیر قرآن كلمه ذكر الهی و نور الهی است، «كَلِمَةِ نُورِك‏» و امثال این كمالات را دارد. در مقابل این پیغمبر یك جریان پیچیده و سختی وجود دارد كه در همان آغاز بعثت مكرر به ایشان توضیح داده شده است: پیغمبر ما شما صبر كنید؛ البته قرآن گاهی وقتی می خواهد جمع بندی كند دوران آنها را بسیار كوتاه می داند و به پیغمبر می فرماید: «مَهِّلْهُمْ قَلِیلًا»(مدثر/11) یك فرصت كوتاهی به آنها بده «إِنَّ لَدَینَا أَنْكَالًا وَجَحِیمًا»(مزمل/12) شما یك فرصت كوتاهی تأمل كنید ما داستان آنها را جمع می كنیم. گاهی اوقات وقتی قرآن می خواهد كل داستان آنها را بیان كند می فرماید: «وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا»(اسراء/81) حق آمد و باطل رفت. باطل از اول رفتنی و نابود شدنی بود.

گاهی می فرماید: پیغمبر ما «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»(صف/9) اراده ما به این تعلق گرفته كه دین شما را بر همه ادیان غالب كنیم ولو اینكه مشركان، آنهایی كه موحد نیستند، آنهایی كه در مقابل دین تو می ایستند و می خواهند مشركانه زندگی كنند، تحمل توحید را ندارند، آنها مایل نیستند دین شما غالب شود. قرآن می فرماید: «وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ»(زمر/45) وقتی شما صحبت از توحید می كنید آنهایی كه ایمان به آخرت ندارند متنفر می شوند. خدای متعال از ابتدا به پیامبر توضیح می دهد كه یك مسیر سختی است ولو این مسیر به پیروزی ختم می شود. «یرِیدُونَ أَنْ یطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»(توبه/32) می خواهند این چراغ را خاموش كنند، خدای متعال متم این نور است. خدای متعال برای وجود مقدس نبی اكرم مؤیداتی قرار داده است.

پیغمبری كه آمده با یك رسالت عظیم، جامع همه رسالات انبیاء و پیغمبر همه پیغمبران است، آمده حقیقت توحید را به ما تعلیم كند، عالم را تغییر دهد، ما را وارد وادی توحید كند، ما را بهشتی كند، ما را از دنیا و جهنم به وادی بهشت برد. شفاعت این پیامبر آنقدر شفاعت با عظمتی است ما را از شرك و غفلت دور می كند، ما را از توجه به عالم به توجه به خدای متعال برمی گرداند، ما را از تذكر به مخلوقات متذكر به حضرت حق می كند، تا موحدانه زندگی كنیم. این امر بسیار عظیمی است پیغمبری بیاید و بتواند همه انسان ها را از همه غفلت ها عبور دهد، از شرك خفی و جلی عبور دهد، آنها را موحد كند، همه را به دار توحید برساند و در مقامات توحید تا مقامی كه به ملاقات پروردگارشان برسند سیرشان دهد. «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یوحَى إِلَی أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ یرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ»(کهف/110) به توحید و یكتاپرستی دعوتشان كند تا جایی كه به آنها وعده ملاقات با پروردگار می دهد؛ راه رسیدن به این ملاقات را هم پیش روی آنها باز می كند، آنها را موحد می كند تا مرز لقاء الله پیش می برد؛ این پیغمبری كه آمده با موانع بسیاری روبه روست؛ اینگونه نیست كه وقتی انبیاء می آیند به تعبیر ناقص من در یك خلأ مبعوث شوند كه خیال كنید پیغمبر آمد همه چیز رو به راه است وقتی می آیند در مقابلشان یك دشمنان بسیار عنودی با تدبیرها و شیطنت ها وجود دارند، خدای متعال هم دشمنان را امداد می كند. این نكته مهمی است این عالم عالمی نیست كه خدای متعال دشمنان را امداد نكند عالم ابتلاء و امتحان است دشمن ها هم امداد می شوند. این توهم كه انبیاء می آیند كار به سادگی به نتیجه می رسد اینگونه نیست. انبیاء که می آیند با درگیری های عظیمی مواجه هستند و از بستر درگیری های عظیمی عبور می كنند. لذا در حدود 20 مورد در قرآن خدای متعال به پیامبر دستور می دهد: «فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ»(قلم/48) شما باید تحمل كنید مثل حضرت یونس نباشید عجله كرد، صبر كنید باید پای رسالت تان بایستید، این كار با صبر و تحمل شما به نتیجه می رسد.

قرآن و اهل بیت، مؤیداتی از جانب خداوند برای پیغمبر

خدای متعال این پیامبر را فرستاده مؤیداتی برای او قرار داده كه این مؤیدات رسالت حضرت را به نتیجه می رساند. یکی از مؤیداتی كه به حضرت عطا شده قرآن است. خدای متعال این كتاب عظیم الهی، حبل متین، رشته بین خدای متعال و مردم را به پیغمبر عطا كرده است. این كتاب الهی كتابی است كه شفیع امت حضرت نور، ذكر و رحمت است. بحث من الان توصیف قرآن نیست یكی از مؤیداتی كه خدای متعال برای پیامبر گرامی در مسیر بعثت قرار داده قرآن و كتاب الهی است كه خیلی مؤید عظیمی است. هیچ پیغمبری اینکونه تأیید نشده است. به هیچ پیغمبری چنین كتابی عطا نشده است. «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ‏»(مائده/48) مهیمن و جامع بر همه كتب انبیاء است. این كتاب فوق العاده ای كه خدای متعال همراه این پیامبر گرامی كرده این معجزه و آیه الهی از بزرگترین مؤیداتی است كه خدای متعال برای وجود مقدس پیامبر قرار داده است.

دومین مؤیدی كه خدای متعال برای این پیغمبر قرار داده اهل بیت و ائمه هدات معصومین هستند. خدای متعال به هیچ پیغمبری چنین اهل بیتی نداده. این یك امر استثنایی است هیچ پیغمبری اهل بیتی مثل امیر المومنین، وجود مقدس فاطمه زهرا و ائمه هدات معصومین نداشته كه مقاماتی كه آنها دارند و اقداماتی كه انجام می دهند كه با اقدامات آنها رسالت وجود مقدس نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم به نتیجه می رسد، بماند.

خدای متعال این دو حقیقت را همراه پیغمبر گرامی قرار داده و به وسیله این دو حقیقت پیغمبر را تایید كرده است. در قرآن مكررا از این تأیید الهی سخن به میان آمده كه خدای متعال پیغمبر را تایید كرده مؤید به این امور است و كار پیامبر گرامی به وسیله این امور، این دو حقیقتی كه خدای متعال به پیغمبر عطا كرده جلو می رود. پیغمبری كه آمدند عالم را نورانی و موحد كنند، عالم را از جهالت و غفلت بیرون برند، همه زندگی انسان توحید شود كه ما تقریباً دركی از آن عالمی كه حضرت می خواهند برای ما ایجاد كنند نداریم. الحمدلله خدای متعال توفیق داده و لطف كرده که همه ما به واسطه پیامبر گرامی از شرك نجات پیدا كردیم؛ بت پرست، خورشید پرست و ماه پرست نیستیم امید به ابدیت خود داریم؛ این مسئله بسیار ارزشمندی است كه الحمدلله همه ما از آن برخورداریم.

اصل دین الهی با ظهور حضرت آشکار می شود

این نورانیتی كه گاهی ما از آن غفلت می كنیم نعمت بسیار بزرگی است. همین نورانیت هایی كه خدای متعال در پرتو نبی اكرم به ما داده ولی دین پیغمبر اینها نیست. دین مراتب بسیار رفیع تر و بالاتری است كه ما هنوز در حجاب نسبت به حقیقت دین هستیم وقتی انشاالله آن حقیقت در قلب ما و در بیرون ظاهر شود معلوم می شود دینی كه پیغمبر خدای متعال آورده چیست. این دین هنوز در حجاب و پرده است. انشاالله وقتی حضرت ظهور كند، یكی از بركات وجود مقدس امام زمان علیه السلام و ظهورشان این است كه این دین ظاهر می شود؛ و الا آن دینی كه خدای متعال آورد، به حضرت عطا كرده كه پرتو نبی اكرم و شعاع وجودی ایشان است و ما باید در پرتو این شعاع زندگی كنیم، هنوز در پرده است. در دعای امام زمان آمده است: «أَظْهِرْ بِهِ دِینَ نَبِیك‏» یكی از اموری كه به واسطه حضرت از پرده بیرون می آید و آشكار می شود و انشاءالله آن موقع طعم دین الهی چشیده می شود آن هدایت و توحید و آن نورانیتی كه پیغمبر برای ما آوردند و ما باید از آن توحید برخوردار شویم و طعمش را هنوز نچشیدیم. طعم توحید خیلی شیرین تر از این حرف هایی است كه ما الان داریم احساس می كنیم این توحید این حقیقت كه پیامبر آوردند این دین در پرده حجاب است و به وسیله وجود مقدس امام علیه السلام ظاهر می شود كه باید دورانی بگذرد تا به تدریج این دین در عالم ظاهر شود و این خورشید طلوع كند تا در ایام ظهور حضرت پرتو این خورشید بر همه عالم بتابد نور وجود مقدس نبی اكرم همه كائنات را روشن كند.

حضرت زهرا، عطیه الهی به پیغمبر

این دو مؤیدی كه خدای متعال برای پیغمبر گرامی اسلام قرار داده یكی قرآن و دیگری اهل بیت و ائمه علیهم السلام است که به وسیله آنها رسالت حضرت در عالم محقق می شود. خدای متعال این دو را در وجود مقدس حضرت زهرا و در این عطیه بر نبی اكرم عطا كرده است. هم قرآن را كه ظاهر سوره قدر است «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ»(قدر/1) لیله قدر ظرف نزول حقیقت قرآن بر وجود مقدس نبی اكرم است و هم وجود مقدس اهل بیت علیهم السلام را در ظرف این هبه و عطیه بزرگ قرار داده است. چون خدای متعال انوار ائمه علیهم السلام را از نور وجود مقدس حضرت زهرا در این دنیا ساطع كرده است. «اخرج منها انوار ائمتی»(3) وجود مقدس فاطمه زهرا آن كلمه جامع و عطیه ای است كه خدای متعال به این پیغمبر عطا كرده است. آن رسالت عظیم حضرت كه هدایت همه عوالم و عبور دادن عالم انسانی و عالم مومنین از حجب و ظلمات، حتی از حجب نورانی تا مقام اخلاص در توحید است، رسالت نبی اكرم در از بین بردن ولایت اولیاء طاغوت و عبور دادن مومنین و موحدین از این ظلمات به سمت نور، این رسالت به وسیله وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها تأیید شده است.

لذا قرآن از وجود مقدس فاطمه زهرا تعابیر بسیار بلندی دارد؛ یك تعبیر لیلة القدر است، یك تعبیر كوثر است: «إِنَّا أَعْطَینَاكَ الْكَوْثَرَ»(کوثر/1) تلقی شان این بود كه راه پیامبر ادامه ندارد؛ می گفتند پیامبر ابتر است مقصودشان این نبود كه نسل شان ادامه ندارد؛ ابتر بودن نبی، پیغمبری كه آمده می خواهد همه عالم را تغییر دهد و یك رسالت دائمی دارد در این است كه این رسالت به انجام نرسد. آنها تلقی شان این بود كه با تدبیرشان می آیند و كار را تمام می كنند. پیامبر آمده اند مردم را هدایت كردند ما مسئله را سر جای اولش بازمی گردانیم نمی گذاریم ادامه پیدا كند. امام رضوان الله تعالی علیه قیام كردند برای اینكه عالم را یك قدم برای عصر ظهور آماده كنند. اگر فرض كنید دشمن سر جای اولش بازگرداند معنایش این است كه این اقدام امام ابتر است ولی اگر نتواند كاری كند این اقدام رو به جلو و منتجی است. وجود مكرم نبی اكرم آمده اند همه عالم را از ظلمات عبور دهند «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ»(سبأ/28) آنها را از جهنم، ظلمات، زندگی شیطانی، اهوا و نفسانیات عبور دهند و به جایی برسانند كه همه صاحب صفات حمیده باشند. خدای متعال سرمایه ای به پیغمبر داده «وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ»(قلم/4) همه علم، همه خلق را به ایشان عطا کرده «أَدَّبَ نَبِیهُ عَلَى مَحَبَّتِه‏»(4) با محبت الهی حضرت را تربیت كرده و ایشان آمده اند همه كائنات را موحد كنند.

خدای متعال ایشان را برای این هدف فرستاده است. دشمنان احساس می كردند كه بساط را جمع می كنند واقعاً دشمنانی كه اطراف حضرت بودند تدبیرهای بسیار شیطنت آمیز داشتند در بعضی نقل ها آمده است خود اولی هم گاهی می گفت تصادفاً كار ما پیش رفت ما فكر نمی كردیم به این زودی به نتیجه برسد ولی واقعاً تدبیری كه كرده بودند شرایطی كه پیش آورده بودند آشکار بود شرایط یكی دو روزه نبود كه در مدت یكی دو روز، یك ساعت یا دو ساعت اتفاق بیفتد، تدبیر جامعی بود نفوذ كردند و كنار دست حضرت و در درون دنیای اسلام شبكه بزرگی درست كرده بودند كه قرآن با تعبیر نفاق مكررا در سوره های مختلف از آن ذكر می كند و هشدار می دهد. آنها متصل به فضای بیرون و كفار بودند. این دو جریان تدبیرشان این بود كه كار تمام می شود. خدای متعال هم به پیامبر گرامی با قاطعیت می فرماید كار تمام نمی شود پیغمبر ما «إِنَّا أَعْطَینَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» آنها كارشان ناتمام است، آنها ابتر و بی پایان هستند.

در تعبیر قرآن اینگونه نیست كه صد سال و هزار سال زمانی به حساب بیاید؛ وقتی قرآن داستان دشمنان حضرت را توضیح می دهد گاهی می فرماید: «إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ»(قلم/17) مثل آنها مثل آنهایی است كه باغی را آباد كرده بودند و خیال می كردند با این امكانات می شود جلوتر روند. خدای متعال یك شب همه تلاش آنها را جمع كرد؛ صبح زود كه برای برداشتن محصولاتشان آمدند دیدند همه باغ سوخته و نابود شده. در سوره قلم داستان دشمنی آنها را مفصل توضیح می دهد بعد می فرماید آنهایی كه باغستانی یا ملكی داشتند دلخوش بودند، ما یك شب بساطشان را جمع كردیم. همه داستان آنها چنین داستانی است. پیغمبر ما شما صبر كنید این كار به نتیجه می رسد. «إِنَّا أَعْطَینَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» ما به شما كوثر عطا كردیم. وقتی به شما كوثر را دادیم مسیر شما ادامه پیدا می كند راه دشمن شما بسته می شود.

علت تسمیه نام حضرت به زهرا

لذا تعبیر لطیفی در روایت است برای تسمیه وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسامی مختلف روایاتی است؛ چرا حضرت را زهرا نامیدند چون وقتی خدای متعال نور ایشان را در عرش تابانید ظلمت از عالم ملائكه برداشته شد. در روایت عرض كرد چرا به جده تان زهرا می گویند؟ فرمود: به خاطر اینكه وقتی در محراب عبادت می ایستاد نور خدای متعال به گونه ای در او تجلی می كرد و به سرچشمه وصل می شد «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»(نور/35) که نور حضرت در مدینه می تابید و مشهود می شد. بعد مهم این است به تعبیر نارسای من، امیر المومنین علیه السلام خیره به این نور می شدند؛ امیر المومنین كه خودشان كلمه نور الهی هستند متوجه به این نور می شدند نور حضرت زهرا در مواقع نماز وقتی در محراب می ایستاد تجلی خاصی داشت.(5)

گاهی فرمودند چرا به حضرت زهرا گفتند علت اینكه به ایشان زهرا می گویند این است كه ظلمتی عارض بر عالم ملائكه شد، آنها تحت فشار قرار گرفتند متوصل به حضرت حق شدند نور حضرت زهرا در عرش تجلی کرد؛ حال با تعابیر دقیقی كه در روایت آمده است؛ این نور كه تجلی كرد حجاب ظلمانی برداشته شد، این نور به اندازه ای عظمت داشت كه همه ملائكه در مقابل خدا به سجده افتادند؛ عرضه داشتند خدایا این چه کسی است؛ خدای متعال فرمود: «هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی... خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی‏» نور حضرت را توصیف کرد. علت اینكه به ایشان زهرا می گویند چون با تجلی حضرت، عالم ملائكه از آن ظلمت نجات پیدا كردند. عظمت نور الهی را در نور حضرت مشاهده كردند با تجلی حضرت زهرا به عبادت و سجده خاصی رسیدند. درخشش نور حضرت زهراست كه آخر هم قلوب را مومن می كند. به اندازه ای كه آن نور در انسان تجلی كند انشاءالله حجاب ها از او برداشته می شود به حقیقت می رسد و طعم بندگی را می چشد. عظمت خدای متعال تجلی می كند و انسان عظمت حضرت حق را درك می كند، سجده می كند و به عبادت دعوت می شود.

علت تسمیه نام حضرت به فاطمه

بنابراین هر كدام از اسامی حضرت علتی دارد که در روایات آمده است. مهمترین آنها اسم فاطمه است. در علل الشرایع مرحوم صدوق و بقیه كتب، علل متعددی برای این تسمیه ذكر شده یكی این است؛ فرمود خدای متعال حضرت زهرا را فاطمه نامید چون وقتی خدای متعال حضرت زهرا را به پیغمبر عطا كرد امید دشمنان حضرت را قطع كرد. عرض من همین یك جمله است وقتی خدای متعال فاطمه را عطا كرد فاطمه یعنی قطع كننده و جدا كننده. یكی از وجوهی كه خدای متعال حضرت زهرا را فاطمه نامید چون طمع دشمنان وجود مقدس نبی اكرم را قطع كرد. آنها با همه وجود طمع كرده بودند.(6)

خیال نكنید دشمنان حضرت دشمنان عادی بودند تدبیرهای شیطانی داشتند، ظلماتشان همچنان ادامه پیدا كرده؛ ظلمت آنها در یك موقعی حجاب عالم ملائكه شده بود. قرآن گاهی توضیح داده دشمنان حضرت دشمنان عادی نبودند. با یك تدبیر پیچیده آمده بودند. همانطور كه وجود مقدس نبی اكرم برای مردم کافی است «كَافَّةً لِلنَّاسِ»(سبأ/28) عظمتش جز برای امیر المومنین قابل درك نیست. فرمود یا علی جز تو و من كسی خدا را نشناخت، جز من و خدا كسی تو را نشناخت، جز خدا و تو كسی من را نشناخت. پیغمبر را نمی شود شناخت. همانطور كه پیغمبر عظمت دارند شیطنت آنها هم یك شیطنت پیچیده ای است. تمام قوای ابلیس مقابل حضرت لشكر كشیدند. تمامی قوای شیاطین و جنی لشكر كشی كردند و تدبیرشان این بود كه بساط را جمع کنند. فرمود وقتی خدای متعال فاطمه زهرا را به پیغمبر داد امید آنها قطع شد فهمیدند تمام شد. معنای كوثر همین است یعنی ادامه وجود مقدس نبی اكرم، ادامه دعوتشان، هدایتشان، كتاب شان، ادامه آن انواری كه می خواستند به عالم بتابند و عالم را روشن كنند و عالم را وارد وادی توحید كنند چون همه مقامات عالم تابع ظهور غیب است.

جایگاه حضرت زهرا در رسالت پیغمبر

اگر پیغمبر گرامی اسلام در یك ذره تجلی كنند آن ذره خورشید می شود. «به ذره گر نظر لطف بوتراب کند * به آسمان رود و كار آفتاب کند» عمده آن تجلی است كه از عالم غیب می شود. این كلمه جامع غیبی الهی وجود مقدس نبی است كه همه غیب در وجود ایشان خلاصه می شود. همه فتوحات الهی در وجود مقدس نبی اكرم است. این وجود مقدس آمده همه درهای توحید را به روی موحدین باز كند؛ هشت در بهشت را باز كند موحدین از هر دری به بهشت روند، بهشت دار التوحید است. نمی خواهم تجسد بهشت را انكار كنم بهشت جسمانی است ما هم با جسممان وارد می شویم اما همه بهشت این نیست؛ كما اینكه مومن همه وجودش جسم نیست اصلش روح است بهشت هم همین طور است. حضرت می خواستند هشت در بهشت را به روی موحدین باز كنند.

اما در طرف مقابل هم دشمنان می خواستند همه ابواب بهشت را ببندند همه درهای جهنم را باز كنند عالم را جهنم کنند؛ كما اینكه قرآن گاهی که می خواهد فعل شان را توصیف كند می گوید همین كار را كردند. «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ جَهَنَّمَ یصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ»(ابراهیم/28-29) دنیا را جهنم كردند بعد هم همه مردم را در جهنم می برند. آنها می خواستند همه عالم را جهنم كنند حضرت می خواست همه عالم را بهشت كند. لذا وقتی نور نبی اكرم در عصر ظهور تجلی كند «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا» خورشید نبی اكرم بالا می آید همه عالم بهشت می شود از جنس این دنیا نیست یك عالم دیگری می شود که ما از آن عالم محجوب هستیم. لذا از دور حرف هایی می زنیم واقع نشده مثل اینكه از بهشت در خیال خود حرف می زنیم عالم ظهور هم اینگونه است. ما با عالم خیال خودمان حرف می زنیم. وقتی حضرت تشریف می آورند عالم عالم دیگری می شود. پیغمبر آمدند همه درهای بهشت را باز و عالم را بهشت کنند و شعله های جهنم را خاموش كنند همه موحد و بهشتی باشند.

دستگاه عظیمی هم شیطنتی می کرد می خواستند شهوات، شرك، غفلت و لذات و تمدن مادی حاکم شود كه اکنون هم می بینید و امری سابقه دار است و همه تذكر به دنیا و غفلت است. نقشه ها را كشیدند واقعا پیش بینی هایشان هم به حسب ظاهر جلو بردند، بر منبر خود حضرت بالا رفتند. حضرت در رؤیای صادقه دیدند بر منبر خودشان بالا می روند و مردم را به وادی كفر بازمی گردانند نگران بودند خدا سوره قدر را نازل کرد؛ پیغمبر ما «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ» ما به شما لیلة القدر و حضرت زهرا دادیم نگران چه هستید بگذار بروند روی منبر هم بنشینند؛ ما به شما كوثر دادیم آنها می خواهند راه شما را ببندند شدنی نیست.

وجود مقدس حضرت زهرا سرمایه ای است كه خدای متعال به پیغمبر گرامی عطا كرده با یك آدابی هم عطا كرده؛ وقتی حضرت به معراج رفتند نورشان در فوق مقامات همه انبیاء به پیغمبر عطا شد؛ وقتی حضرت معراج رفتند از سموات سبع عبور كردند آنجا جبرئیل حضرت را جا گذاشت عرض كرد اینجا خودتان هستید هیچ ملك و بشری در این وادی نرفته. خدای متعال عطیه ای كه به پیغمبر عطا كردند نور حضرت زهراست. وقتی خدا می خواست حضرت زهرا را به حضرت عطا کند چهل روز از حضرت خدیجه دوری گزیدند و در شب آخر طعام بهشتی آمد و فرمود پیغمبر ما احدی با شما این غذای یهشتی را شریك نشود. خدای متعال با این طعام مرحله دیگری از انتقال نور حضرت زهرا را به پیغمبر گرامی اسلام با آداب و تشریفات عطا كرد و فرمود پیغمبر ما كار تمام شد. «إِنَّا أَعْطَینَاكَ الْكَوْثَرَ» پیغمبر ما، ما به شما لیلة القدر دادیم این وجود مقدس وجودی است كه همه حقایقی كه به نبی اكرم عطا شده از طریق ایشان در عالم بسط و انتشار پیدا می كند.

لذا اگر كسی بخواهد به اسراری كه به نبی اكرم عطا شده برسد، باید به حضرت زهرا برسد و متوسل به ایشان باشد. اگر انشاءالله رشته چادر حضرت به دست كسی برسد، به حقایق رسیده. همه انبیاء اینگونه بودند همه انبیاء رشته های چادر حضرت دستشان بوده است. رشته های چادر حضرت رشته های نور، آیات قرآن، حقایق و اسرار است. انشاءالله خدای متعال به ما عنایت كند و جلوه ای از حضرت به ما عطا شود. شب میلاد حضرت زهرا شبی است كه خدای متعال این وجود مقدس را به پیغمبر گرامی اسلام عطا كرده كه تضمین همه نبوت و هدایت ایشان است.

اگر كسی می خواهد طعم توحیدی كه پیغمبر آورده بچشد باید به لیلة القدر برسد. «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ اللَّیلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَیلَةَ الْقَدْر»(7) اگر کسی می خواهد قرآنی كه به پیغمبر عطا شده را بچشد، با این حبل الهی سیر كند، اگر می خواهد مقامات قرآن را در ظرف وجودی خود بفهمد، اگر می خواهد در مدارج آیه نور طی مسیر كند تا به سرچشمه برسد، همه در وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیه است. لذا وقتی به حضرت عرض كردند این نور الهی در خانه ها كجاست؟ فرمودند: خانه های انبیاء که مقصود خانه های گلی نیست آن بیت نبوه، بیت النور نبی اكرم است. كسی به خانه حضرت زهرا اشاره كرد سؤال كرد این هم جزو همان خانه هاست؟ فرمود سرآمد همه خانه ها آنجاست.

اگر كسی می خواهد به نور و هدایت نبی اكرم، به خلق عظیم و محبت نبی اكرم، به همه خیراتی كه این پیغمبر آوردند برسد، اگر كسی می خواهد راه را پیدا كند، آن در وجود مقدس فاطمه زهرا است. خدای متعال این وجود مقدس را به پیغمبر عطا كردند با آن عطیه شان راه وجود مقدس نبی اكرم را تضمین كردند. عطیه ای است كه لیلة القدر است قرآن در آن نازل شده. اگر می خواهید به قرآن برسید حضرت زهرا است، به ائمه می خواهید برسید حضرت زهرا سلام است. «اخرج منها انوار ائمتی»، اگر كسی بخواهد به نبی اكرم راه پیدا كند وجود مقدس حضرت زهراست، اگر می خواهید به خدا راه پیدا كنید «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ اللَّیلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ» تعبیر بسیار عجیبی است، اگر كسی می خواهد به آن حقیقت قدر راه پیدا كند وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیه است. رشته اتصال همه كائنات به اسرار غیب الهی به حقیقت توحید به آن حقایق وجود مقدس فاطمه زهرا است. انشاءالله امیدواریم كه خدای متعال همه ما را از محبین حضرت قرار و بهره مند از وجود مقدس حضرت قرار دهد و انشاءالله عیدی ما را در این روز و شب ها رضایت خود از ما، درك مقامات وجود مقدس حضرت زهرا، نورانی شدن قلوب ما و جمع ما و جامعه ما و انوار وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها قرار دهد.

 پی نوشت ها:

(1) إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏2، ص: 606

(2) تفسير العياشي، ج‏2، ص: 211

(3) علل الشرائع، ج‏1، ص: 180

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 265

(5) علل الشرائع، ج‏1، ص: 180

(6) علل الشرائع، ج‏1، ص: 178

(7) تفسير فرات الكوفي، ص: 581